حکم متهمان پرونده کهریزک ابلاغ شد
ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : حسینی

 رئیس دادگاه کیفری استان تهران از پایان مهلت تجدید نظرخواهی در پرونده کهریزک در تاریخ ۲۰ مرداد ماه خبر داد.

به گزارش گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، محسن افتخاری اظهار داشت: ابلاغ رسمی به متهمان پرونده کهریزک به پایان رسیده و ما منتظریم تا فرصت تجدیدنظرخواهی به پایان برسد.
 
وی با اشاره به اتمام مهلت تجدیدنظرخواهی در پرونده کهریزک در تاریخ 20 مرداد ماه گفت: در صورتی که متهمان لایحه تجدیدنظرخواهی خود را ارائه دهند ما بررسی‌ها را آغاز می کنیم.
 
اولین جلسه‌ دادگاه متهمین پرونده موسوم به کهریزک در روز سه‌شنبه 8 اسفند 91 در شعبه‌ 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی مدیر خراسانی و به صورت غیرعلنی برگزار شد.
 
هیأت قضایی شعبه 76 در نهایت پس از گذشت 11 جلسه ختم دادرسی را اعلام و اقدام به صدور حکم برای قضات تعلیقی کهریزک کردند.

 
ماجرای راه‌اندازی حزب‌الله شرق تهران و نامه‌نگاری با زنان بی‌حجاب!
ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : حسینی

کتاب «دیدم که جانم می‌رود» خاطرات حمید داوودآبادی برای ششمین بار منتشر و روانه بازار نشر شد.

به گزارش فارس ، چاپ ششم کتاب «دیدم که جانم می‌رود» تالیف حمید داوود آبادی از سوی مؤسسه سرلشکر شهید حاج احمد کاظمی منتشر شد.
 
این کتاب که به خاطرات حمید داوود آبادی با شهید مصطفی کاظم‌زاده مربوط می‌شود، 22 مهر سال گذشته از سوی این مؤسسه بر سر مزار شهید کاظم‌زاده در بهشت زهرا (س) مورد رونمایی قرار گرفت.
 
کتاب «دیدم که جانم می‌رود» دربردارنده 273 صفحه است که مضمون آن حاوی خاطرات، تصاویر و اسناد شهید مصطفی کاظم‌زاده، توسط همرزم وی حمید داودآبادی به نگارش درآمده و به سلیقه و همت جوانان نسل امروز و با مشارکت مؤسسه «سرلشکر شهید احمد کاظمی» نجف آباد در 5000 نسخه و با قیمت 7500 تومان وارد بازار کتاب شد.
 
این کتاب دارای بیش از چهل بخش نظیر «تولد»، «برخورد اول»، «پول تو جیبی»، «عکس‌های قشنگ امام»، «حزب‌الله شرق تهران»، «جعل‌نامه»، «عبور از میدان مین»، «گنده لاط در جبهه»، «ثاقب و ثابت»، «نوشتن وصیت‌نامه»، «اولین وداع سخت» و «می‌خوای مسلمون بشی؟» است.
 
 
 
در بخشی از کتاب «دیدم که جانم می‌رود» درباره «حزب‌الله شرق تهران» می‌خوانیم:
 
 
 
اواسط سال 59 به دلیل این که اکثر مسئولان بسیج مسجد لیلةالقدر از فعالان «انجمن حجتیه» بودند و همواره با آنها دعوا داشتیم و «کانون تبلیغات اسلامی طه» هم که در آن فعالیت می‌کردیم، به دلیل گرایش و حمایت شدید دو سه نفر از مسئولانش از بنی‌صدر، برای‌مان مشکل‌ساز شده بود، با نادر محمدی، علی مشاعی، داود جعفری و یکی‌ دو تا دیگر از بچه‌ها تصمیم گرفتیم تشکیلات فرهنگی‌ای خاص خودمان راه بیندازیم.
 
بهترین نامی که برای آن به نظرمان رسید، «حزب‌الله شرق تهران» بود. کل تشکیلات‌مان به جلساتی محدود بود که بیشتر در خانه «سیداحمد جلالی پروین» تشکیل می‌شد. نه بودجه و امکاناتی داشتیم و نه مکان و جایی. قصد و هدف‌مان از راه‌اندازی این تشکیلات که حتی دفتر و دستک نداشت، فعالیت فرهنگی علیه منافقین، بنی‌صدری‌ها و صد البته انجمن حجتیه‌ای‌ها بود.
 
با ارتباطی که با واحد تبلیغات سپاه منطقه 5 برقرار کردیم، که محلس در تهران‌نو بود، توانستیم کمک‌هایی برای کارهای تبلیغاتی بگیریم. طراحی پوستر برای شهدا، طراحی و تکثیر بروشور و ترکت به مناسبت‌های مختلف، پارچه‌نویسی برای ایام انقلاب و شهادت بچه‌های محل، از جمله کارهامان بود. همه بودجه هم از جلساتی تأمین می‌شد که تشکیل می‌دادیم و هر کس پولی از جیبش می‌گذاشت.
 
مصطفی که علاقه شدیدی به همکاری و فعالیت در جمع حزب‌الله شرق تهران داشت، دنبال راهی می‌گشت تا روابطش را با بچه‌ها بیشتر کند. یکی از روزها گفت:
 
_ آقا حمید... یه دقیقه بیا خونه ما، کارت دارم.
 
وقتی وارد خانه‌شان شدم، به زیر پله‌ای کنار در رفتیم. داخل آن فضای کوچک که ظاهراً اتاق شخصی مصطفی محسوب می‌شد، یک دستگاه تایپ گذاشته بود. وقتی پرسیدم آن را از کجا آورده، گفت:
 
_ این رو از «مؤسسه آموزشی بیرشک» روبه‌روی سینما ماندانا کرایه کرده‌ام.
 
با تعجب گفتم: کرایه کردی؟ که چی کار کنی؟
 
_ من فکر کردم خوبه برای اراذل و اوباش محل و بی‌حجاب‌ها یه نامه بنویسیم و ازشون بخواییم دست از کاراشون بردارند.
 
_ خب اگه دست بر نداشتند چی؟
 
_ نامه دوم رو می‌زنیم.
 
_ حالا اگه بازم محل نذاشتند چی؟
 
_ خب ما هم نامه سوم رو که لحنش از بقیه تندتره می‌نویسیم و تهدیدشون می‌کنیم.
 
_ حالا بازم گوش نکردن چی؟
 
_ خب اون وقت، تازه کارایی رو که امروز بچه‌ها دارن می‌کنند، انجام می‌دیم. یعنی با شدت و تندی باهاشون برخورد می‌کنیم. مهم اینه که ما اونا رو امر به معروف و نهی از منکر کنیم. سه بار بهشون تذکر بدیم، بعد برخورد تند بکنیم.
 
حرفش درست بود؛ درست و قشنگ. وقتی پرسیدم:
 
_ خب هزینه‌ کرایه این دستگاه و کاغذ و این چیزا رو کی می‌ده؟ گفت: شما به این کارا کار نداشته باش. چون من یه دوره آموزش تایپ توی مؤسسه بیرشک دیدم، گفتم می‌خوای توی خونه تمرین ماشین‌نویسی بکنم، اونام دستگاه رو بهم اجاره دادن وگرنه به این راحتی که به کسی ماشین تایپ نمی‌دن. پول کاغذ و احیاناً فتوکپی و این چیزاشم همه با خود من. فقط شما بگو هستی یا نه؟
 
دستش را که دراز کرد، محکم بر کف دستش کوبیدم و قول دادم که با او هستم. ناگهان بی‌مقدمه پرید جلو، دست در گردنم انداخت و صورتم را غرق بوسه کرد. تعجب مرا که دید، با خنده گفت:
 
_ یعنی خواستم بگم که فکرامون عین همه.
 
فقط به او گفتم: هیچ وجه کسی نباید از این قضیه بویی ببره، حتی بچه‌های خودمون، فقط من و تو بدونیم و بس.
 
که مصطفی گفت: ولی...
 
_ ولی چی؟ نکنه همه محل می‌دونند و من آخریشم؟
 
_نه. فقط حامد می‌دونه.
 
که گفتم: خب حامد عیبی نداره. هر چی باشه، تو اول با اون رفیق بودی بعد با من.
 
که مثلاً اخم‌هایش را درهم کرد و گفت:
 
_ دیگه این حرف‌رو نداشتیم‌ها. اول و آخر نداره، مهم اینه که ما با هم رفیقیم.
 
هر چند روز یک بار، با هم به بازار می‌رفتیم و ماژیک، جوهر ماژیک و کاغذ سفید می‌خریدیم. پول همه آنها را هم مصطفی از جیب خودش می‌داد.
 
مؤسسه سرلشکر شهید حاج احمد کاظمی کتاب «دیدم که جانم می‌رود» حمید داوودآبادی را برای ششمین بار در 273 صفحه و با قیمت 7500 تومان منتشر و روانه بازار نشر کرده است.

 
رهبر انقلاب درباره فتنه 88 چه گفتند؟
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : حسینی

رهبر معظم انقلاب در دیدار کارگزارن نظام بار دیگر به موضوع فتنه سال 88 اشاره کردند.

 

به گزارش رجانیوز، حضرت آیت الله خامنه ای در بخشی از فرمایشات خود در این دیدار فرمودند: خوشبختانه کشور در یک مقطع خوبى قرار دارد. من به شما عرض بکنم؛ مقاطع تحویل مسئولیت دولتها، جزو مقاطع خوب کشور و تاریخ سیاسى ما است. این جابه‌جائى دولتها یکى از منّتهاى بزرگ الهى است بر ما؛ یکى از فرصتهاى بزرگى است که در اختیار ما است. نفَس جدیدى، ابتکارات جدیدى، کارهاى جدیدى، سلائق و اذواق جدیدى مى‌آید میدان - قانون اساسى این را مشخص کرده - این یکى از فرصتها است.

ایشان در ادامه تصریح کردند: البته این فرصت تبدیل میشود به تهدید، اگر چنانچه جور دیگرى عمل شود؛ مانند آنچه که در برخى از کشورها انسان مشاهده میکند، که جابه‌جائى قدرتها با زورآزمائى، با خونریزى، با خشونت همراه است؛ که خوشبختانه در کشور ما اینجور نیست. البته در سال ۸۸ بعضى خطاى بزرگى را مرتکب شدند، کشور را در لبه‌ى یک چنین پرتگاهى قرار دادند، یک مشکل اینچنینى را براى کشور تدارک دیدند؛ اما بحمدالله خداى متعال کمک کرد، ملت توانست از این مشکل عبور کند. در این سالهاى متوالى از اول انقلاب - منهاى همان برهه‌ى کوتاه سال ۸۸ - همیشه این دست‌به‌دست شدن قدرت و مسئولیت در کشور، با آسایش، با خوشى و با شادکامى همراه بوده است؛ این خیلى فرصت مهمى است.


 
حسینیان:سران فتنه نباید در مراسم تحلیف باشند
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : حسینی

نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به مراسم تحلیف گفت: نباید مطرح شود کسانی که جزو سران فتنه بودند و هنوز هم از فتنه اعلام برائت نکردند، در این جلسه حضور خواهند داشت.

به گزارش  تسنیم، حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان نماینده مردم تهران در مجلس، پیش از پایان جلسه علنی امروز صبح پارلمان در تذکر شفاهی اظهار داشت: براساس اصل 67 قانون اساسی نمایندگان به قرآن سوگند خوردند که از حریم اسلام دفاع کنند؛ شاید شنیده باشید که در برخی از رسانه‌ها منتشرشد که در ماه مبارک رمضان وقتی یک خانم محجبه در خیابان‌های تهران به یک خانم لاابالی و مبتذل تذکر داده که حجاب خود را رعایت کند، این خانم با آن خانم محجبه برخورد کرده است. 
 
وی ادامه داد: آن خانم این خانم محجبه را زیر مشت و لگد گرفته و چادر از سرش کشیده است. البته گفته می‌شود که این اتفاق روبروی کانکس نیروی انتظامی بوده و حالا جای سوال است که چرا وقتی یک زن فاطمی در ماه رمضان به وظیفه خود عمل می‌کند، مورد گستاخی قرار می‌گیرد.
 
این نماینده مجلس خاطرنشان کرد: این اتفاق در حالی رخ داد که اگر خانمی مورد هتاکی یک مسلمان قرار می‌گرفت، به رگ غیرت برخی‌ها برمی‌خورد و کمیته تشکیل می‌دادند، اما حالا که به یک خانم محجبه توهین شده چرا این افراد بی‌تفاوت هستند.
 
حسینیان بر همین اساس تاکید کرد: هیئت رئیسه باید پیگیری کند که قوه قضائیه و نیروی انتظامی چه اقداماتی در این زمینه انجام دادند واگر اقداماتی انجام نشده، مورد پیگیری قرار گیرد، چرا که این اقدام یک برنامه از پیش تعیین شده برای برخورد با حزب‌اللهی‌ها بود که باید به آن واکنش جدی نشان داد.
 
نماینده مردم تهران  در ادامه تذکر خود به مراسم تحلیف رئیس جمهور منتخب نیز اشاره کرد و گفت: مسئولیت برگزاری این جلسه با مجلس شورای اسلامی است و اینکه چه کسانی در مراسم تحلیف حضور داشته باشند و یا چه کسانی به این مراسم نیایند، به نظر مجلس بستگی دارد. 
 
وی افزود: نباید چنین سخنانی که گفته می‌شود فلانی از انگلیس و یا شخص دیگری از ایتالیا می‌آیند، مطرح شود. نباید مطرح شود کسانی که جزو سران فتنه بودند و هنوز هم از فتنه اعلام برائت نکردند، در جلسه حضور خواهند داشت. چرا که ما هنوز رفتار گستاخانه این شورش‌گران در واقعه عاشورای 88 و یا روز قدس را فراموش نکرده‌ایم و از خاطرمان نرفته که این افراد ازشورشیان حمایت کردند. 
 
نماینده مردم تهران برهمین اساس تاکید کرد: این مجلس وارث شهدای بزرگی است و نباید اجازه داد که این مسائل حتی مطرح شوند. مقام معظم رهبری در دیدار شب گذشته خود با کارگزاران نظام ناراحتی‌شان را از فتنه اعلام کردند. 
 
حسینیان تاکید کرد: ما نباید فتنه را فراموش کنیم و هیئت رئیسه مجلس هم باید این دو نکته را لحاظ کنند، چرا که کسانی که تعلیق غنی‌سازی را به ما تحمیل کردند نباید در مجلس حضور پیدا کنند و مطمئن باشید اگر این افراد در مجلس حاضر شوند، مجلس حزب‌اللهی واکنش نشان می‌دهد.

 
تبلیغات القاعده مظنون به ربودن دیپلمات ایرانی در یمن
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : حسینی

خبرگزاری فرانسه به نقل از یک منبع یمنی از احتمال دست داشتن القاعده در ربایش دیپلمات ایرانی در یمن خبر داد.

به گزارش ایسنا، خبرگزاری فرانسه به نقل از یک افسر امنیتی یمنی گزارش داد: سوءظن هایی وجود دارد مبنی بر اینکه القاعده در پشت این آدم ربایی قرار دارد.
 
این در حالی است که پلیس یمن اعلام کرده است که هویت ربایندگان مشخص نیست.
 
رویترز روز یکشنبه به نقل از منابع پلیس صنعا خبر داد که مردان مسلح یکی از کارمندان سفارت ایران در پایتخت یمن را ربودند.
 
این منابع به رویترز گفتند که این کارمند مرد ایرانی در حال حرکت در منطقه دیپلماتیک جنوب صنعا بود که مردان مسلح با بستن راه او را مجبور به خروج از خودروی خود کرده و سپس به مکان نامعلومی بردند.
 
به گفته این منابع هنوز مشخص نیست که این آدم ربایی کار کدام گروه است.
 
بنا بر گزارش خبرگزاری فرانسه، شبه نظامیان القاعده در یمن، که بنا به اعلام آمریکا مرگبارترین شاخه القاعده است، از مارس 2012 تا کنون عبدالله الخالدی، معاون کنسول عربستان در عدن را گروگان گرفته اند. آنها آزادی زنان مرتبط با القاعده در عربستان را در ازای آزادی خالدی خواستارند.
 
این شبه نظامیان همچنین از ماه مه تا کنون یک زوج تبعه آفریقای جنوبی را گروگان گرفته اند. در 15 سال اخیر در یمن صدها تن ربوده شده اند که تقریبا همه آنها بدون آسیب دیدن آزاد شده‌اند.
 
سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در گفت و گو با خبرنگار ایسنا، با تایید این خبر هویت فرد ربوده شده را نوراحمد نیکبخت، یکی از کارمندان بخش اداری سفارت ایران در یمن معرفی کرد و گفت که ایران در حال پیگیری وضعیت وی است.
 
سیدعباس عراقچی خاطرنشان کرد: در حال پیگیری سرنوشت وی هستیم که نتیجه آن اعلام خواهد شد.
 
همچنین یک مقام مسوول در سفارت ایران در یمن نیز در گفت‌وگو با ایسنا با اعلام این که از ربایندگان اطلاعی در دست نداریم از پیگیری این موضوع از سوی وزارت خارجه یمن و نیروهای انتظامی و امنیتی این کشور خبر داد و گفت: یک شاهد عینی این ربایش، پس از این اتفاق سفارت ایران در صنعا را در جریان گذاشت.
 
وی ابراز امیدواری کرد که نیکبخت در اسرع وقت آزاد و نگرانی خانواده و همکاران وی رفع شود.
 
حسین امیرعبداللهیان، معاون عربی و آفریقای وزیر امور خارجه کشورمان نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا خواستار اقدام جدی دولت یمن برای شناسایی عاملان ربایش وابسته اداری سفارت کشورمان در یمن و آزادی فوری وی شد.
 
وی اظهار کرد: در پی تماس تلفنی دکتر صالحی وزیر امور خارجه کشورمان با همتای یمنی خود، اتاق عملیات در وزارت خارجه یمن در این رابطه تشکیل شده است و موضوع آزادی نوراحمد نیکبخت را پیگیری می‌کند.

 
فرزاد جمشیدی: مردم بخواهند برمی‌گردم
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : حسینی

مجری سابق برنامه‌ی سحر «ماه خدا» درباره‌ی اینکه آیا رفتنش از تلویزیون جدی است؟ گفت: ماندن یا نماندن یک مجری در تلویزیون برآیندی از انتظارات و توقعات مردم است‌؛ اگر مردم بخواهند برمی‌گردم.

فرزاد جمشیدی در گفت‌وگو با ایسنا، در ادامه‌ مطلب بالا بیان کرد: ماندن یا نماندن یک مجری در تلویزیون آن هم تلویزیون جمهوری اسلامی به هزار و یک دلیل به خواست مردم پیش می‌رود و من به این قضیه خیلی اعقتاد دارم. 
 
او افزود: خواست مردمی در تولید،‌ تهیه و پخش برنامه‌های تلویزیونی خیلی تاثیر دارد و من که در این تلویزیون بالغ بر 20 سال کار کردم، این را اذعان می‌کنم. 
 
این مجری سابق برنامه‌های معارفی تلویزیون خاطرنشان کرد: به خاطر امواج ملتهبی که به زندگی خصوصی من وارد شد و همچنین به خاطر اینکه متاسفانه برخی به جای اینکه بخواهند با صدا و سیما تسویه حساب کنند با من تسویه حساب کردند، یک نامه‌ی خداحافظی نوشتم. 
 
جمشیدی ادامه داد: احساس کردم که فضای صدا و سیما خیلی پاک‌تر از این است که بخواهد با این شائبه‌ها آلوده شود و به نظرم تصمیم نیز تصمیم درستی بود‌، اما به محض انتشار این نامه مطالب خیلی زیادی از طرف مردم گفته شد،‌ عده‌ای فکر می‌کردند که من این نامه را نوشتم برای اینکه دوباره به تلویزیون برگردم. 
 
او همچنین عنوان کرد:کسی به من نگفت برو، تلویزیون خانه‌ی من است و من این نامه را نوشتم چون فکر می‌کنم این خداحافظی فرو رفتن به یک دوره‌ی فترت است؛ یعنی من نیاز دارم مقدار بیشتری با خودم کلنجار بروم و خودم را برای یک مرحله دیگری از زندگی آماده کنم. 
 
جمشیدی ادامه داد: کماینکه در نامه خداحافظی هم نوشته بودم این خداحافظی نتیجه‌ی رسیدن به یک جاده‌ی جدید در زندگی من است اما بعد از آن مردم در برنامه‌های سحر ماه مبارک رمضان خیلی تماس گرفتند و به من گفتند ما به ادبیات شما عادت کرده بودیم. 
 
او افزود: این بود که متوجه شدم مردم بهترین قاضیان و داورانی هستند که به آدم نمره می‌دهند مردم هیچکدام یک ذره از اخبار ملتهبی که درباره‌ی من منتشر شده بود را باور نکردند به همین دلیل است که هنوز منتظر هستند که من برگردم ولی اگر بخواهم از این دور برگردان تصمیم خودم دوباره به یک جاده‌ی جدیدتر برگردم نیازمند این است که من و مردم بنشینیم کمی با هم صحبت کنیم. 
 
جمشیدی به خبرنگار ایسنا گفت: خدا را شکر می‌کنم که مردم هیچکدام از امواج مسموم خبرسازی علیه من را باور نکردند و در نبودم در تلویزیون از مردم نمره‌ی بهتری گرفتم تا اینکه برنامه را اجرا می‌کردم. 
 
وی یادآور شد: یک شخصی به من گفت که خدا به تو توفیق داد، هفت سال برنامه «ماه خدا» را اجرا کنی و هفت سال در شب‌های قدر برای مردم حرف بزنی، این برایم خیلی مهم بود. 
 
مجری سابق «ماه خدا» در پاسخ به پرسش خبرنگار ایسنا مبنی بر اینکه آیا می‌توان انتظار داشت که مردم پس از مدتی او را در تلویزیون ببینند؟ گفت: با توجه به خصوصیاتی که اکنون می‌بینم احساس می‌کنم الان دوران غبار است‌، کمی من و برخی از مسؤولان در صدا و سیما با یکدیگر در یک غبار هستیم،‌ این غبار باید کنار برود و منظورم از مسؤولان صداو سیما‌، مسؤولان ارشد نیست بلکه منظورم کسانی است که در جریان تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری‌ها نقش دارند و به میل و خواست مردم توجه نمی‌کنند. 
 
فرزاد جمشیدی در ضیافت افطار وزارت ارشاد 
 
وی ادامه داد: منظورم رییس صدا و سیما، معاون سیما و یا مدیر شبکه یک نیست؛ منظورم کسانی است که خودشان را در تصمیم‌گیری‌ها ذی‌مدخل می‌دانند و مردم را در نظر نمی‌گیرند. 
 
جمشیدی در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود ضمن بیان اینکه برنامه‌های سحر رمضان امسال را نگاه نمی‌کند در پاسخ به پرسش دیگر خبرنگار ایسنا مبنی بر اینکه اجرای حسن سلطانی در «ماه خدا»ی امسال را چگونه ارزیابی می‌کند؟ گفت: من سعی می‌کنم به همکاران خودم نمره ندهم و از این کار سخت، احتراز می‌کنم. در مورد آقای سلطانی می‌توانم بگویم که ایشان یکی از مجریان خوب معارفی تلویزیون هستند و نسبت به آنچه که می‌گویند اعتقاد دارند اما اینکه این برنامه توانسته است همان «ماه خدا» باشد یا نه را مردم باید نمره بدهند. 
 
وی ادامه داد: من هر موضع‌گیری داشته باشم، اینطور تلقی می‌شود که من گفته‌ام اجرای همکارم خوب است یا بد است؛‌ آن طور که شنیدم آقای سلطانی هنر کردند و برنامه را طوری دارند اجرا و اداره می‌کنند که تقلیدی و اقتباسی نیست و در برنامه، خودشان هستند و همین جای تقدیر دارد که نخواستند یک کار تقلیدی و اقتباسی داشته باشند. 
 
جمشیدی خاطرنشان کرد: مسؤولان برای اینکه یک جا به‌ جایی در برنامه‌ای انجام دهند، این جابه‌جایی باید منجر به این شود که آن برنامه ارتقاء و کمال پیدا کند و حال اینکه آیا با این جابه‌جایی و انتقالی که در «ماه خدا» صورت دادند، این کمال رخ داده یا نه را باید از مردم پرسید و شنیدم که آماری از نظر مردم درباره برنامه‌های سحر منتشر شده اما نمی‌دانم چقدر به واقعیت نزدیک است. 
 
او در پایان بیان کرد: اجرای آقای سلطانی هم برای خودش مخاطبانی دارد و امیدوارم ایشان هم موفق باشند.

 
نصیحت علامه حسن‌زاده آملی به نادر طالب‌زاده
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : حسینی

پنجشنبه گذشته فرصتی دست داد تا با نادر طالب‌زاده و جواد رمضان‌نژاد راهی منطقه‌ای شویم که به‌قول آقای طالب‌زاده آب و هوایش ما را هم عارف و فیلسوف و منجم و ریاضی‌دان و فقیه می‌کند! روستای ایرا زادگاه استاد علامه آیت‌الله حسن‌زاده آملی است؛ دو هزار و ۱۶۰ متر بالاتر از سطح دریا و دقیقا روبروی جبهه جنوبی دماوند. بین این روستا و دماوند، دره هراز است.

ایرا را از آن سوی دره هراز -از رینه و آبگرم لاریجان و از فراز دیو سپید پای‌دربند- زیاد دیده بودم. حالا اولین بار بود که از ایرا، آن سوی دره را می‌دیدم: رینه و قله دماوند را. سفر، غافلگیرانه بود. از فرصت مسیر استفاده می‌کنم. سؤالاتم را مرور می‌کنم که اگر شد، بپرسم. سعی می‌کنم که سؤالاتم به‌اندازه کافی مهم باشد! آنقدر مهم که بشود به‌خاطرش وقت علامه را گرفت. جلوی خانه علامه که می‌رسیم، دو برادر هم منتظر ما ایستاده‌اند. نامشان یادم نیست. با جواد سلام و علیک می‌کنند. یکی‌شان گلکار خانه علامه در آمل است.
 

کنار ورودی خانه، اتاقی هست که از بیرون هم در دارد. آرامگاه همسر علامه است که چند سال پیش مرحوم شده. مردم دِه -خانمها بویژه- منتظر فرصت‌اند که در باز شود و فاتحه‌ای بخوانند.

منتظریم که در خانه به روی ما باز شود. دوربین آورده‌ایم تا اگر اجازه دادند، ببریم. چند دقیقه بعد، مهندس نوری -داماد علامه- در را باز می‌کند. تا دوربین را می‌بیند، از همان دور اشاره می‌کند که نه! داماد دیگر علامه، آقای دکتر باقر لاریجانی است؛ برادر علی و صادق و محمدجواد لاریجانی و رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران. مهندس نوری خودش را وقف علامه کرده. هم به‌نوعی منشی ایشان است؛ هم راننده و دست آخر داماد! دو سال پیش هم که اولین بار علامه را در مراسم تشییع آیت‌الله بهجت دیده بودم، همین مهندس نوری همراه علامه بود و ایشان را آورده بود.

 

وارد خانه که می‌شویم، صفای خانه ما را می‌گیرد؛ صفای معنوی‌اش مانده. به سمت راست خانه هدایت می‌شویم؛ جایی که علامه دم در ورودی‌اش منتظر ماست. "تابستانی آمده‌اید! اینجا سرد است." این، اولین جمله‌ای است که علامه حسن‌زاده آملی بعد از سلام به ما می‌گوید.

وارد اتاق می‌شویم. علامه و آقای طالب‌زاده روی صندلی می‌نشینند. ما ترجیح می‌دهیم روی زمین -اما نزدیکتر- بنشینیم. از همان لحظه است که صفای علامه حواس ما را از صفای بیرون پرت می‌کند. به ما که دو زانو نشسته‌ایم، می‌گوید راحت بنشینید. می‌گویم راحتیم. می‌گوید: حرف گوش کن و چهار زانو بنشین! می‌گوییم چشم.
 

 

شوخی‌های علامه شروع می‌شود؛ شوخی‌هایی که اصلا نگذاشت فضای دیدار جدی شود و نگذاشت سؤالات مهم‌ام(!) را بپرسم؛ شوخی‌هایی که قرار نبود قهقه‌ای بلند کند. اما حتی یک لحظه لبخند را از لب مهمانان برنداشت و از دایره اخلاق هم فراتر نرفت.

می‌پرسد: "برای پذیرایی چیزی داریم؟" مهندس نوری می‌گوید: "بله، چای و میوه و شیرینی." می‌گوید: "چای بزرگ بیاورید که زودتر پر شوند!"

از یک‌یکمان می‌پرسد که از کجا آمده‌ایم و اهل کجاییم. جواد که می‌گوید اصالتاً بابلی است، علامه می‌گوید: پس همشهری هستیم. می‌گویم: آقا، بابلی‌ها و آملی‌ها که از قدیم باهم مشکل داشتند! می‌گوید نه؛ تو ذهنت مشکل دارد که فکر می‌کنی ما باهم مشکل داریم!

 

مهندس نوری آقای طالب‌زاده را معرفی می‌کند و می‌گوید که برای حضرت مسیح(ع) سریال ساخته. آقای طالب‌زاده هم توضیح می‌دهد که برای ساختش از قرآن و انجیل برنابا استفاده کرده. علامه احسنتی می‌گوید. مهندس نوری می‌گوید "قرار است فیلم شما را هم بسازند!" علامه می‌گوید: "نخیر، من آدم خطرناکی هستم. اجازه نمی‌دهم!" حرف مهندس نوری هم شوخی بود.

 

علامه خوشامد می‌گوید و می‌پرسد: چی شد که گذارتان به این طرفها افتاد؟! دامادشان به شوخی می‌گوید: آقاجون، بیکار بودند! علامه می‌گوید "نه، اینطور نیست. از بین اینهمه خانه، چی شد که در این خانه را زدید!؟ حتما بین ما و شما تجانسی هست."

 

از شغل من و جواد و دو میهمان دیگر هم می‌پرسد. رو می‌کند به حاج‌نادر (به‌قول جواد) و می‌گوید: "حیف که طلبه نشدی! آدم ناقلایی هستی!" صدای خنده بلند می‌شود. یکی از جمع می‌گوید: یعنی ناقلاها باید طلبه شوند!؟ چند دقیقه بعد از من می‌پرسد: "یک چیزی بگویم، جسارت نیست؟" دلهره ورم می‌دارد. می‌گویم "نه، بفرمایید". می‌گوید: "حیف که طلبه نشدی!" دوباره لبخندی بر لبها می‌نشیند. نفسی می‌کشم و می‌گویم "البته طلبه‌زاده‌ام. پدربزرگم هم روحانی بوده‌اند". متبسم می‌گوید: "ولی طلبه بودن پدر و پدربزرگت به تو ربطی ندارد". از پدرم می‌پرسد که کجا هستند. فامیلم را می‌پرسد و بعدش اسمم را. وقتی می‌گویم، می‌گوید: "قدسی فامیل بزرگی است. اما اسمت (یاسر) به بزرگی فامیلت نیست. مثلا محمد خوب بود." می‌گویم که نام پدرم محمد است.

 

کمی بعد، با جواد هم همان جمله را تکرار می‌کند که: "حیف شد طلبه نشدی!"

آقای طالب‌زاده می‌گوید: نصیحتی بفرمایید. علامه می‌گوید: "چه نصیحتی؟ بگویم که عبادت خدا بکنید و معصیت نکنید!؟" یاد آیت‌الله بهجت می‌افتم که هربار ازش نصیحت می‌خواستند، می‌گفت: آنچه را که می‌دانید، عمل کنید؛ ندانسته‌ها را یاد می‌گیرید. هفتمین «هزار و یک کلمه» علامه حسن زاده آملی به بازار آمد.

 

میزبان ۸۳ساله هر دو سه دقیقه می‌گوید: "خیلی لطف کردید؛ صفا آوردید. از بین اینهمه خانه، در این خانه را زدید. حتما بین ما قرابتی هست." از پیری‌اش می‌گوید. و آن جمله حکیمانه را بازگو می‌کند که: "در جوانی فکر می‌کردم شیر اگر پیر هم بود، شیر است. وقتی پیر شدم، فهمیدم پیر اگر شیر هم بود، پیر است!" نصیحت می‌کند که قدر جوانی را بدانیم.

 

مرتب، میوه و شیرینی تعارفمان می‌کند. به من که سیب را با چاقو بریده‌ام، می‌گوید: "مگر دندان نداری که سیب را گاز نمی‌زنی!؟" دوباره و دوباره می‌گوید که باز هم میوه و شیرینی میل کنید. اشاره می‌کند که دیس سیب را به سمتش ببریم. چند سیب بر می‌دارد و به ما می‌دهد. یکی از حاضران از علامه می‌خواهد که به سیبها دعایی بخوانند تا برای خانم حامله‌ای ببرد. علامه می‌پرسد: کی هست ایشان؟ می‌گوید خانمم. علامه می‌گوید: "پس چرا می‌گویی خانم حامله‌ای!؟ بگو خانمم." جمع، سیبها را برمی‌گردانند تا به همه‌اش دعا بخوانند. علامه دیس سیب را می‌گیرد و شروع می‌کند خواندن و تکرار کردن. به‌نظرم می‌گفت: "بسم‌الله رب". تمام که شد، به همه سیبها فوت کرد و داد دستمان. به بعضی‌ها دو تا رسید. بعد می‌گوید: به عدد حروف بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم اگر بسم‌الله بخوانید و فوت کنید، خوب است.


در بین، دو سه بار هم جملاتی می‌گوید که از خودمان خوشمان می‌آید. می‌گوییم: "ان شاء الله، الحمد لله". با خودم می‌گویم: "یعنی باور کنم؟" علامه می‌گوید: "من اهل تملق نیستم".

دو بار به من اشاره می‌کند و می‌گوید: "سرت را بیار نزدیک". با خوف و رجا سرم را پیش می‌برم. "آیا سرّی را با من در میان خواهد گذاشت؟ یا قرار است تذکری اخلاقی به خودم بدهد؟" اینها توی کمتر از یک ثانیه از ذهنم گذشت. سرم را که نزدیک می‌برم، خودکارم را از جیب پیراهنم بر می‌دارد و به خودم بر می‌گرداند! می‌گوید: "این، هدیه من به شما!" صدای خنده جمع بلند می‌شود به شوخی آیت‌الله.


وقتی صحبت از رفع زحمت می‌شود، می‌گوید: "نخیر، زحمت نیست. اگر هم خواستید بمانید، پایین، رستوران هست. می‌گوییم غذا بیاورند. البته هر کسی دُنگ خودش را می‌دهد!" وقتی بلند می‌شویم، او هم بلند می‌شود که ما را بدرقه کند. خواهش می‌کنیم که زحمت نکشد. می‌گوید: "می‌خواهم مطمئن شوم که می‌روید!" به‌اندازه استحباب، تا روی ایوان می‌آید.


 

از خانه که بیرون می‌آییم، تجمع خانمهای روستا را جلوی در می‌بینیم که منتظرند در آرامگاه همسر علامه باز شود و بروند فاتحه بخوانند.

از ایرا که به‌سمت جاده و دره هراز سرازیر می‌شویم، داریم فضای دیدار و صحبتها و شوخی‌های علامه را تفسیر می‌کنیم؛ مخصوصا آن جملاتی را که خوشمان آمده بود! یکی‌مان می‌گوید: "یعنی علامه اینها را از روی علم می‌گفت یا از روی تعارف؟" یکی می‌گوید: "خودش گفت که اهل تملق نیست." جواد تعریف می‌کند یکی از مسئولین که ریش انبوهی دارد، چندی قبل، پیش علامه آمده بود. علامه ریشش را گرفته بود و پرسیده بود: "علمت هم به‌اندازه ریشت هست!؟" با همه اینها می‌دانستیم که آن یکی دو جمله تملق نیست؛ اما همه حقیقت هم نیست؛ شاید یک خوش‌بینی مؤمنانه است.

 

با خودم فکر می‌کنم چگونه می‌شود کسی ساعتی لبخند بر لبان دیگران بنشاند؛ بدون آنکه یک نفر برنجد یا یک کلمه زشت توی حرفها باشد.کمتر از نیم ساعت بعد، به پیشنهاد من، از آن سوی دره سر درآوردیم؛ از رینه و آبگرم لاریجان. حالا از ورای مادّیت به ایرا نگاه می‌کردیم!


 
فرمایشات مهم رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام:
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : حسینی
میدانِ جابجایی قدرت؛ عید و فرصت بزرگ برای کشور/ کلید خوردن
حماسه اقتصادی و حفظ سرعت پیشرفت علمی اصلی ترین اولویتها/
معتقد به تعامل با دنیائیم اما اگر طرفمان را نشناسیم پشت پا می
خوریم/ امریکایی‌ها غیرقابل اعتمادند

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب عصر امروز (یکشنبه) در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام، تحویل مسئولیتهای اجرایی را فرصتی مبارک برای استمرار جهت گیریهای منطبق بر قرائت حضرت امام خمینی (ره) در مسائل مختلف کشور خواندند و با تبیین واقعیات تاریخی و کنونی کشور تأکید کردند: مسئله اقتصاد و ادامه پیشرفتهای علمی، باید در اولویت کار همه مسئولان قرار داشته باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای در ابتدای سخنان خود با شکر و سپاس به درگاه خداوند متعال به سبب درک یک ماه رمضان دیگر و بهره مندی از برکات آن، گفتند: یکی از وظایف انسان این است که بعد از هر نصرت و تفضل الهی، تضرع و توسل به خدا را افزایش دهد.
 
 
ایشان با اشاره به نصرت های پی در پی الهی که شامل حال ملت ایران شده است، افزودند: آخرین مورد از تفضلات الهی، نصرت بزرگ خلق حماسه سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری بود که آثار این حماسه عظیم، بتدریج در بخش های مختلف آشکار خواهد شد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تقارن حرکت بزرگ سیاسی ملت ایران و ماه مبارک رمضان را یک توفیق خواندند و افزودند: ماه رمضان که ماه رحمت و مغفرت الهی و ماه انابه و توبه است با همه برکات و ادعیه و اعمال خود زمینه ساز توجه و تضرع بیشتر انسان به خداوند متعال است که همه باید از این فرصت بزرگ و استثنایی بیشترین بهره را ببریم.
 
ایشان، به یاد خدا بودن چه در شرایط سختی و چه در شرایط راحتی و آسایش را ضامن حرکت تکاملی انسان برشمردند و خاطرنشان کردند: این توجه و توسل باید منجر به عمل شود که در این صورت، رکود و سکون و ناامیدی و بازگشت به عقب وجود نخواهد داشت.
 
رهبر انقلاب اسلامی لازمه چنین عملی را صبر و توکل دانستند و تأکید کردند: صبر به معنای پایداری، مقاومت و فراموش نکردن هدف است و توکل هم یعنی کار را انجام دادن و نتیجه را از خدا خواستن.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به نقش صبر و توکل در اعمال شخصی و همچنین امور مربوط به مدیریت کشور چند عنصر اساسی و اصلی را در بکارگیری این دو مقوله دخیل دانستند و خاطرنشان کردند: اولین عنصر، انتخاب جهت درست و حفظ جهت گیری صحیح است.
 
ایشان خاطرنشان کردند: اگر جهت گیری ها، غلط انتخاب شود تلاشهای مضاعف، نه تنها ما را به نتیجه ای نمی رساند بلکه از اهداف دور می کند.
 
 
حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح جهت گیریهای صحیح در مدیریت کشور با یادآوری سخنان خود در مراسم امسال سالگرد امام خمینی (رض) افزودند: همچنانکه آن روز تأکید شد، جهت گیریهای صحیح انقلاب و کشور براساس قرائت معتبر امام، در همه زمینه ها مشخص است و نیازی به بررسی مجدد جهت گیریها نیست.
 
ایشان امام را حکیم و فقیهی پخته، خردمند و آگاه خواندند و افزودند: قرائت امام که در سخنان، نوشته ها و آثار ایشان از جمله در وصیتنامه آن بزرگوار، کاملاً بیّن و آشکار است، به عنوان حجت و شاخص مورد قبول نخبگان، زبدگان، مسئولان و آحاد ملت است البته گاه تفسیر غلطی از دیدگاههای امام ارائه می شود که کار بد و خاطرناکی است.
 
رهبر انقلاب افزودند: جهت گیریهای صحیحی که امام مشخص کرده است باید در سیاستهای کلان و خرد مدیریتی کشور، نقش برجسته و اساسی ایفا کند.
 
ایشان در ادامه بحث خود درباره عناصر دخیل در صبر و توکل در مدیریت کشور، بکارگیری همه ابزارها و نیروها و نیز اولویت بندی را مورد توجه قرار دادند و سپس به بررسی کلی واقعیتهای موجود در کشور پرداختند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، در مقدمه این قسمت از سخنانشان، مقاطع تحویل مسئولیتها و دولتها را مقاطعی خوب و مبارک خواندند و افزودند: ورود عناصر، دیدگاهها، ابتکارات و  سلایق جدید به «میدانِ جابجایی قدرت» عید و فرصت بزرگی است که باید از آن بخوبی استفاده کرد.
 
ایشان افزودند: بحمدالله جابجایی مسئولیتها در ایران اسلامی بجز سال 88 که برخی خطای بزرگی کردند و کشور را به لب پرتگاه بردند، همواره با آسایش، شادکامی و خوبی همراه بوده است.
 
رهبر انقلاب تأکید کردند: مجموعه، عناصر و گروهی که با فکرها و ابتکارات جدید وارد میدان می شوند باید با استفاده از کارهای انجام شده بنای رفیع کشور را بالاتر ببرند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به کارهای فراوان و کارهای برجسته دولت فعلی افزودند: هر مجموعه باید به مجموعه قبل از خود نگاه مثبت داشته باشد و چقدر ارزشمند است اگر دولت بعدی نیز همین مقدار یا بسیار بیشتر از این، از خود فعالیت و تلاش نشان دهد.
 
 
رهبر انقلاب سپس در نگاهی کلان به اوضاع کشور 7 واقعیت را مورد توجه قرار دادند.
 
«موقعیت جغرافیایی ممتاز»، «تاریخ پرافتخار و تمدن کهن و ریشه دار»، «ثروتها و ذخائر طبیعی و استعداد برجسته انسانی» سه واقعیت نخستینی بودند که رهبر انقلاب به آنها اشاره کردند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح واقعیت چهارم افزودند: ایران در دو سه قرن اخیر از ناحیه «استبداد و دیکتاتوری داخلی» و «نفوذ و تهاجم فرهنگی و سیاسی خارجی»، ضربه های سختی خورده است که در هر گونه تحلیل کلان شرایط، باید مورد توجه قرار گیرد.
 
ایشان از بیداری ملی و عمومی در سه مقطع مشروطیت – نهضت ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی به عنوان واقعیتی دیگر نام بردند و خاطرنشان کردند: قیام ملی در مشروطیت و نهضت ملی شکست خورد اما پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی پاسخ قاطعی بود به ضرباتی که ایران از ناحیه تهاجم بیگانه دریافت کرده بود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تجربه حرکت پیروزمندانه در عرصه های مختلف سیاسی – اقتصادی، علمی و فرهنگی را ششمین واقعیتی برشمردند که باید در نگاه کلان به کشور، مد نظر قرار گیرد.
 
ایشان افزودند: پیشرفت اعجاب برانگیز علمی – تأثیرگذاری غیرقابل انکار در مسائل مهم منطقه ای و بالتبع در مسائل جهانی – پیشرفتهای شگفت انگیز در سازندگی و چرخش کلان و 180 درجه ای فرهنگی نسبت به دوران طاغوت از جمله نشانه های حرکت پیروزمندانه 30 سال اخیر است.
 
رهبر انقلاب مردم سالاری دینی و مردم سالاری سالم را از بزرگترین موفقیتهای سیاست داخلی برشمردند و افزودند: دست بدست شدن سالم و واقعی قدرت اجرایی و تقنینی آن هم بدون خدعه ها و شگردهای رایج در غرب، مدل جدید و ارزشمندی است که ملت ایران و نظام اسلامی به دنیا عرضه کرده است.
 
ایشان در زمینه پیشرفتهای داخلی به آینده پر امید و نسل جوان پرنشاط کشور اشاره کردند و در حاشیه این مسئله افزودند: موضوع تحدید نسل، خطر بزرگی است که به گفته متخصصان و کارشناسان، ایران را دچار پیری عمومی و مشکلات فراوان می کند و باید جلوی آن را بگیریم.
 
رهبر انقلاب در همین زمینه خواستار توجه بیشتر نمایندگان مجلس به تقویت طرحی شدند که در زمینه تحدید نسل در مجلس در دست بررسی است.
 
آخرین واقعیتی که حضرت آیت الله خامنه ای در نگاه کلان خود به کشور مطرح کردند جبهه عریض و طویل دشمنان و معاندان جمهوری اسلامی بود.
 
ایشان خاطرنشان کردند: ارتجاع، استکبار، برخی سردمداران غربی و برخی مسئولان ضعیف دولتهای منطقه ای، در مقابل ملت ایران، جبهه گسترده ای ایجاد کرده اند که تاکنون در مقابل هیچ کشوری ایجاد نشده است.
 
رهبر انقلاب اسلامی سپس هفت واقعیت بیان شده را، مشخص کننده راه آینده برشمردند و تأکید کردند: واقعیات یاد شده نشان می دهد که دهه کنونی می تواند واقعاً به دهه پیشرفت و عدالت تبدیل شود که در این زمینه ابتکارات و فعالیتهای مسئولان و مدیران، فرصت و نعمتی الهی بشمار می رود.
 
ایشان در نوعی جمع بندی خاطرنشان کردند: برای استمرار پیشرفت و ادامه حرکت به سمت اهداف آرمانی، باید با تکیه بر صبر و توکل و ایستادگی در مقابل جبهه دشمنان، ساخت قدرت ملی و درونی را استحکام ببخشیم.
 
رهبر انقلاب اسلامی در تشریح عناصر ساخت قدرت درونی، بر لزوم عزم راسخ مردم و  مسئولان و متزلزل نشدن آنان در مواجهه با مشکلات و دشمنی ها تأکید و خاطرنشان کردند: مسئولان نباید به هیچ وجه در مقابل اخم و ترش رویی دشمن در عرصه های سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی دچار تزلزل شوند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص اولویت های کنونی کشور تأکید کردند: مسئولان کلان، و سیاستگذاران و همه مسئولان کشور باید در شرایط فعلی تمرکز و توجه خود را بر دو اولویت اصلی یعنی مسئله اقتصاد و پیشرفتهای علمی قرار دهند.
 
ایشان گفتند: حماسه اقتصادی یکی از بخش های شعار امسال بود که امیدواریم همانگونه که حماسه سیاسی تحقق یافت، حماسه اقتصادی نیز با همت مسئولان انجام گیرد.
 
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: البته حماسه اقتصادی کار کوتاه مدت نیست اما باید شروع شود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص اولویت دیگر یعنی پیشرفت های علمی، افزودند:  سرعت پیشرفت علمی کشور در ده سال گذشته بسیار خوب بود و نباید کُند شود زیرا برای رسیدن به سطح مطلوب و خطوط مقدم دانش جهانی، نیازمند حفظ این سرعت مطلوب هستیم.
 
موضوع دیگری که رهبر انقلاب اسلامی در بخش پایانی سخنان خود به آن اشاره کردند، موضوع تعامل با دنیا بود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ما همواره معتقد به تعامل با دنیا بوده و هستیم اما نکته مهم در تعامل با دنیا، شناخت طرف مقابل و درک اهداف و شگردهای اوست زیرا اگر او را به درستی نشناسیم، پشت پا خواهیم خورد.
 
ایشان تأکید کردند: در تعامل با دنیا، نباید عملکرد دشمنان خود را از یاد ببریم حتی اگر بنابر مصالحی، آن را به روی او نیاوریم.
 
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اظهارات اخیر امریکاییها برای مذاکره با ایران، گفتند: در ابتدای امسال هم گفتم که به مذاکره با امریکا خوش بین نیستم، اگرچه در سالهای گذشته مذاکره در مسائل خاصی همچون عراق را منع نکردم.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: امریکاییها غیرقابل اعتماد و غیرمنطقی هستند و در برخوردهایشان صادق نیستند.
 
ایشان افزودند: موضع گیری مسئولان امریکایی در همین چند ماه گذشته، بار دیگر ضرورت خوش بین نبودن به آنها را تأیید کرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: در تعامل با دنیا، هنر این است که بتوانید راه خود را ادامه دهید بدون آنکه طرف مقابل بتواند مانع حرکت شما بشود و اگر تعامل با دنیا منجر به برگشت از مسیر شود، یک خسارت است.
 
رهبر انقلاب اسلامی همچنین مسائل منطقه را نیز مهم ارزیابی و خاطرنشان کردند: این مسائل باید مورد توجه مسئولان باشد.
 
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، آقای احمدی نژاد رئیس جمهور گزارش مشروحی از عملکرد 8 ساله دولت در حوزه های مختلف بیان کرد. گزارش رئیس جمهور در قالب پاسخ به 21 سؤال طراحی شده بود که در پاسخ ها عملکرد 8 ساله دولت با عملکرد دولتهای قبل مقایسه می شد البته آقای احمدی نژاد تأکید کرد: مقایسه عملکرد دولت با دولتهای قبل به معنای نفی خدمات ارزشمند آن دولتها نیست. 
 
سؤال اول رئیس جمهور درباره شرایط کار دولتهای نهم و دهم و نقش عوامل بیرونی در این شرایط، بود.
 
آقای احمدی نژاد در پاسخ به این سؤال، دو عامل بیرونی بحران جهانی اقتصاد و تحریم های گسترده اقتصادی و یک عامل شرایط داخلی از جمله خشکسالی سالهای اخیر، تنش های سیاسی سال 88، و سیاه نمایی برخی جریان ها را در هر گونه ارزیابی از عملکرد دولت بسیار مهم دانست.
 
سؤال دوم رئیس جمهور درخصوص وضعیت توسعه انسانی کشور در 8 سال گذشته بود.
آقای احمدی نژاد در پاسخ به این سؤال به آمارهای سازمانهای بین المللی اشاره کرد و گفت: براساس طبقه بندی سازمان ملل که در سال گذشته منتشر شد، ایران از لحاظ شاخص توسعه انسانی از رتبه 94 به رتبه 76 ارتقا یافته است. افزایش امید به زندگی از 70/2 سال در سال 84 به 73/2 سال در سال 91 و افزایش درآمد سرانه ایران از 9144 دلار در سال 84 به 12623 دلار در سال 91، از دیگر آمارهایی بود که رئیس جمهور در این بخش به آنها اشاره کرد.
رئیس جمهور در تشریح پیشرفتهای کشور و خدمات دولتهای نهم و دهم در عرصه علم و فناوری گفت: افزایش 7 برابری ظرفیت پذیرش دکترای تخصصی – افزایش 12 برابری تولید دارو با فناوری پیشرفته، افزایش سهم ایران در تولید علم پزشکی جهان به 7/3 برابر و ارتقای جایگاه جهانی ایران در رشته های مختلف بویژه در نانو از رتبه 35 به رتبه 8 از جمله شاخصهای پیشرفت در این عرصه است.
 
آقای احمدی نژاد پیوستن ایران به معدود کشورهای دارای دانش و فناوری ساخت و پرتاب ماهواره و پیشرفتهای چشمگیر هسته ای را از دیگر نکات بارز حرکت کشور در 8 سال اخیر اعلام کرد و گفت: در آموزش عالی، به جایی رسیده ایم که ظرفیت پذیرش از ظرفیت متقاضی بیشتر شده است.
 
آقای احمدی نژاد سپس به تشریح آماری خدمات دولت در زمینه ایجاد اشتغال پرداخت و گفت: با طرحهایی همچون بنگاههای کوچک زود بازده، صندوق حمایت از فرصتهای شغلی، صندوق مهر امام رضا و بانک تعاون در مجموع میزان بیکاری در 8 سال اخیر بطور متوسط 11/4 درصد بوده است که نشان می دهد در مقایسه با دولتهای هفتم و هشتم، میزان بیکاری کمتر شده است.
 
آقای احمدی نژاد اعطای سهام عدالت به بیش از 40 میلیون نفر، اختصاص 1240 میلیارد تومان سهام ترجیحی به کارگران و اجرای گام اول هدفمندی یارانه ها را از گامهای بلند دولت برای تحقق عدالت دانست و افزود: در 8 سال اخیر بیش از 4 میلیون و 400 هزار نفر وام قرض الحسنه ازدواج دریافت کردند و بیش از 34 هزار میلیارد تومان وام برای مسکن در اختیار محرومان قرار گرفته است.
 
آقای احمدی نژاد در پاسخ به این سوال که "آیا در این دولت توزیع درآمدها بهتر و مردم مرفه تر شده اند یا خیر؟"، بهبود در سه شاخص ضریب جینی، نسبت مخارج دهک های اول و آخر درآمدی و همچنین میزان درآمد سرانه بر اساس برابری قدرت خرید را بعنوان شواهد بهبود رفاه مردم و توزیع درآمدهای دولت عنوان کرد.
وی در این زمینه خاطر نشان کرد: ضریب جینی در سال84 ،‌ 0/4023 بود که در سال 91 به 0/357 کاهش یافت که نشان می‌دهد فاصله طبقاتی کاهش یافته است.
 
رئیس جمهور با ارائه آماری در خصوص نسبت مخارج بیشترین دهک درآمدی به کمترین دهک درآمدی در مناطق شهری و روستایی افزود: این نسبت برای اولین بار به کمتر از 10 کاهش یافت.
سوال هفتمی که رئیس جمهور مطرح کرد از این قرار بود: "آیا دولت در مدیریت اقتصاد به اصلاحات و تحولات ساختاری اقتصاد توجه نکرد"؟
 
آقای احمدی نژاد برای پاسخ به این سوال به اجرای سیاست‌های اصل 44 قانون اساسی و واگذاری شرکتهای دولتی و هفت برنامه مشخص در قالب تحول اقتصادی اشاره کرد.
وی اظهار داشت: اجرای قانون سیاستهای اصل 44 پس از تصویب مجلس آغاز شد و 119 هزار میلیارد تومان واگذاری بنگاههای اقتصادی صورت گرفت که 70 درصد این واگذاریها از طریق بورس بود.
رئیس جمهور اجرای قانون هدفمند یارانه ها را گام دیگری در اصلاح ساختارهای اقتصادی کشور برشمرد و تصریح کرد: مدیریت مصرف انرژی، توزیع عادلانه یارانه، مقابله با قاچاق سوخت و کاهش فاصله طبقاتی از اهداف اجرای این قانون بود.
وی همچنین افزود: مصرف روزانه بنزین در سال 86، 74 میلیون لیتر بود که در صورت تداوم مصرف با این شیب، در سال 92 به 142 میلیون لیتر می رسید اما با اجرای هدفمندی یارانه ها، مصرف روزانه بنزین در سال 91 به 61 میلیون لیتر رسید.
 
آقای احمدی نژاد رشد 5 درصدی مصرف برق در بخش کشاورزی و رشد 9 درصدی در بخش صنعت را نشانه رشد تولید دانست و افزود:‌ صندوق بین المللی پول، روش ایرانی هدفمندی یارانه ها را بهترین روش معرفی و به دیگر کشورها، اجرای آن را توصیه کرد.
 
اصلاح نظام مالیاتی و اجرای طرح جامع مالیاتی، اجرای طرح تحول گمرکی، آغاز اصلاح نظام توزیع، بخشهای دیگری از گزارش رئیس جمهور در خصوص اجرای سیاستهای اصلاح اقتصادی بود.
سؤال هشتم آقای احمدی نژاد به وضعیت بازار سرمایه در 8 سال گذشته اختصاص داشت. رئیس جمهور در پاسخ به این سؤال این آمارها را بیان کرد: تعداد سهامداران بورس از 3/ 4 میلیون نفر در سال 84 به 7/2 میلیون نفر در سال 91 رسیده است. شاخص کل بورس از 9460 واحد در سال 84 به بیش از 54 هزار واحد در سال 92 رسیده است.
 
آقای احمدی نژاد با ارائه این آمارها نتیجه گیری کرد که ارزش بازار سرمایه در هشت سال گذشته 7 برابر شده و اعتماد مردم و فعالان اقتصادی به بازار سرمایه افزایش یافته است.
نهمین سؤال رئیس جمهور درباره وضعیت قدرت عمل بانکها و بانک مرکزی در 8 سال گذشته بود. آقای احمدی نژاد در این بخش هم چند آمار ارائه کرد و گفت: قدرت وام دهی بانکها در سال 83 پانزده هزار میلیارد تومان بود که در سال 91 به پنجاه و یک هزار میلیارد تومان رسیده. سرمایه بانکها در هشت سال گذشته از یکهزار و پانصد میلیارد تومان به سه هزار و صد میلیارد تومان رسیده است. نسبت بدهی دولت به کل  مطالبات بانکی از 21/4% در سال 84 به 12% در سال 91 رسید و در سال 92 نیز بدهی دولت به بانکها کُلاً تسویه شد.
 
آقای احمدی نژاد در سؤال دهم خود پرسید: آیا این دولت بدهکارترین دولت در تاریخ است؟ وی در پاسخ گفت: دولت تمام بدهی خود را به بانک مرکزی تسویه و در واقع بدهی انباشته دولتهای قبلی را نیز تسویه کرده است.
رئیس جمهور درباره بدهیهای خارجی کشور نیز با استناد به آمار رسمی گفت: دولت در آغاز کار، کشور را با بدهی 41/9 میلیارد دلاری تحویل گرفت: اما اکنون با بدهی 15/9 میلیارد دلاری تحویل می دهد یعنی برخلاف تبلیغات فراوان، در 8 سال اخیر 26 میلیارد دلار بدهی خارجی کشور کاهش یافته است.
 
آقای احمدی نژاد مجموع سرمایه های خارجی وارد شده به کشور را از اول انقلاب تا سال 83، حدود 13 میلیارد دلار اعلام کرد و افزود: در 8 سال اخیر، بیش از 25 میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب شده است.
 
رئیس جمهور در زمینه تجارت خارجی نیز با بیان آمارهای مختلف تأکید کرد: اوضاع کشور در این زمینه نیز بهبود یافته است.
 
افزایش تجارت خارجی به 635 میلیارد دلار در 8 سال اخیر و افزایش صادرات غیرنفتی از 38 به 171 میلیارد دلار از جمله آمارهای بیان شده در این بخش بود. آقای احمدی نژاد افزود: نسبت صادرات غیرنفتی به واردات نیز که شاخص مهمی در مباحث اقتصادی است از 25 درصد در سال 83، به 77 درصد در سال 91 رسیده و در سه ماه اول امسال اولین بار در تاریخ کشور، میزان صادرات به واردات افزایش یافته است.
رئیس جمهور در پاسخ به شبهه ای که گفته می شود دولت همه منابع را خرج کرده و برای دولت بعدی چیزی باقی نگذاشته است گفت: ارزش دارایی های ارزی بانک مرکزی در حال حاضر بیش از یکصد میلیارد دلار است که نسبت به 8 سال قبل که دولت را تحویل گرفتیم هشتاد درصد افزایش یافته است.
آقای احمدی نژاد همچنین میزان دارایی صندوق توسعه ملی را بیش از 52 میلیارد دلار و میزان دارایی نقدی این صندوق را بیش از 30 میلیارد دلار اعلام کرد.
 
رئیس جمهور در تشریح وضع نقدینگی و تورم نیز به مقایسه ی میان سالهای 76 تا 83 با 8 سال اخیر پرداخت.
آقای احمدی نژاد گفت: متوسط رشد نقدینگی در دولتهای هفتم و هشتم سالانه 27/1 درصد بود که در دولتهای نهم و دهم به 26/24 درصد کاهش یافته است.
 
رئیس جمهور افزود: نرخ سالانه تورم نیز در دولتهای قبل از دولت بنده 20/5 درصد بود که در 8 سال اخیر بطور متوسط به سالانه 17/7 درصد رسیده است.
 
سؤال نوزدهم رئیس جمهور درخصوص وضعیت تولید در 8 سال گذشته بود که آقای احمدی نژاد به متوسط نرخ رشد اقتصادی از 4/7% در فاصله سالهای 76 تا 83 به 4/4% در فاصله سالهای 84 تا 91 اشاره کرد و گفت: میزان سرمایه گذاری در حوزه صنعت در هشت سال قبل از این دولت، 21 هزار میلیارد تومان بود که در هشت سال اخیر به 115 هزار میلیارد تومان رسیده است.
افزایش تولید پتروشیمی از 18/2 میلیون تن به بیش از 60 میلیون تن، افزایش تولید فولاد از حدود 10 میلیون تن به حدود 24 میلیون تن، افزایش تولید سیمان از 33 میلیون تن به 80 میلیون تن و افزایش تولید خودرو از 960 هزار دستگاه به 2 میلیون دستگاه از دیگر آمارهایی بود که رئیس جمهور در بخش تولید ارائه کرد.
سوال بیستم رئیس جمهور در خصوص "میزان ظرفیت سازی در بخش آب، برق و انرژی" بود.
 
وی گفت مجموعه نفت و گاز تولید شده قابل استحصال تا قبل از دولت نهم معادل 9/1 میلیارد بشکه بود که این عدد در هشت سال گذشته به 34 میلیارد بشکه رسید.
 
آقای احمدی نژاد میزان ظرفیت سازی در بخش برق و ذخایر آبی در دولتهای نهم و دهم را نیز تقریبا معادل 27 سال قبل از این دولت ها خواند.
 
"آیا کشاورزی در این دوره مورد غفلت قرار گرفت"؟ این سوال بیست و یکم آقای احمدی نژاد بود. وی در پاسخ خاطر نشان کرد: تولید محصولات کشاورزی از 86/9 میلیون تن در سال 83 به 118 میلیون تن در سال 91 رسید و تراز صادرات کشاورزی به واردات نیز از 1/35میلیارد دلار در سال 83 به 2/17 میلیارد دلار افزایش یافت.
 
رئیس جمهور در بخش پایانی سخنانش با تأکید بر اینکه گزارش بیان شده فقط گوشه ای از خدمات و فعالیتهای دولت بوده است افزود: همه توفیقات ملت و کشور در سالهای اخیر آنهم در شرایطی که همه دشمنان برای کارشکنی و تشدید فشارها بسیج شده بودند در پرتو عنایات خاص الهی و لطف ویژه امام زمان (عج) – حمایتهای ارزشمند مقام معظم رهبری – بزرگواری و همدلی ملت – همکاری نهادها و دستگاههای مختلف و پاک دستی، ارزش مداری، عدالت محوری و تواناییهای تخصصی اعضای دولت بدست آمده است.
 
آقای احمدی نژاد با سپاس و تشکر صمیمانه از ملت ایران، رهبر فرزانه انقلاب، همکاران دولت در سراسر کشور، نهادها و دستگاههای مختلف و رسانه ها تأکید کرد: همچنان و همیشه خود را بدهکار انقلاب و امام و شهیدان بزرگواری می دانیم که همه توفیقات حاصل ایثار و بزرگواری آنهاست.

 
تیم روحانی نگران کارشکنی اصلاح‌طلبان در مسیر دولت یازدهم
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : حسینی
نوبخت: اصلاح‌طلبان نگذاشتند از مشکلات معیشتی مردم بکاهیم

تعریض مشاور ارشد اقتصادی رئیس‌جمهور منتخب به اصلاح‌طلبان مجلس ششمی در رابطه با سنگ‌اندازی آنان در راه رفع مشکلات مردم، حاکی از وجود یک نگرانی قابل توجه در تیم روحانی از کارشکنی‌های افراطیون اصلاح‌طلب در مسیر دولت یازدهم است.

خبرگزاری فارس: نوبخت: اصلاح‌طلبان نگذاشتند از مشکلات معیشتی مردم بکاهیم

به گزارش خبرگزاری فارس، «محمدباقر نوبخت» از اعضای اصلی تیم اقتصادی آقای روحانی اخیرا در مصاحبه‌ای که با هفته نامه آسمان داشت، خاطره ای از مجلس ششم نقل کرد که با توجه به سهم خواهی های جریان اصلاحات از کابینه آینده و کارشکنی رسانه های این طیف در مسیر تشکیل کابینه واقعی روحانی، بسیار قابل تامل است.

نوبخت در این مصاحبه به کارشکنی اصلاح طلبان در مسیر تلاش وی برای کاهش مشکلات معیشتی مردم در دوران اصلاحات اشاره کرده و می گوید: «من از تجاربی که در مجلس ششم و در گفت‌و‌گو با برخی از دوستان اصلاح‌طلب داشتم برایتان بگویم. در آن زمان ما درصدد بودیم با برخی طرح‌ها مانند بیمه یا مستمری بیکاری از مشکلات معیشتی مردم بکاهیم. دقیقاً به خاطر دارم که ما آن طرح را تهیه کردیم اما برخی از دوستانی که به آنها اشاره کردم از ما به شدت انتقاد می‌کردند که نباید این‌گونه مباحث را در دستور کار مجلس قرار دهیم. اینکه ما راه‌های سهل‌الوصول‌تری برای تامین رضایت مردم داریم و آن پرداختن به مباحث سیاسی و توسعه سیاسی و آزادی‌های اجتماعی است».

این خاطره جدا از اینکه نشان از بی توجهی افراطیون اصلاح طلب به مسائل اقتصادی و معیشت مردم دارد، حاکی از وجود یک نگرانی قابل توجه در تیم روحانی از کارشکنی‌های افراطیون اصلاح طلب در مسیر دولت یازدهم است؛ نگرانی از اینکه سهم خواهان امروز، فردا بر کرسی های دولتی تکیه زنند و نه تنها خود به مسائل و مشکلات مردم نپردازند، بلکه در مقابل طرح هایی برای پیشبرد حماسه اقتصادی، به سیاق موردی که آقای نوبخت از مجلس ششم نقل کرد، سنگ اندازی کنند.

رسانه های اصلاح طلب علی رغم تاکید رئیس جمهور منتخب بر عدم اظهار نظر درباره کابینه آینده و ایجاد توقع نکردن در جامعه، چند روز یکبار با انتشار لیست هایی از کابینه احتمالی، در صدد تحمیل گزینه های خود به آقای روحانی هستند و توامان با این لیست ها، تهدیدهایی را نیز درباره «عبور از روحانی» مطرح می کنند.


 
ضرغام صادقی به فارس خبر داد
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : حسینی
مهدوی‌کنی، جنتی و هاشمی رفسنجانی
میهمانان ویژه مراسم تحلیف روحانی

عضو هیئت رئیسه مجلس بیان اینکه حضرات آیات مهدوی‌کنی، جنتی و هاشمی‌رفسنجانی میهمانان ویژه مراسم تحلیف رئیس‌جمهور منتخب هستند، گفت: میهمانان این مراسم در سطح رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر، رئیس مجلس و حداقل در سطح وزیر امور خارجه خواهند بود.

خبرگزاری فارس: مهدوی‌کنی، جنتی و هاشمی رفسنجانی میهمانان ویژه مراسم تحلیف روحانی

ضرغام صادقی نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس به ارائه گزارشی از جلسه عصر امروز (دوشنبه) اعضای این هیئت پرداخت و اظهار داشت: در این جلسه، درباره آخرین تحولات منطقه و مسائل روز بحث و تبادل نظر شد.

وی در ادامه با اشاره مراسم تحلیف حجت‌الاسلام روحانی رئیس‌جمهور منتخب، با بیان اینکه مراسم تحلیف روحانی 13 مردادماه و یک روز پس از مراسم تنفیذ در خانه ملت برگزار می‌شود، تصریح کرد: در این جلسه کمیته‌ای که برای برگزاری مراسم تحلیف تشکیل شده بود، گزارشی ارائه داد.

ضرغام صادقی با بیان اینکه احتمالاً مراسم تحلیف روحانی ساعت 11 تا 13 روز 13 مرداد در صحن علنی مجلس آغاز می‌شود، گفت: البته هنوز تصمیم نهایی درباره زمان برگزاری این مراسم اتخاذ نشده است و ممکن است از ساعت 16 در پارلمان آغاز شود، چون برخی از میهمانان مراسم تحلیف همان روز 13 مرداد وارد تهران می‌شوند.

وی با بیان اینکه در مراسم تحلیف رئیس‌جمهور منتخب، علی لاریجانی رئیس مجلس، آیت‌الله صادق آملی‌لاریجانی رئیس قوه قضاییه و همچنین حجت‌الاسلام روحانی رئیس‌جمهور منتخب سخنرانی خواهند کرد، گفت: رئیس‌جمهور منتخب هم میهمانانی خواهد داشت که باید برای حضور آنان در پارلمان، تمهیدات لازم انجام شود و هماهنگی با مجلس در این زمینه صورت گیرد.

به گفته وی، جمع‌بندی در جلسه هیئت رئیسه مجلس این شد که میهمانان مراسم تحلیف در سطح رئیس‌جمهور، نخست وزیر، رئیس مجلس و حداقل در سطح وزیر امور خارجه باشند، بر این اساس، میهمانان مراسم تحلیف روحانی، نماینده ویژه رئیس‌جمهور یا مدیرکل یک سازمان کشوری نخواهند بود.

ضرغام صادقی اضافه کرد: در این مراسم، علاوه بر نمایندگان مجلس نهم، «آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، آیت‌الله جنتی دبیر شورای نگهبان، آیت‌الله مهدوی‌کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری به عنوان میهمانان ویژه مراسم تحلیف»، همچنین سفرای کشورهای خارجی، اعضای کابینه و استانداران، مسئولان لشکری و کشوری، رؤسای قوا و نمایندگان رهبر معظم انقلاب در استان‌ها در این مراسم حضور خواهند داشت.

*مجلس یکشنبه و دوشنبه هفته آینده جلسه علنی دارد

عضو هیئت رئیسه مجلس در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با فارس اعلام کرد: از آنجایی روز سه‌شنبه هفته آینده، 21 ماه مبارک رمضان و سالروز شهادت امام علی (ع) و تعطیل رسمی است، مجلس جلسه علنی ندارد و جلسه علنی روز چهارشنبه هم روز دوشنبه برگزار می‌شود، روز چهارشنبه هفته آتی چون بین‌التعطیلین است، مجلس جلسه علنی ندارد.

وی ادامه داد: نشست علنی روز یکشنبه هفته بعد مجلس هم از آنجایی که 19 ماه مبارک رمضان و همزمان با اولین شب قدر است، با یک ساعت تأخیر، ساعت 9 صبح آغاز می‌شود.

*تعیین نماینده معین برای تفت و میبد

ضرغام صادقی از تعیین نماینده معین برای حوزه انتخابیه تفت و میبد خبر داد و گفت: محمدصالح جوکار نماینده یزد و صدوق برای پیگیری امورات حوزه انتخابیه تفت و میبد و جایگزین مرحوم حجت‌الاسلام یحیی‌زاده انتخاب شد.

وی در خاتمه تأکید کرد: انتخاب رئیس کمیسیون اصل 90 در دستور کار جلسه علنی روز یکشنبه یا دوشنبه هفته آینده مجلس قرار دارد.


 
آیت‌الله العظمی مکار‌م‌ شیرازی:
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : حسینی
مسلمانان چین در انجام فرایض دینی آزاد گذاشته شوند

یکی از مراجع عظام تقلید با اشاره به برخی اخبار مبنی بر آزاد نبودن مسلمانان در کشور چین برای روزه‌داری در ماه رمضان تاکید کرد: امیدواریم این کار جبران شده و مسلمانان این کشور در انجام فرایض دینی و مذهبی آزاد گذاشته شوند.

خبرگزاری فارس: مسلمانان چین در انجام فرایض دینی آزاد گذاشته شوند

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، آیت‌الله ناصر مکارم‌شیرازی ظهر امروز در جمع زائران و مجاوران حرم مطهر حضرت معصومه(س) در ادامه تفسیر آیات 32 تا 34 سوره احزاب خطاب به همسران پیامبر گرامی اسلام(ص) گفت: یکی از بزرگترین نعمت‌های خداوند برای انسان‌ها زبان است که انسان به وسیله آن می‌تواند سخن بگوید و نعمتی به این بزرگی در جنبه‌های مادی، ظاهری و جسمانی خلاصه نمی‌شود.

وی با اشاره به اینکه همه علوم، اختراعات، دانش‌ها و مسائل مهم زندگی به وسیله زبان رد و بدل می‌شود افزود: زبان واسطه انتقال برنامه‌ها است و تمام انبیا و پیامبران با این زبان انسان‌ها را هدایت کردند.

استاد حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه شکر نعمت زبان را نمی‌توانیم به جا بیاوریم اضافه کرد: شکر این نعمت نیز باید با خود زبان انجام دهیم و نمی‌توانیم شکر چنین نعمتی را به جا بیاوریم.

وی با اشاره به اینکه همیشه در کنار نعمت‌ها خطراتی هم وجود دارد بیان کرد: فردی که ثروت بیشتری دارد خطرات بیشتری او را تهدید می‌کند و در مثل است در کنار کوه‌های بلند دره‌های عمیق‌ ایجاد می‌شود.

مکارم‌شیرازی با اشاره به اینکه مهم‌ترین گناهان با زبان انجام می‌شود افزود: 30 گناه کبیره با زبان انجام می‌شود و این مسئله نشان می‌دهد که این نعمت دارای چه حساسیتی است.

وی با اشاره به حدیثی از خاتم انبیا محمد(ص) تاکید کرد: هر زمانی که پیامبر به منبر می‌رفتند بر سنجیده سخن گفتن تاکید می‌کردند و پیامبر در هر منبر به حفظ زبان سفارش می‌کردند.

این مرجع تقلید با بیان حدیثی از امام علی(ع) گفت: طبق این حدیث با سخن گفتن شخصیت انسان‌ها مشخص می‌شود چرا که شخصیت انسان زیر زبان او نهفته شده است.

وی با اشاره به حدیث دیگری از پیشوای نخست شیعیان تصریح کرد: در این حدیث عنوان شده است که زبان مومن پشت قلب او قرار دارد و این سخن بدان معناست که انسان مومن اول فکر و اندیشه می‌کند و در صورتیکه ببیند سخن درست است آن را به زبان می‌آورد.

مکارم‌شیرازی همگان را به اصلاح زبان سفارش کرد و افزود: باید بدانیم زبان سرنوشت ما را رقم می‌زند، گاهی انسان با یک جمله آبروی یک نفر را می‌برد و دیگر هم نمی‌توان آن را جبران کرد.

وی با اشاره به اینکه ممکن است با یک جمله آتش یک جنگ را روشن و یا خاموش کرد اظهار کرد: کسانی که می‌خواهند در مسیر سیر و سلوک الی‌الله حرکت کنند در نسختین گام باید به اصلاح زبان بپردازند.

استاد حوزه علمیه قم بیان کرد: امروز معمول شده کسی که به هر دلیلی دستگیر شده است زبان به زبان گشته و روزنامه‌ها درباره آن مطلب می‌نویسند و سپس دستگاه قضایی آن فرد را تبرئه می‌کند؛ تا زمانی که حکم دادگاه درباره افراد صادر نشود نباید اسم آنها را در رسانه‌ها مطرح کرد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به وضعیت مسلمانان در کشور چین در ماه مبارک رمضان بیان کرد: در اخبار آمده بود که روزه‌گرفتن مسلمانان در کشور چین جرم است و افراد را وادار می‌کنند که روزه خود را افطار کنند.

مکارم‌شیرازی خاطرنشان کرد: امیدوارم که چنین نباشد و دولت چین با کشورهای اسلامی ارتباط خوبی دارد ولی انتظار نداریم برادران مسلمان در این کشور نتوانند روزه بگیرند.

وی تصریح کرد: مسئولان کشور چین بدانند روزه، ایمان و اسلام آنها به نفع شماست؛ به یک مشت وهابی تکفیری که آبروی خود را در دنیا برده‌اند نگاه نکنید مسلمانان انسان‌های وفادار به کشوری که در آن سکونت دارند هستند و امیدواریم که این کار جبران شده و مسلمانان این کشور در انجام فرایض دینی و مذهبی آزاد گذاشته شوند.

استاد حوزه علمیه قم بیان کرد: خدا را شاکریم در مملکتی زندگی می‌کنیم که انجام فرایض دینی نه تنها در این کشور آزاد است بلکه مردم برای انجام این فرایض تشویق می‌شوند.


 
در پی هتک حرمت به آمرین به معروف صورت گرفت
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : حسینی
درخواست ۱۰ هزار نفر از فعالان فرهنگی - اجتماعی زن کشور
از فرمانده نیروی انتظامی

۱۰ هزار نفر از بانوان فعال در عرصه‌های اجتماعی- فرهنگی کشور طی نامه سرگشاده‌ای خطاب به سردار احمدی‌مقدم، ضمن تقدیر از زحمات نیروی انتظامی در برقراری نظم و امنیت، خواستار برخورد قاطع این نیرو با هتک‌کنندگان حرمت‌ آمرین به معروف شدند.

خبرگزاری فارس: درخواست ۱۰ هزار نفر از فعالان فرهنگی - اجتماعی زن کشور از فرمانده نیروی انتظامی

به گزارش خبرگزاری فارس، 10 هزار نفر از زنان فرهیخته در عرصه های اجتماعی - فرهنگی کشور طی نامه سرگشاده ای خطاب به سردار اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، ضمن تقدیر از زحمات این نیرو در برقراری نظم و تامین امنیت، خواستار برخورد با هتک حرمت کنندگان آمرین به معروف و ناهیان از منکر شدند.

متن این نامه بدین شرح است:

بسمه تعالی

حضور برادر گرامی سردار جناب آقای دکتر احمدی مقدم

فرمانده محترم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم

بار دیگر بی حرمتی به ساحت ارزش‌ها و ارزشمدارانی که پس از سال‌ها ایستادگی، مقاومت و اهدای خون ده­ها هزار شهید، کلمه حق را اعتلا بخشیده و حریم کرامت انسانی را پاس داشته اند، با آه و حسرت شاهد بودیم.

با کمال تاسف اخیراً شاهد اهانت به دختران محجبه‌ای هستیم که تنها جرم­شان مسئولیت پذیری بوده و از فضای بی بندوباری سازمان یافته دشمنان اسلام و انقلاب به ستوه آمده و به دلیل تذکر صمیمانه، مواجه با هجمه سنگین نقض­کنندگان عفت عمومی می‌شوند. متأسفانه در یکی از این موارد که مامور نیروی انتظامی نیز شاهد این هجمه بوده هیچگونه اقدام حمایتی از دختر محجبه ننموده و عنوان کرده است که ما فقط در برخورد با دزدان مسئولیت داریم. به دلیل عدم برخورد قاطع با فرد نقض کننده عفت عمومی، تعرض به دختر محجبه آمر به معروف ادامه پیدا می‌کند تا اینکه با همیاری مردم فهیم و مؤمن از هتک حرمت به حجاب وی ممانعت می‌شود.

لذا ضمن تقدیر از زحمات بی شائبه نیروی انتظامی و قاطبه مامورین آن در برقراری نظم و تامین امنیت، از شما برادر گرانقدر می‌خواهیم تا با عوامل هنجارشکن و تعرض کنندگان به آمرین به معروف و ناهیان از منکر، برخورد قاطع تری بعمل آید.


 
فقط با فاصله یک روز از هتک حرمت به آمر به معروف رخ داد
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : حسینی
ضرب و شتم یک زن چادری دیگر در خانی‌آباد

تنها با فاصله یک روز از هتک حرمت به دختر چادری آمر به معروف در منطقه پونک، یک زن چادری همراه با فرزند ۳ ساله‌اش در محله خانی‌آباد تهران مورد ضرب و شتم یک بدحجاب قرار گرفت.

خبرگزاری فارس: ضرب و شتم یک زن چادری دیگر در خانی‌آباد

23 تیرماه امسال اتفاقی تأسف بار رخ داد که پس از انتشار آن در رسانه‌ها، احساسات عموم مردم مسلمان جامعه جریحه دار شد، خبری با این تیتر « ماجرای کشیدن چادر از سر دختر آمر به معروف در ماه رمضان ». شمس، دختر آمر به معروف 30 ساله‌ای است که در منطقه پونک تهران مورد اهانت و هتک حرمت یک خانم بدحجاب قرار می‌گیرد تا جایی که خانم بدحجاب، تلاش بر کشیدن چادر و روسری از سر این آمر به معروف می‌کند اما موفق نمی‌شود.

24 تیرماه یعنی تنها پس از گذشت یک روز از ماجرای خانم شمس، معصومه فراهانی، زن چادری دیگری در محله خانی‌آباد تهران، مورد ضرب و شتم یک زن بدحجاب قرار می‌گیرد. ماجرایی که جزئیات آن را خانم فراهانی برای خبرنگار گروه جامعه فارس توضیح می‌دهد.

فارس: شرح ماجرا را این طور آغاز کنیم که 24 تیرماه است و شما پس از اقامه نماز در مسجد به همراه فرزند 3 ساله خود، راهی منزل خود در محله خانی‌آباد می‌شوید، در مسیر، چه اتفاقی برای شما رخ می‌دهد؟

فراهانی: من روزه بودم و برای اقامه نماز و صرف افطار، همراه با فرزند 3 ساله‌ام به مسجد رفتیم ساعت تقریباً 10 شب بود در مسیر که داشتم می‌آمدم داخل کوچه 2 نفر خانم را دیدم که روسری‌های خود را دور گردنشان انداخته بودند و داشتند به سمت ماشینشان می‌رفتند، ظاهرشان تعجب آور بود، اول سعی کردم با نگاه هشداردهنده، باعث شوم که حجابشان را رعایت کنند اما آنها نگاه طلبکارانه‌ای را تحویل من دادند، در مرحله بعد سعی کردم یادآوری کنم که آنها در کجا زندگی می‌کنند و فقط خطاب به آنها گفتم «ببخشید خانم‌ها آیا اینجا ایران نیست؟» جواب دادند که « ایرانه که ایرانه!» گفتم « به نظر شما نباید حداقل، تابع قوانین کشوری باشیم که در آن زندگی می‌کنیم؟» اما دیگر جواب این سوالم را ندادند و به جای آن مشت‌هایی بود که نثارم می‌کردند.

فارس: در حالی که بچه، همراه شما بود این اتفاق رخ داد کسی در کوچه نبود که به کمک شما بیاید یا حداقل، فرزند شما را از این صحنه دور کند؟

فراهانی: اول که یکی از آنها دستهایم را گرفت و نفر بعدی با مشت به سر و صورتم می‌زد بچه‌ام کاملاً شاهد ماجرا بود و داشت زهره ترک می‌شد تا اینکه آقایی متدین آمد و فرزندم را بغل کرد و از ما کمی فاصله گرفت و بعد از آن، اوباش دور ما حلقه زدند و از آن بدحجاب‌ها پشتیبانی می‌کردند. در مقابل نیز بسیجی‌های محل به کمک من آمدند و من را از دست آنها نجات دادند.

فارس: یعنی شما ایستادید تا آنها شما را با مشت‌هایشان، سیاه و کبود کنند و عکس‌العملی نشان ندادید؟

فراهانی: من خودم رزمی‌کار هستم اما چون هدف من دعوا با این افراد نبود و می‌خواستم امر به معروف کنم هیچ استفاده‌ای از توان بدنی خودم نکردم. من می‌خواستم در ماه مبارک رمضان، فقط به آنها یک گوشزد کوچکی داشته باشم که آن هم، زبانی بود.

فارس: این اتفاق، در همان کوچه، فیصله پیدا کرد؟

فراهانی: نه با کمک بسیجی‌های محل به کلانتری خانی‌آباد رفتیم اما حامیان آن خانم‌ها تلاش می‌کردند که من به خاطر کتک‌هایی که خورده‌ام رضایت بدهم ولی من شکایت کردم چون حرکت آنها غیرمنصفانه بود.

فارس: بعد از شکایت چه اتفاقی افتاد؟

فراهانی: من به پزشک قانونی رفتم و در آنجا نیز میزان لطمه‌ای را که خورده بودم ثبت شد و آن خانمی هم که بنده را مورد ضرب و شتم قرار داده بود و صورتم را به شدت، کبود کرده بود یک شب بازداشت شد و تنها با گذاشتن یک قبض برق منزل به عنوان وثیقه، آزاد شد در حالی که در خودروی این خانم، انواع سلاح سرد وجود داشت و از سوی دیگر نیز کاملاً در کوچه، کشف حجاب کرده بود، دو موضوعی که دو اتهام مجزا محسوب می‌شدند.

فارس: در حال حاضر اوضاع روحی و جسمی شما و فرزندتان چطور است؟

فراهانی: فرزندم که هنوز از دیدن صحنه آن شب، به شدت مضطرب است خودم هم چون به نفس کاری که انجام داده‌ام ایمان دارم صدمات آن را می‌پذیرم هنوز کبودی‌های مشت‌های آن زن بدحجاب را هر روز با خودم در کوچه و خیابان‌های این شهر شلوغ می‌برم اما نمی‌گذارم امر به معروف و نهی از منکر در این شهر بمیرد.


 
عیاشی مریم رجوی در اردوگاه اسرای ایرانی
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : حسینی

همراه با مریم رجوی، دختران جوانی که وابسته به سازمان او بودند، به اردوگاهها می‌آمدند. این دختران دارای پدیده‌های غیر اخلاقی بودند؛ به طوری که نیمی از بدن آنها فاقد پوشش بود و سعی می‌کردند حس جنسی اسرا را تحریک کنند.

خبرگزاری فارس: عیاشی مریم رجوی در اردوگاه اسرای ایرانی

 به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس (باشگاه توانا)، افسران ارتش عراق در کنار روحیه ترسو و درمانده نظامی که داشتند همواره به دنبال عیاشی و خوشگذرانی در صحنه نبرد بودند. متن زیر زبونی و درماندگی اعتقادی آنها در برابر نیروهای رزمنده را نشان می دهد.

با پایان یافتن درگیری‌های بلغه، یک ماه مرخصی استعلاجی خود را در بیمارستان نظامی الرشید بغداد گذرانده و سپس به نزد دوستم - مدیر هتل الرشید- در بغداد جدید رفتم و بیست روز را در هتل سپری کردم. او وسایل عیش و عشرت و هرزگی را برای ما آماده می‌کرد.

در هتل که بودم، یک روز تلویزیون شروع کرد به پخش سرودی که غیر طبیعی جلوه می‌کرد و خبر از حمله جدیدی در جبهه می‌داد. ناگهان گوینده تلویزیون، رشدی عبدالصاحب، برنامه‌ها را قطع کرد و گفت:

- ان تنصروالله ینصرکم. بینندگان عزیز!

این گزارش از جبهه‌های جنگ به دست ما رسیده است:

نیروهای مجوس، یک بار دیگر و برای دهمین بار، شانس خود را در مناطق عملیاتی تجربه کردند. آنان که بخشی از نیروهای خود را به منطق القرنه استان بصره آورده بودند، با مقاومت قدرتمندانه نیروهای ما مواجه شده، تلاش‌های مذبوحانه‌شان برای ورود به شهر در نطفه خفه شد و هم ‌اکنون نبرد برای دفاع نیروهای متجاوز ادامه دارد.»

این بیانیه، به قول معروف، یک معما داشت و آن، این بود که: چرا رزمندگان اسلام هنوز در داخل خاک ما هستند. به همین دلیل تصمیم گرفته، بلافاصله به واحدم که در منطقه سلیمانیه قرار داشت، ملحق شدم. فرمانده تیپ به من گفت:

- برادرم، چرا به خودت سخت گرفتی و در این شرایط آمدی؟

جراحتهای تو هنوز خوب نشده است.

با غرور جواب دادم:

- جناب فرمانده! این کشور... این کشور، گرانبهاتر از من است...

کشور...

...

و گریه کردم.

فرمانده تیپ به من گفت:

- هنگ تو در پیشاپیش نیروها است.

با تملق جواب دادم:

- به روی چشم، قربان! مرگ سختی را به آنان خواهیم چشاند.

فرمانده تیپ، پرده‌ از خنده حلیه‌گرانه‌اش برداشت و گفت:

- ای والله! مثل همان رفتاری که در کوههای بلغه با آنها کردی؟

با این حرفهای فرمانده به خود آمدم. برایم مشخص شد که حرف فرمانده، معنی‌دار بوده و شوخی نیست. در اینجا بود که کودنها برای فرماندهان بیشتر مشخص می‌شدند.

 

 

دیدم بد نیست زبانم را برای به دست آوردن هدایا، به مدح و ثنا بچرخانم. تمام نیرویم را جمع کردم و در حالی که فرمانده تیپ به من و به نیروها نگاه می‌کرد و در حال پوشیدن جلیقه ضد گلوله بود و عصایی در دست داشت، با بلندترین صدایم فریاد زدم:

- بارک‌الله به شما! بارک‌الله به شما! به خدا قسم شما قهرمان هستید.

فرمانده تیپ، حرفهای مرا می‌شنید و در گوش افسر ارشد ستاد در قرارگاه تیپ زمزمه‌هایی کرد که نفهمید من چه گفت.

به طرف هنگم که از بهترین هنگها از نظر سازماندهی بود، رفتم و سپس حرکت‌ کرده، به نزدیکی القرنه رسیدیم. سلاح ما، موشک بود. به پمپ بنزین شهر که در سمت العماره قرار داشت، رسیدیم و با به آتش کشیدن آن، به طرف مرکز پلیس، اداره امنیت و ساختمان حزب پیشروی کردیم. در این سه مرکز، درگیری شدیدی در جریان بود.

ستوان عطوان المجید از من سؤال کرد:

- قربان، چه بکنم؟ من می‌ترسم.

به او گفتم:

- بگیر! این دوای تو است.

و سه تیر در این سرش خالی کردم.

مقاومت در مرکز پلیس و سازمان حزب رو به افزایش بود. رزمندگان اسلام به خوبی از آن دفاع می‌کردند. با سومین موشکی که از موشک‌انداز من به طرف ساختمان حزب شلیک شد، ساختمان به آتش کشیده شد و دیوارهایش فرو ریخت.

تیری به پایم اصابت کرد. یکی از سربازها به طرفم شلیک کرده بود که قصد فرار داشت. او را شناخته، با کلت یک تیر در قلبش کاشتم. پایم را باندپیچی کرده؛ اما به عقب نرفتم. فرمانده تیپ دائماً با ما در تماس بود:

- سروان فهمی!

- بله قربان!

- وضعیت؟

- خوب است به شکر خدا... ساختمان حزب الان آزاد شد، قربان.

فرمانده تیپ از خوشحالی پرواز کرد و از آنجا به من گفت:

- مدال شجاعت می‌گیری، سروان.

با شنیدن این خبر تصمیم گرفتم نیروهایم را به مرکز پلیس ببرم.

نیروهای ایرانی در این مرکز از موشکهای فراوانی برخوردار شده بودند و به همین دلیل، حمله‌های ما با رسیدن به خط اول به شکست می‌انجامید؛ به طوری که ما در اولین هجوم، سیزده و در دومین حمله، بیست کشته دادیم. این خسارتها با بیسیم به اطلاع فرمانده می‌رسید و چیزی نگذشت که مجموعه‌ای بیش از 150 نفر به ما ملحق شدند.

من نقشه حمله را به شکل زیر کشیدم:

نیروی اول به تعداد پنجاه نفر از سمت چپ به مرکز حمله می‌کنند.

نیروی دوم هم به همین تعداد، از راست مرکز را مورد حمله قرار می‌دهند.

نیروی سوم هم از روبه‌رو به فرماندهی خودم، حمله را شروع می‌کنند.

نیروی اول به فرماندهی سروان حیدرالخطیب از سمت چپ وارد عمل شدند و بلافاصله درگیری شدیدی بین آنان و رزمندگان اسلام که به خوبی آن موضع را در برگرفته بودند، روی داد و صداهای «اخ!... اوخ!...» به هوا برخاست.

حدود پانزده نفر از افراد این مجموعه قصد فرار داشتند که سرشان داد زدم؛ اما آنان با غنیمت شمردن فرصت، پا به فرار گذاشتند که من یک آرپی‌جی برداشته، در حالی که سربازان دیگری از همان مجموعه به من چشم دوخته بودند، آر‌پی‌جی را به طرف ‌آنها شلیک کردم که تکه‌های گوشت جسدهایشان در هوای پر از آتش منطقه به پرواز آمد.

یکی از سربازان همان مجموعه، فریاد زد:

- نه!... نه!... اینها برادران ما هستند... نه!...

و چیزی نگذشت که با فرود آمدن یک میله آهنی که یکی از افسران بر سرش کوبید، ساکت شد. نیروهای سروان همام‌الدلیمی، پیشروی را آغاز کردند. این سروان، فردی ترسو و درصدد استفاده از فرصت بود. من این بار به کمین او نشسته، تمام حرکاتش را زیر نظر داشتم. در همان آغاز حمله، سروان فریاد کشید:

- آی مردم بیایید! آی مردم، مرا ببرند!.. من مجروح شدم...

یکی از سربازان به طرفش رفت و دید که او با تیغ ریش‌تراشی خودش را مجروح کرد. پس از آنکه به عقب برگشت، گزارشی برایش نوشته شد که او ترسو بوده و خودزنی کرده است و با محاکمه شدن در دادگاه نظامی، سرانجام با اعدام به زندگی‌اش پایان داده شد.

پس از سروان همام الدلیمی، فرماندهی نیروهای او را سروان مهدی الصفار به عهده گرفت که حمله را از سمت راست به طرف مرکز پلیس شروع کرد. ایرانیهایی که در مرکز پلیس سنگر گرفته بودند، دست به استحکام بیشتر سنگرهای خود زدند و همزمان با حمله نیروهای سروان مهدی، از نارنجکهای دستی استفاده شد که منطقه یکپارچه آتش شد و سروان به همراه دوازده‌ نفر مجروح شده، شش نفر از افرادش نیز کشته شدند.

در طی مدت کوتاهی که ما آماده می‌شدیم تا از روبه‌رو به مرکز پلیس حمله کنیم، ناگهان صدای انفجاری ترسناک از مرکز پلیس شنیده شد که سرانجام مشخص شد آن انفجار در واقع پوششی برای عقب‌نشینی ایرانیها بوده است.

ما وارد ساختمان مرکز پلییس شدیم. آن ساختمان به خرابه‌‌ای تبدیل شده و تمام اتاق‌ها و راهروها آسیب دیده و تخریب شده بود. در کنار مرکز پلیس، اداره امنیت قرار داشت که با تخریب آن به دست رزمندگان اسلام، زندانیها توانسته بودند از زندان فرار کنند.

آن تعداد از ایرانیهایی که از مرکز پلیس عقب‌نشینی کرده بودند، یک بار دیگر در منطقه مزیرعه سنگربندی کرده و کنار دیگری از این پل را به تصرف خود در آورده بودند. هنگامی که اولین زرهپوشهای گردان تانک حمورابی پیش‌روی خود را آغاز کردند، در وسط پل منفجر شده، تکه‌های آنها در رود فرات پرتاب شد.

مجموعه دیگری از تیپ ما نیز به فرماندهی سرگرد احمد العسکری شروع به پیشروی کردند که آنان نیز با تیرهای پراکنده و داغ رزمندگان ایران روبه‌به‌رو شدند و احمدالعسکری که کنترل خود را از دست داده و جنون‌زده شده بود، لباسهایش را درآورده و در حالی که یکه و تنها ایستاده بود، فریاد می‌زد:

- آهای مردم، بیایید!

می‌‌خواستم به طرفش حرکت کنم که فرمانده تیپ ممانعت کرده، با نوشتن یک گزارش، سروکارش را با زندان گره زد.

سه تانک یک گزارش، سروکارش را با زندان گره زد.

سه تانک از گردان الحسن نیز پیشروی خود را آغاز کردند و به همان سرنوشت دچار شدند.

دیگر به یقین رسیدم که این تعداد ایرانی از امداد غیبی بهره می‌گیرند...؛ و گرنه تفسیر این پدیده چه می‌توانست باشد که مجموعه کوچکی به مقابله با یک تیپ که از سلاحهای گوناگونی بهره می‌گیرد، بپردازد.

دلم به من می‌گفت: فرار کن. هر چیزی که نزدیک آن پل می‌رسید، یا جزغاله می‌شد، یا می‌سوخت؛ فرقی هم بین انسان و ابزار نبود.

افکاری به ذهنم تلنگر می‌زد: این ذهن چیست؟ چه چیزی را دنبال می‌کند؟ فقط شراب و زنان را دوست دارد... آه، خدا!... ای هتل‌الرشید! چقدر زیبا، چقدر قشنگ!... هتل‌الرشید! می‌دانی من الان کجا هستم؟ من الان در وسط آتش و در زیر سایه دستورهای کشنده قرار دارم. افکارم به جاهای دور پرواز کرد...

نیروهای دیگری از کناره رود فرات پیشروی خود را شروع کردند و ایرانیها نیز به طرف «الروطه» عقب‌نشینی کرده، درگیری دیگری آغاز شد.

پیشروی را از سر گرفته، گفتم:

- مسخرگی بس است! امروز وارد آخرین درگیری می‌شویم.

ایرانیها، عمق مواضع خود را در مقابل هور که به الروطه منتهی می‌شد، بنا کردند. ما از زمین و با تانک، دست به پیشروی زدیم و از آسمان نیز نیروی هوایی و هلیکوپترها شروع به پرواز کردند.

نگرانی و دلشوره با رسوخ کردن در جان و روح نیروهای ما، به شکل نگرانی و سرپیچی از اوامر فرماندهان خود را نشان می‌داد و ما عکس این موضوع را در روحیه تلاش و محبت بین ایرانیها می‌دیدیم.

آنان در سنگرهای خود موضع گرفته و سلاحهایشان را پر کرده بودند. تیراندازی شروع شد... و همراه با آن، تیراندازیهای جسمی ما نیز آغاز گشت: نجاست پشت نجاست!!

آنچه را که در روده و معده‌ام می‌گذشت، پنهان کرده، فریاد زدم:

- بجنگید! بجنگید!... یا الله... بردارانم نابودشان کنید!...

چند گروه ما در طی چند ثانیه تبدیل شدند به پشته‌هایی از انسان‌های بی‌روح. یک بار دیگر فریاد زدم:

- حمله!... حمله!... به‌ پیش!...

یک گروه دیگر نیز مانند برگ خزان به زمین ریختند و به پشته تبدیل شدند... و به همین ترتیب باز فریاد زدم:

- نابودشان کنید!.و... به پیش!...

دیگر هیچ کس از جایش جنب نخورد. فریاد کشیدم:

- ترسوها! چرا راه نمی‌افتید؟ ترسوها!

صدای سروان قیس را شنیدم:

دیدم که دارد در برابر سربازان تحقیرم می‌کند. سی‌تیر در بدنش خالی کردم که هیچ چیز غیر از همان تیرهایی که در بدنش نشست، برایش باقی نماند.

افراد زیردست او نیز که ترسو و گوش به فرمان بودند، به محض پیشروی و در عرض چند دقیقه، از جسدهایشان، پشته‌هایی بالا رفت. ما مجروح نداشتیم. هر کس نزدیک آن خط می‌رسید، بدنش تکه پاره می‌شد و راه سفر آخرت را در پیش می‌گرفت.

فرمانده تیپ دائماً با من در تماس بود. به من گفت:

- بارک‌الله سروان! چه خبر؟

- قربان، مقاومت شدید است و خسارتهای ما به 150 نفر رسیده است.

از این رقم تعجب کرد و گفت:

- چطور سروان؟ گزارشهای استخبارات می‌گوید ایرانیها صد و پنجاه نفر هستند و تو دو هنگ را در اختیار داری. چگونه است سروان، چگونه؟

فرمانده تیپ زد زیر گریه... و من هم با او گریه کردم... به او گفتم:

- قربان، ایرانیها شهادت‌طلبانه می‌جنگند... به زندگی فکر نمی‌کنند... جدای از این، از روحیه آزادی نیز برخوردار هستند.

دستور عقب‌نشینی صادر شد. تیپ ما در درگیریهای القرنه بیش از پانصد کشته داد. ما از منطقه عقب کشیدیم و نیروی دیگری با ایرانیها - که قهرمانانه می‌جنگیدند - وارد نبرد شدند. در اخباری که بعدها به دستمان رسید، آمده بود:

ایرانیها با عملیات شهادت‌طلبانه خود توانستند ترس را رد رده‌های ارتش عراق زنده کنند و هنگامی که نیروهای عراقی شنیدند که آنها به سمت القرنه حرکت می‌کنند، سلاحها را به زمین انداختند؛ چرا که خبر شهادت‌طلبانه بودن عملیات ایرانیها در ارتش منتشر شده بود.

و سرانجام فقط با توسل به سلاح شیمیایی، جلوی ایرانیها گرفته شد. هواپیماهای ما، موشکهای پر از سلاح‌های شیمیایی را به طرف ایرانیها شلیک کردند که بسیاری از آنها از پای درآمدند و فریاد هشام صباح الفخری بلند شد که:

- فقط با شیمیایی، ملتهایی زنده می‌شوند و ملتهایی می‌میرند.

پس از نبردهای القرنه و الروطه که در نتیجه آن تیپ ما نابود شد، من به این اعتبار که سه مدال شجاعت دریافت کرده بودم، می‌توانستم واحدی را انتخاب کنم، یا اینکه به تشکیلات دیگری بپیوندم که سرانجام تصمیم خود را گرفته به فرماندهی نظامی دژبان بغداد که مقر آن در پادگان الرشید بود، مراجعه کردم.

من یک سال در این مرکز بودم و از شکنجه فراریها تا اذیت و آزار ایرانیها، صحنه‌های فراوانی را دیدم.

در مقر فرماندهی نظامی دژبان، اسرای ایرانی را به دو گروه تقسیم می‌کردند:

1- اسرای پاسدار امام که شامل سپاه و بسیج بودند.

2- اسرای ارتش که گاه با آنها به خوبی رفتار می‌شد.

عراقیها با اسرایی که از نیروهای سپاه بودند، رفتاری وحشیانه داشتند. بعضی از آنان را مجبور می‌کردند که فیلمهای مستهجنی که مربوط به دوران شاه بود، ببینند؛ فیلمهایی که در بخش وسیعی از آنها، تصویرهای جنسی به نمایش درمی‌آمد. یا اینکه آنان را مجبور به تراشیدن ریش می‌کردند.

عراقیها، گروههایی را نیز که وابسته به خود بودند، برای جاسوسی در بین ایرانیها قرار می‌دادند تا از هدفها و گفت‌وگوهای اسرا اطلاع کسب کنند و همچنین اسامی اسرایی را که فرایض دینی خود را انجام می‌دادند، نوشته، به آنان توجه خاصی داشتند.

ما اسرایی را که فعالیت دینی داشتند، از مکانی به مکان دیگر انتقال می‌دادیم و سعی نمی‌کردیم که آنها را در یک مکان جمع کنیم؛ زیرا به نظر ما، این کار به معنی به وجود آوردن نخبه‌های خمینی در اسارت بود. و فرماندهی به مامی‌گفت که این نخبه‌ها باید از بین رفته و در معرض شکنجه قرار بگیرند.

مریم رجوی به مراکز اسرا می‌آمد و سخنرانی می‌کرد؛ اما از طرف افراد سپاه و اسرای متدین مورد استقبال قرار نمی‌گرفت و درگیریهای شدیدی بین او و اسرا به وجود می‌آمد.

همراه با مریم رجوی، دختران جوانی که وابسته به سازمان او بودند، به اردوگاهها می‌آمدند. این دختران دارای پدیده‌های غیر اخلاقی بودند؛ به طوری که نیمی از بدن آنها فاقد پوشش بود و سعی می‌کردند حس جنسی اسرا را تحریک کنند.

بعضی از آنان، همزمان با پخش شدن موسیقی یکی از خواننده‌های ایرانی به نام «گوگوش»، در مراکز اسرا به رقص و پایکوبی می‌پرداختند؛ اما این تلاشها نتوانست هیچ اسیر ایرانی را بفریبد. حجت‌الاسلام والمسلمین سیدابوترابی در همان صحنه گفت:

- ما نمی‌خواهیم به عصر جاهلیت برگردیم. از عبودیت زندگان، آزادی را می‌خواهیم.

او قهرمانی در اسارت و برای راه‌ خمینی، بهترین مثال بود. قهرمان بلندپایه که با سخنرانی‌های مذهبی‌اش، حافظ اسرا از این پدیده‌ها بود. حتی ما با این مرد رابطه داشتم و سعی می‌کردم آنچه را که احتیاج دارد، از بازارهای بغداد برایش تهیه کنم.

او حقوقش را برای نیازمندان خرج می‌کرد و من در چهره او، پایداری، قهرمانی و پاکی را دیدم. در داخل مراکز نگهداری اسرا همیشه درگیریهای شدیدی بین اسرا و گروههای تبلیغی به فرماندهی مسعود رجوی انجام می‌گرفت.

اسرای سپاه از ورود آن گروهها به مراکز اسرا جلوگیری می‌کردند؛ اما آنها با حمایت دولت وارد اردوگاهها می‌شدند و همیشه نیز در این درگیریها، پیروزی با اسرای اسلامی بود.

مریم رجوی از من خواست که کاستهای مربوط به این خواننده ایرانی و همچنین مجله‌های سکسی را در مراکز اسرا پخش کنم. باید بگویم که این کار در آن روز، ده میلیون دینار عراقی و به حساب امروز، ده میلیون تومان آب می‌خورد.

 

 

من شخصاً و همچنین به دلیل این که با حجت‌الاسلام والمسلمین ابوترابی رابطه داشتم، آن را نپذیرفتم. او عریان بود و شیشه مشروب در دست داشت، به خانه من آمد و یک شب را تا صبح با او به سر کردم.

 

هنگامی که در ساعت دوازده ظهر از خواب بیدار شدم، او در آشپزخانه، غذا را آماده می‌کرد. به من گفت:

- حالا حرفم را قبول می‌کنی؟

خنده کم‌رنگی تحویلش دادم که:

- بله، قبول می‌کنم.

اما من به آقای ابوترابی وفادار باقی ماندم. آن مجله‌ها و نوارهای کاست را تحویل گرفتم و در بازار بغداد فروخته، با پولش، مواد مورد نیاز برادران اسرا را تهیه کردم.

مریم رجوی یک بار دیگر با من تماس گرفت. به او گفتم:

- اوضاع بر وفق مراد شماست.

گفت:

- امشب برایت یک مهمان می‌فرستم.

آن مهمان در حالی که چند مجله در دست داشت، آمد و من پس از آن که یک شب کامل را با او سپری کردم، روز بعد راهش را کشید و رفت.

چندی بعد، فرماندهی احساس کرد که ضرورت دارد من از این جایگاه تغییر مکان بدهم، به همین دلیل، تلگرامی رسید که مضمون آن، این چنین بود:

«سروان فهمی به منطقه شرق بصره و مشخصاً به نیروهای مقداد مقر لشکر یازده انتقال داده خواهد شد.»

من با سید ابوترابی و برادران خداحافظی کرده، سفارش آنان را به برادران و مسئولان کردم. در اردوگاه اسرای ایرانی، مخصوصاً اردوگاهی که افراد سپاه و بسیج در آنها بودند، صفات حسنه‌ای وجود داشت. من معنی صبر و فداکاری را از آنان یاد گرفتم. آنجا واقعاً مدرسه بود. علی‌رغم فساد اجباری‌ایی که حکومت بعث سعی در گسترش و پیاده کردن آن داشت، اسرا در کمین نشسته، در برابر هر پدیده‌ای از پدیده‌‌های فساد، فولادین می‌ایستادند.

سروان عراقی،فهمی الربیعی


 
کم سن و سال‌ترین طلبه شهید+عکس
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : حسینی

نامش علی بود؛ همزمان با شهادت حضرت علی(ع) به دنیا آمد و در لشکر حضرت علی(ع) به شهادت رسید؛ 15 ساله بود و 15 سال هم پیکرش جلوی آفتاب گرم و سوزان مجنون همچون مولایش حسین بن علی(ع) باقی ماند.

خبرگزاری فارس: کم سن و سال‌ترین طلبه شهید+عکس

به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس(باشگاه توانا)، تنها پسر خانواده مؤمنی بود؛ مادرش بعد از کلی نذر و نیاز و توسل به امامزاده‌های ایلام، علی را از خداوند گرفت؛ آن هم در ماه مبارک رمضان و شب شهادت حضرت علی(ع). علی تنها برادر و نورچشمی 5 خواهر بود تا اینکه در یازده سالگی رفت پی طلبگی و در 15 سالگی به شهادت رسید؛ جالب اینجاست که پیکر شهید طلبه «علی مؤمنی» بعد از 15 سال با توسل مادر علی به حضرت ابوالفضل(ع) به آغوش مادرش بازگشت.

مادر شهید علی مؤمنی بعد از 15 سال بر بالای پیکر تنها پسرش

«جعفر نظری» طی گفت‌وگویی نخستین طلبه شهید منطقه دهلران را روایت می‌کند.

* امانتی که خداوند به خانواده مؤمنی بخشید

شهید «علی مؤمنی» سال 1350 در روستای بیشه‌دراز شهرستان دهلران به دنیا آمد که نخستین شهید طلبه و یکی از 35 شهید این روستا است. در فرهنگ و رسومات محلی ایلام، داشتن فرزند پسر برای خانواده‌های روستایی خیلی مهم است؛ خانواده مؤمنی 5 دختر داشتند و مادرش برای اینکه صاحب فرزند پسر شود، به ائمه اطهار(ع) و امامزادگان منطقه‌مان توسل می‌کرد تا اینکه علی فرزند ششم خانواده بعد از 5 خواهرش در شب شهادت امیرالمؤمنین(ع) به دنیا آمد.

شهید مؤمنی در صف رزمنده‌ها

* رفتن دنبال طلبگی

علی در خانواده‌ای متدین بزرگ شد؛ دوره ابتدایی را در روستای بیشه‌دراز پشت سر گذاشت؛ از دوران نوجوانی خیلی زیبا قرآن قرائت می‌کرد و به روحانیت علاقه داشت؛ او از نوجوانان خوب و بچه‌های دوست‌داشتنی روستا بود؛ وقتی جنگ شروع شد من و شهید مؤمنی همکلاسی بودیم و دوران کودکی و نوجوانی را با همدیگر سپری کردیم. علی در کلاس شاگرد اول بود و هوش و استعداد تحصیلی فوق‌العاده‌ای داشت.

علاوه بر این، علی آقا به کار فرهنگی علاقه داشت؛ هنوز چند سالی از انقلاب نگذشته بود که با سن و سال کمش تشکیل هسته‌های فرهنگی و مذهبی را دنبال می‌کرد؛ در کلاس ما علی و تعداد کمی از بچه‌ها نماز خواندن را بلد بودند؛ معلم روستا مأموریت یاد دادن نماز را به علی داد؛ علی در کمتر از چند روز همه بچه‌های کلاس را مسجدی و نمازی کرد.

طلبه شهید علی مؤمنی

با وجود شرایط سخت جنگ، آواره‌گی و وضعیت نابسامان محل سکونت‌مان علی تصمیم جدی گرفت تا وارد عرصه جدیدی یعنی کسب معارف دینی شود و برای این کار به حوزه علمیه برود و درس دینی بخواند.

سال 61 و در حالی این ایده در علی به وجود آمده بود که مسیر ایلام و خوزستان در اشغال دشمن بعثی بود؛ او برای رسیدن به نزدیک‌ترین حوزه در ایلام باید راه پرپیچ و خم شهر میمه به ملکشاهی تا ایلام که حداقل یک هفته طی طریق می‌شد، می‌پیمود؛ در این مسیر جاده مناسبی وجود نداشت و در زمستان این تنها راه شنی و کوهستانی قطع می‌شد و امکان تردد وجود نداشت.

در این حال و هوا علی به حوزه علمیه آشتیان در استان مرکزی رفت و بعد از دو سال در حوزه علمیه قم مشغول به تحصیل شد. در دوران طلبگی دیار و زادگاه خود را ترک نکرد و هراز چندگاهی به میان دوستان و همکلاسی‌ها می‌آمد تا از اوضاع و احوال فرهنگی آنها بی‌خبر نباشد.

علی نوجوانان و هم‌سن و سالان خود را جذب کرده بود و در زمان حضورش در روستا به انتشار تعالیم و احکام و قرآن می‌پرداخت و اولین هیأت فرهنگی و مذهبی به وسیله او تشکیل شد. به یاد دارم که کلاس‌های درس‌مان به خاطر بمباران‌های ناجوانمردانه رژیم بعثی در دل کوه‌ها و دره‌ها و یا زیر درختان روستا برگزار می‌شد. به خاطر نبود فضا و مکان در روستا و تنوع، علی بچه‌ها را بیرون از روستا می‌برد تا در میان سبزه‌زارها و کوهپایه‌ها با آرامش و صعه صدر احکام و مسائل دینی را به آنها بیاموزد.

 

* حضور علی در لشکر علی بن‌ابیطالب(ع)

شهید مؤمنی در ایامی که در قم تحصیل می‌کرد، در قالب لشکر 17 علی‌بن ابیطالب(ع) عازم جبهه‌های حق علیه باطل شد؛ رفتن علی به جبهه از روی معرفت و اخلاص بود؛ او خود را به عنوان مبلغ و روحانی معرفی نمی‌کرد، بلکه به عنوان نیروی رزمی در منطقه حضور داشت. او در یگان رزم هم سخت‌ترین مأموریت یعنی اطلاعات عملیات و گشتی رزمی را بر عهده گرفت.

حضور شهید مؤمنی در جبهه

علی اولین بار در منطقه «فاو» طی عملیات «والفجر 8» در سال 1364 از ناحیه پا مجروح شد؛ بار دوم به جزیره مجنون رفت؛ در خرداد 65 هنگامی که در یک دسته 12 نفره در جزیره مجنون برای شناسایی به قلب دشمن نفوذ می‌کند، در یک درگیری تن به تن با دشمن، علی در صحنه باقی می‌ماند.

* 15 سال بی‌خبری از علی

پدر و مادر و خواهرانی که عاشق تنها پسر خانواده بودند، سال‌ها خبری از علی نداشتند؛ پدرش بارها به مقر لشکر علی‌بن‌ابیطالب(ع) مراجعه کرد تا شاید خبری از علی به دست بیاورد، اما بعضاً همراهان و رزمندگانی که در این درگیری حضور داشتند، می‌گفتند: «در حین درگیری احساس کردیم که علی زخمی شده است و شاید هم شهید شده و نتوانستیم از او خبری بگیریم».

از خرداد 1365 تا خرداد 1380 در واقع 15 سال تمام، پدر و مادر علی چشم به راه او بودند تا شاید خبری از فرزندشان بگیرند؛ آنها علی را به امانت از ائمه اطهار(ع) گرفته بودند، به این فکر افتادند که برای یافتن و گرفتن خبری از فرزندشان باز هم به این خاندان توسل کنند. در زمان حکومت صدام که خانواده شهدا و مفقودالاثرها را به زیارت کربلا می‌بردند، ثبت‌نام کردند و این پدر و مادر پیر و منتظر به حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) رفتند؛ قبل از همه، مادر علی در حرم حضرت ابوالفضل(ع) با سوز دل و با عشق مادرانه خطاب به آقا می‌گوید: «آقا ابوالفضل تو را به زهرای مرضیه سوگند می‌دهم که بچه‌ام اگر در شکم ماهی است او را به من بازگردان وگرنه شما را به حضرت زهرا(س) شکایت می‌کنم».

استقبال مادر شهید از پیکر تنها پسرش

پدر و مادر علی از زیارت کربلا برگشتند؛ اهالی محل هم به دیدن آنها رفتند؛ یادم است هنوز 20 روز از بازگشت آنها نگذشته بود که پیکر پاک علی، بعد از 15 سال در جزیره مجنون تفحص شد و به آغوش خانواده بازگشت و در گلزار شهدای دهلران آرام گرفت.

رجعت پیکر شهید 15 ساله بعد از 15 سال

نامش علی بود؛ همزمان با شهادت حضرت علی(ع) به دنیا آمد و در لشکر حضرت علی(ع) به شهادت رسید. 15 ساله بود و 15 سال هم پیکرش جلوی آفتاب گرم و سوزان مجنون همچون مولایش حسین بن علی(ع) باقی ماند.

استقبال مردم روستای بیشه‌دراز از شهید 15 ساله

* گریه‌های شبانه علی در راز و نیاز با خدا

فرخیه مؤمنی خواهر شهید «علی مؤمنی» در خاطره‌ای از برادرش تعریف می‌کرد: در سال 1362 و در یک شب سرد زمستانی علی برای گذراندن تعطیلات حوزه از آشتیان به خانه آمد.

آن شب هم پدرم برای خرید اجناس برای مغازه‌اش در بیشه‌دراز به خانه‌مان آمده بود. منزلی که ما در آن سکونت داشتیم یک اتاق بیشتر نداشت، اتاق را با استفاده از وسایل خانه به دو بخش تقسیم کرده بودیم، قسمتی را برای پذیرایی از مهمان و قسمت دیگری را برای اقامت خودمان اختصاص داده بودیم.

همه خوابیدیم اما چشم‌های بیدار علی خواب را از چشمان پدرم که او را بسیار دوست داشت گرفته بود، پدرم به علی گفت: «قوت قلبم برای تو زود است که رنج طاعت و عبادت را بر خود تحمیل کنی».

علی در جواب پدرم گفت: «معلوم نیست در سنین بالا موفق به انجام عبادت شوم، انسان باید از همین نوجوانی خودش را آماده کند».

تصویر سمت راست پدر شهید مؤمنی در انتظار آمدن پیکر فرزندش

* شهادتم را به مادرم تبریک بگویید

در بخشی از وصیت‌نامه شهید «علی مؤمنی» آمده است: «چقدر شهادت در راه خدا زیباست، مانند گل خوشبوست. من در این سرزمین این قدر با دشمن می‌جنگم تا پیروزی و موفقیت نصیبم گردد و یا به درجه رفیع شهادت نائل گردم، اگر لیاقت داشته باشم که در راه اسلام و قرآن شهید بشوم به مادرم تبریک بگویید چون به مهمانی خدا رفته‌ام. راستی که مرگ در راه خدا چه خوب و خواستنی است».

گفت‌وگو از عالم ملکی


 
شریعتمداری: اصحاب فتنه در پی تسخیر وزارت علوم هستند
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠ : توسط : حسینی

مدیر مسوول کیهان نوشت: اصحاب فتنه به منظور کور کردن خط علم و خوش‌رقصی دیگری برای دشمنان بیرونی در پی تسخیر وزارت علوم هستند؟!

به گزارش مشرق، حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان نوشت: چند سال قبل طی یادداشتی با عنوان «راست‌بگو، نهان مکن» به خاطره‌ای که در پی خواهد آمد اشاره کرده بودیم و امروز تکرار آن را برای نزدیک شدن ذهن به یکی از مسائل حساس این روزها بی‌فایده نمی‌دانیم، و ماجرا اینگونه بود؛
«مهرماه سال 1376 بود و 2 ماه قبل از برپایی کنفرانس سران کشورهای اسلامی که قرار بود آذرماه همان سال و برای اولین‌بار در تهران برگزار شود. آقای دکترحسن روحانی به عنوان نماینده حضرت آقا و دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، از مسئولان رسانه‌های کشور دعوت کرده بود تا درباره اهمیت کنفرانس سران و نقشی که رسانه‌ها می‌توانند در انعکاس اخبار اجلاس و مسائل پیرامونی آن داشته باشند، رایزنی و تبادل‌نظر کند. آن روزها در روزنامه کیهان سلسله گزارش‌های مستندی با موضوع «ثروت‌های بادآورده» را به دست چاپ می‌سپردیم و پرونده‌های متعددی از غارتگری بیت‌المال که حاصل تلاش میدانی خبرنگارانمان و همکاری و اطلاع‌رسانی برادران حزب‌الله بود را برای اطلاع مردم و پی‌گیری مسئولان می‌گشودیم. در نشست آن روز شورای عالی امنیت ملی، مدیرمسئول یکی از روزنامه‌ها، خطاب به آقای دکتر روحانی، رئیس جلسه گفت: پیشنهاد می‌کنم روزنامه کیهان در این فاصله 2ماهه تا برگزاری اجلاس سران، گزارش‌های خود درباره دله‌دزدی‌ها- دقیقا با همین تعبیر- را متوقف کند که باعث آبروریزی نشود! آقای روحانی که قصد داشت مذاکرات جلسه را جمع‌بندی کند نظر نگارنده را جویا شد که به ایشان گفته شد؛ پیشنهاد بنده آن است که به جای درخواست توقف سلسله گزارش ثروت‌های بادآورده در کیهان، از «دله‌دزدها» بخواهید برای حفظ آبروی کشور، لااقل در این دو‌ماه باقیمانده تا اجلاس سران، از دله‌دزدی دست بردارند و غارت بیت‌المال را دستکم برای همین دو ماه متوقف کنند! و توضیح داده شد چرا باید به جای نهیب بر غارتگران بیت‌المال، روزنامه کیهان را که نسبت به این غارتگری‌ها هشدار می‌دهد، سرزنش کرد»؟!
کیهان به گواهی عملکرد و مواضع خود طی 20 سال گذشته نشان داده است که اهل زدوبند با این یا آن گروه سیاسی و سهم‌خواهی از قدرت نیست. این واقعیت در صفحه صفحه روزنامه و سطرسطر آن ثبت و ضبط شده و برای همگان قابل مراجعه می‌باشد و از این طریق که نه پیچیده است و نه پنهان، به آسانی می‌توان دید نگاه و مواجهه کیهان با دولت‌ها و مسئولان نظام، در چارچوب «صراحت آمیخته به صداقت» قابل تعریف است. کیهان برخلاف برخی از جریانات سیاسی که هر روز به اقتضای منافع شخصی و گروهی خود رنگ عوض می‌کنند، دامن یکرنگی را رها نکرده است.
این روزها، باز هم کیهان با همان نگاه در میدان است و به لطف خدای تبارک و تعالی و بی‌اعتناء به وسوسه خناسان و هجوم همه‌جانبه نان به‌نرخ‌روزخورهای وطن‌فروش‌، قصد ندارد از روشنگری‌های مستند خود دست بردارد و دقیقا به همین علت و در بستر همین وظیفه مقدس اصرار دارد آقای روحانی، رئیس‌جمهور منتخب را از خواب شوم و خیانت‌آمیزی که اصحاب‌فتنه و مدعیان اصلاحات برای دولت ایشان دیده‌اند باخبر کند. اگرچه بر این باوریم دکتر روحانی باهوشتر از آن است که از ترفند آنان بی‌خبر مانده باشد.
آنچه کیهان دراین‌باره نگاشته و می‌نگارد با شواهد و قرائن غیرقابل تردید و اسنادی همراه است که انکار کردنی نیستند و اگر غیر از این بود، اصحاب جنایتکار فتنه آمریکایی- ‌اسرائیلی 88 و اعوان و انصار پیدا و پنهان آنها به‌جای فحاشی و ناسزاگویی، برای نفی نظرات مستند کیهان به استدلال منطقی روی می‌آوردند و یا دستکم، برای آن که نشان بدهند قصد مصادره آرای آقای روحانی را ندارند، شاهد و قرینه‌ای ارائه می‌کردند...
و اما، شواهد فراوانی در دست است که نشان می‌دهد اصحاب فتنه و مدعیان اصلاحات در پی مصادره ریاست‌جمهوری آقای روحانی هستند و این خیال شوم- که امید است خام نیز باشد- را از گذرگاه نفوذ عوامل خود به کابینه ایشان پی گرفته و با همه توان دنبال می‌کنند. براساس گزارش‌های موثق که برخی از اطرافیان و نزدیکان عوامل فتنه با احساس مسئولیت اسلامی و انقلابی در اختیار کیهان گذاشته‌اند، مدعیان اصلاحات برای تصاحب چهار وزارتخانه اطلاعات، کشور، علوم و امور خارجه خیز برداشته‌اند ولی از آنجا که دورخیز آنها با هوشیاری آقای دکتر روحانی روبرو شده است، پروژه مصادره ریاست‌جمهوری آقای روحانی را روی سه وزارتخانه اطلاعات و کشور و علوم متمرکز کرده‌اند. مطابق گزارش موثق یاد شده یکی از سردمداران جبهه اصلاحات که از عوامل نشان‌دار فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 نیز هست، اعلام کرده است که اگر سه وزارتخانه اطلاعات و کشور و علوم را در اختیار داشته باشیم، روحانی از جایگاه ریاست‌جمهوری رسمی به یک رئیس‌جمهور اسمی تنزل می‌کند و در این حالت، ناکامی‌ها و شکست‌های احتمالی وی به حساب خودش نوشته می‌شود و در مقابل، زمینه‌سازی برای تثبیت موقعیت سیاسی و اجتماعی جبهه اصلاحات دستاوردی است که نصیب ما خواهد شد. در پی درز کردن این خبر به بیرون است که یکی از روزنامه‌های عمیقا وابسته به آیت‌الله هاشمی مجبور می‌شود ملاحظات تاکید شده را کنار گذارده و در اقدامی غیرمنتظره که با توجه به ائتلاف مستحکم و تعریف شده جبهه اصلاحات با آیت‌الله هاشمی بعید به نظر می‌رسید، بنویسد «اظهارات، اشارات و تحلیل‌های سران جناح اصلاح‌طلب، این روزها نشان می‌دهد آنها دولت دکتر حسن روحانی را به منزله پلی برای عبور از شرایط کنونی جهت رسیدن به قدرت می‌دانند. یکی از سران جناح اصلاحات در تشریح وضعیت دولت روحانی می‌گوید: «شاید بهتر باشد اصلاح‌طلبان، درون حاکمیت نباشند تا بتوانند خود را احیا کنند.» به نظر می‌رسد با توجه به شرایط دشوار اقتصادی کشور، اصلاح‌طلبان ترجیح می‌دهند خود را با مشکلات این مرحله درگیر نکنند و با این تحلیل که دولت دکتر روحانی نمی‌تواند توفیق چندانی به دست آورد، خود را برای در دست گرفتن قدرت در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1396 آماده کنند.» این اقدام و افشاگری غیرمنتظره روزنامه یاد شده، گزارش موثقی را که به کیهان رسیده است تائید می‌کند و نشان می‌دهد اصحاب فتنه به دولت آقای روحانی نگاه «نردبانی» دارند.
همین گزارش موثق حکایت از آن دارد که اصحاب فتنه اصرار چندانی برای تسخیر پست معاون اولی ندارند و در توانمندی‌ آقای عارف بر فرض تصدی پست معاون اولی تردید جدی دارند و بر این باورند که ناتوانی عارف با توجه به عضویت اعلام شده ایشان در جبهه اصلاحات، برای این جبهه دردسرآفرین خواهد بود. گزارش یاد شده که بسیاری از شواهد بیرونی دیگر نیز، صحت آن را تائید می‌کند حاکی از آن است که اصحاب فتنه فلش حرکت خود را از تسخیر پست معاون اولی به تسخیر وزارت علوم تغییر جهت داده‌اند. چرا؟!
شاید کیهان را به بدبینی متهم کنند که کرده‌اند و می‌کنند ولی آنچه دراین‌باره ارائه می‌دهیم فقط یک «ادعا» نیست بلکه اسناد و شواهد فراوانی بر درستی آن گواهی می‌دهند، بخوانید؛
پایگاه «اسکوپوس» که معتبرترین پایگاه داده‌ها و سنجش‌های علمی دنیاست رسما اعلام کرده است که ایران در «تولید علم» رتبه پانزدهم جهانی را کسب کرده است و چنانچه با همین روند و آهنگ رشد پیش برود، در سال 2018 رتبه چهارم «تولید علم» دنیا را به خود اختصاص خواهد داد. حالا به این آمار که در مراکز معتبر علمی ثبت شده و به آسانی قابل دسترسی است توجه فرمائید.
در طول 4 سال دوم دولت آقای خاتمی مجموعا 2000 فرصت مطالعاتی به اساتید و دانشجویان داده شده است و در دولت کنونی هر سال 9 هزار فرصت مطالعاتی و در مجموع 4سال بیش از 36هزار فرصت مطالعاتی داده شده است، یعنی 16 برابر دولت اصلاحات. از مجموع 194هزار مقاله علمی ثبت شده در ISI، بیش از 152 هزار مقاله در دولت کنونی به ثبت رسیده و تنها 42 هزار مقاله علمی ثبت شده در ISI مربوط به دولت‌های قبلی بوده است.
در مجموع 4 سال دولت آقای خاتمی اساتید و دانشجویان در 3هزار همایش بین‌المللی شرکت داشته‌اند و این رقم در دولت کنونی هر سال 16 هزار و در مجموع 4 سال اخیر 64 هزار همایش بوده است.
حالا به سابقه مدعیان اصلاحات در دوران حاکمیت خود بر وزارت علوم نگاه کنید، وزرای دولت اصلاحات مخصوصا در دوره تصدی آقای «ج-ت» دانشگاه‌ها را به مرکز جولان احزاب سیاسی تبدیل کرده و با تنش‌آفرینی‌‌های پیوسته «خط علم» را کور کرده بودند. آیا غیر از این است؟! از فرزندان با استعداد این مرز و بوم به جای کسب علم و دانش برای مقاصد سیاسی و دم‌دستی خود بهره می‌گرفتند و در نهایت نیز آقای «س-ح» خطاب به آنها گفته بود؛ «جنبش دانشجویی حرف مفت است، زیاد دویدید و درگیر شدید، حالا دیگر باید بروید کار تئوریک بکنید»! تمامی این نمونه‌ها ثبت و ضبط شده و غیرقابل انکار است.اکنون، این سه گزاره را کنار هم بگذارید؛
اول؛ نگرانی و اضطراب بارها اعلام شده دشمنان بیرونی از پیشرفت‌های علمی حیرت‌آور دانشجویان و اساتید ایرانی، دوم؛ خیانت برملا شده اصحاب فتنه در همراهی با دشمنان بیرونی و سوم؛ تلاش کنونی آنها برای تسخیر دوباره وزارت علوم. آیا از کنار هم گذاردن سه‌گزاره یاد شده به این نتیجه نمی‌رسید که اصحاب فتنه به منظور کور کردن خط علم و خوش‌رقصی دیگری برای دشمنان بیرونی در پی تسخیر وزارت علوم هستند؟! برای آنها همین خوش‌رقصی‌ها حائز اهمیت است و نه موفقیت آقای دکتر روحانی. و در این باره باز هم گفتنی‌هایی هست.


 
انتشار جزئیاتی تازه از عملیات وعده صادق
ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠ : توسط : حسینی

شبکه المنار در هفتمین سالگرد جنگ 33 روزه با انتشار گزارشی جزئیاتی جدید از عملیاتهای جنبش مقاومت حزب الله لبنان علیه رژیم صهیونیستی در نقاط مرزی منتشر کرد.

به گزارش مشرق به نقل از مهر، المنار اعلام کرد: جزئیات عملیات موسوم به "وعد الصادق" که از سوی حزب الله لبنان در رویارویی با دشمن صهیونیستی در نقاط مرزی لبنان و این رژیم به اجرا درآمد، همچنان برای افکار عمومی معمایی پیچیده است.

این رسانه در گزارشی تصویری جزئیاتی تازه و اعلام نشده از این عملیات که طی آن دو نظامی ارتش رژیم صهیونیستی به اسارت گرفته شدند منتشر کرده است.

مقدمات عملیات

در بخشی از این گزارش آمده است: با وجود گذشت هفت سال از عملیات وعده صادق همچنان بسیاری از جزئیات این عملیات از نظرها پنهان مانده است. بخشی از این ناگفته ها به مقدمات انجام این عملیات تعلق دارد.

بنابر این گزارش، پس از عملیات مبادله اسیران لبنانی با اجساد دو نظامی رژیم صهیونیستی که طی آن، تل آویو "سمیر القنطار" را آزاد نکرد، دبیرکل حزب الله لبنان وعده داد بار دیگر که رژیم صهیونیستی را مجبور به تحویل سمیر القنطار به لبنان می کند و آنها را از عدم آزادی وی پشیمان خواهد کرد.

گمانه زنی ها در آن زمان بر این مسئله متمرکز شد که حزب الله در نظر دارد عملیاتی را در مزارع شبعا انجام دهد، اما مقاومت لبنان در اندیشه عملیات در نقطه ای بود که هرگز به مغز صهیونیستها خطور نمی کرد. در منطقه "خله ورده" در روستای عیتا الشعب نقطه ای موسوم به 105 در مسیر جاده قرار داشت که حزب الله آن را نقطه ضعفی برای نظامیان صهیونیست تشخیص داد.

در این منطقه که جاده ای پیچ در پیچ و مسیر ناهمواره و کوهستانی داشت که عناصر حزب الله تحرکات دشمن را زیر نظر گرفتند و متوجه شدند خودروهای نظامی آنها کمی آهسته تر از دیگر مناطق و با فاصله نسبتا زیاد 110 متری حرکت می کنند.

همچنین مشخص شد به علت سهل انگاری نیروهای اطلاعاتی ارتش رژیم صهیونیستی منطقه 105 ارتباط رادیویی با فرماندهی نیروهای این رژیم در مرز لبنان ندارند، که بر مبنای آن گشتی های عبوری نیز از این ارتباط بی بهره بودند.

مقاومت لبنان در عملیات شناسایی خود همچنین به این مسئله پی برد که این منطقه تحت کنترل دوربینهای مراقبت رژیم صهیونیستی قرار ندارد. همچنین نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی در صورت به اسارت گرفتن نظامیان صهیونیست به علت ارتفاع پست منطقه 105 توانایی تیراندازی به آن را ندارند.

همچنین حزب الله لبنان محیط اطراف منطقه 105 را با توجه به پوشش گیاهی موجود، منطقه ای مناسب به استتار، کمین گرفتن، حمله و عقب نشینی در فرصت مناسب پس از عملیات تشخیص داد.

این مسائل ماهها در فرماندهی حزب الله مورد بررسی قرار گرفت و در  نهایت تصمیم اجرای عملیات اتخاذ شد ؛ شهید "عماد مغنیه" مغز متفکر این عملیات بود، اما فرمانده عملیات "خالد بزه" معروف به حاج قاسم بود.

در تصمیمی غیرمنتظره فرماندهی حزب الله، مانورهای پیش از اجرای این عملیات را در همان منطقه 105 آغاز کرد و شخص حاج قاسم فرمانده عملیات در این منطقه حضور پیدا کرد و از نزدیک مانورها را شاهد بود.

روز عملیات

در روز 22 جولای 2006 ساعت 8:45 دقیقه، دو خودور نظامی همر (HAMMER) رژیم صهیونیستی گشت منطقه ای خود را آغاز کردند. در ساعت 8:57 دقیقه آخرین تماس رادیویی میان دو خودرو نظامی صهیونیستها انجام شد. در این لحظه عملیات غافلگیرکننده حزب الله آغاز شد.

حزب الله لبنان دو گشتی رژیم صهیونیستی را منفجر کرد و دو نفر از نظامیان صهیونیست را تنها در عرض چند دقیقه به اسارت گرفت. رژیم صهیونیستی که از این عملیات دچار شوک شده بود به یکی از تانکهای خود دستور ورود به خاک لبنان را داد که این تانک روی مین کارگذاشته شده توسط حزب الله متوقف شد. همچنین عملیات گشت زنی بالگردهای صهیونیستی در منطقه برای یافتن اثری از نظامیان به اسارت گرفته شده آغاز شده که در نهایت نتیجه ای برای آنها نداشت.


 
تهدید رییس سابق ام آی6 به افشاگری
ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠ : توسط : حسینی

رئیس سابق سازمان اطلاعات و امنیت خارجی انگلیس (ام آی 6) تهدید کرد که اگر با نتیجه تحقیقات کمیته "چیلکات" در مورد نقش انگلیس در جنگ عراق مخالف باشد، جزئیات محرمانه‌ای را در مورد رسوایی این "پرونده خطرناک" افشا خواهد کرد.

به گزارش مشرق به نقل از ایسنا، ریچارد درلاو 68 ساله، رئیس سابق ام آی 6 که اطلاعاتی را درباره سلاح‌های کشتار جمعی صدام گردآوری کرده، سال گذشته گزارش مفصلی از رویدادهایی که منجر به جنگ عراق شد، نوشت.

وی تمایل دارد تا این گزارش را در جای امنی قرار دهد و تنها پس از مرگش این گزارش را در اختیار تاریخ نویسان قرار بگیرد.

اما امروز (یکشنبه) ریچارد درلاو اعلام کرد، پس از آنکه کمیته "چیلکات" نتایج و اطلاعات خود را منتشر کند، احتمال دارد وی نیز منتظر نمانده و گزارش خود را منتشر کند.

انتظار می‌رود که رئیس سابق ام آی 6 از سوی جان چیلکات، رئیس کمیته چیلکات، که در مورد نقش انگلیس در جنگ عراق تحقیق می‌کند، در مورد صحت اطلاعات تهیه شده توسط ماموران ام آی 6 در داخل عراق که در این "پرونده خطرنات" استفاده شده مورد سرزنش و انتقاد قرار بگیرد.

ریچارد درلاو در ایمیلی به روزنامه دیلی میل گفت: آنچه که در حال نوشتن آن هستم، گزارشی از رویدادهای مربوط به جنگ عراق از دیدگاه حرفه‌ای خودم است. هدف من این است که این گزارش باید به عنوان منبعی در دسترس متخصصان قرار بگیرد اما پس از مرگم من با انتشار خاطراتم قصد ندارم تا تعهداتم را زیر پا بگذارم.

منابع نزدیک با ریچارد درلاو می‌گویند، در حالی که وی می پذیرد برخی از اطلاعات ام آی 6 در مورد سلاح‌های کشتار جمعی صحت ندارد، اما تاکید می‌کند که کمیته چیلکات باید نقشی را که توسط تونی بلر،‌ نخست وزیر اسبق انگلیس و آلستر کمپبل، سخنگوی ارشد وی در اطلاع رسانی رسانه‌ها ایفا شد، مد نظر بگیرد.

رسانه‌ها احتمال دادند که ممکن است صدام برای هدف قرار دادن نیروهای انگلیس مستقر در قبرس از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده باشد؛ ادعایی که منجر به مداخله نظامی انگلیس در عراق شد.

تونی بلر و آلستر کمپبل بارها انتشار بیانیه‌های گمراه کننده درباره سلاح‌های کشتار جمعی را رد کرده‌اند. اما گفته شده که ریچارد درلاو همچنان از اینکه این اطلاعات منجر شده تا رسانه‌ها گزارش دهند که پایگاه‌های انگلیس در معرض تهدید قرار گرفته‌اند بسیار ناراحت است.

یکی از منابع امنیتی اعلام کرد: این گزارش بمب ساعتی ریچارد است. او می‌خواهد تا با این گزارش از درستی شرافت ام آی 6 دفاع کند و ریچارد بارها به خاطر عملکرد ام آی 6 و رابطه‌اش با تونی بلر مورد انتقاد قرار گرفت.


 
درگیری با پلیس به دلیل بازرسی بدنی یک زن محجبه مسمان
ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠ : توسط : حسینی

اقدام پلیس فرانسه در بازرسی از یک زن محجه مسلمان برای کسب هویت وی موجب خشم همسر این زن شده و به درگیری با نیروهای پلیس و دستگیری وی انجامید.

به گزارش مشرق، مهر به نقل از رویترز نوشت:  بازرسی یک زن محجبه مسلمان توسط پلیس فرانسه به درگیری پلیس و معترضان در حومه شهر پاریس منجر شد.

روز گذشته حاشیه پاریس شاهد درگیری بین معترضان مسلمان و پلیس فرانسه بود.

اقدام پلیس فرانسه در بازرسی از یک زن محجه مسلمان برای کسب هویت وی موجب خشم همسر این زن شده و به درگیری با نیروهای پلیس و دستگیری وی انجامید.

در پی این حادثه امروز 250 تن از مردم در اعتراض به اقدام پلیس فرانسه در منطقه مسلمان نشین تراپاس مقابل مقر پلیس تجمع کرده و خواستار آزادی این مرد مسلمان شدند که این امر موجب درگیری بین نیروهای پلیس و معترضین شد.

در جریان این درگیری معترضان با سنگ و اشیاء دیگر به مقر پلیس حمله ور شدند.

بنا بر این گزارش 6 نفر در جریان این درگیری ها توسط پلیس دستگیر شده اند.


 
ماشین رهبری روی دست پاکستانی‌ها
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠ : توسط : حسینی

همه پاکستانی‌هایی که ۲۸ سال پیش را یادشان هست مرد ایرانی میانسالی با ریش‌های انبوه سیاه را به خاطرشان هست که در انبوه جمعیت مردمی که برای استقبال از او جمع شده بودند گیر کرده بود. پاکستانی‌ها آیت‌الله خامنه‌ای را خیلی خوب می‌شناسند.

سرویس فرهنگی مشرق به نقل از تسنیم- 28 سال پیش در یک روز سرد زمستانی در انتهای دی ماه،اتومبیل حامل رئیس‌جمهور وقت ایران، آیت‌الله خامنه‌ای میانسال در ازدحام جمعیت پاکستانی‌هایی که برای استقبال از سفر او به کشورشان جمع شده بودند به طرز غافل‌گیر‌کننده‌ای گیر می‌کند.
 
عباس فاموری رئیس خانه فرهنگ ایران در لاهور از گروهی از پیرزنان لاهوری نام می‌برد که بلند می‌شوند و یک دسته راه می‌اندازند ویک مسیر چهل کیلومتری از روستاهای لاهور تا شهر را پیاده طی می‌کنند تا آیت‌الله خامنه‌ای را ببینند. پیرزن‌هایی که این‌قدر خسته می‌شوند که برخی‌هایشان در راه می‌مانند و پیغامشان را به پیرزن‌های دیگر می‌رسانند.پیغام محبت ودوستی برای رئیس‌جمهور ایران.



هاشم طالب‌زاده ، مسئول خبرنگاران حوزه دولت نهاد ریاست  جمهوری-که به تازگی بعد از 24 سال خدمت ، بازنشسته شده  است- در گفتگو با روزنامه "جام جم" ماجرا را این گونه دقیق‌تر تعریف می‌کند:
 
در جریان سفر پاکستان وقتی آقا وارد شهر لاهور شدند اتفاق عجیبی افتاد. همه ما جا خورده بودیم، حتی خود پاکستانی ها، حتی خود ضیاء الحق که در آن سفر آقا را همراهی می کرد. قرار بود آقا با همراهی رئیس جمهور پاکستان از فرودگاه این شهربه مزار اقبال لاهوری بروند و زمانی حدود یک ربع ساعت برای طی این مسیر پیش بینی شده بود، اما طی این مسیر 4ساعت طول کشید، زیرا در آن روز بدون هیچ پیش بینی و تبلیغات و اعلام وسیع قبلی مردم لاهور استقبال عظیم و باشکوهی از آقا کردند؛ استقبالی در حجم همان استقبالی که روز ورود امام (ره) به وطن از ایشان شد.
 
وی ادامه می‌دهد: جمعیت در مسیری به طول حدود 15کیلومتر جا گرفته بود و بیشتر اوقات خودروی حامل دو رئیس جمهور راجمعیت روی دست بلند می کرد. دولت پاکستان هراسان شده بود،چون از رئیس جمهور کشوری دیگر چنین استقبال عجیبی شده بود.  
 
این‌ها تصویر مربوط به این سفر است که از آلبوم یک عکاس پاکستانی اسکن شده است. اما همه‌شان مربوط به قبل از ورود رهبری به محل استقبال. احتمالا عکاس پاکستانی قصه ما با ورود رهبری دوربین را رها کرده است.
 



15 سال بعد در پاکستانی سیل وحشتناکی به راه می‌افتد. 20 میلیون پاکستانی آواره می‌شوند و  2هزار پاکستانی کشته می‌شوند و یک پنجم سرزمین پاکستان به زیر آب فرو می‌رود.
رئیس‌جمهور سابق ایران که حالا رهبرایران  شده است درخطبه‌های نماز جمعه، حضور پیدا می‌کند و مردم ایران را به کمک و یاری رساندن به مردم پاکستان دعوت می‌کند. در آنجا شرحی از شرایط سخت مردم پاکستان به مردم می‌دهد و سرانجام بغضش می‌شکند و چند قطره اشک برای پاکستانی‌ها می‌ریزد.
 
یو.اس.اید سازمان توسعه بین‌المللی دولت ایالات متحده آمریکاست. این سازمان توسط جان اف کندی رئیس جمهور وقت آمریکا بنیان گذاشته می‌شود و به تدریج با شروع فعالیت‌های این سازمان مشخص می‌شود که یو.اس.اید بازوی دیپلماتیکی برای آمریکاست. این سازمان معمولا در مواقع بحران‌های جهانی وارد عمل می‌شود و با ارائه کمک‌های مردمی و خیریه با پشتیبانی یک دستگاه عظیم تبیلغاتی نمایشی دیگر از آمریکا در مردم کشورهای محروم دنیاست.
 
با وقوع سیل در پاکستان یو.اس.اید همه امکانات خود را برای تغییر چهره آمریکا در پاکستانی‌ها، آمریکاستیزان سنتی منطقه شروع می‌کند.هواپیما هواپیما، کمک‌های یو.اس.اید با دستگاه تبلیغاتی عظیم آمریکا در نقاط دورافتاده پاکستان پخش می‌شود.
بیمارستان‌های صحرایی موقت اصلی‌ترین بخش کمک‌رسانی همه کشورهای خارجی در جریان سیل پاکستان است.
 
در یکی از روستاهای منطقه سنی‌نشین کالام دو بیمارستان صحرایی زده می‌شود. بیمارستان اول را یو.اس.اید می‌سازد با امکانات روز درمانی آمریکا و آرم بزرگ پرچم آمریکا بر سر در چادرهایش و بیمارستان دوم را جمهوری اسلامی ایران می‌سازد با عکس بزرگی از آیت‌الله خامنه‌ای رهبر کشور ایران، با امکانات حداقلی درمان و البته که با کمترین پیش‌زمینه‌های تبلیغاتی، مثل همیشه



خود پاکستانی‌ها تعریف می‌کنند که جلوی در بیمارستان صحرایی ایرانی‌ها صف کشیده می‌شود. به اعتبار انقلاب ایران و رهبرانش. به اعتبار امام خمینی. به اعتبار آیت‌الله خامنه‌ای. یک پاکستانی دیگر تعریف می‌کرد که پاکستانی‌ها زن و دختر و مادرانشان را پیش دکتر مرد ایرانی می‌بردند،چون به ایرانی‌ها ایمان داشتند.
 
پاراچنار نام یک منطقه دورافتاده در پاکستان است. سهیل کریمی مستندساز سینمای ایران و گروهش، از معدود ایرانی‌هایی هستد که پایشان به آنجا رسیده است. کریمی می‌گوید به محض اینکه به آنجا رسیده‌اند در همان یکی دو روز اول از میزان به روز بودن وتحلیل‌های خاص اهالی این منطقه دورافتاده به شدت تعجب کرده‌اند.ظواهر امر هم نشان می‌داد که دسترسی اهالی این منطقه به رسانه‌ها به شدت سخت است. با آنها صحبت کرده‌اند و شنیده‌اند که : ما اینجا یک اینترنت 20kb داریم تنها جایی که هر روز به آن سر می‌زنیم سایت khamenei.ir است.همه نامه‌ها، پیام‌ها، سخنرانی‌ها، استفتائات و... را هر روز مرور می‌:کنیم و تنها منبع تحلیل‌مان از اتفاقات دنیا و پیرامون‌مان همین سایت است.

کریمی تعریف می‌کند که در مساجد و هیئت‌های اهالی پاراچنار کار از دعا به جان رهبرانقلاب و رئیس‌جمهور هم گذشته است و آنها وزرای جمهوری اسلامی را هم به اسم دعا می‌:کنند. پاراچناری‌هایی که سر مزار درگذشت‌گانشان به جای پرچم پاکستان، پرچم ایران را می‌زنند و هر یکی دو ماه یکبار خبر کشته‌ شدنشان بر اثر حملات گروه‌های افراطی فقط بین خودشان شنیده می‌شود.


 
ناگفته‌های پشت پرده اجماع اصلاح‌طلبان؛
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠ : توسط : حسینی

روحانی گزینه اصلاحات نبود/

 

 

 

 

 

خاتمی باید موج‌آفرینی می‌کرد

در آخرین جلسه‌ای که ما قبل از ثبت نام ها در جمع شورای مشاوران با حضور جناب آقای خاتمی داشتیم؛ تقریباً از اینکه آقای خاتمی یا آقای هاشمی وارد صحنه شوند، نا امید شدیم.

گروه سیاسی مشرق - محمدعلی نجفی سخنگوی کمیته هفت‌نفره اصلاح‌طلبان در گفت‌وگویی با هفته‌نامه آسمان به بازخوانی مسائل پیش آمده در انتخابات 92 پرداخت و از روند اصلاح طلبان در انتخاب کاندیدای نهایی اصلاح طلبان پرداخت.


او از تصمیمات خاتمی در خصوص انتخاب نهایی کاندیدای اصلاح‌طلبان پرده برمی‌دارد و از مخالفت برخی از اصلاح طلبان با انتخاب حسن روحانی می گوید.

نجفی که در برهه انتخابات سخنگوی کمیته هفت نفره اصلاح طلبان را بر عهده داشت، در بخشی از سخنان خود به ماجرای خبرهای ضد و نقیضی اشاره کرد که از اردوگاه اصلاح طلبان درباره کاندیداتوری خاتمی به گوش می رسید.

نجفی ادامه می دهد: در آخرین جلسه ای که ما قبل از ثبت نام ها در جمع شورای  مشاوران با حضور جناب اقای خاتمی داشتیم؛ تقریبا از اینکه آقای خاتمی یا آقای هاشمی  وارد صحنه شوند، نا امید شدیم. ما می گفتیم باید آقای خاتمی را مطرح کنیم و یک موج اجتماعی  به نفع اصلاح طلبان از طریق طرح کاندیداتوری آقای خاتمی ایجاد کنیم. اگر خود آقای خاتمی نتوانستند یا نخواستند در صحنه بمانند؛ آن موج را به سمت نفر بعدی منتقل کنیم.

اما مهمترین بخش سخنان نجفی به اظهارنظر او درمورد حسن روحانی مربوط می شود که می گوید: "روحانی گزینه ما نبود." او در توضیح این اظهارنظر می گوید که ما می خواستیم فردی را انتخاب کنیم که مواضع شفاف با جناح اصلاح طلب داشته باشد.

وی درخصوص گزینه های نهایی شورای مشورتی اصلاح طلبان، عنوان می کند: در جلسه شورای  مشاوران از چهار کاندیدای حداکثری (جهانگیری، عارف،شریعتمداری و مهرعلیزاده) نام برده شد و قرار شد تا یکی از آنها مورد حمایت نهایی قرار گیرند.

نجفی در ادامه با تاکید بر اینکه خواست بسیاری از اصلاح طلبان طرح مجدد گفتمان اصلاح طلبی در جامعه بود، علت عدم مذاکره با حسن روحانی را اینگونه توضیح داد: اصلاح طلبان معتقد بودند اگر ما فردی را که مواضع روشن تری در رابطه با گفتمان اصلاح طلبی داشته باشد، انتخاب کنیم و او را در جامعه مطرح کنیم، انتخاب بهتری است، ولو آنکه شانس رأی کمتری داشته باشد.

در همین راستا، محسن مهرعلیزاده معاون رئیس جمهور دولت اصلاحات در خصوص تصمیات نهایی اصلاح طلبان در انتخابات 92 در مصاحبه ای با خبرگزری مهر با معرفی 5 گزینه از سوی شورای مشورتی 46 نفره اصلاح طلبان، عنوان کرده بود: این افراد را آلترناتیوهای این طیف خواند که در صورت عدم کاندیداتوری خاتمی به عنوان گزینه های این طیف برای اجماع معرفی خواهند شد.

مهرعلیزاده در بخشی از مصاحبه خود با نام بردن از گزینه های نهایی اصلاح طلبان پیش از موعد ثبت نام ها، درباره گزینه مورد اجماع اصلاح طلبان از بین خود، محمد علی نجفی، اسحاق جهانگیری، صفدرحسینی و محمدرضا عارف این طور توضیح داده بود که: گروه مشورتی اصلاح طلبان برای انتخاب کاندیدای نهایی در نهایت با این افراد صحبت خواهند کرد و بر حسب آمادگی شان برای کاندیداتوری ، داشتن برنامه و تیم اجرایی ، کاندیدای نهایی اصلاح طلبان را معرفی خواهند کرد. قطعا این موضوع یک ایده و شیوه عاقلانه است.

مهرعلیزاده در پاسخ به این سئوال خبرنگار این خبرگزاری مبنی بر اینکه آیا آقای روحانی در چارچوب بررسی های شورای مشورتی قرار می گیرد یا خیر، اظهار کرد: یک تجربه ای که اصلاح طلبان داشته و دارند و سالهای گذشته آن را به وضوح لمس کرده اند این است که به صورت منفرد و جداگانه اگر وارد انتخابات شوند هیچ شانسی برای پیروزی نخواهند داشت.

البته باید توجه داشت که اگر چه این کمیته در نهایت به گزینه حسن روحانی رسید و نام او را به عنوان کاندیدای مطلوب انتخاب کرد ولی گویا پشت پرده مذاکرات اصلاح طلبان مسائل متفاوتی مطرح بوده است.

 
شرح حدیث اخلاقی توسط حضرت آیت‌الله خامنه‌ای؛
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠ : توسط : حسینی

فیلم/نظر رهبرانقلاب درباره انتشارحرف‌های خصوصی جلسات

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در باب «امانت بودن مجالس» و انتشار مباحث خصوصی مطرح شده در جلسات، حدیثی اخلاقی را شرح دادند.

 

دانلود


 
تاریخ تجمع طرف دیگر نزاع خانه سینما
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠ : توسط : حسینی

ماجرای خانه سینما فعلا قرار است با اردوکشی‌های خیابانی کف خیابان‌های داغ این روزهای تهران پیگیری شود. طرف دیگر دعوا هم اعلام کرده است که فردا مقابل وزارت ارشاد جمع خواهند شد.

به گزارش سرویس فرهنگی مشرق، ظاهرا ایده اردوکشی خیابانی  فعلا قصد خارج شدن از شیوه‌های اعلام موضع در سینمای ایران ندارد.
 
دو تجمع هفته گذشته بخشی از اهالی سینما با مدیریت متولیان سابق خانه سینما، به نتیجه قانع‌کنندگی برای این گروه ختم شد، اتفاقی که ظاهرا طرف دیگر دعوا را هم به فکر زورآزمایی به صورت خیابانی کشانده است.
 
دیشب برنامه هفت در یکی از جنجالی‌ترین قسمت‌های مدیریت گبرلو، شاهد صحنه‌هایی از نزاع غیرمحترمانه دو نماینده دو گروه طرف دعوا در ماجرای خانه سینما، اسعدیان و فرحبخش بود. منازعه‌ای که طبق پیش‌بینی‌های قبلی سرانجامی جز اتهام‌زنی‌های پی‌درپی طرفین به یکدیگر نداشت.
 
حالا حبیب‌الله کاسه‌ساز، از اعضای اصلی طرف دیگر دعوا در گفتگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم اعلام کرده است که فردا ساعت 11 تجمعی مقابل این بار وزارت ارشاد برگزار خواهند کرد تا واکنشی به حرفهای دیشب اسعدیان در هفت باشد. جایی که اسعدیان گفته بود که طرف مقابل دعوا 30؛ 40 نفر بیشتر نیستند.
 
کاسه ساز اعلام کرد: باید این حق را داشته باشیم که یکبار اعلام حضور کنیم.  ما بارها برای مذاکره با طرف مقابل درخواست دادیم، اما آنها قبول نکردند و ظاهرا برای حل مشکلات آمدن به خیابان و پاره‌کرده پلمپ ساختمان خانه سینما را ترجیح می‌دهند.
 
کاسه‌ساز در پایان اعلام کرد که ما به حق قانونی خود برای دراختیار داشتن ساختمان خانه سینما کاملا متعهدیم، اما اگر این ساختمان هم نشود ما در جای دیگر فعالیت خانه سینما را شروع خواهیم کرد.

مخالفان خانه سینما 2 می گویند که تعداد ما به 50 نفر هم نمی رسد به همین دلیل به آنها تعداد واقعی مان را نشان خواهیم داد. در تلاشیم که تجمع فردا را به صورت قانونی برگزار کنیم و به همین منظور نامه ای را تنظیم کرده ایم. فردا قطعنامه ای را در مقابل وزارت ارشاد خواهیم خواند و سعی می کنیم این تجمع در آرامش و به مدت 1 یا 2 ساعت طول بکشد.
 
"کاسه ساز" عنوان کرد: آنها با 3 روز مدیریت این تعداد را برای تجمع جمع آوری کرده بودند و فردا تعداد ما را نیز خواهند دید. از برخی از افراد و رؤسای صنوف برای این تجمع دعوت کرده ایم و فراخوان نیز داده ایم، امروز نیز از تعدادی دیگر به صورت اس ام اسی دعوت به عمل خواهیم آورد.


 
عکسی دیده نشده از رئیس مجلس خبرگان
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠ : توسط : حسینی
عکسی که مشاهده می کنید، در سال ۱۳۵۹ در استان کردستان گرفته شده است. آیت الله «محمدرضا مهدوی کنی»، رییس فعلی مجلس خبرگان رهبری در عکس لباس نظامی بر تن دارد و شهید "مجید حداد عادل"(استاندار وقت کردستان) نیز در عکس دیده می شود. در زمان گرفته شدن این عکس، آیت الله مهدوی کنی، احتمالا وزیر کشور کابینه شهید باهنر بوده اند.

 
دلایل تعطیلی "وطن‌امروز" از زبان سردبیر
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠ : توسط : حسینی

رضا شکیبایی گفت: مشکل اصلی روزنامه وطن امروز از آن‌جایی آغاز شد که میزان انتقادهای ما از دولت شدت گرفت و از آن زمان به بعد بود که شاهد کاهش چشمگیر حمایت‌های وزارت ارشاد بودیم.

به گزارش مشرق، رضا شکیبایی رئیس شورای سیاست‌گذاری و سردبیر روزنامه وطن امروز در گفت‌وگو با  فارس درخصوص تعطیلی روزنامه وطن امروز، گفت: عملاً هزینه‌های سنگین روزنامه‌داری به ما این تصمیم را تحمیل کرد و می‌توان گفت دلیل اصلی تعطیلی روزنامه، مشکلات مادی است.

شکیبایی در ادامه افزود: البته نهادهایی که فلسفه وجودی‌شان حمایت از فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌ای بود در این تعطیلی موثر بودند و دیدگاه‌های جناحی نیز مزید بر علت شد.

سردبیر روزنامه وطن امروز با بیان این که در حال حاضر اکثر قریب ‌به اتفاق روزنامه‌ها زیان‌ده هستند و تنها با کمک‌های نهادهای دولتی و به خصوص وزارت ارشاد ادامه فعالیت می‌دهند، عنوان کرد: ما در دو ـ سه سال اخیر سیاست‌های ریاضتی زیادی را بر خودمان تحمیل کردیم و با کم کردن تعداد صفحات روزنامه و همچنین توقف انتشار روزنامه در روز پنجشنبه سعی کردیم به نوعی فعالیت خودمان را ادامه دهیم اما با کاهش کمک‌های ارشاد و همچنین گرانی قیمت کاغذ، ادامه فعالیت برای ما سخت شد.

شکیبایی اضافه کرد: در حالی که ما رو به ریاضت بودیم و در حال اعمال سیاست‌های انقباضی بودیم، رسانه‌های جناح چپ روز به روز به گستره فعالیت‌شان می‌افزودند و هفته‌نامه‌ها و ویژه‌نامه‌های متعددی را زیر چاپ می‌بردند.

وی در ادامه گفت: برخی مسئولین به اشتباه معتقدند دوران فعالیت رسانه‌های مکتوب به پایان رسیده است و امروز، روز فعالیت در عرصه سایبر است که البته این دیدگاه اشتباه است چرا که روزنامه‌ها در اروپا و آمریکا به موازات خبرگزاری‌ها فعالیت می‌کنند و در بسیاری از موارد روزنامه‌ها، محل رجوع اخبار هستند.

رئیس شورای سیاست‌گذاری روزنامه وطن امروز ادامه داد: رایج شدن این دیدگاه اشتباه در بین مسئولین ما که عمدتاً از بی‌سوادی آن‌ها ناشی می‌شود، توجیهی شده است برای کمک نکردن برخی نهادها به رسانه‌های مکتوب، در واقع اگر قرار بود حوزه سایبر، عرصه را بر فعالیت‌های مکتوب و روزنامه‌ها تنگ کند، باید انتشار همه رسانه‌های مکتوب جهان متوقف می‌شد.

شکیبایی همچنین با انتقاد از عملکرد وزارت ارشاد به عنوان حامی رسانه‌ها و مطبوعات تصریح کرد: روزنامه وطن امروز در سال‌های اخیر، یا در اولویت این وزارتخانه نبوده است و یا مشکلات مالی ارشاد مانع از کمک به روزنامه وطن امروز شد اما آن چیزی که مشخص است، آن است که برای وزارت ارشاد مهم نبود روزنامه‌ای پس از ۵ سال فعالیت تعطیل شود.

وی افزود: مشکل اصلی روزنامه وطن امروز از آن‌جایی آغاز شد که میزان انتقادهای ما از دولت شدت گرفت و از آن زمان به بعد بود که شاهد کاهش چشمگیر حمایت‌های ارشاد بودیم.

سردبیر روزنامه وطن امروز در پایان درخصوص ادامه فعالیت این روزنامه گفت: هنوز تصمیم قطعی در خصوص ادامه فعالیت روزنامه وطن امروز گرفته نشده است و مشخص نیست فعالیت‌مان را به صورت مکتوب ادامه دهیم و یا وارد فضای سایبر شویم


 
رتبه نخست حضور در انتخابات مشخص شد
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠ : توسط : حسینی

وزیر کشور با بیان اینکه مازندرانی‌ها رتبه نخست حضور در انتخابات را کسب کردند گفت: حضور پرشور و حماسی ملت ایران در انتخابات، دشمنان ایران را حیرت آور کرده است.

به گزارش مشرق به نقل از تسنیم، مصطفی محمد نجار بعداز ظهر امروز در جلسه شورای هماهنگی مباره با مواد مخدر مازندران و شورای تامین استان با تبریک خلق حماسه بی بدیل مردم مازندران در 24 خرداد 92، اظهار کرد: این حضور 93 درصدی مردم علوی تبار استان سبب شد تا مسئولیت مسئولان در قبال خدمت رسانی به مردم دوچندان شود.


وی با بیان اینکه مازنی‌ها در صدر جدول رای دهندگان کشور در انتخابات 92 قرار گرفتند، گفت: میانگین حماسه ای که ملت ایران در این روز تاریخی حلق کردند بار دیگر ایران اسلامی را بیمه کرده است.


وی با اعلام اینکه همه ملت ایران و مسئولان کمک کردند تا حماسه ای بی بدیل برای ایران اسلامی رقم بخورد، افزود: این حضور پرشور سبب تحیر دشمنان شده و سبب شد تا چند سال حرف برای گفتن در صحنه بین الملل داشته باشیم.


وزیر کشور با بیان اینکه انتخابات ملت ایران آبرومندانه برگزار شده و سبب خلق حماسه ای بی بدیل برای ملت ایران شده است، افزود: این جضور پرشور و حماسه عظیم سبب شد تا مشروعیت نظام حفظ شود و دشمن دیگر جرات خطور به ایران را در دل راه ندهد.


رئیس شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر کشور با اعلام اینکه دغدغه همه فرمانداران و استانداران اکنون پیشگیری و مقابله با درمان شده است، تصریح کرد: مبارزه با مواد مخدرهای صنعتی نظیر شیشه در کشور آغاز شده است.


محمد نجار با بیان اینکه مقابله با اعتیاد باید به صورت عالمانه و با برنامه صورت گیرد، افزود: باید از نیازهای مادی و معنوی خیران برای پیشگیری استفاده کرد ولی با سودگران مرگ با جدیت برخورد کرد.


وزیر کشور با اعلام اینکه نباید به آسانی از کنار آسیب های اجتماعی بگذریم، تصریح کرد: باید در کنار مراکز نگهداری معتادان، مراکز آموزشی ایجاد تا آنان با آسیب های افیون مواد مخدر آشنا شوند.


محمد نجار با بیان اینکه اشراف اطلاعاتی در مبارزه با مواد مخدر به اندازه زیادی افزایش یافته است، افزود: باید با اقدامات فرهنگی خانواده ها را بیدار کرد تا جوانان آنان در منجلاب مواد مخدر قرار نگیرند.


وزیر کشور از رسانه استانی خواست تا با ساخت فیلم های آموزشی، مضرات اعتیاد را برای مردم بازگو کند.


وی افزود: این اعتبارات از طریق وزارت کشور به استانداری‌ها و فرمانداری‌ها تخصیص می‌یابد.


محمد نجار اظهار کرد: همه دستگاه‌های فرهنگی نیز در سرفصل اعتباری خود برای امر پیشگیری از آسیب های اجتماعی و مواد مخدر اعتباراتی را در نظر گرفتند.


سید علی اکبر طاهایی، استاندار مازندران نیز در این نشست با تقدیر از همه دستگاه‌های امنیتی، انتظامی و اطلاعاتی برای مقابله با افیون اعتیاد و آسیب های اجتماعی، اظهار داشت: مازندران استان امنی بوده و آسیب های اجتماعی در آن جایگاهی ندارد.


وی افزود: مردم علوی تبار مازندران با حضور 93 درصدی خود در انتخابات نشان دادند که ولایی تبار بوده و همواره با آسیب های اجتماعی مقابله می کنند.


در این مراسم از سوی شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر مازندران، از وزیر کشور با اهدای تابلوی قرآنی تقدیر شد.


در این مراسم از اعضای شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر و شورای تامین مازندران با اهدا لوح تقدیر قدردانی شد.


 
اعتدال به معنای میانه روی نیست؛
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠ : توسط : حسینی

تعریف آیت‌الله مهدوی‌کنی از شعار انتخاباتی روحانی

رییس مجلس خبرگان رهبری بخشی از زمان خود در برنامه تلویزیونی ماه خدا را به تعریف واژه «اعتدال» و «اعتدال گرایی» که از شعارهای تبلیغاتی حجت الاسلام حسن روحانی بود اختصاص داد.

گروه سیاسی مشرق - حجت‌الاسلام شیخ حسن روحانی هفتمین کسی است که ردای ریاست‌ جمهوری اسلامی ایران را بر تن می‌کند.



او در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با شعار «اعتدال» و «اعتدال گرایی» به پیروزی رسید  و نام او در این روزها بیشتر از هر چیز دیگر به واژه «اعتدال» گره خورده است.

پس از اتمام رقابت های انتخاباتی و همچنین اعلام نتایج نهایی یازدهمین دوره انتخابات، سیل تحلیلها، نظریه های جناحی و واکنش ها به گفتمان رئیس جمهور منتخب شروع شد و هر یک از افراد با توجه به وابستگی خود به جریانات و جناح های مختلف به تبیین این گفتمان پرداختند. تا آنجا که بزرگان نظام از حسن روحانی خواستند هر چه سریع‌تر تعریف خود را از "اعتدال" ارائه دهد تا این واژه هم به سرنوشت "اصلاحات" دچار نشود.

پیرامون همین موضوع، آیت الله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری بخشی از زمان خود را در برنامه تلویزیونی ماه خدا که در سحرهای ماه مبارک رمضان پخش می شود به این مبحث اختصاص داد.

آیت الله مهدوی کنی که سحرهای ماه مبارک رمضان در برنامه تلویزیونی ماه خدا چند دقیقه ای به بیان نکات اخلاقی و قرآنی می پردازد در چند شب متوالی به تبیین واژه «اعتدال» که شعار انتخاباتی حجت الاسلام حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری بود پرداخت.

آیت الله مهدوی کنی، سحر روز پنجشنبه در برنامه «ماه خدا» که در ایام ماه مبارک رمضان از شبکه اول سیما پخش می شود در توضیح واژه هایی چون «عدالت» و «اعتدال»، گفت: اصل عدالت در بیان مولا علی(ع) این است که هر چیزی در جای خودش قرار بگیرد. اگر در مسائل حقوق اجتماعی باشد یعنی اینکه هرکسی به حق خودش برسد.

وی با بیان اینکه «قسط» تعبیر قرآنی عدالت است، افزود: پیامبران آمده اند که قیام به قسط کنند؛ قسط یعنی اجرای عدالت.

* اعتدال به معنای میانه روی نیست

وی تصریح کرد: عدالت یا اعتدال در نظریه پردازی به معنای میانه روی نیست. بعضی فکر می کنند اعتدال یعنی میانه روی و اینکه حد وسط را بگیریم. اینکه یکی بگوید از افراط و تفریط جلوگیری کنیم و بعد وسطش می شود اعتدال درست نیست.

آیت الله مهدوی کنی در ادامه سخنان خود ضمن تاکید بر لزوم پافشاری بر روی اصول، ادامه داد: «انشاالله به اعتدال در مقام عمل برسیم در عین حفظ کردن اصول.»

وی با اشاره به اینکه «اعتدال به معنی وسط نیست» افزود: اگر امت وسط هستیم به این معنی است که امت میانه ایم و در طریق راست و صراط مستقیم حرکت می کنیم. در اخلاق هم اینطور نیست که وسط تهوّر و ترس شجاعت باشد.

وی تاکید کرد: معنی اعتدال این نیست که در مقام داوری وسط افراط و تفریط را بگیریم بلکه اعتدال جایگاه خاص خودش را دارد.

آیت الله مهدوی کنی یادآور شد: مثلا وقتی میخواهیم مسائل اخلاقی و سیاسی را تبیین و پیاده کنیم قدری مدارا کنیم. [چرا که] 100 درصد نمی توانیم آنچه را می خواهیم پیاده کنیم. چون عده ای کند تر هستند و عده ای تند تر هستند باید بگوییم چند قدم شما جلو بیایید و آنهایی که عقب افتاده اند خودشان را برسانند.

دبیرکل جامعه روحانیت مبارز با تاکید بر اینکه اعتدال «راه واقعی نیست بلکه مقدمه است» گفت: مثلا برای اینکه به سمت قم برویم همه باید با هم در یک مسیر برویم تا به مقصد برسیم.

وی ضمن اشاره به تدریجی بودن تغییرات گفت: در مقام پیاده شدن مسائل یک دفعه نمی توانیم کاری انجام دهیم. [به طور مثال] یکی از ارزش های انقلاب این است که دروغ نگوییم یا رشوه نگیریم اما آیا یک روزه می توانیم این مسائل را حل کنیم؟

* اعتدال یعنی حرکت بر روی اصول/ باید اصول را در نظر بگیرد

رئیس انشگاه امام صادق تصریح کرد: اگر اعتدال به معنای این باشد که در دعوا یکی بگوید صلوات بفرستید! این درست نیست. اگر بخواهیم جناح های مختلف را با صلوات نزدیک کنیم و آشتی دهیم نمی توانیم اصلاح کنیم. چون وقتی در دعوا یکی آن وسط می گوید صلوات بفرستید! طرفین دعوا وقتی آن طرف تر می روند باز هم دعوا می کنند.

وی با بیان اینکه«هر دولتی که می آید باید اصول را در نظر بگیرد» ضمن بیان مثال هایی به توضیح نظرش درباره «اعتدال» پرداخت و افزود: مثلا همه باید صاحب خانه شوند اما همه یک گونه خانه نخواهند داشت. [باید توجه داشت] برای رسیدن به عدل و قسط اسلامی زمان لازم است.

وی با اشاره به برداشت های غلطی که از «اعتدال» می شود گفت که منظور از اعتدال در حجاب چند درجه کمتر از بی حجابی نیست و افزود: اگر به خانم هایی که حجاب ندارند می گوییم حجاب امر اسلامی است و اینگونه نیست که بگوییم حد وسطش را نگه دارید. یا اگر بگوییم چون اعتدال داریم کاری به خانم های[بی حجاب] نداریم و هرچه دیدیدم، ندیدیم! این درست نیست.

وی در پایان دعا کرد: «انشاالله به اعتدال در مقام عمل برسیم در عین حفظ کردن اصول.»


 
دستیابی حزب الله به تسلیحات تروریستها
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠ : توسط : حسینی

یک مقام نزدیک به حزب الله لبنان تاکید کرد: حزب الله لبنان توانسته است به تسلیحات بسیار پیشرفته ای که حامیان گروههای تروریستی برای آنها در سوریه ارسال کرده بودند، دست یابد.

به گزارش مشرق به نقل از مهر، یکی از مقامات نزدیک به حزب الله لبنان اظهار داشت: حزب الله لبنان اخیرا به تسلیحاتی دست یافته است که از سوی کشورهای حامی تروریستها برای آنها ارسال شده است.

وی افزود: البته ابن برای نخستین بار نیست که حزب الله در برابر پرداخت پول، به تسلیحات پیشرفته دست پیدا می کند، اما قرارداد اخیر از لحاظ نوع تسلیحات و میزان آنها مهمترین قرارداد محسوب می شود.

وی با خودداری از ارائه توضیحات بیشتر درباره نوع این تسلیحات جنگی تاکید کرد: تنها باید بدانید که حزب الله حتی خواب دسترسی به این تسلیحات را هم نمی دید، چون کشورهایی که این تسلیحات را برای مخالفان سوری ارسال می کنند، انتقال این نوع تجهیزات را برای حزب الله تحریم کرده اند.


 
دفتر روحانی: هیچ دعوتی از جک استراو نشده است
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠ : توسط : حسینی

یک منبع آگاه در دفتر رئیس‌جمهور منتخب خبر دعوت از جک استراو برای حضور در مراسم تحلیف حسن روحانی را تکذیب کرد.

یک منبع آگاه مستقر در دفتر رئیس‌جمهور منتخب در گفت‌و‌گو با تسنیم، خبر دعوت از "جک استراو" برای حضور در مراسم تحلیف روحانی را تکذیب کرد و گفت: چنین دعوتی از سوی دفتر رئیس‌جمهور منتخب صورت نگرفته است.
 
این منبع آگاه افزود: نباید رسانه‌ها فکر خود را بر چنین موضوعاتی متمرکز کنند؛ ما مسائل مهم‌تر از این موضوع هم داریم و پرداختن به این مسائل جز وقت‌ تلف کردن فایده دیگری ندارد.
 
وی در پاسخ به این سؤال که یکی از مشاوران آقای روحانی از احتمال حضور وی در مراسم تحلیف رئیس‌جمهور منتحب خبر داده بود، گفت: البته خبر به‌شکل درست منعکس نشده و خبرنگار نتوانسته منظور را به‌خوبی درک کند.

 
شورجه: عده‌ای اصرار کودکانه‌ای دارند که خودشان باید این خانه سینما را فتح کنند
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩ : توسط : حسینی

جمال شورجه، کارگردان مطرح سینمای کشور و از اعضای ناظر سازمان سینمایی کشور برای تحول خانه سینما که مسئولیت تحویل ساختمان خانه سینما به هیئت مدیره جدید و قانونی را داراست، در گفتگو باصابرنیوز پیرامون مباحث اخیر خانه سینما و پلمپ ساختمان خانه سینما اظهار داشت: اینکه عده ای می گویند پلمپ خانه سینما غیر قانونی است، اساسا حرف اشتباهی است، چون که مقامات قضایی و دیوان عدالت اداری اختیار خانه سینما را به عهده وزارت ارشاد گذاشته است و هرگونه تصمیم گیری پیرامون خانه سینما را منوط به تصمیم وزارت ارشاد کرده است و این ساختمان هم ملکی و سندی متعلق به وزارت ارشاد است.  زمانی که اعلام شد که خانه سینما تعطیل شده است، وزارت فرهنگ اختیار داشت خانه سینما را که از نظر قانونی ملکش می باشد را پلمپ کند.

 
وی ترکیب هیئت سه نفره ناظران سازمان سینمایی را اینگونه برشمرد: ما سه نفر ناظران سازمان سینمایی کشور برای بحث تحویل و تحول خانه سینما که مسئولیت تحویل ساختمان خانه سینما به هیئت مدیره جدید وقانونی را بر عهده داریم. که در کنار بنده آقایان بابویهی وکاسه ساز این کار را انجام می دهند.

وی افزود: وزارت ارشاد قبلا می توانست بلافاصله بعد از تعطیلی خانه سینما به خاطر اینکه فعالیتها و رفت و آمدهای غیر قانونی در ساختمان خانه سینما رخ ندهد آنجا را پلمپ کند و این کار هم کاملا قانونی بود، ولی این کار را به احترام دوستان خانه سینما انجام نداد. اما متأسفانه عده ای از افراد خانه سینمای قبلی بعد از تعطیلی، به صورت غیر قانونی در ساختمان خانه سینما رفت و آمد می کردند و در آنجا  جلسه برگزار می کردند و از تجهیزات آنجا استفاده می کردند، در صورتی که این کارها کاملا غیر قانونی بود و تا زمانی که آنجا رسما و قانونا بازگشایی نشده بود نباید ورود می کردند. 

وی تصریح کرد: حتی زمانی که ما به همراه نیروی انتظامی و حراست وزارت ارشاد وارد ساختمان خانه سینما که قبلا تعطیل شده بود، شدیم، دیدیم که اهالی خانه سینما در حال فعالیت و کار هستند و این امور کاملا غیر قانونی بود.
شورجه اضافه کرد: بعد از اینکه ساختمان خانه سینما به ناظرین سازمان سینمایی تحویل داده شد، قرار شد که ما ساختمان را در آینده به هیئت مدیره صنف قانونی خانه سینما تحویل دهیم و این هم صورت جلسه شده است و ما از نظر قانونی دستور داشتیم تا زمانی که ساختمان را به هیئت مدیره قانونی جدید تحویل دهیم، آنجا را پلمپ کنیم.
 
کارگردان فیلم 33 روز ادامه داد: بنابراین ما ما از نظر قانونی دستور داشتیم، خانه سینما را پلمپ کنیم و کسی دیگر در خانه سینما ورود نکند، چون وقتی که ساختمان تحویل ما داده شده هر گونه جابجایی اقلام و اجناس از این مکان ما را زیر سوال می برد. 
 
وی گفت: بنابراین خانه سینما از طرف نیروی انتظامی و حراست وزارت ارشاد پلمپ شد تا اینکه ما، یعنی هیئت سه نفره، این ساختمان و تمام تجهیزات آنجا را تقدیم هیئت مدیره جدید و قانونی بکنیم و به همین دلیل هم پلمپ کردیم و هیچ دلیل خاص دیگری هم وجود نداشت.
 
شورجه علت اصلی پلمپ ساختمان خانه سینما و مخالفت عده با آن را اینگونه بیان کرد: دلیل پلمپ این بود که دیگر عده ای به خانه سینما ورود نکنند و هیچ موضوع پیچیده ای هم در کار نبوده است. دلیل مخالف عده ای با پلمپ این بود که می خواستند به صورت آزادانه به آنجا ورود کنند و در ساختمان خانه سینما که تعطیل شده بود به صورت غیر قانونی فعالیت کنند.
وی با بیان اینکه خانه سینما دارای دو ساختمان است اضافه کرد: یکی از این ساختمان ها پلمپ شده است اما هنوز در یکی از این ساختمان ها به طور غیر قانونی در حال فعالیت هستند و رفت و آمد می کنند و جلساتی می گیرند و هیچ کس هم به این افراد نمی گوید بالای چشمتان ابرو.

وی پیرامون تجمع غیرقانونی اخیر مقابل خانه سینما اظهار داشت: برخی از افراد هستند که یک مقدار مدعی هستند و وقتی یک قدم عقب می نشینی باز اینها مدعی تر می شوند. تجمعی که مقابل خانه سینما انجام گرفت به این دلیل بود که قرار بود هیئت سه نفره که از طرف سازمان سینمایی مسئولیت بازگشایی و تحویل خانه سینما را به هیئت مدیره قانونی بر عهده دارند، کارشان را انجام بدهند. این آقایان آنجا تجمع کردند که مانع این حرکت قانونی ما شدند.
 
وی به انتقاد از تجمع کنندگان پرداخت و بیان داشت: تعدادی از اعضای خانه سینما جمع شدند و ایجاد تشنج کردند و ما هم صلاح بر این دیدیم که فعلا تحول و تحویل به هیئت مدیره جدید را متوقف کنیم.
 
وی در ادامه گفتگوی خود با صابرنیوز پیرامون تشکیل خانه سینمای قانونی گفت: روز نوزدهم همین ماه که با حضور یازده صنف قانونی خانه سینما تشکیل شده بود و هیئت مدیره انتخاب شده بود و رئیس هیئت مدیره انتخاب شده بود و می خواستیم تحویل این هیئت قانونی بدهیم. تجمع کنندگان غیرقانونی مانع این کار شدند که خود این کار هم امری مجرمانه و غیر قانونی بود که انجام دادند و ما به دلیل اینکه در این تجمع درگیری صورت نگیرد و خوراکی برای رسانه های خارجی و ضد انقلاب جور نشود، فعلا تغییر و تحول در خانه سینما را متوقف کرده ایم تا در یک شرایط مناسبی این اتفاق رخ دهد.
شورجه ادامه داد: عده ای می خواهند خانه سینما را که متعلق به آنها نیست، غصب کنند. این ملک متعلق به وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی است و وزرات فرهنگ باید هیئت مدیره را به صنوف قانونی تحویل دهد. حالا اگر این افراد زودتر قانونی می شدند ما تحویل آنها می دادیم. منتهی این افراد در برگزاری مجمع عمومی خودشان کوتاهی کردند و یک عده از صنوف دیگری که قانونی شده بودند و رسما در وزارت ارشاد ثبت شده بودند مجمع عمومی برگزار کردند و هیئت مدیره انتخاب کردند و فقط آن صنف هایی که ثبت قانونی شده بودند اجازه برگزاری مجمع عمومی داشتند، حتی اگر این مجمع عمومی با حضور پنج صنف برگزار شود.

وی با طعنه به رفتارهای کودکانه عده ای از مخالفان قانونی شدن خانه سینما تصریح کرد: عده ای اصرار کودکانه ای دارند که خودشان باید این خانه سینما را فتح کنند، انگار که اینجا قلعه ای هست و این قهرمانها باید این خانه را فتح کنند و به تصرف خودشان در بیاورند. این کار، امر عاقلانه ای نیست و کار منطقی این است که این دوستان اجازه دهند که ما این خانه سینما به هیئت مدیره جدید که انتخاب شده است و این صنوف به صورت رسمی و قانونی از وزرات ارشاد و سازمان سینمایی تأیید شده اند، تحویل دهیم و این ها هم بیایند و خودشان را ثبت قانونی کنند.
 
وی افزود: به نظر بنده در رفتار برخی شفافیت نیست و مقداری آلودگی وجود دارد.
 
وی ادامه داد: عده ای مصوبه صنوف مختلف در خصوص اساسنامه را برای تجمع مقابل خانه سینما گرفتند که حتی بتوانند با این مصوبه صنوف باز به صورت غیر قانونی وارد خانه سینما شوند که به نظر می رسد این امر هم غیر قانونی است، چون که صنوف باید مجمع عمومی برگزار کنند و مجمع عمومی هیئت مدیره انتخاب کند و بعد ما بتوانیم خانه سینما را با تمام تجهیزاتش تحویل آنها دهیم.

وی با توصیه به عده از افراد خانه سینما گفت: لطفا عده ای از دوستان خانه سینما برای رسانه های ضد انقلاب خوراک تهیه نکنند، به نظر بنده عاقلانه ترین کار این است که کارهایی نظیر این تجمعاتی که انجام شد را تعطیل کنند و مجمع عمومی شان را برگزار کنند و ما هم موظف هستیم که خانه سینما را به هیئت مدیره قانونی تحویل دهیم.

وی در ادامه اظهار داشت: البته از نظر وزارت ارشاد و سازمان سینمایی هیئت مدیره جدید خانه سینما تشکیل و مجمع عمومی برگزار و هیئت مدیره هم انتخاب شده است.
 
وی به بیان راهکاری برای معترضین پرداخت و تصریح کرد: خانه سینما دست هیئت مدیره جدید خواهد بود و این دوستانی که اعتراض دارند می توانند هرچه سریعتر صنف خودشان را در وزرات ارشاد به صورت قانونی ثبت کنند و مجمع عمومی برگزار کنند و هیئت مدیره انتخاب کنند و حتی دعوت به ائتلاف با یازده صنفی که مجمع عمومی برگزار کرده اند بکنند و به همراه آنها مجمع عمومی تشکیل دهند و حتی در این صورت می توانند هیئت مدیره جدید را هم عزل کنند. مجمع عمومی بالاترین قدرت این تشکیلات است و در صورتی که قانونی شوند می توانند هیئت مدیره سابق را عزل کنند و هیئت مدیره جدید انتخاب کنند و ما به عنوان ناظر کار، هیچ مسئله ای نمی بینیم که خانه سینما را تحویل هیئت مدیره جدید دهیم.

وی شبهه ذی نفع بودن هیئت سه نفره را اینگونه پاسخ داد: این هیئت سه نفره در این ماجرا به هیچ وجه ذی نفع نیست و ما فقط مأمور هستیم که این ساختمان خانه سینما را به صورت قانونی به هیئت مدیره جدیدش تحویل دهیم.

شورجه در پایان گفتگوی خود با صابرنیوز اظهار داشت: این دوستان حداقل کاری که می توانند بکنند این است که یک نمایندگانی از هیئت مدیره سابق خانه سینما برای تفاهم واصلاح امور با شورای تحویل خانه سینمایی جلسه ای بگذارند تا بیینیم که چگونه می توانیم با آن ها به تفاهم برسیم. البته قرار بود که این جلسه با حضور سردار منتظر المهدی از طرف ناجا برگزار شود که هیئت مدیره سابق خانه سینما این جلسه را تعطیل کردند.  

 
اعتکاف رمضانیه در دانشگاه های تهران
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩ : توسط : حسینی

 خوشبختانه سنت حسنه اعتکاف در ماه رجب چند سالی است که در کشور ما مورد توجه جدی قرار گرفته است، با این حال در آداب دینی، اعتکاف در ماه رجب مقدمه‌ای برای ورود به ماه رمضان تلقی می‌شود و اعتکاف رمضانیه مهمتر از اعتکاف رجبیه قلمداد می‌شود. در تهران، این سنت چند سالی است که به همت هیأت دانشجویان و دانش‌آموختگان دانشگاه‌های تهران؛ روضة الحسین در مساجد دانشگاه‌های تهران برگزار می‌شود. قرعه‌ی اعتکاف رمضانیه امسال هم که از 21 تا 23 ماه رمضان ادامه دارد، به نام مسجد دانشگاه تربیت مدرس افتاده است.

ظاهراً اعتکاف امسال، در کنار برنامه‌های معنوی شبهای قدر و ماه‌ رمضان، رنگ‌وبوی دانشجویی‌تری نسبت به سال‌های پیش دارد و قرار است با حضور اساتید دانشگاهی در آن، مباحثی درباره وضعیت تولید علم در ایران مطرح و به بحث گذاشته شود. این اعتکاف می‌تواند فرصتی معنوی برای یک شروع دوباره در دانشگاه‌های ایران تلقی شود و امید است که در سال‌های بعد، از لحاظ کمی و کیفی بیشتر مورد توجه قرار گیرد. علاقمندان جهت توضیحات بیشتر و ثبت‌نام می‌توانند به آدرس www.rozatolhosein.ir مراجعه کنند.


 
برنامه هفتگی علمای عامل اخلاق تهران
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩ : توسط : حسینی

وبلاگ جمعیت طلاب انقلاب اسلامی اقدام به تهیه لیستی از برنامه های علمای اخلاق تهران نمود. 

این وبلاگ پس از نقل حدیثی از پیامبر اعظم (ص)  که «کسی که همنشین علما شود، همنشین من شده و کسی که همنشین من باشد، گویا همنشین پروردگاربا اوست» نوشت: پس از درگذشت علمای اخلاق تهران حضرات آیات، حق‌شناس، مجتهدی، آقا مجتبی تهرانی و عزیزالله خوشوقت رحمت الله علیهم، یکی از دغدغه‌های جوانان و مردم متدین تهران؛ حضور در جلسات اخلاق جایگزین بود.

اما همواره یکی از خصوصیات علمای عامل اخلاق، شهرت‌گریزی بوده است که همین امر باعث شده بسیاری از این جلسات جز برای عده‌ای معدود ناشناس بماند.

«جمعیت طلاب انقلاب اسلامی»، با بررسی جلسات موجود اخلاق در شهر تهران فهرستی از علمای عامل را تهیه نموده است که اولا دارای درجه اجتهاد بوده، ثانیا در دسترس مردم می‌باشند؛ و ثالثا جلسه اخلاق عمومی دارند.

بی‌تردید تعداد علمای با این خصوصیات بیش از این فهرست می‌باشد که به یاری خدا به زودی در فهرست شماره دو به معرفی سایر علما و جلسات ایشان پرداخته خواهد شد. اینک نخستین فهرست از این جلسات در ماه مبارک رمضان  منتشر می‌گردد. امید است روز به روز جامعه اسلامی ما به پیشرفت اخلاقی مد نظر مقام معظمرهبری امام خامنه ای (حفظه الله) نزدیکتر شود.


 
ثروتمندترین سردار سپاه پاسداران!
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩ : توسط : حسینی

 همه دارایی مهم‌ترین و تأثیرگذارترین فرمانده سپاه پاسداران به استناد اسناد آورده شده در متن، وی را به ثروتمندترین سردار سپاه در حال حاضر مبدل ساخته است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران طبق مستندات بسیار، "سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی" ثروتمندترین سردار سپاه در جمع سرداران شاغل در سپاه است. 

در سال‌های اخیر و در پی شکل‌گیری تحولات منطقه‌ای و چرخش موازنه به نفع ایران، دشمنان ایران اسلامی درصدد برآمدند تا با تهدید یکی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب‌اسلامی به نام "قاسم سلیمانی" که فرماندهی "نیروی قدس سپاه" را برعهده دارد به ایجاد خط خبری منفی علیه نظام جمهوری اسلامی بپردازند.

در همین زمینه شبکه‌های مهم خبری از جمله "بی‌بی‌سی"، "العربیه" و دیگر رسانه‌های غربی و منطقه‌ای با دامن زدن به موضوع جنجالی و البته کذب دخالت "نیروی قدس سپاه" به فرماندهی "حاج قاسم سلیمانی" در تحولات اخیر منطقه در خطی مشترک این حق را به مطرح‌کنندگان طرح ترور "سردار سلیمانی" دادند که ترور کسانی مثل وی را مباح و حتی واجب جلوه می‌دادند.

در این راستا مخاطبان و کارشناسان داخلی و بین‌المللی نیز با موضع‌گیری به موقع خود با این "موج رسانه‌ای" به تقابل پرداختند.

"سردار قاسم سلیمانی" که از مهم‌ترین فرماندهان سپاه به شمار می‌رود نیز در سخنرانی خود در اجتماع 50 هزار نفری بسیجیان کرمان گفت: با این تهدیدات، رعب بر ما حاکم نمی‌شود و از خدا می‌خواهم "شهادت" در راه خودش را به دست دشمنان دین، نصیب من بگرداند، از خدا می‌خواهم به عنوان یک سرباز، در راه آرمان‌های "اسلام" که هر یک به تنهایی ارزش فدا شدن دارند، افتخار شهادت نصیبم کند.

 

 

وی افزود: اگر میلیون‌ها انسان در این راه شهید شوند، ارزش دارد، امام(ره) در وصیتنامهٔ خود فرمودند: ملت ایران که جانم فدایشان باد....  حال، جان من به عنوان سربازی کوچک، چه ارزشی دارد که دشمن تهدید به ترور می‌کند، این تهدید نیست، کمک به شوقی است برای فرزندی که از مادر دور افتاده است.

"سرلشکر سلیمانی" همچنین در ادامه گفت: اسرائیل به عنوان سگ هار آمریکا، از گروه کوچک حزب‌الله لبنان که منسجم، متوکل؛ مستحکم و مؤمن است، شکست خورد و هیمنهٔ آمریکا و اسرائیل در منطقه شکسته شد.

  
واکنش جوانان و فعالان فضای مجازی به طرح ترور سردار سلیمانی
بعد از راهپیمایی روز 13 آبان 1390 که در آن بسیاری از جوانان و نوجوانان با امضای طوماری خواستار پیوستن به "سپاه قدس" ایران شدند، در جدیدترین اقدام تعداد زیادی از کاربران شبکه‌های اجتماعی و همچنین وبلاگ نویسان در حمایت از "فرمانده نیروی قدس سپاه" تصویر پروفایل خود را به تصویر وی تغییر دادند. در "شبکه‌های اجتماعی" پرمخاطب و فعال مثل "فیس‌بوک" و "گوگل‌پلاس" و "سایت  افسران جوان جنگ نرم" و شبکه‌های اجتماعی "ارزشی‌ها و سنگری‌ها" نیز  مشاهده می‌شد تعداد زیادی از کاربران آن‌ها در حمایت از "فرمانده نیروی قدس سپاه" به جای تصویر خود تصویر وی را گذاشته‌اند تا در یک معنا بگویند همه آن‌ها پشت این "فرمانده سپاه" هستند. 


روزنامه انگلیسی گاردین هم در مقاله‌ای نوشته بود: «قدرت و وجهه قاسم سلیمانی به عنوان کسی که قدرتمندترین بازیگر عرصه منطقه است، در سه سال گذشته افزایش یافته است.»
همه دارایی سردار سلیمانی

 

دارایی‌های فرمانده دلاور نیروی قدس سپاه متشکل از میلیون‌ها قلب عاشق و شیفتگان شهادت  است که با هیچ میزانی قابل قیاس و قیمت گذاری  نیست.

دل میلیون‌ها دلداده کوی شهادت همراه اوست، همان دل‌هایی که به رهنمودهای امام خود حضرت روح‌الله (ره) اعتقاد قلبی دارند آنگاه که فرمود : ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد.

جوانان برومند و ولایت مدار ایران اسلامی هنوز رشادت‌های این سرداران مخلص را به یاد دارند و آن را سینه به سینه و نسل به نسل منتقل خواهند کرد. ملتی که در قاموس خود شکست را پذیرا نیست و شهادت را دروازه‌ای به سوی بهشت موعود می‌داند هیچ‌گاه از شنیدن تهدیدهای پوچ و تو خالی مزدوران استکبار هراسی به خود راه نداده و نخواهند داد.

موج مجازی حمایت از سردار سلیمانی در یک جمله اوج حمایت خود را از این سرباز فدایی ولایت به جهانیان و به ویژه به دشمنان قسم خورده ایران و ایرانی نشان دادند و آن جمله این است: « آخرین بسیجی خامنه‌ای که به آن دست خواهید یافت حاج قاسم ماست، همه ما را ترور کنید.»

  هنوز عرصه این جاده مرد می‌طلبد / و خاک دشت جنون اهل درد می‌طلبد
    به صبح روشن فردا طلیعه از خون است / به اهل خاک بگو جنس شیعه از خون است
شهید زنده عشق است این سردار / یکی زهزاران سر است بر سَرِ دار



نامی که لرزه بر اندام دشمنان اسلام می‌اندازد و همیشه  مایه هراس و وحشت آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها است. جمله معروفی که از شیمون پرز در وصف هیمنه سردار تیزهوش ایران آمده نشانه همین ترس و واهمه است.

"شیمون پرز: خاور میانه روی انگشت ژنرال قاسم سلیمانی می‌چرخد".



مردان کاخ سفید آنقدر از او می‌ترسند که در میان لیست محرمانه خود نام او را به عنوان مهم‌ترین مانع پیشرفت‌های آمریکا در جهان علناً فریاد می‌کشند و از کنگره می‌خواهند طرح ترور حاج قاسم را رسماً تصویب و ابلاغ نمایند. این عصبانیت با این جملات ترسیم می‌شود که: «قاسم سلیمانی بسیار سفر می‌کند... تکان بخورید... تلاش کنید او را بکشید».

هر کسی او را دیده، شیفته حجب و حیای عجیبش می‌شود. انگار نه انگار که او لرزه به اندام بزرگ‌ترین ابرقدرت جهان انداخته است و این‌ها همه مشخصه یک بسیجی شیفته ولایت است.

از این بسیجیان ما در ایران کم نداریم ولی اگر قرار باشد صیاد دل بسیجیان این بار نیز اسیر کینه خفاشان شود تمام فرزندان 13 ساله ایران زمین، حاج قاسم‌هایی می‌شوند که خواب خوش را از مردان کاخ روسیاه، سفید می‌ربایند.



 
در حاشیه رونمایی از کتاب آیات سیاسی قرآن مطرح شد
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩ : توسط : حسینی
روایت آیت‌الله علم‌الهدی از دیدار با مهدی هاشمی/
عدم رعایت حجاب شرعی حرام است

عضو مجلس خبرگان رهبری به تشریح جزئیاتی از دیدارش با مهدی هاشمی و همچنین نظرش درباره حرام و خلاف قانون بودن عدم رعایت حجاب شرعی پرداخت.

خبرگزاری فارس: روایت آیت‌الله علم‌الهدی از دیدار با مهدی هاشمی/عدم رعایت حجاب شرعی حرام است

به‌گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی امام جمعه مشهد، آیت‌الله سیداحمد علم‌الهدی در حاشیه رونمایی از کتاب  «سیاست در قرآن» در نمایشگاه قرآن و عترت، با جمعی از خبرنگاران خبرگزاری ها گفت‌وگو کرد.

خبرنگاری از امام جمعه مشهد درباره سخنان اخیرش در خصوص لزوم برخورد با بدحجابی سؤال کرد و پرسید آیا می توان تمام بانوانی که رعایت حد شرعی در حجاب را نمی کنند مخالف دین و نظام دانست و با آنان برخورد کرد؟

آیت‌الله علم‌الهدی در پاسخ گفت: نکته اولی که باید در پاسخ به سؤال شما عرض کنم، اینست که عدم رعایت حد شرعی حجاب در رفت و آمد جامعه از سوی هر بانویی که انجام شود، از لحاظ شرعی ارتکاب فعل حرام تلقی می‌شود و تکلیف این موضوع از لحاظ شرعی مشخص است.

وی افزود: از لحاظ قانونی هم، عدم رعایت حد شرعی در موضوع حجاب، به موجب قانون مصوب کشور نقض قانون رسمی حساب می شود و اگر قرار باشد که قانون در کشور اجرا شود، هر کس که خود را در این ظاهر به جامعه عرضه کند، در حقیقت خود را در معرض برخورد دستگاه‌های انتظامی برای برخورد با این رفتار غیر قانونی قرار داده است.

نماینده مردم استان خراسان رضوی در مجلس خبرگان ادامه داد: البته اگر شما قضاوت اینجانب درباره انگیزه خانم‌هایی که این قانون را زیر پا می گذارند جویا شوید، عرض می کنم بنده هم معتقدم بسیاری از این خانم‌ها که متأسفانه این عمل خلاف شرع و قانون را مرتکب می شوند، احتمالا به شدت زشتی و قبح شرعی و خلاف قانون بودن رفتار خود یا علم ندارند و یا توجه نمی کنند.

آیت‌الله علم‌الهدی تصریح کرد: نمی توان اکثریت این افراد را مغرض و مخالف اسلام یا نظام دانست اما در این میان البته اقلیتی هم هستند که با هدف دهن کجی به شرع اسلام، نظام مقدس اسلامی و جامعه متدینین، خود را با ظاهرهای پلید به جامعه عرضه می کنند و بنای هنجارشکنی دارند که برخورد با این گروه دوم باید با شدت تمام و شناخت ریشه‌های سازماندهی این افراد، انجام شود.

امام جمعه مشهد در ادامه با اشاره به دو گروه فوق، توجه به دو واقعیت را در این تقسیم‌بندی لازم دانست و اظهار داشت: اول آنکه هر دو گروه فارغ از انگیزه خود، در حال ارتکاب فعل خلاف شرع و خلاف قانون مصوب کشور هستند و این وظیفه دستگاه‌های اجرایی کشور است که برای اجرای قانون با مصادیق نقض آن برخورد کنند.

وی افزود: در این مقام، مانند سایر قوانین کشور، تفکیک انگیزه افراد بی معنی است؛ مثلا اگر کسی بر حسب انگیزه کسب حرام و یا از روی جهل نسبت به قوانین مرتکب جابه‌جایی غیرقانونی اموال عمومی شود، دستگاه‌های نظارتی بدون توجه به انگیزه‌اش، با او برخورد می کنند.

آیت‌الله علم‌الهدی خاطرنشان کرد: البته در تعیین میزان جرم، انگیزه او را مورد توجه قرار می دهند و یا در موضوع عبور از چراغ قرمز، یک پلیس راهنمایی و رانندگی بدون توجه به انگیزه و وضعیت یک راننده، او را متوقف و جریمه می کند تا جلوی گسترش و عرفی شدن نقض قوانین راهنمایی و رانندگی گرفته شود؛ آیا تاکنون دیده‌اید و اساسا آیا منطقی است که یک پلیس از راننده متخلف درباره انگیزه او در نقض قوانین پرس و جو کند؟

امام جمعه مشهد مقدس در بیان دومین نکته در این زمینه افزود: دوم آنکه درباره افرادی که نسبت به قبح این فعل در شرع و قانون جهل دارند یا زشتی آن را درک نمی کنند، بنده هم معتقد به کار فرهنگی هستم؛ لیکن کار فرهنگی در کنار برخورد جدی با مصادیق نقض قانون، نه اینکه کار فرهنگی را به عنوان بهانه‌ای درآوریم برای تعلل در اجرای قانون و اجازه دهیم تا روز به روز بر دامنه مصادیق بدحجابی افزوده شود و حتی در برخی نقاط شهرهای بزرگ، این موضوع تبدیل به یک عرف شود.

آیت‌الله علم‌الهدی افزود: یعنی می خواهم عرض کنم که موضوع جهل برخی افراد نسبت به این ضرورت دینی و قانونی هم خود ناشی از مجامله مسئولین اجرایی کشور در اجرای قانون است که باعث شده تا عدم رعایت حد شرعی و قانونی در پوشش بانوان در اذهان برخی زنان، یک امر علیحده و یا حتی در برخی مناطق شهرهای بزرگ، عرف محسوب شود.

وی در ادامه توضیح خود با اشاره به مثال قبلی تصریح کرد: هنگامی که مجموعه مدیران راهنمایی و رانندگی به این نتیجه رسیدند که برای حفظ جان سرنشینان خودروها لازم است بستن کمربند ایمنی را اجباری کنند و با رانندگانی که از آن امتناع می کنند (چه از روی جهل و چه از روی عمد) برخورد نمایند، چه کردند؟ آنان همزمان با ابلاغ آیین نامه مذکور به مأموران خود برای برخورد با متخلفین، حجم بالایی از کار تبلیغاتی و فرهنگی را برای مجاب‌کردن رانندگان به لزوم اجرای این تصمیم و تبعات مخالفت با آن تدارک دیدند که به نظرم انصافا موثر هم بود.

«یعنی اگر آنان نیز می خواستند برخورد با متخلفین را به بهانه کار فرهنگی تعطیل کنند، مطمئن باشید اکثریت رانندگان ما هم امروز بستن کمربند ایمنی را امری بی فایده و غیرضرور تلقی می کردند؛ این موضوع را همه قبول دارند و من تعجب می کنم از افرادی که ضرورت این رفتار را درباره یک قانونی که گروهی از عقلای قوم آن را تشخیص داده و وضع کرده‌اند، می پذیرند اما درباره قانونی که حضرت باری تعالی آن را وضع فرموده و هم در قرآن و هم در روایات ما بر آن تاکید مکرر شده و در نهایت بر این مبنا به قانون نظام اسلامی تبدیل شده است، به مخالفت و مجامله می پردازند».

آیت‌الله علم‌الهدی تاکید کرد: در نهایت این نکته را هم عرض کنم که در قانون مصوب شورایعالی انقلاب فرهنگی که موسوم به قانون حجاب و عفاف است و 8 سال پیش به تصویب رسیده، راهکارهای خوبی برای انجام کار فرهنگی لازم در این زمینه پیش بینی شده است اما از آنجا که مدیران اجرایی ما از اساس بنای پرداختن به این معضل را ندارند، حتی همان اقدام‌های فرهنگی مصوب را هم به‌طور جدی به اجرا نگذاشته‌اند.

خبرنگاران در ادامه با اشاره به دیدار اخیر امام جمعه مشهد با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که در رسانه‌ها بازخورد متفاوتی داشت و برخی رسانه‌های نزدیک به رئیس مجمع تشخیص مصلحت تلاش کردند تا انجام چنین دیداری را به عنوان نشانه‌ای  از تغییر موضع سیاسی آیت‌الله علم‌الهدی القا کنند، درباره محتوای این دیدار پرسیدند.

آیت‌الله علم‌الهدی در پاسخ گفت: اینجانب قبل از اینکه بخواهم به این سؤال شما پاسخ دهم، باید توضیحی برای اصلاح یک برداشت ناصحیح درباره خود ارائه دهم و آن اینکه بنده یک فرد سیاسی کار نیستم.

وی افزود: اینجانب به اقتضای طلبگی و همچنین جایگاه امامت جمعه، یک شخص دینی و تکلیف محورم که حضور من در عرصه سیاست نیز منحصراً برای انجام تکلیف دینی و شرعی است؛ لذا موضع‌گیری بنده در مسائل سیاسی بر حسب ارتباط با اشخاص یا وابستگی با جریان سیاسی خاصی نیست.

امام جمعه مشهد در ادامه گفت: بر این اساس گاهی اتفاق می افتد با ملاحظه یک خلاف شرع، یا یک حرکت مضر به انقلاب و منافی با اصول آن، علیه افراد یا جریان‌های سیاسی که بعضی ها به زعم خود بنده را وابسته به آن می پنداشتند، موضع‌گیری کنم و یا در برابر عزیزترین عزیزانم بایستم؛ بنابراین خطای برخی صاحبان رسانه و تحلیل نویسان اینست که بخواهند امثال من را در خط‌کشی های سیاسی تحلیل کنند.

عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به دیدار خود با هاشمی رفسنجانی گفت: آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است که هر از چندگاهی جهت زیارت به مشهد مشرف می شود؛ بنده هم امام جمعه این شهر هستم که بر حسب اقتضای ادب، به دیدن یک منصوب رهبر معظم انقلاب و مسئول نظام می روم. آیت‌الله علم‌الهدی افزود: این موضوع اگرچه این بار، به‌طور مشکوکی در سطح گسترده رسانه‌ای شد اما اتفاق تازه‌ای نبود و در دفعات دیگر هم که ایشان به مشهد آمده بود، اگر اینجانب مسافرت نبودم، دیدار و حتی در مواردی استقبال از ایشان را در برنامه خود می گنجاندم و لذا این رفتار، برنامه تازه‌ای نیست که برخی آن را چرخش موضع تحلیل کنند.

وی همچنین با اشاره به درخواست مهدی هاشمی برای ملاقات با وی، گفت: آن روزی که من با آقای هاشمی دیدار کردم، در هنگام خروج، فرزند ایشان ‌آقای مهدی هاشمی نزد من آمد و درخواست 10 دقیقه ملاقات با اینجانب داشت و می گفت می خواهد در مورد مسائلی که علیه او مطرح شده، برای من توضیح بدهد.

امام جمعه مشهد افزود: فرزند آقای هاشمی پس از هماهنگی با دفتر اینجانب، صبح روز بعد نزد من آمد و درباره ارتباطش با اردوکشی های خیابانی بعد از انتخابات در سال 88 و نسبت‌هایی که در این باره به او زده‌اند، توضیحاتی داد و مدعی بود با اینکه در انتخابات به نفع آقای موسوی فعال بوده اما با حرکت‌های بعد از انتخابات آقای موسوی موافق نبوده و با او مخالفت می کرده و حتی مدعی بود که چند بار به او گفته است که باید از طریق قانون اقدام کند.

آیت‌الله علم‌الهدی در ادامه گفت: پس از پایان توضیحات او، گفتم این مطالب چه ارتباطی به من دارد؟ آنچه مسلم است موضع‌گیری و سخنان من علیه فتنه‌گران در مورد شخص شما نبوده که برای تبرئه خود این مطالب را به من می گویید؛ من قاضی نیستم و شما باید این مطالب را به دادگاه و قوه قضاییه ارائه کنید.

وی اضافه کرد: به فرزند آقای هاشمی گفتم، به هر حال، آنچه برای شما پیش آمده، حق باشد یا ناحق، مشخص خواهد شد و می گذرد و تمام می شود اما آنچه نمی گذرد، وضع پیش آمده برای آقای هاشمی در عرصه نظام است.

نماینده مردم مشهد در مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه «به او گفتم سرآغاز ارادت من به آقای هاشمی زمانی بود که هنوز شما به دنیا نیامده بودی »، به سابقه آشنایی خود با هاشمی رفسنجانی اشاره کرد و در این باره گفت: در ابتدای نهضت امام خمینی (ره) آقای هاشمی بوسیله دستگاه شاه دستگیر شد؛ او و چند نفر از طلاب را به سربازی اجباری بردند که آنها از سربازی فرار کردند و شدیداً تحت تعقیب بودند؛ آنها از زاهدان به بیرجند آمدند و دهه آخر صفر بود.

«من در آن زمان طلبه جوانی بودم که برای منبر در ایام محرم و صفر مسافرت می رفتم و آن سال بیرجند آمده بودم؛ در اولین آشنایی که با ایشان پیدا کردم، نهضت و انقلاب از دید یک طلبه جوان مثل من به‌صورت متجسد در آقای هاشمی جلوه کرد و به او ارادت انقلابی پیدا کردم».

آیت‌الله علم‌الهدی گفت: این ارادت از سوی من تا سال 78 ادامه داشت تا آنکه در حج آن سال و در منی، شبی در بعثه مقام معظم رهبری، با یکی از منسوبان نزدیک آقای هاشمی که به حج آمده بود، درباره حزب کارگزاران بحث شد و او جسارتی علیه مقام معظم رهبری انجام داد که آن اظهارات، نظر و اعتقاد مرا در مورد آقای هاشمی به کلی مخدوش کرد. البته این خدشه در مورد آقای هاشمی، امروز  نه تنها در من بلکه در بسیاری از متدینین و  انقلابیون پیش آمده است.

امام جمعه مشهد در پایان اظهار داشت: به فرزند آقای هاشمی گفتم از آن زمان به بعد و به ویژه در سال‌های اخیر، نمونه‌های بسیاری از چنین برخوردهایی از سوی منسوبین نزدیک و دور ایشان دیده و شنیده شده و باعث شده است تا جامعه متدینین و انقلابی کشور آقای هاشمی را در مصاف و تقابل با مقام معظم رهبری ببینند و اعتمادشان به ایشان را از دست بدهند که این رویداد، اتفاق خوبی نیست.


 
خبرنگار آمریکایی حامی فلسطین و اخراجی کاخ سفید درگذشت
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩ : توسط : حسینی

هلن توماس یکی از باسابقه‌ترین خبرنگاران آمریکایی که به دلیل حمایت از فلسطین از کاخ سفید اخراج شد، در سن 92 سالگی درگذشت.

خبرگزاری فارس: خبرنگار آمریکایی حامی فلسطین و اخراجی کاخ سفید درگذشت

به گزارش خبرگزار فارس به نقل از خبرگزاری رویترز، «هلن توماس» با سابقه‌ترین خبرنگار آمریکایی در سن 92 سالگی درگذشت.

هلن توماس 49 سال در کاخ سفید برای خبرگزاری آمریکایی «یونایتدپرس اینترنشنال» و روزنامه «هیرست» کار می‌کرد.

وی یکی از برجسته‌ترین و با سابقه‌ترین خبرنگاران کاخ سفید به شمار می‌آمد و همیشه با جمله  آشنای «ممنون ‌آقای رئیس جمهور» ده‌ها مصاحبه با رئیس‌جمهورهای مختلف را به پایان می رساند.

اظهارات ضد اسرائیلی وی جنجال زیادی به پا کرد به گونه‌ای که این اظهارات باعث اخراج وی از کاخ سفید شد.

این در حالی است که هلن توماس تاکید کرده بود: من ضد یهود نیستم فقط با اسرائیل مخالفم؛ و با اینکه اسرائیل جایی که به خودش تعلق ندارد را اشغال کرده است مخالفم. اگر کسی شما را از خانه تان بیرون کند حق ندارید بروید کس دیگری را از خانه اش بیرون کنید و خانه ی او را اشغال کنید.

هلن توماس به دلیل این اظهارات به طور ناگهانی و اجبارا بازنشسته شد.

توماس در یک مصاحبه کوتاه با یک یهودی نیز گفته بود: اسرائیلی ها باید گورشان را از فلسطین گم کنند.

وی تاکید کرده بود: آن ها باید برگردند و در لهستان، آلمان، آمریکا و یا هر جای دیگر زندگی کنند.


 
عکس/ شهادت مدیر حرم حضرت زینب(س)
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩ : توسط : حسینی

تروریست‌های سوری در حمله‌ای خمپاره‌ای حرم مطهر حضرت زینب (س) در دمشق را هدف قرار دادند که منجر به شهادت رسیدن مدیر حرم مطهر شد.

به گزارش مشرق به نقل از ابنا، تروریست های مورد حمایت آمریکا و ارتجاع عرب امروز با گلوله های خمپاره به مرقد مطهر حضرت زینب (س) در حومه دمشق حمله کردند.

در این حملات تروریستی «انس الرومانی» مدیر حرم حضرت زینب(س) بر اثر اصابت ترکش خمپاره‌ های شلیک شده به شهادت رسید.


 
دختری که خشم صهیونیست‏ها را برانگیخت +تصاویر
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩ : توسط : حسینی

«سعدیه سیف الدین» 21 ساله با کسب 25 رأی موافق توانست هیأت مدیره دانشگاه کالیفرنیا شود که با عصبانیت شدید اعضای یهودی دانشگاه روبرو شد.

به گزارش مشرق به نقل از ابنا ،روز گذشته انتخابات هیأت مدیره دانشگاه کالیفرنیا برگزار شد که برای نخستین بار یک دختر مسلمان با اکثریت آرا موفق به عضویت در هیأت مدیره شد.

«سعدیه سیف الدین» 21 ساله با کسب 25 رأی موافق توانست هیأت مدیره این دانشگاه شود که با عصبانیت شدید اعضای یهودی دانشگاه روبرو شد.

براساس این گزارش، دانشگاه کالیفرنیا با دارا بودن 222 هزار دانشجو با شرکت های رژیم صهیونیستی ارتباط دارد که به گفته مسئولان آن انتخاب یک دختر مسلمان نقض قوانین این رژیم را درپی دارد!

اعضای یهودی این دانشگاه تهدید کردند که مخالفت خود را با این اقدام با بیان اینکه این انتخاب حقوق بشر اسرائیل در منطقه را نقض می کند اعلام کردند امکان محرومیت مالی این دانشگاه از سوی شرکت های اسرائیلی وجود دارد.

هچنین کمیته‌ای صهیونیستی موسوم به "سیمون ویزنتال" که از سال 1913 در آمریکا تاسیس شده است، با انتقاد شدید این انتخاب نسبت به عواقب آن ابراز نگرانی کرده است.

این کمیته که هدف اصلی آن زنده نگه داشتن هولوکاست در یاد مردم آمریکاست، خواستار هیأت مدیره دانشگاه کالیفرنیا 26 عضو دارد و سعدیه سیف الدین به مدت یک سال به عضویت این هیأت درآمده است.

سعدیه با ابراز خوشحالی از این انتخاب در سخنان کوتاهی ضمن ابراز خوشحالی از این انتخاب اظهار کرد: تلاش خواهد کرد در آینده تحول بزرگی در سیستم آموزشی دانشگاه ایجاد کرده تا افراد بیشتری از اقوام مختلف برای تحصیل جذب دانشگاه شوند.


 
مشروح سخنرانی امشب نصرالله
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩ : توسط : حسینی

دبیرکل حزب‌الله لبنان در سخنرانی خود اعلام کرد آزادسازی اراضی اشغالی و زندانیان از دست رژیم صهیونیستی از جمله اهداف مقاومت لبنان بوده است.

به گزارش مشرق به نقل از فارس، «سیدحسن نصرالله» دبیر کل حزب‌الله لبنان در سخنرانی جشن افطار سالیانه هیئت مقاومت حزب‌الله لبنان گفت: ماه مبارک رمضان را تبریک می‌گویم و از خداوند می‌خواهم تا حاضران را مشمول رحمت و مغفرت خود قرار دهد.

وی گفت که در این سخنرانی بر روی موضوع لبنان تمرکز خواهد کرد.

نصرالله تاکید کرد: مقاومت در لبنان دارای دیدگاه واضح و اهداف روشن و رویکرد و مسیر واضحی است.

دبیر کل حزب‌الله لبنان گفت: مقاومت لبنان از ابتدا با بصیرت آغاز به کار کرد که هدف و برنامه‌اش مشخص بود. اگر بصیرت وجود نداشته باشد امکان گمراهی و نرسیدن به هدف وجود ندارد.

سیدحسن‌ نصرالله افزود: مقاومت لبنان در دایره داخلی دارای اهدافی بوده است. اولا آزاد سازی اراضی اشغالی لبنان بوده است. اسرائیل قبل از سال 1982 بخشی از اراضی لبنان را اشغال کرده بود.

دوم آزاد سازی اسرا و زندانیان و بازگرداندن اجساد شهدا و سوم سهم داشتن در حمایت از لبنان در برابر خطرات ارتش و کمک به ارتش لبنان بوده است.

دبیرکل حزب الله لبنان افزود: مقاومت در لبنان دارای دیدگاه، اهداف، وظیفه و خط مشی روشنی است که از ابتدا از بینش و آگاهی برخوردار بود و همین موجب شد تا هرکس در این مقاومت بداند، کجا می‌رود و چه می‌کند. در حالی‌که این شفافیت دیدگاه و بینش را باید به ایمان و عزم و اراده مقاومت افزود.

دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه افزود: دیدگاه، بینش و اهداف روشن و شفاف مقاومت در لبنان موجب شد تا این مقاومت تلاش کند، اهداف خود در آزادسازی اراضی اشغالی لبنان پیش از سال 1982 و همچنین اسرا و بازداشت شدگان مقاومت از زندان‌ها را محقق کند و در این راه مدعی نشده که مسئولیت محافظت و حمایت لبنان از خطرها را برعهده دارد، بلکه در این امر در کنار ارتش و نیروهای امنیتی سهیم است.

سید حسن نصر الله با اشاره به اینکه پس از آزادسازی اراضی اشغالی لبنان، دومین هدف مقاومت در آزادی اسرای نمود پیدا می‌کند، تاکید کرد که این هدف مقاومت نیز طی چندین مرحله محقق شد و برخی از پرونده‌های معلق یعنی آزاد سازی «مزارع شبعا» و «تلال کفر شوبا» بیش از آنکه یک هدف برای مقاومت به شمار آید، حقی ملی است.

وی همچنین گفت: باز گرداندن پیکرهای شهدا و باز پس گیری آنها از اسرئیل حقی ملی و لبنانی است و مقاومت تا تحقق این هدف به فعالیت‌های خود ادامه خواهد داد، چون در این بین اراضی وجود دارد که همچنان در اشغال اسرائیل است.

دبیرکل حزب الله لبنان ادامه داد: مقاومت با هدف مشارکت و سهیم بودن در حمایت و پشتیبانی از مردم لبنان وارد عرصه شد و تفاهم‌نامه ژوئیه 1993 میلادی اولین معادله میدانی بود که مقاومت آن را جهت حمایت از شهروندان لبنانی تحمیل می‌کرد تا پس از آن تفاهم‌نامه آوریل از راه رسید تا معادله حمایت و پشتیبانی شهرهای لبنان از بمباران‌های اسرائیلی در قبال عدم بمباران شهرک‌های صهیونیست‌نشین شمال سرزمین‌های اشغالی از سوی مقاومت به امضا برسد.

سید حسن نصر الله تاکید کرد که ما برای لحظه‌ای هم ادعا نکردیم که تجهیزات و تسلیحات و توانمندی‌های نظامی همچون تجهیزاتی در اختیار داریم که اسرائیل در جنگ ژوئیه در اختیار داشت و تلاش کرد، موجب ایجاد موازنه وحشت و ترس میان لبنان و اسرائیل شود. آنچه در لبنان روی داد، مقاومتی مردمی و پذیرش و استقبالی مردمی بود که ما را به مرحله ایجاد موازنه ترس و وحشت و بازدارندگی سوق داد. این موجب شده که اسرائیل پیش از هر تجاوز به لبنان هزار موضوع و مسئله را مورد محاسبه قرار دهد.

همچنین وی افزود: تجربه ثابت کرده که طرح اول آمریکا در منطقه، اسرائیل است و آمریکا به خاطر منافع خود، دست از هم‌پیمانان خود کشید و آمریکا دیگر آن قدرتی که اراده خود را بر جهان تحمیل می‌کرد، نیست.

نصرالله تصریح کرد: ما در موضوع مقاومت، واقعیت‌ها را مطرح می‌کنیم و می‌گوئیم که بیایید از این واقعیت‌ها درس عبرت بگیریم زیرا مقاومت به اراده مردمی متکی است، تجربه مقاومت فایده خود را ثابت کرده است، مقاومت در لبنان قوی است و از عشق و حمایت بزرگ برخوردار است و یک وضعیت گذرا نیست، مقاومت شکننده نیست و همه کسانی که سعی دارند مقاومت را بشکنند و یا آن را منزوی سازند، شکست خواهند خورد زیرا مقاومت یک تشکیلات نیست بلکه اراده مردمی است.

نصرالله تاکید کرد: افراد شریف این کشور عزیزترین چیز خود را در مقاومت سرمایه‌گذاری کرده‌اند، ما دائما آمادگی گفت‌وگو و بررسی استراتژی ملی دفاعی را داریم و اواسط 2006 استراتژی دفاعی را ارائه کردیم اما تا کنون مورد بررسی قرار نگرفته است زیرا گروه دیگر در بحث و بررسی استراتژی ملی دفاع از این وطن جدیت ندارد.

لبنان دیگر لقمه ساده‌ای برای دشمنان نیست/ سقوط ارتش به معنی سقوط کشور است

 وی تاکید کرد که هنگامی که دشمن کرامت ملت تو را تهدید می‌کند، ‌مسئولیت تو این است که مبارزه کنی و از این مقاومت دفاع کنی، بنابراین طبیعی است که تو همواره در معرض هدف باشی و اگر در معرض تهدید نباشی معنای آن این است که تو موثر نیستی.

وی ابراز داشت که هنگامی که در لبنان مقاومت فعال و تاثیر گذار وجود داشته باشد، طبیعی است که همواره این کشور در معرض هدف باشد.

دبیرکل حزب الله لبنان تصریح کرد: ما علاوه بر معرکه خود با دشمن وارد معرکه هدف قرار گرفتن از سوی دشمن شده‌ایم؛ جهان عرب چه موضعی در برابر این اقدامات ایفا می‌کند؛ اقداماتی که از حمله اقتصادی تا ناسزا گویی ها و اتهام زنی ها را شامل می شود و بخشی از معرکه ایست که مقاومت لبنان از آغاز فعالیت خود در سال 1982 با آن مواجه بوده و موفق شده اهداف اسرائیلی آمریکایی در اشغال لبنان را از بین ببرد،مقاومت  در سال 2006 نیز موفق شد پروژه خاورمیانه جدید را در هم بشکند، بنابراین طبیعی است که این مقاومت مورد حمله قرار گیرد.

وی ادامه داد: ما وارد مرحله جدیدی  شده ایم که با همان بصیرت و همان اقدامات و دقت از آن نیز به خواست خدا عبور خواهیم کرد، شما مطمئن باشید که این مقاومت قادر است با تمام جدیت و قدرت از تمامی سختی‌های موجود در حال و آینده عبور کند.

نصرالله گفت که اسرائیل و تمام کشورهایی که پشت سر این رژیم قرار دارند، می دانند که لبنان دیگر لقمه ساده‌ای برای آن‌ها نیست.

وی در ادامه با اشاره به هجمه شدید علیه ارتش لبنان گفت که اگر ارتش آسیب ببیند صلح و ثبات در کشور باقی نخواهد ماند و دولتی نیز باقی نمی‌ماند، ارتش عامل اساسی در حمایت از کشور است، حرف ما امروز این است که باید این موسسه از درگیری‌های سیاسی کنار گذاشته شود؛ چرا که اگر خدای نکرده ارتش سقوط کند یا دچار هرج و مرج شود؛ دیگر صلح و ثبات و دولت و کشور باقی نخواهد ماند.


 
اصابت خمپاره به اطراف حرم حضرت زینب(س)
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩ : توسط : حسینی
اصابت خمپاره به اطراف حرم حضرت زینب(س)/
مدیر حرم کشته شد

شبکه خبری المیادین در خبری فوری از اصابت خمپاره به اطراف حرم حضرت زینب کبری(س) خبر داد و تأکید کرد مدیر حرم نیز کشته شد.

خبرگزاری فارس: اصابت خمپاره به اطراف حرم حضرت زینب(س)/ مدیر حرم کشته شد

به گزارش خبرگزاری فارس شبکه خبری «المیادین»، در خبری فوری از اصابت خمپاره تروریست‌ها به اطراف حرم حضرت زینب خبر داد و تأکید کرد که در پی این انفجار مدیر حرم جان خود را از دست داده است.

هنوز جزئیات این حادثه گزارش نشده است اما برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که به خود حرم آسیبی نرسیده است.

سایت العاجل سوریه نیز در خبری فوری بدون پرداختن به جزئیات تنها از کشته شدن مدیر این حرم در حمله خمپاره ای خبر داد.

سایت دام پرس سوریه نیز گزارش داد که «انس رومانی» مدیر اداری حرم بر اثر اصابت خمپاره به صحن حرم کشته شده است و این حمله خسارت‌های زیادی به بار آورده است.

این سایت خبری در عین حال اشاره ای نکرد که در این حمله به خود حرم نیز خسارتی وارد شده است یا خیر.

شبکه خبری المنار لبنان نیز گزارش داد که گروههای مسلح در سوریه با چندین خمپاره حرم حضرت زینب (س) را هدف قرار دادند که یکی از این خمپاره به محوطه حرم اصابت کرد که در آن «انس رومانی» مدیر اداری حرم کشته و یک نفر دیگر زخمی شد و همچنین خسارت مادی به محل وارد شد.

 

بر اساس این گزارش، در واکنش به این حمله، گروهی از کمیته‌های مردمی یک رشته عملیات را بر ضد پناهگاه افراد مسلح در منطقه حجیره انجام دادند که در جریان آن چندین تن از تروریست‌ها زخمی شدند.


 
تصاویر لحظه دستگیری بمب‌گذار‌ بوستون
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢۸ : توسط : حسینی

پلیس آمریکایی در پی انتشار چهره عامل بمب‌گذاری بوستون در یک نشریه معروف آمریکایی اقدام به انتشار تصاویر لحظه دستگیری وی کرد.

به گزارش مشرق به نقل از تسنیم؛ "مجله بوستون" (Boston Magazine) تعدادی از تصاویر منتشر نشده مرتبط با لحظه دستگیری جوهر تزارنایف،‌ عامل حادثه تروریستی بمب‌گذاری بوستون، را که توسط پلیس عکسبرداری شده بودند را منتشر کرد.

این تصاویر توسط یکی از افراد پلیس به نام شان مورفی تهیه شده که به عنوان عکسبردار تاکتیکی با پلیس ایالت ماساچوست همکاری می‌کرد. این افسر پلیس از انتشار تصویر جوهر تزارنایف بر روی جلد مجله معروف "رولینگ‌استون" خشمگین شده بود زیرا معتقد بود "واقعیت این است که مطلوب نشان دادن چهره تروریسم نه تنها توهینی به اعضای خانواده‌های آنهایی است که در حین انجام وظیفه کشته شدند بلکه می‌تواند محرکی برای آن دسته از افرادی باشد که می‌خواهند تصویر خود را بر روی مجله رولینگ‌استون منتشر کنند."

 

تصویر جوهر تزارنایف بر روی مجله رولینگ‌استون که انتقادات زیادی را برانگیخت


در این تصاویر جوهر تزارنایف با چهره‌ای خونین و کاملا درمانده از قایقی که در حیاط خلوت یکی از خانه‌های بوستون قرار داشت بیرون آمده و خود را تسلیم نیروهای پلیس می‌کند.


گزارش‌های خبری حاکی از این است که شان مورفی هم‌اکنون به علت انتشار تصاویری که متعلق به اداره پلیس هستند از کار برکنار شده و تحت بازجویی قرار گرفته است.



 
آیا جمهوری اسلامی ایران تنها سه دیپلمات عمومی دارد؟
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢۸ : توسط : حسینی

مرندی، لاریجانی و ایزدی تنها سه دیپلمات ایران در عرصه دیپلماسی عمومی هستند و اگرچه این سه نفر از نیروهای متعهد انقلاب اسلامی می باشند اما از سوی دیگر کمیت اندک افراد حاضر در عرصه دیپلماسی عمومی مخاطرات و تهدیدات مخصوص به خود را نیز علیه نظام اسلامی به همراه خواهد داشت.

مشرق؛ در ابتدا دیپلماسی و یا روابط دیپلماتیک به ارتباط میان سیاستمداران کشورهای مختلف و دانش مربوط به این حوزه اتلاق می شد. با این تعریف نماینده ی رسمی یک کشور در کشور دیگر و یا یک سازمان بین المللی دیپلمات نام داشت و مقام های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی را شامل می شد.

دیپلماسی عمومی در سال 1965 مطرح شد و اگر چه با گذشت چند دهه در معنای این واژه و کاربردهای آن تغییراتی صورت گرفته و هم اکنون نیز تعاریف متفاوتی برای این عبارت وجود دارد، اما در کل به برنامه ها و اعمالی که یک دولت برای اثرگذاری بر روی روابط بین الملل و افکار عمومی سایر کشورها انجام می دهد، دیپلماسی عمومی گفته می-شود. هدف دیپلماسی عمومی ارتقاء جایگاه دولت مبدأ در ذهن و مغز مردم کشور مقصد است، در واقع این دیپلماسی مسئول ارائه وجهه مطلوب از دولت ها نزد مردم سایر کشور های جهان است.
 


دیپلماسی (Diplomacy)

      


دیپلماسی عمومی

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد مولفه‌های نوینی در عرصه روابط بین‌المللی بخصوص در حوزه‌های ارتباطی شکل گرفت چرا که معادلات بر اساس مفهوم جدیدی به نام «قدرت نرم» پایه ریزی شدند. «دیپلماسی عمومی(Public Diplomacy)» یکی از ارکان اصلی قدرت نرم است که چنین تعریف می شود: « تلاش های یک دولت برای اطلاعرسانی، ایجاد درک متقابل و نیز تاثیر بر افکار عمومی ملت های دیگر که عبارتند از: تبادلات علمی- دانشجوی، فرهنگی، ورزشی، بکارگیری رسانه های رادیویی، تلویزیونی، و اینترنتی، خدمت رسانی و در نهایت، انتشارات.».

این نوع از دیپلماسی در سیاست خارجی کشور‌های غربی و بویژه ایالات متحده امریکا(چه در بعد سیاسی و چه در بعد دانشگاهی) بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در فرهنگ واژگان و اصطلاحات روابط بین‌الملل وزارت آمریکا در سال‌1985، دیپلماسی عمومی چنین تعریف شده است: «دیپلماسی عمومی به برنامه‌های تحت حمایت دولت اشاره دارد که هدف از آنها اطلاع‌رسانی یا تحت‌ تأثیر قراردادن افکار عمومی در کشورهای دیگر است؛ ابزار اصلی آن نیز انتشار متن، تصاویر متحرک، مبادلات فرهنگی، رادیو، تلویزیون و اینترنت است.». "تارا ساننشاین(Tara Sonenshine)" معاون دیپلماسی عمومی وزارت خارجه ایالات متحده درباره ی دیپلماسی عمومی چنین می گوید: «عبارت دیپلماسی عمومی شامل طیف وسیعی از تلاش‎ها برای انتقال و توضیح سیاست‎ها و ارزش‎های ایالات متحده، هم‎چنین برنامه‎هایی برای ترویج انتقال دمکراسی، کارآفرینی و تبادل آموزشی می‎شود.»

در دیپلماسی عمومی، دیگر مقامات رسمی و حکومتی روابط دیپلماتیک را رقم نمی زنند، بلکه در این دیپلماسی تجار، گردشگران، مبلغان مذهبی، خبرنگاران در کنار سایر عناصر فرهنگی، علمی و هنری و از طریق رسانه ها، شرکت های خصوصی، نهاد های غیرانتفاعی، سازمان های مردم نهاد و مانند این ها دخیل بوده و با مردم کشور هدف ارتباط برقرار می کنند. در دیپلماسی عمومی افکار مردم سایر جوامع جهت همراهی در مواضع سیاسی، اقتصادی و نظامی ِ کشور مبداء توجیه می شود، این اقناع کردن همراه با تبلیغ بنیان های فکری، فرهنگی، اعتقادی و در کل سبک زندگی دولت مطبوع همراه است.

در دپیلماسی عمومی مواضعِ دولت مردان و گردانندگان حکومت در کشور مقصد هیچ گاه به اندازه ی واکنش ها و بازخوردهای عوام جامعه قدرت اعمال نفوذ نخواهد داشت. در این شکل نوین دیپلماسی مردم جامعه ی هدف یا به کلی نسبت به ارزش ها و هنجارهای فرهنگ وارداتی واکنش منفی نشان داده و آن را طرد می کنند، و یا خود را تسلیم آن کرده و از آرمان های ملی و بومی خود دست می کشند. حالت سومی هم وجود دارد، اینکه این مردم در کنار حفظ استقلال هویتی خود از برخی محصولات مادی و معنوی وارداتی استفاده کنند.

دیپلماسی عمومی باعث می شود الگوهای رفتاری ملی در حوزه های مختلف با الگوهای نظام سلطه جایگزین شوند. از آنجا که دیپلماسی عمومی جزئی از قدرت نرم است در نتیجه تغییراتی که ایجاد می کند نیز بدون کشمکش، جنگ و خون ریزی و از راه های نرم افزاری است.

با دیپلماسی عمومی می توان بذر تردید در مبانی و زیرساخت‌های فکری و عقیدتی یک نظام سیاسی کاشت و از طریق آن به شکلی آرام و تدریجی جامعه هدف را دچار تغییر کرد. شرکت ها و کمپانی های جامعه ی استعمارگر معمولاً نقش پر رنگی در دیپلماسی عمومی دارند بطوریکه می توان بسیاری از بنگاه های اقتصادی مشهور و برندهای معروف را مشاهده کرد که در عرصه ی دیپلماسی عمومی فعال اند.

 

 
دشمنان و رقبای ایران اسلامی سعی می کنند با استفاده از دیپلماسی عمومی، میزان تأثیر‌گذاری خود بر شهروندان ایرانی را افزایش دهند و شاهد آن نیز افزایش توسل به دیپلماسی عمومی از طرف اکثر کشور‌های غربی در مقابل جمهوی اسلامی ایران و در سال های اخیر است. از همین روست که در سالهای اخیر شاهد رشد قارچ گونه امکانات اطلاع رسانی به زبان فارسی در داخل کشورهای غربی هستیم. غربی ها به خصوص امریکا و اتحادیه اروپا سعی می کنند با اتخاذ رویکردی سازماندهی شده و منسجم‌ به فعالیت علیه ایران بپردازند.

با افزایش حملات غربی های مسلح به سلاح دیپلماسی عمومی، دستگاه های ایرانی نیز فعالیت خود را برای مقابله با آماج حملات دشمنان آماده کردند که در این میان می توان به راه اندازی اتاق های فکری همچون دانشکده مطالعات جهان یا اندیشکده روابط بین الملل و ... اشاره کرد. دیپلماسی عمومی نیز همچون هر میدان نبرد دیگری، فرمانده هان و پرچمداران خود را دارد و ایران نیز از این مسئله مستثنی نیست.



سه دیپلمات دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران

         



















تهدیدات ناشی از عدم تنوع رهبران عرصه دیپلماسی عمومی
مرندی، لاریجانی و ایزدی تنها سه دیپلمات ایران در عرصه دیپلماسی عمومی هستند و اگرچه این سه نفر از نیروهای متعهد انقلاب اسلامی می باشند اما از سوی دیگر کمیت اندک افراد حاضر در عرصه دیپلماسی عمومی مخاطرات و تهدیدات مخصوص به خود را نیز علیه نظام اسلامی به همراه خواهد داشت. همانقدر که کمیت پایین حسن مدیریت متمرکز را دارد، اما در ازای آن نظام از نیروهای کمتری استفاده می کند که به معنی استعداد های کمتر، چهره های تکراری و تجربیات محدود تر است، در حقیقت عدم استفاده از هر فرد دارای پتانسیل در این عرصه به معنی عدم استفاده از یک نیروی زبده جنگی است. از این رو سعی می شود به مهمترین معایب این کمیت پایین به شکل مختصر اشاره شود:

1- عدم چرخش نخبگان
استمرار رهبری دیپلماسی عمومی در دستان یک جریان، یقیناً منجر به تداوم مدیریت در دستان گروهی خاص و به خودی خود مانع چرخش نخبگان در این سطح از مدیران می شود. و مسلم است با عدم تغییر این مدیران، افراد جدید و بدنبال آن تفکر و استرتژی های بدیع نیز به مسند ریاست نخواهند رسید و نهادهای مربوطه دچار نوعی یکنواخت زدگی و کهولت می شوند.

 
در حقیقت استمرار تمرکز بر روی این افراد موجب می شود که چهره های جدید و تفکرات جدید به میدان نیایند از سوی دیگر این افراد نیز همچون سایر خلایق پس از مدت زمانی سرگرم امور اجرایی می شوند و احتمال می رود که توانایی ذهنی و کوشش پژوهشی شان پس از مدت زمانی تحلیل برود و موجب شود که سلاح برنده نظام در عرصه دیپلماسی عمومی در اثر مرور زمان زنگ بزند و این عدم چرخش نخبگان موجب خلع سلاح نظام در میدان دیپلماسی عمومی شود.

 بالاخص این تهدید وقتی شدت می باد که با اندک توجهی در می یابیم از یک سو هر سه فرد نامبرده دارای خط فکری مشابهی هستند و از سوی دیگر در طول دوران فعالیتشان سیری مشخص را طی کرده اند و این دو عامل در کنار هم در دراز مدت موجب تکراری شدن فعالیت ها در عرصه دیپلماسی عمومی و از رونق افتادن استدلال های نظام در این عرصه می شود. با تکراری شدن استدلال ها و حتی چهره در دراز مدت، ابزارهای رسانه ای دشمنان با تکرار این افراد و استدلال هایشان و حمله به نقاط ضعف این استدلال ها، دفاعیات نظام اسلامی را در این عرصه فاقد منطق و برخواسته از عادت و سناریو از پیش تعیین شده نشان می دهند تا بدین طریق بتواند به راحتی ذهن مخاطبان و شهروندان را تسخیر نمایند.


 

2- دلزدگی مردم و مخاطبین از فعالیت های نظام در عرصه دیپلماسی عمومی
چرخش نخبگان در هر کشوری که از ساختاری مردمی برخوردار است، امری طبیعی می باشد. در یک چهارچوب کارآمد، نخبگان و برجستگان طیف ها و گروه های سیاسی در عرصه رقابت برای کسب جایگاه، با تلاش های خود سعی می کنند ضمن شرکت در رقابت ها، در اقناع افکار مسئولین و جلب حمایت و نظر تصمیم گیران و تاثیر گذاران برای کسب پیروزی نیز فعالیت کنند.

مردم و بطور کلی عوام که شناخت دقیقی بر جریان ها و حساسیت های موجود ندارند, تحت تاثیر القای روانی دشمن نظام را یک سیستم بسته و غیر قابل نقوذ در نظر می گیردند که بر پایه خودی – غیر خودی تصمیم گیری می کند. بالاخص در کشور ما که کشوری کثرت گرا و متنوع با حضور قومیت ها، نژادها، زبانها و ادیان گوناگون است، حضور تعدادی مشخص در این عرصه موجب می شود که دشمنان اینگونه به مردم مناطق مختلف کشور القاء کنند که ظرفیت های سیاسی، نگرشی، اعتقادی و روشی آنها در حوزه های سیاسی نادیده گرفته می شود و در نتیجه یک فضای سیاسی کثرت گرا با حضور سلایق و علایق سیاسی در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی در دید آنها محسوس نیست.

در نهایت این مسئله باعث می شود دشمن و تسلیحاتش در دیپلماسی عمومی بتوانند این توهم را به ذهن مردم تزریق کنند که در نظام ایران، عدم شایسته سالاری در تصدی مسئولیتها، اعمال باند بازی، تبارگماری و خانواده سالاری حاکم بوده و تصدی مسئولیت ها از طرف عده ای معدود باعث سرخوردگی مردم به ویژه جوانان شده است.

 


3- محروم ساختن نظام از استراتژی "پلیس خوب،پلیس بد"
در اغلب فیلم‌های پلیسی دو بازجو به سراغ متهم می‌روند: "پلیس بد" با موضع خصمانه، اتهام زدن، رفتار تند و تهدید با متهم برخورد می‌کند و "پلیس خوب" لحنی دوستانه‌تر می‌گیرد و موضعی مشفقانه‌تر. بدین ترتیب، پلیس خوب سعی در جلب اعتماد و همکاری متهم دارد.

در حقیقت«کلانتری» جهانی، دو نوع پلیس دارد؛ پلیس خوب و پلیس بد. استراتژی مذکور همچون وقتی است که راننده ای چراغ قرمز را رد کرده و باید جریمه شود، پلیس خوب می گوید باج بده تا بخشیده شوی در غیر اینصورت پلیس بد ماشینت را متوقف می کند. در عرصه دیپلماسی عمومی نیز این استراتژی کارایی های خاص خود را دارد، نباید فراموش کرد رهبران این عرصه بنوعی (با تسامح) نقش سخنگوی حاکمیت ها را در این حوزه بازی می کنند و صحبت ها و اعلام نظرهایشان می تواند نوعی خط دهی محسوب شود.

از این رو می توان به راحتی کاربرد استراتژی پلیس خوب، پلیس بد را در این عرصه متصور دانست، بدین ترتیب یک جریان می تواند هویج های مورد نظر دولتش را مطالبه کند و از سوی دیگر با چماق دولت های مقابل را از راه های نامطلوب دولت متبوع خود دور کند.

به عبارتی ساده تر، با داشتن طیفی متنوع از سخنگویان در عرصه دیپلماسی عمومی می توان خواسته های مطلوب حاکمیت را از طریق سخنگوی مهربان، سخنگوی خشن اعلام داشت، بدون اینکه نظام خود در دید اذهان در معرض عقب نشینی نشان دهد. اما برای ایران باید گفت که متاسفانه تعداد کم این افراد و از سویی داشتن خط مشی فکری واحد باعث شده است که تهران به خوبی نتواند از این امکان بهره برداری کند.




 
در مجموع با توجه به تهدیدات ناشی از تعداد اندک و تکرر حضور در دستان یک جریان، بهتر است سعی شود از یک سو این چالش ها را مفروض دانست و از سوی دیگر اقدامات بازدارنده مربوطه را انجام داد. بهتر است از یک سو برخی متخصصین عرصه دیپلماسی عمومی را که طیف فکری متفاوتی دارند در چهارچوب رسانه های قابل کنترل به خدمت گرفت؛ بدین ترتیب با بهره گیری از طیف های فکری متفاوت در مجموعه های مربوط به پرس تی وی و امثالهم، از یک سو تنوع سازی میسر می شود و از سوی دیگر سر کلاف در دست نظام باقی می ماند. همچنین با توجه به کمیت سخنگویان مذکور بهتر است از طریق نهادهای مختلف همچون سازمان بسیج اساتید، دانشگاه ها و مراکز مطالعاتی سعی شود با تربیت نسلی وفادار و مطمئن کمیت سخنگویان نظام در عرصه دیپلماسی عمومی را افزایش داد و از سوی دیگر موجبات تخصصی تر شدن این نیروها را فراهم کرد.


 
آمریکا در حال‌بررسی حمله نظامی به‌سوریه
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢۸ : توسط : حسینی

فرمانده ستاد مشترک ارتش آمریکا اعلام کرد که رئیس‌جمهور این کشور در حال بررسی استفاده از گزینه نیروی نظامی در سوریه بوده و پنتاگون نیز چندین سناریو برای مداخله نظامی احتمالی آمریکا آماده کرده است.

به گزارش مشرق، تسنیم به نقل از راشاتودی نوشت: ژنرال مارتین دمپسی، فرمانده ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، اعلام کرد که دولت اوباما در حال بررسی گزینه نظامی استفاده از زور علیه  دولت بشار اسد در سوریه است.

وی گفت: "مسأله استفاده از حملات نظامی در حال بررسی در سازمان‌های  مختلف ما است."

دمپسی 61 ساله بالاترین مقام در ارتش آمریکا است که برای دور دوم به عنوان رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح از جانب اوباما معرفی شده است. وی در جلسه استماع کمیته نیروهای مسلح سنا در روز پنج‌شنبه که به عنوان بخشی از فرآیند تأیید رسمی وی برگزار شد، به صورت خلاصه‌وار درباره بحران سوریه نیز سخن گفت.

ماه گذشته، دولت اوباما ادعا کرد که نیروهای ارتش سوریه از تسلیحات شیمیایی استفاده کرده‌اند. بن رودز، معاون ارتباطات استراتژیک مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور آمریکا، گفت: "جامعه اطلاعاتی آمریکا تخمین می‌زند که بین 100 الی 150 نفر بر اثر حملات شیمیایی در سوریه کشته شده‌اند."

اوباما قبلا اعلام کرده بود که استفاده از تسلیحات شیمیایی به معنای عبور از "خط قرمز" بوده و احتمالا منجر به دخالت آمریکا خواهد شد.

رودز در ادامه سخنان خود افزود: "زمانی که کاخ سفید نتیجه می‌گیرد اسد از تسلیحات شیمیایی استفاده کرده است هم مخالفین سیاسی و هم مخالفین نظامی وی از کمک‌های آمریکا بهره‌مند خواهند شد."

این در حالی است که ادعاهای کاخ سفید با واکنش‌های تندی مواجه شده‌ است. وزیر خارجه سوریه سخنان وی را "کاروانی از دروغ‌ها" توصیف کرده و ویتالی چورکین، نمانده روسیه در سازمان ملل، نیز مدارکی به سازمان ملل ارائه کرد که نشان می‌دادند مخالفین سوری از تسلیحات شیمیایی استفاده کرده‌اند.


 
قطعنامه ۵۹۸ به روایت خواندنی رهبرانقلاب
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢۸ : توسط : حسینی

رهبری کشور و انقلاب در یک لحظه یک موضعی را بخاطر مصلحت، اسلام و مسلمین اتخاذ می‌کند که دنیا در مقابل این موضعگیری ‌متحیر می‌ماند. این شجاعت از شجاعت در جنگ بالاتر است.