برنامه دعای عرفه در هیئت‌های تهران
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠ : توسط : حسینی

خبرگزاری دانشجو- مراسم زمزمه دعای عرفه ساعت ۱۴ چهارم آبان ماه مصادف با نهم ذیحجه به صورت همزمان در نقاط مختلف تهران و کشور برگزار می شود.

 
برنامه های هیئت ها و مساجد تهران به شرح زیر است:
 

حسینیه صنف لباس فروش‌ها
مراسم دعای عرفه در حسینیه صنف لباس فروش‌ها با قرائت حاج منصور ارضی.
تهران، خیابان سعدی جنوبی، پایین‌تر از چهار راه مخبرالدوله (استقلال)، حسینیه صنف لباس فروش‌ها.
 
 
 مسجد شهید بهشتی
 
مراسم دعای عرفه در مسجد شهید بهشتی با قرائت حاج علی قربانی (حاج قربان)
تهران، خ پیروزی، چهارراه کوکاکولا، خ نبرد شمالی، مسجد شهید بهشتی
 
 
حسینیه هدایت
مراسم دعای عرفه در حسینیه هدایت با قرائت حسین انصاریان.
تهران، میدان قیام، خیابان ری، کوی شهید رقیب دوست، حسینیه هدایت.
 
  
دانشگاه امام صادق علیه السلام
مراسم دعای عرفه در دانشگاه امام صادق (ع) با قرائت حجت الاسلام جلالی.
تهران، بزرگراه چمران، پل مدیریت، دانشگاه امام صادق (ع).
 
  
بیت الرضا علیه السلام
مراسم دعای عرفه در بیت الرضا با قرائت حاج سید حسین هاشمی‌نژاد.
تهران، خیابان پیروزی، خیابان پنجم نیرو هوایی بعد از فلکه دوم.
  
 
مهدیه امام حسن مجتبی علیه السلام
مراسم دعای عرفه در هیئت رزمندگان اسلام با قرائت حاج سعید حدادیان.
تهران، آزادی، نرسیده به میدان آزادی، هیات رزمندگان اسلام.
 
  
مسجد شهدا
مراسم دعای عرفه در مسجد سید الشهدا با قرائت حاج ماشاالله عابدی.
تهران، خیابان آهنگ، مسجد سید الشهدا
 
  
امام زاده علی اکبر چیذر
مراسم دعای عرفه در امام‌زاده علی اکبر (ع) با قرائت حاج محمود کریمی.
تهران، شمیران، چیذر، گلزار شهدای امامزاده علی اکبر (ع)
 
  
مسجد امام حسین علیه السلام
میدان امام حسین (ع)، مسجد امام حسین (ع).
حاج رضا بکائی ساعت ۱۴.
 
  
دانشگاه تهران
برگزاری مراسم دعای عرفه ساعت ۱۴ پنج شنبه با قرائت حجت الاسلام علیرضا پناهیان.
 
  
مسجد حضرت امیر علیه السلام
 
قرائت دعا توسط حجت الاسلام بهتاش
خ کارگر شمالی، مقابل پمپ بنزین مسجد حضرت امیر(ع)

 
مناظره زیباکلام و ذوالنور درباره «مبانی حکومت دینی»
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠ : توسط : حسینی
بعد از ظهر امروز (یکشنبه) مناظره‌ای میان صادق زیباکلام و مجتبی ذوالنور با موضوع «مبانی حکومت دینی»، در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد.
 
به گزارش ایسنا، در ابتدای این مناظره که توسط بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد، ذوالنور اظهار کرد: دیندارای دو بُعد فردی و اجتماعی دارد و نمی‌توان آن را تنها در حوزه فردی نگاه کرد. باید گفت کسی که ورود دین به عرصه اجتماعی را انکار کند، جامعیت اسلام را قبول ندارد.
 
وی افزود: اصول مشترکی وجود دارد مبنی بر این‌که دنیا بی‌هدف خلق نشده و خدا برای تکامل انسان نسخه معین کرده است. این نسخه شامل زندگی فردی و اجتماعی انسان می‌شود. برد عقل انسان تا درِ خانه وحی است که مسیر را کج نرود. اگر بشر به خود واگذار می‌شد، یقینا به جایی نمی‌رسید.
 
ذوالنور با بیان اینکه "انسان در مسائل قابل مشاهده و فیزیکی هرچه جلوتر می‌رود بیشتر متوجه می‌شود که چیزی نمی‌داند"، ادامه داد: در مسائل ماوراءالطبیعه و معنوی مطمئنا به طریق اولی انسان نمی‌تواند بی‌نیاز از وحی باشد. اینکه دین جنبه اجتماعی را نیز شامل می‌شود به این خاطر است که بسیاری از مسائل در بعد اجتماعی مطرح می‌شود. مسائلی همچون حقوق و روابط اجتماعی و مسائل اخلاقی تنها در بعد فردی نیست و باید گفت که دین حتی به ابعاد اجتماعی زندگی انسان بیشتر از ابعاد فردی توجه دارد.
 
جانشین پیشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه با اشاره به آیاتی از قرآن کریم خاطرنشان کرد: حکومت نیز باید بر اساس وحی الهی باشد. خداوند در قرآن از کسی که بر اساس وحی یعنی «بما انزل الله» حکم نکند به عنوان ظالم، کافر و فاسق یاد می‌کند.
 
در ادامه این مناظره، زیباکلام اظهار کرد: جمع‌بندی سخنان آقای ذوالنور این است که دین برای عرصه فردی نیامده بلکه برای عرصه اجتماعی است و ناگزیر هستیم که حکومت دینی داشته باشیم تا متولی امور اجتماعی شود.
 
وی با بیان اینکه "رویکرد من نسبت به موضوع مناظره، فلسفی نیست"، گفت: همه قبول داریم که در اسلام باید و نبایدهایی وجود دارد؛ حال این مثال را در نظر بگیرید که کسانی در یک کشتی دچار طوفانی شده‌اند و به طور اتفاقی به جزیره‌ای رسیده‌اند. مطمئنا اگر اینها مسلمان باشند به باید و نبایدهایی مانند نماز و روزه عمل خواهند کرد اما موضوع اینجاست که آیا این افراد می‌توانند حکومت تشکیل بدهند یا نه؟ طبیعی است که ترتیباتی در میان آنها به وجود خواهد آمد اما برقراری حکومت ضرورتی ندارد.
 
این استاد دانشگاه ادامه داد: در شریعت ما اصراری بر اینکه مسلمانان باید حکومت تشکیل دهند، وجود نداشته و ندارد. نه تنها در اسلام بلکه در دو مذهب ابراهیمی دیگر یعنی یهودیت و مسیحیت نیز بایدی در قبال تشکیل حکومت وجود ندارد؛ هرچند هم در مسیحیت و هم در یهودیت حکومت‌هایی به وجود آمد اما هر دو به طرز هولناکی ناموفق بودند و موجب بی‌دینی بسیاری از افراد شدند.
 
زیباکلام تصریح کرد: در اسلام نیز، اینکه مسلمانان باید حکومتی تشکیل دهند، همچون بایدی که در مورد نماز و روزه وجود دارد، نیست. قرآن صراحتا از مسلمانان نخواسته است که حکومتی تشکیل دهند. در عمل هم چیزی مبنی بر تشکیل حکومت نه در میان اهل سنت و نه در میان شیعیان شاهد نیستیم. در مورد شیعیان، بایدی در قبال حکومت در طول چند قرن طلوع اسلام وجود نداشته است اما در تشیع، حکومت زمانی مشروعیت پیدا می‌کرد که در راس آن یک امام معصوم قرار داشت.
 
وی با طرح این پرسش که "اگر در راس حکومت، امام معصوم نباشد حکومت میان شیعیان چه وجوهی پیدا می‌کند؟" گفت: در اینصورت مشروعیت آن حکومت به رسمیت شناخته نمی‌شود. از زمان رحلت خسرو خوبان رسول اکرم (ص) تا زمان غیبت امام دوازدهم، دو و نیم قرن را پشت سر می‌گذاریم اما در طی این 250 سال حکومت‌هایی که تشکیل می‌شد هرگز از طرف شیعیان به رسمیت شناخته نشد. در این 250 سال همچنین هیچ‌یک از ائمه پیروان خود را به قیام دعوت نمی‌کنند تا حکومت را به دست خود بگیرند و حتی گاهی از این امر پیروان خود را نهی کرده‌اند.
 
این استاد دانشگاه با بیان اینکه "از نظر شیعه، امام معصوم تنها برای قرار گرفتن در راس حکومت نبود بلکه باید وجود می‌داشت تا شیعیان دچار ضلالت و گمراهی نشوند"، ادامه داد: زمانی که غیبت کبری آغاز شد، ابتدا تصور بر این نبود که غیبت طولانی خواهد شد اما وقتی این اتفاق رخ داد پرسش این بود که تکلیف حکومت چه خواهد شد؟
 
در ادامه این مناظره، ذوالنور تاکید کرد: بد عمل کردن مسیحیت و یهودیت و اینکه موجب زده شدن مردم از دین شده است، نمی‌تواند مبانی نظری یک تفکر را زیر سوال ببرد؛ همان‌طور که عملکرد بد مجریان نمی‌تواند به معنای نفی قانون باشد.
 
جانشین پیشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه تصریح کرد: آقای زیباکلام می‌گویند فلسفه وجودی امام، گمراه نشدن مردم است؛ حال سوال اینجاست که گمراه نشدن در چه عرصه‌ای؟ در پستوی زندگی شخصی که کسی گمراه نمی‌شود. گمراهی زمانی معنا پیدا می‌کند که عرصه، عرصه‌ اجتماعی باشد.
 
ذوالنور خطاب به زیباکلام گفت: این‌که شما می‌فرمایید در دین الزامی برای تشکیل حکومت وجود نداشته، پس این‌که در قرآن آمده است که «بما انزل الله» باید حکم شود به چه معناست؟ وجود احکامی چون دیات، قصاص، جزا و ... در قرآن وجود دارد به چه معنا می‌تواند باشد؟ این‌که شما می‌گویید در منابع شیعه در مورد تشکیل حکومت بحثی مطرح نشده، این منابع کدام است؟
 
وی با بیان اینکه "قانون باید مبنا داشته باشد"، خاطرنشان کرد: اگر قانون آویزان باشد، هرکسی آن را از دید خود تعریف خواهد کرد. مگر می‌شود خداوند دستور زندگی ابلاغ کند اما پشتوانه اجرایی برای آن وجود نداشته باشد؟ پیغمبر نیز مامور به تشکیل حکومت شد، پس از ایشان در مورد حضرت علی(ع) انحراف پیش آمد و این‌که پیغمبر به مودت اهل بیت توصیه می‌کند، به این معنا نیست که ایشان از رانت پیغمبری خود تنها برای دوست داشتن اهل بیتش استفاده کند بلکه مسیر بشر را در عترت قرار داده است.
 
ذوالنور اضافه کرد: علی (ع) نیز برای تشکیل حکومت قیام کرد اما اجازه ندادند. بریدن مردم از ایشان به این معنا نیست که ایشان نمی‌خواهد حکومت کند یا ولایت ندارد بلکه ولایت ایشان اجرایی نمی‌شود که پس از عثمان وقتی حجت تمام شد و مردم به ایشان رجوع کردند، تشکیل حکومت دادند. در زمان دیگر ائمه نیز اگر نهی از قیام می‌کردند به این دلیل بود که می‌دانستند نتیجه‌بخش نخواهد بود وگرنه اهل بیت حاکمیت را حق خود می‌دانستند. در عصر غیبت نیز البته حکومت باید حکومت دینی شود.
 
زیباکلام در ادامه این مناظره گفت: تکلیف 250 سال از زمان آغاز اسلام تا غیبت امام عصر (عج) آن‌قدر روشن است که من با آقای ذوالنور نمی‌خواهم در این مورد بحث کنم. در این 250 سال اگر تلاشی در جهت براندازی حکومت جور در بغداد می‌شد و توجیه می‌کرد که شیعیان قیام کرده‌اند و می‌خواهند خلیفه را سرنگون کنند، می‌توانست معنا و مفهومی پیدا کند اما پس از غیبت کبری که امام عصر (عج) وجود نداشت تا در راس حکومت قرار بگیرد چه اتفاقی افتاد؟
 
وی ادامه داد: از زمان غیبت کبری تا اولین حکومتی که به نام تشیع در دوران صفویه تشکیل شد، 500 سال گذشت. اگر نظر فقها و علما را درباره حکومت از نظر شیعه بررسی کنید خواهید دید در چهار کتابی که به عنوان کتب چهارگانه اصلی تشیع مطرح است و در واقع اصول مبادی تشیع در این کتاب‌ها وجود دارد چقدر در مورد حکومت مطلب نوشته شده و چقدر به آداب زیارت، غسل و تیمم و غیره پرداخته شده است. حیرت‌انگیز است که هیچ چیزی در مورد حکومت در این چهار کتاب نیست. این‌که چرا وجود ندارد، آقای ذوالنور باید پاسخ دهند، چون ایشان مدافع حکومتند.
 
این استاد دانشگاه با بیان اینکه "سه رویکرد برای شیعیان در مورد حکومت‌های زمانه وجود داشت"، افزود: اولین رویکرد این بود که تحت هیچ شرایطی شیعیان نمی‌توانند با حکومت جور همکاری کنند. دومین رویکرد این است که در صورت بیم جان یا هر اتفاق دیگری شیعیان می‌توانستند با حکومت همکاری کنند و سومین رویکرد این‌که می‌توانند با حکومت همکاری کنند مشروط به آن‌که این همکاری به نفع امت باشد. تردیدی نیست که سومین رویکرد بیشترین طرفدار را در میان مردم داشت و ما می‌بینیم که شیعیان چقدر با حکومت‌های زمان خود همکاری داشتند.
 
وی ادامه داد: در این میان، زمان به قدرت رسیدن صفویه یک نقطه عطف برای تشیع بود؛ چراکه کاری کردند که در قریب به 700 سال پس از اسلام بی‌نظیر بود و به نام تشیع، حکومت تشکیل دادند. هرچند قبل از صفویه نیز قدرت‌های محلی پیدا می‌شد، اما صفویه یک قدرت رسمی تشکیل داد. شما نمی‌دانید که چقدر جمهوری اسلامی وامدار صفویه است و هرچقدر خیابان‌ها و کوچه‌ها را به نام صفویه‌ها بکنند باز در ادای دین به آنها کم است.
 
زیباکلام با بیان اینکه "صفویه توانست این ایده را که شیعه می‌تواند حکومت تشکیل دهد و پادشاه می‌تواند شیعه باشد، عملی کند"، گفت: ما در این زمینه نظریه حکومتی نداشتیم اما علمای جبل‌عامل، بحرین و غیره از سوی صفویه دعوت شده‌اند تا در این‌باره نظریه‌پردازی کنند. البته همه علما نیز صفویه را به رسمیت نشناخته‌اند. اما به طور طبیعی بسیاری از علما به آن نزدیک شده‌اند؛ چراکه دیگر با آنها برخورد غضبناک صورت نمی‌گرفت. صفویه در طی 200 سال توانست ایده حکومت شیعه را عینیت ببخشد.
 
وی با بیان این‌که "پس از سقوط صفویه، ستاره اقبال علما نیز درباره حکومت افول کرد"، اظهار کرد: حاکم بعدی یعنی نادر که مثل من بود و دین و ایمان درستی نداشت، نمی‌توانست علما را تحمل کند و حال و حوصله آنها را نداشت. زند هم پس از نادر چندان توجهی به دین و علما نشان نداد. البته نادر خواست یک کار تاریخی دیگر انجام دهد. او تلاش کرد تا اختلافی را که میان تشیع و اهل سنت وجود دارد، از بین ببرد و می‌خواست تشیع را مذهب پنجم اهل سنت کند. در واقع او اولین وحدت‌گرا و پان‌اسلامیسم بود و اگر زنده بود چه بسا تشیع و اهل سنت الان مثل کارد و پنیر نبودند. البته این ایده نادر نه از سر دیانت و برای خدا بلکه برای این بود که بتواند فتوحات خود را در شرق ادامه دهد.
 
به گزارش ایسنا، در ادامه مناظره، ذوالنور با اشاره به بخش‌هایی از صحبتهای زیباکلام، خطاب به وی گفت: آقای زیباکلام شما از طرفی می‌گویید در میان علمای شیعه نظری درباره حکومت وجود نداشته است و از سوی دیگر می‌گویید علما به حاکمان صفویه که حکومت تشکیل داده بودند، نزدیک‌تر شدند و ابراز تمایل می‌کردند. این سخن شما در واقع تایید این مساله است که در شیعه نیز نسبت به موضوع حکومت میان علما نظری وجود داشته است.
 
وی خطاب به زیباکلام افزود: شما می‌گویید در کتب اربعه (اصول کافی، التهذیب، الاستبصار، من لا یحضره الفقیه) صحبتی راجع به حکومت نشده است. اگر فهرست‌ها را نگاه کنید، این‌گونه است اما در محتوای همین کتاب‌ها درباره حکومت بحث شده است و همان‌طور که گفتم وقتی صحبت از روابط کارگزار و مردم، حاکم دینی، امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، ربا، سیستم مالی و قصاص و جزا صحبت می‌شود به همین معناست. همه اینها نیازمند متولی حکومتی است.
 
جانشین پیشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه تصریح کرد: البته اسلام برای شکل و قالب حکومت محدودیتی نگذاشته است؛ چراکه عنصر زمان و مکان را در این مورد موثر می‌داند. ولایت فقیه زمان صفویه ممکن بود شکلی داشته باشد و 200 سال دیگر ممکن است شکل دیگری به خود بگیرد. مهم، محتوا است که بدانیم به چه باید حکم شود؟ «بما انزل الله». کسی نمی‌تواند اختیار خود را تحت هر عنوانی قرارداد اجتماعی یا دموکراسی به دیگری واگذار کند.
 
وی ادامه داد: حکم، ازآن خدا و پس از او پیغمبر، پس از ایشان هم ازآن امام است و اگر امام نبود نوبت به ولی فقیه می‌رسد و این مبنای عقلی دارد. عقل حکم می‌کند که اگر 100 نبود، تا زمانی که 99 است به سراغ 98 نرویم.
 
زیباکلام صحبتهای خود درباره حکومت در عصر صفویه را ادامه داد و گفت: درست است که در عصر صفویه حکومت به نام تشیع تاسیس شد اما نه در راس آن ولی فقیه قرار داشت و نه اصراری از سوی علما بود که قدرت سیاسی داشته باشند. تفکیک دین از سیاست در همین زمان اتفاق افتاد؛ هرچند می‌گویند انگلیس، آمریکا یا ... پشت سر آن بود.
 
وی یادآور شد: علمایی چون صاحب جواهر و علامه مجلسی متولی شریعت و دین بودند و پادشاهان نیز متولی امر حکومت و هر دو یکدیگر را به رسمیت می‌شناختند. نه شاه سلطان حسین گفت برای امر دین به من مراجعه کنید، نه علامه مجلسی گفت که برای امر حکومت به من مراجعه کنید و در واقع یک همزیستی بین نهاد دین و حکومت به وجود آمد و به نوعی مثل اهل سنت شدند. البته طبیعی است که اگر شاهی متدین بود، به علما نزدیک می‌شد و اگر نه، از علما فاصله می‌گرفت. شاه سلطان حسین متدین بود و به علما نزدیک می‌شد اما شاه عباس مطلقا اجازه دخالت در امر حکومت را به علما نمی‌داد.
 
این استاد دانشگاه با بیان اینکه "در زمان صفویه دین و سیاست دو متولی جداگانه داشت"، گفت: این وضعیت از ابتدای قرن 19 که قاجار به قدرت رسید نیز وجود داشت. فتحعلی شاه متدین بود و نزدیک‌ترین افراد به او میرزای قمی و شیخ مرتضی انصاری بودند اما ناصرالدین شاه، تره هم برای علما خورد نمی‌کرد. تنها در عمل نبود که علما زعامت حوزه سیاسی را از سوی پادشاهان به رسمیت شناختند بلکه در حوزه نظری نیز میرزای قمی که فرد بزرگی در زمان خود بود، وقتی از ایشان در مورد حکومت شاه می‌پرسند، می‌گوید شاه شبیه جانشین خداست و اصل مرتبه شاهی بر اساس مشیت الهی بوده است.
 
زیباکلام گفت که "میرزای قمی آی‌کیوی بالایی داشت" که این جمله با خنده دانشجویان همراه بود.
 
وی ادامه داد: وقتی از میرزای قمی می‌پرسند آیا اگر پادشاهی ظالم باشد حکومت او را باید قبول کرد؟ می‌گوید بله اگر پادشاه متدین بود که مستحق پادشاهی بوده است، اگر نبود به شما دخالتی ندارد که علیه او قیام کنید. در دوران صفویه نه علما ادعای حکومت داشتند و نه پادشاهان می‌خواستند متولی دین باشند.
 
این استاد دانشگاه با بیان اینکه "مشروطه نقطه عطفی در رابطه دین و سیاست به وجود آورد و با خود مفاهیم جدیدی را وارد کرد"، ابراز عقیده کرد: اگر لعاب جمهوری اسلامی را بتراشیم، همان لیبرالیسم می‌شود. اصل تفکیک قوا را از کجا آورده‌اید؟ از قال‌الباقر یا قال‌الصادق؟ آزادی بیان، حاکمیت قانون، محدود شدن قدرت حکومت به قانون را از کجا گرفته‌ایم؟ یکسری علما و مراجع این نگاه جدید را گرفتند و حاکمیت قانون را پذیرفتند. اینها که از آسمان و ابرها گرفته نشده، از روسو، لاک و انقلاب فرانسه گرفته شده است. شیخ فضل‌الله درست می‌گفت. حرف او این بود که زیربنای اینها غربی است اما هیچ‌یک از اینها خلاف شرع نیست. نائینی، خراسانی، بهبهانی و مازندرانی نیز از این مسائل دفاع کردند؛ چراکه دیدند اینها چیزهای بدی نیست و خلاف شرع هم نیستند. اما نه بحث ولایت فقیه شد، نه بحث حکومت دینی.
 
زیباکلام اضافه کرد: اگر از آقای ذوالنور بپرسید که چرا تا به حال یک عالم دینی قیام نکرده و بگوید که احساس وظیفه کردم حکومت تشکیل دهم؟، پاسخ می‌دهد که شرایطش نبوده است. اگر عمل می‌شد، هورا می‌کشیدند و اگر نمی‌شد، می‌گفتند شرایطش نبوده است.
 
در ادامه این مناظره، ذوالنور خطاب به زیباکلام گفت: اینکه شما می‌گویید میرزای قمی گفته اگر حاکم ظالم است نباید علیه او قیام کرد؛ خودتان این حرف را قبول دارید یا تنها برای کمک به بحثتان از آن استفاده می‌کنید؟ اگر حکومت حق است که به طریق اولی نمی‌شود علیه آن قیام کرد و اگر حرف میرزای قمی را قبول دارید، امروز هم مسائلی که وجود دارد به شما مربوط نیست.
 
وی با بیان اینکه "صاحب جواهر تعبیر ولایت فقیه را به طور صریح دارد"، افزود: صاحب می‌گوید فقیهی که ولایت فقیه را انکار کند ذره‌ای از طعم فقاهت را نچشیده است. اسلام شکل حکومت را به زمان و مکان وابسته می‌داند اما بر محتوا تاکید می‌کند. امروز انتخابات بهترین راهی است که بشر به آن رسیده اما صرف دموکراسی و این‌که کسی که 18 سال دارد برای کسی که 17 سالش است تصمیم بگیرد، هیچ مبنای درستی ندارد و در واقع انتخابات و رجوع به رای اکثریت نه از نظر عقلی و عرفی بلکه از این نظر که خیرالموجودین است، مورد قبول واقع شده است و جمهوری اسلامی نیز فعلا از این دستاورد بشری استفاده می‌کند.
 
ذوالنور افزود: حاکمیت از دیدگاه شرعی بالا به پایین است و پس از خدا، پیغمبر و ائمه حکومت می‌کنند و پس از امام زمان (عج) نیز حکومت یا تنصیصی یا توصیفی است که شرایط حاکم اسلامی در واقع در ولی فقیه تجلی پیدا می‌کند.
 
نماینده پیشین ولی فقیه در سپاه با اشاره به برخی نظرات موجود درباره نقد نظریه ولایت فقیه، گفت: آقای محسن کدیور مقاله‌ای نوشت مبنی بر این‌که ولایت فقیه را هیچ‌یک از فقهای معاصر مطرح نکرده و تنها اختراع امام (ره) است. البته به پاس همین خدمات بود که کرسی تدریس در کانادا به ایشان داده شد. امام (ره) ولایت فقیه را اختراع نکرد اما دیدگاه ایشان سه تفاوت با بقیه داشت. تا قبل از تشکیل حکومت اسلامی، فقها تنها بر احکامی چون نماز و روزه تاکید داشتند، بنابراین احکام سیاسی زیر خروارها خاک مخفی شده بود اما امام (ره) آن را در سال 49 مطرح کرد. مساله دوم این بود که امام (ره) وجودش را برای از بین بردن طاغوت گذاشت و کار سوم ایشان این بود که در دوره‌ای که مکاتب و ایسم‌های مختلف وجود داشت جمهوری را به عنوان بهترین قالب برای محتوای اسلامی دانست و جمهوری اسلامی را تشکیل داد.
 
وی تاکید کرد: در طول تاریخ تشیع هیچ فقیهی نداریم که ولایت فقیه را رد کرده باشد بلکه تنها در میزان اختیارات ولی فقیه بحث شده است.
 
در ادامه، زیباکلام با بیان این‌که "من تنها مشاهده تاریخی را از زمان غیبت کبری تا کنون مطرح کرده‌ام"، خاطرنشان کرد: تا سال 58 و 59 هیچ‌یک از علما حرفی از تشکیل حکومت توسط ولی فقیه نزده بود. پاسخ آقای ذوالنور این است که شرایط فراهم نبوده است. چطور در این 11 قرن هیچ‌گاه شرایط فراهم نبوده است؟ علامه مجلسی خود تاج را بر سر سلطان حسین گذاشت.
 
این استاد دانشگاه افزود: زمانی که نظریه ولایت فقیه مطرح شد، بسیاری اعتراض کردند و گفتند ولی فقیه چیست؟ مردم دلشان بخواهد ذوالنور را انتخاب می‌کنند یا کس دیگری را. اما کسانی چون مرحوم بهشتی و مرحوم منتظری این مساله را توضیح دادند و در روزنامه‌ها سخنرانی‌ها و مقاله‌هایی در این‌باره چاپ شد.
 
زیباکلام خطاب به دانشجویان گفت: چرا هیچ‌کدام از شما دانشجویان داوطلب نمی‌شوید تا آن‌چه درباره ولایت فقیه در سال‌های 58 و 59 گفته می‌شد جمع‌آوری کنید و ببینید ولایت فقیه به چه معنا بوده است تا با آنچه امروز گفته می‌شود کنار هم بگذارید؟ اگر آنچه آنها می‌گفتند درست باشد، آنچه امروز گفته می‌شود، زیر سوال می‌رود و اگر آنچه امروز گفته می‌شود درست است، حرف‌های سال‌های 58 و 59 زیر سوال می‌رود. آنقدر بین این دو قرائت شکاف وجود دارد که نمی‌تواند هر دو درست باشد.
 
وی ادامه داد: اگر آنچه در سال 58 درباره ولایت فقیه گفته می‌شد با آنچه امروز گفته می‌شود مبنای یکسانی داشت، نباید این‌قدر دچار اعوجاج می‌شد. زمانی که قانون اساسی را تدوین کردند و خدمت امام (ره) بردند، امام فرمودند مبارک است و چند تغییر کوچک در آن دادند و گفتند که مراجع دیگر نیز آن را بخوانند. قرار شد این قانون به رفراندوم گذاشته شود اما مشکلاتی به وجود آمد و در نتیجه تنها در مجلس خبرگان مورد بررسی قرار گرفت. در چیزی که امام (ره) تایید کرده بود و آنچه که بعدها در مجلس خبرگان به تصویب رسید، تنها مساله‌ای که وجود نداشت، ولایت فقیه بود.
 
زیباکلام تصریح کرد: امام قبل از انقلاب گفته بود ما نمی‌خواهیم حکومت کنیم، پس چگونه این حرف را که امروز شما می‌گویید شأن وقوع این انقلاب، ولایت فقیه بوده است، قبول کنم؟ آقای ذوالنور شما اگر تاریخ را بررسی کنید، برای جا انداختن نظریه ولایت فقیه با تاریخ مشکل پیدا خواهید کرد.
 
ذوالنور نیز به زیباکلام این‌طور پاسخ داد: اینکه شما می‌گویید بزرگانی که در سال 59 درباره ولایت فقیه صحبت کرده‌اند با آنچه در 91 وجود دارد متفاوت است، مصداق بیاورید. شما در سه مناظره تاکنون مطرح کرده‌اید که قانون اساسی مورد تایید امام (ره) با آنچه در مجلس خبرگان به تصویب رسید، تفاوت داشت. من به آرشیو مجلس خبرگان رفتم و چنین چیزی ندیدم. امام (ره) از سال 48 داد ولایت فقیه می‌زد.
 
وی خطاب به زیباکلام افزود: آنچه شما می‌گویید، نه با سیره امام (ره) و نه با گذشته نظری ایشان تطابق ندارد. ایشان بارها تاکید کرده‌اند که پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد. داستان شما داستان آن مردی است که میخ افسار اسب خود را بر زمین زد و گفت این‌جا وسط کره زمین است و اگر باور ندارید متر کنید. پیش‌بینی من این است که شما در مناظرات بعدی نیز این مساله را مطرح خواهید کرد.
 
به گزارش ایسنا، در ادامه این مناظره، دانشجویان پرسش‌های خود را از دو مناظره‌کننده مطرح کردند و ذوالنور در برابر این پرسش که "برتری حکومت دینی نسبت به حکومت‌های دیگر چیست؟" پاسخ داد: ما نمی‌گوییم آن‌چه امروز داریم بی‌نقص است. پنج مرحله برای برقراری حکومت اسلامی در نظر گرفته شده است؛ اولین آنها انقلاب اسلامی، بعد تاسیس نظام اسلامی، پس از آن تاسیس دولت اسلامی، بعد جامعه اسلامی و در پایان حکومت جهانی اسلامی است.
 
وی افزود: ما در مرحله تشکیل دولت اسلامی فعلا درجا می‌زنیم و کسی نمی‌تواند ادعا کند که دولت اسلامی محقق شده است اما این به معنای مشکل داشتن مبنای نظری حکومت دینی نیست بلکه همه این مشکلات پای اجرا است. البته به طور کلی فلش حرکت به آن سمت است.
 
زیباکلام نیز در پاسخ به اعتراض یکی از دانشجویان که خطاب وی گفت "شما بهتر است بیشتر درباره اسلام مطالعه کنید. کسانی که با ولایت فقیه مخالفت کردند به سرنوشت بنی‌صدر و دیگر فراریانی که مردم آنها را بیرون کردند، دچار شدند"، گفت: من توصیه شما را درباره مطالعه بیشتر قبول می‌کنم و در مورد بخش دوم صحبت‌های شما که گفتید خیلی‌ها که با ولایت فقیه مخالفت کردند بدبخت و در به در شدند، باید بگویم خیلی‌ها هم موافق ولایت فقیه بودند که بدبخت و در به در شدند. (خنده دانشجویان)
 
این استاد دانشگاه در پاسخ به پرسشی درباره روایتش از دوران صفویه نیز اظهار کرد: این‌که پادشاهان زمان صفویه یا دیگر پادشاهان از جایگاه مذهب سوءاستفاده می‌کردند، باید بگویم که متاسفانه این‌گونه نبوده است. امروز چون مجبوریم بگوییم پادشاهان ظالم بودند، نمی‌خواهیم این را قبول کنیم که بسیاری از پادشاهان ما فوق‌العاده دیندار بودند. شما نمی‌توانید دیندارتر از آغا محمدخان و فتحعلی شاه پیدا کنید. درست است که برخی برای یارگیری یا تثبیت موقعیت خود به سراغ مذهب می‌رفتند، مانند رضاخان که در این زمینه بسیار تلاش کرد و موفق هم شد، اما آیا رضاخان به آنچه می‌کرد اعتقاد داشت؟ فکر نمی‌کنم. رضاخان زمانی بزرگ‌ترین دسته عزاداری را توسط قزاق‌ها تشکیل داد و خود پیشاپیش آنها با پای برهنه سینه می‌زد و فریاد می‌زدند "اگر در کربلا قزاق بودی، حسین بی‌یاور و تنها نبودی". اما او پس از آن‌که به قدرت رسید حتی اجازه تشکیل مراسم سینه‌زنی هم نداد.
 
وی افزود: در مورد آغا محمدخان و فتحعلی شاه، من نمی‌توانم قبول کنم که آنها تظاهر می‌کردند؛ چراکه تظاهر زمانی است که شما در ضعف باشید و نه در اوج قدرت. آغا محمدخان زمانی که از ضرب شمشیرش دنیا به وحشت افتاده بود، قبر عمو و پدرش را نبش و آنها را در کربلا دفن کرد. مادرش را نیز برای دفن به کربلا برد. اینها اتفاق افتاده اما برای شما سنگین است که قبول کنید.
 
در ادامه، ذوالنور در پاسخ به پرسش یکی از دانشجویان مبنی بر این‌که فکر می‌کنید امروز چقدر از مردم طرفدار نظام باشند؟ گفت: نمی‌دانم. من غیب‌گو نیستم. مردم مطمئنا نارضایتی‌هایی دارند اما در عرصه‌های مختلف در بحران‌ها و تظاهرات و راهپیمایی‌ها خود را نشان داده‌اند و معتقدم اگر رفراندوم شود رای به نظام اسلامی کمتر از رای اولیه یعنی 98.5 درصد نخواهد بود.
 
وی در واکنش به خنده برخی دانشجویان که در برابر صحبتهای وی صورت گرفته بود، خطاب به آنها اظهار کرد: شما می‌خندید اما همان کسانی که در مراسم عزاداری بزرگداشت امام (ره) و تشییع شهدا حضور پیدا می‌کنند از این نظام دفاع خواهند کرد و اگر جنگی رخ دهد نسل جوانی که وارد می‌شود مطمئنا کمتر از گذشته نخواهد بود.
 
زیباکلام نیز در پاسخ به همین پرسش گفت: به نظرم بحث بر سر این نیست که از این نظام حمایت می‌شود یا نه. من نگاه کاربردی به این موضوع دارم. انتخابات به معنای رای دادن به عملکرد یک حکومت است. به طور مثال در فرانسه 80 درصد در انتخابات شرکت کردند و 51 درصد به سوسیالیست‌ها رای دادند و محافظه‌کاران را کنار گذاشتند.
 
وی ادامه داد: در جامعه خودم وقتی بررسی می‌کنم، می‌بینم تفکری به نام اصولگرایی هفت سال پیش قدرت را به صورت دموکراتیک در یک انتخابات به دست گرفت اما وقتی عملکرد آنان را در عرصه اقتصادی، سیاسی و بین‌الملل می‌بینیم، باز شاهدیم که این گروه در انتخابات مجلس نیز قدرت را به دست می‌گیرد. چند ماه دیگر نیز انتخابات ریاست جمهوری است و به احتمال زیاد باز آنها قدرت را در دست خواهند داشت. به نظرم برخی مسایل با آن‌چه آنها در این هفت سال داشتند، مطابقت ندارد و اگر حداقل دموکراسی وجود داشت گروهی که عملکردشان این‌گونه است نباید به مجلس راه پیدا می‌کردند.
 
ذوالنور نیز در واکنش به سخنان زیباکلام گفت: عملکرد آقای احمدی‌نژاد را نباید به پای کلیت اصولگرایان نوشت. آقای احمدی‌نژاد را پس از سال 88 دارای تغییرات جدی می‌دانیم و ایشان چندان به حرف کسی عمل نمی‌کند. جریان اصولگرا امروز حاکم نیست که بگوییم عملکردی که می‌بینیم پای اصولگرایان است. آن‌چه در دولت اتفاق می‌افتد عملکرد جریان اصولگرا نیست؛ هرچند ممکن است آنان مدعی اصولگرایی باشند.
 
وی با بیان اینکه "با فرض اینکه اصولگرایان بد عمل کرده باشند، به معنای این نیست که جامعه می‌گوید اصلاح‌طلبان خوبند"، افزود: اصلاحات در کشور امروز همچون بدن بی‌سر است. کمیته‌ای با محوریت سعید حجاریان شش ماه پیش تشکیل شد و به سه راهکار رسیدند؛ اول تحریم انتخابات که اکثر عقلای اصلاح‌طلب آن را رد کردند؛ دوم، گرفتن قدرت توسط خودشان که البته می‌دانند با پرونده‌ای که در سال 88 برای خود درست کردند مردم به آنها اقبال نخواهند داشت و سوم این‌که اگر نتوانستند پررنگ وارد شوند ببینند که کدام‌یک از اصولگرایان به آنان نزدیکترند.
 
در ادامه، زیباکلام در برابر این پرسش که "چون تاکنون حکومت دینی تشکیل نشده است، آیا می‌توان گفت که حکومت دینی حق نیست؟"، پاسخ داد: بحث من بر سر این بود که لزوم تشکیل حکومت، قید نشده است و اساسا تشکیل حکومت از طرف مومنان به عنوان تکلیف دینی خواسته نشده است و جز ابراهیم و سلیمان هیچ‌یک از پیامبران داعیه حکومت نداشتند. من از جنبه نظری بحث نمی‌کنم و اصلا در مرتبه‌ای نیستم که بگویم حکومت دینی حق است یا نه، اما ولایت فقیه نه توسط علمای اقدم مطرح نشده نه توسط علمای جدید. نه خویی، نه گلپایگانی و نه آقای سیستانی هیچ‌یک نگفتند که حکومت باید ازآن ولی فقیه باشد. معتقدم مشکل ما بحث نظری نیست بلکه بحث عملی است.
 
وی اضافه کرد: اینکه آقای ذوالنور می‌گویند عملکرد آقای احمدی‌نژاد را نباید به پای اصولگرایان نوشت، درست نیست. شرایط امروز فقط از آقای احمدی‌نژاد نبوده است. قوه قضاییه، قوه مقننه، ائمه جمعه، سپاه، صدا و سیما، کیهان و غیره مگر اصولگرا نیستند؟ دلار هزار تومانی سال 84 که امروز چهار هزار تومان شده است، مجلس اصولگرا در مقابل آن چه کرد؟ قوه قضاییه چه اقدامی انجام داد؟ همه مشکلات را با بغل پا برای احمدی‌نژاد سانتر نکنید تا از زیر مشکلات شانه خالی کنید. تا اردیبهشت 90 احمدی‌نژاد را بالای سر گذاشته بودید و حلوا حلوا می‌کردید. اگر هر مجموعه‌ای عملکردش مثل اصولگرایان بود، محال بود مردم دوباره انتخابش کنند.
 
در این هنگام ذوالنور در واکنش به سخنان زیباکلام گفت: اینها چه ربطی به موضوع مناظره ما دارد؟
 
زیباکلام گفت: مگر خاتمی یا موضوع نحوه حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات موضوع بحث ما بود که شما مطرح کردید؟
 
ذوالنور اظهار کرد: این‌که می‌گویید آقای خویی مخالف بود، ایشان در پاسخ به پرسشی مبنی بر این‌که از بین فقیه و غیرفقیه چه کسی بهتر است حکومت کند پاسخ می‌دهند فقیه. آیت‌الله گلپایگانی در پاسخ به پرسشی درباره اختیارات ولی فقیه گفته بودند که اگر امام (ره) دستور دهند که عبای مرا در سر کرسی درس بردارند و بفروشند و خرج جنگ کنند اختیار ایشان بیش از اینهاست. آقای زیباکلام، نمی‌شود کلی بگویید که علما قبول نداشتند.
 
وی در ادامه در پاسخ به پرسشی درباره وظیفه شورای نگهبان و این‌که "از زمان انقلاب با وجود شورای نگهبان پس از انتخاب روسای جمهور می‌بینیم که بنی‌صدر منافق، موسوی فتنه‌گر، هاشمی نزدیک به فتنه، خاتمی از سران فتنه و احمدی‌نژاد جریان انحرافی می‌شود؛ بهتر نیست شورای نگهبان تعطیل شود؟" پاسخ داد: نمی‌شود از دم همه را بکوبیم. هرکسی قوت و ضعفی دارد. بنی‌صدر، ملی مذهبی‌ها، خاتمی، هاشمی و احمدی‌نژاد نیز هریک قوت و ضعفی داشتند اما تا آدم‌ها املا ننویسند غلطشان معلوم نمی‌شود.
 
جانشین پیشین نماینده ولی فقیه در سپاه اضافه کرد: هیچ تضمینی وجود ندارد که رییس‌جمهور بعدی بهتر از خاتمی و احمدی‌نژاد باشد.
 
ذوالنور همچنین در پاسخ به این پرسش که "اگر حاکم اسلامی مورد رضایت مردم نباشد چکار می‌کند؟" گفت: آقای هاشمی مطلبی در این مورد در زمان فتنه داشتند و حدیثی ذکر کردند که «پیغمبر به علی (ع) گفت اگر مردم تو را نخواستند آنان را رها کن و خودت را به آنان تحمیل نکن». من به ایشان پاسخ دادم که این مساله در اصل تشکیل حکومت است، نه آن‌که ولایت به دستش باشد و هرکه پرچم مخالفت علیه او بلند کرد کنار برود.
 
وی با بیان اینکه "ولی امر مسلمین باید ولایتش را حفظ کند"، افزود: مردم اگر خواستند، ولایت او اجرایی می‌شود و اگر نه، خانه‌نشین خواهد شد. به ایشان گفتم آیا علی (ع) فرمایش پیامبر را فهمید یا نه؟ که حتما این‌گونه بوده است. در ضمن، آیا علی (ع) تعهد دارد که فرمان پیامبر را اجرا کند؟ و سوم این‌که اگر این‌گونه بوده است، پس چرا علی (ع) سه جنگ با قاسطین و مارقین و خوارج را پذیرفت؟

 
خبر صفارهرندی از طراحی آشوب در انتخابات92
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠ : توسط : حسینی

 مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: نقش رهبر معظم انقلاب به عنوان ولی فقیه در حفظ انسجام ملی بسیار روشن و حساس است اما درک رابطه معنوی بین ایشان و مردم برای دشمنان نظام اسلامی قابل درک نیست.

به گزارش مهر ، محمد حسین صفار هرندی امروز در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز با بیان این مطلب گفت: بر همین اساس استقبال پر شور مردم از رهبر معظم انقلاب در خراسان شمالی برای دشمنان مایوس کننده بود و آنها انتظار چنین استقبالی ان نداشتند.
 
 
وی با اشاره به برنامه ریزی های صورت گرفته از سوی دشمنان برای ایجاد نفاق بین مردم و مسئولان نظام اظهار داشت: در حال حاضر باید توجه داشت که توسل آنها به ابزارهای مختلف برای تحت فشار گذاشتن ملت ایران نتیجه ای نداشته و مردم نیز باید در برابر این توطئه ها هوشیار و آماده باشند.
 
 
صفارهرندی با اشاره به موفقیت های بدست آمده مجامع علمی کشور در زمینه تولید مقالات علمی در جهان گفت: خوشبختانه با این رویکرد اهداف جمهوری اسلامی ایران در سند چشم انداز ایران 1404 در زمینه فناوری نانو محقق شده و این شور و نشاط علمی کلید ایران در جهان و عاملی برای بالا رفتن وزن ایران بین سایر کشورهاست.
 
 
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی با تاکید بر اینکه تحریم ها علیه برنامه هسته ای یک بهانه بیش نیست تصریح کرد: این تحریم ها قبل از این نیز بوده و بار اولمان نیست که با آنها مواجه می شویم.
 
 
صفارهرندی ادامه داد: هم اکنون برنامه دشمن این است تا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری به ایجاد آشوب در داخل کشور بپردازد اما وفاق ملی ایرانیان به برکت خون شهدا مانع از این امر خواهد شد.

 
متن کامل سخنان پناهیان در سومین سالگرد شهید شوشتری + صوت و عکس
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠ : توسط : حسینی
50 درصد بحران فتنه 88، فرانسه را زیر و رو می‎کرد/
زمزمه فروپاشی آمریکا و استقلال طلبی ایالت‌هایش به گوش می‌رسد

گروه استان‌ها – خرسان رضوی:سه سال پیش خبر شهادت مردی از دیار خراسان داغ بزرگی را بر دل ملت شهیدپرور ایران گذاشت و امروز تنها چند ورقی از خاطرات و رشادت‌های او برای ما باقی مانده است تا مسیرمان را گم نکنیم.

 

 راه دوری نیست، همین کوچه پس کوچه شهر امام رضا(علیه‌السلام) است، راه دوری نیست همین حرم امام رضا(علیه‌السلام) است و خادمی کنار درب ورودی صحن انقلاب که نامش نورعلی است و با دنیایی از فضایل انسانی. بله همان نورعلی شوشتری خودمان که هر رزمنده و فرمانده‌ای او را می‌شناسند و با خاطرات شیرین و درس‌آموز او زندگی می‌کنند.

 او که برگ زرینی از سند افتخارات خود در هشت سال دفاع مقدس داشت، با تدبیر و اتکاء به خداوند و اهل بیت(علیهم‌السلام) به دل دشمن حمله می‌کرد و پیروزی‌های غیورآفرینی را برای کشورمان رقم می‌زد.

 شهید شوشتری از خون‌دل خورده‌ها و ریش سفیدان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی محسوب می‌شد که آخرین تدبیر فرماندهی خود را وحدت بین شیعه و سنی دانست و توانست خود و همرزمانش را ملقب به وصف شهدای وحدت کند.

 

 

مهر 88 سردار وحدت و سازندگی شهید نورعلی شوشتری به دست مزدوران استکبار در استان سیستان و بلوچستان  به شهادت رسید؛ از آن روز سه سال می گذرد و ظهر جمعه ای که گذشت سومین سالگرد این شهید با حضور جمعیت عظیم از مردم در محل منزل این شهید برگزار شد، شهیدی که امام (ره) بعد از فرماندهی موفق عملیات مرصاد درباره وی فرمودند: «در این دنیا که نمی توانم کاری بکنم. اگر آبرویی داشته باشم در آن دنیا قطعاً شما را شفاعت خواهم کرد.»

در این مراسم حجت الاسلام و المسلمین علی رضا پناهیان، به ایراد سخن پرداخت.  متن کامل این سخنرانی همراه با فایل صوتی آن در ادامه  آمده است:

 

 

 

 

دانلود

گاهی خدا برنامه‌ریزی‌های خوب ما را هم به هم می‌زند

 

 

ما برای رسیدن به اهدافمان معمولا به شیوه‎های مختلف برنامه‎ریزی می‎کنیم، این شیوه‎ها در طول زمان، تغییر و تحول و تکامل پیدا می‎کنند. بسیاری از دانشگاه‎ها مأموریت‎شان این است که این شیوه‎ها را بهبود ببخشند و دانشی را تولید کنند که این دانش بتواند شیوه‎های ما را اصلاح کند؛ برای این که کسی پولدار شود باید چه کارکند؟ برای این که کسی زیر دستان خودش را در مدرسه تربیت کند، یا آموزش دهد، چه کار کند؟ یک مؤسسه می‎گوید من بهتر زبان خارجه آموزش می‎دهم؛ یک کسی می گوید نه، من به یک شیوه دیگری، به شیوه‎ای که که زبان مادری را آموختی به آن شیوه برنامه‌ریزی می‎کنم تا بتوانی زبان را خوب یاد بگیری؛ بالاخره روش‎های رسیدن به انواع هدف‎ها متفاوت است.

گاهی در علوم تربیتی بحث می‎شود، گاهی در علوم اجتماعی، گاهی در علم اقتصاد و گاهی در مدیریت؛ شاید همه این‎ها به نوعی مدیریت کردن باشد، مربی بودن و معلم بودن هم یک نوع مدیریت کلاس است، ما هم زندگی‎های خودمان را مدیریت می‎کنیم که چطور به اهداف خوب خودمان برسیم، همه هم معمولا اهداف خوبی را در نظر می‎گیرند.

آدم‎های خوب معمولا اهداف خوبی دارند، این اهداف ممکن است از نظر خوبی شدت و ضعف داشته باشند، ولی مسأله اصلی، شیوه برنامه‎ریزی است و از آن طرف خداوند متعال چون «لاجبر و لا تفویض بل امر بین الامرین» کارهای ما دستش است؛ ما گاهی از اوقات برنامه‎ریزی می‎کنیم، طبق برنامه‎ریزی باید فردا به این هدف می‎رسیدیم اما خداوند متعال ما را پس فردا به هدف می‎رساند. ما برنامه‌ریزی می‎کنیم و طبق برنامه‌ریزی باید پس فردا به هدف می‎رسیدیم، خدا می‎آورد نزدیک و فردا به این هدف می‎رسیم. ما برنامه‌ریزی می‎کنیم که به یک هدفی برسیم، خدا اصلا برنامه ما را به هم می‎زند و ما به آن هدف نمی‎رسیم، بعد ما را به یک هدف دیگر می‎رساند. بالاخره خدا برنامه‌های بنده‌هایش را به هم می‌ریزد؛ هیچ وقت هم دنیا را دست هیچ کس نداده است؛ نه صهیونیست‎ها کنترل عالم دستشان است، نه قدرت‎های استکباری، نه قدما نه متأخرین، نه متدینین، نه ملحدین نه منافقین، هیچ کدام کار دستشان نیست، نه خوبان همه امور تحت کنترل‌شان است و با برنامه آنها کار پیش می‎رود و به نتیجه می‎رسد نه بدها؛ بارها خداوند متعال این را در قرآن کریم بیان کرده؛ حالا یک قواعد کلی هم هست که به آن قواعد کلی اشاره می‎کنم، یک نمونه‎اش همین است که می‎فرماید «الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِیلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ»

کسانی که کافر می‎شوند و معاند هستند، مانع سر راه رسیدن به خدا ایجاد می‎کنند، فقط کفر خودشان نیست و دیگران را هم می‎خواهند به کفر بکشند. خدا اعمال‎شان را تباه می‌کند و به نتیجه نمی‎رسند، کارشان ثمر ندارد، حالا هرکار دل‎شان می خواهد انجام دهند، و این خیلی عجیب است.

 

 

سه معضل اصلی امروز آمریکا

یکی از معجزات قرآن همین قاعده است، اگر بخواهم یک نمونه‎اش را برای شما عرض کنم، مثلا کشوری مثل آمریکا آیا خودش می‎خواست و علاقه‎مند بود اقتصادش دچار این مشکل شود، بله؟ خیر. آیا علاقه‎مند بود اعتبار جهانی‎اش کاسته شود؟ نه! آیا علاقه‎مند بود که نفوذ سیاسی‎اش در جهان کاهش پیدا کند، خیر!

اعتبار اجتماعی حاکمیت آمریکا در کشور خودش کاهش پیدا کرد. شاید دو سال پیش این حرف را می زدی به عنوان خیال پردازی دستگیرت می کردند که می گفتی مردم آمریکا می‎خواهند به عنوان جنبش والستریت 99 درصد علیه یک درصد قیام کنند، می خندیدند؛ ولی شما این را به عینه می‎بینید و آنها با مشکلات عدیده‎ای دارند، کنترل می‎کنند.

همین سه مورد اعتبار اجتماعی در داخل، نفوذ سیاسی در جهان و این مشکل اقتصادی؛ آیا آمریکا می‎خواست به اینجا برسد؟ معلوم است که نه؛ 30 سال پیش تا الآن در هر سه موضوع، آمریکا اعتبارش کاهش پیدا کرده است، آن وقت ما در نقطه مقابل آمریکا، نسبت به 30 سال پیش نفوذ سیاسی ما در جهان چقدر افزایش پیدا کرده است؟ اعتبار اجتماعی داخلی‎مان چقدر افزایش پیدا کرده که توانستیم بحران‎های عظیمی را به سادگی پشت سر بگذاریم که 50 درصد بحران 88 اگر در فرانسه اتفاق افتاده بود، فرانسه زیر و رو می‎شد.

آنها 9 دی که ندارند، فقط 10 دی دارند و 8 دی! آیا ما در 30 سال پیش، پیش‎بینی می کردیم به اینجا برسیم؟ خوش بین‎ترین افراد هم پیش‎بینی نمی‎کردند، به هیچ وجه؛ ولی ما به اینجا رسیدیم، آنها به اینجا رسیدند.

 

 

30 سال است که شاخصه رشد آمریکا رو به افول است

معادله، معادله خیلی عجیبی است؛ بگذارید من از این معادله یک نتیجه گیری کنم و بعد بحث خودم را در مدیریت زندگی و مدیریت جهان که کار دست کیست، ادامه دهم.

اگر شما جرأت کردید خارج از مجلس این شهید - که مجلس شهید بصیرت می آورد - این حرف را به هر فردی که خواستید بزنید. 30 سال است شاخصه‌های رشد آمریکا نشان داده که نه تنها رشدش متوقف شده، بلکه افول کرده است! در کلیدی‎ترین شاخصکندهایش سه نمونه‎اش را گفتم، نفوذ سیاسی بین المللی، اعتبار اجتماعی داخلی و وضعیت اقتصادی.

30 سال است که ما رشد کردیم، او به اضافه غارت همه کشورهای جهان سقوط کرده، ما یک کشور را هم در جهان غارت نکردیم، یک روستای لب مرز عراق و افغانستان را هم نگرفتیم که بگوییم آقا پول کشاورزی‎تان مال ما، چه برسد به نفت! مدیریت در ایران بهتر است یا آمریکا؟ شما از این جلسه بیرون برو به احمق‎ها بگو مدیریت در ایران بهتر از آمریکاست، اگر قبول کردند! چون احمق هستند دیگر؛ احمق به خودش زحمت فکر کردن نمی‎دهد، کسی که احمق باشد که نمی‎توان به آن چیزی حالی کرد، یعنی مدیریت در کشورما قوی تر از آمریکاست؟ خب بله دیگر.

 

 

با یک محاسبه ساده می‌گویند که مدیریت جهان در 30سال بعد با ایران است

بعضی‎ها بچه هستند، این بچه‎ها فقط نوک دماغ‌شان را می‎بینند. به او بگو این شکلاتی که الآن می‎خواهی، نخواه، من دو هفته دیگر، یک دوچرخه برایت می‎خرم؛ اصلا دو هفته نمی‎فهمد که چیست چه اینکه از دوچرخه صحبت کنی! بگو بنز! می‌گوید من الان شکلات می‎خواهم. نمی‎توانند زمان را در نظر بگیرند، برخی‌ها مشکلات الآن را می‎بیینند، نمی‎توانند روند رشد 30 ساله ما را نگاه کنند. هر بیننده‎ای که احمق نباشد اگر یهودی باشد، زرتشتی باشد، هرچه باشد، وقتی به این رشد 30 ساله نگاه می‎کند، می‎گوید اینها 30 سال دیگر همه جهان را گرفته‎اند، اصلا همه جهان زیر نظر آنها نخست وزیر و رییس جمهورهای‌شان را عوض می‎کنند. هر آدمی که فقط احمق نباشد، یک محاسبه ساده کند.

نفوذ ما الآن در کشورهای منطقه چقدر است؟ تازه ما دخالت نمی‎کنیم، می‎دانید که ما سیرترشی هفت ساله انداختیم، ما هنوز نخواستیم که از نفوذ بین‎المللی‎مان استفاده کنیم، درحد تأمین منافع خودمان داریم استفاده می‎کنیم، دخالت‌های‌مان را شروع نکردیم، ما البته اگر دخالت کنیم، درست دخالت خواهیم کرد، نه مثل آمریکایی‎ها ظالمانه دخالت کنیم.

 

 

در تمام زمینه‌ها جلوتر از کشورهای جهانیم

من نمی‎خواهم حرف دینی باشما بزنم و بگویم پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌وعلیه‌وآله فرمودند که ایرانی‎ها اکثر فرمانده‎هان پای رکاب حضرت هستند و اکثر فرمانده‌هان عالم را تشکیل می‎دهند، نمی خواهم از روایت استفاده کنم و بگویم علم به ثریا برسد، فقط ایرانی جماعت دستش به آن خواهد رسید، این را رسول خدا‎ صلی‌الله‌وعلیه‌وآله فرموده‌اند. می‎خواهم یک محاسبه عادی کنم، 30 سال پیش تا الآن کجا بودیم، الآن کجا هستیم؟ محاسبه کن! طبق همین محاسبه، 30 سال آینده کجا خواهیم بود؟ رشد تصاعدی ما را در این نمودار حساب کن، نه این که مشکل نداریم، نه این که کشور ما صد درصد اسلامی است، نه نه، به هیچ وجه! ما به سوی کشوری اسلامی داریم حرکت می‎کنیم، برای اسلامی شدن به معنای تمام و کمال خیلی ضعف داریم، یکی از نقطه ضعف‎های‌مان همین حماقت‌ها است که بین ماها وجود دارد. این‎که نمی‎فهمیم که ما 30 سال جلوتر از همه کشورهای جهانیم در همه زمینه‎ها!

هر کشوری از نظر علمی در آمریکا و در اروپا رشد کرده باشد، همه جهان آمارها گفتند 13 برابر الی 16 برابر رشدش کمتر از ماست. من می‎خواهم به شما بگویم، شما یقین داشته باشید ما 20 برابر آنها جلوتر هستیم، چرا؟ چه کسی نمی‌داند که رشد علمی آمریکا محصول دزدی مغزها از کشورهای جهان سوم است؟ ولی آیا ما با دانشمندان افغانی و عراقی و آذربایجانی و شوروی و جنوب کشور و خلیج فارس و این ور و آن ور تا اینجا رشد کردیم؟ ما با خودمان رشد کردیم ولی آنها اگر رشد کردند با مغزهایی که دزدیدند رشد کردند، حالا 30 سال بعد جریانات چه شکلی خواهد شد؟ 

من دارم بحث سیاسی می‎کنم یا بحث دینی رفقا؟ بله؛ من بحث دینی می‎کنم، چون دین به عقل دعوت کرده، عقل اینها را می‎گوید، اصلا شما یهودی باش نعوذبالله، اما یهودی باش کجای این استدلال‎ها به باور غیبی متصل است که بگوید من پیغمبر شما را قبول ندارم؟! بابا پیغمبر را نمی‎خواهد قبول داشته باشی، اصلا هیچ چیز را قبول نداشته باش، آمریکا سقوط کرده در 30 سال یا نه؟ غارت کرده و سقوط کرده؛ ما رشد کردیم یا نه؟ این را همه جهان دارند می‎گویند؛ جهان را غارت نکردیم و رشد کردیم؛ می فهمید معنایش چیست؟ پس مدیریت اینجا قوی‎تر است، همین روند ادامه پیدا کند، در سال‎های آینده چه خواهد شد؟ ما چه خواهیم شد، آمریکا چه خواهد شد؟ در سال‎های آینده اثری از کشور آمریکا باقی نخواهد ماند.

 

 

مشکل اصلی آمریکا فروپاشی است/ زمزمه اعلام استقلال ایالت‌های آمریکا به گوش می‌رسد

می‌دانید الان مشکل آنها چیست؟مشکل‎شان فروپاشی آمریکاست، زمزمه اعلام استقلال ایالت‎ها به گوش می‌رسد. این زمزمه یک دفعه محقق می شود، جلوی چشمهای شما! مثل شوروی که یک دفعه و یک شبه منحل شد. عملیات فروپاشی انجام نمی‎گیرد، انجام نمی‎گیرد، تا یک دفعه می‎گیرد و تمام می‎کند و می‎رود و هرکسی باید زود خودش را جمع کند تا می‎تواند از آن یکی بگیرد و ببرد؛ فرسایشی نخواهد بود.

یک نمونه مثال زدم که کار دست استکبار جهانی نیست، کار دست ما هم نیست، خرمشهر را خدا آزاد کرد، کار دست ما هم نیست؛ حضرت امام فرمود از اول دست خدا همراه این انقلاب بوده، مقام معظم رهبری هم در اولین سخنرانی بعد از ولایت‎شان فرمودند که حضرت امام همیشه می‎فرمودند کار را کس دیگری دارد اداره می‎کند. امام اگر از بین ما رفت خدای امام هست، که دست او بر سر ماست و یک عباراتی شبیه این؛ یک دفعه مردم شعار دادند «دست خدا برسرماست خامنه‎ای رهبر ماست» شعار آنجا از دل مردم جوشید؛ همان خدا هست و کارش را می‎کند؛ الآن از خود آقا از خود امام بپرسید که شما کار را مدیریت کردید، متواضعانه خواهند فرمود نه کار خدا بوده است.

 

 

خاطره‌ای که مرحوم بهاءالدینی از امام نقل می‌کرد

آقای بهاءالدینی رضوان خدا بر او باد، آن عارف جلیل‎القدر همان اولی که امام به ایران آمده بودند از ایشان پرسیده بودند که می‎دانی چه خطراتی سر راه انقلاب است؟  امام به آقای بهاءالدینی فرموده بودند آقای بهاءالدینی کار دست من نیست.  آقای بهاءالدینی بارها این خاطره را نقل کردند، تمام نزدیکان ایشان این خاطره را می‎دانند، چون برای همه گفتند، آقای بهاءالدینی بعد فرمودند بعد از این که امام فرمود کار دست کس دیگری دارد اداره می‎شود، من خیالم از انقلاب راحت شد.

آقا کار اگر دست کس دیگر است، ما هیچ کاری نکنیم، ما که نگفتیم همه‌اش دست کس دیگری است، حداقل بگو 50 – 50 دیگر! تا معامله جوش بخورد و مشتری شویم، "لاجبر ولا تفویض بل امر بین الامرین، ما برنامه‌ریزی می‎کنیم، خدا برنامه برنامه‌ریزی می‎کند، خدا برنامه‌ریزی‎های ما را به هم می‎زند، برنامه‎های خودش را اجرا می‎کند، ما را به نتیجه بعضی از برنامه‎های‎مان می‎رساند، به نتیجه بعضی از برنامه‎ها‎ی‎مان هم نمی‎رساند، این مقدمه کلام بنده است.

این بحثی که کردیم یک بحث کلیدی است، این روایت از امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام را حتما شنیدید که می‎فرماید « عَرَفتُ اللهَ بِفَسْخِ الْعَزائم » (نهج البلاغه /حکمت 250) حضرت می‌فرماید که میدانی من خدا را از کجا می‎شناسم، آن جایی که برنامه‎ها را به هم می‎زند، این قصه جدی محل معرفت الله است، برنامه ریختی، چه کار می خواهی بکنی؟ نمی خواهد، به هم می‎زند! اصل تو را نابود می‎کند! هر که را به شکلی، خوبها را به یک شکل و بدها را شکل دیگر؛ کار دست خودش است. به خوبها می‎گوید چه کاری می‌خواهی انجام دهی؟ می‌گوید من می خوام، می خوای خدمت کنی؟ نمی خوام صبر کن اینجوری نمیشه اینجوری! یه جور دیگه کار رو می بره جلو؛ بعد میگه خدایا چقدر بهتر شد، کار دست خودم است! ما برنامه‌ریزی می‎کنیم برای رسیدن به هدف خدا هم برنامه‌ریزی ما را به هم می‎زند. خودش برنامه‌ریزی می‌کند، بعضی از برنامه‎های ما را محقق می‎کند، بعضی از برنامه‎های ما را به هم می‎ریزد و محقق نمی‎کند، بعضی‎هایش را هم بهتر محقق می‎کند بالاخره کار دست خودش است، ما هم باید دست و پای خودمان را بزنیم، این مقدمه کلام.

 

 

برنامه ریزی خدا پیچیده است

این که همه ما باید دست و پای خودمان را بزنیم، می‎خواهم کمی این دست و پا رو جمع کنیم، درست دست و پا بزنیم، آدم قوی دست و پا می‎زند در آب ولی شنا نمی‎کند، اصلا باید شنا کنید، خود خدا هم فرموده بیایید شنا کنید، چرا دست و پایی می‎زنید که نتیجه نداشته باشد؟ تو هم شنا کن، بعد من اصلا کمکت می‎کنم سرعت زیاد شود، بعد جالب است پروردگار عالم، می‎فرماید بیا من به تو بگویم چه طور دارم برنامه‌ریزی می‎کنم! بیا من به تو توضیح بدهم، راز و رمز برنامه‎های خودم را به تو بگویم، تو هم می خواهی برنامه‌ریزی کنی، عین من برنامه‌ریزی کن. قطعا تیرت به هدف خواهد خورد؛ به سنگ نمی‎خورد، واقعا شیوه برنامه‌ریزی‎اش را به ما می‎گوید، بله، خدا شیوه برنامه‌ریزی‎اش را به ما می‎فرماید، در قرآن فرموده ولی خیلی پیچیده است، اصلا خودش هم صریحا ذکر می‎فرماید،

مقدمه کلام این است که عرض کردم اما ذی المقدمه این است که ما چه جور خودمان را با شیوه برنامه‌ریزی‎های خدا هماهنگ کنیم که برنامه‌ریزی‎های ماهم درست در بیاید؛ خداوند متعال می فرماید بیا تا توضیح دهم؛ مثلا می‎خواهی روزی پیدا کنی؟ بیشتر از حد حساب و کتاب خودت روزی به تو برسد. تقوای الهی را داشته باشی، تقوایی که برخی از گوشه‎هایش می‎گوید پول را بده بره؛ تقوایی که بعضی از گوشه‎هایش به تو می‎گوید که این پول را برندار، به ضرر تو است اما حرام را رها کن، تقوایی که گاهی ضد پول است، گاهی هم به نفع پول است، می‌گوید تنبلی نکن! کار کن، تقوا داشته باش "من حیث لایحتسب" به تو روزی می‎رسانم، به چشم خودت اطمینان نکن، آقا این پول روی زمین مانده، حالا درست است که یک مقدار شبهه‎ناک است، اما آن را برداریم، اگر این کار را نکنیم، فقیر می‎شویم، می‎گوید ببین، مگر نگفتی که این شبهه‎ناک است؟! رها کن، بگذار فقیر شوی، بالاخره سرطان و هزار تا بدبختی دیگر دارد، از حلقومت بیرون می‎کشند، کار دست من است، دست تو نیست، "من حیث لایحتسب" چی می‎شود؟

تقوا داشته باش «یجعل لهم مخرجا» اگر ایمان و تقوا با هم داشته باشید، دیگر اصلا چه شود! «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» (اعراف 96)مگر نمی‎خواهی به برکات زمین و آسمان برسی؟ از طریق ایمان و تقوا بیا، برکات نازل می‌شود! از این که تو خودت را خیلی باهوش بدانی و زمین و آسمان را به هم بدوزی نانی گیرت نمی‌آید.

با برنامه من راه برو، تقوا داشته باش. تقوا نداشته باشی چه می‎شود؟ تقوا ذکر است دیگر!  آدم خوب باشد، اهل ذکر می‎شود « و من اعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکاً» در همین دنیا گرفتارش می‎کنم، چرا که از ذکر من اعراض کرد. می‎خواهی خدایی که برنامه‌ی عالم دست اوست، نه مؤمن نه ملحد، نمی‎تواند از چنبره جبر الهی در کنار تفویض خلاصی پیدا کند و رهایی یابد - که در دعای کمیل گفتی « لا یکمن الفرار من حکومته» فقط قیامت نیست، دنیا هم لایکمن الفرار من حکومته است، اینجا هم نمی توانی فرار کنی از حکومتش! با او هماهنگ شو و ببین چطور برنامه‌ریزی می‌کند و تو هم اینگونه برنامه‎ریزی کن تا به نتیجه برسیم.

 

 

خون شهید بیشتر به اعتلای جامعه کمک می‌کند تا برنامه‌ریزی او

چرا این مطالب را من در مجلس مجلس شهید گفتم؟ برای این که شاید به ذهن شما بیاید که شهید شوشتری یک آدم با صفا، مخلص، با تجربه، الآن خیلی به درد نظام می‎خورد، اگر الآن یک استان نه، ده استان به او می‎دادی غوغا می‎کرد. آدمی نبود که به جیب بزند، آدمی نبود که دنبال اعتبار  خودش باشد، از آن آدم‌هایی بود که از شایسته‎سالاری جلو زده بود! می‎توانست حتی برای کسانی که بالاتر از خودش باشند، افتخار بیافریند و بالاتری‎ها می‎توانستند مطمئن باشند این از خودشان بهتر است و برای زیر دستی‎هایش کار فراهم می‎کرد که زیر دستی‎هایش فکر می‎کردند، اینها خوب دارند کار می‎کنند در حالی که او خوب طراحی کرده بود، آنها کارآمد شده بودند؛ یک آدمی که بالاتر از منصبش به جای بالا دستی‎هایش و زیردستی‎هایش دارد شایستگی ایجاد می‎کند و تولید می‎کند برای کار کردن و کار پیشرفته‎تر! آن وقت یک نادارای نامرد بیاید و ایشان را به شهادت برساند، حیف نیست؟ خدا می‎فرماید کم کم داری در کار من دخالت می‎کنی! دیگر نمی‌خواهد زیادی کاسه از آش داغ‌تر شوی! تو می‌خواستی به چه هدفی برسی؟ می‌گوید به اعتلای جامعه! می‎فرماید به روش من با خون شهید بیشتر به اعتلای جامعه می رسی تا اینکه او می‎ایستاد و می‎خواست کارهایی که تو برای اعتلای جامعه برنامه‌ریزی کردی را انجام دهد.

شهید شوشتری حیف نشد، بلکه طبق برنامه‌ریزی خدا مصرف شد

این روش برنامه‎ریزی من است؛ لذا شهید شوشتری حیف نشد، مصرف شد، منتهی طبق برنامه‎ریزی‎های خدا؛ طبق شیوه مدیریتی خدا؛ همان جایی که خدا بر اساس اعمال مدیریتی می فرماید "الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِیلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ"(محمد/1) دو تا آیه پایین‌تر آز آن می‌فرماید: "وَالَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَن یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ" (محمد/4)  من اثر اعمال اینها را تباه نخواهم کرد چون در راه من کشته شدند. او می‎ماند، او اثر عملش می‌ماند، او نفسش باقی است، او دارد کار می‎کند، همین طور است که 30 سال اینجا رشد کرد و آنجا سقوط!

الآن ما با یک ابرقدرتی مواجه هستیم به نام شهید شوشتری! دشمنان ما اشتباه می‎کنند که خوبان ما را می‎کشند، چرا که آنها را به ابرقدرت تبدیل می‌کنند، ابرقدرتی که هیچ کس نمی‎تواند از پس‌شان بر بیاد.  اگر بودند می توانستی اذیت‌شان کنی، در کاغذ بازی اداری، غریبش بگذاری و در بسیاری از هجمه‎ها و حرف‎ها؛ اما او برود دیگر کسی حریفش نیست، ملائکة الله لنگ می‌اندازند، آقا شما شهیدید، اصلا ما پر می سوزانیم  وقتی به محضر شما می‎آییم!

اشتباه می‎کنند، دشمنان ما از حمقا هستند، احمقند؛ می‎زنند خوبان ما را شهید می‎کنند به این خیال که کار حل شد! اما در واقع خودشان ضربه خوردند، ما الآن چندتا لشکر شهید داریم؟ چندتا لشکر شهید؟ حالا لشکرهای زمینی‎مان را می‎توانند گلوله بزنند، به لشکر‎های شهدای‌مان چگونه می‌خواهند گلوله بزنند؟! خیلی جالب است! آنها را با چه موشکی می‎خواهند بزنند  با چه مواد منفجره‎ای می‎خواهند آنها را بکشند؟! یکبار که کشتند دیگر، جسمشان را می‎خواستند بزنند که زدند؛ اما دشمنان حالا دیگر اثر ندارند. حرفی قبلا زدم در مقایسه با آمریکا و ایران، یک ارمنی هم باشی آن را می‎فهمی، می‎پذیری، اما بقیه حرفهای‌مان را نه، فقط باید مؤمن باشی و قرآن کریم را بپذیری. می‎فرماید: " وَالَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَن یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ " آنهایی که در راه من کشته می‎شوند، عمل‌شان را تباه نمی‎کنم.

اثر شهدا در بهشت نیست بلکه در همین جاست

اینها اثر جاودانه دارند، "وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ" (آل‌عمران/ 169) تو آنها را مرده مپندار، مرده بی اثر است، بل احیاهم، این‎ها زنده‎اند، یعنی با اثر است، فقط "عند ربهم یرزقون" روزی‌اش را آنجا می خورد، ولی اثرش را اینجا دارد می‎گذارد، اشاره آیه این است که آنجا روزی می خورد ولی اینجا اثرش را می‎گذارد، نه این که اثرش در بهشت است، نه اثر شهدا همین جاست، "احیاهم" برای ما است و گرنه اگر می‎خواستند به قیاس قیامت احیا باشند، خب همه آنجا احیا هستند، یکی دارد عذاب می‎شود و دیگری  به اصطلاح در بهشت برزخی منتعم است.

مگر آن‎هایی که شهید نمی‎شوند اموات هستند؟ آنها هم احیا هستند اما به قیاس قیامت، به قیاس عالم برزخ، آنها هم آن طرف زنده‎اند ولی شهدا احیا هستند و چه بسا "احیاهم" اشاره‎اش این باشد که این‎جا اثر دارند، همان حیاتی که تو می‎گویی، یک کسی که زنده باشد چه کار می‎کند، شهدا هم همان کار را می‌کنند.

شهید شوشتری در تاریخ ثبت شد، دیگر برای همیشه هست، ما یک روزی می‎میریم، ولی شهید شوشتری خیالش راحت شد برای همیشه هست. می‌رود آن طرف روزی می‎‌خورد، و می‌آید اینجا کار می‎کند آن هم کارهایی که خدا به او مأموریت می‎دهد.

آن شهید گفت که هر کسی که کمک بخواهد دستش را می‌گیریم

من خودم زمان جنگ یکی از شهدای بسیار نازنین و برجسته را که قبل از انقلاب مادرش خواب دیده بود شهید پای رکاب امام زمان(عج) است و حضرت به او شمشیر مرصع هدیه می‎دهد، - نمی‎خواهم بگویی فلانی خواب نقل کرد، بعضی‎ها وقتی خواب نقل می‌کنی اصلا برق می‎گیردشان!- برای توضیح عرض می‎کنم و گرنه این آیه قرآن است که می‎فرماید "احیاهم" من نمی‎خواهم ایمان را با خواب اثبات کنم، وای بر ایمان کسی که با خواب بخواهد ایمانش تثبیت شود. ولی برای دل‎های روشن که می‎خواهند صفا کنند، این خواب را تعریف می‌کنم، " در خواب به او گفتم چه کار داری می‎کنی؟ گفت که ما این بالا نگاه می‎کنیم، هر کسی کمک بخواهد دستش را می‎گیریم، بعد گفت که تو الآن چه کمکی می‎خواهی؟ ما هم یک مشکلی داشتیم به او گفتیم ـ یک مشکل فکری، ذهنی و روحی بود در ارتباط با شهید شدن و در ارتباط با خانه قبر و اینها!- گفتم من یک همچین مشکلی دارم، به او گفتم، قبل از عملیات والفجر یک گفت بیا برویم حلش می‎کنم؛ برد و معجزه آسا حل کرد، اصلا کسی باور نمی‎کند! گفت هر موقع که مشکل داشتی ما این جا کارمان این است."

کار دست شهداست

هر کسی که در این مملکت کار خوبی می‌کند، فکر می‎کند که خودش دارد خوب کار می‎کند؛ بنده خدا! چهار تا شهید دنبالت هستند، دارند این کار را انجام می‎دهند، حالا گفتند تو انجام بدهی، طرحش را در ذهن تو انداخته‎اند، "وَمَا رَمَیتَ إِذْ رَمَیتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ رَمَی" (انفال / 17) تو تیر نمی‎اندازی، خدا تیر می‎اندازد، -عجب آیه قرآنی است!- شما واقعا تعابیر را ببینید، فارسی آن هم لذت‎بخش است، تو تیر می اندازی؟! تو تیر نمی‎اندازی! خدا تیر می‎اندازد. بعد خدا هم گاهی از اوقات از ملائکه استفاده می‎کند. گاهی از اوقات از این انسان‎های برجسته‎ای که برتر از ملائکه هستند، یعنی شهدا، استفاده می‎کند، آنجا برای خودشان حکومتی دارند! الآن دارند به ما لبخند می‎زنند، با خود می‎گویند این‎ها هم کم‎کم دارند می‎فهمند آن طرف چه خبر است؟ ما که هنر نکردیم بفهمیم. معلوم است کار دست شهداست.

شما الآن به این مجلس آمده‎اید به خانواده محترم و معظم شهدا سلام دهید یا به خود شهید؟ یا به هر دو؟ به خود شهید هم آمده‎ایم سلام دهیم؛ مجلس ختم آدم می‎رود به صاحب عزا سلامی می‎دهد، می‎خواهد فاتحه‎ای برای مرحوم هدیه کند، خودش که دیگر نیست، اما شهیدان هستند، برویم به این آقای شهید یک سلامی دهیم و بگوییم آقای شوشتری ما را که یادتان نرفته است؟ حافظه شهدا ‎ هم خیلی خوب کار می‎کند، یادشان نمی‎رود، بگو شهید شوشتری یک فاتحه برای ما بخوان که دل‎ ما هم نورانی شود، برای‌مان فتح قلب شود، دست‎مان را بگیر.

 

 

شیوه مدیریت خداست که با شهدا کار میکند

من در راه می آمدم، حاجاتم را در نظر گرفتم و گفتم از شهید شوشتری چه بخواهم. نیت کردم و آمدم! شما هم حتما این کارها را انجام داده‎اید و جلوتر از من هستید! این شیوه مدیریت خداست که با شهدا کار می‎کند. با شهادت کار می‎کند و روش پیچیده است. همیشه عادت دارد که "من حیث لایحتسب" کار کند و نمی‎خواهد ساز و کار دست شما بیاید. البته قواعد کلی‎اش را بیان کرده است؛ شما تقوا داشته باش من زندگی شما را یک نوع دیگری اداره می‎کنم. تو چی کار داری که به چه نتیجه‎ای می‎خواهی برسی، من تو را می‎رسانم! تقوا رد نمی‎شود، البته خیلی‎ها اطمینان نمی‎کنند! آنهایی اطمینان می‎کنند که توکل دارند. یک دفعه این طور می‌شود که وقتی به علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه گفتند که یک سفارش کلیدی به ما کن، فرمود توکل، توکل، توکل؛ توسل، توسل، توسل.

وقتی انسان این توکل را نداشت نمی‎تواند با تقوا منافع خود را تأمین کند، می‎گوید بروم، بزنم به دریا و بالاخره ببینم چه گیر خودم می‎آید. نه! دستور خدا را اجرا کن، فعالیت هم کن البته در قالب دستور خدا، ببین خدا از کجا می‎رساند!

خدمت خانواده محترم شهید شوشتری هم واقعا تسلیت می‎گویم که بالاخره رنج دنیاست دیگر! خوبان دل می‎برند و نباشند دل می‎سوزانند و آتش می‎زنند. شما با یک پدر خوب، با یک همسر خوب اگر پدر ومادرشان در قید حیات هستند، بالاخره بایک پسر خوب، برادر خوب مواجه بودید، الآن هم که نیست، دلتان را سوزانده است، ما تسلیت می گوییم، چه غم بزرگی خدا به شما داده است. تا باشد همیشه غم‎های قشنگ، نه غم‎های بد که آدم را بی‎دین می‎کند و نور آدم را می‎گیرد.

شهید شوشتری الان ابرقدرت است

تسلیت عرض می کنم و تبریک عرض می کنم. عمر به دنیا نیست دیگه، انسان باید برود، چه بهتر انسان موقع رفتن برای همیشه ببیند، هم همه نعمات آن دنیا را و هم همه اثرات این دنیا را داشته باشد. آن وقت شهید شوشتری چه کار ها می کرد چه اقداماتی می کرد، الآن اینقدر خوشحال است، راحت الآن با قدرت فزاینده ای که پیدا کرده، با آن بصیرت فوق العاده ای که پیدا کرده، از آن بالا همه چیز را دارد می بیند و راحت کارش را انجام می دهد، راحت شدیم ها، نه لازمه نامه بدهد به کسی امضا کند، نه بودجه‎ای تصویب کند، راحت! بعضی وقت‎ها ماها مانع کارش می‎شویم، آدم بدها مانع کار آدم بدها بعضی از وقت‎ها می‎شوند و الا ایشان این قدر ابر قدرت است که می تواند مارا مانع خودش نبیند.

تبریک عرض می‎کنم یک عضو خانواده شما رفت جزو کسانی که حضورشان ثبت می شود برای همیشه و دیگر نمی‌میرند. شهید شوشتری رفت جزو افرادی که دیگر نمی‎میرند، ولی ماها همه ممکن است که بمیریم. همین الآن ما بی اثر تر از ایشان هستیم.

الآن فرزندان محترم‎شان می‎فرمودند اینجا یک کانون فرهنگی زده‎ایم، کانون فرهنگی شهید شوشتری، در دلم گفتم خب دیگر اصلا خود شهید شوشتری الآن یک کانون فرهنگی است، این کانون شما هم حالا یک جلوه ظاهری است، از همان جا نشأت می‎گیرد، شما چهارتا کار انجام می‎دهید، خودش چهار هزارتا!

آقا فرمودند سبک زندگی باید اسلامی شود، غربی‎ها مثل ترس از یک غول بزرگ، از مرگ می‎ترسند، ولی ماها نه؛ یک سریالی بود که در آن کسانی که ضربه مغزی شده بودند می‎خواستند بروند و نروند آن طرف، در یک بیابان برهوت هولناک نشان می‎دهد، بنده رسما رفتم انتقاد کردم که چرا این کار را کردید، مگر مرگ این است، مرگ خیلی شیرین است، چرا جای قشنگ نگذاشتید، گفت می‎خواستیم مردم بترسند و آدم شوند، گفتم کسی که از مرگ بترسد بعد مرگ را فراموش می‎کند چه کسی گفته مردم را از مرگ بترسانید، به مرگ مشتاق‎شان کنید، آنهایی که مشتاق مرگ شدند، زمان جنگ بیشتر خوب شدند. یک جای قشنگ نشان می‎دادید! می‎ترسانید؟! گفت حاج آقا عجیه! شما مگر از مرگ نمی‎ترسید، گفتم نه، یک نفر زمان حضرت علی(علیه‌السلام) چهره‎اش زرد شده بود، آمد پیش حضرت و حضرت فرمود که چه خبر است؟ گفت: خوف از خدا، آقا فرمودند: چرا از خدا بترسی؟ گناه نکن، نترس! خدا مگر به کسی ظلم می‎کند؟

یک چیزی از دور شنیدی و رفتی روی آن فیلم می‎سازی؟! امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند که شیعه این طور هم می‌ترسد،  شیعه اینقدر خدا را دوست دارد، می‎ترسد نتواند حقش را ادا کند، خوف برای شیعه ما یک معنایش این است و ناشی از محبت به خداست. خب بگو محبت دیگر. خیلی عجیبه، خدایا این محبت را در دل ما هم بیافکن، شوق به دیدار خودت را در دل‎های ما زیاد بگردان

انشاءالله برویم آن دنیا و ببینیم شهدا چه حکومتی دارند! شما فکر کردید همین که گفتید انشاءالله فردا می روید آن دنیا، اولا شما که مستجاب الدعوة نیستید. خبری نیست. مستجاب الدعوه‎هایش در رأسش حضرت علی علیه‌السلام 50 سال گریه کرد برای شهادت تا به او دادند، همین طوری نیست که شما امروز گفتی انشاءالله، فردایش شهیدت کنند، نه بابا، اینقدر خدا ناز دارد! شهید شوشتری چه کسی بود که خدا در این قحطی شهادت به ایشان شهادت نصیب کرد! بابا تو دیگه کی هستی که در چنین زمانی شهادت گیرت آمده است. خیلی از فرماندهان سپاه هستند که گیرشان نمی‎آید. همین طوری مانده‎اند تا مرحوم شوند! خدایا ما را به شهادت برسان، شهادت را به ما برسان؛ ما را به یکدیگر برسان.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
گزارش الانتقاد از روابط وسام‌الحسن با حزب‌الله
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠ : توسط : حسینی
هدیه‌ای که سیدحسن نصرالله به وسام داد

خبرگزاری فارس: وسام حسن همیشه در مورد کارش می‌گفت: کاری که من انجام می‌دهم، سه سرنوشت در پی دارد: «اگر خوش‌شانس باشم تبعید یا زندانی می‌شوم؛ اگرنه مرگ در انتظار من خواهد بود».

خبرگزاری فارس: هدیه‌ای که سیدحسن نصرالله به وسام داد

به گزارش فارس به نقل از سایت الانتقاد، «حسن علیق» تحلیلگر روزنامه الأخبار در مقاله‌ای به تجلیل از شخصیت وسام حسن رئیس دستگاه اطلاعات امنیت ملی لبنان پرداخته است.

هر چند که وسام حسن در طول سالهای گذشته، یک دستگاه امنیتی بی نظیر را بنیان نهاد، پیش بینی هم می‌شد که سرانجامی خونین در انتظار او باشد. اما کسانی که با این مرد بحث برانگیز، آشنایی دارند به سختی می توانند مرگ او را باور کنند. جنایت روز جمعه  لبنان را وارد مرحله ای کرد که هیچکس پایان آن را نمی داند. دیروز وسام حسن به درجه سرلشگری نایل آمد و با آنکه احتمالاً جوانترین سرلشگر لبنان بود اما همزمان دو درجه را نصیب خود کرد: سرلشگری و شهادت. انتظار می رفت که سال آینده به درجه سرلشگری برسد و سمت مدیر کلی نیروهای امنیت داخلی لبنان را از آن خود کند. وقتی دوستانش به شوخی او را سرلشگر صدا می زدند لبخند بر لب، پاسخ می داد: مرا درگیر سرنوشت نکن، کاری که من انجام می دهم سه سرنوشت در پی دارد: اگر خوش شانس باشم تبعید یا زندانی می شوم وگرنه مرگ در انتظار من خواهد بود.

منزل وسام حسن چند ماهی بود که لو رفته بود

وسام گزینه سوم را به اراده خویش انتخاب نکرد، بلکه مرگ در حالی او را غافلگیر کرد که عازم دفتر کارش بود. وی در حالی از منزل خود در اشرفیه خارج شد که جز بدشانسی، چیزی از آن ندیده بود. چند ماه قبل، وسام حسن متوجه شد که منزل سرّی او در اشرفیه، لو رفته و ارزش امنیتی خود را از دست داده است اما نه به فکر تغییر آن افتاد و نه برنامه روزانه اش را عوض کرد. افراد زیادی به او گفتند: این خانه لو رفته، صلاح نیست که در آن اقامت داشته باشید. اما وسام به هیچیک از این نصیحت‌ها توجهی نکرد. دیروز در حالی که تنها یک روز از سفر کاری اش به پایتخت آلمان گذشته بود به تنهایی از منزل خارج شد. خودروهای محافظ را همراه خود نبرد و سوار خودروی زرهی خود هم نشد. به یک خودرو بسنده کرد و با همراهش احمد صهیونی به راه افتاد تا اینکه به مقتل رسید.

صیادی که دوربین شکارچی او را شکار کرد

وسام حسن که خود صیادی چیره دست بود نتوانست عکس العملی نشان دهد چرا که دوربین شکارچی کاملاً او را زیر نظر گرفته بود. وسام روز گذشته درست به همان آهوی مومیایی شده ای می ماند که آن را در دفتر کارش و در کنار یک شیر و پلنگ مومیایی شده، قرار داده بود.

مخالفت وسام حسن با تصمیم دولت سنیوره برای برچیدن نیروی مخابراتی حزب الله

گوشه‌ای از مسئولیت و خطرپذیری وسام حسن را باید در دفتر کارش جستجو کرد. این افسر جوان، مسئولیت بررسی پرونده هایی را بر عهده داشت که هیچیک از همکارانش مسئولیت آن را بر عهده نگرفته بودند. وی هم به مقر سیا در لانگلی رفته بود و هم به کاخ مهاجرین در دمشق و روابط مداومی نیز با انگلیسی‌ها، فرانسوی‌ها، روس‌ها، ترک‌ها، کشورهای عربی و نیز کشورهای حوزه خلیج فارس داشت. وسام حسن هیچگاه موضع سیاسی و جایگاهش را مخفی نمی کرد. وی از اعضای تیم مشاورین سعد حریری نخست وزیر پیشین لبنان بود اما غلام حلقه به گوش وی به شمار نمی رفت و شاید عاقل ترین عضو این تیم، لقب مناسبی برای وی باشد. در جنگ جولای 2006 با صدای بلند، خواستار بازگشت حریری به لبنان شد و پیش از 7 می نیز با دو طرح بیهوده یعنی شرکت‌های امنیتی و مسلح کردن بخشی از جریان المستقبل مخالفت کرد، وی از دولت نخست فؤاد سنیوره خواست از اتخاذ دو تصمیم مشهور خود یعنی « برچیدن نیروی مخابراتی حزب الله » و « عزل سرتیپ وفیق شقیر از ریاست دستگاه امنیتی فرودگاه » صرف نظر کند. هنگامی که درگیری‌های مسلحانه شعله ور شد تلاش کرد تا جایی که امکان دارد برخی مناطق را وادار به بی طرفی سازد و به همراه سرتیپ اشرف ریفی و دوستش سرهنگ حسام تنوخی به عنوان تنها کانال ارتباطی میان حزب الله و سعد حریری عمل کرد.

هماهنگی امنیتی میان وسام حسن و حزب الله

با آنکه اعتماد متقابل حلقه گم شده روابط وسام حسن با حزب الله بود، اما هماهنگی های امنیتی میان این دو در مورد مبارزه با جاسوسی اسرائیل و سایر مسائل، هرگز متوقف نشد. علاوه بر این هماهنگی، هر دو یعنی وسام حسن و حزب الله از عملکرد امنیتی یکدیگر بسیار خرسند بودند. در یکی از قفسه های دفتر کار وسام، یک کلاشنیکف طلایی رنگ نگهداری می شود. یک روز با هدف خرده گیری از او پرسیدند: این را صدام به شما داده است؟ وی همانند کودکی که پس از اندکی سکوت، لبخند می زند لبخندی زد و گفت: این هدیه را جناب سیّد به من داده است. بله وسام با این لقب از دبیر کل حزب الله یاد می کرد.

وسام حسن با هیچکس قطع رابطه نمی‌کرد

وسام حسن نیز همانند رفیق حریری ارتباطش را با هیچکس قطع نمی کرد و همگی به خوبی به یاد دارند که وسام به رفیق حریری گفته بود: « لبنان، تاریخ و سازندگان آن را زیر پا می گذارد ». وسام سرشت حریری پدر را به ارث برده بود و از سال 1995 رئیس دفتر او بود. هنگامی که حریری در سال 1998 از قدرت کناره گرفت، وسام حسن به آکادمی نیروهای امنیت داخلی تبعید شد اما غازی کنعان بنا به درخواست رفیق حریری، مجدداً وی را به عنوان مدیر دفتر حریری انتخاب کرد. هنگامی که رفیق حریری برای دومین بار از قدرت کنار رفت ( سال 2004 ) وسام حسن استعفا داد، اما دوباره وارد عرصه شد تا به تحقیق درباره ترور رفیق حریری – به عنوان یک مسأله کاملاً شخصی – بپردازد. بر اساس همین مسأله وسام حسن، قدرتمندترین دستگاه امنیتی در لبنانِ پس از پیمان طائف را بنیان نهاد.

کسانی که همیشه به دیدار وسام حسن می رفتند برخی مواقع او را در کنار جوانانی می دیدند که هیچ شباهتی با نیروهای اطلاعاتی نداشتند و به نظر می رسید از آنهایی باشند که بیشتر وقتشان را پای کامپیوتر می گذرانند. رابطه این جوانان با وسام حسن، خودجوش بود و در این رابطه همانند افسران بلندپایه عمل می کردند اما در واقع، سرباز وظیفه بودند. بله وسام حسن اعتماد فراوانی به اعضای تیم کاری خود داشت و به شدت از آنان حمایت می کرد. وسام آنچنان اعتباری برای آنها قائل بود که به خود می بالیدند و از کاری که انجام می دادند احساس افتخار می کردند. وسام حسن از نقاط ضعف دستگاه امنیتی خود به ویژه در خارج از حیطه تنگ تصمیم گیری، اطلاع داشت و تا می توانست در اصلاح آن کوشید، اما امکانات گسترده ای در اختیار نداشت.

وسام حسن مستقل از سرویس‌های امنیتی بیگانه عمل می‌کرد

وسام حسن در روابط امنیتی خارجی خود، جایگاهش را از هیچکس پنهان نمی کرد، اما برخلاف اکثر مأمورین اطلاعاتی کشورهای عربی، هیچگاه در برابر دستگاههای جاسوسی آمریکا سر خم نمی کرد و گاه با جدیت و سرعت تمام، دست رد بر سینه پیشنهادهای تحمیلی برخی دوستانش می زد. وسام دشمنان زیادی داشت اما این سخن نباید به عنوان بهانه ای برای هدر رفتن خون او در میان قبایل و طوایف لبنان مطرح شود. وسام می دانست که خیلی ها برای سرش جایزه گذاشته‌اند و به خاطر کارش هیچ دوستی برایش باقی نمانده، اما در دو سال گذشته هیچ اهمیتی به خطرات امنیتی نمی داد و هرگاه از بی توجهی اش به مسائل امنیتی انتقاد می شد، این گفته را بر زبان می راند که: «تا خدا چه خواهد». وسام حسن می خواست یک زندگی نسبتاً طبیعی داشته باشد.


 
انتقاد شریعتمداری از نامه رسانه‌ای شده احمدی نژاد به رئیس قوه قضائیه
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: این روزها که کشور با برخی از مشکلات تحمیلی مانند گرانی افسارگسیخته کالا و خدمات مورد نیاز مردم روبروست، طرح مسائل دست چندم و حاشیه ساز می تواند تلقی فرصت سوزی و بی اعتنایی به نیازهای مبرم و ضروری مردم باشد.

خبرگزاری فارس: انتقاد شریعتمداری از نامه رسانه‌ای شده احمدی نژاد به رئیس قوه قضائیه

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، در یادداشت امروز روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری آمده است: دیروز آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور محترم کشورمان در اقدامی غیرمنتظره و بیرون از روالی که مسئولان بلندپایه در نامه نگاری به یکدیگر رعایت می کنند، نامه ای را که خطاب به آیت الله آملی لاریجانی، ریاست محترم قوه قضائیه نوشته بود، در اختیار رسانه ها قرار داده و منتشر کرد.

متن نامه کوتاه ایشان که به نظر می رسد عقبه بلند آن از نگاه ریاست محترم جمهوری دور مانده باشد، به شرح زیر است؛

سلام علیکم؛

اطلاع دارید که بازدید اینجانب از زندان اوین برای روز دوشنبه 17/07/91 برنامه ریزی و روز یکشنبه 16/07/91 از طریق وزیر محترم دادگستری به آن قوه محترم اعلام گردید. پس از ساعتی ایشان اعلام کردند که مسئولین قوه قضائیه می خواهند که این بازدید به روزهای آینده موکول گردد.

مقتضی است دستور فرمایید در اسرع وقت هماهنگی لازم جهت این بازدید معمول گردد.

بازدید از زندان اوین اگرچه مانند بازدید از سایر مراکز و نهادهای نظام- با رعایت برخی از شرایط در برخی از موارد- حق رئیس محترم قوه مجریه است ولی درباره نامه یاد شده و درخواستی که در آن آمده پرسش هایی هست که براساس آن، به آسانی نمی توان درخواست بازدید ایشان از زندان اوین را در بستر و چارچوب قانونی مورد اشاره و اقدامی عادی و بی حاشیه تلقی کرد!

1- اولین پرسش آن است که جناب رئیس جمهور با چه انگیزه ای نامه خود خطاب به رئیس قوه قضائیه را در اختیار رسانه ها قرار داده و منتشر کرده اند؟! چرا که اینگونه نامه ها مطابق روال جاری و پذیرفته شده، به صورت محرمانه و با قید طبقه بندی ارسال می شود و در صورتی که حاوی مطلب محرمانه ای نباشد نیز، از انتشار آن در سطح رسانه ها خودداری می شود؛ ممکن است گفته شود که آقای رئیس جمهور قصد داشته اند که تمامی اقدامات خود را به اطلاع همه مردم برسانند! که باید پرسید؛ چرا سایر نامه هایی که خطاب به سران قوا و یا خطاب به برخی از مقامات بلندپایه دیگر، نظیر اعضای محترم کابینه نوشته اند را منتشر نفرموده اند؟ مخصوصا آنکه برخی از آن نامه ها حاوی مطالبی است که آگاهی مردم از آن خالی از فایده نیست.

از سوی دیگر، آیا رئیس جمهور محترم از این نکته بدیهی غافل بوده اند که نامه ایشان بعد از انتشار فقط در میدان دید مردم شریف ایران باقی نمی ماند و برای چشم های گرسنه و نامحرم دشمنان اسلام و انقلاب نیز که این روزها- بیشتر از همه روزها- به عرصه سیاسی کشورمان دوخته شده است «سوژه» می سازد؟!

متن نامه آقای رئیس جمهور حکایت از آن دارد که ایشان 10 روز قبل هم درخواست بازدید از زندان اوین را داشتند و قوه قضائیه بنا به علل و براساس مصالحی این بازدید را به روزهای بعد موکول کرده بود. این نکته باید بیشتر از نکات قبلی، مانع رسانه ای کردن نامه از سوی رئیس جمهور می شد؛ چرا که، اگر آن مصالح همچنان باقی باشد- که خواهیم دید هست- بازدید ایشان باز هم به تعویق می افتد و در این حالت از یکسو توهم اختلاف میان دو قوه پدید می آید و از سوی دیگر، دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها با بهره گیری از این تعویق و بدون اشاره به علت آن، زمینه تازه ای برای دروغ بافی های چندین و چند ساله خود درباره، زندان ها و از جمله زندان اوین پیدا می کنند! آیا رئیس جمهور محترم به این نکته بسیار بدیهی توجهی نداشته اند؟ و آیا مسئولان دستگاه قضایی ، مصلحت اندیشی های خود را که -چنانچه اشاره خواهد شد- برخاسته از رعایت عدالت وحقوق همگانی بوده است برای جناب رئیس جمهور بازگو نکرده اند؟

انتشار نامه فوق الذکر با توجه به نکات یادشده می تواند این توهم را در برخی اذهان پدید آورد که آقای دکتر احمدی نژاد با اطلاع قبلی از مصلحت اندیشی و در نتیجه مخالفت دستگاه قضایی با بازدید ایشان در پی آن بوده اند که -خدای نخواسته- این مخالفت را به حساب بی عدالتی قوه قضائیه و اصرار خود را به حساب عدالت جویی خویش بنویسند! و بعید نیست شماری از بداندیشان نیز برای مقابله با رئیس جمهور محترم کشورمان اقدام ایشان را به سود توهم پراکنی های دشمنان بیرونی قلمداد کنند! این توهم به یقین دور از شخصیت آقای دکتر احمدی نژاد است ولی متأسفانه باید گفت که انتشار نامه یاد شده می تواند زمینه ساز توهم مورد اشاره باشد.

2- پرسش دیگر آن است که چرا جناب احمدی نژاد طی 7 سالی که از حضور ایشان در رأس قوه مجریه می گذرد به فکر بازدید از زندان اوین نبوده اند؟ ممکن است گفته شود که آقای رئیس جمهور برنامه های بازدید خود از مراکز و کانون های مختلف را براساس اولویت و با در نظر گرفتن فرصت هایی که در اختیار دارند، تدوین می کنند و اکنون در فهرست برنامه های ایشان، نوبت به بازدید از زندان اوین رسیده است؛ این استدلال را نفی نکرده و غیرقابل پذیرش نمی دانیم، اما این روزها شاهد رخداد دیگری نیز بوده ایم که پاسخ احتمالی یاد شده را در اذهان عمومی مخدوش کرده و زیرسؤال می برد و آن، دستگیری و زندانی شدن آقای علی اکبر جوانفکر، مشاور رئیس جمهور است که محاکمه، بازداشت و زندانی شدن وی با مخالفت اعلام شده آقای دکتر احمدی نژاد روبرو شده بود و حال آن که جرایم ایشان با استناد به اسناد غیرقابل انکار به اثبات رسیده و بعد از محاکمه علنی به دو فقره حبس تعزیری و محرومیت از فعالیت مطبوعاتی و رسانه ای محکوم شده بود؛ اکنون این سؤال پیش می آید که آیا محکومیت آقای جوانفکر انگیزه اصرار آقای احمدی نژاد برای بازدید از زندان اوین است؟! مخصوصا آن که رئیس جمهور محترم، بارها مخالفت خود نسبت به محکومیت مشاور خویش را اعلام داشته و به حکم صادره اعتراض کرده بود؛ اگر چنین است- که ان شاءالله نباشد- این پرسش می تواند در افکار عمومی شکل بگیرد که؛ آقای جوانفکر غیر از آن که مشاور آقای احمدی نژاد بوده است چه تفاوت دیگری با بقیه مجرمان دارد و در کجای قانون آمده است که نزدیکان و مشاوران رئیس جمهور از مصونیت قضایی برخوردارند و چنانچه مرتکب جرمی شوند، باید از تعقیب قضایی در امان باشند؟!

دستگاه قضایی اگر در پی اجرای عدالت است- که باید باشد- حق ندارد در میان مجرمان و محکومان تبعیض قائل شود؛ موافقت دستگاه قضایی با درخواست آقای احمدی نژاد، ناامید کردن مردم از عدالت خواهی و انصاف جویی این دستگاه است؛مگر فلان مجرم زندانی با مشاور سابق رئیس جمهور چه تفاوتی دارد غیر از این که در میان مسئولان نظام حامی عالی رتبه ای ندارد؟!

3- ممکن است گفته شود که درخواست بازدید آقای رئیس جمهور ربطی به محکومیت و زندانی بودن آقای جوانفکر ندارد! این تلقی اگرچه با واقعیات و شواهد موجود همخوانی چندانی ندارد ولی بر فرض که چنین باشد، از آنجا که اظهارات آقای احمدی نژاد و اطرافیان ایشان، چنین تلقی- یا توهمی- را پدید آورده است، برای پیشگیری از هرگونه شائبه و برداشت سوء درباره نگاه تبعیض آمیز رئیس جمهور و قوه قضائیه لازم است این بازدید- در صورت لزوم و با رعایت شرایط قانونی آن- به زمان دیگری موکول شود تا- خدای نخواسته- این شائبه در افکار عمومی شکل نگیرد که ریاست محترم جمهوری و یا ریاست محترم دستگاه قضایی وقتی پای درخواست مسئولان عالی رتبه در میان است، عدالت را به تبعیض می آمیزند آیا مصلحت نظام که عدالت خواهی برجسته ترین، جذاب ترین و خداپسندانه ترین ویژگی آن است بر هر مصلحت دیگری برتری ندارد؟

4- و بالاخره، این روزها که جمهوری اسلامی ایران از یکسو پرچمداری و نقش آفرینی در تحولات بزرگ منطقه و بین المللی را برعهده دارد و از سوی دیگر و به همین علت با برخی از مشکلات تحمیلی مانند گرانی افسارگسیخته کالا و خدمات مورد نیاز مردم روبروست که به تدبیر و چاره اندیشی مسئولان، مخصوصا قوه مجریه و رئیس جمهور محترم نیاز دارد، طرح مسائل دست چندم و حاشیه ساز می تواند تلقی فرصت سوزی و بی اعتنایی- هرچند ناخواسته- به نیازهای مبرم و ضروری مردم را در پی داشته باشد.


 
اختصاصی فارس/ پس از ۹ سال صورت گرفت
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠ : توسط : حسینی
صدور کیفرخواست برای شکایت مهدی هاشمی از استات‌اویل

خبرگزاری فارس: وکیل مهدی هاشمی از صدور کیفرخواست و تعیین زمان رسیدگی به شکایت موکلش از شرکت نروژی «استات‌‌اویل» خبر داد.

خبرگزاری فارس: صدور کیفرخواست برای شکایت مهدی هاشمی از استات‌اویل

به گزارش خبرگزاری فارس، شرکت «استات اویل» سومین شرکت بزرگ نفتی اروپایی است که از سال 1972 میلادی به عنوان یک شرکت خصوصی تحت مدیریت دولت نروژ تاسیس شد.

اوایل دهه 80 خبری در رسانه‌ها منتشر شد که از دریافت رشوه 15 میلیون دلاری فرزند یکی از مقامات ایران از این شرکت برای فعالیت در فازهای 6، 7 و 8 پارس جنوبی حکایت داشت.

مدیر اجرایی وقت شرکت استات اویل مدعی شده بود از طریق یک مؤسسه مشاوره نفتی به نام «هورتون» که مقر آن در لندن است، برای «دستیابی به قرارداد توسعه فازهای 6، 7 و 8 پارس جنوبی در سال‌های 2002 و 2003» به مهدی هاشمی رشوه داده است.

«عباس یزدی» مدیر شرکت هورتون که برای مشاوره به استات اویل در یک قرارداد نفتی 700 میلیون دلاری با وزارت نفت ایران قرارداد 20 میلیون دلاری با شرکت نروژی منعقد کرده بود، از مدیران این شرکت به اتهام افترا شکایت کرد.

آنگونه که وکیل مهدی هاشمی می‌گوید، یزدی دو سال پیش توانست مدیران شرکت مذکور را محکوم کرده و از آنها خسارت دریافت کند اما با گذشت قریب یک دهه از این ماجرا، تکلیف شاکی ایرانی استات اویل هنوز روشن نشده است.

سیدمحمود علیزاده طباطبایی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس از صدور کیفرخواست برای پرونده استات اویل بعد از 9 سال خبر داد.

وی تصریح کرد: در سال 83 وزارت اطلاعات و هیئت تحقیق و تفحص از وزارت نفت در مجلس ششم، اعلام کردند «هیچ ردپایی از مهدی هاشمی در پرداخت رشوه به شرکت هورتون برای واگذاری پروژه به شرکت استات اویل وجود ندارد».

وکیل مهدی هاشمی گفت: در تاریخ 1/6/1383 از «اولاف فییل» مدیر اجرایی شرکت استات اویل که موکلم را متهم به دریافت رشوه کرده بود، به اتهام افترا شکایت کردیم.

علیزاده طباطبایی خاطر نشان کرد: بعد از 9 سال برای این پرونده کیفرخواست صادر شده و قرار است از طریق وزارت امور خارجه برای آقای «فییل» احضاریه فرستاده شود.

وی در پایان اعلام کرد که دادگاه شکایت مهدی هاشمی از شرکت استات اویل نروژ، دوازدهم دی ماه امسال در شعبه 1057 دادسرای ویژه کارکنان دولت برگزار خواهد شد.


 
مراسم تشییع وسام به خشونت کشیده شد
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠ : توسط : حسینی
تشییع جنازه «وسام» یا میتینگ تبلیغاتی مخالفان دولت لبنان

خبرگزاری فارس: جریان 14 مارس مراسم خاکسپاری وسام الحسن را به میتینگی تبلیغاتی برای تحریک افکار عمومی علیه دولت نجیب میقاتی تبدیل کرد و سخنان تحریک‌آمیز فؤاد سنیوره نیز تعدادی از آنها را به سوی مقر نخست‌وزیری لبنان کشاند.

خبرگزاری فارس: تشییع جنازه «وسام» یا میتینگ تبلیغاتی مخالفان دولت لبنان

به گزارش فارس، مراسم تشییع و خاکسپاری وسام الحسن امروز با حضور تعداد زیادی از مردم لبنان در میدان شهدا واقع در مرکز بیروت آغاز شده است، این مراسم در شرایطی برگزار می‌شود که 14 مارس ار قبل تلاش زیادی برای مصادره این مراسم به نفع خود و تبدیل کردن آن به یک میتینگ تبلیغاتی به نفع خود کرده بود و این موضوع را در پرچم‌های استفاده شده در این مراسم می‌توان دید.

شرکت کنندگان در این مراسم پرچم هایی از آنچه که انقلاب مردمی سوریه نام گذاشته بودند در دست داشتند و پرچم های احزاب مختلف لبنان نیز در میان مردم به چشم می خورد.

شعارهای سازماندهی کنندگان تظاهرات نیز در راستای مواضع 14 مارس در روزهای اخیر بود و آنها سوریه را به دست داشتن در این ترور متهم می کردند و از دولت میقاتی نیز می خواستند تا از سمت خود استعفا دهد.

شایعاتی نیز در مور حضور سعد حریری در این مراسم در میان شرکت کنندگان پیچید که شور ضددولتی آنها را بیشتر کرد تا تعداد بیشتری از عناصر این جریان در میدان شهدای بیروت گردهم آیند.

فواد سنیوره رئیس فراکسیون المستقبل در پارلمان لبنان در خطابه ای آتشین در این مراسم حملات تندی را علیه دولت سوریه و دولت نجیب میقاتی مطرح کرد، او بدون هیچ ارتباط معنایی مدعی شد که بقای دولت میقاتی به معنای موافقت با آن چیزی است که روی داده است. او گفت که دولت به دنبال سرپوش گذاشتن بر ترور و عاملان آن است. 

وی که به دنبال تحریک افکار عمومی مردم بیروت و سایر مناطق لبنان برای افزایش فعالیت های مسلحانه و ایجاد ناامنی بیشتر در شهرهای لبنان برای فلج کردن دولت بود، با تندترین الفاظ از دولت میقاتی نام برد و آن را دولت ترور نامید، او مدعی شد که این دولت که به صورت کاملا قانونی و دموکراتیک در لبنان شکل گرفت، با کودتای نظامی حزب الله لبنان به وجود آمده است.

سنیوره گفت که قبل از استعفای دولت این جریان هیچ مذاکره ای را نخواهد پذیرفت.

میشل عون رئیس جریان آزاد ملی لبنان پیش از آغاز این مراسم در اظهاراتی با اشاره به اینکه وسام الحسن شهید همه لبنانی هاست گفت که همه مردم در این مراسم شرکت خواهند کرد.

 

پس از سخنان فواد سنیوره، طرفدار جریان 14 مارس مراسم امروز را به خشونت کشیدند و با نیروهای امنیتی درگیری شدند.

 

آنها قصد حمله به مقر دولت لبنان را داشتند که با مانع نیروهای امنیتی لبنان مواجه شدند و نیروهای امنیتی برای متفرق کردن آنها به گاز اشک آور متوسل شد.

 

تا لحظه تنظیم این گزارش، نیروهای امنیتی تدابیر شدیدی را در اطراف مقر دولت اتخاذ کرده‌اند و تلاش دارند عناصر این جریان را که در صدد آشوب طلبی در کشور هستند، از محل دور کنند. 

 

بر اساس گزارش المنار، سعدالحریری نخست وزیر برکنار شده لبنان نیز از طرفداران خود خواسته است که به تجمع خود پایان دهند و به منازل خود باز گردند.

 

فواد سنیوره نخست وزیر اسبق لبنان نیز که سخنان وی باعث تحریک طرفداران این جریان برای حمله به مقر نخست وزیر شده بود، طی سخنانی بعد از این حادثه از طرفداران این جریان خواست که به خانه های خود باز گردند. وی خشونت را امری غیرقابل قبول دانست و گفت: ما باید از مقر نخست وزیری حمایت کنیم.


 
مراسم تشییع وسام به خشونت کشیده شد
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠ : توسط : حسینی
تشییع جنازه «وسام» یا میتینگ تبلیغاتی مخالفان دولت لبنان

خبرگزاری فارس: جریان 14 مارس مراسم خاکسپاری وسام الحسن را به میتینگی تبلیغاتی برای تحریک افکار عمومی علیه دولت نجیب میقاتی تبدیل کرد و سخنان تحریک‌آمیز فؤاد سنیوره نیز تعدادی از آنها را به سوی مقر نخست‌وزیری لبنان کشاند.

خبرگزاری فارس: تشییع جنازه «وسام» یا میتینگ تبلیغاتی مخالفان دولت لبنان

به گزارش فارس، مراسم تشییع و خاکسپاری وسام الحسن امروز با حضور تعداد زیادی از مردم لبنان در میدان شهدا واقع در مرکز بیروت آغاز شده است، این مراسم در شرایطی برگزار می‌شود که 14 مارس ار قبل تلاش زیادی برای مصادره این مراسم به نفع خود و تبدیل کردن آن به یک میتینگ تبلیغاتی به نفع خود کرده بود و این موضوع را در پرچم‌های استفاده شده در این مراسم می‌توان دید.

شرکت کنندگان در این مراسم پرچم هایی از آنچه که انقلاب مردمی سوریه نام گذاشته بودند در دست داشتند و پرچم های احزاب مختلف لبنان نیز در میان مردم به چشم می خورد.

شعارهای سازماندهی کنندگان تظاهرات نیز در راستای مواضع 14 مارس در روزهای اخیر بود و آنها سوریه را به دست داشتن در این ترور متهم می کردند و از دولت میقاتی نیز می خواستند تا از سمت خود استعفا دهد.

شایعاتی نیز در مور حضور سعد حریری در این مراسم در میان شرکت کنندگان پیچید که شور ضددولتی آنها را بیشتر کرد تا تعداد بیشتری از عناصر این جریان در میدان شهدای بیروت گردهم آیند.

فواد سنیوره رئیس فراکسیون المستقبل در پارلمان لبنان در خطابه ای آتشین در این مراسم حملات تندی را علیه دولت سوریه و دولت نجیب میقاتی مطرح کرد، او بدون هیچ ارتباط معنایی مدعی شد که بقای دولت میقاتی به معنای موافقت با آن چیزی است که روی داده است. او گفت که دولت به دنبال سرپوش گذاشتن بر ترور و عاملان آن است. 

وی که به دنبال تحریک افکار عمومی مردم بیروت و سایر مناطق لبنان برای افزایش فعالیت های مسلحانه و ایجاد ناامنی بیشتر در شهرهای لبنان برای فلج کردن دولت بود، با تندترین الفاظ از دولت میقاتی نام برد و آن را دولت ترور نامید، او مدعی شد که این دولت که به صورت کاملا قانونی و دموکراتیک در لبنان شکل گرفت، با کودتای نظامی حزب الله لبنان به وجود آمده است.

سنیوره گفت که قبل از استعفای دولت این جریان هیچ مذاکره ای را نخواهد پذیرفت.

میشل عون رئیس جریان آزاد ملی لبنان پیش از آغاز این مراسم در اظهاراتی با اشاره به اینکه وسام الحسن شهید همه لبنانی هاست گفت که همه مردم در این مراسم شرکت خواهند کرد.

 

پس از سخنان فواد سنیوره، طرفدار جریان 14 مارس مراسم امروز را به خشونت کشیدند و با نیروهای امنیتی درگیری شدند.

 

آنها قصد حمله به مقر دولت لبنان را داشتند که با مانع نیروهای امنیتی لبنان مواجه شدند و نیروهای امنیتی برای متفرق کردن آنها به گاز اشک آور متوسل شد.

 

تا لحظه تنظیم این گزارش، نیروهای امنیتی تدابیر شدیدی را در اطراف مقر دولت اتخاذ کرده‌اند و تلاش دارند عناصر این جریان را که در صدد آشوب طلبی در کشور هستند، از محل دور کنند. 

 

بر اساس گزارش المنار، سعدالحریری نخست وزیر برکنار شده لبنان نیز از طرفداران خود خواسته است که به تجمع خود پایان دهند و به منازل خود باز گردند.

 

فواد سنیوره نخست وزیر اسبق لبنان نیز که سخنان وی باعث تحریک طرفداران این جریان برای حمله به مقر نخست وزیر شده بود، طی سخنانی بعد از این حادثه از طرفداران این جریان خواست که به خانه های خود باز گردند. وی خشونت را امری غیرقابل قبول دانست و گفت: ما باید از مقر نخست وزیری حمایت کنیم.


 
با صدور پیامی
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠ : توسط : حسینی
رهبر معظم انقلاب جان‌باختن جمعی از
 
دانش‌آموزان بروجنی را تسلیت گفتند

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی جان باختن جمعی از دانش‌آموزان دختر شهرستان بروجن را که در پی سانحه واژگونی اتوبوس رخ داد، تسلیت گفتند.

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب جان‌باختن جمعی از دانش‌آموزان بروجنی را تسلیت گفتند

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از دفتر مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی، در پیامی جان باختن جمعی از دانش آموزان دختر شهرستان بروجن را که در پی سانحه واژگونی اتوبوس رخ داد، تسلیت گفتند.

متن پیام معظم‌له به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

انالله و انا الیه راجعون

حادثه اندوه‌باری که به کشته شدن گروهی(بیست و چند نفر) و مجروح شدن جمعی دیگر از نونهالان و دانش‌آموزان عزیز میهن اسلامی منجر شد، موجب تألم و تأثر شدید اینجانب گردید.

مصیبتی که جز روح و بشارت الهی چیزی توان کاستن از سنگینی آن را ندارد و صبر بر آن موجب بارش رحمت بر قلب‌های داغدیده پدران و مادران و بستگانی است که در این عزا به سوگ نشسته‌اند.

اینجانب با قلبی محزون، صمیمانه‌ترین تسلیت‌های خود را به همه بازماندگان خصوصاً اولیا و مربیان و همکلاسی‌های داغدیده آنان تقدیم می‌دارم و از خداوند رحیم می‌خواهم که بهترین جزای صابران و سکینه و رحمت خود را بر آنان نازل فرماید و آن عزیزان سفرکرده به ملکوت را با شهدا محشور فرماید و همه مجروحان را شفای کامل و عافیت و سلامت عنایت فرماید.

سیدعلی خامنه‌ای

30 مهر 1391


 
گفتگو با حاج رحیم چهره‌خند درباره مرحوم ابوالفضل سپهر+ صوت شعرخوانی
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی
ماجرای دفن شدن ابوالفضل سپهر در قطعه شهدای گمنام/
 
 
 
 
 
کارت ویزیتش تلقین میّت بود!

گروه فرهنگی: حاج رحیم آدم عجیبی است با خصوصیات منحصر بفرد خودش. احتمالا برای تایید کردن این ادعا همین یک نکته بس باشد که او موبایل ندارد، آنهم در این دور و زمانه! این شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار حزب اللهی را می‌توان در قطعه شهدای بهشت زهرا(س) پیدا کرد، به قول خودش آنجا از هر باغبان و رفتگری هم که سراغش را بگیری، نشانش می‌دهد. گپ و گفت با حاج رحیم چهره‌خند که یک پای اکثر گرامیداشت‌های شهداست، می‌تواند محورهای مختلفی داشته باشد اما بهانه این گفتگو مرحوم ابوالفضل سپهر است. حاج رحیم و مرحوم ابوالفضل رفیق گرمابه و گلستان هم بودند و از این رو خاطراتی که حاج رحیم از او دارد ناب و دست اول است. حاج رحیم با دست نوشته‌ها و سروده‌های منتشر نشده مرحوم سپهر آمده بود تا درباره اتل متلهای ماندگار و مردمی آن شاعر متعهد بگوید. گفتگوی حاج رحیم چهره‌خند با رجانیوز قرار بود به مناسبت سالگرد وفات ابوالفضل سپهر انجام شود اما به دلایل مختلف دائم به تاخیر افتاد و نهایتا یک ماه بعد صورت گرفت. با این حال خواندن این گفتگو می‌تواند شناخت خوبی نسبت به خالق اتل متلهای دفاع مقدسی بدست دهد.

چگونه با مرحوم ابوالفضل سپهر آشنا شدید؟

قبل از سال 80 اولین بار در دفتر یالثارات او را دیدم و بعد در دفاتر نشریات فکه و شلمچه؛ در یک ماه رمضان با هم مانوس شدیم که تا روزهای آخر عمرش ادامه پیدا کرد. وقتی به رحمت خدا رفت، من و آقای گلعلی بابائی و آقای مقدم نیا و مادر و پسر دائی‌اش بالای سرش بودیم.

آیا کار اصلی‌اش شعر گفتن بود یا شعر را در حاشیه می‌گفت؟

او یک روزنامه‌نگار بتمام معنا بود و در همه جنبه‌های کار مطبوعاتی مغز عجیبی داشت. همه چیز برایش سوژه بود تا بتواند حرف‌هایش را بزند. واقعاً عاشق آقا و همیشه در صحنه بود. یعنی مثلاً ساعت سه صبح زنگ می‌زد و می‌گفت فلان جانباز در کرج مشکل پیدا کرده، بلند شو برویم و این در حالی بود که باید ساعت 8 در مخابرات سر کارش می‌بود.

کارمند مخابرات بود؟

بله، به صورت پیمانی و قراردادی کار می‌کرد و 70 ، 80 تومان می‌گر‌فت. مسئول کتابخانه بود.

70 ، 80 تومان؟

بله 85 تومان گمانم.

در سال 80؟

بله و آن وقت با همان حقوق ناچیز و گرفتاری‌هائی که داشت، آن پول را هم خرج ضعفا و همین قضایائی که گفتم، می‌کرد. زیاد شرایط مناسبی هم نداشتند، مستأجر بود.

کجا می‌نشستند؟

بین میدان گمرک و میدان قزوین، در بن بستی توی خیابان قلمستان. بچه چهار راه مختاری بود. بعد رفت جاده قم، شهرک فاطمیه که دو سال آخر عمر را در آنجا زندگی کرد و بعد از فوتش من آنجا می‌نشینم. ابوالفضل پای کار بود.

یکی از دست‌نوشته‌های ابوالفضل سپهر



سه صبح را می‌گفتید.

بله، سه صبح می‌گفت بلند شو برویم دم در خانه جانباز. می‌گفتم من 7 صبح باید بروم مدرسه ـمدرسه راهنمائی درس می‌دادم ـ تو هم که باید بروی مخابرات، می‌گفت نه بلند شو برویم، بنده خدا گرفتار است. می‌رفتیم کرج تا 5 صبح می‌نشست و به حرف‌های طرف گوش می‌کرد و بعد می‌آمدیم تهران و می‌رفت پشت در خانه فلان شخصیت و گزارش می‌داد که آقا! وضع این جوری است و بعد هم می‌نشست و مقاله می‌نوشت و به این شکل پای کار بود.

شعر را از کی شروع کرد؟

ابوافضل هم در هر جا که لازم می‌شد، دست به هر فنی می‌زد و غوغا هم می‌کرد، منجمله شعر که از سال 80 در نشریه فکه شروع کرد. اگر چه حالا خیلی‌ها صاحب شده‌اند و می‌گویند ما یک خط گفتیم و به او گفتیم برو اگر می‌توانی دنباله‌اش را ادامه بده، ولی این طور نبود. آن موقعی که ابوالفضل اولین شعرش را در باره دفاع مقدس و مسائل بعد از جنگ گفت، تقریباً همه او را طرد کردند و گفتند برو آقا! این اتل متل‌ها چیست؟

از اول اتل متل می‌گفت؟

خیر، من الان دفتری را دارم که دفتر شعرهای آئینی ـ عاشورائی ـ هیئتی اوست. غزلسرا بود و غزل‌های مکتبی می‌گفت، درست مثل همان دفتری که بعداً به کتابش تبدیل شد، با همان حجم، شعرهای عاشورائی دارد که تاریخ همه آنها مال قبل از دوره‌ای است که شعرهای دفاع مقدس را شروع کرده است.

اهل شعر بود، منتهی اتل متل‌ها را یک پنجشنبه‌ای بود، ساعت 8 شب با آقای داوودآبادی آمدند خانه ما در نازی‌آباد. یک دفتر 40 برگ دستش بود و یک صفحه از شعر آن فرزند شیمیائی را که مادرش مشکل داشت و کسی جوابش را نمی‌داد، نوشته بود. داوود آبادی گفت این را نوشته و همه بچه‌ها می‌گویند این شعر نیست، تو که کارت شعر است و غزل‌هایت در نشریات چاپ می‌شوند، نظرت چیست؟ گفتم کار من هم شعر نیست. شعر گفتن یک فن است و ما روزنامه‌‌نگار هستیم.  اصل کار من قصه است. گفت این را ببین. دیدم و ابوالفضل را بغل کردم و گفتم غوغا کردی! چرا این را ادامه نمی‌دهی؟

و او ادامه داد و تبدیل شد به چیزی که بعدها تاریخ ادبیات، آن را تحلیل خواهد کرد. با توجه به این که دوره ادبی به خاطر تغییرات سیاسی و اوضاع اجتماعی عوض شده بود، ابوالفضل آن ابداع لازمه را انجام داد و نظیر همان تغییری را که در قالب‌ها و سبک‌ها و محتواها در صدر مشروطیت شده بود، او در انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی انجام داد. آن موقع کسی عقلش نمی‌رسید برای فلسطین و بچه‌های غزه امروز شعر بگوید، ولی ابوالفضل در باره اردوگاه‌های صبرا و شتیلا و... شعر گفت. کاری که ابوالفضل کرد این بود که شعر روبروی با مخاطب را ابداع کرد.

یعنی چی؟

یعنی با استفاده از متل‌ها، آن هم به حالتی که من خیلی سعی کردم از او تقلید کنم، ولی نشد. ولی ابداعی که او کرد این بود که شعر و سبکی را ابداع کرد که نیاز جامعه بود. وقتی به دهی می‌رفت و شعری می‌خواند، همان را هم می‌آمد و در دانشگاه می‌خواند.

جواب هم می‌داد؟

بله، صددرصد. من یادداشت‌هایش را دارم. وقتی پشت تریبون می‌رفت، به او یادداشت می‌دادند آقا! شعری را که پارسال خواندی بخوان، همان شعری را که دو روز پیش خواندی، بخوان. مثلاً به روستای انگوران رفته و شعری را برای روستایی‌ها خوانده بود، سال بعد هم که می‌رفت، می‌گفتند آن شعر را هم بخوان. شعری بود که جواب می‌داد. هم در روستا می‌توانست بخواند، هم در دانشگاه، برای این‌که از عمق دلش برمی‌آمد و کاری به این نداشت که اگر شعرش بخواهد در مجله چاپ شود، از او بپرسند چرا محاوره‌ای است و چرا قافیه‌اش این طور است. یک بار سالن خیلی بزرگی در باقرشهر بود و می‌خواستند آن را افتتاح کنند و بزرگداشت شهید گذاشته و چند تن از مقامات مثل استاندار و فرماندار و امام جمعه‌های حسن‌آباد و باقرشهر و... را دعوت کرده بودند. از سه شاعر هم دعوت کرده بودند. مجلس مفصل و وسیعی بود، چون قرار بود یکی از مقامات مهم بیاید و سخنرانی کند و از این دستگاه‌های بازرسی فرودگاهی گذاشته بودند و هرکسی را هم راه نمی‌دادند.

چه سالی؟

دهه فجر یا هفته دفاع مقدس سال 82 بود. سی‌دی‌هایش به اسم «مردان آسمانی» هست. ابوالفضل و یکی از شعرای باصفای چپ کرده این اواخر که شاعر معروفی هم هست و 10، 12 جلد کتاب هم دارد و همه جا جزو هیئت ژوری و برگزارکنندگان و حقوق بگیران همه جا و وزارت ارشاد است و همه هم او را می‌شناسند و در فتنه 88 یک کمی چپ کرد و برای همین نمی‌خواهم اسمش را بیاورم، او هم دعوت شده بود. به علت این‌که چهره بود، اول ایشان را خواستند و گفتند آقا! بفرمایید. دکور عظیمی هم زده بودند. اقلاً 5000 نفر آمده بودند. ساعت 4 مراسم شروع شد و نزدیک اذان مغرب بود که این شاعر معروف رفت بالا و شروع کرد به شعر خواندن و همزمان بسته‌های پذیرایی را پخش کردند. همه حرف می‌زدند و ازدحام بود و تقریباً صدای بلندگوها نمی‌رسید. همراه بسته‌های پذیرایی، یک‌سری ورقه‌های  A4 هم می‌دادند که روی آنها سئوالاتی بود و قرار بود مردم جواب بدهند و سکه جایزه بگیرند. حتی سرداری هم که قرار بود سخنرانی کند، مشغول نوشتن این برگه‌ها شده بود و با بغل دستی‌هایش حرف می‌زد، چه رسد به بقیه!

آن شاعر هم آن بالا سبک شد و کسی به شعرهایش گوش نداد. من هم که می‌خواستم گوش بدهم، صدایش را نمی‌شنیدم، چون خیلی ازدحام بود. آن شاعر معروف 20 دقیقه‌ای شعر خواند و بعد آمد پایین. بعد مجری برنامه رفت بالا و دو خطی شعر خواند و در همان ازدحام، ابوالفضل سپهر را دعوت کرد.

ابوالفضل رفت پشت تریبون نشست. عادتش بود همیشه برای حضرت زهرا(س) خطبه‌ای می‌خواند. یک جوری هم می‌خواند که دائماً باید می‌گفتی بلندتر بخوان، بیشتر در دلش می‌خواند. بعد دستش را می‌برد بالا و یک یازهرا(س) می‌گفت و شروع می‌کرد به خطبه خواندن. خطبه را که داشت آرام‌آرام می‌خواند، همه احساس کردند نمی‌شنوند و کم‌کم ساکت شدند و ابوالفضل شروع کرد و گفت: «در باره مادر یک شهید مفقودالاثر شعری را می‌خوانم». به شهادت سی‌دی‌های موجود، همه کاغذ و خودکار و همه چیزهایی را که دستشان بود، ریختند پایین و شروع کردند به گریه و زاری!

نیم ساعتی شعر خواند و غوغا کرد. مجلس شده بود مثل آخرهای یک مجلس روضه‌خوانی. من و آن بزرگوار و ابوالفضل سپهر ردیف پنجم ششم مجلس نشسته بودیم. ابوالفضل عادت داشت یا همیشه ته مجلس یا وسط‌ها می‌نشست. هیچ‌وقت جلوی مجلس نمی‌نشست.

چند ماهی قبل از فوتش 19 فروردین 83، در دانشگاه حدیث در مورد شهید آوینی سخنرانی و یک‌خرده داد و بیداد کرد و گفت: «ردیف جلو را خالی کنید و بروید عقب. اینجا جای سردارها نیست. شما باید بروید ته سالن بنشینید. اینجا جای همسر و پدر و مادر و فرزند شهید است و این مملکت به تعالی نمی‌رسد، مگر این‌که بروید و از همسر و پدر و مادر یک شهید یا جانباز خواهش کنید که بیاید پشت این تریبون و از همسر یا فرزند شهید و جانبازش بگوید و شما بفهمید قضیه از چه قرار است. بلند شوید و بروید عقب سالن». این حرف را زد و سی‌دی آن موجود است.

گفتید که شعر خواند و آمد پایین.

بله، آمد و نشست. آن شاعر معروف هم دید که همه به شعر ابوالفضل گوش کردند و ساکت شدند. یک شعر دفاع مقدسی هم داشت که اتل متلی نبود، ولی محاوره‌ای بود؛ گفت: «من می‌خواهم بروم بالا» و مجری گفت: «نمی‌شود و ما یک شاعر دیگر هم داریم و می‌خواهیم مسابقه اجرا کنیم و سخنرانی هم هست». گفت: «خواهش می‌کنم اجازه بدهید یک شعر کوتاه دیگر هم بخوانم». من وقتم را کلاً به ایشان دادم و برای این‌که متوجه شود، گفتم: «وقتی ابوالفضل سپهر رفت پشت تریبون و شعر خواند، حالا دیگر هر کسی می‌خواهد باشد، ول معطل است!» من 45 دقیقه وقت داشتم و دادم به ایشان. عقلش نرسید که نباید برود، رفت و شعر را در همان ازدحام محتوم خواند و آمد و تازه فهمید که اشتباه کرد و نباید می‌رفت.

واقعیت این است که ابوالفضل اصل قضیه را گیر آورده بود. کاری نداشت که این شعر می‌خواهد در مجله چاپ شود و محاوره‌ای است. می‌خواست حرف بزند و حرفش حرف دل بود و حق بود و حرف حق تلخ است، ظرفیت خوب می‌خواهد و نه ظرفیت لق و اگر اهلش نباشی، دق می‌آورد. مردم این ظرفیت را نیاز داشتند، به همین دلیل وقتی ابوالفضل سپهر شعر می‌خواند، غوغا می‌کرد.

از خصوصیات مردمداری و مردانگی‌هایش بگویید.

ما یک بقالی باز کرده بودیم که پاتوق ما باشد. او می‌رفت مخابرات و من هم می‌رفتم مدرسه و بعدازظهرها در بقالی‌ای که در نازی‌آباد اجاره کرده بودیم، پاتوقمان بود. هشت نه متر فضا داشت و دورتادورش قفسه داشت. پشت مغازه هم یک تکه موکت انداخته بودیم و یک کتری و چراغ گاز هم داشتیم و چای درست می‌کردیم و همکاران و شاگردهایش و بچه‌های نشریات می‌آمدند آنجا.

ما در آنجا مشکل داشتیم. سه ماه بعد بود که فهمیدیم تقریباً سرمایه‌مان را از دست داده‌ایم، درحالی که در همان چند ساعتی که در مغازه می‌ایستادیم، به اندازه سه چهار تا سوپرمارکت فروش می‌کردیم، چون ارزان می‌دادیم. ما راضی بودیم که 50 تومان روی یک تن ماهی بکشیم، ولی دیگران 300 تومان می‌کشیدند. یادم هست خانمی آمد و می‌گفت: «20 تا مایع ظرفشویی می‌خواهم». می‌گفتم: «چرا 20 تا؟» می‌گفت: «برای دخترم و خاله‌ام و اقوامم هم می‌خواهم». علتش این بود که همه جا می‌دادند 600 تومان، ما می‌دادیم 350 تومان.

پس چرا کارتان نگرفت؟

چون ابوالفضل 100 تومان، 100 تومان اجناس را داخل کارتن می‌ریخت و می‌برد دم در خانه‌ها می‌داد. حتی یک بار پول قرض کردیم تا مادرش را که بیماری قلبی داشت، از بیمارستان ترخیص کنیم و او آن پول را به همسر یک جانباز داد و بعد هم برایش خانه جور کردیم که رفت و آنجا نشست. درگیر این قضایا بود و می‌گفت باید شانه‌مان را زیر بار بدهیم و شانه‌اش زیر بار بود، در عین این‌که واقعاً مستضعف بود و به اندازه اجاره خانه‌اش هم حقوق نمی‌گرفت، ولی به‌شدت دست به جیب بود.



برخوردهایی که در محافل ادبی مطبوعاتی با او شد، چگونه بود؟

در مطبوعات با او برخورد خوبی می‌کردند، هر چند بعدها خیلی‌ها صاحب شدند و گفتند من این را به او گفتم، ولی این‌طور نبود. مغز ابوالفضل مثل کامپیوتر کار می‌کرد و همه چیز برایش سوژه بود. عادت داشت با همه اقشار جامعه صحبت کند. عادت نوشتاری‌اش هم این‌جوری بود که می‌گفت: «خواهرها! برادرها! رپی‌ها! حزب‌اللهی‌ها! آهای معلم! آهای آخوند! آهای بزرگ! آهای کوچک!» با تک‌تک اینها حرف می‌زد که دیدی چه شد؟ بعد کم‌کم ریتمش را عوض می‌کرد و مثلاً می‌گفت: «اگر من جای بانک مرکزی بودم، فلان کار را می‌کردم، اگر جای آقای رئیس‌جمهور بودم، این کار را می‌کردم»، بعد ریتمش را عوض می‌کرد و می‌گفت: «اگر من جای مادر محمدولی بودم این کار را می‌کردم». همه را هم وصل می‌کرد به این مطلب که این گرانی‌ها به دولت، حکومت و استکبار جهانی ربط ندارد. اگر هم ربط داشته باشد، فوقش 5% است. به مانوری که الان در بحرین در خلیج‌فارس گذاشته‌اند، ربط چندانی ندارد. در این جور جاها می‌شود به بعضی از مسئولین گیر داد که نیاز به هنر دارد، برای این‌که اگر من الان به بانک مرکزی گیر بدهم و بگویم این چه اشتباهی است که داری می‌کنی، نظام را تضعیف می‌کنم. هزار تا دکتر، آبدارچی بانک مرکزی هستند.

ابوالفضل این هنر را داشت که تضعیف نکند و در عین حال بزند؟

بله داشت. من الان یک مقدار از یادداشت‌های دم دستی او را که دور می‌ریخت و من برمی‌داشتم دارم. اگر اینها را بخوانم، می‌بینید که از کجا گیر می‌آورد و به کجا می‌زد. مثلاً یکی از متل‌های چاپ نشده‌اش که من در یادداشت‌ها پیدا کرده‌ام، یادم تو را فراموش است که دو تا رفیق هستند که با هم جناغ شکسته‌اند. اینها را به شکل اتل متلی گفته. آمده در این فاز که برادر! خواهر! پدر! سردار! رئیس‌جمهور! بچه محل! رفیق! نگاه کن این جوری‌هاست‌ها! تو یادت رفت. باید بگویید یادم، یادم تو را فراموش شده ای بدبخت! به همین زودی؟ مگر چقدر از جنگ گذشته؟ همه اینها را در یک شعر با یک بند چهار پاره و با 8، 10 کلمه می‌آورد و یک ساعت باید بنشینی و بگویی راست می‌گوید، راست می‌گوید، خدایا توبه! البته اگر اهل باشی. این هنر ابوالفضل است. معجزه می‌کرد.

ابوالفضل اول مقاله‌نویس بود، بعد قصه‌نویس، بعد نمایشنامه‌نویس. حتی وقتی با جانبازی مصاحبه می‌کرد، می‌آمد و آن را مثل یک مصاحبه می‌نوشت. وقتی می‌خواندی خیال می‌کردی برای یک فیلم، صحنه‌بندی و دکوپاژ کرده است. همان را در مجله چاپ می‌کرد. باید گردآوری و در کتابی چاپ می‌شد که این‌طور نشد. ابوالفضل سپهر اساساً Narrationنویس بود. بعد از شهید آوینی چه کسی را داریم که به آن خوبی Narration و متن گفتار فیلم بنویسد؟ ابوالفضل سپهر یک مقدار  Narration فیلم دارد که اینها می‌توانند منتشر شوند و بیشتر از کتابش غوغا کند و مثلاً در عرض 6 ماه به چاپ دهم برسد، اما هیچ‌کس دنبالش نرفت.

رسید به جایی که ابوالفضل هم سرد شد. خاک سرد است. یادشان رفت و اگر چند نفر مثل مهدی طوغانی، محمدعلی صمدی، فرامرز مقدم‌نیا، حسین قدیانی و آنهایی که مثل من با ابوالفضل زندگی می‌کردند، اگر نباشیم و در سالگردش شعری، مقاله‌ای، چیزی ننویسیم، هیچ یادی از او نمی‌شود. یادشان رفت. علتش هم این بود که ابوالفضل در جاهایی که با آنها درگیر بود، شدیداً پای حرفش می‌ایستاد. در تمام 14 کنگره شعر دفاع مقدسی که در ایام بودن ابوالفضل سپهر برگزار شد، برای هیچ کدامشان شعر نفرستاد.

چه شد که ابوالفضل سپهر در قطعه شهدای گمنام دفن شد؟

خودمان هم نفهمیدیم چه جوری شد! راستش این است که یک روز در هفته، پنجشنبه‌ها می‌رفتیم حرم حضرت عبدالعظیم(س) و تا صبح آنجا بودیم. نماز صبح را می‌خواندیم و بعد می‌رفتیم. فلاسکی داشتیم و آن موقع‌ها آب جوش صلواتی هم در حرم حضرت عبدالعظیم(س) نبود، دویست تومان می‌گرفتند و فلاسک را پر می‌کردند. چای پاکتی و قوطی قند هم داشتیم. می‌نشستیم به کار و بحث و تبادل نظر و اشعار را تصحیح و طرح‌های هفته آینده‌مان را بررسی و شروع به کار کنیم، می‌رفتیم آنجایی که قبر مطهر شهید خیابانی است، موکت می‌انداختیم و می‌نشستیم. غیر از این روز، بقیه روزها را می‌رفتیم قطعه 44 بهشت زهرا(س).

بعدازظهرها؟

از صبح می‌رفتیم. بعضی روزها مرخصی داشتیم. من دوشنبه و پنجشنبه بیکار بودم. ابوالفضل هم یک جوری می‌آمد. یک دوغی درست می‌کردیم و می‌گذاشتیم یخ می‌زد. یک کاسه مسی هم داشتیم. نان خشک خرد کرده و پیاز و خیار و فلفل هم در کوله‌مان داشتیم و همیشه آنجا یک آبدوغ خیاری با هم می‌خوردیم. گاهی اوقات هم مهمان داشتیم. درست جایی می‌نشستیم که با دو متر فاصله، الان قبر ابوالفضل سپهر است. وقتی که در بزرگراه بسیج تشییع جنازه‌اش شد، آقای احمدی‌نژاد شهردار بود و آمد آنجا. بچه‌ها به او گفتند می‌خواهیم او را در قطعه 21 در کنار مزار شهید بهشتی و شهدای 72 تن بگذاریم. سمت چپ آنجا عادی‌ها را هم دفن می‌کنند. قبر ابوالفضل سپهر را در آنجا کندند. احمدی‌نژاد گفت: «هر جا می‌خواهید دفنش کنید». آقای داود دشتی و عباس قنبری دنبال کار بودند. من گفتم: «ابوالفضل سپهر زائر حرفه‌ای حرم حضرت عبدالعظیم(س) بود. حتماً باید جنازه‌اش را ببریم و دور حرم طواف بدهیم و باید حتماً حرم امام(ره) هم برود، حتی اگر تا شب هم طول بکشد». جنازه را بردیم حرم حضرت عبدالعظیم(س). همان جا که پیگیری کردم، گفتند: «قبرش را کنده‌ایم». وقتی به بهشت‌زهرا رسیدیم، دیدیم در قطعه 44 هم قبرش را کنده‌اند. هنوز هم نفهمیده‌ایم چه کسی این کار را کرد! نه مسئولین بهشت‌زهرا می‌دانند، نه داود دشتی و نه عباس قنبری. گفتند: «ابوالفضل عاشق شهدای گمنام بود. باید در اینجا دفن شود». دقیقاً همان جایی که می‌نشستیم و آبدوغ خیار می‌خوردیم دفن شد! فقط هم من و مادرش می‌دانستیم که آنجا پاتوق ابوالفضل بوده است. مادرش هم که در حال خودش نبود و این‌طور نبود که آدرس داده باشد.

نمی‌دانم چه‌جوری شد که آنجا رفت. من نظرم این است که خود شهدا او را آنجا بردند. ابوالفضل کسی را نداشت. کاری نداریم به این‌که پسر فلان آدم اگر خودکشی هم بکند، ممکن است او را ببرند و در حرم هم دفن کنند که کردند. آن رانت است. مال ابوالفضل رانت نبود. شهدا او را بردند.

یکی از بچه ها می‌گفت آخرین بار که به عیادتش رفتم، پرسیدم: «چه آرزویی داری؟» گفت: «این‌که نیمساعت در قطعه 24 بخوابم». همان بنده خدا هم می‌گفت: «من هم نفهمیدم چه شد که بدون پارتی، او را در آنجا دفن کردند».اصلاً قبرش را در قطعه 24 کنده بودند. هنوز هم نفهمیدم چه جوری شد! حاج عباس قنبری و حاج داود دشتی متولی این کار بودند. آنها هم نمی‌دانند چرا این‌جوری شد؟

بعضی شبها خانه نمی‌رفت و ما با هم بودیم. بعضی مواقع چرتش می‌گرفت، بلند می‌شد می‌رفت وضو می‌گرفت و می‌آمد و دو باره می‌نشست. می‌گفت وقت کم است. چهار پنج سال بیشتر نیستیم. مریض هم نبود. یک مقداری ناراحتی گواتر داشت، منتهی مریض نبود. تا آن اواخر که دو سه بار سکته کرد و قند و این چیزها اذیتش کرد. همیشه می‌گفت: «من 4، 5 سال بیشتر نیستیم و باید کار کنیم».

ماجرای کارت ویزیتتان چیست؟

کارتی را طراحی کردیم که کارت ویزیتمان بود. مخصوصاً می‌رفتیم این طرف و آن طرف و وقتی کسی نبود یکی از این کارت‌ها می‌گذاشتیم. دقیقاً تلقین میت است. من هنوز از همین کارت‌ها استفاده می‌کنم: «اسمع! افهم! الله ربی، القرآن کتابی» تلقین میت به طور کامل! آخرش نوشته برادر فلان! روز فلان، ساعت فلان آمدیم تشریف نداشتید. گویا هنوز سرِ کار بودید. هنوز هم بعضی‌ها سر کار هستند. این را می‌گذاشتیم و می‌آمدیم. این طرح ابوالفضل سپهر بود. برای این‌که به آنها توهین نشود، اسم مستعار می‌زدیم. ابوالفضل می‌زد «ع‌ـ‌سپهر». این از کارهای مشترکمان بود. کار مشترک دیگری که می‌کردیم این بود که برای شهدا نامه می‌نوشتیم.

یعنی چه؟

یعنی نامه می‌نوشتیم و می‌بردیم روی قبر شهیدی می‌گذاشتیم. جوابش را هم می‌گرفتیم. این اواخر بعد از ابوالفضل این کار را ادامه ندادم. می‌رفتیم قطعه 28 و شهید گمنام یا غیرگمنامی را پیدا می‌کردیم، نامه‌ای برایش می‌نوشتیم و می‌آمدیم و چیزهای عجیب و غریبی اتفاق می‌افتاد. نامه می‌آمد دست کسی، می‌آمد، می‌گشت و پیدایمان می‌کرد و می‌پرسید: «تو با شهید چه حرفی داری بزنی. با شهید صحبت می‌کردیم و می‌گفتیم: «شهید! تو رفتی، ولی کاش بودی. سنگرت خالی شد. این جوری شد، این جوری شد؟»



مثلاً چه می‌گفتید؟

همه‌اش مسائل روز بود و ما می‌خواستیم با شهید در ارتباط باشیم.

این‌که گفتید اتفاقات جالبی می‌افتاد، چند مثال می زنید؟

اتفاقات قشنگی می‌افتادند، مثلاً یک بار یکی داشت تعریف می‌کرد، صدایش زدم و پرسیدم: «در آن نامه این را هم نوشته بود؟» گفت: «آره! تو از کجا می‌دانی؟» گفتم: «می‌دانم کی نوشته». یک بار طرف در یک ماه رمضانی خیلی دست ما را گرفت و گفت: «بیا این چک، برو برنج بخر و مشتری‌هایت را راه بینداز».

 

 

 

این فایل صوتی را از اینجا دریافت نمایید

 

شعری از حاج رحیم چهره خند:

این قدر نرین منطقه تو تپه‌ها بگردین
بیاین بریم توی خط حالا که اهل دردین

 خط مقدم ما مادر اون شهیده
که سی ساله منتظر چشمش به در سپیده

 اون که پسر بزرگه‌اش تو جبهه ناپدیده
 نمی‌دونه اون یکی گم شده یا شهیده

 می‌گه بیا عزیزم، اگه هستی هنوزم
چرا وقتی می‌رفتی، مادرتم نبردی؟

 منم ببر عزیزم، موندنم دیگه بسه
غریبی نامزدت قلب منو شکسته

دیگه داره از غمش، دق می‌کنه می‌میره
از صب تا شب مریضه، قلبشو هی می‌گیره

سنگر اصلی ما بخش هفت ساسانه
جانباز شیمیایی... حرفش چقدر آسانه

همونایی که هستن، زنده‌شونم شهیده
 مثلشونو تو دنیا، هیچ‌وقت کسی ندیده

 تاول توی شش داره، بچه ناخوش داره
 پول دوا کم میاد، خرجای دق‌کش داره

 نفس وقتی می‌کشه، اکسیژنش کم میاد
 تو اون دل قشنگش، غصه و ماتم میاد

 



 بچه‌شو که می‌بینه، زورکی هی می‌خنده
 ماسکشو ور می‌داره، شیر اونو می‌بنده

 می‌گه حالم عالیه، دختر خوب و نازم
 بابات داره خوب می‌شه، سر کار می‌ره بازم

اون دستمال خونی رو، پشت بالش می‌ذاره
دروغکی دست‌هاشو، تندی بالا میاره

دخترشم می‌دونه، کار باباش تمومه
ده تا دستمال خونیش، توی تشت حمومه

سه روزه که مادرش، دنبال کپسولشه
اسپری آتروونت، که معطل پولشه

سِرِوِنت و بکتوتایت، سالبوتامول، سالمترول
فلوکسی تایت قرمز، که نفس رو می‌ده هُل

کاش بود حتی یکی از هفت تا دونه کپسولش
پیدا اگر هم بشه، پیدا نمی‌شه پولش

سِرِوِنت یک هفته، هشتاد هزار تومان پول
ترومولین، آتروونت که زجرشو می‌ده طول

ماسکشو باز می‌ذاره، شیرشو وا می‌کنه
حمیده توی دلش، خدا خدا می‌کنه

افتاده توی خونه، یه مدت مدیده
می‌چرخه دور سرش، هم خونه هم حمیده

می‌گه خدا  پس چرا اکسیژنش کم میاد؟
 چرا حالش بد می‌شه؟، مگه قرصِ چی می‌خواد؟

 از سینه باباجون، صدای جیر جیر میاد
حالا تو این بی‌پولی، قرصاش کجا گیر میاد؟
با چشمای بارونی، دستمالو برمی‌داره
چند تا دستمال شسته، به جای اون می‌ذاره

می‌گه خدا چی می‌شه، با قرصای باباجون
زودتر بیاد مادرم، خونه بگیره سامون

حمیده بچه ساله، اما اینو می‌دونه
دنیا وفا نداره، یک قرونم گرونه

عطر گل شقایق، پیچیده توی خونه
الان بابا رو زمین، فردا تو آسمونه

همین روزا یه وقتی، بابا خوبِ خوب می‌شه
تابوتش رو میارن، سوار اون چوب می‌شه

یواش یواش فراموش، می‌شه اون تشت خونی
راحت می‌شن بچه‌هاش، از زجر نردبونی!

 رسمش ولی این نبود، همه‌اش فراموش بشه
اون آتیش معرکه، بمیره خاموش بشه

رسمش ولی این نبود، صورت و پهلوی دین
کبود بشه بمونه، همین جا روی زمین

درد اگر درد دینه، درده، ولی شیرینه
تیری که ول می‌کنه، صاف رو هدف می‌شینه

کویر دلش مثل ابر زخمی و پاره پاره است
تو آسمان قرآن، شهید مثل ستاره است

باید باشه ستاره، همیشه تو آسمون
تا زنده باشیم همه، تا نور بده واسه‌مون

اگر فراموش بشه، خاموش بشه بمیره
دین هم فراموش می‌شه، عزتمون می‌میره

اونجا توی منطقه، خاک و خل زمینه
این مادر شهیده، سنگر تو همینه

این که می‌گن اکبرش، تو جبهه ناپدیده
یکی‌شونم موجی‌یه، اون که اسمش حمیده

 وقتی می‌ری سراغش، می‌گی حمیدجون سلام
می‌گه سلام بسیجی، می‌گی بگو باز برام

می‌گه خودت می‌دونی، درد من عاشقی‌یه
زخم درد عاشقی، توی دلم باقی‌یه

الان یه عمریه که، تو دردشون می‌سوزم
یادشونو به قلبم، عین وصله می‌دوزم

کدومشونو بگم، از علی یا مصطفی
از اون سید تک پا، یا از خود مجتبی؟

 وعده‌کنان تو مهران، علی داشت برام می‌خوند
 آر.پی.جی11 آمد، سرش پرید خودش موند

اون طرف مصطفی، نشسته بود رو زمین
قمقمه‌شو که خواستم، اومد بده رفت رو مین

حرفا نگفته بهتر، دیگه چیزی نمی‌گم
حتی اگه فکر کنین، من هم دیگه بریده‌ام

حرفا نگفته بهتر، دق میاره حرف حق
ظرفیت توپ می‌خواد، نه یک ظرفیت لق

دق میاره حرف حق، اگه اهلش نباشی
یادت باشه که شهید، رفته الان تو جاشی

پرچمشونو وردار، نذار بمونه رو زمین
ادامه راهشون، فقط به اینه همین

برادرم! خواهرم!، سنگر رو پیدا بکن
جیره جنگی بردار، پوتین‌ها رو پا بکن

جبهه دیگه تمومه، فرهنگشه که اصله
از این بی‌سیم یاد بگیر، سیم نداره و وصله

جداً ببین یه بی‌سیم، با این‌که سیم نداره
چه جوری وصل خطّه؟، همه‌اش آتیش می‌باره؟

 زمین همون زمینه، اما باید رفت جلو
نه این‌که روی زمین، نشست و یا شد ولو

هر نفری توی خط، اسلحه برمی‌داره
تدارک سی نفر، پشتیبانیشو داره

هر کدوم از سی نفر، کارش رو انجام نده
لنگ می‌مونه کار ما، ضررها صد در صده

شهید یه روز می‌جنگید، امروز رفته تو جاشی
باید تو فکر و عمل، ادامه‌شون تو باشی

اگه می‌خوای راهشون، داشته باشه ادامه
اینو بدون که دنیا، فقط برات یک دامه

دل اگه کندی ازش، راحت ازش گذشتی
عین مسافر شدی، دور خودت نگشتی

دنیا اسیرت می‌شه، می‌شی شکل شهیدا
اون وقت ادامه می‌دی، راهو مثل شهیدا

اگر مسافر باشی، جا تو دنیا نگیری
بزرگ می‌شی طوری که، تو دنیا جا نگیری

بزرگ بودن طوری که، تو دنیا جا نگیرن
اونایی که کوچیکن، تو این دنیا اسیرن

اسیر یه لقمه نون، غافل از اوستا کریم
تو چشم و همچشمی‌ها، حتی می‌شن... بگذریم!



برای رضایت حضرت زهرا(س)، به یاد مقدس ابوالفضل سپهر که این سبک شعری، سبک ابداعی ایشان است و برای سلامتی آقایمان صلوات عنایت کنید.    ‌


 
زندان نرفتن محمدرضا خاتمی هم دردسری شده!
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: ارگان حلقه لندن ضمن انتشار مقاله‌ای، به توجیه علت زندانی نشدن محمدرضا خاتمی و اظهارات او مبنی بر اینکه ما برانداز نیستیم، پرداخت.

خبرگزاری فارس: زندان نرفتن محمدرضا خاتمی هم دردسری شده!

به گزارش سرویس فضای مجازی حبرگزاری فارس، در اخبار ویژه روزنامه کیهان آمده است: محافل ضد انقلاب اظهارات اخیر رضا خاتمی را مورد اعتراض قرار داده و اصلاح طلبان - به ویژه طیف فراری آنها در خارج - را متهم کرده‌اند که می‌خواهند بر سر جنبش سبز معامله کنند؛ آنها بازداشت نشدن رضا خاتمی را در کنار برخی مواضع محمد خاتمی نشانه ادعای خود شمرده‌اند.

پس از این اتفاق سایت جرس در مقاله‌ای به قلم آرش-غ از اعضای خارج نشین حزب مشارکت سعی کرد چهره ای رادیکال و مبارز ترسیم کند و بازداشت او را توجیه نماید؛ جرس می نویسد: این اولین بار نیست که اصلاح طلبان و به معنای اخص آنان جبهه مشارکت و برخی از سران آن، اینگونه مورد انتقاد کسانی قرار می‌گیرند که در بی عملی سیاسی آنان همین بس که از سال 1376 بارها و بارها برای همین ها، هم سوت زدند و هم کف کشیدند و هم آنها را هو نمودند.

آنها را به بی عملی سیاسی متهم می‌کنند و می‌گویند که «برنامه سیاسی» ندارند و برای «پیام آشتی جویانه به حاکمیت» باید به بند نقد کشیده شوند؛ در حالی که کسی مثل «محمدرضا خاتمی» در داخل کشور با آن همه ملاحظات و محذوریت های امنیتی قرار دارد، از خارج نسخه می‌پیچند که «موقعیت آقای رضا خاتمی با موقعیت بسیاری از همراهان و همفکرانش که سالیانی است زجر زندان و غربت و ستمی که بر آنان و خانواده هایشان رفته است را تحمل می‌کنند، یکسان نیست.»

جرس در توجیه بازداشت نشدن رضا خاتمی نوشت: چه کسی است که نداند عمق کینه و مشکلی که نهادهای امنیتی با امثال مصطفی تاج زاده و مصطفی قدیانی این روزها پیدا کرده‌اند، اگر از رضا خاتمی کمتر نباشد بیشتر نیست؟ به تعبیر بهتر برای آنها، سه نفر، بهزاد نبوی، مهدی هاشمی و رضا خاتمی، سه خال تکی هستند که اولی از همان روزهای آغازین پس از انتخابات به زندان رفت، دومی در هول و ولای دعوای سیاسی با هاشمی رفسنجانی همین تازگی روانه اوین شده است، و اگر محمدرضا خاتمی هم به زندان نمی‌رود فقط و فقط به دلیل انتساب فامیلی او به خانواده امام(ره) است که دست امنیتی‌ها را تاکنون بسته است (!)

این پایگاه اینترنتی بی آنکه به فرار گردانندگانش و عافیت نشینی در اروپا و آمریکا اشاره کند، در ادامه توجیه خود مدعی شد: برخی از دوستان، اصلاح طلب خوب را اصلاح طلب زندانی می‌دانند غافل از اینکه خوبی و بدی یک اصلاح طلب به زندان رفتن یا نرفتنش نیست، به نقشی است که در زمان ایفا می‌کند آنها که به زندان رفتند البته حسینی [!؟] عمل کردند اما اینانی که در بیرون هستند چندان هم صم و بکم نبودند و چون خاموش نیستند این همه مورد طعنه و انتقاد قرار می‌گیرند؛ ما در میان اصلاح طلبان دوم خردادی، اصلاح طلب بد نداریم. آنکه بد است اصلا اصلاح طلب نیست و اشتباهی با اصلاح طلبان بر خورده است.

جرس با اشاره تلویحی به حماقت مدعیان اصلاح طلبی در همراهی با گروهک‌های ضدانقلاب در فتنه سال 88 و برخورد قاطع نظام با آنان نوشت: حزب مشارکت و سازمان مجاهدین در دام براندازی کور و ناپخته‌ای که هم گروهی از نهادهای امنیتی و هم بخشی از اپوزیسیون خام در خارج از کشور برای آن لحظه شماری می‌کنند قرار نخواهند گرفت.

تازه محمدرضا خاتمی همه اینها را هم در پاریس، در واشنگتن، یا در کره مریخ نگفته است که دست هیچ جنبنده‌ای به او نرسد؛ او درون مرزهای جغرافیایی کشور با توجه به تمام ملاحظات امنیتی موجود، نظر سیاسی خودش را و گروهی را که بدان انتساب دارد، فقط تکرار کرده است.

انتشار این تحلیل حاکی از آن است که عناصر فراری ورشکسته و رفقای حزبی آنها در داخل با توجه به کوتاه شدن دستشان از انتخابات مجلس و در کنار آن گرفتار شدن سر صحنه ساختارشکنی (فتنه 88)، به شدت نسبت به خبط بزرگ در سه سال پیش احساس ندامت می‌کنند؛ این طیف با این حال جرأت ندارند علناً مرزبندی روشنی با گروهک‌های برانداز داشته باشند چرا که این طیف‌ها را عقبه خود می‌شمارند و با آنها درباره بی اعتقادی به قانون اساسی، ولایت فقیه، خط امام، جمهوری اسلامی و بالاتر از همه اسلام و انقلاب اسلامی هم مسیر هستند.

* یونل ست هنگ کرد رادیو اسرائیل: قدرت نمایی ایران بود

برخی کانال های رادیو- تلویزیونی غربی روز پنج‌شنبه برای چند ساعت از دسترس خارج شدند؛ بنابرگزارش‌های رسانه‌های منتشره، شبکه های سی ان ان، صدای آمریکا، بی بی سی انگلیس و دویچه وله از جمله این شبکه‌ها بودند که برای ساعت‌هایی در خاورمیانه از دسترس خارج شدند؛ سخنگوی شبکه «یوتل ست» به خبرگزاری فرانسه گفته است که برخی از کانال های رادیو و تلویزیون غربی برای مدتی به علت ارسال پارازیت از دسترس خارج شدند. مؤسسه «دویچه وله» به برخی از رسانه ها گفته است که در این خرابکاری دست جمهوری اسلامی را می‌بیند.

به گزارش دویچه وله آخرین بار برنامه‌های دویچه وله بامداد پنجشنبه (27 مهر) در معرض پارازیت قرار گرفت. اریک بترمان، مدیر عامل دویچه وله در گفت وگویی با روزنامه آلمانی فرانکفورتر الگماینه به نقض آزادی بیان از سوی جمهوری اسلامی اعتراض کرده است.

دویچه وله علت این اقدام را عملیات تلافی جویانه عنوان کرد و نوشت: «این احتمال وجود دارد که عملیات اخیر از سوی ایران، در واکنش به اقدام ماهواره هات‌برد صورت گرفته باشد؛ شبکه «یوتل ست» از روز دوشنبه 24 مهر پخش ماهواره ای 19 شبکه رادیو- تلویزیونی جمهوری اسلامی را از ماهواره هات برد قطع کرد؛ این شرکت دلیل این اقدام را تحریم های تازه اروپا علیه ایران دانست؛ به گفته شرکت فرانسوی یوتل ست که مدیریت ماهواره های یوتل ست و هات برد را بر عهده دارد، ایران از چهارشنبه روی شبکه‌های بی بی سی فارسی، صدای آمریکا و رادیو فردا عمداً اختلال ایجاد کرده بود.»

بنگاه رسانه‌ای بی‌بی‌سی هم روز پنج شنبه خبر داد که برنامه‌های این شبکه از جمله: بی بی‌سی ورلد نیوز (شبکه خبر بین المللی بی بی سی)، تلویزیون عربی بی‌بی‌سی و کانال های رادیویی سرویس جهانی بی‌بی‌سی به دو زبان عربی و انگلیسی برای مخاطبان مناطق اروپا و خاورمیانه، در معرض پارازیت های عمدی و متناوب قرار گرفته‌اند.

رادیو اسرائیل نیز در گزارشی گفت: ایران در یک قدرت نمایی کم سابقه امواج برخی شبکه‌های غربی از جمله سی ان ان را هدف قرار داد و در طول ساعاتی از شبانه روز موفق شد مانع از پخش برنامه‌های شبکه‌های جهانی نظیر «سی ان ان ، بی بی سی ورلد، یورونیوز و دیگر شبکه‌های مشابه شود.

از سوی دیگر وبسایت بی‌بی‌سی فارسی در ارزیابی قدرت ایران در زمینه جنگ سایبری نوشت: ایران طی ماه‌های گذشته هم قربانی حملات سایبری بوده و هم براساس برخی گزارش ها در نقش حمله کننده در فضای سایبر و اینترنت عمل کرده است؛ مصلحی وزیر اطلاعات ایران در ماه ژوئن امسال گفت «ما تقریباً روزانه با این حمله ها مواجه هستیم.» وی این را هم گفت که کشورش قصد دارد از «لاک دفاعی» خارج و وارد حوزه «جنگ نرم» با آمریکا شود.

رسانه دولتی انگلیس هر چند مدعی شد «نحوه حملات سایبری ایران نشان می‌دهد فناوری‌ها و روش‌های به کار گرفته شده قدیمی و شناخته شده هستند» اما اذعان کرد: هرب لین دانشمند ارشد کامپیوتر در شورای پژوهش ملی در آمریکا می‌گوید براساس گزارش‌ها و مطالبی که مطالعه کرده، ایران از قدرت بالایی برای انجام حملات سایبری برخوردار است.

بی‌بی‌سی افزود: برخی برای نشان دادن توان تکنولوژیک ایران به ماجرای فرونشاندن یک هواپیمای بدون خلبان آمریکایی با شماره شناسه 170-RQ که به «هیولای قندهار» هم معروف شده بود اشاره می‌کنند که ظاهراً با هدف جمع‌آوری اطلاعات از تأسیسات هسته‌ای ایران به حریم هوایی ایران وارد شده بود؛ این هواپیمای جاسوسی تقریباً سالم در ایران به زمین نشانده شد و بعدها مشخص شد که به احتمال بسیار قوی این موفقیت به خاطر توانایی در به دست گرفتن سیستم جی‌پی‌اس (موقعیت یاب ماهواره‌ای) آن هواپیما بود.

این شبکه انگلیسی با اشاره به سخنان چندی پیش نیک هاروی معاون وزیر دفاع بریتانیا پرداخت که از حملات سایبری به عنوان «گزینه ای متمدنانه» نام برده و گفته بود می‌توان از آن بر علیه دشمن استفاده کرد؛ زیرا این اقدام معمولاً با خسارت زیاد همراه نیست؛ بی بی سی اضافه می‌کند: البته موضع آقای هاروی مخالفانی هم دارد و بوده‌اند مسئولان و سیاستمدارانی که نسبت به خطر حملات سایبری به تأسیسات هسته ای در جهان هشدار داده‌اند.

سؤال این است که فقط یک یا چند کشور می‌توانند در مقابله با آنچه خطری برای منافع خود می‌دانند دست به حملات پیشدستانه سایبری علیه کشور دیگری بزنند یا این حق برای همه محفوظ است؛ طرح این سؤال بخاطر خطراتی است که یک حمله سایبری می‌تواند گاه در سطح فاجعه‌ای سراسری ایجاد کند.

* عاطفه خشکیده شبکه سعودی بالاخره جریحه دار شد

شبکه سعودی العربیه در آخرین شیطنت رسانه‌ای علیه سوریه مدعی شد ارتش سوریه از بمب‌های خوشه‌ای استفاده کرده است.

این شبکه که به العبریه معروف شده و در جنگ های 22 روزه و 33 روزه جنایت های رژیم صهیونیستی را توجیه می‌کرد، برای مستند شدن ادعای خود علیه ارتش سوریه، تصویری را منتشر کرد که نه مربوط به درگیری‌های سوریه بلکه متعلق به بمباران‌های هوایی رژیم صهیونیستی در سال 2006 علیه مردم لبنان بود!

به گزارش العالم به نقل از سایت «الحقیقه» این تصویر در اوایل دسامبر 2010 در روزنامه انگلیسی گاردین و به عنوان یکی از اسناد استفاده ارتش رژیم صهیونیستی از بمب‌های خوشه ای منتشر شده است.

گاردین در سال 2010 در خبری به نقل از سایت «ویکی لیکس» تأکید کرد دولت انگلیس به آمریکا اجازه داده تا بمب های خوشه ای را در خاک انگلیس انبار کند؛ این در حالی است که انگلیس توافقنامه بین المللی ممنوعیت استفاده از این نوع بمب ها را امضا کرده است.

براساس گزارش گاردین، آمریکا از طریق خاک انگلیس بمب های خوشه‌ای را به دست صهیونیست‌ها در اراضی اشغالی فلسطین می‌رساند، تا بتواند آنها را در جنگ سال 2006 علیه لبنان استفاده کند.

رژیم صهیونیستی و رژیم سعودی همان گونه که در قبال جنایات تل آویو علیه مردم مسلمان لبنان و غزه موضع هماهنگی داشتند، موضع مشترکی را نیز در زمینه فتنه انگیزی علیه مردم مسلمان سوریه در پیش گرفته‌اند. به همین دلیل نیز جنایت های رژیم صهیونیستی در استفاده از بمب های خوشه ای و اورانیومی در جنگ 22روزه و 33 روزه با سکوت رسانه‌هایی چون العربیه مواجه شد که بعد از چند سال تازه یادشان افتاده تا نگران به کارگیری بمب‌های خوشه‌ای شوند!

* سیاهی لشکر سازمان آب رفته بود اما واقعا سیاه بود!

سیاهی لشکر سازمان تروریستی منافقین در پارک داگ هامر شولد آمریکا هر چند لشکر نبود اما واقعا سیاه بود!

پایگاه اینترنتی اخبار روز (وابسته به طیفی از عناصر ضد انقلاب) با اشاره به نمایش چندی پیش منافقین که در پی حذف نام سازمان از فهرست گروه های تروریستی آمریکا انجام شد، نوشت: 8-7 سیاه پوست بنفش پوش طبل‌ها را در خیابان داگ هامرشولد به صدا درآوردند؛ بادکنک ها در سراسر صحنه نمایش به چشم می‌خورد. فضای پارک آمیخته از سر و صدا بود؛ صحنه نمایش به آهستگی در سیاهی لشکری که در مقایسه با سال‌های پیشین شدیداً آب رفته بود، پر می شد؛ بعضی از اینها گرچه سیاه بودند اما با سیاهی لشکرهای قبلی متفاوت می نمودند. پرسیدم ببخشید شما هوادار این گروه هستید؟ پیرزن سیاه رو برگرداند و از پاسخ خودداری کرد؛ همتای هم سن و سال او به لهجه سیاهان محله هارلم نیویورک جواب داد ما از یک کلیسا آمده ایم برای حمایت از اینها؛ گفتم مگه اینها را می‌شناسید گفت نه نمی‌شناسم میدانی، اینها به کلیسای ما کمک مالی می‌کنند و هر از گاهی هم به کلیسا می‌آیند(!) آن طرف تر چند دلقک مشغول هنرنمایی بودند... بعد هم شماری از سیاستمداران [بازنشسته] آمریکایی به نمایشنامه پارک داگ هامرشولد پیوستند. ساندویچ ساب وی و کوک وایت ها هم به راه بود.

* مکالمات مردم در آمریکا از سوی 30 هزار نفر شنود می شود

چهارسال دوره زمامداری باراک اوباما با نقض شعارهای وی سپری شد و آمریکا چهره شدیداً امنیتی حتی امنیتی تر از دوره بوش پیدا کرد.

مجله فرانسوی لوموند دیپلماتیک ضمن انتشار این تحلیل توقیف‌های دلخواه، بازداشت‌های غیرقانونی و محاکم سریع و باراک اوباما علیرغم وعده‌ها، سیاست امنیتی سلفش را پی گرفته است؛ اوباما در سال 2008، وقتی نامزد مقام ریاست جمهوری بود وعده می‌داد که زندان «گوانتانامو» را ببندد، قانون سال 2001 درباره امنیت داخلی (لایحه موسوم به وطن پرستی) را لغو و از نظامیان یا اعضاء دستگاه های اطلاعاتی حمایت کند که سوءاستفاده های دوایر متبوع خویش را فاش سازند.

متقاضی دموکرات آنروز کاخ سفید وانمود می‌کرد که رام کننده پر زور سرکشی‌های دستگاه امنیتی است که از زمان سوءقصدهای 11سپتامبر، به دیوانسالاری درندشت و غالباً عنان گسیخته‌ای تبدیل شده بود؛ با اینهمه چهار سال بعد، «گوانتانامو» همچنان به کار خود ادامه می‌دهد، دادگاه‌های نظامی آن، محاکمات را از سرگرفته‌اند و «لایحه وطن پرستی» تمدید شده است.

وزارت دادگستری، مصمم به تنبیه هرگونه افشای اطلاعات حساس، به پیگرد شش فقره اتهام نقض قانون ناظر بر جاسوسی پرداخته است و دولت اوباما اجازه قتل کسانی را در بیرون از مرزهای کشور داده است که کما بیش عجولانه «تروریست» تشخیص داده اند، حتی اگر در عملیات مسلحانه مشارکتی نداشته باشند؛ به رغم خبط های ذاتی این دریافت شتابزده از امنیت -مانند مورد نوجوان 16 ساله آمریکایی، فرزند یک مسئول فرضی القاعده که به اشتباه در سپتامبر 2011 در یمن به قتل رسید- آقای اوباما، به گواه کاربرد بیش از پیش مکرر هواپیماهای بدون سرنشین در پاکستان و یمن و سومالی، عملیات «سری» اعدام های بی محاکمه ای را شدت بخشیده است.

لوموند دیپلماتیک افزود: باورمندان سرخورده و دلسرد شدند. چهارچوب های امنیتی، نظارت مداخله گرانه در زندگی روزمره آمریکایی‌ها را هر روز بیشتر کرده‌اند، نمودار آن تفتیش گرهای الکترونیکی است که امروزه صد و چهل فرودگاه کشور را به آنها مجهز کرده‌اند تا تصویری عریان از اندام مسافران بردارند بارزتر از آن، تقویت مراقبت‌های درون مرزی است؛ دولت فدرال امروز سی هزار تن را به شنود مکالمات تلفنی آمریکائیان گمارده. وزارت امنیت داخلی که در سال 2002 پدید آمد، در ده سال گذشته پس از «پنتاگون» و وزارت رزمندگان پیشین، در رده سوم قوی‌ترین دیوانسالاری کشور جای گرفته است؛ گسترش ابعاد دولت امنیت محور را به دشواری می‌توان اندازه گرفت؛ از زمان سوءقصدهای 11سپتامبر، آمیزه سردرگمی از تیول‌های دیوانی، به ساخت و ساز در مرکز شهر واشنگتن رونق بخشیده است.

بدینسان بر روی زمینی به مساحت کل صدو پنجاه هکتار- معادل سه برابر زیربنای «پنتاگون» و بیست و دو برابر «کاپیتول» [مقر مجالس قانونگذاری فدرال] سی و سه ساختمان جدید ساخته‌اند؛ این سیستم تازه مراقبت هر سال پنجاه هزار گزارش، یعنی روزانه صد و سی و شش گزارش تولید می‌کند.

این مجله فرانسوی معتقد است: گرچه معروف است که مردم آمریکا مداخله دولت در زندگی خصوصی را برنمی‌تابند اما مردم کمابیش خود را با این وضع تطبیق داده‌اند؛ گسترش بوروکراسی امنیتی با ضرباهنگ مداخلات نظامی آمریکا در خارج پیش رفته است؛ در زمانی که ایالات متحده با بحران بودجه ای وخیمی روبروست، برخی، حتی در صحن حزب جمهوریخواه، در نظر دارند بودجه ارتش را کاهش دهند؛ آیا هزینه سیاست‌های ریاضتی گریبانگیر پیرایه‌های نظارت و مراقبت نیز خواهد شد؟


 
در دمشق صورت گرفت
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی
رایزنی ابراهیمی و معلم درباره نحوه اجرای آتش‌بس در سوریه+فیلم

خبرگزاری فارس: فرستاده ویژه سازمان ملل متحد در امور سوریه با وزیر خارجه این کشور در دمشق دیدار و با وی درباره اقدام برای اجرای آتش‌بس پیشنهادی در عید قربان گفت‌وگو کرد.

خبرگزاری فارس: رایزنی ابراهیمی و معلم درباره نحوه اجرای آتش‌بس در سوریه+فیلم

به گزارش خبرنگار فارس در دمشق، «اخضر ابراهیمی»، فرستاده ویژه سازمان ملل متحد در امور سوریه با «ولید المعلم»، وزیر خارجه این کشور در دمشق دیدار کرد.

در این دیدار ابراهیمی و المعلم راه‌های اجرای آتش‌بس پیشنهادی فرستاده ویژه سازمان ملل در امور سوریه به مناسبت عید قربان و نحوه آغاز این اقدامات را بررسی کردند.

اخضر ابراهیمی در سفر خود به تهران پیشنهاد داده بود، طرف‌های درگیر در سوریه به مناسبت عید قربان که در سوریه 4 روز اعلام شده است، آتش‌بسی بین طرف‌های درگیر در سوریه برقرار شود.

دمشق پیشنهاد ابراهیمی در این ارتباط را پذیرفته، اما معارضان سوری در قبال آن دچار اختلاف شده‌اند، گروهک تروریستی موسوم به «ارتش آزاد» سوریه این پیشنهاد را رد کرده است.

 

 

 مشاهده فیلم

 
احمدی نژاد برای بازدید از اوین به آملی لاریجانی نامه نوشت
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: رییس‌جمهور با ارسال نامه‌ای به رییس قوه قضائیه، از وی خواست تا دستور هماهنگی‌های لازم برای بازدید وی از زندان اوین معمول گردد.

خبرگزاری فارس: احمدی نژاد برای بازدید از اوین به آملی لاریجانی نامه نوشت

به گزارش حوزه دولت خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، متن نامه احمدی نژاد بدین شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

آیت‌الله صادق لاریجانی

رئیس محترم قوه قضائیه

سلام علیکم

اطلاع دارید که بازدید اینجانب از زندان اوین برای روز دوشنبه 17-07-91 برنامه‌ریزی و روز یکشنبه 16-07-91 از طریق وزیر محترم دادگستری به آن قوه محترم اعلام گردید. پس از ساعتی ایشان اعلام کردند که مسئولین قوه قضائیه می‌خواهند که این بازدید به روزهای آینده موکول گردد.

مقتضی است دستور فرمایید در اسرع وقت هماهنگی لازم جهت این بازدید معمول گردد.

محمود احمدی‌نژاد


 
زنگ انتخابات در شورای نگهبان هنوز نواخته نشده است
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی
کدخدایی: الزام نامزدهای ریاست جمهوری به استعفا خلاف قانون است

خبرگزاری فارس: سخنگوی شورای نگهبان با بیان اینکه شورای نگهبان هنوز فعالیت‌های انتخاباتی خود را آغاز نکرده است گفت: اگر تخلفی در این رابطه به دست ما برسد، در زمان قانونی بررسی می‌کنیم.

خبرگزاری فارس: کدخدایی: الزام نامزدهای ریاست جمهوری به استعفا خلاف قانون است
گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان امروز شنبه در ادامه نشست خبری خود با خبرنگاران در پاسخ به سؤالی در مورد طرح برخی نمایندگان برای الزام استعفای کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری 6 ماه قبل از برگزاری انتخابات اظهار داشت: ظاهراً این طرح از دستور مجلس خارج شده است ولی فکر می‌کنم اگر چنین مصوبه‌ای در مجلس مطرح شود مغایرتش با قانونی روشن باشد.

وی در پاسخ به سؤالی در مورد تائید یا رد صلاحیت سید محمد خاتمی در انتخابات آینده گفت: همه افراد، جناح‌ها و گروه‌ها طبق قانون می‌توانند در انتخابات شرکت کنند و شورای نگهبان هم طبق قانون صلاحیت‌ها را بررسی می‌کند.

وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه چرا به دولت تذکر جدی داده نمی‌شود که این اوضاع اقتصادی را به وجود آورده، اظهار داشت: این موضوع‌ها احتیاج به بحث‌های کارشناسی دارد ولی آنچه وظیفه شورای نگهبان است را ما انجام می‌دهیم.

کدخدایی در مورد ورود اصلاح طلبان در انتخابات و شرط و شروطی که برخی سیاسیون در این رابطه از جمله اعلام موضع با جریان فتنه مطرح کرده‌اند، افزود: شورای نگهبان ورودی به مسائل سیاسی ندارد و وظیفه خود را که اجرای قانون است انجام می‌دهد و در کل ما تلاش می‌کنیم بر اساس قانون بررسی صلاحیت‌ها را انجام دهیم.

سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس در خصوص فعالیت‌های زود هنگام برخی کاندیداهای انتخابات آینده اظهار داشت: اگر این فعالیت‌ها مصداق تبلیغات باشد، شورای نگهبان در بررسی‌ها مورد توجه قرار می‌دهد.

وی با بیان اینکه رهبری فرمودند ورود زود هنگام در انتخابات به مصلحت نیست، اضافه کرد: ما هنوز فعالیت‌های انتخاباتی را شروع نکردیم ولی اگر گزارشی به دست ما برسد در زمان قانونی آنر ا بررسی می‌کنیم.

کدخدایی در ادامه نشست خبری گفت: قوانین ما برگرفته از شرع مقدس اسلام است و قطعا قوانین ما برای بررسی صلاحیت‌ها منظور می‌شود.

دولت پول ناظران شورا را پرداخت کرد

وی در پاسخ به سؤال دیگری اظهار داشت: خوشبختانه دولت پول ناظران شورای نگهبان در انتخابات گذشته را پرداخت کرد.

وی در مورد برگزاری رایانه‌ای انتخابات گفت: اگر دوستان آمادگی داشته باشند این کار را انجام دهند ما هم آمادگی داریم.

وی در پاسخ به این سؤال که در حال حاضر فراکسیون اکثریت مجلس از کاندیداتوری آقای لاریجانی برای انتخابات حمایت کرده و از سوی دیگر قانون انتخابات در مجلس هم مطرح است، آیا این مسائل شائبه دخالت را به وجود نمی‌آورد، گفت: اگر قوه‌ای کاری انجام دهد و در قوه دیگر تأثیر گذار باشد، به معنای دخالت نیست.

وی فرمایشات رهبری در سفر اخیر به استان خراسان شمالی را راهگشا دانست و گفت: همه انتخابات ما تاکنون سالم برگزار شده ولی این مانع از این نیست که ما در این رابطه تلاشی نداشته باشیم بر همین اساس سعی می‌کنیم سلامت انتخابات را بیش از پیش مد نظر قرار دهیم.

کدخدایی همچنین در این نشست خبری از بررسی و تائید 4 اساسنامه که از سوی دولت به شورای نگهبان ارسال شده بود، خبر داد و گفت: همچنین شورای نگهبان 14 مورد از نامه‌های دیوان را مورد بررسی قرار داده و از این تعداد 11 نامه تائید و 3 نامه هم مغایر با شرع دانسته شد.


 
جزئیات ترور رئیس اطلاعات امنیت ملی لبنان
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی
۴فرضیه مطرح برای ترور «وسام»

خبرگزاری فارس: روزنامه السفیر لبنان ابعاد امنیتی ترور وسام حسن در لبنان را بررسی کرد و نوشت که حتی مقام مافوق حسن نیز از حضورش در لبنان اطلاع نداشت.

خبرگزاری فارس: جزئیات ترور رئیس اطلاعات امنیت ملی لبنان/۴فرضیه مطرح برای ترور «وسام»

به گزارش فارس، «جعفر العطار» در مطلبی در روزنامه السفیر لبنان نوشت که پیش از خبر ترور سرتیب وسام حسن رئیس بخش اطلاعات امنیت داخلی لبنان در انفجار دیروز اشرفیه، هیچ یک از افسران اداره امنیت داخلی لبنان حتی سرلشکر «اشرف ریفی» مدیرکل اداره نمی دانستند که وسام حسن در لبنان است. پیش از این روزنامه «السفیر» از استتار امنیتی-تبلیغاتی این اداره باخبر شده و اعلام کرده بود ریفی و حسن به همراه یک هیئت امنیتی جهت گفتگو با «یورگی سلکی» رئیس دفتر امور جنائی  پلیس فدرال آلمان، راهی این کشور شدند.

اشرف ریفی از حضور حسن در لبنان اطلاع نداشت

طی خبر رسمی اداره امنیت داخلی لبنان که 3 روز پیش در اختیار رسانه‌ها قرار گرفت، این سفر چند روز به طول می انجامد، سفری که از پیش تعیین شده بود، تا اینکه ریفی صبح دیروز به تنهائی و بدون حسن وارد لبنان شد.

ریفی در حین انفجار مطمئن بود که وسام حسن در فرانسه است، زیرا او به قصد دیدار خانواده خود از برلین راهی فرانسه شده بود، اما او ساعت 7 عصر پریروز وارد لبنان شد زیرا می دانست که پیمان امنیتی میان او و ریفی یک هفته پیش و با نرفتنش به لبنان به پایان رسیده است.

انفجار ناشی از 70 کیلوگرم تی ان تی بود

طبق گفتگوی اشرف ریفی با روزنامه السفیر شکاف‌های امنیتی در تمامی دستگاههای امنیتی جهان وجود دارد، او می گوید شناسایی حسن از طریق اجزای متلاشی شده کلت، تفنگ، تلفن همراه و به ویژه ساعت مچی اش، صورت گرفته و نه از طریق جسدش که قطعه قطعه شده بود. ریفی در ادامه گفت: آمار اولیه با اینکه صد درصد درست نیستند، حکایت از آن دارد که وزن مواد منفجره ای که در ماشین کار گذاشته شده بود بین 60 تا 70 کیلوگرم تخمین زده شده است».

کسی از جزئیات تحرکات حسن خبر نداشت

طبق گزارش یک منبع امنیتی، وسام حسن به همراه احمد صهیونی از یک منزل سری در "اشرفیه" با ماشین «هوندا اکورد» خارج می‌شود و به طرف دفتر خود می رود، شایان ذکر است که هیچ یک از افسران اداره امنیت داخلی لبنان حتی ریفی رئیس اداره، از جزئیات رفت وآمدهای امنیتی وسام حسن (تعداد و چگونگی رفت و آمد) اطلاعی ندارد، به طوریکه ریفی می‌گوید: من از حسن در این مورد سؤالی نمی‌پرسم زیرا او یک مخ امنیتی است و کارهای اطلاعاتی او یک مسأله شخصی است».

4 فرضیه اشرف ریفی از طرف‌های مظنون به ترور

ریفی اصرار دارد به کسی اتهام سیاسی نزند زیرا معتقد است: من در جایگاهی قرار ندارم که به کسی اتهام سیاسی بزنم زیرا من مسئول یک موسسه امنیتی هستم که امنیت همه گروه ها و احزاب لبنانی را بر عهده دارد. با این وجود چند فرضیه امنیتی- سیاسی وجود دارد که عبارتند از: 1- این ترور پاسخی به بازداشت میشل سماحه است. 2- پای یک ستون پنجمی در میان است که قصد فتنه انگیزی و ناامن کردن کشور را دارد 3- این ترور پاسخی به توقیف شبکه‌های جاسوسی اسرائیل از سوی وسام حسن است 4- یا اینکه این عملیات نتیجه کشف شبکه های تروریستی از سوی وسام حسن است.

ریفی در ادامه گفت: همه فرضیات روی میز است، اما ما به دنبال دلایل مشهود و رسیدن به دلیل اصلی این جرم هستیم و ما در همین ابتدا نمی توانیم همه جزئیات را شناسایی کنیم به ویژه اینکه این یک جنگ تمام عیار است. همچنین ریفی در مورد وسام حسن گفت: او یک مخ استراتژی امنیتی بود و شهادتش به دستگاه امنیتی و سرزمین لبنان ضربه زد اما این حادثه هرگز ما را از ادامه مسؤولیت هایمان باز نمی دارد، هر چه قدر هم در این راه قربانی بدهیم.

حادثه غم انگیز

تا یک ساعت بعد از عملیات انفجار خبر ترور وسام حسن هنوز منتشر نشده بود و خبرنگاران رسانه های تصویری بر این نکته تأکید داشتند که هیچ گروه سیاسی یا امنیتی هدف این حادثه قرار نگرفته است، تا اینکه بعد از 3 ساعت، خبرگزاری رویترز خبر ترور را اعلام کرد. به محض انتشار خبر ترور، ترس وارد مرحله و دور دیگری به نام «ترور شخصیتهای سیاسی» شد که لبنانیها به آن عادت دارند. این دو مرحله همان خونریزی‌های گذشته را تداعی می‌کند.


 
خیز صهیونیست‌ها برای تصاحب کاخ سفید
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی
صهیونیست‌ها بزرگترین حامی ۲ نامزد ریاست‌جمهوری آمریکا + تصاویر

خبرگزاری فارس: لیستی که اخیرا از حامیان مالی دو نامزد ریاست‌جمهوری آمریکا منتشر شده، نشان می‌دهد که صهیونیست‌ها و یهودیان آمریکا بزرگترین حامیان مالی ستادهای تبلیغاتی آمریکا هستند.

خبرگزاری فارس: صهیونیست‌ها بزرگترین حامی ۲ نامزد ریاست‌جمهوری آمریکا + تصاویر

به گزارش فارس لیستی،  که روز گذشته خبرگزاری آسوشیتدپرس از حامیان مالی دو نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا منتشر کرده، نشان می‌دهد که صهیونیست‌ها سهم عمده‌ای در حمایت مالی این دو نامزد دارند.

بر این اساس بیشترین کمک مالی به «میت رامنی» نامزد جمهوری‌خواه را یک یهودی انجام داده و در راس لیست حامیان مالی «باراک اوباما» رئیس‌جمهور و نامزد دموکرات‌ها نیز نام دو یهودی به چشم می‌خورد.

«شلدون آدلسون»

لیست آسوشیتدپرس نشان می‌دهد که بزرگترین حامی مالی «میت رامنی» و جمهوری‌خواهان در تبلیغات انتخاباتی، فردی است به نام «شلدون آدلسون».

آدلسون یک یهودی و مالک امپراطوری کازینوهای آمریکا است. شبکه کازینوهای وی در لاس‌وگاس آمریکا، پنسیلوانیا، سنگاپور، و چین گسترده است. ثروت او 25 میلیارد دلار برآورد شده و پذیرفته است که تاکنون حداقل 34.2 میلیون دلار به ستاد انتخاباتی رامنی کمک کرده است.

آدلسون و همسرش «مریم اکشورن»، 10 میلیون دلار به موسسه «بازیابی آینده ما» که از بزرگترین موسسات حامی «میت رامنی» است، کمک کرده‌اند. او به موسسه‌های حامی «نیوت گینگریچ» دیگر نامزد جمهوری‌خواهان 24 میلیون دلار کمک کرده بود. گرنگریچ در انتخابات درون حزبی جمهوری‌خواهان مغلوب رامنی شد.

شلدون آدلسون و مریم اکشورن

به نوشته آسوشیتدپرس، این یهودی 79 ساله آمریکایی از حامیان ثابت‌قدم اسرائیل به شمار می‌رود. او حامی مالی «ائتلاف یهودی جمهوری‌خواهان» نیز هست. وی از سال 2002 تاکنون حداقل 920هزار دلار به این ائتلاف کمک کرده است. هدف این ائتلاف تصویب لوایحی برای افزایش فشار بر ایران و ارتقا سطح همکاری‌های امنیتی میان اسرائیل و آمریکا است. او در اسرائیل هم فعال است و مالک روزنامه «اسرائیل هیوم» (اسرائیل‌الیوم) است. این روزنامه از نشریات پرخواننده و طرفدار «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی است.

«جفری کاتزنبرگ»

تهیه‌کننده 61 ساله هالیوود و مدیر موسسه تولید انیمیشن «دریم ورکس» آمریکا، با کمک مستقیم 2.566 میلیون دلار به ستاد تبلیغاتی باراک اوباما، بزرگترین حامی مالی وی در این دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا به شمار می‌آید.

جفری کاتزنبرگ

کاتزنبرگ دو میلیون دلار به موسسه «اولویت‌های اقدام آمریکا» کمک کرده است. این موسسه را مشاوران سابق کاخ سفید و حامیان اوباما راه‌اندازی کرده‌اند. او همچنین به جمع‌آوری 500 هزار دلار کمک به ستاد انتخاباتی اوباما کمک کرده است. این یهودی آمریکایی 66هزار دلار هم مستقیما به اوباما و دموکرات‌ها کمک مالی کرده است.

وی که به صورت مشترک با «استیون اسپیلبرگ» و «دیوید گفن» که هر دوی آن‌ها نیز یهودی هستند، «دریمز ورکس» را هدایت می‌کند، از حامیان معروف و اصلی موسسات مختلف اسرائیلی نظیر مرکز پزشکی «سروهای سینا»، است.

«ایروان جاکوبز»

موسس و مدیر عامل سابق شرکت ارتباطی و مخابراتی «کوالکام» دومین حامی مالی بزرگ ستاد تبلیغاتی «باراک اوباما» در این دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری است. «ایروان جاکوبز» 78 ساله سابقه طولانی در حمایت مالی از سیاستمداران آمریکایی دارد. او در مجموع 2.122 میلیون دلار به اوباما و دموکرات‌ها کمک مالی کرده است. 2 میلیون دلار از این کمک به موسسات حامی اوباما بوده است. او 23هزار دلار نیز مستقیما به ستاد تبلیغاتی اوباما و دموکرات‌ها پرداخت کرده است. آسوشیتدپرس نوشته است که این میلیاردر یهودی آمریکایی پیش از این هم از سیاستمداران منطقه «سان‌دیگو» حمایت مالی کرده است.

ایروان جاکوبز

جاکوبز از حامیان مالی اصلی موسسات یهودی است که در جنوب کالیفرنیا در پوشش فعالیت‌های انسان‌دوستانه تاسیس شده‌اند. گزارش شده است که او در سال 2009 تنها به صندوقی که بنیاد جامعه یهودیان «سان‌دیگو» آن را مدیریت می‌کرده است، 24 میلیون دلار اهدا کرده است.

روزنامه صهیونیستی «تایمز اسرائیل» که این خبر را بازتاب داده، اشاره می‌کند که سرمایه‌های کلان می‌توانند نفوذ و تاثیرگذاری فراوان را به همراه داشته باشند. این افراد معمولا به مراسم‌های شام کاخ سفید و دیگر رخدادهای مهمی که رئیس‌جمهور در آن‌ها حضور دارد، دعوت می‌شوند. همچنین آن‌ها در سیاست‌های عمومی دولت نیز تاثیرگذار هستند، به خصوص زمانی که بحث منافع اقتصادی آن‌ها نیز در میان باشد. همچنین بسیاری از سفرا، میزهای مشاوره و دیگر پست‌های دولتی را کسانی پر می‌کنند که در طول انتخابات ریاست‌جمهوری کمک بیشتری اهدا کرده باشند.


 
جزئیات بیشتر از حادثه تروریستی دیروز در چابهار
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی

با شستشوی مغزی، خون زنان و کودکان را میریزند + عکس

یک گروهک تروریستی به نام "حرکت انصار ایران"، مسئولیت حادثه تروریستی دیروز چابهار را بر عهده گرفت. این گروهک تروریستی طی اطلاعیه‌ای، با انتشار تصویر فردی به نام حمزه سراوانی وی را عامل انفجار انتحاری امروز معرفی کرده است.
 
به گزارش رجانیوز، این گروهک در بیانیه‌اش ضمن اعلام اسم این عملیات با نام رعد ۱ مدعی شده که عملیات خود را در کنار یکی از پایگاه‌های سپاه در چابهار انجام داده است! این گروهک تروریستی یکی از شاخه‌های جدا شده از گروهک ریگی پس از دستگیری عبدالمالک می‌باشد.

گفتنی است در این حادثه تروریستی که در محل برگزاری نماز جمعه چابهار در مسجد امام حسین این شهر صورت گرفته است یک دانش آموز سنی و یک دانشجوی شیعه به شهادت رسیده و تعدای کودک نیز زخمی شده‌اند.

شستشوی مغز برای پرورش عامل ترور

"حمزه سراوانی" یکی دیگر از فریب خوردگان انتحاری می‌باشد که دیرور ظهر قصد داشت با به شهادت رساندن تعدادی زن و کودک، تحت القائات مغزشویانه تروریست‌های گروهک ریگی به بهشت برود.

به گزارش زاهدان پرس، کم اطلاعی از امور دینی، ضعف عقلی و شخصیتی، شستشویی قوی مغزی توسط گروه‌های وهابی و از همه مهم‌تر کوتاهی برخی خواص دینی در جلوگیری از افراط‌گری مذهبی در جنوب شرق تاکنون سبب فریب تعداد قابل توجهیی از جوانان کم و سن سال سیستان و بلوچستان شده که ضمن نابودی دنیا و آخرتشان سبب کشتار بسیاری از بی‌گناهان شیعه و سنی این استان شده‌اند.

دو شهیدی که فدای افراط‌گرایی و قبیله‌گری شدند

گروهک ریگی در طول ننگین عمر تروریستی خود تاکنون ده‌ها کودک، زن، دانشجو، کسبه، کارمندو... از اقشار مختلف شیعه و سنی استان را به شهادت رسانده است. این در حالی است که این گروه همواره پس از هر عملیات با صدور بیانیه مدعی شد که برای دفاع از حقوق اهل سنت و قوم بلوچ دست به کشتار نظامیان جمهوری اسلامی می‌زند.

ماهیت کودکش این گروه منفور در جنوب شرق به قدری برملا شده که ادعای کشتار نظامیان در عملیات‌ها تنها برای پر کردن ستون رسانه‌های صهیونیستی و وهابی منطقه ارزش خبری دارد. در همین حال دیروز گروهک انشعابی انصار ایران که چندماهی است پس از اختلاف با محمد زاهد بلوچ سرکرده جندالشیطان تاسیس شده نشان داد که‌‌ همان رویه کشتار کودکان و شهروندان بیگناه شیعه و سنی را در دستور برنامه‌های عملیاتی خود دارد.

در حادثه دیروز علاوه بر زخمی شدن تعدادی کودک، "مرتضی آسوده"، دانش آموز بیگناه سنی به همراه "حامد بزی"، دانشجوی بسیجی به شهادت رسیدند. این دو شهید سندی دیگر بر رسوایی گروهای وهابی مدعی اسلام و حمایت از حقوق اهل سنت در سیستان و بلوچستان می‌باشد که ظاهرا تنها دریافت پول بیشتر از سرویس‌های اظلاعاتی غرب و برخی کشورهای مرتجع عربی منطقه برایشان از همه چیز مهم‌تر است.


 
رزمایش سایبری لبیک یا رسول الله(ص)
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی

همزمان با برگزاری رزمایش الی بیت المقدس بسیجیان تهران بزرگ،قرارگاه سایبری سپاه محمد رسول الله(ص) در پاسخ به هتک حرمت نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) رزمایش سایبری لبیک یا رسول الله (ص) را برگزار می نماید.    

این رزمایش شامل:
 
1.موج وبلاگی گسترده وبلاگ نویسان بسیجی و انقلابی، در موضوعات محکومیت هتک حرمت به مقدسات و تبیین ابعاد شخصیتی نبی مکرم اسلام.
 
2. تولید پوستر، کاریکاتور و نماهنگ در موضوعات ذکر شده.
 
3.رصــد گسترده فضای اینترنت و شناسایی افراد، سایت ها ، وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی نشردهنده توهین به مقدسـات و اهل بیت عصمت و طهارت .
 
لازم به ذکر است که به 14 نفر از برگزیدگان بهترین آثار و دستاوردها در هفته بسیج ، جوایز ارزنده ای شامل کمک هزینه عــمره مفرده، زیارت عتبات عالیات ، مشهد مقدس، لپ تاپ و دوربین عکاسی اهدا خواهد شد.
 

 
عکس: آرزوی بر باد رفته مردم مصر
ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی
نخستین سفیر مصر تنها چندماه بعد از انقلاب مردم این کشور با شیمون پرز دیدار کرد تا همچنان انقلاب اسلامی ایران در سال 57 نقطه امید مستضعفان جهان باقی ماند:
 

 
«10 سال مقاومت هسته‌ای» در دانشگاه تهران
ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی

 مهند حامد مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، از برگزاری همایش «10 سال مقاومت هسته‌ای» خبر داد و گفت: این همایش ساعت 13:45 دوشنبه اول آبان‌ماه در تالار شیخ انصاری دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار می‌شود.

مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه 10 سال پیش بحث ورود به برنامه هسته‌ای از سوی ایران مطرح شد، اظهار داشت: در این زمینه علی باقری معاون بین‌الملل شورای عالی امنیت‌ملی و حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان‌ در این نشست سخنرانی می‌کنند.

 
آمار تاسف بار از نمایش روابط نامتعارف در سینما
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی

یک بررسی نشان می دهد که نمایش روابط نامتعارف دختر و پسر در فیلم های سینمایی نسبت به سال های گذشته افزایش یافته است.

براساس آماری که از سوی سایت آوینی فیلم منتشر شده است، در 25درصد از فیلم هایی که به بخش مسابقه سی امین جشنواره فیلم فجر راه یافته بودند مقوله دوستی دختر و پسر مطرح شده بود که نسبت به سال 1389، 12درصد نسبت به سال 1388، 10درصد افزایش را نشان می دهد. براساس این آمار همچنین موضوع دوستی دختر و پسر نسبت به سال 1387 برابر، نسبت به سال 1386، 8درصد، نسبت به سال 1385، 10درصد افزایش و نسبت به سال 1384، 5درصد کاهش داشته است.

 
جدیدترین جت‌های نیروی هوایی ارتش
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی

معاون نیروی هوایی ارتش گفت: مطالعات مفهومی و طرح‌های اولیه هواپیماهای آموزشی کوثر 88 و آذرخش کاملا به انجام رسیده و پیشرفت بسیار خوبی در این حوزه شاهدیم و به‌زودی این هواپیماها هم به بهره‌برداری می‌رسد.

امیر خلبان منوچهر یزدانی معاون تربیت و آموزش نیروی هوایی ارتش در گفت‌وگو با خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، با اشاره به نحوه آموزش خلبانی با هواپیماهای مختلف، گفت: آموزش خلبانی در 3 مقطع مختلف تعریف شده که مقطع مقدماتی با هواپیماهای سبک انجام می‌شود، مقطع پایه با هواپیماهای پی سی 7 در حال انجام است و در مقطع پیشرفته، خلبانان آماده پرواز با هواپیماهای شکاری می‌شوند.
 
وی با بیان اینکه در خصوص تامین هواپیماهای آموزشی وضعیت خوبی داریم، اظهار داشت: در حال حاضر با کمک صنعت و وزارت دفاع و نهاجا طرح‌هایی برای تامین جت آموزشی در دست اجرا داریم که با توجه به تحریم‌ها، کمک گرفتن برای ما محدود شده است و باید به دانش موجود متکی شویم.
 
یزدانی خاطرنشان کرد: در این خصوص هواپیماهای آموزشی کوثر 88 و آذرخش طرح‌هایی است که در دست انجام است و مطالعات مفهومی و طرح‌های اولیه آن کاملا به انجام رسیده و پیشرفت بسیار خوبی در این حوزه شاهدیم و همان طور که هواپیمای صاعقه به بهره‌برداری رسیده به زودی این هواپیماها هم به بهره‌برداری می‌رسد.

 
توافق پنهان ضدانقلاب و عناصر فتنه در داخل
ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی

اطلاعات دریافتی «ایران هسته ای» نشان می دهد گروه های مختلف ضد انقلاب با هدایت سرویس انگلیس درصدد راه اندازی موج درخواست تغییر پیشنهاد هسته ای درایران هستند.

به گزارش رجانیوز، تحلیلگران امنیتی بر مبنای مجموعه ای شواهد که اخیرا به دست آمده عقیده دارند که به زودی پروژه ای مشترک میان طرف های غربی، برخی گروه های ضد انقلاب مقیم خارج از ایران و عناصری از جریان فتنه در داخل کشور کلید خواهد خود که محور همه آنها درخواست از نظام در جهت کوتاه آمدن از مواضع هسته ای خود است.
 
یک کارشناس که به اطلاعات مربوط به این موضوع دسترسی دارد به «ایران هسته ای» گفت: «امریکایی ها فرآیندی را که کلید زده اند که به زودی وارد یک فار جدید خواهد شد. تا حالا کاری که امریکایی ها کرده اند این بوده است که رفع مشکلات اقتصادی در ایران را به حل موضوع هسته ای گره بزنند، حالا می خواهند سحنگویانی در داخل برای این موضوع دست و پا کنند».
 
به عقیده تحلیلگران قلب این پروژه این است که کسانی در داخل و خارج از ایران با استناد به حرف هیلاری کلینتون که گفته بود تحریم ها در صورت تغییر دیدگاه های هسته ای ایران به سرعت قابل لغو است و همچنین با استناد به بیانیه اتحادیه اروپا پس از تحریم های اخیر که آن هم ادعایی مشابه را مطرح کرده است، با نگارش نامه و بیانیه و همچنین با انجام مصاحبه و راه انداختن کمپین های اینترنتی این درخواست را مطرح کنند که ایران باید در سیاست های هسته ای خود تجدید نظر کرده و از جمله در گام اول پیشنهاد هسته ای خود را عوض کند.
 
کارشناس یاد شده گفت: «ارتباطاتی گرفته شده و هماهنگی هایی انجام شده است. حتی برخی گروه های ضد انقلاب عقیده دارند می توانند آقای هاشمی رفسنجانی را-که اخیرا فعال تر شده- در این قضیه جلو بیندازند. همچنین چند نفراز عناصر جریان فتنه از جمله محمد خاتمی و عبدالله نوری در این زمینه قول هایی برای همکاری داده اند. محور همه این طراحی ها این است که این افراد حل مشکلات اقتصادی مردم را به موضوع هسته ای گره زده و تغییر دیدگاه های هسته ای نظام را مطالبه کنند».
 
گفته می شود محوریت این پروژه با برخی از عناصر ضد انقلاب مقیم لندن است.
 
هچنین عناصر به محمد نوری زاد خط داده اند که امروز در نامه ای به برخی مراجع قم از آنها بخواهد که رای تغییر سیاست های هسته ای نظام به رهبری فشار بیاورند.
 
احتمالا در روزهای آینده تحرکات دیگری را هم در این راستا شاهد خواهیم بود.
 
با این حال تحلیلگران عقیده دارند خط سازش تا زمانی که محدود به برخی سیاسیون بماند و اجتماعی نشود، واجد اثر مهمی نخواهد بود.

 
دیدار خصوصی وزیراطلاعات با آیت‌الله نوری همدانی
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی

حجت الاسلام مصلحی وزیر اطلاعات در سفر به شهر مقدس قم به صورت خصوصی با حضرت آیت الله نوری همدانی دیدار و گفت و گو کرد.

 به گزارش رسا، حجت‌الاسلام حیدر مصلحی ظهر امروز 29 مهرماه به شهر مقدس قم سفر کرد.
 
حجت‌الاسلام حیدر مصلحی به صورت خصوصی و بدون حضور خبرنگاران با حضرت آیت‌الله حسین نوری همدانی از مراجع تقلید دیدار و گفت‌وگو کرد.
 
دیدار وزیر اطلاعات بدون حضور همراهان حجت الاسلام مصلحی و اعضای دفتر حضرت آیت الله نوری همدانی برگزار شده است و طرفین به صورت محرمانه راجع به مسائل مختلف با هم گفت و گو کردند.
 
تاکنون خبری از جزئیات دیدار وزیر اطلاعات با حضرت آیت الله نوری همدانی منتشر نشده است.

 
میقاتی: اصراری بر ماندن در قدرت ندارم
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩ : توسط : حسینی
«وسام» وابسته به گروهی نبود

خبرگزاری فارس: «نجیب میقاتی»، نخست‌وزیر لبنان پیش از استعفای خود خواستار تشکیل دولت وحدت ملی شد و تاکید کرد که با دولت آینده همکاری کامل خواهد داشت.

خبرگزاری فارس: میقاتی: اصراری بر ماندن در قدرت ندارم/«وسام» وابسته به گروهی نبود

به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری المنار، «نجیب میقاتی»، نخست‌وزیر لبنان با حضور در کنفرانس مطبوعاتی در کاخ «بعبدا» در بیروت درباره حادثه بمبگذاری روز گذشته منطقه مسیحی نشین «الاشرفیه» بیروت که در آن «وسام الحسن»، رئیس بخش اطلاعات امنیتی لبنان کشته شد، گفت: نمی‌توان در قالب کلمات درد و ناشی از دست دادن کسی را بیان کنیم که در دو عرصه شخصی و ملی برای ما عزیز و گرانقدر بود و به خاطر لبنان شهید شد.

نخست‌وزیر لبنان بعد از نشست کابینه لبنان که به مدت 4ساعت به طول انجامید، ترور «وسام الحسن»، رئیس بخش اطلاعات امنیتی لبنان را در قالب سلسله بمبگذاری‌هایی ملاحظه کرد که در کشور روی خواهد داد و در این ارتباط گفت که از دولت خواسته است، جنایتی را پیگیری کند که در وصف نمی‌گنجد.

میقاتی ادامه داد: پرونده ترور «وسام الحسن»، رئیس بخش اطلاعات امنیتی لبنان را به دستگاه قضایی این کشور احاله می‌دهد و از تمام دستگاه‌های مرتبط خواسته که در کشف عاملان این جنایت همکاری داشته باشند تا عاملان آن عدالت معرفی شوند.

میقاتی درباره زیان‌‌ها و خسارات مادی ناشی از این انفجار گفت: در این ارتباط اقدام لازم صورت گرفته و برای روشن شدن واقعیت امور از وزارت ارتباطات لبنان خواسته‌ام اطلاعات تمام تماس‌های انجام شده از 19 اکتبر را در اختیار من قرار دهد.

وی با اشاره به اینکه نیروهای امنیت داخلی کشور باید تقویت شوند، گفت: لبنان در لحظات سختی به سر می‌برد.

نخست‌وزیر لبنان در ادامه گفت: من از همین‌جا اعلام می‌کنم که هیچ اصراری برای باقی ماندن در منصب خود ندارم، چرا که از این منصب بی‌نیاز هستم و این موضوع را با «میشل سلیمان»، رئیس‌جمهوری لبنان نیز در میان گذاشتم و به او درباره تشکیل دولت وحدت ملی تاکید کردم.

میقاتی گفت که سلیمان به وی تاکید کرده است که نباید اجازه داد، لبنان درگیر سرنوشت نامعلوم شود و در حال حاضر زمان استعفای دولت نیست و مسائل ملی مهمتر است، با این حال رئیس جمهوری برای مشورت در این خصوص، خواستار یک مدت زمانی شده است تا بتواند پاسخ بدهد.

وی از تمام مردم لبنان خواست در این شرایط با یکدیگر همکاری داشته باشند و وحدت و یکپارچگی خود را حفظ کنند و اینکه دولت دیر یا زود استعفا خواهد داد و دولت تلاش بسیار دارد تا همه چیز در کشور به امنیت و ثبات کشور منتهی شود.

میقاتی گفت که بر تصمیم خود جهت تشکیل دولت وحدت ملی مُصِر هستم و این دولت روزی استعفا خواهد کرد. اما درباره اینکه خون کسی را بر گردن طرف خاصی بیاندازیم یا ترور وی را متوجه طرف خاصی کنیم درست نیست. همه از رابطه خوب من با الحسن اطلاع داشتند. او فردی بود که به صورت حرفه‌ای عمل می‌کرد و با گروه‌های سیاسی خاصی در ارتباط نبود و ماموریتی که به او واگذار می شد اجرا می کرد.

میقاتی ادامه داد: من تاکید می‌کنیم که درباره ترور الحسن تحقیقات لازم انجام خواهد شد و در این ارتباط بین مقامات محلی و بین‌المللی برای رسیدن به واقعیت امور همکاری لازم انجام خواهد شد.

نخست‌وزیر لبنان در ادامه سخنان خود گفت: چه دولت تشکیل شود، چه تشکیل نشود، من گفتم که باید موضع ملی اتخاذ کنیم و در راستای مواضع رئیس جمهوری لبنان است که من موضع خود را در خصوص استعفا از سمت نخست‌وزیری کشور اتخاذ کردم.

وی افزود: من نمی‌خواهم پیش از انجام هر تحقیقی درباره حادثه روز گذشته تصمیم‌گیری کنم و در این ارتباط باید در انتظار انجام تحقیقات در این زمینه باشیم، شاید سرنخی به دست آید که بمب‌گذاری روز گذشته را با مواد منفجره‌ای که دو ماه پیش توسط دادگاه ویژه لبنان کشف شد، مرتبط کند.

نخست‌وزیر لبنان تاکید کرد که راهی وجود دارد که بتوان داده‌ها و اطلاعات لازم را در اختیار دستگاه قضایی قرار داد و در این ارتباط خواسته شده که تمام اطلاعات موجود از روز 19 سپتامبر در اختیار دستگاه قضایی لبنان قرار گیرد.

وی بار دیگر با اشاره به اینکه به این پست و منصب چنگ نزده و تنها خواهان وحدت و یکپارچگی لبنان است، تاکید کرد که نخست‌وزیر آینده لبنان هرکه باشد، ما از وی به طور کامل حمایت خواهیم کرد و من از سمت خود استعفا خواهم داد، چون طایفه من احساس می‌کند که هدف انتقادات و محکومیت‌ها قرار گرفته و من راضی به این امر نیستم.

میقاتی ادامه داد: خواسته من این است که همه در لبنان ید واحده باشند و من از زیان بزرگی که به کشور وارد شده مطلع هستم، با این حال در این شرایط باید از وحدت و یکپارچگی کشور محافظت کرد ، پیش از آنکه تحقیقات از دولت آغاز شود و مواضعی اتخاذ شود که دیگر نتوان بین جنایت و بمبگ‌ذاری‌های صورت گرفته تمایزی قائل شد.

نخست‌وزیر لبنان تاکید کرد که کشور با بحران بزرگی مواجه است و باید دید که چگونه می‌توان از این بحران خارج شد و در این ارتباط من نشست روز دوشنبه کابینه دولت را لغو کردم تا زمان لازم برای انجام رایزنی‌ها و مشورت‌ها وجود داشته باشد و امیدوارم به راهی برای مقابله با این فتنه‌ها دست پیدا کنیم.

وی در پایان گفت: در زمان لازم و مورد نیاز به وظیفه خود عمل خواهیم کرد، درباره ترور الحسن سخنان بسیاری گفته شده است،‌ از جمله اینکه در این تردید وجود دارد که الحسن هدف این بمب‌گذاری بوده باشد، بعد گفتند که الحسن را در محل حادثه نیافتیم و پس از آن هم گفتند که دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد، الحسن هدف این بمبگذاری بوده است،‌ هرچه هست آنکه در محل کار خود حاضر نخواهم شد.


 
عکس: دوفرمانده ارشد شهید سپاه
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۸ : توسط : حسینی

عکس: دوفرمانده ارشد شهید سپاه



 
ر گفت‌وگوی مدیر کل روابط عمومی هلال احمر با فارس
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۸ : توسط : حسینی
اسامی شهدای حادثه تروریستی چابهار اعلام شد

خبرگزاری فارس: مدیر کل روابط عمومی جمعیت هلال احمر اسامی شهدای حادثه تروریستی امروز چابهار را اعلام کرد.

خبرگزاری فارس: اسامی شهدای حادثه تروریستی چابهار اعلام شد

پویا حاجیان در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، با اشاره به  انفجار امروز در ساعت 12:20 در مقابل مسجد امام حسین (ع) چابهار اظهار داشت: در پی گزارش هلال احمر امدادگران جمعیت برای انتقال مجروحان این حادثه حمله انتحاری در محل انفجار حضور یافتند و 5 مجروح این حادثه را به مراکز  درمانی انتقال دادند.

وی افزود: در پی عملیات انتحاری نماز جمعه امروز چابهار آقایان مرتضی آسوده و حامد بزی از اعضای خانه داوطلب شهر چابهار که بسیجی نیز بودند به درجه رفیع شهادت نائل شدند.


 
نماینده مردم زابل در مجلس در گفت‌وگو با فارس:
ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۸ : توسط : حسینی
آمریکا و رژیم صهیونیستی پشت‌پرده اقدام
 
تروریستی چابهار هستند

خبرگزاری فارس: نماینده مردم زابل در مجلس پشت پرده جنایات امروز چابهار را کسانی دانست که منافقین را از لیست تروریست‌ها خارج می‌کنند و به آموزش افراد خودفروخته می‌پردازند که محوریتشان نیز آمریکا و رژیم صهیونیستی است.

خبرگزاری فارس: آمریکا و رژیم صهیونیستی پشت‌پرده اقدام تروریستی چابهار هستند

سید باقر حسینی نماینده مردم زابل، زهک و هیرمند در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، ضمن محکوم کردن اقدام تروریستی در مقابل مسجد امام حسین (ع) چابهار که امروز منجر به شهادت و زخمی شدن دو نفر ار بسیجیان پایگاه مقاومت بسیج مسجد امام حسین(ع) شد، اظهار داشت: استان سیستان و بلوچستان از استان‌هایی است که شیعه و سنی سال‌ها در کنار یکدیگر زندگی کرده‌اند.

نماینده مردم زابل، زهک و هیرمند با تأکید بر اینکه دشمنان همواره برای ایجاد تفرقه و بهره‌بردن از آن، اقدامات بسیاری را انجام می‌دهند، گفت: این انفجارها هیچ نتیجه‌ای ندارد چراکه مردم استان به خوبی آگاه هستند.

وی با بیان اینکه هیچ مسلمانی چنین اقداماتی را انجام نمی‌دهد، افزود: این اقدامات تروریستی مورد تأیید شیعه و سنی نیست.

حسینی پشت پرده این جنایات را کسانی دانست که منافقین را از لیست تروریست‌ها خارج می‌کنند و به آموزش افراد خودفروخته می‌پردازند تا آنها را مقابل مردم قرار دهند و محوریتشان نیز آمریکا و رژیم صهیونیستی است.

به گزارش خبرگزاری فارس، در پی اقدام تروریستی یک عامل انتحاری که امروز در کنار مصلای نمازجمعه چابهار صورت گرفت، دو تن از بسیجیان پایگاه مقاومت بسیج این مسجد شهید و زخمی شدند.

به گفته شاهدان عینی، فرد انتحاری از سوی مردم و نیروهای بسیجی شناسایی و اقدام به فرار کرده و در فاصله 300 متری مسجد امام حسین (ع) مقابل درمانگاه سیدالشهدا(ع) شهرستان چابهار واقع در خیابان تعاون، خود را منفجر می‌کند.

در پی وقوع این اقدام کور تروریستی، تعدادی از رهگذران و ماموران نیروی انتظامی نیز زخمی شده‌اند.


 
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار بسیجیان استان خراسان شمالى‌
ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی

بسم‌اللهالرّحمنالرّحیم
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین المکرّمین سیّما بقیّةالله فى الأرضین.
جمع بسیجیان عزیز استان، با چهرهى نورانى بسیجى و دلهاى انشاءالله نورانىتر، فضاى جلسهى صمیمى ما را نورانى کرده است. فضا، فضاى معنویت و صمیمیت و محبت و خلوص، مثل همهى مجموعه‌هاى بسیجى و فعالیتهاى بسیجى است.
برنامههائى که اجرا شد، برنامههاى بسیار خوبى بود. این برنامهى ورزش محلى یقیناً بر بسیارى از کارهاى تقلیدى ترجیح دارد؛ ورزش پهلوانى است و سرشار از سنتهاى ایرانى و اسلامى است. این نکات را باید همیشه به یاد داشته باشیم که آنچه متعلق به ما و مربوط به خود ماست، با عقاید ما، با ایمان ما آمیخته است؛ آنچه وارداتى است، اگر بخواهیم شکل ایمانى و اسلامى و ایرانى به آن بدهیم، باید این عناصر را در آن تزریق کنیم. آنچه مربوط به خود ماست، به طور طبیعى پیکرهى آن، پیکرهى دینى و ایمانى است. جمع «حلقههاى صالحین» هم اقدام بسیار خوبى است، که نمایشى از آن در اینجا ارائه شد. سرودى هم که این برادران عزیزِ سرودخوان اجرا کردند، بسیار خوب بود؛ هم مضمون، هم اجرا بسیار خوب و جالب بود. البته توجه دارید، من هم تأکید میکنم؛ وقتى میگوئید «یا سیدى، یا مولا»، حتماً وجود مقدس امام زمان (سلام الله علیه) در نظر باشد.
در مورد بسیج، سخنان زیادى گفته شده است. هرچه ما دربارهى بسیج نکتهیابى کنیم و این نکتهها را مورد مداقه و تأمل قرار دهیم، زیاد نیست؛ همچنان که در میدان عمل، هرچه بر روى استحکام بسیج و عمق بخشیدن به ویژگىهاى متعلق به بسیج - که مخصوص خود آن است - کار کنیم و تکیه کنیم، باز کار زائد انجام ندادهایم. چرا؟ چون کشور از حضور بسیجى در میدانهاى مختلف، تجربهى خوبى دارد؛ هم در دوران دفاع مقدس، هم پیش از آن، و هم بعد از آن تا امروز؛ که حالا شرح آن را خود شما میدانید، شنیدهاید، بنده هم اشارهاى خواهم کرد. هر جا حضور بسیج و حرکت بسیجى در هر میدانى احساس شده است، ما پیشرفت داشتهایم؛ این یک تجربهى مهمى است. کشور در آینده مسائل مهمترى در پیش دارد - نمیگویم مشکلات مهمتر - ممکن است مشکلات روزبهروز کاهش پیدا کند، اما مسائل مهمترى هست، کارهاى بزرگترى هست. ما که نمیخواهیم به عنوان یک ملت، دور خودمان حصار بکشیم؛ که اگر این کار را هم بکنیم، رشد متوقف نخواهد ماند؛ اما نگاه ما، نگاه وسیع است؛ در طول تاریخ و در عرض جهان، این نگاه، گسترده است. ملتى با یک چنین آرمانهائى، با یک چنین همت بلندى، با یک چنین افق دورى، خیلى مسائل در پیش دارد. این مسائل احتیاج دارد به خصوصیاتى که در مجموعهى بسیج هست. بنابراین راجع به بسیج هرچه گفته شود، مداقه شود، بر روى خصوصیات تکیه شود و تعمق شود، زیادى نیست.
اولاً بسیج همزاد انقلاب است. شاید به یک معنا بشود گفت که حضور بسیجى مردم، خود موجب پیروزى انقلاب شد، یا موجب پدید آمدن انقلاب شد. جوانهاى داوطلب، علاقهمند، قبل از انقلاب در همه جا - در همین شهر بجنورد که بنده اطلاع دارم - در عرصههائى وارد شدند، ایستادگى کردند، حضور مؤثر پیدا کردند. این تلاشها در سرتاسر کشور جمع شد، شد حرکت عظیم انقلابى ملت ایران. بنابراین به این معنا، ولادت بسیج، قبل از ولادت انقلاب است؛ اما با پیروزى انقلاب، بسیج به شکل کنونى - که خصوصیات منحصربهفرد این پدیدهى شگفتآور را عرض خواهم کرد - تولد یافت. بنابراین میتوان بسیج را همزاد انقلاب معرفى کرد.
خب، این پدیده، پدیدهى بىنظیرى است. آیا ملتهاى دیگر، انقلابهاى دیگر، حضور مردمى نداشتند، که شما میگوئید حضور بسیج یک پدیدهى بىنظیر است؟ چرا، در انقلابهاى دیگر، در حوادث بزرگى که در کشورهاى جهان به وجود آمده است، تودهى مردم حضور داشتند؛ منتها با تفاوتهاى بسیار عمیق و تأثیرگذارى. اگر تاریخ را نگاه کنید، مىبینید دو انقلاب در این دو سه قرن اخیر در حد انقلاب ما در دنیا معروف است؛ یکى انقلاب کبیر فرانسه است، یکى انقلاب کمونیستى در شوروى است. در هر دوى اینها مردم بودند، اما حضور مردم در آن انقلابها - که پرحجم و انبوه هم بود - با حضور بسیجى در انقلاب ما متفاوت است. من حالا اندکى از خصوصیات حضور بسیجى را عرض میکنم.
اولاً این مجموعهى عمومىِ مردمى از اول داراى سازماندهى بود؛ این یک خصوصیت منحصربهفرد است. این سازماندهى کمک کرد به این که این حرکت عظیم مردمى راه خودش را گم نکند. وقتى سازماندهى بود، یعنى هدایت در آن هست، بصیرت در آن هست، تمرکز در تصمیمگیرى هست، ارادهى مردم هست؛ اما از تندروى، از زیادهروى، از کجروى، از خطاهاى فاحش، جلوگیرى میکند.
مهمتر از این، خصوصیت ایمان و برخاستن از احساس تکلیف شرعى بود. یک وقت احساسات محض، یک انسانى را، یک جمع انسانى را، یک جمعیتى را به یک سوئى حرکت میدهد؛ این ممکن است، در خیلى جاها هست. این آدمى که با احساسات حرکت میکند، هدایت او، زمام و مهار نفس او و حرکت او، به دست یک عامل معنوى و درونى و قلبى نیست؛ خیلى اوقات از حد تجاوز میکند؛ آنجائى که نباید دست به کشتار بزند، دست به کشتار میزند؛ آنجائى که نباید ظلم کند، ظلم میکند. لذا شما ببینید در همین انقلابهائى که من اسم آوردم، آنچه که تاریخ ثبت کرده است - تاریخ خودشان، نه اینکه ما بگوئیم - سرشار و لبریز است از همین خطاها و انحرافها و اشتباهها و تقابلها؛ یک گروه در مقابل یک گروه دیگر قرار میگرفتند. بله، در انسان مؤمن هم احساسات وجود دارد؛ ما که بدون احساسات حرکت نمیکنیم؛ احساس داریم، احساس عاطفى داریم، احساس خشم داریم؛ لیکن این احساس با ایمان ما کنترل میشود. جوان بسیجى در برخورد با عنصر منافق، چون این منافق زن است و نامحرم است، حتّى جان خود را از دست میدهد، براى اینکه به بدن این زن مشکوک دست نزند. اینها وجود دارد؛ این جزو حوادثى است که مکرر اتفاق افتاده است. دقت نظر بسیجى در مچگیرى از منافق، در موارد زیادى تحقق پیدا میکند. در بعضى از این موارد، طرف مثلاً زن است؛ این جوان بسیجى حاضر نیست از حدود ایمانى تخطى کند. ببینید، این حضور ایمان را در این انسان بسیجى نشان میدهد؛ این خیلى مهم است. بله، یک جا به شهیدشدن چهار تا بسیجى مىانجامد؛ اما در نگاه کلى وقتى نگاه میکنیم، این خیلى معناى متعالى و مهمى را به ما منعکس میکند. بنابراین حرکت عمومى و تودهاى و سازماندهىشدهى مردم، با هدایت ایمان، با دخالت ایمان پیش میرود؛ این از خصوصیات بسیج است.
یک خصوصیت دیگر این است که همهى قشرها در بسیج حضور دارند؛ شهرى هست، روستائى هست، جوانِ نوخاستهى نوسال هست، پیرمرد کهنسال هم هست. چقدر در جنگ، رادیوهاى خارجى و مبلّغین معاند و مغرض گفتند که جمهورى اسلامى بچههاى نابالغ را به جنگ میفرستد. بله، بچههاى نابالغ میرفتند، اما کسى آنها را به جنگ نمیفرستاد. آنها مىآمدند با گریه، با زارى، با دست بردن در شناسنامه، با رضایتگرفتن از پدر و مادر به زور گریه، با قاطىشدن بین رزمندگان، خودشان را به جبهه میرساندند. اینها واقعیت است. پیر و جوان، تحصیلکرده و غیرتحصیلکرده در بسیج حضور دارند. در اینجا روشنفکرها یک کنارى نایستادند. در بعضى از این اجتماعات بزرگى که در این انقلابها وجود دارد، گروه روشنفکران قاطى مردم نمیشوند. من یک وقتى از یک نمایشنامهى روشنفکرى نقل کردم که آقائى از بالاى ایوان به حرکت مردم نگاه میکند، اما خودش وارد نمیشود، قاطى نمیشود. اینجا نخیر؛ اینجا کارگر بود، کشاورز بود، دانشجو بود، دانشآموز بود، پزشک بود، نویسندهى مبرّز بود، شاعر برجسته بود، متخصص بود، مخترع بود و هست؛ همه وارد بسیج. شما بروید تشکیلات بسیج را نگاه کنید، در شهر خودتان هم نگاه کنید؛ همه جا همین جور است. اینجا دیروز یک جوان مخترعى آمده، خودش را جزو بسیج مخترعین معرفى میکند. اینها در دنیا نظیر ندارد. بسیج مخترعین، بسیج اساتید دانشگاه، بسیج نویسندگان، بسیج شاعران. گروههاى روشنفکرى، با قوارههاى مختلف، در این مجموعهى عظیم و پرراز و رمزى که ما اسمش را «بسیج» گذاشتیم، حضور دارند. جوان هم هست، پیر هم هست، زن هم هست، مرد هم هست، متخصص کارهاى صنعتى هم هست، متخصص کارهاى روانشناسى هم هست؛ همه جور انسانى در این مجموعه حضور دارند.
خصوصیت دیگر، پابهرکاب بودن است. خب، عزیز من! سى و سه سال از انقلاب میگذرد. حضور تودهاى در انقلابهاى گوناگون، یک ماه بود، دو ماه بود، حداکثر یک سال بود؛ بعد تمام شد. اینجا هم کسانى که میخواستند زندگى را و جمهورى اسلامى را از روى دستورالعملهاى غربى تنظیم کنند و ترتیب بدهند، همین سفارش را میکردند. اوائل انقلاب سفارش میکردند که خیلى خوب، انقلاب تمام شد، مردم بروند خانههاشان. در انقلابهاى دیگر، مردم رفتند خانههاشان؛ اما سى و سه سال از انقلاب میگذرد، بسیج در صحنه است، در عرصه است، پابهرکاب است. آن نسلى که آن روز وارد بسیج بودند، امروز افراد میانسال و مسنّى شدهاند، محاسنهاشان سفید شده؛ نوه دارند، عروس دارند، داماد دارند؛ اما بسیجىاند. آنها پیر شدند، اما آیا چهرهى بسیج پیر شد؟ ابدا. چهرهى بسیج، چهرهى جوانى است. این معنایش چیست؟ این معنایش این است که نسلهاى نوظهور و پىدرپى، این حضور مردمى را از دست ندادهاند، فراموش نکردهاند. آن روز یک عدهاى میگفتند خیلى خوب، جوان است، اهل هیجان است، جنگ هم یک حادثهى پرهیجان است؛ این میکشد طرف جنگ، به خاطر هیجان. امروز که جنگ نیست، امروز که هیجان جنگ نیست؛ چرا جوان به میدان مىآید؟ اینها مسائل بسیج است. ببینید، اینها آن نکات ریزى است که ما وقتى مجموع این نکات را کنار هم میگذاریم، به این نتیجه میرسیم که بسیج یک پدیدهى شگفتآور و رمزآلود و رازآلود و استثنائىِ نظام جمهورى اسلامى است. این مجموعه خیلى گرهها را باز کرده است، در خیلى صحنهها حضور داشته است، حضور او اثرگذار و تعیینکننده بوده است. پس ما در آینده هم به این حضور احتیاج داریم.
کسانى که اهل تأمل و تدبرند، حدس بزنند که چرا در شعارهاى کسانى که حرف و نفس و حرکت خودشان را از رادیوى اسرائیل میگیرند، در درجهى اول، شعار بر ضد بسیج است؟ آیا خودشان میفهمند که چرا شعار بر ضد بسیج میدهند، یا نمیفهمند؟ این را من نمیتوانم قضاوت کنم. اما این، حقیقت کار است. این کلید طلائىِ حل بسیارى از مشکلات آینده، مورد بغض و عداوت آن کسانى است که نمیخواهند آینده، آیندهى خوبى و سرافرازى و موفقیتآمیزى براى نظام جمهورى اسلامى باشد؛ لذا میخواهند این کلید طلائى را بشکنند؛ لااقل در چشم من و شما آن را کوچک کنند. البته نخواهند توانست و معلوم است. خب، این دربارهى خصوصیات بسیج. در این زمینه خیلى حرف هست. عرض کردم؛ هرچه مداقّه کنیم، نکتهیابى کنیم، در این نکات تأمل کنیم و آنها را گسترش دهیم تا فکر و فرهنگ جامعه شود، زیادى نیست. مداقه در مورد بسیج - این پدیدهى عجیبى که خداى متعال به نظام جمهورى اسلامى هدیه کرده است - مسئلهى مهمى است.
خب، شما جزو بسیجید. همه باید افتخار کنند که جزو مجموعهى بسیجى باشند. کسى که وارد این مجموعه میشود، صلاحیتهائى دارد؛ این صلاحیتها را نشان داده است، وارد بسیج شده است؛ این صلاحیتها را باید حفظ کنید. آنچه که من به شما عرض میکنم - که شما فرزندان من هستید، شما جوانان من هستید - این است که این خصوصیات را باید حفظ کنید؛ نه فقط حفظ کنید، بلکه باید اینها را تقویت کنید.
یکى از خصوصیات، خودسازى است. ما باید خودمان را تربیت کنیم. منِ مسنِ پیرمرد هم احتیاج دارم خودم را تربیت کنم، خودم را مهار کنم، خودم را حفظ کنم. حرکت در جوان سریعتر، تصمیمگیرى سریعتر، اقدام سریعتر است؛ بنابراین مراقبت و محافظت و خودسازى هم بسیار حساستر است. خودسازى، کار سهل و ممتنعى است؛ هم آسان است، هم سخت است. اگر در محیطى قرار بگیریم که مناسب باشد، مساعد باشد، میشود آسان. شما مثلاً اهل توجهاید، اهل دعا و اهل تضرع و اهل گریه هستید. گاهى انسان در یک محیطى قرار میگیرد که محیط، محیط تضرع و گریه و توجه است؛ همهى دلها به سوى خداست، همهى اشکها جارى است؛ اینجا حالت تضرع براى انسان آسانتر دست میدهد. این، محیط مساعد است. محیط مساعد، خودسازى را آسان میکند. یکى از محیطهاى مساعد، خود مجموعهى حالات دفاع مقدس بود؛ اما محیط مساعد، خود بسیج است. شما که در این مجموعه هستید، در واقع در یک فضاى مساعدى براى خودسازى هستید. تقوا، خویشتندارى، دورى از گناه، انجام فرائض، نماز خواندن به صورت فرصتى براى انس با خداى متعال، توجه به معانى نماز، حضور قلب، تمرکز در حال نماز؛ اینها ابزارهاى خودسازى است. وقتى شما در محیط مساعد قرار میگیرید، این ابزارهاى خودسازى بهتر به شما کمک میکند، بیشتر به شما کمک میکند. وقتى اینجور شد، توانائى روحى شما بیشتر میشود؛ هم استقامت شما، ایستادگى شما، صبر شما، توکل شما، هم ابتکار و جوشش درونى شما؛ اینها همه با هم است. ما وقتى وارد یک میدانى نشدهایم، احساس خوف میکنیم، هراس داریم؛ استعدادى هم اگر در ما هست، سرپوشیده باقى میماند؛ اما وقتى این هراس را شکستید، خطر کردید و وارد میدان شدید، این استعدادها هم شروع میکند به سر بر آوردن؛ اینجورى میشود که ناممکنها ممکن میشود. همین طور که سردار نقدى الان اینجا گفتند، یک جوان دانشجوى کمسال با یک مجموعهى معدودى که خودش اسم آن را گذاشته تیپ - صد نفر آدم یک تیپند؟! صد و پنجاه نفر آدم یک تیپند؟! او خودش میگوید تیپ! - میرود به غرب کشور یا جنوب، با این تیپ مؤمن و مخلص، در مقابل جبههى دشمن با یک واحد رزمىِ مجهز و یک فرماندهىِ سابقهدار میجنگد. این ابزارى ندارد، جز همین ابزارهاى ابتدائى، اما او به برترین ابزارها مجهز است؛ این تجربهى فرماندهى ندارد، اما او به قدر عمر این، فرماندهى کرده. اینها در مقابل هم قرار میگیرند، این بر او غلبه پیدا میکند؛ تانک او را مصادره میکند، امکانات او را مصادره میکند، پیروز برمیگردد. این با خودسازى به وجود مىآید. بدون خودسازى نمیشود وارد این میدانها شد.
بعضىها میترسیدند. بعضىها از پیش قضاوت میکردند که نمیشود - اصلاً میگفتند نمیشود - هرجا هم حضور بسیجى بود، مخالفت میکردند. من میدیدم مردان مؤمنِ باصلاحیتِ ارتشِ منظمِ آن روز ما استقبال میکنند از این که مجموعهى بسیج با آنها و همراه آنها باشد؛ این را من خودم در دوران جنگ مکرر دیدم؛ در پادگان ابوذر، در جنوب، در شمال غرب. خود فرمانده ارتشى اصرار داشت که مجموعهى بسیجى با او همراه باشند؛ دوست میداشت، استقبال میکرد؛ اینجا در تهران یک عدهاى نشسته بودند، نق میزدند که آقا چرا اینها وارد شدند؟ چرا بدون اجازه رفتند؟ چرا فلان اقدام را کردند؟ از حضور بسیجى ناراحت بودند. چون امید نداشتند، مأیوس بودند، میگفتند نمیشود کارى کرد؛ اما وقتى که وارد شدند، دیدند این ورود، امیدآفرین است؛ همهى این استعدادها را جوشش میدهد.
خود حضور بسیجى در عرصهى نبرد، به او یک نورانیتى میبخشد. معروف بود در دوران دفاع مقدس میگفتند فلانى نور بالا میزند، روشن است؛ یعنى بزودى شهید خواهد شد. این نورانیتِ حضور بسیجى بود؛ این را من خودم مشاهده کردم؛ نه یک بار و دو بار. یک موردى که مربوط به همین استان شماست، بد نیست عرض کنم. یک سرگرد ارتشى که بعد ما فهمیدیم ایشان اهل آشخانه است - سرگرد رستمى - به میل خود، به صورت بسیجى آمده بود در مجموعهى گروه شهید چمران، آنجا فعالیت میکرد. بنده مکرراً او را میدیدم؛ مىآمد، میرفت. یک شبى با مرحوم چمران نشسته بودیم راجع به مسائل جبهه و کارهائى که فردا داشتیم، صحبت میکردیم؛ در باز شد، همین شهید رستمى وارد شد. چند روزى بود من او را ندیده بودم. دیدم سرتاپایش گلآلود است؛ این پوتینها گلآلود، بدنش خاکآلود، صورتش خسته، ریشش بلند؛ اما چهره را که نگاه کردم، دیدم مثل ماه میدرخشد؛ نورانى بود. روزهاى قبل، من این حالت را در او ندیده بودم. رفته بود در یک منطقهى عملیاتى، آنجا فعالیت زیادى کرده بود؛ حالا آمده بود، میخواست گزارش بدهد. او بعد از چندى هم به شهادت رسید. ارتشى بود، اما آمده بود بسیجى وارد میدان شده بود؛ فعالیت میکرد، مجاهدت میکرد، حضور فداکارانه داشت - در همان مجموعهى بسیجىِ شهید چمران - بعد هم به شهادت رسید. این نورانیت را خیلىها دیدند؛ ما هم دیدیم، دیگران هم بیشتر از ما دیدند. این ناشى از همان حضور فوقالعاده است.
یک مسئله هم در بسیج، مسئلهى ایثار است. ایثار در لغت، نقطهى مقابل استئثار است. استئثار یعنى هرچه که وجود دارد، ما براى خودمان بخواهیم. گاهى در بعضى از دعاهاى ائمه (علیهمالسّلام) از مستأثرین شکایت شده است. مستأثرین یعنى آن کسانى که هرچه هست، براى خودشان میخواهند؛ دنبال منافع شخصى و دستاندازى به داشتههاى دیگرانند. ایثار، نقطهى مقابل این است؛ یعنى از سهم خود، از حق خود براى دیگران گذشتکردن، و به نفع دیگران از حق خود صرفنظر کردن. این خصوصیت در قلههاى بسیج وجود داشته است. و من به شما جوانهاى عزیز عرض کنم؛ سعى کنید این خصوصیت را در خودتان تقویت کنید. ما افراد بشر، دائم در کنار لغزشگاه داریم حرکت میکنیم. جاذبهها ما را به خود فرامیخواند. دنبال منافع شخصى حرکت میکنیم. منافع شخصى، ما را جذب میکند. گاهى به خاطر منافع خودمان، حاضریم حق دیگران را هم پامال کنیم. باید مراقب خودمان باشیم. خودسازى بسیجى، یکى از خصوصیاتش همین است که بتواند این روحیه را در خود تقویت کند و پرورش دهد که ایثار کند. آن قلههاى بسیج که عرض کردیم، آنهائى هستند که جان خودشان را در کف دست گرفتند، رفتند براى دفاع از اسلام، براى دفاع از انقلاب، براى دفاع از امام، براى دفاع از کشور، براى حفظ مرزهاى کشور جنگیدند. از خودگذشتگى، بالاتر از این؟ بیش از این؟ این، قلهى ایثار است.
پائینتر از این، صرفنظر کردن و گذشتن از منافع کوتاهمدت مادى است که ما براى خودمان تعریف میکنیم. سعى کنیم از منافع شخصى به نفع منافع عمومى، به نفع اسلام، به نفع اهداف والا، صرفنظر کنیم. این معنایش این نیست که به دنیا پشت کنیم؛ نه. دنیا جاى تلاش و فعالیت است؛ هم براى زندگى شخصى، هم براى زندگى عمومى، هم براى مادیات، هم براى معنویات؛ اما آنجائى که مىبینیم رسیدن به یک حق شخصى معنایش این است که از حقوق دیگران عبور کنیم، از قانون عبور کنیم، از انصاف عبور کنیم، اینجا مهار و زمام نفس خود را به دست بگیریم؛ آنچه را که میتوانیم به دست بیاوریم، به نفع دیگران از آن صرفنظر کنیم؛ این میشود ایثار.
البته یکى از مسائل مهم، مسئلهى بصیرت است. من به شما عرض بکنم؛ بصیرت در این دوران و در همهى دورانها به معناى این است که شما خط درگیرى با دشمن را تشخیص دهید؛ کجا با دشمن درگیرى است؟ بعضىها نقطهى درگیرى را اشتباه میکنند؛ خمپاره و توپخانهى خودشان را آتش میکنند به سمت یک نقطهاى که آنجا دشمن نیست، آنجا دوست است. بعضىها رقیب انتخاباتى خودشان را «شیطان اکبر» به حساب مىآورند! شیطان اکبر آمریکاست، شیطان اکبر صهیونیسم است؛ رقیب جناحى که شیطان اکبر نیست، رقیب انتخاباتى که شیطان اکبر نیست. من طرفدار زیدم، شما طرفدار عمروئى؛ من شما را شیطان بدانم؟ چرا؟ به چه مناسبت؟ در حالى که زید و عمرو هر دو ادعاى انقلاب و اسلام میکنند، در خدمت اسلام و در خدمت انقلابند. خط درگیرى با دشمن را مشخص کنیم. گاهى هست که یک نفرى در لباس خودى است، اما حنجرهى او سخن دشمن را تکرار میکند! خب، او را باید نصیحت کرد؛ اگر با نصیحت عمل نکرد، انسان با او باید حد و مرز تعریف کند: خط فاصل. جدا میشویم. اگر بناست شما با همان احساساتى که رژیم صهیونیستى نسبت به جمهورى اسلامى دارد - ولو با یک ادبیات دیگرى - بخواهى در مقابل جمهورى اسلامى بایستى و حرف بزنى، خب با رژیم صهیونیستى چه فرقى دارى؟ اگر با همان منطقى که آمریکا در مقابل جمهورى اسلامى عمل میکند، شما بخواهى با آن منطق با جمهورى اسلامى تعامل کنى، خب شما با آمریکا فرقى ندارى. این مسئله جداست. اما یک وقت هست که نه، اینجورى نیست. ممکن است اختلافات، اختلافات عمیقى هم باشد، اختلافات بزرگى هم باشد، اما انسان دشمن را با غیردشمن نباید اشتباه کند؛ دشمن حساب دیگرى دارد، غیردشمن حساب دیگرى دارد. خط درگیرى با دشمن را باید ترسیم کرد، مشخص کرد؛ این بصیرت میخواهد. بصیرتى که ما عرض میکنیم، این است.
یک عدهاى از آن طرف مىافتند، یک عدهاى از این طرف مىافتند. یک عدهاى با دشمن هم معاملهى دوست میکنند، فریاد دشمن را هم نمیشناسند، چون از حنجرهى دیگرى در مىآید؛ یک عده هم از این طرف، هرکسى که اندک اختلاف سلیقهاى با آنها دارد، به حساب دشمن میگذارند! بصیرت، آن خط وسط است؛ آن خط درست است.
اسم رقیب انتخاباتى را آوردیم. انتخابات در پیش است؛ البته نزدیک نیست. بعضى از حالا وارد عرصهى انتخابات میشوند. نه، ما این را اصلاً تأیید نمیکنیم؛ هر چیزى در وقت خود، در جاى خود. لیکن آن چیزى که در مورد انتخابات خواستهى ماست، فکر ماست، آرزوى ماست، این چند چیز است:
اول اینکه شرکت مردم در انتخابات، یک مشارکت عظیمى باشد؛ این مصونکننده است. همهى تلاش دستاندرکاران، امروز و فردا و روز انتخابات و در اثناى مقدمات و مؤخرات، باید این باشد: حضور مردم، حضور گستردهاى باشد.
دیگر اینکه از خدا بخواهیم و خودمان هم چشممان را باز کنیم؛ کارى کنیم که نتیجهى انتخابات، یک گزینش خوب و همراه با صلاح و صرفهى انقلاب و کشور باشد. این معنایش این نیست که اگر ما کسى را نپسندیدیم، با او بداخلاقى کنیم، برخورد تند و سخت و غلط بکنیم؛ نه. آن کسانى که خودشان را صالح میدانند، براى خودشان اهلیت قائلند، وارد میدان شوند. ما هم که میخواهیم انتخاب کنیم، نگاه کنیم، حقیقتاً با معیارهائى که معتقدیم و بین همهى ماها مشترک است، بسنجیم. شاید بشود گفت که بین همهى ایرانىها - معتقدین به انقلاب - این معیارها تقریباً مشترک است. در هر کسى که این معیارها را مشاهده کردیم، کوشش کنیم، تلاش کنیم، کار کنیم - کار سالم - که انتخابات به سمت انتخاب یک چنین کسى برود.
نکتهى اساسى سوم - که امروز من به همین اندازه اکتفاء میکنم؛ البته بعدها ممکن است حرفهاى زیادى در مورد انتخابات داشته باشیم - این است که انتخابات براى کشور مایهى آبروست، مایهى افتخار است. همه مراقب باشند که انتخابات مایهى بىآبروئى براى کشور نشود؛ آنطورى که در سال 88 یک عدهاى سعى کردند انتخابات را مظهر اختلافات وانمود کنند، جنجال سیاسىِ طبیعىِ انتخابات را تبدیل کنند به یک فتنه؛ که البته ملت ایران در مقابلش ایستاد و هر وقت هم شبیه آن اتفاق بیفتد، ملت در مقابل آن خواهد ایستاد.
البته سلامت انتخابات هم مسئلهى اساسى و مهمى است. منتها فرض ما بر این است که مسئولین کشور با وجدان اسلامى و الهى وارد میشوند و انتخابات ما سالم است. در گذشته هم که در دولتهاى مختلف انتخابات انجام گرفته است - چه انتخابات ریاست جمهورى، چه انتخابات مجلس، چه دیگر انتخابها - فرض ما بر این بوده است که انتخابات، انتخابات سالمى است. البته مراقبتهاى گوناگون از جهات مختلف لازم است انجام بگیرد. از خداوند متعال میخواهیم که این آزمایش را هم براى ملت عزیز ما مبارک فرماید.
پروردگارا! رحمت و فضل خودت را بر این جوانان عزیز نازل کن. پروردگارا! بازوان نیرومند نظام، یعنى بسیج را روزبهروز نیرومندتر کن. ذکر خود، یاد خود، خشوع در مقابل خود را بر دلهاى ما ارزانى بدار. پروردگارا! مرگ ما را در راه خودت و براى خودت قرار بده. پروردگارا! قلب مقدس ولىعصر را از ما راضى کن. روح مطهر شهیدان و روح امام شهیدان را از ما راضى و خشنود بفرما.
    والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته


 
بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع مردم شیروان‌
ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی

   بسماللّهالرّحمنالرّحیم
و الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین المکرّمین سیّما بقیّةاللّه فى الأرضین.
خداوند متعال را سپاسگزارم که به این بندهى حقیر توفیق عنایت کرد که با شما مردم باایمان و عزیز و خونگرم شیروان بتوانم در این جمع پرشور و صمیمى ملاقات کنم. خاطرهى ما از شهر شما، از مردم شما، خاطره‌ى خوبى است. در دوران امتحانهاى دشوار و بزرگ، شهر شیروان از جملهى مناطقى است که امتحان خوبى داده است و نام نیکى از خود به یادگار گذاشته است. علاوه بر صدها شهید و جانباز که در دوران دفاع مقدس، مردم عزیز شیروان و حومهى آن تقدیم کردند، نام هفت سردار در میان شهیدان این دیار وجود دارد. تربیت سرداران و فرستادن آنها براى مدیریت صحنههاى دشوار و سپس شهادت آنها، حوادثى نیست که در گذر تاریخ بشود آنها را فراموش کرد. امروز هم چند هزار بسیجى در این شهر حضور دارند، هیئتهاى مذهبىِ فعال در این شهرستان حضور دارند، نخبگان فرهنگى و ورزشى در این شهر حضور دارند. اینها نشاندهنده و تنظیمکنندهى شناسنامهى هر منطقهاى از مناطق کشور است. جوانهاى عزیز ما - چه در این شهرستان، و چه در سایر شهرستانهاى این استان - باید به خاطر موفقیتها به خود ببالند و خود را براى کارهاى بزرگ در آینده آماده کنند.
یکى از برجستگىهاى این شهر و این استان - که در شهرستان شیروان این برجستگى کاملاً محسوس است - همزیستى اقوام مختلف با یکدیگر است؛ از کُرد و ترک و فارس و تات، در کنار هم، برادرانه و مسلمانانه زندگى میکنند. انشاءاللّه جوانهاى شما، از زن و مرد، بتوانند در آیندهى کشور عزیزشان و براى سربلندى انقلابشان، چهرههاى درخشان دیگر و بیشترى را تحویل این جامعه بدهند؛ و این امیدى است که دور از دسترس نیست.
آنچه که من مایلم به شما برادران و خواهران عزیز شیروانى عرض کنم، این است که تلاش ملت عزیز ما و هوشمندى و آگاهى و بصیرت مردم عزیز ما در این استان و در سرتاسر کشور، موجب شده است که کشور ما از یک ثبات سیاسى مستمرى برخوردار باشد؛ این نعمت بزرگى است. قدرتمندان زورگو و تجاوزگر، یکى از سلاحهاشان این است که در کشورهائى بىثباتى ایجاد کنند، که نمونهى آن را شما مشاهده میکنید؛ هم در منطقهى خودمان، و هم در مناطق دیگر این دنیاى بزرگ. مىبینید که قدرتمندان هر جا توانستهاند، هر جا در کشورى طمعى ورزیدهاند، براى اینکه سلطهى خود را در آن کشورها و در آن مناطق مستقر کنند، بین مردم آن کشور یا مردم آن کشور با کشور همسایه، بىثباتى ایجاد کردند؛ ایجاد اختلاف کردند، ایجاد درگیرى کردند، تا بىثباتى در نظامها به وجود بیاید؛ از این بىثباتى، کارخانجات اسلحهسازى استفاده کنند، کارتلها و تراستها و بنگاههاى بزرگ اقتصادىِ حاکم بر دستگاه سیاسى غرب استفاده کنند. امروز یکى از سیاستهاى دستگاههاى استکبار، ایجاد بىثباتى است. آن وقت در یک چنین شرائطى، نظام جمهورى اسلامى به برکت ایمان شما مردم، به برکت بصیرتى که به فضل الهى در ملت ما وجود دارد، توانسته است به کورى چشم دشمنان، یک کشور با ثبات و استقرار به وجود بیاورد.
خود آحاد ملت پشتوانهى این ثبات و استقرارى هستند که در کشور وجود دارد؛ و البته متقابلاً بیشترین فایدهى این ثبات و استقرارى که در نظام سیاسى کشور هست، متوجه و عاید خود مردم است. یک ملت اگر امنیت داشته باشند، ثبات سیاسى داشته باشند، از آرامش دستگاههاى حاکمیت نظام برخوردار باشند، آن ملت فرصت پیدا خواهند کرد که در میدانهاى گوناگون، به مسابقهى بزرگ بشرى وارد شوند و پیشتاز باشند. امنیت و آرامش براى یک کشور، جزو مهمترین خواستهها و مفیدترین عواید یک ملت است.
در قرآن کریم، خداى متعال در سورهى فتح - که فتح مسلمانان را براى پیغمبر و براى مردم، به صورت یک نعمت بزرگ معرفى میکند - میفرماید: «فأنزل اللّه سکینته على رسوله و على المؤمنین و الزمهم کلمة التّقوى و کانوا احقّ بها و اهلها»؛(1) به عنوان یک نعمت بزرگ، نزول سکینهى الهى را بر جامعهى اسلامى ذکر میکند. سکینه یعنى آرامش، یعنى اطمینان، یعنى آن طمأنینهاى که وجود دارد. یک وقت در میان یک ملتى تلاطم هست، آرامش وجود ندارد؛ همه نسبت به هم بدبین، همه نسبت به یکدیگر ستیزهگر؛ دستگاههاى حاکم در مقابل مردم، مردم در مقابل دستگاههاى حاکم؛ یک چنین کشورى که داراى امنیت نباشد، نمیتواند نه در علم، نه در اقتصاد، نه در صنعت، نه در عزت ملى، خودش را به پیش و به جلو بکشد؛ اما وقتى استقرار و امنیت و آرامش در یک کشور بود، ملت فرصت پیدا میکند که آمادگىهاى خود را، استعدادهاى خود را بروز دهد؛ همچنان که شما مىبینید علىرغم تهدیدهاى دشمنان، تحریمهاى دشمنان، خباثتهاى دشمنان، ملت ایران و جوانان عزیز ما توانستهاند در میدانهاى گوناگون، خود را نشان دهند؛ عظمت خود را، استعداد خود را، آمادگى خود را در زمینههاى مختلف به رخ دنیا بکشند؛ این به برکت ثبات است.
دشمنان ما بارها کوشش کردند که با شیوههاى گوناگون، این ثبات سیاسى را به هم بزنند. در اول انقلاب، با ایجاد درگیرىهاى قومیتى در شرق و غرب کشور، شمال و جنوب کشور، سعى کردند نگذارند انقلاب اسلامى به آرامش دست پیدا کند و کشور را از تلاطم انقلاب بیرون بیاورد؛ اما موفق نشدند. بعد از آن سعى کردند با تهاجم یک همسایهى دیوانه - صدام به معناى واقعى کلمه، یک انسان وحشى و دیوانه و افسارگسیخته و خطرناک بود - امنیت کشور را به هم بریزند؛ از داخل هم گروهکها کمکش کردند؛ همان گروهکهائى که بعد هم به دامان خود او پناه بردند. دیدید آنچه که آنها خواستند، صد و هشتاد درجه برخلاف میل آنها تمام شد. جنگ تحمیلى، حملهى دشمن، نه فقط ثبات و استقرار کشور را به هم نزد، بلکه اتحاد ملت را بیشتر کرد.
شما ببینید در همین مناطق شما، در منطقهى شمال خراسان، که امروز استان خراسان شمالى است، با فاصلهى فراوانى که با میدان جنگ دارد - منطقهى جنوب و منطقهى شمال غربى کشور کجا؟ استان خراسان شمالى و شیروان و بجنورد کجا؟ - اما همین مردم در عرصهى مقابلهى با دشمن، با هم متحد شدند؛ دیگر مسئلهى ترک و فارس و کُرد و کُرمانژ و ترکمن و بقیهى قومیتها مطرح نبود، مسئلهى شیعه و سنى مطرح نبود؛ همه با هم متحد شدند، در مقابل دشمن ایستادند؛ جوانهاشان را دادند، مردها رفتند. از یک خانواده گاهى چهار جوان به میدان جنگ میرفتند. پدر این چهار جوان میگفت یکىتان بمانید، خانه را اداره کنید تا من به میدان جنگ بروم. این مسابقهى در جانفشانى را دیگر در کجا میشود سراغ کرد؟
دشمن میخواست کشور را متلاطم کند، میخواست آرامش و ثبات و استقرار را از ملت ایران بگیرد؛ درست بعکس، خداى متعال در مقابل کید دشمنان آنچنان تقدیرى کرد که «و مکروا و مکر اللّه و اللّه خیر الماکرین».(2) ملت به برکت دفاع مقدس، از آنجائى که بود، جلوتر رفت؛ آمادگىاش بیشتر شد. این توطئهى دشمنان مستکبر و گرگهاى آدمیخوار هم در مقابل ملت ایران اثرى نکرد.
بعد سعى کردند این ثبات را از داخل به هم بریزند. من فقط اشاره کنم؛ نمیخواهم وارد تفاصیل شوم. هم در سال 78، هم در سال 88 - با فاصلهى ده سال - نقشه و توطئهى دشمن یک جور بود. در هر دو مورد سعىشان این بود که بتوانند ثبات سیاسى را در کشور به هم بزنند؛ سعىشان این بود که تلاطم ایجاد کنند؛ این آرامش عمومى را، این ثبات را از این ملت بگیرند.
این ثبات و آرامش را باید قدر بدانیم. ملت قدر میدانند. من که به شما عرض میکنم، در واقع خطابم به کسانى است که میخواهند قدرنشناسى کنند در مقابل این ثباتى که وجود دارد؛ آن کسانى که با حرکات خود، با اعمال نادرست خود، با کجتابىهاى خود سعى میکنند این ثبات و آرامش را، این استقرار را، این طمأنینه و ثبات را در کشور به هم بزنند. البته مسئولین کشور، با تدبیر، حواسشان هست؛ من هم تأکید میکنم؛ هم به مسئولین قوهى مجریه، هم به مسئولین قوهى مقننه، هم به مسئولین قوهى قضائیه، که مراقب باشند بدخواهان و دشمنان با توطئهى خود نتوانند این آرامشى را که در سطح کشور وجود دارد - که نشانهى بزرگترین اقتدار این ملت است، که میتواند همهى خیرات را به طرف آنها جلب کند - به هم بزنند.
ما در چند ماه بعد از این، مسئلهى انتخابات را داریم. تا قبل از انتخابات و در خود انتخابات، باید همت همهى مسئولین این باشد که آرامش سیاسى کشور را حفظ کنند؛ نگذارند فضاى سیاسى کشور، جنجالى و متلاطم شود؛ این جزو چیزهائى است که هوشمندى مسئولان کشور انشاءاللّه باید بتواند این را تحقق ببخشد.
البته مردم واقعاً هوشیار و بصیرند. انسان چه بگوید در قبال این هوشیارى و بصیرت مردم؟ عامهى مردم همیشه به مصالح کشور با نظر درستى نگاه کردهاند؛ این تجربهى ماست. در طول این سه دهه، هر جا مسئولیتى متوجه مردم بوده است، به بهترین وجه آن را انجام دادهاند. دشمنان خواستند مردم را از میدانهاى لازمالحضورِ خودشان دور کنند، نتوانستند؛ خواستند مردم را دچار تشتت آراء کنند، اختلاف کنند، که گریبان یکدیگر را بگیرند، از مصالح کشور و پیشرفت کشور غافل شوند، نتوانستند. مردم از خودشان بصیرت نشان دادند. حقاً و انصافاً بصیرت مردم مثالزدنى است؛ این هم کار خداست. دلها دست خداست، ارادهها مقهور ارادهى الهى است. مردم مؤمنند، متوجه به حقایقند؛ سفارش ما بیشتر به مسئولین است، به سیاستمداران است، به مدیران گوناگون است؛ مراقب باشند دشمن نتواند این آرامش و استقرار و طمأنینهاى را که به فضل الهى در کشور وجود دارد و دشمن سعى کرده این را به هم بزند و نتوانسته، به هم بزند؛ سعى کنند این آرامش و استقرار را حفظ کنند؛ نگذارند تلاطم به وجود بیاید. گاهى یک حرف، گاهى یک عمل نسنجیده، گاهى یک اقدام نابجا، موجب تلاطم در محیط سیاسى میشود؛ باید خیلى مراقب باشند.
البته این مردم عزیز واقعاً استحقاق دارند که مسئولین همهى وقت خود را، همهى تلاش خود را صرف پیشرفت کارهاى اینها بکنند. من نگاه میکنم به مسائل استان خراسان شمالى - همین مسائل بجنورد و شیروان و اسفراین و بقیهى شهرستانها و بخشهاى این استان - مىبینم کارهاى زیادى وجود دارد؛ اینها برعهدهى مسئولین است. چه نمایندگان قوهى مقننه، و چه نمایندگان در قوهى مجریه، همه موظفند براى مردم کار کنند، خدمت کنند. در همین شهرستان شیروان هم کارهاى زیادى هست که باید انجام بگیرد.
البته من به شما مردم عرض بکنم، به مسئولینتان اطمینان داشته باشید. مسئولین میخواهند اقدام کنند، میخواهند تلاش کنند. نیتها خوب است. امروز قصد خدمت به مردم وجود دارد؛ البته گاهى اوقات سلیقهها درست نیست، گاهى اوقات امکانات کامل نیست. باید همه تلاش کنند و دست به دست هم بدهند و آنچه از مشکلات وجود دارد، چه در زمینههاى اقتصادى، چه در زمینههاى فرهنگى، اینها را برطرف کنند.
در این شهرستان هم مثل بقیهى شهرستانهاى این استان و مثل بعضى از استانهاى دیگر کشور، مشکل اساسى و مهم، بیکارى است؛ که باید انشاءاللّه در زمینهى ایجاد اشتغال تلاش کنند. یکى هم مسئلهى اعتیاد جوانان در این استان و در این بخش است. من در این سفر هشدار دادم و از خود جوانان خواستم؛ گفتم جوانان عزیز! ما شما را پرشور و بااراده و بااستقامت میدانیم و مىبینیم. واقعیت همین است. جوانان این استان هم از لحاظ سطح فرهنگى، از لحاظ فهم و خردورزى، جزو پیشروانند. انسان مىبیند جوانهاى پیشروئى در این استان هستند. خود این جوانهاى شجاع و پیشرو باید در مقابله و مبارزهى با خطر مهلک اعتیاد و آلودگى به مواد مخدر هم پیشرو باشند؛ خودشان بایستى مقاومت کنند، خودشان بایستى مبارزه کنند. این یک مبارزهاى است که مشترکاً و توأماً بر دوش مسئولان و بر دوش خود مردم است. بنده به جوانها خیلى خوشبین هستم. عقیدهام این است که جوانان عزیز ما اراده کنند، میتوانند با خطرات بزرگ، از جمله خطر مواد مخدر در این استان، مقابله و مبارزه کنند.
مردم در همه جاى کشور بحمداللّه سرحال و بانشاطند؛ این را دشمنان ما ببینند و بدانند. آنهائى که میخواستند با تحریم، مردم را افسرده و سربهزیر کنند، مردم را خسته کنند، ببینند این حرکت مردم را، این اجتماعات عظیم را، این حرکت خودجوش و پرشور مردم این استان را - مثل بقیهى استانهاى دیگر - ببینند که مردم چقدر در صحنه حضور دارند و ارادهى آنها براى دفاع از نظام چقدر مستحکم است. اینها همهاش عبرتآموز است. هى میگویند مردم ایران. ظاهراً آن کسانى که نام مردم ایران را مىآورند - از سردمداران آمریکا و غیر آمریکا - شماها را مردم ایران نمیدانند! مردم ایران از نظر آنها یک موجود موهوم و تصور موهومى است که دربارهى آنها حرف میزنند: مردم ایران با نظام مخالفند، مردم ایران با اسلام مخالفند. مردم ایران اینهائىاند که شما دیدید در این صحنههاى عظیم چه کردند. در این چند روز، مردم بجنورد و اسفراین و شیروان و سایر مناطق این استان، به همهى مردم دنیا حماسه نشان دادند. البته سعى میکنند در خبرگزارىهاشان، در وسائل اطلاعرسانىشان خبرها را کمرنگ کنند، حضور مردم را نشان ندهند؛ اما واقعیت را خودشان میفهمند و مىبینند.
آنچه که ما به مسئولان محترم کشور در زمینهى مسائل اقتصادى - که مسائل اساسىاى است و دشمن هم بر روى مسئلهى اقتصاد متمرکز شده است - سفارش میکنیم، این است که در پیشرفت اقتصاد، این سه عنصر را مورد توجه قرار دهند: اولاً در امر اقتصاد، مثل همهى مسائل دیگر، باید با نگاه علمى به مسائل نگاه کرد. ثانیاً یک برنامهریزى مدبرانه لازم است، که هم در آن شتابزدگى نباشد، هم در آن کندى و کوتاهى نباشد. در همهى امور اینجور است، در مسائل حساس اقتصاد هم اینجور است. ثالثاً ثبات و استمرار سیاستها لازم است. اگر انشاءاللّه مسئولان این سه عنصر را در پیشرفت اقتصادى کشور در نظر بگیرند، که البته مورد توجه است - مسئولان، هم از لحاظ علمى در میان آنها برجستگانى هستند؛ هم از لحاظ دلسوزى، اهل دلسوزىاند، اهل تدبیرند - به توفیق الهى، به حول و قوهى الهى، دشمنان ما همچنان که در بخشهاى دیگر نتوانستند کارى بکنند، در مقابلهى اقتصادى با این ملت هم هیچ غلطى نمیتوانند بکنند.
بحمداللّه با لطف الهى، مردم ایران سرزنده و سرحال و بانشاط و در صحنهاند؛ حضور آنها یک حضور همراه با بصیرت و توأم با عزم و ارادهى راسخ است. دشمنان سعى میکنند مردم ایران را خسته و ملول و نومید نشان دهند. مردم با حرکاتِ خودشان دارند نشان میدهند که دشمن دروغ میگوید؛ دشمن مغرضانه قضاوت میکند. البته متأسفانه بعضى از تریبوندارهاى داخل هم بر طبق میل دشمن - نمیگوئیم عمداً؛ غفلتاً - حرف میزنند. بعضىها خودشان خسته شدهاند، میگویند مردم خستهاند! مردم خسته نیستند. مردم در میدان و در صحنه حاضرند؛ آمادهى کارند. باید میدان را براى مردم آماده کرد، باز کرد، آن وقت مىبینید که مردم هر جائى که احساس کنند وظیفهاى وجود دارد، با چه انگیزهاى، با چه اهتمامى، با چه عزم راسخى وارد میشوند؛ همچنان که امروز هم وارد شدهاند.
از خداوند متعال مسئلت میکنیم فضل و رحمت و خیر و برکت خود را بر شما مردم عزیز شهرستان شیروان نازل کند و انشاءاللّه جوانهاى عزیز شما را مشمول الطاف الهى و توفیقات الهى و عاقبتبهخیرى قرار دهد و انشاءاللّه هر روز شما از روز قبل بهتر و شادتر و همراه با موفقیت بیشتر باشد و خداوند روح مطهر شهیدان و روح امام شهیدان را با اولیائش محشور کند. من از اجتماع عزیز و پرشور شما، از ابراز محبت شما، صمیمانه تشکر میکنم.
    والسّلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته

1) فتح: 26
2) آل عمران:


 
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جوانان استان خراسان شمالى‌
ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی

بسماللّهالرّحمنالرّحیم
و الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على ءاله    الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةاللّه فى الأرضین.
جلسه، یک جلسهى کاملاً جوان، با همهى ویژگىهاى مثبت جوانى است. امید هم به شما جوانهاست؛ هم براى امروز، و هم بیشتر براى آینده. مطالبى که این جوانان عزیز در اینجا بیان کردند، با دقت آنها را گوش کردم. قضاوت من در مورد این بیانات این است که بسیار خوب بود. این، همان نظر قبلى بنده را در مورد تعالى سطح فکر و اندیشه در این استان تأیید میکند. در این چند روز، هر جا کسانى از این استان - از جوانان، از خانوادههاى شهدا، از معلمان و اساتید - در اینجا بیاناتى کردند، لحظه لحظهى گفتههاى آنها براى بنده شادىآفرین و خرسند کننده بود. این نشاندهندهى این است که بحمداللّه شهر بجنورد و استان خراسان شمالى از سطح راقىِ فکر و فرهنگ برخوردار است؛ این را باید حفظ کنید، و باید این تعالى را روزبهروز افزایش دهید؛ و البته ما هم - هم بنده، هم دیگر مسئولین - وظیفه داریم که از این نعمت بزرگ خداداد، به شکل درستى به نفع انقلاب و به نفع نظام استفاده کنیم؛ که امیدوارم این توفیق نصیب ما شود.
بحثى که امروز میخواهم براى شما جوانهاى عزیز عرض کنم، در توضیح و تبیین مسئلهاى است که روز اول مطرح کردم: مسئلهى پیشرفت. موضوع بسیار مهمى است که باید مطرح کنیم. البته با طرح این موضوعات، خودمان را قانع نمیکنیم که قضیه تمام شد؛ این یک شروع است. عرض کردیم که آن مفهومى که میتواند اهداف نظام اسلامى را تا حدود زیادى در خود جمع کند و به ما نشان دهد، مفهوم پیشرفت است. توضیحى هم بعداً عرض کردیم که پیشرفت، تداعىکنندهى حرکت است، راه است. چطور ما میگوئیم پیشرفت هدف است؟ عرض کردیم علت این است که پیشرفت هرگز متوقف نخواهد شد. بله، پیشرفت، حرکت است، راه است، صیرورت است؛ اما متوقفشدنى نیست و همین طور ادامه دارد؛ چون انسان ادامه دارد، چون استعدادهاى بشرى حد یقف ندارد. گفتیم پیشرفت داراى ابعادى است؛ و پیشرفت در مفهوم اسلامى، با پیشرفت یک بُعدى یا دو بُعدى در فرهنگ غربى متفاوت است؛ چند بُعدى است.
یکى از ابعاد پیشرفت با مفهوم اسلامى عبارت است از سبک زندگى کردن، رفتار اجتماعى، شیوهى زیستن - اینها عبارةٌ اخراى یکدیگر است - این یک بُعد مهم است؛ این موضوع را میخواهیم امروز یک قدرى بحث کنیم. ما اگر از منظر معنویت نگاه کنیم - که هدف انسان، رستگارى و فلاح و نجاح است - باید به سبک زندگى اهمیت دهیم؛ اگر به معنویت و رستگارى معنوى اعتقادى هم نداشته باشیم، براى زندگى راحت، زندگى برخوردار از امنیت روانى و اخلاقى، باز پرداختن به سبک زندگى مهم است. بنابراین مسئله، مسئلهى اساسى و مهمى است. بحث کنیم دربارهى اینکه در زمینهى سبک زندگى چه باید گفت، چه میتوان گفت. عرض کردیم؛ این سرآغاز و سرفصل یک بحث است.
ما اگر پیشرفت همهجانبه را به معناى تمدنسازى نوین اسلامى بگیریم - بالاخره یک مصداق عینى و خارجى براى پیشرفت با مفهوم اسلامى وجود دارد؛ اینجور بگوئیم که هدف ملت ایران و هدف انقلاب اسلامى، ایجاد یک تمدن نوین اسلامى است؛ این محاسبهى درستى است - این تمدن نوین دو بخش دارد: یک بخش، بخش ابزارى است؛ یک بخش دیگر، بخش متنى و اصلى و اساسى است. به هر دو بخش باید رسید.
آن بخش ابزارى چیست؟ بخش ابزارى عبارت است از همین ارزشهائى که ما امروز به عنوان پیشرفت کشور مطرح میکنیم: علم، اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسى و نظامى، اعتبار بینالمللى، تبلیغ و ابزارهاى تبلیغ؛ اینها همه بخش ابزارى تمدن است؛ وسیله است. البته ما در این بخش در کشور پیشرفت خوبى داشتهایم. کارهاى زیاد و خوبى شده است؛ هم در زمینهى سیاست، هم در زمینهى مسائل علمى، هم در زمینهى مسائل اجتماعى، هم در زمینهى اختراعات - که شما حالا اینجا نمونهاش را ملاحظه کردید و این جوان عزیز براى ما شرح دادند - و از این قبیل، الى ماشاءاللّه در سرتاسر کشور انجام گرفته است. در بخش ابزارى، علىرغم فشارها و تهدیدها و تحریمها و این چیزها، پیشرفت کشور خوب بوده است.
اما بخش حقیقى، آن چیزهائى است که متن زندگى ما را تشکیل میدهد؛ که همان سبک زندگى است که عرض کردیم. این، بخش حقیقى و اصلى تمدن است؛ مثل مسئلهى خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزى، تفریحات، مسئلهى خط، مسئلهى زبان، مسئلهى کسب و کار، رفتار ما در محل کار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعالیت سیاسى، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانهاى که در اختیار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئیس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پلیس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاى ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بیگانه؛ اینها آن بخشهاى اصلى تمدن است، که متن زندگى انسان است.
تمدن نوین اسلامى - آن چیزى که ما میخواهیم عرضه کنیم - در بخش اصلى، از این چیزها تشکیل میشود؛ اینها متن زندگى است؛ این همان چیزى است که در اصطلاح اسلامى به آن میگویند: عقل معاش. عقل معاش، فقط به معناى پول در آوردن و پول خرج کردن نیست، که چگونه پول در بیاوریم، چگونه پول خرج کنیم؛ نه، همهى این عرصهى وسیعى که گفته شد، جزو عقل معاش است. در کتب حدیثىِ اصیل و مهم ما ابوابى وجود دارد به نام «کتابالعشرة»؛ آن کتابالعشرة دربارهى همین چیزهاست. در خود قرآن کریم آیات فراوانى وجود دارد که ناظر به این چیزهاست.
خب، میشود این بخش را به منزلهى بخش نرمافزارى تمدن به حساب آورد؛ و آن بخش اول را، بخشهاى سختافزارى به حساب آورد. اگر ما در این بخشى که متن زندگى است، پیشرفت نکنیم، همهى پیشرفتهائى که در بخش اول کردیم، نمیتواند ما را رستگار کند؛ نمیتواند به ما امنیت و آرامش روانى ببخشد؛ همچنان که مىبینید در دنیاى غرب نتوانسته. در آنجا افسردگى هست، ناامیدى هست، از درون به هم ریختن هست، عدم امنیت انسانها در اجتماع و در خانواده هست، بىهدفى و پوچى هست؛ با اینکه ثروت هست، بمب اتم هست، پیشرفتهاى گوناگون علمى هست، قدرت نظامى هم هست. اصل قضیه این است که ما بتوانیم متن زندگى را، این بخش اصلى تمدن را اصلاح کنیم. البته در انقلاب، در این بخش، پیشرفت ما چشمگیر نیست؛ در این زمینه، ما مثل بخش اول حرکت نکردیم، پیشرفت نکردیم. خب، باید آسیبشناسى کنیم؛ چرا ما در این بخش پیشرفت نکردیم؟
بعد از آنکه علتها را پیدا کردیم، آن وقت بپردازیم به این که چگونه میتوانیم اینها را علاج کنیم. اینها به عهدهى کیست؟ به عهدهى نخبگان - نخبگان فکرى، نخبگان سیاسى - به عهدهى شما، به عهدهى جوانها. اگر در محیط اجتماعى ما گفتمانى به وجود بیاید که ناظر به رفع آسیبها در این زمینه باشد، میتوان مطمئن بود با نشاطى که نظام جمهورى اسلامى و ملت ایران دارند، با استعدادى که وجود دارد، ما در این بخش پیشرفتهاى خوبى خواهیم کرد؛ آن وقت درخشندگى ملت ایران در دنیا و گسترش اندیشهى اسلامىِ ملت ایران و انقلاب اسلامى ایران در دنیا آسانتر خواهد شد. باید آسیبشناسى کنید و بعد علاج کنید.
نخبگان موظفند، حوزه موظف است، دانشگاه موظف است، رسانهها موظفند، تریبوندارها موظفند؛ مدیران بسیارى از دستگاهها، بخصوص دستگاههائى که با فرهنگ و تربیت و تعلیم سروکار دارند، موظفند؛ کسانى که براى دانشگاهها یا براى مدارس برنامهریزى آموزشى میکنند، در این زمینه موظفند؛ کسانى که سرفصلهاى آموزشى را براى کتابهاى درسى تعیین میکنند، موظفند. اینها همه یک وظیفهاى است بر دوش همه. باید ما همگى به خودمان نهیب بزنیم. در این زمینه باید کار کنیم، حرکت کنیم.
بنابراین باید آسیبشناسى کنیم؛ یعنى توجه به آسیبهائى که در این زمینه وجود دارد و جستجو از علل این آسیبها. البته ما اینجا نمیخواهیم مسئله را تمامشده فرض کنیم؛ فهرستى مطرح میکنیم: چرا فرهنگ کار جمعى در جامعهى ما ضعیف است؟ این یک آسیب است. با اینکه کار جمعى را غربىها به اسم خودشان ثبت کردهاند، اما اسلام خیلى قبل از اینها گفته است: «تعاونوا على البرّ و التّقوى»،(1) یا: «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا».(2) یعنى حتّى اعتصام به حبلاللّه هم باید دستهجمعى باشد؛ «و لا تفرّقوا».(3) چرا در برخى از بخشهاى کشورمان طلاق زیاد است؟ چرا در برخى از بخشهاى کشورمان روى آوردن جوانها به مواد مخدر زیاد است؟ چرا در روابط همسایگىمان رعایتهاى لازم را نمیکنیم؟ چرا صلهى رحم در بین ما ضعیف است؟ چرا در زمینهى فرهنگ رانندگى در خیابان، ما مردمان منضبطى به طور کامل نیستیم؟ این آسیب است. رفتوآمد در خیابان، یکى از مسائل ماست؛ مسئلهى کوچکى هم نیست، مسئلهى اساسى است. آپارتماننشینى چقدر براى ما ضرورى است؟ چقدر درست است؟ چه الزاماتى دارد که باید آنها را رعایت کرد؟ چقدر آن الزامات را رعایت میکنیم؟ الگوى تفریح سالم چیست؟ نوع معمارى در جامعهى ما چگونه است؟ ببینید چقدر این مسائل متنوع و فراگیرِ همهى بخشهاى زندگى، داخل در این مقولهى سبک زندگى است؛ در این بخش اصلى و حقیقى و واقعى تمدن، که رفتارهاى ماست. چقدر نوع معمارى کنونى ما متناسب با نیازهاى ماست؟ چقدر عقلانى و منطقى است؟ طراحى لباسمان چطور؟ مسئلهى آرایش در بین مردان و زنان چطور؟ چقدر درست است؟ چقدر مفید است؟ آیا ما در بازار، در ادارات، در معاشرتهاى روزانه، به همدیگر به طور کامل راست میگوئیم؟ در بین ما دروغ چقدر رواج دارد؟ چرا پشت سر یکدیگر حرف میزنیم؟ بعضىها با داشتن توان کار، از کار میگریزند؛ علت کارگریزى چیست؟ در محیط اجتماعى، برخىها پرخاشگرىهاى بىمورد میکنند؛ علت پرخاشگرى و بىصبرى و نابردبارى در میان بعضى از ماها چیست؟ حقوق افراد را چقدر مراعات میکنیم؟ در رسانهها چقدر مراعات میشود؟ در اینترنت چقدر مراعات میشود؟ چقدر به قانون احترام میکنیم؟ علت قانونگریزى - که یک بیمارى خطرناکى است - در برخى از مردم چیست؟ وجدان کارى در جامعه چقدر وجود دارد؟ انضباط اجتماعى در جامعه چقدر وجود دارد؟ محکمکارى در تولید چقدر وجود دارد؟ تولید کیفى در بخشهاى مختلف، چقدر مورد توجه و اهتمام است؟ چرا برخى از حرفهاى خوب، نظرهاى خوب، ایدههاى خوب، در حد رؤیا و حرف باقى میماند؟ که دیدید اشاره کردند. چرا به ما میگویند که ساعات مفید کار در دستگاههاى ادارى ما کم است؟ هشت ساعت کار باید به قدر هشت ساعت فایده داشته باشد؛ چرا به قدر یک ساعت یا نیم ساعت یا دو ساعت؟ مشکل کجاست؟ چرا در بین بسیارى از مردم ما مصرفگرائى رواج دارد؟ آیا مصرفگرائى افتخار است؟ مصرفگرائى یعنى اینکه ما هرچه گیر مىآوریم، صرف امورى کنیم که جزو ضروریات زندگى ما نیست. چه کنیم که ریشهى ربا در جامعه قطع شود؟ چه کنیم که حق همسر - حق زن، حق شوهر - حق فرزندان رعایت شود؟ چه کنیم که طلاق و فروپاشى خانواده، آنچنان که در غرب رائج است، در بین ما رواج پیدا نکند؟ چه کنیم که زن در جامعهى ما، هم کرامتش حفظ شود و عزت خانوادگىاش محفوظ بماند، هم بتواند وظائف اجتماعىاش را انجام دهد، هم حقوق اجتماعى و خانوادگىاش محفوظ بماند؟ چه کنیم که زن مجبور نباشد بین این چند تا، یکىاش را انتخاب کند؟ اینها جزو مسائل اساسى ماست. حد زاد و ولد در جامعهى ما چیست؟ من اشاره کردم؛ یک تصمیمِ زماندار و نیاز به زمان و مقطعى را انتخاب کردیم، گرفتیم، بعد زمانش یادمان رفت! مثلاً فرض کنید به شما بگویند آقا این شیر آب را یک ساعت باز کنید. بعد شما شیر را باز کنى و بروى! ماها رفتیم، غافل شدیم؛ ده سال، پانزده سال. بعد حالا به ما گزارش میدهند که آقا جامعهى ما در آیندهى نه چندان دورى، جامعهى پیر خواهد شد؛ این چهرهى جوانى که امروز جامعهى ایرانى دارد، از او گرفته خواهد شد. حد زاد و ولد چقدر است؟ چرا در بعضى از شهرهاى بزرگ، خانههاى مجردى وجود دارد؟ این بیمارى غربى چگونه در جامعهى ما نفوذ کرده است؟ تجملگرائى چیست؟ بد است؟ خوب است؟ چقدرش بد است؟ چقدرش خوب است؟ چه کار کنیم که از حد خوب فراتر نرود، به حد بد نرسد؟ اینها بخشهاى گوناگونى از مسائل سبک زندگى است، و دهها مسئله از این قبیل وجود دارد؛ که بعضى از اینهائى که من گفتم، مهمتر است. این یک فهرستى است از آن چیزهائى که متن تمدن را تشکیل میدهد. قضاوت دربارهى یک تمدن، مبتنى بر اینهاست.
نمیشود یک تمدن را به صرف اینکه ماشین دارد، صنعت دارد، ثروت دارد، قضاوت کرد و تحسین کرد؛ در حالى که در داخل آن، این مشکلات فراوان، سراسر جامعه و زندگى مردم را فرا گرفته. اصل اینهاست؛ آنها ابزارى است براى اینکه این بخش تأمین شود، تا مردم احساس آسایش کنند، با امید زندگى کنند، با امنیت زندگى کنند، پیش بروند، حرکت کنند، تعالى انسانىِ مطلوب پیدا کنند.
یک مقولهاى در اینجا مطرح میشود و سر بر مىآورد، به عنوان مقولهى فرهنگ زندگى. باید ما به دنبال این باشیم که فرهنگ زندگى را تبیین کنیم، تدوین کنیم و به شکل مطلوب اسلام تحقق ببخشیم. البته اسلام بُنمایههاى یک چنین فرهنگى را براى ما معین کرده است. بُنمایههاى این فرهنگ عبارت است از خردورزى، اخلاق، حقوق؛ اینها را اسلام در اختیار ما قرار داده است. اگر ما به این مقولات به طور جدى نپردازیم، پیشرفت اسلامى تحقق پیدا نخواهد کرد و تمدن نوین اسلامى شکل نخواهد گرفت. هرچه ما در صنعت پیش برویم، هرچه اختراعات و اکتشافات زیاد شود، اگر این بخش را ما درست نکنیم، پیشرفت اسلامى به معناى حقیقى کلمه نکردهایم. باید دنبال این بخش، زیاد کار کنیم؛ زیاد تلاش کنیم.
دو سه نکته پیرامون ایجاد این وضعیت و الزاماتى که دنبال این فرهنگ رفتن براى ما ایجاد میکند، وجود دارد، که باید به اینها توجه کنیم. نکتهى اول این است که رفتار اجتماعى و سبک زندگى، تابع تفسیر ما از زندگى است: هدف زندگى چیست؟ هر هدفى که ما براى زندگى معین کنیم، براى خودمان ترسیم کنیم، به طور طبیعى، متناسب با خود، یک سبک زندگى به ما پیشنهاد میشود. یک نقطهى اصلى وجود دارد و آن، ایمان است. یک هدفى را باید ترسیم کنیم - هدف زندگى را - به آن ایمان پیدا کنیم. بدون ایمان، پیشرفت در این بخشها امکانپذیر نیست؛ کارِ درست انجام نمیگیرد. حالا آن چیزى که به آن ایمان داریم، میتواند لیبرالیسم باشد، میتواند کاپیتالیسم باشد، میتواند کمونیسم باشد، میتواند فاشیسم باشد، میتواند هم توحید ناب باشد؛ بالاخره به یک چیزى باید ایمان داشت، اعتقاد داشت، به دنبال این ایمان و اعتقاد پیش رفت. مسئلهى ایمان، مهم است. ایمان به یک اصل، ایمان به یک لنگرگاه اصلى اعتقاد؛ یک چنین ایمانى باید وجود داشته باشد. بر اساس این ایمان، سبک زندگى انتخاب خواهد شد.
در اینجا یک مغالطهاى وجود دارد، که من براى شما جوانها عرض بکنم: چند تا فیلسوفنماى غربى عنوان «ایدئولوژىزدائى» را مطرح کردند. مىبینید گاهى در بعضى از این مقالات روشنفکرى، عنوان «ایدئولوژىزدائى» مطرح میشود: آقا جامعه را با ایدئولوژى نمیشود اداره کرد. چند تا فیلسوف یا فیلسوفنماى غربى این را گفتهاند؛ یک عدهاى هم اینجا طوطىوار، بدون اینکه عمق این حرف را درک کنند، بدون اینکه ابعاد این حرف را بفهمند چیست، همان را تکرار کردند، باز هم تکرار میکنند. هیچ ملتى که داعیهى تمدنسازى دارد، بدون ایدئولوژى نمیتواند حرکت کند و تا امروز حرکت نکرده است. هیچ ملتى بدون دارا بودن یک فکر و یک ایدئولوژى و یک مکتب نمیتواند تمدنسازى کند. همینهائى که امروز شما ملاحظه میکنید در دنیا تمدن مادى را به وجود آوردهاند، اینها با ایدئولوژى وارد شدند؛ صریح هم گفتند؛ گفتند ما کمونیستیم، گفتند ما کاپیتالیستیم، گفتند ما به اقتصاد سرمایهدارى اعتقاد داریم؛ مطرح کردند، به آن اعتقاد ورزیدند، دنبالش کار کردند؛ البته زحماتى هم متحمل شدند، هزینهاى هم بر دوش آنها گذاشته شد. بدون داشتن یک مکتب، بدون داشتن یک فکر و یک ایمان، و بدون تلاش براى آن و پرداختن هزینههاى آن، تمدنسازى امکان ندارد.
البته بعضى از کشورها مقلدند؛ از غرب، از سازندگان تمدن مادى یک چیزى را گرفتهاند، زندگى خودشان را بر اساس آن شکل دادهاند. بله، اینها ممکن است به یک پیشرفتهائى هم برسند، به یک پیشرفتهاى صورى و سطحى هم میرسند، اما مقلدند؛ اینها تمدنساز نیستند، اینها بىریشه و آسیبپذیرند؛ اگر چنانچه یک طوفانى به وجود بیاید، اینها از بین خواهند رفت؛ چون ریشهدار نیستند. علاوه بر اینکه کار آنها تقلید است و تقلید پدرشان را در مىآورد، برخى از منافع تمدن مادى غرب گیرشان مىآید و بسیارىاش گیرشان نمىآید، اما همهى زیانهاى آنها گیرشان مىآید.
من نمیخواهم از کشورها اسم بیاورم. بعضى از کشورها هستند که رشد اقتصادى آنها به عنوان یک الگو، در گفتار و نوشتار برخى از روشنفکران ما مطرح میشود. بله، ممکن است آنها به یک صنعتى هم دست پیدا کرده باشند، پیشرفتى هم در زمینهى مادى یا در زمینهى علم و صنعت کرده باشند، اما اولاً مقلدند؛ ذلت تقلید و فرودستى تقلید، روى پیشانى آنها حک شده؛ علاوهى بر این، همهى آسیبهاى تمدن کنونى مادى غرب را آنها دارند، ولى اکثر منافعش را ندارند. امروز این تمدن مادى غرب دارد نشان میدهد مشکلاتى را که براى بشریت و براى پیروان خودش به وجود آورده.
پس بدون مکتب و بدون ایدئولوژى نمیتوان یک تمدن را به وجود آورد؛ احتیاج به ایمان است. این تمدن داراى علم خواهد بود، داراى صنعت هم خواهد بود، داراى پیشرفت هم خواهد بود؛ و این مکتب، هدایت کننده و اداره کنندهى همهى اینها خواهد شد. آن که مکتب توحید را مبناى کار خودش قرار میدهد، آن جامعهاى که به دنبال توحید حرکت میکند، همهى این خیراتى را که متوقف بر تمدنسازى است، به دست خواهد آورد؛ یک تمدن بزرگ و عمیق و ریشهدار خواهد ساخت و فکر و فرهنگِ خودش را در دنیا گسترش خواهد داد. بنابراین، این مطلب اول، که احتیاج به ایمان است. کشاندن جامعه به بىایمانى، یکى از همان توطئههائى است که دشمنان تمدنسازى اسلامى دنبال آن بودهاند و الان هم با شدت این را دارند دنبال میکنند.
امروز در محیطهاى روشنفکرى، کسانى هستند با شکلهاى گوناگون، با قد و قوارههاى گوناگون، اینها ما را از شعارهاى مکتبى برحذر میدارند؛ دوران اوج شعارهاى مکتبى را که دههى 60 است، زیر سؤال میبرند؛ امروز هم از تکرار شعارهاى مکتبى و شعارهاى انقلابى و اسلامى، خودشان واهمه دارند و میخواهند در دل دیگران واهمه بیندازند؛ میگویند آقا، هزینه دارد، دردسر دارد، تحریم دارد، تهدید دارد. نگاه خوشبینانه این است که بگوئیم اینها تاریخ نخواندهاند - البته نگاههاى بدبینانه هم وجود دارد - اینها اگر تاریخ خوانده بودند و اطلاع داشتند از سرگذشت و منشأ و مبدأ تمدنهائى که وجود دارد و همین تمدن مادى غرب که امروز میخواهد دنیا را فتح تصرف کند و این حرف را نمیزدند. باید بگوئیم اینها بىاطلاعند، تاریخ نخواندهاند.
جامعهى بدون آرمان، بدون مکتب، بدون ایمان، ممکن است به ثروت برسد، به قدرت برسد، اما آن وقتى هم که به ثروت و قدرت برسد، تازه میشود یک حیوان سیر و قدرتمند - و ارزش انسان گرسنه از حیوان سیر بیشتر است - اسلام این را نمیخواهد. اسلام طرفدار انسانى است که هم برخوردار باشد، هم قدرتمند باشد، و هم شاکر و بندهى خدا باشد؛ جبههى عبودیت بر خاک بساید. انسان بودن، قدرتمند بودن و بندهى خدا و عبد خدا بودن؛ این آن چیزى است که اسلام میخواهد؛ میخواهد انسان بسازد، الگوى انسانسازى است.
پس در درجهى اول، نیاز تمدنسازىِ اسلامىِ نوین به ایمان است. این ایمان را ما معتقدین به اسلام، پیدا کردهایم. ایمان ما، ایمان به اسلام است. در اخلاقیات اسلام، در آداب زندگى اسلامى، همهى آنچه را که مورد نیاز ماست، میتوانیم پیدا کنیم؛ باید اینها را محور بحث و تحقیقِ خودمان قرار دهیم. ما در فقه اسلامى و حقوق اسلامى زیاد کار کردهایم؛ باید در اخلاق اسلامى و عقل عملى اسلامى هم یک کار پرحجم و باکیفیتى انجام دهیم - حوزهها مسئولیت دارند، دانشوران مسئولیت دارند، محققان و پژوهشگران مسئولیت دارند، دانشگاه مسئولیت دارد - آن را مبناى برنامهریزىمان قرار دهیم، آن را در آموزشهاى خودمان وارد کنیم؛ این چیزى است که امروز ما به آن احتیاج داریم و باید دنبال کنیم. این مطلب اول و نکتهى اول در باب تمدنسازى نوین اسلامى و به دست آوردن و رسیدن به این بخش اساسى از تمدن است، که سلوک عملى است.
هیچکدام از این چیزهائى که من فهرست کردم و گفتم، شما نمیتوانید پیدا کنید که یا به صورت خاص، یا تحت یک عنوان عام، در اسلام به آن پرداخته نشده باشد. انواع سلوک با افرادى که انسان با آنها ارتباط دارد، انواع رفتارهاى ما، انواع چیزهائى که در زندگى اجتماعى براى انسان وجود دارد، اینها در اسلام هست؛ در مورد سفر کردن هست، در مورد رفتوآمد هست، در مورد سوار شدن و پیاده شدن هست، در مورد پدر و مادر هست، در مورد تعاون هست، در زمینهى رفتار با دوست هست، در زمینهى رفتار با دشمن هست. در همهى چیزها، یا به طور خاص در منابع اسلامى ما موجود است، یا تحت یک عنوان کلى وجود دارد؛ که اهل استنباط و اهل نظر میتوانند آن چیزى را که مورد نیازشان است، از آن به دست بیاورند و پیدا کنند.
نکتهى دومى در اینجا وجود دارد و آن این است که ما براى ساختن این بخش از تمدن نوین اسلامى، بشدت باید از تقلید پرهیز کنیم؛ تقلید از آن کسانى که سعى دارند روشهاى زندگى و سبک و سلوک زندگى را به ملتها تحمیل کنند. امروز مظهر کامل و تنها مظهر این زورگوئى و تحمیل، تمدن غربى است. نه اینکه ما بناى دشمنى با غرب و ستیزهگرى با غرب داشته باشیم - این حرف، ناشى از بررسى است - ستیزهگرى و دشمنىِ احساساتى نیست. بعضى بمجرد اینکه اسم غرب و تمدن غرب و شیوههاى غرب و توطئهى غرب و دشمنى غرب مىآید، حمل میکنند بر غربستیزى: آقا، شماها با غرب دشمنید. نه، ما با غرب پدرکشتگىِ آنچنانى نداریم - البته پدرکشتگى داریم! - غرض نداریم. این حرف، بررسىشده است.
تقلید از غرب براى کشورهائى که این تقلید را براى خودشان روا دانستند و عمل کردند، جز ضرر و فاجعه به بار نیاورده؛ حتّى آن کشورهائى که بظاهر به صنعتى و اختراعى و ثروتى هم رسیدند، اما مقلد بودند. علت این است که فرهنگ غرب، یک فرهنگ مهاجم است. فرهنگ غرب، فرهنگ نابودکنندهى فرهنگهاست. هرجا غربىها وارد شدند، فرهنگهاى بومى را نابود کردند، بنیانهاى اساسىِ اجتماعى را از بین بردند؛ تا آنجائى که توانستند، تاریخ ملتها را تغییر دادند، زبان آنها را تغییر دادند، خط آنها را تغییر دادند. هر جا انگلیسها وارد شدند، زبان مردم بومى را تبدیل کردند به انگلیسى؛ اگر زبان رقیبى وجود داشت، آن را از بین بردند. در شبهقارهى هند، زبان فارسى چند قرن زبان رسمى بود؛ تمام نوشتجات، مکاتبات دستگاههاى حکومتى، دولتى، مردم، دانشوران، مدارس عمده، شخصیتهاى برجسته، با زبان فارسى انجام میگرفت. انگلیسها آمدند زبان فارسى را با زور در هند ممنوع کردند، زبان انگلیسى را رائج کردند. شبهقارهى هند که یکى از کانونهاى زبان فارسى بوده، امروز در آنجا زبان فارسى غریب است؛ اما زبان انگلیسى، زبان دیوانى است؛ مکاتبات دولتى با انگلیسى است، حرف زدن غالب نخبگانشان با انگلیسى است - باید انگلیسى حرف بزنند - این تحمیل شده. در همهى کشورهائى که انگلیسها در دوران استعمار در آنجا حضور داشتند، این اتفاق افتاده است؛ تحمیل شده است. ما زبان فارسى را بر هیچ جا تحمیل نکردیم. زبان فارسى که در هند رائج بود، به وسیلهى خود هندىها استقبال شد؛ شخصیتهاى هندى، خودشان به زبان فارسى شعر گفتند. از قرن هفتم و هشتم هجرى تا همین زمان اخیرِ قبل از آمدن انگلیسها، شعراى زیادى در هند بودند که به فارسى شعر میگفتند؛ مثل امیرخسرو دهلوى، بیدل دهلوى - که اهل دهلى است - و بسیارى از شعراى دیگر. اقبال لاهورى اهل لاهور است، اما شعر فارسى او معروفتر از شعر به هر زبان دیگرى است. ما مثل انگلیسها که انگلیسى را در هند رائج کردند، زبان فارسى را رائج نکردیم؛ فارسى با میل مردم، با رفتوآمد شاعران و عارفان و عالمان و اینها به طور طبیعى رائج شد؛ اما انگلیسها آمدند مردم را مجبور کردند که باید فارسى حرف نزنند؛ براى فارسى حرف زدن و فارسى نوشتن، مجازات معین کردند.
فرانسوىها هم در کشورهائى که تحت استعمار آنها بود، زبان فرانسه را اجبارى کردند. یک وقتى یکى از رؤساى کشورهاى آفریقاى شمالى - که سالها فرانسوىها بر آنجا سلطه داشتند - زمان ریاست جمهورى با بنده ملاقات داشت. او با من عربى حرف میزد؛ بعد میخواست یک جملهاى را بگوید، واژهى عربىِ آن جمله یادش نیامد، بلد نبود. معاونش یا وزیرش همراهش بود، به فرانسه به او گفت که این جمله به عربى چه میشود؟ او هم گفت که بله، این جمله به عربى میشود این. یعنى یک عرب نمیتوانست مقصود خودش را با عربى ادا کند، مجبور بود با فرانسه از رفیقش بپرسد، او هم بگوید که این است! یعنى اینقدر اینها از زبان اصلىِ خودشان دور مانده بودند. این مسئله را سالها بر اینها تحمیل کردند. پرتغالىها هم همین جور، هلندىها هم همین جور، اسپانیائىها هم همین جور؛ هر جا رفتند، زبان خودشان را تحمیل کردند؛ این میشود فرهنگ مهاجم. بنابراین فرهنگ غرب، مهاجم است.
غربىها آنجائى که توانستند، بنیانهاى فرهنگى و اعتقادى را از بین بردند. در مثل کشور ما که استعمارِ مستقیم وجود نداشت و به برکت مجاهدت یک عده از بزرگان، انگلیسها نتوانستند به طور مستقیم وارد شوند، افرادى را عامل خودشان کردند. اگر قرارداد 1299، یعنى 1919 میلادى - که معروف به قرارداد وثوقالدوله است - در ایران با مقاومت امثال مرحوم مدرس و بعضى از آزادیخواهانِ دیگر مواجه نمیشد و این قرارداد عملیاتى میشد، استعمار ایران حتمى بود - مثل هند - مردانى نگذاشتند این اتفاق بیفتد. اما آنها به وسیلهى عوامل خودشان، با گماشتن رضاخان پهلوى و تقویت او و گذاشتن روشنفکران وابستهى به غرب در کنار او - که باز لازم نیست من اسم بیاورم، دوست ندارم اسم بیاورم - فرهنگ خودشان را بر ما تحمیل کردند. بعضى از وزرا و نخبگان سیاسى دستگاه پهلوى که جنبهى فرهنگى داشتند، اینها عامل غرب بودند براى دگرگون کردن فرهنگ کشورمان؛ و هرچه توانستند، کردند؛ یک مقولهاش مسئلهى کشف حجاب بود، یک مقولهاش فشار بر روحانیون و زدودن حضور روحانیون از کشور بود، و مقولات فراوان دیگرى که در دوران رضاخان پهلوى دنبال میشد. فرهنگ غربى، فرهنگ مهاجم است؛ هرجا وارد شود، هویتزدائى میکند؛ هویت ملتها را از بین میبرد. فرهنگ غربى، ذهنها را، فکرها را مادى میکند، مادى پرورش میدهد؛ هدف زندگى میشود پول و ثروت؛ آرمانهاى بلند، آرمانهاى معنوى و تعالى روحى از ذهنها زدوده میشود. خصوصیت فرهنگ غربى این است.
یکى از خصوصیات فرهنگ غربى، عادىسازى گناه است؛ گناههاى جنسى را عادى میکنند. امروز این وضعیت در خود غرب به فضاحت کشیده شده؛ اول در انگلیس، بعد هم در بعضى از کشورهاى دیگر و آمریکا. این گناه بزرگِ همجنسبازى شده یک ارزش! به فلان سیاستمدار اعتراض میکنند که چرا او با همجنسبازى مخالف است، یا با همجنسبازها مخالف است! ببینید انحطاط اخلاقى به کجا میرسد. این، فرهنگ غربى است. همچنین فروپاشى خانواده، گسترش مشروبات الکلى، گسترش مواد مخدر.
من سالها پیش - در دههى 30 و 40 - در منطقهى جنوب خراسان، بزرگان و افراد صاحب فکر و پیرمردهائى را دیدم که یادشان بود که انگلیسها چگونه تریاک را با شیوههاى مخصوصى در بین مردم رائج میکردند؛ والّا مردم تریاک کشیدن بلد نبودند؛ این چیزها وجود نداشت. این افراد یادشان بود، سراغ میدادند و خصوصیاتش را میگفتند. با همین روشها بود که مواد مخدر بتدریج در داخل کشور توسعه پیدا کرد. فرهنگ غربى اینجورى است.
فرهنگ غربى فقط هواپیما و وسائل آسایش زندگى و وسائل سرعت و سهولت نیست؛ اینها ظواهر فرهنگ غربى است، که تعیینکننده نیست؛ باطن فرهنگ غربى عبارت است از همان سبک زندگى مادىِ شهوتآلودِ گناهآلودِ هویتزدا و ضد معنویت و دشمن معنویت. شرط رسیدن به تمدن اسلامىِ نوین در درجهى اول این است که از تقلید غربى پرهیز شود. ما متأسفانه در طول سالهاى متمادى، یک چیزهائى را عادت کردهایم تقلید کنیم.
بنده طرفدار این نیستم که حالا در مورد لباس، در مورد مسکن، در مورد سایر چیزها، یکباره یک حرکت جمعى و عمومى انجام بگیرد؛ نه، این کارها باید بتدریج انجام بگیرد؛ دستورى هم نیست؛ اینها فرهنگسازى لازم دارد. همان طور که گفتم، کار نخبگان است، کار فرهنگسازان است. و شما جوانها باید خودتان را براى این آماده کنید؛ این، رسالت اصلى است.
ما از علم ترویج میکنیم، از صنعت ترویج میکنیم، از اختراع و نوآورى ترویج میکنیم، هر مبتکرى و هر ابتکارى را با احترامِ تمام بر روى چشم مینشانیم - این به جاى خود محفوظ - اما همان طور که گفتیم، اصل قضیه جاى دیگر است؛ اصل قضیه، درست کردن سبک زندگى است، رفتار اجتماعى است، اخلاق عمومى است، فرهنگ زندگى است. باید در این بخش، ما پیش برویم؛ باید تلاش کنیم. تمدن نوین اسلامى که ما مدعىاش هستیم و دنبالش هستیم و انقلاب اسلامى میخواهد آن را به وجود بیاورد، بدون این بخش تحقق پیدا نخواهد کرد. اگر آن تمدن به وجود آمد، آن وقت ملت ایران در اوج عزت است؛ ثروت هم دنبالش هست، رفاه هم دنبالش هست، امنیت هم دنبالش هست، عزت بینالمللى هم دنبالش هست؛ همه چیز با او خواهد بود، همراه با معنویت.
یکى از نکاتى که باید در مواجههى با دنیاى غرب کاملاً به آن توجه داشت، عامل و ابزار هنرى است که در اختیار غربىهاست. اینها از هنر حداکثر استفاده را کردهاند براى ترویج این فرهنگ غلط و منحط و هویتسوز؛ بخصوص از هنرهاى نمایشى، بخصوص از سینما حداکثر استفاده را کردهاند. اینها به صورت پروژهاى یک ملت را تحت مطالعه قرار میدهند، نقاط ضعفش را پیدا میکنند، از روانشناس و جامعهشناس و مورخ و هنرمند و اینها استفاده میکنند، راههاى تسلط بر این ملت را پیدا میکنند؛ بعد به فیلمساز، به فلان بنگاه هنرى در هالیوود سفارش میکنند که بسازد و میسازد. بسیارى از فیلمهائى که براى ماها و براى کشورهائى نظیر ما میسازند، از این قبیل است. من از فیلمهاى داخل خود آمریکا خبرى ندارم؛ اما آنچه که براى ملتهاى دیگر میسازند، جنبهى تهاجم دارد. چند سال پیش از این در خبرها بود که در بعضى از کشورهاى بزرگ اروپائى تصمیم گرفته شد که با فیلمهاى آمریکائى مقابله شود. آنها مسلمان نیستند، اما آنها هم احساس خطر میکردند؛ آنها هم احساس تهاجم میکردند. نسبت به کشورهاى اسلامى البته بیشتر، و در مورد کشور انقلابى ما هم به طور ویژه؛ نگاه میکنند، خصوصیات را میسنجند، وضعیت را میسنجند، فیلم را بر اساس آن میسازند، خبر را بر اساس آن تنظیم میکنند، رسانه را بر اساس آن شکل میدهند و میفرستند فضا. باید به اینها توجه داشت. سلیقهسازى میکنند، فرهنگسازى میکنند؛ بعد از آنکه سلیقهها را عوض کردند، ذائقهها را عوض کردند، آن وقت اگر احتیاج به زر و زور بود، دلارها را وارد میکند، نیروهاى نظامى و ژنرالها را وارد میکنند. این، شیوهى حرکت غربىهاست؛ باید مراقب بود. باید همه احساس کنند که مسئولیت ایجاد تمدن اسلامىِ نوین بر دوش آنهاست؛ و یکى از حدود و ثغور این کار، مواجههى با تمدن غرب است، به صورتى که تقلید از آن انجام نگیرد.
در پایان، من یک نکته را هم اضافه کنم: بحث امروز ما آغاز یک بحث است؛ در این زمینهها باز هم حرف خواهیم زد. انتظار داریم اهل فکر و اهل نظر در مراکزى که میتوانند و اهلیت و صلاحیت این کار را دارند، در این زمینهها کار کنند، فکر کنند، مطالعه کنند؛ بتوانیم پیش برویم. مراقب باشیم دچار سطحىگرى و ظاهرگرائى نشویم، دچار تحجر نشویم - این یک طرف قضیه است - دچار سکولاریسمِ پنهان هم نشویم. گاهى اوقات در ظاهر، تبلیغات، تبلیغات دینى است؛ حرف، حرف دینى است؛ شعار، شعار دینى است؛ اما در باطن، سکولاریسم است؛ جدائى دین از زندگى است؛ آنچه که بر زبان جارى میشود، در برنامهریزىها و در عمل دخالتى ندارد. ادعا میکنیم، حرف میزنیم، شعار میدهیم؛ اما وقتى پاى عمل به میان مىآید، از آنچه که شعار دادیم، خبرى نیست.
انقلاب اسلامى تواناست. آن قدرتى و ظرفیتى و انرژى متراکمى که در انقلاب اسلامى وجود دارد، این توانائى را دارد که همهى این موانعى را که من گفتم و بسیارىاش را هم نگفتم، از سر راه بردارد و آن تمدن ممتازِ برجستهى متعالىِ باشکوه اسلامى را جلوى چشم همهى دنیا برقرار کند؛ و این در زمان شما خواهد بود، انشاءاللّه به دست شما خواهد بود، با همت شما خواهد بود. هرچه میتوانید، خودتان را از لحاظ علم و عمل و تزکیه و تقویت روح و تقویت جسم - همان طورى که بارها عرض شده - آماده کنید و ان‌شاءاللّه این بار سنگین را به دوش بگیرید.
    والسّلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته

1) مائده: 2
2) آل عمران: 103
3) همان


 
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار خانواده‌هاى شهدا و ایثارگران استان خراسان شمالى
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی

بسماللهالرّحمنالرّحیم
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فى الأرضین.
مجلس امروز ما بسیار مجلس نورانى و بامعنویتى است. علاوه بر اینکه جمع عزیز خانوادههاى شهدا، پدران، مادران، همسران، فرزندان و دیگر وابستگان شهدا در هر جائى که اجتماع میکنند، از خود طراوت انقلاب و نشاط جهاد و ایستادگى را در فضا میپراکنند - که این مربوط به همهى اجتماعاتى است که ما با خانوادههاى عزیز شهدا داریم - امروز این جلسه تا این لحظه، جلسهى بسیار پرمغزى بود. بیاناتى که ایراد کردند، شعرهائى که خواندند، داراى نکات عمیق و باارزشى بود. بنده با دقت گوش فرادادم؛ آنچه را که عزیزان بیان کردند، در نگاه نقادانه، مطالب بسیار باارزشى یافتم؛ که ذهن و دل خود این حقیر هم به برخى از این مطالب متوجه و درگیر است.
اول، یک جمله عرض بکنیم دربارهى شهداى عزیز این استان. با بعضى از این شهدا، بنده از نزدیک آشنائى داشتم؛ بسیارى را هم در شرح حالشان و روایتهائى که از زندگى آنهاست، شناختهام. در این جهت هم استان شما یکى از استانهاى برجسته است. این استان با منطقهى جنگ و درگیرى فاصلهى زیادى دارد؛ اما از اولین روزهاى پیروزى انقلاب، جوانان این منطقه وارد عرصهى جهاد فىسبیلالله شدند. بعد از دوران شهادتها هم سلسلهى مجاهدت در راه خدا که منتهى به شهادت فىسبیلالله شود، متوقف نماند. شهید اخیرِ عزیزِ این منطقه، شهید رجبعلى محمدزاده، اجر مجاهدتهاى دوران دفاع مقدس را، ایستادگىهاى در آن عرصههاى دشوار را، در سالهاى بعد، از خداى متعال دریافت کرد و خداى متعال پروندهى او را کامل کرد؛ شهید خدمت و شهید وحدت. اینها ارزشهاى یک منطقهى زیستى انسانهاى مؤمن است؛ اینها ارزشهاى یک استان و یک شهر است.
باید به مجموعهى خانوادههاى ایثارگر این استان، خانوادههاى شهیدان، عزیزان جانباز که با تحمل مشکلات جانبازى در طول سالهاى متمادى، عزم خود را، ایستادگى خود را، ایمان راسخ خود را از دست ندادند و ایستادند و همچنان ایستادهاند، اداى احترام کرد. بنده لازم میدانم علاوه بر اظهار ارادت و اخلاص به پدران و مادران و همسران و فرزندان شهداى عزیز، به خانوادههاى عزیزان جانباز و همسران آنها که متحمل زحمات آنها هستند، عرض ارادت کنم. این تلاشها، تلاشهائى است که در دیوان ارزشهاى الهى، در شمار برترین ارزشها قرار دارد. اینها یک اجتماع را، یک جامعه را، یک ملت را در طراز بالا زنده نگه میدارد و او را آمادهى خودسازى میکند.
یک نکته در باب شهداى عزیز ماست، و آن این است که برادران! عزیزان! باور عمیق قلبى این بندهى حقیر این است که ما امروز همهمان بر سر سفرهى شهدا نشستهایم. بقاى این انقلاب به خاطر خون شهیدان است؛ و این یکى از همین نکاتى است که این عزیزانى که اینجا صحبت کردند و شعر خواندند، بر آن تکیه کردند. بله، درست است؛ شهادت است که پاى ماندگارى و پایدارى و بقاء ارزشها را امضاء میکند. بزرگترین اجرى که در این دنیا به شهید داده میشود، بقاء و استحکام آن حقیقتى است که شهید جان خود را براى آن حقیقت فدا کرده است. خداى متعال آن حقیقت را به برکت خون شهید حفظ میکند. سازوکار منطقى و عقلائىِ این هم معلوم است؛ وقتى یک جامعهاى از جان خود، از هستى خود، از راحتى خود، براى یک ارزشى، یک حقیقتى میگذرد، حقانیت خود را در دنیا به اثبات میرساند؛ و حقانیت است که میماند، حق است که باقى میماند؛ این سنت الهى است.
شهداى عزیز ما و ایثارگران ما کسانى هستند که از همهى خواستههاى شخصى خود دل بریدند. این به زبان آسان است. فقط دل بریدن از پول و مال و سرمایه نیست؛ دل بریدن از عواطف است. شهید از مهر مادر، از سایهى پدر، از لبخند کودک، از عشق همسر دل میبُرد و به سوى انجام وظیفه حرکت میکند. این جانبازان هم شهیدند. ایثارگران در هر جمعى از جمعهاى ایثارگران که هستند، در واقع قدم در وادى شهادت گذاشتند. خداى متعال عدهاى را انتخاب کرد، رفتند، عدهاى هم ماندند براى امتحانهاى بعدى؛ لیکن رتبهى شهید و رتبهى شهادت براى ایثارگران وجود دارد.
من یک نکتهى دیگر را هم اضافه کنم بر آنچه که عزیزان ما در اینجا بیان کردند. گفتند: «آن کسانى که در دوران جهاد مقدس و دفاع مقدس، در جبهههاى جنوب و غرب رفتند وارد میدانها شدند و جان خود را کف دست گرفتند، به سه دسته تقسیم میشوند: بعضىها از گذشتهشان پشیمان میشوند، بعضىها بىتفاوت میمانند، بعضىها پایبند میمانند. آنهائى که پایبند میمانند، باید از غصه دق کنند». این جملهى اخیر را من قبول ندارم. آنهائى که پایبند میمانند، شاهد به ثمرنشستن این نهال و تناورشدن این درخت خواهند بود. اینجور نیست که با روى گرداندن کسانى، این حرکت عظیم، این بناى معْظم و شامخ تکان بخورد. با برگشتن یک عدهاى از این قافلهى عظیم، هرگز این قافله از راه باز نمیماند؛ «من یرتدّ منکم عن دینه فسوف یأتى الله بقوم یحبّهم و یحبّونه»؛(1) این را خداى متعال در قرآن فرموده است به مسلمانان صدر اسلام، به آن کسانى که در رکاب پیغمبر جهاد کردند و جنگیدند و جان خودشان را فدا کردند؛ قرآن در واقع همین حقیقت را براى آنها بیان میکند.
دلها را باید نگه داشت. بعضى از دلها میلرزند، میلغزند، نمیتوانند خودشان را بر آن لبهى مرتفع نگه دارند و حرکت را ادامه دهند؛ لذا سقوط میکنند. قرآن از اینها تعبیر کرده است به: «من یرتدّ منکم عن دینه». ارتداد، به طور مطلق همه جا به معناى برگشتن از دین نیست؛ پشت کردن به دین نیست؛ معنایش این است که از آن راهى که در گذشته میرفت، برمیگردد. بله، یک عدهاى در انقلاب ما هم بودهاند، در صدر اسلام هم بودند؛ راهى را که در کنار پیغمبر حرکت میکردند، ادامه ندادند؛ اما آیا راه متوقف ماند؟ آیا راه متوقف میمانَد؟ آیا قافله در جاى خود مىایستد؟ قافله حرکت میکند: «فسوف یأتى الله بقوم یحبّهم و یحبّونه»؛ رویشهائى به وجود خواهد آمد. یکى از این رویشها، خود شما جوانها هستید. شما که دوران جنگ را ندیدید، شما که امام را ندیدید، شما که در عرصههاى جنگ نبودید؛ اما امروز سرتاسر کشور اسلامى و انقلابى ما از روحیهى ایستادگى و ثبات و افتخار و احساس عزت، لبریز است.
یک روزى گردانهاى منطقهى شما - خراسان شمالى - در جبهه خطشکنى میکردند؛ امروز هم شماها خطشکنى میکنید. امروز هم ایستادگى شما در مقابلهى با زیادهخواهى و افزونطلبى و تجاوزطلبى قدرتهاى سلطهگر عالم، خطشکنى است. امروز ملت ایران دارد خطشکنى میکند. انقلابهائى که در منطقه، در بیدارى اسلامى پیروز شدند - که البته ما به همهى این انقلابها احترام میگذاریم و قدر آنها را میدانیم - اینها را مقایسه کنید با جمهورى اسلامى و نظام اسلامى و انقلاب اسلامى؛ ببینید این ایستادگى، این اقتدار، این اعتمادبهنفس در ملت ایران، دیگر کجا پیدا میشود؟ اینها خطشکنى است.
قدرتمندان عالم و سلطهگرهاى دنیا خودشان را عادت دادهاند که از طرف همهى مردم دنیا حرف بزنند، به نفع منافع حقیر خودشان، به نفع سرمایهدارانشان؛ عادت کردهاند که در همهى امور کشورها دخالت کنند، به نفع خواستههاى فزونخواهانه و مستکبرانهى خودشان. ملتها گاهى یک نالهاى میکنند، گاهى یک فریادى میزنند؛ اما در مقابل نهیب قدرتمندها، چه کسى میتواند ایستادگى کند؟ کدام ملت است که با منطق، با استدلال و با استحکام نشان دهد که در مقابل زیادهخواهىهاى استکبار ایستاده است؟ جز ملت ایران؟ دیگران هم هر کارى میکنند، رتبههاى فروتر از ملت ایران است. خدا کند آنها از ما جلو بزنند - حرفى نداریم - چه بهتر که ملتهاى مسلمان و ملتهاى دیگر پیش بیایند، از ما هم جلوتر بروند؛ اما واقعیت قضیه این نیست؛ امروز ملت ایران جلو است، ملت ایران خطشکن است.
جوانهاى ما که آن روز نبودند، اما امروز هستند؛ این مژده است، این بشارت است. اهل فکر و اهل تأمل، بر روى این پدیدهى شگفتآور تکیه کنند که در نظام جمهورى اسلامى، با وجود همهى کجتابىهائى که از گوشه و کنار دیده شده، امروز این انگیزه، این ایستادگى، این آگاهى، این عزم راسخ، بین جوانهاى ما، از دوران دفاع مقدس اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست.
چطور میشود که رویشها در یک ملت از ریزشها بیشتر است؟ بله، ریزشهائى وجود دارد؛ کسانى هستند که از راه برمیگردند، کسانى هستند که احساس خستگى میکنند، کسانى هستند که به گذشتهى خودشان شک میکنند، کسانى هستند که به لبخند دشمنان و فریب دغلکاران از راه در میروند؛ اما در مقابل، مردان و زنان شجاعِ آگاهِ آشنا با حقایق زمانه و مسلط بر بسیارى از مسائل گوناگون سیاسى - که آن روز مطرح نبود و وجود نداشت - در جامعهى ما حضور دارند؛ اینها رویشهاى جدیدند. امروز وضع ما اینجورى است. یک عدهاى به بعضى از ظواهر نگاه میکنند، قضاوتهاى غلط میکنند؛ خیال میکنند که جوانها از دین برگشتهاند. نخیر؛ جوانها علاقهمند به این راهند، علاقه‌مند به آن چیزى هستند که ایمان به آن در دل آنها راسخ است؛ و این مربوط به اکثریت جوان این کشور است؛ و این از برکت خون شهداست؛ و این به برکت فداکارى عزیزان شما و جوانهاى شماست.
شما جوانانتان را بزرگ کردید، زحمت کشیدید، تربیت کردید، مثل دستهى گل به جامعه تحویل دادید؛ آنها رفتند در راه خدا شهید شدند. همهى ملت ایران باید سپاسگزار شما باشد. همه باید یاد شهیدان را گرامى بدارند. فرزندان شهدا باید به پدران خود افتخار کنند. فرزندان شهدا باید راه و میراث پدران خود را به نسلهاى بعدى بسپرند. ملت ایران به شهیدان خود افتخار میکند. ما به ارادت و اخلاص به خانوادههاى شهیدان افتخار میکنیم و معتقدیم شهدا در خط مقدم حرکت کردند؛ پشت سر آنها بلافاصله پدران و مادران و همسرانند؛ ایستادگى کردند، ایثار کردند. امروز به برکت این ایثار، حرکت عظیم انقلابى ملت ما برقرار است و انشاءالله روزبهروز مستحکمتر و باثباتتر خواهد بود.
از خداى متعال مسئلت میکنیم رحمت و برکت و فضل خود را بر شهیدان عزیز، بر خانوادههاى آنها، بر جانبازان عزیز، بر خانوادههاى آنها و بر آزادگان و همهى ایثارگران نازل فرماید و قلب مقدس ولىعصر از همهى شما راضى باشد.
    والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته

1) مائده: 54


 
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالى
ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی

بسماللّهالرّحمنالرّحیم
الحمد للّه ربّ العالمین والصّلاة والسّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین سیّما بقیّةاللّه فى الأرضین.
یکى از جلساتى که در سفرهاى ما براى بنده شیرین و دلپذیر است، جلسهى با روحانیون و علما و فضلا و طلاب جوان است. دلائل این احساس هم از نظر من روشن است و یکى دو تا هم نیست. اگر کسى فلسفهى روحانیت را بداند، و اگر کسى در دل حوزهها با این طلاب جوان حشر و نشر داشته باشد، خوب تشخیص میدهد که چرا کسى مثل بنده در سنین دههى هفتاد عمر، از جوانان طلبه و آغاز راه واردشده روحیه میگیرم و احساس نشاط میکنم. خوشبختانه در دورهى بعد از انقلاب، طلاب شامل خواهران هم هستند. دختران دانشجو، پسران دانشجو، دانشجویان علوم دینى، طلاب، آمادهسازان خویش براى حضور در نقاط حساس جبهههاى مقدم و حساس دیناند. روحانیت این است.
خب، امشب هم ما تا آنجائى که حال و توان اجازه بدهد، با شما عرایضى را عرض میکنیم؛ با امید فراوان به اینکه انشاءاللّه این حرفها در دلهاى پاک و نورانى شما اثر بگذارد و آن تحول و حرکت و تکمیلى که این مسیر نیاز دارد، با همت شماها، با خواست شماها و با ارادهى مسئولان محترم حوزهها تحقق پیدا کند.
اولاً عرض بکنیم؛ این منطقهى بجنورد، یعنى منطقهاى که امروز «خراسان شمالى» نامیده میشود، از فاروج بگیرید تا نزدیک مرز گلستان و جنگل گلستان - شرقى و غربى و شمال و جنوبى هم که معلوم است - یک منطقهى استعدادخیز است. نمیخواهیم مبالغه کنیم از لحاظ کثرت علمائى که از این منطقه برخاستند و آنها را با بعضى از شهرهائى که عالمان زیادى داشتند، مقایسه کنیم؛ اما میخواهیم عرض کنیم علمائى که ما شناختیم که از این منطقه برخاستند، بسیارىشان جزو برجستگان استعداد بودند.
حالا یک نفرى که من خودم ایشان را زیارت کردم و در درسشان شرکت کردم، مرحوم آقاى آمیرزا حسن بجنوردى هستند. وقتى ایشان در سال 40 یا 41 براى زیارت مشهد و قم از نجف به ایران آمدند، امام بزرگوار (رضوان اللّه تعالى علیه) اصرار کردند که شما باید در قم بمانید. یعنى شخصیت علمى او جورى بود که امام بزرگوار با آن روحیهى سختگیرى که در زمینهى علم و علمیات و همراهى علمیات با معنویات و اخلاق داشتند، به این مرد اصرار کردند که شما باید در قم بمانید. ایشان هم قبول کردند، قرار درس هم گذاشته شد، ولى متأسفانه همان روزى که قرار بود ایشان بیایند مدرسهى فیضیه درس بگویند، سکته کردند، بیمار شدند؛ لذا مجبور شدند نمانند و برگردند نجف. البته من در نجف هم چند جلسهاى درس ایشان را درک کردم. مرحوم آقاى آمیرزا حسن بجنوردى در مسجد طوسى درس میگفتند و عدهاى از فضلاى ناب در درس ایشان شرکت میکردند. ایشان مجمعى بود از استعداد و ذوق و حافظه. این برجستگى را ما در ایشان دیدیم. ایشان یکى از کسانى است که از این منطقه برخاسته.
رفیق و همدرس ایشان، مرحوم آقاى حاج میرزا احمد بجنوردى مرتضوى بود. این دو نفر - که ظاهراً هم اهل خراشاه بودند - اولِ طلبگى از بجنورد آمدند مشهد، در درس مرحوم آقازاده و مرحوم آقاى حاج آقا حسین قمى شرکت کردند. پدر من در آن وقت جزو فضلاى مشهد بودند؛ اینها را میشناختند، با اینها مرتبط بودند، از اینها خیلى تعریف میکردند. بعد هم اینها رفتند نجف. بعد از آن هم مرحوم والد ما مشرف شدند نجف، در نجف هم با اینها مربوط بودند. آقاى حاج میرزا احمد بعد از چند سالى برگشت بجنورد. ایشان در بجنورد روحانى متصرفِ قدرتمندِ مردمىِ بانفوذ در سرتاسر این منطقه بود. با اینکه آن وقت حکومت با روحانیون بد بود و اگر روحانىاى بانفوذ بود، هر طور میتوانستند، سعى میکردند او را از نفوذ بیندازند - یا او را با خودشان همراه کنند، یا انگشتهاى نفوذ او را ببرّند و قیچى کنند - در مورد مرحوم حاج میرزا احمد نتوانستند این کار را بکنند. ایشان اینجا روحانى بود، مرد بسیار محترمى بود؛ مشهد هم که مىآمد - ما آن وقت طلبهى مشهد بودیم - علماى مشهد از ایشان تجلیل میکردند، دیدن ایشان میرفتند، احترام میکردند.
قبل از اینها، مرحوم شیخ محمدتقىِ معروف بجنوردى بود. ایشان در مشهد امام جماعت معتبر و موجّه مسجد گوهرشاد و معروف به عبادت و زهد و علم - همه با هم - بود. البته زمان ایشان مال قرن قبل از ماست، در حدود صد سال قبل ایشان فوت کردند؛ لیکن از آن زمان تا همین چند سال قبل از این، خانهى شیخ محمدتقى در بالاخیابان مشهد و در کوچهاى که به نام ایشان بود: کوچهى شیخ - مشهدىها کوچهى شیخ و منزل شیخ را کاملاً میشناسند - محل اجتماع مردم بود. مهمترین مجلس عزاى دههى عاشورا، همین منزل بود؛ که مردم نذورات زیادى میکردند، مىآوردند. پسر ایشان، مرحوم شیخ مرتضى، از علماى مشهد، راه ایشان را ادامه داد. بعد فرزند ایشان، مرحوم آشیخ رضا بود؛ که ما آشیخ رضا را زیارت کرده بودیم. مرحوم آقاى حاج میرزاحسنعلى مروارید، داماد آقاى آشیخ رضا بودند. ببینید، اینها برجستههاى این منطقهاند. بله، از لحاظ کمیت زیاد نیستند، اما زبدهاند، برجستهاند.
این استعداد را ما در زمان طلبگىِ خودمان هم دیدیم. به دوستان گفتم؛ ما در درس کفایه و مکاسب مرحوم آشیخ هاشم قزوینى که شرکت میکردیم، یک طلبهاى بود که استعداد او از همهى طلاب آن درس، که شاید نزدیک دویست نفر شرکت میکردند و آن وقت خیلى زیاد بود - حالاها این عددها به خاطر وسعت حوزهها چیزى نیست؛ اما آن زمان دویست تا طلبه پاى یک درس، چیز مهمى بود - بالاتر بود. او در درس کفایه اشکال میکرد و حاج شیخ را به بحث وامیداشت. ایشان اهل همین منطقه بود - ظاهراً مال منطقهى آشخانه بود - اسمش هم شیخ حسین کُرد بود؛ جزو کُردهاى این منطقه بود. متأسفانه در آن دوران، این استعدادها نه شناخته میشد، نه وقتى شناخته شد، مورد استفاده قرار میگرفت. کسى سؤال نمیکرد فلان استعداد کجا رفت، چه شد، درس را تا کجا خواند، چقدر توانست در پیشرفت علم منشأ اثر باشد. آن زمان اینجورى بود؛ امروز نباید اینجور باشد، و نیست.
در بین همین شهداى روحانى، من با دو نفر از نزدیک آشنائى داشتم. البته طلاب جوانى بودند که رفتند جنگ، جهاد کردند و به شهادت رسیدند. من اسمهاى اینها را دیدم، ولى توفیق آشنائى با اینها را از نزدیک نداشتم؛ لیکن من با دو نفر از نزدیک آشنائى داشتم: مرحوم آشیخ قاسم صادقى گرمهاى - که اهل گرمه بود - و مرحوم طیبى. مرحوم حاج شیخ قاسم صادقى چندین سال با بنده مباحثه میکرد؛ ما با هم شرح لمعه و مکاسب را مباحثه میکردیم. ایشان آیت استعداد بود. او هم اگر چنانچه درس میخواند و ادامه میداد، یقیناً یک عالم برجستهاى میشد؛ اما آن وقت معمول نبود که از طلبه بپرسند: شما که هستى؟ چه هستى؟ چه کار میخواهى بکنى؟ راهنمائى کنند، دستگیرى کنند، به او کمکهزینهى تحصیلى بدهند، برایش امکانات تحصیل فراهم کنند؛ آن روزها این حرفها نبود. ایشان هم رفت مشغول کارهاى دیگر شد. البته در انقلاب، هم ایشان، هم مرحوم طیبى آمدند نمایندهى مجلس شدند و در بین هفتاد و دو شهید حزب جمهورى اسلامى به شهادت رسیدند.
ببینید، پس اینجا مرکز استعداد است. از خود بجنورد بگیرید تا این مناطق اطراف - اسفراین، شیروان، فاروج - بعد این طرف، شهرستانهاى دیگرى که در اینجا هستند؛ چه آن منطقهاى که برادران سنى ما هستند، چه آن قسمتى که شیعه هستند.
برادران سنى هم حق دارند. همین روحانیت ترکمن سنى - من صبح گفتم - نقشآفرینى کردند در خواباندن فتنهاى که کمونیستها میخواستند در این منطقه به نام ترکمنها به راه بیندازند. من از نزدیک علمائى را میشناختم که اهل انگیزه بودند، اهل فکر بودند، اهل اقدام بودند؛ اینها نقشآفرینى کردند.
اینجا جایگاهى است که یک حوزهى علمیهى کامل، با سطوح عالى درسى، با کیفیتِ خوب میتواند فراهم شود. استاد باید بیاید. این منطقى نیست که طلبه حتماً در دورانهاى اولیهى درس هجرت کند، برود به حوزههاى بزرگ، بعد هم دیگر برنگردد؛ این نمیشود. در همین شهرستانهاى اطراف خراسان بزرگ، علماى بزرگ داشتیم. من به خیلى از این شهرها رفتم؛ مجتهدین درجهى یک در آنجا اقامت داشتند. در بیرجند دو تا مجتهد بودند که اگر چنانچه در نجف بودند، به احتمال زیاد جزو مراجع تقلید میشدند: مرحوم تهامى و مرحوم آشیخ محمدحسین آیتى. اینها در بیرجند مانده بودند و متعلق به مردم بیرجند شده بودند. در قوچان، کسى مثل مرحوم آقا نجفى قوچانى مىآید ساکن میشود، که یکى از شاگردان برجستهى مرحوم آخوند خراسانى است. در بجنورد - عرض کردیم - مرحوم حاج میرزا احمد مرتضوى بود، و در شهرستانهاى دیگر هم همین جور؛ علماى بزرگ و علماى برجستهاى بودند.
بعضى میگویند خب آقا، آن وقت ارتباطات بین شهرهاى بزرگ و شهرهاى کوچک آسان نبود؛ علما مجبور بودند آنجا بنشینند. این استدلال بعکس نتیجه میدهد. امروز که ارتباط آسان است، شما یک رایانه میگیرید، پاى رایانه مىنشینید، از بهترین درسهاى حوزههاى بزرگ مستقیماً استفاده میکنید. پس امروز باید به حوزههاى بزرگ نروند، نه آن روز. شما شبههى علمى داشته باشید، سوار ماشین میشوید، دو سه ساعته خودتان را میرسانید مشهد، میروید پیش یک عالم دینى، شبهه را برطرف میکنید، برمیگردید. امروز با پیشآمدن امکانات فراوان، حوزههاى شهرستانها باید رونق بگیرد؛ باید کمّاً و کیفاً توسعه پیدا کند.
این طرح هجرتى که بنده چندین سال قبل از این مطرح کردم، موجب گسترش فعال روحانیت در سرتاسر کشور میشود. باید از حوزههاى بزرگ هجرت کنند، بیایند در شهرستانها بمانند؛ چه اهل آنجا باشند، چه نباشند. افراد گاهى هم اهل آنجا نیستند. مرحوم محقق سبزوارى - صاحب ذخیره و صاحب کفایه و ملاى معروف و شیخالاسلام بزرگ اصفهان در دوران صفویه - بلند میشود از اصفهان مىآید مشهد ساکن میشود. آن وقت اصفهان بزرگترین شهر ایران بود، مشهد یک شهر کوچکى مثل یک ده بزرگ بود. مدرسهى باقریهى مشهد - که طلبههاى قدیمى مشهد آن را دیده بودند و امروز خراب شده - مدرسهاى است که ایشان تعمیر کرده. مىآمدند، میماندند، ولو شهر خودشان هم نبود. مرحوم میرزا مهدى شهید اصفهانىالاصل، که یکى از چهار شاگرد برجستهى مرحوم وحید بهبهانى است - که چهارتا شاگرد او به نام «مهدى» است و به آنها میگویند «مهادى اربعه» - مىآید مشهد میماند، در همین جا هم به شهادت میرسد. در طول این سالها، علماى بزرگى در بین اعقاب او حضور داشتند. چه اشکال دارد اهل آنجا هم نباشند، اما بیایند؟ فضلاً از اینکه(1) اهل آنجا باشند. اگر اهل آنجا باشند، باید بیایند.
فضلاى بجنوردىِ مشهد و قم بنشینند بین خودشان ده نفر را انتخاب کنند، آنها را بفرستند اینجا، حوزه هم موظف باشد امکانات فراهم کند؛ بیایند اینجا، درسها را بگویند. حالا میگویند تا سطح ده تدریس میشود. بالاتر بگویند، درس خارج بگویند. بله، طلبهاى که اینجا درس خارج خوانده و قریبالاجتهاد شده، مانعى ندارد و خوب است که دو سال، سه سال، پنج سال هم برود در یک حوزهى دیگرى - مثلاً حوزهى قم یا حوزهى مشهد - حضور پیدا کند و بعد برگردد اینجا. وقتى یک روحانىِ ملاىِ باسوادِ عمیق در این روزگار - که روزگار فکر و فرهنگ و گسترش اندیشههاى نو در سرتاسر دنیاى اسلام است - در یک شهرِ اینجورى باشد، میدانید چه اتفاقى مىافتد؟
امروز این شهر یا این استان، نزدیک به چهل هزار دانشجو دارد. از این چهل هزار دانشجو چندتاشان با شما طلبهها مرتبطند؟ با چندتاشان مىنشینید حرف میزنید؟ تعدادى از شما ممکن است به بعضى از مجامع آنها دعوت شوند و بروند؛ پنجاه نفر، صد نفر آنجا باشند، برایشان سخنرانى کنند. مسئله این نیست. باید بالمشافهه حرف بزنید، طرف مقابل را بسازید؛ این احتیاج دارد به وقت، احتیاج دارد به کار، احتیاج دارد به سواد کافى، احتیاج دارد به ملاحظهى نیازهاى فکرى و فرهنگى، و احتیاج دارد به عشق؛ این کار باید اتفاق بیفتد.
خب، شما بحمداللّه جمعیت زیادى هستید - هم خانمها، هم آقایان - در اینجا انسان مشاهده میکند. باید درس بخوانید، خوب درس بخوانید، عالم شوید، ملا شوید، قوى شوید، قدرت تجزیه و تحلیل افکار نو را پیدا کنید. مطالعات جنبى هم داشته باشید. بعضى از این درسهائى که در حوزهها معمول شده، در قم یا تهران، میتواند به صورت مطالعات جنبى استفاده شود؛ مثل ادبیات فارسى، اخلاق و بعضى درسهاى دیگر - البته ادبیات عرب لازم است؛ آن جزو ابزار کار ماست - لزومى ندارد اینها حتماً در برنامههاى درسى وارد شود. البته من دخالت نمیکنم، سلیقهام را عرض میکنم؛ برنامهریزان بنشینند رویش فکر کنند.
طلبه باید دستش از کتاب رها نشود؛ کتاب بخواند، همه جورش را بخواند، در دورهى جوانى بخواند. این ذخیرهى حافظه را که بىنهایت داراى ظرفیت است، هرچه میتوانید، در دورهى جوانى پر کنید. ما هرچه در جوانى در حافظه انباشتیم، امروز موجود است؛ هرچه در دوران پیرى - که بنده همین حالا هم با همهى گرفتارىها، بیش از جوانها مطالعه میکنم - به دست مىآوریم، ماندگارى ندارد. الان شما جوانید. این منبع قیمتىِ ارزشمند را از اطلاعات ارزشمند، از آگاهىهاى مفید و لازم در زمینههاى مختلفى که براى تبلیغ به آنها احتیاج دارید، هرچه میتوانید، انباشته کنید؛ از این استفاده خواهید کرد.
آنچه که لازم است عرض بکنم - که از همهى این مطالب مهمتر است - نسبت حوزههاى علمیه است با انقلاب و نظام اسلامى. هیچ کس در عالم روحانیت، اگر انصاف و خرد را میزان قرار بدهد، نمیتواند خودش را از نظام اسلامى جدا بگیرد. نظام اسلامى یک امکان عظیمى را در اختیار داعیان الىاللّه و مبلّغان اسلام قرار داده. کِى چنین چیزى در اختیار شما بود؟ امروز یک طلبهى فاضل در تلویزیون مىنشیند نیم ساعت حرف میزند، ده میلیون، بیست میلیون مستمع از روى شوق به حرف او گوش میدهند. کِى چنین چیزى براى من و شما در طول تاریخ روحانیت، از اول اسلام تا حالا، وجود داشته؟ این اجتماعات بزرگ کِى وجود داشت؟ این نمازجمعهها کِى وجود داشت؟ این همه جوان مشتاق و تشنهى معارف کِى وجود داشت؟ امروز این جوانهاى دانشجو و غیر دانشجو را که مشاهده میکنید - حالا من دانشجوها را میگویم - همهشان تقریباً و تغلیباً مشتاقند از مفاهیم اسلامى و معارف اسلامى چیزهائى را بشناسند و چیزهائى را بفهمند و سر در بیاورند. من و شما باید زمینه فراهم کنیم که بتوانیم به آنها جواب دهیم. این فرصت تا امروز کِى براى روحانیت وجود داشته؟ علاوه بر این، ابزارهاى تسهیلکننده، مثل رایانهها و ارتباطات اینترنتى و فضاى مجازى و سایبرى هم که الان در اختیار شماست. اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید، میتوانید یک کلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعى که شما آنها را نمیشناسید، برسانید؛ این فرصت فوقالعادهاى است؛ نبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خداى متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد: از فرصت این همه جوان، این همه استبصار، این همه میل و شوق به دانستن، شما براى ترویج معارف اسلامى چه استفادهاى کردید؟ نظام اسلامى یک چنین خدمتى به ما معممین و روحانیون کرده. مگر میتوانیم خودمان را کنار بگیریم؟
این که یک آقائى در یک گوشهاى عبایش را بکشد به کول خودش، بگوید من به کارهاى کشور کار ندارم، من به نظام کار ندارم، افتخار نیست؛ این ننگ است. روحانى باید از وجود یک چنین نظامى که پرچمش اسلام است، قانونش فقه اسلامى است، با همهى وجود استقبال کند. مراجع تقلید کنونى، مکرر متعددىشان به بنده گفتند که ما تضعیف این نظام را به هر کیفیتى حرام قطعى میدانیم. خیلىشان از روى لطف به من پیغام میدهند یا میگویند که ما تو را مرتباً دعا میکنیم. این نشان دهندهى قدرشناسى از نظام اسلامى است. حالا یک معممى یک گوشهاى بیاید خودش را از نظام کنار بگیرد؛ بهانه هم این است که ما فلان انتقاد را داریم. خیلى خوب، صد تا انتقاد داشته باش؛ دویست تایش به خود ما عمامهاىها وارد است. مگر به ما انتقاد وارد نیست؟ وجود انتقاد و عیب در یک مجموعه مگر موجب میشود که انسان این همه محسّنات و نقاط قوت را در آن مجموعه نبیند و ملاحظه نکند؟ در روحانیت هم همین جور است؛ عیوب الى ماشاءاللّه. بنده آخوندم، طلبه هستم، از قبل از بلوغ طلبه بودم تا الان؛ بیائید براى شما همین جا یک فهرست از بر بنویسم. صد تا اشکال در ما هست؛ اما این صد تا اشکال موجب میشود ما از روحانیت اعراض کنیم؟ ابداً. در مقابل این صد تا اشکال، هزار تا حُسن وجود دارد. در کسر و انکسار مصالح و مفاسد است که انسان میتواند خط مستقیم را پیدا کند.
حوزههاى علمیه باید خود را سربازان نظام بدانند، براى نظام کار کنند، براى نظام دل بسوزاند، در خدمت تقویت نظام حرکت کنند؛ و این درست عکس آن چیزى است که سیاست سرویسهاى امنیتى انگلیس و آمریکا و اسرائیل و دیگران و دیگران دنبال میکنند. آنها تلاش میکنند بلکه بتوانند یک منفذى پیدا کنند. یک آخوندى یک گوشهاى حرفى میزند، که علىالظاهر برخلاف خواست و فهم و عقیدهى کلى نظام است، بزرگش میکنند؛ آن آدم را اگر کوچک هم باشد، از او یک تصویر بزرگى درست میکنند، براى اینکه فاصلهى بین نظام و روحانیت را برجسته کنند؛ القاء کنند که چنین فاصلهاى وجود دارد. بنابراین حوزههاى علمیه نمیتوانند سکولار باشند. اینکه ما به مسائل نظام کار نداریم، به مسائل حکومت کار نداریم، این سکولاریسم است.
معناى حرف من این نیست که حالا همه باید از روز اول بیایند در مشاغل نظام کار کنند؛ نخیر، باید درس بخوانید. بنده از دوران مبارزات، خودم درگیر مبارزات بودم. در مشهد درس مکاسب و کفایه میدادم. خیلى از شاگردهاى ما درگیر مبارزات بودند. از بس گرم کارهاى مبارزاتى میشدند، به نظرشان مىآمد که این حرفهاى مکاسب و استدلالهاى کفایه فایدهاش چیست. مکرر بنده به آنها میگفتم: آقاجان! بىمایه فطیر است؛ باید مایه پیدا کنید.  اگر مایه پیدا کردید، آن وقت میتوانید در منصب و جایگاهى مثل جایگاه امام بزرگِ عالىمقام، این حرکت عظیم را انجام دهید.
نظام، مرتبط و متصل و همزاد است نسبت به روحانیت. اگر روحانیت نبود، شما بدانید این نظام تشکیل نمیشد؛ این انقلاب پیروز نمیشد. بنده از قبل از انقلاب در محافل روشنفکرى بودهام، با گروههاى سیاسى ارتباط نزدیک داشتهام، همهى آنها را هم میشناختم، با خیلىهاشان هم بحث و جدل کرده بودیم. این را من از روى اعتقاد و با استدلال میگویم: اگر جامعهى روحانیت نبود، این انقلاب پیروز نمیشد؛ تا صد سال دیگر هم پیروز نمیشد. روشنفکران سیاسى ما که بعضىشان هم آدمهاى خوبى بودند، دلسوز هم بودند - همه، آدمهاى ناراه و منحرفى نبودند - توانائىاش را نداشتند، مقبولیت نداشتند، در بین مردم نفوذ نداشتند، نمیتوانستند بر دلهاى مردم حکومت کنند. آن که میتوانست اولاً از حیث سطح، تمام کشور را فرا بگیرد، ثانیاً از حیث عمق و تأثیر، تا اعماق دلها نفوذ کند، روحانیت بود؛ که همه جا بود.
بنده یک وقتى در اوائل انقلاب، این آیهى شریفهى سورهى نحل را خواندم: «اعوذ باللّه من الشّیطان الرّجیم. و اوحى ربّک الى النّحل ان اتّخذى من الجبال بیوتا و من الشّجر و ممّا یعرشون. ثمّ کلى من کلّ الثّمرات فاسلکى سبل ربّک ذللا یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للنّاس».(2) گفتم بله، این جوانهاى طلبه مثل زنبورهاى عسل رفتند بر روى گلهاى معرفتى که از بیان امام روئیده بود، نشستند تغذیه شدند، بعد راه افتادند به سرتاسر کشور، به مردم عسل دادند، به دشمنان نیش زدند؛ هم عسل، هم نیش؛ نیش و نوش با هم. از هیچ دستهاى، از هیچ حزبى، از هیچ جمعیت دیگرى غیر از روحانیت، این کار برنمىآمد. و اگر این نمیشد، این انقلاب اجتماعى به وقوع نمیپیوست؛ انقلابى که همان شعارى که در تهران روز عاشورا داده میشود، در فلان کورهدهِ یک استان دورافتاده هم مردم راهپیمائى میکنند، همان شعار را میدهند، همان حرف را میزنند، همان درخواست را میکنند. این میشود انقلاب اجتماعى؛ که نتیجهاش سقوط آنچنان حکومتى است، و تشکیل اینچنین نظامى. استقامت و استحکام و ریشهدارى این نظام به گونهاى است که به توفیق الهى، قرنها این نظام پابرجا خواهد بود.
مبانى فکرى را هم باز خود روحانیون آماده کردند. امثال شهید مطهرى، امثال علامهى طباطبائى و بزرگانى از این قبیل، مبانى فکرىِ مستحکم را آماده کردند؛ این زیرساختهاى فکرى را که بر اساس آنها میشود نشست فکر کرد، پرورش داد، گسترش داد، تفریع فروع کرد و نیازهاى فکرى امروز جوانها را پاسخ داد. در کشور ما آن سخن قاطعى که توانست تفکرات مارکسیستى را مثل پنبهاى حلاجى کند، به هم بزند و باد هوا کند، فرمایشات مرحوم مطهرى بود - که ایشان شاگرد آقاى طباطبائى بود - و بعضى دیگر از شاگردان مرحوم علامهى طباطبائى. این نظام در یک چنین بسترى به وجود آمده.
بنابراین وظیفه سنگین است، کار هم زیاد است. وظیفهى شما خیلى زیاد است. از لحاظ معنوى باید خودتان را بسازید؛ هم از لحاظ اخلاقى، هم از لحاظ تهذیب، هم از لحاظ تدین، هم از لحاظ پایبندى و تقید به فرایض و نوافل و تلاوت قرآن. این طلبهى عزیز ما چه قرآن خوبى تلاوت کردند، و چه آیاتى: «لقد کان لکم فى رسولاللّه اسوة حسنة لمن کان یرجوا اللّه و الیوم الأخر و ذکر اللّه کثیرا».(3) اگر «یرجوا اللّه و الیوم الأخر» هستیم، اسوه، پیغمبر است. نه اینکه ما مثل او عمل کنیم - که محال است - راه او را باید ادامه دهیم. آن وقت در آیهى بعد، وضع مؤمنان به این پیغمبر روشن میشود: «و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله و صدق اللّه و رسوله».(4) در جنگ احزاب، از همه طرف حمله کردند. در جنگ بدر یک گروه بودند، در جنگ احد یک گروه بودند، در جنگهاى دیگر قبائلِ کوچک بودند؛ اما در جنگ احزاب، همهى قبائل مشرک مکه و غیر مکه و ثقیف و غیره آمدند متحد شدند؛ ده هزار نفر نیروى رزمنده فراهم کردند؛ یهودىهایی هم که همسایهى پیغمبر بودند و امانیافتهى پیغمبر بودند، خیانت کردند؛ اینها هم با آنها همکارى کردند. اگر بخواهیم این را با امروز مقایسه کنیم، یعنى آمریکا با آنها مخالفت کرد، انگلیس مخالفت کرد، رژیم صهیونیستى مخالفت کرد، فلان رژیم مرتجعِ نفتخوار مخالفت کرد. پولهاشان را خرج کردند، نیروهاشان را جمع کردند، یک جنگ احزاب درست کردند؛ جنگ احزابى که دلها را خیلى ترساند. اوائل همین سوره میفرماید: «و اذ قالت طائفة منهم یا اهل یثرب لا مقام لکم فارجعوا»؛(5) مردم را میترساندند. الان هم همین جور است. الان هم یک عدهاى مردم را میترسانند: آقا بترسید. مقابلهى با آمریکا مگر شوخى است؟ پدرتان را در مىآورند! آن جنگ نظامىشان، این تحریمشان، این فعالیتهاى تبلیغى و سیاسىشان. در آخر این سوره باز میفرماید: «لئن لم ینته المنافقون و الّذین فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدینة لنغرینّک بهم».(6) مرجفون همینهایند. در یک چنین شرائطى، شرح حال مؤمن این است: «هذا ما وعدنا اللّه و رسوله»؛ ما تعجب نمیکنیم؛ خدا و رسولش به ما گفته بودند که اگر پابند به توحید باشید، پابند به ایمان به خدا و رسول باشید، دشمن دارید؛ دشمنها سراغتان مىآیند. بله، گفته بودند، حالا هم راست درآمد؛ دیدیم بله، آمدند. «و صدق اللّه و رسوله و ما زادهم الاّ ایمانا و تسلیما»؛ ایمانشان بیشتر شد. منافق، ضعیفالایمان، فى قلوبهم مرض - که طوائف گوناگونىاند - وقتى دشمن را مىبینند، تنشان مثل بید میلرزد؛ بنا میکنند به مؤمنین باللّه و زحمتکشان در راه خدا، عتاب و خطاب و اذیت کردن و فشار آوردن: آقا چرا اینجورى میکنید؟ چرا کوتاه نمىآئید؟ چرا سیاستتان را اینجورى نمیکنید؟ همان کارى که دشمن میخواهد، انجام میدهند. اما از آن طرف، مؤمنینِ صادق میگویند: ما تعجبى نمیکنیم؛ خب، باید دشمنى کنند؛ «هذا ما وعدنا اللّه و رسوله».
یک جا هم فرموده: «و لن ترضى عنک الیهود و لا النّصارى حتّى تتّبع ملّتهم»؛(7) تا وقتى کمند آنها را به گردن نیندازید، دنبالهرو آنها نشوید، همین آش است و همین کاسه. خودت را قوى کن که کمندش در گردن تو تأثیر نگذارد؛ یک تکان بدهى، کمندش پاره شود. خودت را قوى کن. چرا خودت را ضعیف میکنى تا در مقابل او تسلیم شوى، خاکسار شوى، به خاک بیفتى؟ «و ما زادهم الاّ ایمانا و تسلیما». اینجورى باشید عزیزان من، فرزندان من، جوانهاى طلبه! با نیت صادقانه درس بخوانید، به قصد اینکه در این میدان عظیم که در صفوف مقدمش خواهید بود، جزو برجستگان صفوف مقدم باشید.
من سفارش میکنم که کانونهاى فرهنگى - هنرى مساجد را فراموش نکنید؛ البته با همکارى بسیج. بد است که بین روحانى مسجد و بسیج مسجد، اختلاف به وجود بیاید. نه، با همکارى بسیج، این کانونهاى فرهنگى - هنرى مساجد را مؤثر کنید، برایش کار کنید. بنشینید فکر کنید، مطالعه کنید و سخنى که متناسب با نیاز آن جوانى است که آنجا حضور پیدا میکند، فراهم کنید. مطالعه کنید. کتابهائى وجود دارد که میشود از این کتابها استفاده کرد. کتابهائى هست؛ بروید بپرسید، تحقیق کنید از کسانى که اهلش هستند. خودتان را مجهز کنید، مسلح به سلاح معرفت و استدلال کنید، بعد به این کانونهاى فرهنگى - هنرى بروید و پذیراى جوانها باشید. با روى خوش هم پذیرا باشید؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّة من نبیّه»، که ظاهراً عبارت است از «مداراة النّاس»؛ مدارا کنید. ممکن است ظاهر زنندهاى داشته باشد؛ داشته باشد. بعضى از همینهائى که در استقبالِ امروز بودند و شما - هم جناب آقاى مهماننواز، هم بقیهى آقایان - الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانمهائى بودند که در عرف معمولى به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباختهى به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصى دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهاى این حقیر باطن است؛ نمىبینند. «گفتا شیخا هر آنچه گوئى هستم / آیا تو چنان که مینمائى هستى؟».  ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهى از منکر هم میکند؛ نهى از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت. بنابراین با قشر دانشجو ارتباط پیدا کنید.
آقاى فرجام در مورد لباس روحانیت تذکر خوبى دادند. آنهائى که درسشان یک قدرى پیش رفته، لباس روحانیت بپوشند؛ اما بدانند لباس طلبگى پوشیدن، بار سنگینى است. این عمامهى چند سیرى که شما روى سرت میگذارى، خیلى سنگین است. بمجردى که دیدند شما عمامه دارى، سیل سؤال و اشکال و اینها وارد میشود. اگر آنچه که نمیدانى، گفتى نمیدانم، بعد رفتى آن را تحقیق کردى و دانستى و احیاناً آمدى به او گفتى، این خوب است؛ اما اگر آنچه که نمیدانى، به شکل غلط جواب دادى، یا چون نمیدانستى، عصبانى شدى که چرا این را از من سؤال کرد، این دیگر خوب نیست. اگر بناست آدم اینجور باشد، نبودن بهتر است.
امامت جماعت در مساجد را محترم بشمارید، مهم بشمارید. کسانى که شایستگى دارند، امامت مساجد خیلى مهم است. در هر وعدهى نماز، یا لااقل در هر شبانهروزى یک وعدهى نماز، با مردم حرف بزنید و افکار را باز کنید. با ذکر حقایق دین و مناقب ائمه (علیهمالسّلام) دلها را روشن کنید؛ دلها روشن میشود.
خب، صحبت ما یک قدرى طولانى هم شد. خداوند انشاءاللّه برکات وجود جناب آقاى مهماننواز را براى این منطقه محفوظ بدارد. در دیدارهائى که گاهى با ایشان داشتیم، راجع به آمدن به بجنورد مکرر میگفتند، ما هم میگفتیم چشم، «الأمور مرهونة بأوقاتها»؛ خب، حالا اوقاتش رسید. ایشان در بجنورد ماندهاند، کار بسیار خوبى کردند؛ برکتى هستند براى این شهر. ایشان وظائفى دارند؛ امام جمعهى محترم هم که بحمداللّه انسان احساس میکند هم خوشبیان، هم خوشفکر، هم تواناى براى کار هستند، انشاءاللّه به وظیفهى امامت جمعه به بهترین وجهى عمل میکنند. این یکى از همان مواردى است که بنده آرزو دارم: چیزى از دست ندهیم، چیزى هم به دست بیاوریم. بجنورد الحمدللّه آقاى مهماننواز را از دست نداد و برکات وجود ایشان، مراجعهى به ایشان، مثل سابق هست؛ یک چیزى هم اضافه گیرمان آمد، که امام جمعهى محترم است.
خدایا! آنچه را که میکنیم، آنچه را که میگوئیم، آنچه را که در نیت میگذرانیم، براى خودت و در راه خودت قرار بده؛ آن را به کرم و فضلت از ما قبول کن. پروردگارا! قلب مقدس ولىعصر را از ما راضى کن؛ ما را مشمول دعاى آن بزرگوار قرار بده. پروردگارا! این جمع حاضر و دیگر فضلا و طلاب و روحانیونى که هستند و در این منطقهى بزرگ مشغول کارند، همه را سربازان واقعى اسلام و قرآن قرار بده. این الفت و انسى که امروز بین برادران شیعه و سنى در این منطقه هست، روزبهروز آن را بیشتر کن؛ همه‌شان را به راه خیر و راه صلاح و راه هدایت امت راهنمائى بفرما.
    والسّلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته

1) چه رسد به اینکه
2) نحل: 68 و 69
3) احزاب: 21
4) احزاب: 22
5) احزاب: 13
6) احزاب: 60
7) بقره: 120


 
گزارش وزارت‌اطلاعات از نقض حقوق‌بشر آمریکا
ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی

وزارت اطلاعات با انتشار گزارشی تحلیلی، به موارد نقض حقوق بشر توسط دولت آمریکا در جهان پرداخت.

 
به گزارش واجا، در میان انبوه گزارش‌ها و اخباری که از وضعیت حقوق بشر در سطح جهان در میان منابع رسانه‌‏ای و هم‏چنین نشست‌‌‏های بین‌‏المللی منتشر می‌‏شود، می‌‏توان به موارد بسیار زیادی از نقض حقوق بشر توسط مدعیان دموکراسی و بانیان حقوق بشر، از جمله دولت ایالات متحده آمریکا مشاهده کرد.
 
این گزارش در دو بخش تهیه شده است. در بخش اول نمونه‏‌ای از کذب بودن ادعا‏های دورغین مدعیان حامی حقوق بشر در دنیا از جمله دولت آمریکا ارائه می‏‌دهد. این گزارش به چگونگی استفاده امریکا در به کارگیری سلاح‌های شیمیایی در جنگ دوم خلیج فارس علیه مردم عراق و تاثیرات منفی آن بر مردم عراق، سربازان آمریکایی و حتی کشورهای همسایه عراق از جمله ایران و کشورهای خلیج فارس و ترکیه می‏پردازد.
 
بخش دوم گزارش به طرح کلی و اعلام رئوس شاخص‏هایی می‌‏پردازد که باید امروزه توسط حقوق‏دانان بین‌‏المللی در خصوص نقض حقوق بشر در جهان توسط آمریکا مورد بررسی قرار گیرد. هریک از این رئوس سرفصل‏هایی از چگونگی نگاه امریکا به موضوع حقوق بشر بوده و مطالعه و بررسی کارشناسانه آن می‏بایست از وظایف اصلی تمامی کسانی که در عصر حاضر دغدغه حفظ حقوق بشر را دارند، قرارگیرد.
 
بخش اول:
بکار گیری سلاح‏های شیمیایی در جنگ دوم خلیج فارس توسط آمریکا
 
تأثیر سلاح‏‌های شیمیایی به کار گرفته شده بر مردم عراق توسط نیروهای اشغالگر آمریکا موضوعی مطرح و قابل احصا در نشست شورای حقوق بشر بوده که به دعوت موسسه توسعه تحصیلات بین‌المللی IED در مورد حق بهداشت و محیط زیست سالم در مقر سازمان ملل متحد در ژنو تشکیل گردید، در این نشست که بانی آن کانون وکلای عراق بود انجمن حقوقدانان بشر دوستانه AHL، انجمن حقوقدانان عرب در انگلیس، اتحادیه قضات عربی UAJ، اتحادیه حقوقدانان عرب، انجمن حقوقدانان دمکراتیک، آژانس هم‏کاری شمال ـ جنوب، CETIM گروه نظارت بر حقوق بشر در عراق، انجمن دیپلمات‌های عراقی، موضوع تأثیرات سلاح‌های اورانیومی بر روی عراقی‌ها و پرسنل نظامی نیروهای متحدین و شهروندان جهان مورد بررسی قرار گرفت.
 
هم‏چنین در این نشست موسسه توسعه تحصیلات بین‌المللی و انجمن حقوقدانان بشردوستانه AHL و از گروه عرب صباح المختار رئیس انجمن حقوقدانان عرب در انگلیس، آقای داگ راک رئیس سابق پروژه اورانیوم غنی شده و متخصص تأثیرات آن بر محیط زیست، بهداشت و سلامت در ارتش آمریکا حضور داشتند.
 
در این نشست ابعاد مختلف تأثیرات کاربرد سلاح‌های اورانیومی بر مردم عراق و منطقه ازجمله اثرات افزایش نرخ مرگ و میر کودکان عراقی (به میزان 15درصد)، تولد نوزادان ناقص الخلقه، افزایش میزان سرطان‌ها، و بسیاری از بیماری‌های دیگر بوده که علنا این اقدامات به عنوان نقض حقوق بشر در عراق {توسط اشغالگران امریکایی} محسوب می‌گردد.
 
به گفته یکی از شرکت کنندگان این نشست (داگ راک) که قبل از خدمت در ارتش آمریکا مسئولیتش در زمینه سلاح‌های اورانیومی بوده تأکید می‌نماید که هر نظامی آمریکایی که شش ماه در عراق بوده است از نوعی بیماری رنج می‌برد. بر اساس برآورد وی، هم‏اکنون بیش از 290 هزار نفر از پرسنل نظامی آمریکا که در عراق خدمت کرده‏اند دچار بیماری‌های ناشی از کاربرد سلاح‌های اورانیومی ازجمله، سرطان‌های خونی، اعصاب و امثال آن گردیده‏اند.
 
وی گفت: در انفجار یکی از کمپ‌های آمریکا در کویت مقدار زیادی مواد رادیواکتیو منتشر گردید که اکنون ازجمله اختلافات آمریکا و کویت است اما از جانب آمریکا هیچ اقدام اصلاحی صورت نگرفت زیرا این کار هزینه بر است و اولویت آمریکا هم نیست. (داگ راک) در ضمن صحبت خود به این نکته نیز اشاره کرد که آمریکا صدام را در تهاجم به ایران در دهه 80 ترغیب کرد و به نوعی دست او را در تهاجم به کویت باز گذاشت. او گفت اکنون آمریکا با اقدامات جنگی خود در عراق تمامی قوانین حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه را نقض که مهم‏ترین آن به قرار ذیل است.
 
1ـ موارد متعددی از نقض حقوق بشر و قوانین بین‌المللی توسط آمریکا اعلام گردید و هم‏چنین متعاقبا به کاربرد بمب‌های خوشه‌ای در جنگ 2006 رژیم صهیونیستی علیه لبنان نیز اشاره شد. لازم به ذکر است برخی از این سلاح‌ها به نام «بمب‌های نرم » علیه تأسیسات یا خودروها استفاده نشده‌اند، بلکه علیه نفرات به کار رفته‌اند.
 
2ـ در این جلسه گفته شد که به‏جز آمریکا، رژیم صهیونیستی، گرجستان، هند و پاکستان، نیز از این سلاح‌ها برخوردار بوده یا از آن‏ها استفاده نموده یا به مناطق دیگر ارسال کرده‏اند.
 
3ـ باید اشاره نمود که کاربرد این سلاح‌ها به نحو گسترده‌ای در منطقه خلیج فارس صورت گرفته شده لذا به دلیل اثرات این آلودگی‌ها بر کشورهای همسایه ازجمله آلودگی در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس می‏بایست پروژه‌های برای امکان پاک‏سازی مناطق آلوده مد نظر قرار ‌گیرد.
 
4ـ آقای داگ راک در اظهاراتش عنوان نمود که آلوده‏ترین منطقه در عراق، بصره می‏باشد این شهر به مرز ایران نزدیک است و با توجه به انتقال این مواد از طریق گرد و غبار بدون تردید مناطقی از ایران نیز در معرض این آلودگی‌ها قرار خواهند گرفت و هم‏چنین امکان انتقال این آلودگی ازطریق افغانستان {به ایران} نیز متصور است. ازجمله کشورهای دیگر منطقه از جمله ترکیه نیز در معرض این آلودگی قرار دارد و کشورهای کویت و عربستان نیز که این سلاح‌ها در آن‏جا استقرار داشته‌اند، به میزان قابل توجهی آلودگی دارند.
 
بخش دوم:
شاخص‏‌های نقض حقوق بشر توسط آمریکا در جهان:
 
در کنار استفاده از سلاح‌‏های شیمیایی در جنگ خلیج فارس و مردم بیگناه عراق، امروزه شاهده موارد بیشماری دیگری از نقض حقوق بشر توسط ایالات متحده امریکا در سطح جهان و هم‏چنین در داخل کشور آمریکا هستیم که رئوس آن بدین قرار است:
 
1- موضوع اسلام هراسی مانند اظهارات اخیر اسقف (تری جونز) در مورد روز جهانی قرآن‌سوزی در آمریکا به خصوص بعد از 11 سپتامبر.
 
2- موضوع برده داری جنسی در آمریکا ازجمله تجاوز به بومیان مناطق مختلف آمریکا به خصوص در منطقه آلاسکا.
 
3- نقض حق حیات سیاهان و اقلیت‏‌ها.
 
4- نفی آزادی بیان و نقض حقوق زنان و کودکان.
 
5- برپایی و استقرار زندان‏های سیا در خارج از مرزهای آمریکا و مستندات مربوط به عدم تعطیلی زندان گوانتانامو با توجه به وعده‌های انتخاباتی اوباما (ابوغربی، گوانتانامو، دیه گوکارسیا).
 
6- اخبارهای مرتبط با دست‏گیری ایرانیان در تمامی حوزه‌ها.
 
7- ارائه اطلاعات به‏ دست آمده از مراکز نظرسنجی آمریکائیان از وضعیت نقض حقوق شهروندی در داخل آمریکا.
 
8- تبعیض در رفتار پلیس با شهروندان آمریکا از جمله سرخ‌پوستان و اسپانیش تبارها و آزار و اذیت زندانیان.
 
9- حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به برخی از کشورها ازجمله پاکستان و کشتار بیگناهان.
 
10ـ موضوع فشار روانی حاصل جنگ عراق و افغانستان بر سربازان آمریکایی.
 
11ـ ارائه اطلاعات در خصوص محکوم نمودن اقدامات کنگره آمریکا در حمایت از گروه‌ها از مخالف جمهوری اسلامی و عدم در اختیار قرار دادن امکانات پشتیبانی به زندانیان اخیر ایرانی
 
12ـ ارائه استنادات فراوان به نقض حقوق شهروندی در آمریکا از قبیل شنود گسترده مکالمات تلفنی و اینترنتی مردم.
 
افزون بر موارد فوق ، هجمه اطلاعاتی و محکومیت آمریکا در حوزه نقض حقوق بشر در شش موضوع کلی قابل بحث و بررسی توسط حقوق‏دانان بین‏المللی می‏باشد:
 
1ـ وضعیت امنیت جانی، مالی و شخصی شهروندان آمریکایی
 
هر هفته در سطر اخبار و رویدادهای رسانه های آمریکایی شاهد خبرهایی بر وجود نا امنی در شهرهای امریکایی و بروز جرم و جنایت در سطوح مختلف اجتماعی در امریکا هستیم.
 
آمار روبه افزایش این اخبار نگرانی های زیادی را برای شهروندان امریکایی ایجاد نموده است . وقوع جرم جنایت در محیط های تحصیلی، سرقت توام با تجاوز به عنف ، خودکشی ، بالا بودن نا امنی‏ها و گسترش خشونت های اجتماعی و دست‏رسی آسان به سلاح در امریکا برای حتی نوجوانان و جوانان آینده نه چندان روشنی را برای زندگی ایمن در امریکا ترسیم می کند. لذا شاخص های ذیل باید در محیط های اجتماعی امریکا مورد بررسی قرار گیرد:
 
ـ بررسی وضعیت وخیم جرم و جنایت در شهرهای آمریکا
 
ـ بررسی وضعیت عدم امنیت مالی شهروندان آمریکایی و جرم‌های مربوطه
 
ـ بررسی میزان جنایت‌های خانوادگی، خودکشی، تجاوز به عنف و جرائمی از این دست حتی در شهرهای کوچک آمریکا
 
ـ برجسته بودن این موضوع که چرا آمریکا از لحاظ آمار افراد حمل کننده اسلحه در جهان مقام اول را دارد و آمار خشونت‏های ناشی از استفاده از اسلحه در این کشور رو به فزونی دارد
 
ـ بررسی چرایی میزان بالا بودن جرم و جنایت در محیط‌های تحصیلی آمریکا
 
2ـ وضعیت حقوق مدنی و سیاسی در آمریکا
 
علاوه بر نا مناسب بودن امنیت شهروندی در امریکا باید در خصوص محدودیت‏هایی که دولت آمریکا در ارتباط با حقوق مدنی و حقوق سیاسی شهروندان خود اعمال می‌کند نیز در شاخص‌های ذیل به بررسی پرداخت:
 
ـ اعمال زور و برخوردهای خشن پلیس با مردم به خصوص رنگین پوستان
 
ـ نامطلوب بودن وضعیت زندان‏های آمریکا، تعداد زندانیان و جرائمی که از سوی مسئولان زندان‏ها در خصوص زندانیان رخ می‌دهد مانند تجاوز و میزان آمار مبتلایان به ایدز در میان زندانیان
 
ـ بررسی این موضوع که دولت آمریکا علی‏رغم ادعاهایی که در خصوص آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی اینترنتی در جهان به راه انداخته، خود در این زمینه‌ها با توجه به منافعش، محدودیت‏های زیادی را برای شهروندان آمریکایی اعمال کرده و می‌کند.
 
ـ بررسی تصویب قانون استراق سمع از شهروندان آمریکایی در مجلس این کشور
 
ـ بررس این موضوع که چرا پس از حادثه 11 سپتامبر، دولت آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم، ایمیل‌ها و نامه‌های شهروندان آمریکایی را مورد تفتیش قرار می‌دهد.
 
ـ افزایش سخت‏گیری‌ها بی‏مورد در خصوص مهاجرت به آمریکا
 
ـ بررسی چرایی سلطه پنتاگون و دولت آمریکا بر رسانه‌های خبری این کشور و فریب افکار عمومی به خصوص در ارتباط با جنگ‌های افغانستان و عراق
 
3ـ بررسی وضعیت حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی
 
بعد از وقوع جنبش وال استریت و برپایی نهضت نودونه درصدی مردم گرسنه و فقیر امریکا واقعیت بزرگی برای جهانیان آشکار گشت که در پشت پرده قدرت پول و امپریالیسم ثروت در آمریکا، اقیانوسی از فقر و نداری مردم این کشور را در تنگنای خود قرار داده است و پوچی و بیهوده بودن شعارهای رفاه طلبانه آنان برای مردم خودشان نیز آشکار گشت لذا در این مقطع نیز باید چرایی وضعیت حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موجود در آمریکا درموارد ذیل مورد برسی قرار گیرد:
 
ـ چرایی افزایش افراد فقیر در آمریکا که در 11 سال گذشته بی سابقه بوده است.
 
ـ چرایی افزایش میزان گرسنگان و افرادی که از سوء تغذیه در امریکا رنج می‌برند.
 
ـ چرایی ظلم و اجحاف در حق کارگران امریکایی از سوی کارفرمایان دولتی و خصوصی.
 
ـ چرایی افزایش افراد محروم از خدمات بیمه ای برای هشتمین سال پیاپی در ایالات متحده.
 
ـ چرایی افزایش افراد بی‌خانمان در آمریکا.
 
4ـ بررسی مسئله تبعیض نژادی
 
مسئله تبعیض نژادی در ایالات متحده به عنوان یکی از معضلات بزرگ جامعه آمریکا بوده و سابقه تاریخی اشغال آمریکا توسط سفید پوستان و خارج نمودن آن از دست سرخ پوستان هنوز در ذهن تاریخ جهان مانده است. لذا در این خصوص باید وضعیت اقلیت‌های نژادی ساکن در آمریکا شامل سیاهان، رنگین پوستان آمریکای لاتین و مهاجرین از کشورهای دیگر در شاخص‏های ذیل مورد بررسی قرار گیرد:
 
ـ میزان درآمد سرانه و فقر رنگین پوستان در مقایسه با سفیدپوستان آمریکایی
 
ـ میزان برخورداری از خدمات اجتماعی و رفاهی رنگین پوستان و مقایسه با سفیدپوستان آمریکایی
 
ـ میزان ابتلا به بیماری‏های خطرناک به‏ خصوص ایدز رنگین پوستان و مقایسه با سفیدپوستان آمریکایی
 
ـ تبعیض در خصوص دست‏یابی به شغل و بررسی آمار بیکاری در میان اقلیت‌های نژادی
 
ـ تبعیض در خصوص دست‏یابی به خدمات آموزشی
 
ـ فشار بر مسلمانان و افزایش اعمال تبعیض‌آمیز در مورد آن‏ها به خصوص بعد از 11 سپتامبر
 
ـ افزایش قوانین سخت‏گیرانه مهاجرت در خصوص اقلیت‏های نژادی
 
5ـ وضعیت حقوق زنان و کودکان
 
ایالات متحده آمریکا علی‏رغم ژست های بشر دوستانه خود در حمایت از حقوق زنان و کودکان کارنامه بسیار ننگینی در این رابطه از خود به جای گذاشته است . آمار بالای سایت‏های مبتذل و مستهجن در خصوص اذیت و آزار زنان و کودکان در آمریکا و درآمد حاصله از آن را می‏توان موید این موضوع قرار داد لذا ضرورت بررسی وضعیت حقوق زنان و کودکان در آمریکا به طور جدی باید مد نظر قرار گیرد. در این رابطه می‏توان شاخص‏هایی همچون:
 
ـ عدم تعادل در برخورداری از حقوق سیاسی در جامعه آمریکا بین زنان و مردان
 
ـ بالا بودن میزان فقر در میان زنان امریکایی و بررسی وضعیت اشتغال، درآمد آنان
 
ـ بررسی وضعیت نابه‏هنجار آزار و اذیت جنسی زنان و کودکان در جامعه آمریکا
 
ـ بررسی تهدیدات متوجه کودکان از جهات مختلف (فقر، سوءتغذیه، کودکان کار، تجاوز، آزار و اذیت‌های جنسی، قتل، در معرض صحنه‌های خشونت بار بودن، وضعیت بهداشتی و ...)
 
6 ـ بررسی تجاوز به حقوق سایر کشورها در صحنه نظام بین‏الملل
 
کارنامه سیاه آمریکا در تجاوز به حقوق دیگران در صحنه نظام بین‏الملل به خصوص پس از حملات اتمی به شهرهای ژاپنی در جنگ دوم جهانی چهره‏ایی واقعی از این کشور مدعی صلح را به جهانیان نشان داد. امروزه بر هیچ کشوری در دنیا پوشیده نیست که باید در ارتباط با چگونگی تجاوز به حقوق سایر کشورها در صحنه نظام بین‏الملل و دخالت در امور داخلی سایر کشوره توسط ایالات متحده آمریکا بررسی‏های جدی صورت گیرد از جمله:
 
ـ بررسی بودجه نظامی آمریکا و افزایش‌های آن
 
ـ بررسی فروش تسلیحات به کشورهای جهان (چرایی فروش سلاح به تایوان)
 
ـ بررسی خسارت‌های ناشی از جنگ عراق و افغانستان برای مردم این کشورها و هم‏چنین ملت آمریکا
 
ـ سوء استفاده‌های دولت آمریکا از اینترنت تحت لوای شعار آزادی اینترنتی جهت دست‏یابی به اهداف سلطه طلبانه خود در کشورهای جهان و هدایت جریان فتنه در سال 88 و دخالت‏های آشکار آمریکا از شبکه‌های اجتماعی به خصوص تویتر.

 
تازه‌ترین اطلاعات از زائران ربوده‌شده در سوریه
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی

معاون کنسولی، مجلس و ایرانیان خارج از کشور وزارت امور خارجه با تشریح آخرین وضعیت 50 ایرانی ربوده‌شده در سوریه، گفت: وزیر امور خارجه از طریق همتایان خود در دمشق، آنکارا و دوحه پیگیر این موضوع است.

حسن قشقاوی در گفت‌وگو با فارس در پاسخ به این سئوال که آخرین رایزنی‌ها در مورد سرنوشت 50 ایرانی ربوده شده در سوریه به کجا انجامیده است، اظهار کرد: وزارت خارجه بر حسب وظیفه ذاتی پیگیر سرنوشت تمامی ایرانیانی است که در سایر کشورها گرفتار هستند به ویژه ایرانیانی که در سوریه گروگان گرفته شده‌اند و وزارت خارجه در زمینه آزادی گروگان‌ها نیز تجربه‌های بسیار خوبی دارد.
 
وی افزود: در بحث آزادی گروگان‌ها به طور معمول کشور سومی به عنوان طرف مصالحه میان دو طرف وارد کار می‌شود و وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز با کشورهای ثالثی که روی گروه‌های گروگان‌گیر اشراف دارند، وارد مذاکره شده است.
 
معاون کنسولی، مجلس و ایرانیان خارج از کشور وزارت امور خارجه گفت: آقای صالحی، وزیر امور خارجه از طریق همتایان خود در دمشق، آنکارا و دوحه پیگیر جدی این کار هستند اما در حال حاضر جزئیات بیشتری را نمی‌توان در اختیار قرار دهم.
 
وی ابراز امیدواری کرد که سرنوشت ایرانیان ربوده شده در سوریه همانند اسرای آزاد شده در کشور لیبی باشد.
 
*وضعیت زندانیان ایرانی در عربستان
 
قشقاوی همچنین در پاسخ به این سئوال خبرنگار فارس که از ابتدای سال تاکنون چه تعداد از ایرانیانی که به کشور عربستان سفر کرده‌اند، بازداشت شده و هم‌اکنون چه تعداد ایرانی در زندان‌های این کشور هستند، گفت: تعداد این افراد که به دلایل مختلف بازداشت شده‌اند در مجموع کمتر از 40 نفر است که بعضی از آنها احکامشان صادر شده و عده‌ای نیز احکامشان صادر نشده و  فرآیند دادرسی‌های آنها متفاوت است
 
وی ادامه داد: به تازگی دولت عربستان همکاری خوبی با وزارت امورخارجه در مورد ایرانیان بازداشت شده داشت و هفته گذشته نیز آقای میرفخار مدیرکل کنسولی وزارت امورخارجه در رأس یک هیئت کنسولی و حقوقی پس از پذیرش کنسولی دولت عربستان، سفری به شهرهای الحصا و دمام در عربستان داشته و از نزدیک با زندانیان ایرانی در عربستان بازدید داشتند.
 
معاون کنسولی، مجلس و ایرانیان خارج از کشور وزارت امور خارجه در مورد مذاکرات سازنده با مقامات وزارت خارجه عربستان گفت: خانواده زندانیان ایرانی در عربستان می‌توانند در صورت تمایل ویزا دریافت کنند و با زندانی خود ملاقات داشته باشند.
 
وی با بیان اینکه در حال حاضر وزارت خارجه عربستان امکان دسترسی کنسولی برای سفارت ما را فراهم کرده است، تصریح کرد: امیدواریم اجرای حکم اعدام دیگر صورت نگیرد و یا اگر مجازات دیگری هست تخفیف پیدا کند.
 
قشقاوی گفت: اگر در آینده تعامل بیشتری میان وزرای خارجه جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی برقرار شود، مشکلات ما در حوزه کنسولی در ارتباط با زندانیان کمتر می‌شود

 
نظر رهبرانقلاب درباره شهید شوشتری چه بود؟
ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی

جوان نوشت:

۲۶مهر ماه ۱۳۸۸ تاریخی است که هیچ گاه از حافظه ملت ایران و به خصوص مردم سیستان و بلوچستان پاک نخواهد شد. روزی که وحدت شیعه و سنی با شهادت معنا می‌گیرد، همان روز که خون پاک سرداران بزرگی چون شوشتری‌ها و محمدزاده‌ها در کنار خون بیش از ۴۲ نفر از شیوخ اهل سنت و مولوی‌های بلوچ در شهر سرباز به ثمر می‌نشیند و درخت یکپارچگی و وحدت انقلاب از قطره قطره خون شهدای بی‌گناه سرزمین‌مان جان می‌گیرد.

اهالی سیستان و بلوچستان هیچگاه همت مردانه سردار خدمت و وحدت نورعلی را از یاد نخواهند برد؛ شهیدی که فرماندهی لشکر ۵ قرارگاه نجف، قرارگاه حمزه و جانشینی فرمانده نیروی زمینی سپاه بخشی از مسئولیت‌هایش به شمار می‌رود تا اینکه اول فروردین ۸۸ نیز با حفظ سمت، فرماندهی قرارگاه قدس زاهدان را عهده‌دار و موفق می‌گردد با پیگیری و مجاهدتی خستگی ناپذیر تلاش در جهت ایجاد اتحاد بین طوایف شیعه و سنی در این استان را به افتخارات خود بیفزاید.
 
شاید یکی از بزرگ‌ترین جنایات تروریستی عبدالمالک ریگی شهادت شهید نورعلی شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه بود. اما شهادت این سردار رشید اسلام بار دیگر مهر تائیدی شد بر تأثیرات فرهنگی و امنیتی که شوشتری در مدت حضورش در سیستان و بلوچستان برای مردم این منطقه انجام داد. او که در بین همرزمانش گفته بود: «آرزو دارم در میدان جنگ باشم و به شهادت برسم و جسم ناقابلم در راه خدا تکه تکه شود.» شاید نیمه پررنگ زندگی سردار بخش نظامی آن باشد، اما همین بخش هم با همت و مجاهدت زنی همراه است که به حد و اندازه مسیح بلوچستان یعنی سردار شوشتری از خود ایثار و درایت نشان داده است. «طیبه درری» از آن دست زنانی است که بحق فرموده امام خمینی (ره ) را به منصه ظهور رساندند که: «از دامن زن مرد به معراج می‌رود». آنچه در پی می‌آید حاصل همکلامی با همسر شهید نورعلی شوشتری است. در آستانه ۲۶ مهرماه سالروز شهدای وحدت که خواندنش خالی از لطف نیست.
 
 
خانم درری از نحوه آشنایی‌تان با سردار شوشتری برایمان بگویید.
 
پدر من حجت‌الاسلام یدا‌لله ‌درری و پدر سردار حجت‌الاسلام فرج‌الله شوشتری هر دو روحانی بودند و از دوران کودکی با هم بزرگ شده بودند. در حوزه با هم درس می‌خواندند و سال‌ها با یکدیگر دوست بودند. خواهر سردار همسر برادر من بود. زمانی که ۷ سال بیشتر نداشتم پدرم از دنیا رفت، من در کنار همسر برادرم زندگی کرده و بزرگ شدم. پدر من محضردار روستای نیکجه بودند و پدر سردار هم کدخدا و معتمد همین ده بودند. همسر برادرم به نورعلی پیشنهاد داده و ایشان هم با برادرم تماس گرفته و خواستگاری کردند. سال ۱۳۵۰ با نورعلی ازدواج کردم. من ۱۷ سال داشتم و ایشان هم متولد ۱۳۲۷ و چهار سال از من بزرگ‌تر بودند. مهریه‌ام سه هزار تومان بود، که آن را هم بخشیده بودم. سه هزار تومان آن زمان خیلی پول بود. آن زمان در روستای درگز زندگی می‌کردیم، دفتر عقد را آوردند و من امضا کردم. ایشان آن موقع سرباز بودند و کارشان هم کشاورزی بود. یک سال و نیم از عقدمان گذشت که مراسم ازدواج ساده‌ای برگزار کرده و به خانه خودمان رفتیم.
 
هشت سالی در همان روستای درگز زندگی کردیم، کارشان کشاورزی بود اما وقتی خشکسالی شد ایشان رفتند سمت اهواز و خوزستان همراه پیمانکاران کار می‌کردند. پدر و مادر شهید که بیمار شدند، سردار به روستا برگشتند و یک مینی‌بوس خریدند. هم برای رفاه حال مردم روستا و اینکه منبع درآمدی داشته باشیم و گذران زندگی کنیم. دو سال هم به این ترتیب سپری شد. نورعلی عضو شورای روستا هم بود هر کسی مشکلی داشت می‌آمد پیش ایشان، او هم مشکل را حل می‌کرد. او مصداق آیه «بالوالدین احسانا» بود. به تأسی از سیره بزرگان دین مبین اسلام به پدر و مادر احترام می‌گذاشت و آنها را تکریم می‌کرد.
سال ۱۳۵۶ پدر حاج آقا و مدتی بعد هم مادرشان به رحمت خدا رفتند.
 
فعالیت‌های سیاسی ایشان قبل از انقلاب چگونه بود؟
 
همسرم در جریان حرکت‌های ضد رژیم شاهنشاهی فعال بودند. ایشان در جلسات مربوط به انقلاب شرکت می‌کرد. در روستای‌مان برضد رژیم شاهنشاهی فعالیت‌هایی داشت. برای آشنایی مردم با امام خمینی(ره)، تبلیغاتی را انجام می‌داد. من هم از اینکه ایشان قدم در این راه گذاشته بودند، رضایت داشتم. دوست داشتم و همراهی‌شان می‌کردم راهی که انتخاب کرده بودند، راه خدا بود و مسیر ‌الی الله. زمانی هم که امام خمینی(ره) به ایران آمدند، ایشان چند روزی در تهران بودند که در بدرقه امام خمینی(ره) حاضر شده و به استقبال ایشان رفته بود.
 
چطور شدکه سردار وارد سپاه و هشت سال دفاع مقدس شدند؟! شما با حضور ایشان و رفتن‌هایش مخالفتی نداشتید؟!
 
بعد از اینکه درگیری‌ها در کردستان به اوج خود رسیده بود، سردار دیگر تاب نیاورد، در سپاه مشهد ثبت نام کرد و مدت کوتاهی در نیشابور آموزش‌های لازم را سپری کرد. وقتی دوره آموزشی‌اش تمام شد رفت کردستان، به من هم نگفت، وصیت‌نامه‌ای نوشته و به برادر بزرگ‌ترش سپرده بود. آن زمان من فرزند دوم خود روح‌الله را باردار بودم. چهار ماه در کردستان بود. بعد که آمد مستقیم رفتم نیشابور. روح‌الله که ۴۰ روزه بود ما هم رفتیم نیشابور. دو هفته‌ای آنجا بودیم که خاموشی‌ها شروع شد و این خبر از شروع رسمی جنگ بین ایران و عراق می‌داد.
 
روح‌الله مریض شد. جایی را نمی‌شناختم که او را به دکتر ببرم. آمد و گفت چرا بچه‌ را نبردی دکتر؟! گفتم: من که اینجا را نمی‌شناسم. گفت: حاضر شو برویم دکتر! از آنجا هم باید برویم منزل یکی از دوستانم بمانید تا من برگردم، من قبول نکردم گفتم: خانه‌خودمان می‌مانم. از دکتر که آمدیم، اسلحه‌اش را که یک کلت بود به من داد، گفت باز و بسته کن، گفتم بلد نیستم. به من آموزش داد و من هم اسلحه را پرکردم و ... سردار تشویقم کرد و گفت: «خیلی خوب بود. خاطرم جمع شد که شما می‌توانید از خودتان دفاع کنید.» پرسیدم: «چه خبر شده؟ کجا می‌روی؟» گفت: «جنگ شروع شده باید بروم منطقه.» گفتم: من تنها هستم، کسی را ندارم با سه بچه چه باید بکنم، صلاح نیست. سردار با آرامش همیشگی‌اش گفت: دوست دارم مثل حضرت زینب (س) باشی، پس حضرت زینب (س) چه باید می‌کرد، مگر تو از ایشان بالاتری؟! آرام شدم و گفتم: «من خاک پایشان هم نمی‌شوم.» بلند شد و وسیله‌هایش را برداشت و رفت. جزو اولین‌ها اعزام شد. اولین اعزام هم از قدمگاه بود. با آغاز جنگ رفت و دیگر ندیدمش. میدان، میدان عمل بود و روز امتحان. باید می‌رفت. رفت و از او بی‌خبر بودم، گاهی اوقات از طریق دوستان و همرزمانش از حال و احوالش مطلع می‌شدم، چهار ماه بعد بازگشت، وقتی آمد روح‌الله را نشناخت. ناراحتی، دوری و دلتنگی‌هایم را در قلبم نگه می‌‌داشتم. به حضرت زینب (س) توسل می‌کردم که بتوانم در نبودش بچه‌ها را خوب تربیت کنم.
 
دلم نمی‌خواست وقتی می‌رود، دلش این طرف پیش ما بماند. مشکلات وسختی‌های زندگی‌ام را با ایشان مطرح نمی‌کردم. هر ۳ - ۴ ماهی که می‌رفت دو، سه روزی می‌آ‌مد و می‌ماند، اما دوباره عزم رفتن می‌کرد و برمی‌گشت. دوست نداشتم دلش پیش ما اسیر باشد.
 
به عنوان همسر یک مجاهد با نبودن‌های سردار شوشتری چه می‌کردید؟ سختی‌های زندگی، نگهداری و تربیت بچه‌ها؛ حاج خانم با مشکلات چگونه کنار می‌آمدید؟
 
سخت که بود اما تحمل می‌‌کردیم. خداوند ۶ فرزند به ما عطا فرمود. من تمام تلاشم تربیت صحیح و هدایت بچه‌ها به راه راست و اسلام بود. نبودن‌های سردار در زندگیم را با توکل برخدا، می‌گذراندم. مهم عاقبت به خیری ایشان بود. من قول داده بودم زینبی رفتار کنم. وظیفه خود می‌دانستم که همراه و پشتیبانی برای سردار باشم. ایشان وظیفه اداره کردن سنگر خانه را به من سپرده بودند، من به سهم خود کوشیدم، هیچگاه از سختی‌های زندگی برای او حرفی نمی‌زدم. می‌خواستم نور‌علی با فراغ بال و خیالی آسوده در مقابل دشمنان ایران و اسلام بایستد. ایشان گاهی اوقات تنها از کل ماجرا با‌خبر می‌شدند. خوب به یاد دارم فرزند چهارمم را باردار بودم شب بود و حاج آقا نور‌علی در منزل نبود! من و بچه‌ها در خانه بودیم. در خانه را زدند، خانمی پشت در بود و سراغ حاج‌آقا را گرفت همان لحظه مرد درشت اندام و قوی هیکلی خودش را انداخت وسط حیاط خانه، دنبال حاج‌آقا بود تا فهمید خبری از نور‌علی نیست، سریع فرار کرد. شب‌ها روی درب خانه شعار می‌نوشتند، حاج آقا دشمن زیاد داشت. من هم از این اضطراب و فشاری که تحمل کرده بودم از حال رفتم بعد از مدتی که به هوش آمدم از بچه‌ها خواستم و به آنها سفارش کردم که چیزی به پدرشان نگویند، حاج‌آقا که آمد گفت: ‌«چه شده؟! کسی نیامده دنبال من؟» گفتم: «نه» گفت حسم می‌گوید که اتفاقی افتاده است. یکی از بچه‌ها بلند شد و گفت: «می‌خواهند تو را بکشند، مامان حالش بد شد و...» نورعلی هم رفت و دور خانه را گشت و آمد. دشمنان داخلی اذیت‌مان می‌کردند. یکبار هم پسر کوچکم آپاندیسش ترکیده بود، سه بار به بیمارستان بردمش ۱۵ روز در بیمارستان بستری بود، بعد که می‌آمد، متوجه می‌شد می‌گفت چرا به من نمی‌گویی؟! بی‌پول می‌شدیم، فشار جنگ و نبودن‌هایش را تحمل می‌کردم از دردسر و مشکلاتی هم که ضد انقلاب برایمان درست می‌کرد چیزی نمی‌گفتیم. چون به او قول داده بودم که صبور باشم. در این هشت سال جنگ شاید جمعاً یک ماه هم در خانه نبود. خیلی از خانم‌های رزمندگان چنین وضعیتی داشتند.
 
در طول هشت سال دفاع مقدس،‌در مناطق جنگی و نزدیکی‌های منطقه، ساکن شده بودید؟
 
در زمان جنگ، فقط در برخی مواقع، مثلاً در ایام تعطیل تابستان به اهواز می‌رفتیم و حاج‌آقا را می‌دیدیم. زمانی که در باختران ساکن شده بودیم، باز هم ایشان را کمتر ملاقات می‌کردیم. تعطیلات که تمام می‌شد از منطقه بیرون می‌آمدیم و به شهر خودمان برمی‌گشتیم، نورعلی می‌گفت: «وقتی در منطقه‌اید، بیشتر نگران‌تان می‌شوم.»
 
از حال و هوای سردار نورعلی شوشتری در زمان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و عملیات مرصاد برایمان بگویید. نظر سردار درباره این دو حادثه بزرگ چه بود؟!
 
زمانی که امام خمینی (ره) قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفتند، نورعلی گریه می‌کرد، تا آن روز گریه‌اش را ندیده بودم. خیلی ناراحت شده بود اما تابع امر ولی فقیه بود. عملیات مرصاد هم، تابستان بود. من به همراه بچه‌ها در باختران بودیم. سردار از ما خواست از کرمانشاه خارج شویم. تقریباً امکان هر نوع ارتباطی با خارج از منطقه قطع و غیرممکن شده بود، همه تلفن‌ها قطع بود. حاج‌آقا نگران بودند که اگر خانواده‌شان دست دشمن بیفتد، بسیار مورد آزار و شکنجه قرار بگیرند. خلاصه اینکه صبح زود حرکت کردیم و راه افتادیم. مسیر بسیار شلوغ بود. ۱۵ روز بعد از عملیات مرصاد ما دوباره به باختران برگشتیم. اما بعد از مدتی به مشهد رفتیم. یکی از زیباترین خاطراتش از عملیات مرصاد را برایم اینگونه تعریف کرد: وقتی عملیات با موفقیت به اتمام رسید، با دفتر امام تماس گرفتم و به آنها اطلاع دادم که عملیات تمام و دشمن منهدم شده است، نیروها هم در حال برگشتن به عقب هستند. صدای امام خمینی (ره) را از پشت تلفن شنیدم که فرمودند: «اگر قابل باشم، در روز قیامت شوشتری را شفاعت می‌کنم.» ایشان با گریه و اشک اینها را برایم تعریف می‌کرد.
 
بعد از عملیات مرصاد و اتمام جنگ ۸ ساله، سردار چه کرد؟
 
همان روزها در مشهد مقدس، مسئولیت فرماندهی سپاه را به ایشان دادند. ما مدتی در نیشابور بودیم و حاج آقا نورعلی بین مشهد و نیشابور در رفت و آمد بودند. تا اینکه خانه ما نیز به مشهد منتقل شد. مدتی بعد به نورعلی، دستور رسید که به تهران برود. به این ترتیب سه روز از هفته را در تهران و سه روز را هم در مشهد بودند. این رفت و آمدها تا آخر عمرشان ادامه داشت. وقتی در مشهد بود، با اینکه همسایه دیوار به دیوار هم بودیم، گاهی می‌شد به خانه نمی‌آمد. سردار خیلی پرکار بودند. هیچ‌گاه ندیدم احساس خستگی کند. ۱۲ سال در مشهد خدمت کرد، سپس به ارومیه رفت، ۵ سالی هم آنجا بود که هر دو هفته یکبار می‌آمد و می‌رفت. ما را به ارومیه نبرد تا حواسش هر چه بیشتر به کارهایش باشد. طی تمام مدت خدمتش، از غذای سربازان می‌خورد و خدا را شکر یک ریال ازبیت‌المال را خرج خود و خانواده نکرد. هرگز اجازه نداد که محافظی برایش در نظر بگیرند. هر زمان هم که می‌آمد، کشیک حرم امام رضا (ع) بود،‌ با پای پیاده می‌رفت حرم و می‌آمد. خدمتش برای خدا بود، می‌گفت می‌خواهم همه کارهایم ذخیره‌ای باشد برای آن دنیا. بارها و بارها مجروح شد ولی هرگز دنبال جانبازی‌اش نرفت، می‌گفت این ترکش‌ها را برای روز قیامت نگه داشته‌ام. از هر عملیات تیر و ترکش‌های زیادی به یادگار داشت.
زمانی هم که درجه سرداری را گرفت، به ما حرفی نزد، از طریق دوستانش متوجه درجه سرداری‌اش شدیم. تبریک هم که گفتیم، گفت:‌ این درجه‌ها مهم نیست، ان‌شاءالله در آخرت درجات خوبی کسب کنیم. اهل پشت میزنشینی نبود، دائم در مأموریت بود و انجام عملیات.
 
در مدتی که سردار نورعلی شوشتری در سیستان و بلوچستان خدمت می‌کردند، خیلی روی مردم بلوچ و اهل تسنن تأثیر گذاشته بودند. از سیستان و بلوچستان برایتان تعریف کردند؟!
 
حدود هشت ماهی بود که به سیستان و بلوچستان رفت، ۴ ماه اول هم گفته بود که برای مأموریت به منطقه مرزی رفته است. به سیستان و بلوچستان خیلی علاقه داشت. با مردم بلوچ نشست و برخاست داشت. به حرف‌هایشان با جان و دل گوش می‌داد. بچه‌های بلوچ هم او را خیلی دوست داشتند. نورعلی معتقد بود، امنیت در منطقه سیستان و بلوچستان فقط با خدمت‌رسانی و عدالت محوری به نتیجه می‌رسد. اهل تسنن بلوچ هم به او علاقه‌مند بودند و به او احترام خاصی می‌گذاشتند. در منطقه خیلی خوب فعالیت کرده بود. همین خدمت‌رسانی و علقه‌ای که بین او و مردم اهل تسنن بلوچ ایجاد شده بود، خار چشم دشمنان شده و سرانجام به دست گروهک ملعون عبدالمالک ریگی در عملیات انتحاری در ۲۶ مهر ۱۳۸۸ در منطقه پیشین بلوچستان هنگامی که با سران طوایف و مولوی‌های منطقه در همایشی شرکت داشت، بر اثر انفجار بمب به درجه رفیع شهادت رسید و آسمانی شد.
 
خانم درری مسلماً دلتان برای سردار نورعلی شوشتری تنگ می‌شود. چه می‌کنید با جای خالی سردار، خوبی‌های شهید نورعلی سردار وحدت و خدمت؟!
 
دلتنگ که می‌شوم، خیلی زیاد. روز آخر دیدارمان هنگام خداحافظی را هرگز از یاد نمی‌برم. بعد از نماز صبح لباس‌هایش را مرتب و منظم، مثل همیشه پوشیده بود. راننده آمده بود، دنبالش. دستم را مردانه فشرد. خداحافظی کرد و رفت. با خواندن سوره مبارک قدر، بدرقه‌اش کردم. بعد از رفتنش حال عجیبی داشتم، دلشوره تمام وجودم را گرفته بود. بی‌تاب بودم رفتم خانه همسایه، آنها هم متوجه رنگ پریده و حال نگرانم شدند. دلهره داشتم. آمدم خانه. سردار زنگ زدند جلسه دارند بعد از آن هم می‌روند ارومیه اما بعد از جلسه تهران‌شان رفتند سمت سیستان و بلوچستان. خیلی بی‌قرار بودم. حال خودم را نمی‌دانستم. مقداری قرآن خواندم و استغفار کردم ولی باز هم آرام نشدم. برای آرامش روحی به جلسه قرآن رفتم، ولی نتوانستم تا پایان جلسه بمانم و سریعاً به خانه برگشتم. آنجا که رسیدم دیدم یکی از خواهران پاسدار جلو آمد و به من دلداری داد و عده‌ای جلوی درب خانه جمع شده بودند، پرسیدم چی شده، گفتند: «حال خاله خوب نیست؟!» گفتم: «خاله! پس خانه ما چرا شلوغ شده؟!» پسر کوچکم مرا در آغوش گرفت، آورد داخل خانه، گفتم: «آقاجان چیزی شده؟» گفتند مجروح شده، بعد گفتند: «نه، شهید شده!» یک لحظه آخرین خداحافظی‌اش جلوی چشمانم آمد، باورم نمی‌شد. هیچ وقت فکر نمی‌کنم که ایشان کنار ما نیستند. سجاده شهید نورعلی شوشتری را در خانه پهن کرده‌ام. شهید هر زمانی که از راه می‌رسید، دو رکعت نماز می‌خواند. من هم دوست دارم این سجاده همیشه پهن باشد. در کنار ۶ فرزندم که یادگاران نیک و شایسته‌ای از سردار هستند، این سجاده با ارزش‌ترین یادگاری است که از ایشان برایم مانده است. دوستان شهید پر کشیده و رفته بودند.
 
می‌گفت یا اسیر می‌شوم یا شهید! اما نگران این بودند که از قافله عقب مانده‌اند؛ می‌گفتند: من لیاقت شهادت را نداشتم. من هم دلداری‌شان می‌دادم که حاج‌آقا نمی‌شود که همه افراد شهید شوند، بالاخره باید افرادی هم بمانند تا به مردم خدمت کنند. او به آرزویش که شهادت بود، رسید. دلم برایش تنگ می‌شود. ۳۸ سال دور از هم زندگی کردیم. بچه‌ها بعد شهادت بی‌پدر شدن را حس کردند. در نبودش انگار سقف خانه‌ام پایین آمده و من زیر آوار مانده‌ باشم. خوابش را هم خیلی زیاد می‌بینم. یک هفته مانده بود تا بازنشستگی‌اش می‌گفت: شما که صبر کردی این مدت کوتاه هم صبر کنید بعد بنده در خدمتتان خواهم بود.
 
شهید به بازنشستگی نرسید. خدا او را بازنشسته ابدی کرد. همه‌اش پاداش زحماتش بود. برای ایشان حیف بود که در بستر بمیرد. همیشه هم می‌گفت: هرچه کار خیر کرده‌ام نصف آنها مال شماست خانم! اگر شما و حمایت‌هایتان نبود من نمی‌توانستم و به این درجه نمی‌رسیدم. یک هفته‌ای طول کشید تا پیکر شهید را از زاهدان به مشهد بیاورند وقتی رویش را باز کردم، جراحات زیادی روی بدنش دیدم. همانجا از او خواستم دست من را هم بگیرد و شفاعتم کند.
 
مسلماً شرایط پس از جنگ با دوران دفاع مقدس تفاوت‌هایی دارد، این تفاوت‌ها روی افراد هم اثر خود را می‌گذارد، آیا روی شهید شوشتری تأثیر داشت یا روحیه‌اش همان طور خاکی باقی مانده بود؟
 
بله، شرایط بعد از جنگ، برای افرادی چون سردار نورعلی شوشتری بسیار سخت‌تر شده بود، جنگ سخت به پایان رسیده بود، اما دشمنان اسلام که برای نابودی کشور و ایران هم‌قسم شده بودند دست از کینه‌ها و دشمنی‌هایشان برنداشتند. نوع مبارزه برای افرادی چون شوشتری فرق کرده بود اما هدف و میدان مبارزه همان بود. نورعلی وارد میدانی به نام جهاد و خدمت‌رسانی شده بود. کار و تلاش در این میدان هم همت والایی می‌طلبید. خدمت پشت میزنشینی را دوست نداشت. سمت فرمانده کل سپاه را هم به ایشان پیشنهاد داده بودند، اما نپذیرفت. آنقدر خدمت صادقانه انجام داد که لایق شد و خداوند پر پروازش را در خدمت‌رسانی و رفع محرومیت و از همه مهم‌تر ایجاد امنیت در منطقه سیستان و بلوچستان به او اعطا فرمود. ۳۰ سال با تمام وجود خودش را وقف اسلام، قرآن، کشور و ولایت نمود. شرایط فرق کرده بود اما همه سربازان ولایت بیشتر از پیش تلاش می‌کردند تا به آرمان‌های انقلاب و اسلامی لطمه‌ای وارد نشود.
 
به عنوان همسر یک مجاهد روحیه مجاهدی چون شوشتری را چگونه تعریف می‌کنید؟!
 
باصلابت، مقاوم، صبور و مخلص. لحظه‌ای آرام و قرار نداشت، تا به حال کسی را مثل ایشان ندیده‌ام. افرادی چون نورعلی و شهدای دیگر در محضر خداوند به جایی می‌رسند که خدا پاداش کارها و خدمات و ایثارشان را با شهادت می‌دهد. این عزیزان، شهدا، عاشق خدا شده‌اند و خداوند هم خونبهای عشق آنها را با شهادت می‌پردازد. مقامشان تا جایی بالا می‌رود که «عند ربهم یرزقون» می‌شوند و این چیز کمی نیست. یعنی آنقدر لایق می‌شوند که نزد پروردگارشان روزی بخورند.
 
خانم درری، چه تعریفی از وضعیت خود دارید. زنی که ۳۸ سال با یک مجاهد زندگی کرد که کمتر در خانه حضور داشتند؟!
 
زنی که ابتدا به ولایت همسرش توجه کرده و پذیرا باشد، بی‌شک ولایت فقیه را هم پذیرا خواهد بود. اینها همه تمرین ولایت‌پذیری هستند. زنی که راه همسرش راه مستقیم و صراطش خدایی و حسینی باشد و این را پذیرفته است، باید پشتیبان و حامی او باشد. شاید اگر حمایت‌ها و کمک‌های زنان ایثارگر که در سنگر خانه و خانواده تلاش می‌کردند، نبود، هیچ‌گاه سرداران رشیدی چون شوشتری‌ها، تجلایی‌ها، برونسی‌ها در طول جنگ هشت ساله و پس از آن دیده نمی‌شدند. امام خمینی(ره) می‌فرمایند «از دامن زن مرد به معراج می‌رود» حرف‌های زیادی پشت این جمله امام خمینی(ره) نهفته است. حرف‌هایی که در دوران انقلاب اسلامی، زمان هشت سال جنگ و بعد از آن با همت زنان دلیر ایران زمین، به اثبات رسید. حمایت، تشویق مردان، مراقبت از فرزندان، حفظ کانون گرم خانواده و آسودگی خاطر رزمندگان، مبارزان و مجاهدان در طول این سال‌ها، مرهون ولایت‌پذیری و همتی است که در وجود زنان تربیت یافته در مکتب اسلام شاهدش هستیم. بسیاری از زنان در طول دوران دفاع مقدس وقتی همسر، فرزند یا برادرانشان را به سمت جبهه‌ها راهی می‌کردند نوبت حضور خودشان می‌شد که در کسوت پشتیبان، امدادگر، مجاهد و در بسیاری موارد مبارز وارد کارزار می‌شدند.
 
برخورد سردار شهید نورعلی شوشتری با مسائل بعد از جنگ همانند اتفاقاتی که در دوران فتنه افتاد، چه بود؟!
 
افرادی چون نورعلی شوشتری، هرگز از اتفاقاتی که در بعد از انتخابات رخ داد، ترس و تردیدی به خود راه ندادند. کسی که به آرمان‌های انقلاب و ولایت فقیه اعتقاد داشته باشد، نمی‌تواند با اندک ترفند و کینه‌های دشمن داخلی و خارجی، راهش را گم کرده و به بیراهه برود. توفان حوادث هیچ تردیدی به دل آنها نینداخت. در شب‌ها و روزهای فتنه، آرام نداشت و در محل خدمت خود بود. تاب نمی‌آورد که خدای نکرده کسی به امام خمینی(ره) و نایب امام زمان(عج) توهین کند. ارادت خاصی به امام(ره) و نایب ایشان داشتند و همین برای مقام شهید کافی است که زمان شهادت ایشان امام خامنه‌ای فرمودند «... به شهادت رساندن مؤمنان فداکاری همچون سردار شجاع و بااخلاص، شهید نورعلی شوشتری و دیگر فرماندگان آن بخش از کشور و ده‌ها نفر از برادران شیعه و سنی و فارس و بلوچ، جنایتی در حق ملت ایران و به خصوص منطقه بلوچستان است که این انسان‌های شریف، همت خود را بر امنیت و آبادی آن نهاده و مخلصانه برای آن تلاش می‌کردند. دشمنان بدانند که این ددمنشی‌ها نخواهد توانست عزم راسخ ملت و مسئولان را در پیمودن راه عزت و افتخار که همان راه اسلام و مبارزه با جنود شیطان است، سست کند و به وحدت و همدلی مذاهب و اقوام ایرانی خدشه وارد سازد.»
 
آقا به منزل شهید هم تشریف آورده‌اند؟
 
بله، ماه شعبان بود که آمده بودند. در آن دیدار آقا فرمودند: «بعد از جنگ خیلی‌ها به حاشیه رفتند، اما شهید شوشتری همچنان ماندند.» ایشان در ادامه افزودند: «هیچ‌کس برای من شهید شوشتری نمی‌شود.» عکسی از شهید را در دستشان گرفتند، مربوط به دورانی بود که از دست حضرت آقا درجه گرفته و پیشانی شهید را بوسیده بودند. حضرت آقا فرمودند؛ «فکر نکنید محاسن سفید پدرتان از سن و سال ایشان است، محاسن ایشان در این اواخر سفید شده است، وقتی مستضعفین را می‌دیدند، وقتی مشکلات را می‌دیدند.» امروز هم من و خانواده‌ام پای آرمان‌های انقلاب و امام خمینی(ره) ایستاده‌ایم و با پیروی از ولایت فقیه، نایب امام زمان(عج)، امام خامنه‌ای، اهداف شهید را ادامه خواهیم داد و امیدوارم بتوانیم در راهی که شهید سال‌ها با مجاهدت‌های فراوان آن را طی کرد، قدم برداریم. ان‌شاءالله...

 
کاخ سفید در گیر "پ ن پ " شد! + عکس
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی

آلن ایر، سخنگوی فارسی زبان کاخ سفید که در سال‌های اخیر دامنه فعالیت خود را به شبکه‌های اجتماعی کشانده و تلاش می‌کند از این راه با کاربران ایرانی این شبکه‌های اجتماعی ارتباط برقرار کند، در جدیدترین مطلب خود در "فیس بوک"، معنای یک اصطلاح رایج میان جوانان را خواستار شده است.

ایر در صفحه شخصی خود نوشته است: "این اصطلاح پ ن پ مخفف چه است؟ کاربردش چیه؟"

سخنگوی کاخ سفید که قبلا تلاش داشت تا در شبکه "گوگل پلاس" به ارتباط سیاسی با کاربران بپردازد، به نظر می‌رسد در نیت ابتدایی خود ناکام مانده و اکنون به بازی در فیس بوک مشغول شده است.


 
وعده شورایعالی فضای مجازی به کاربران اینترنت
ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی

دبیر شورایعالی فضای مجازی با بیان اینکه برنامه های این شورا برای کاربران به صورت ملموس مطرح خواهد شد،گفت: با ورود شورایعالی فضای مجازی کیفیت خدمات و سرویسهای ارتباطی افزایش می یابد و تحقق این وعده را به کاربران قول می دهیم.

مهدی اخوان بهابادی در گفتگو با مهر در مورد سیاستگذاری این شورا در زمینه "اینترنت پاک" اظهار داشت: اینترنت پاک و یا شبکه ملی اینترنت واژگان هستند و این شورا در مورد واژگان سیاست خاصی را مدنظر قرار نمی دهد. وی با بیان اینکه برنامه های شورایعالی فضای مجازی باید برای کاربران به صورت ملموس مطرح شود، تصریح کرد: با ورود شورایعالی فضای مجازی کیفیت خدمات و سرویسهای ارتباطی در داخل کشور افزایش پیدا خواهد کرد و تحقق این وعده را به کاربران قول می دهیم. اخوان بهابادی در پاسخ به این سوال که با این وجود طرح "اینترنت پاک" اجرایی نخواهد شد؟ به مهر گفت: به صورت اتوماتیک زمانی که کیفیت خدمات بالاتر می رود، قسمتهای نامطلوب سرویسها به مراتب ضعیف تر و کوچک تر خواهند شد. به بیان دیگر زمانی که کار ایجابی و با کیفیت قوی انجام شود دیگر نیاز به انجام کار سلبی شدید نخواهد بود. دبیر شورایعالی فضای مجازی گفت: در زمینه اینترنت نیز امیدواریم با افزایش اقدامات ایجابی قوی نیازی به اقدامات سلبی نداشته باشیم. ایده ارائه "اینترنت پاک" و تفکیک اینترنت پاک از ناپاک برای نخستین بار در دی ماه سال ۸۹ از سوی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و با هدفی چون توسعه اهداف انسانی اینترنت مطرح شد.
 
رضا تقی پور - وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات معتقد است که اینترنت بر مبنای تئوریهای اومانیستی و لیبرالیستی پایه گذاری شده و بحث اطلاع رسانی در آن با کسب و کارهای کثیف مخلوط شده که طبقات کم تجربه مانند کودکان و نوجوانان و بعضا جوانان را در دام خود کشیده است. وی پیش از این گفته بود: اینترنت در کنار مزایای علمی و پژوهشی خود از نظر اتلاف وقت و تحمیل بار اجتماعی و مشغولیتهای ذهنی ضرر و زیانهایی برای اقشار مختلف جامعه به همراه داشته بنابراین پیاده سازی اینترنت پاک می تواند شبکه ای عاری از این آسیبها را برای مردم دنیا به همراه داشته باشد.
 
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات حتی در آخرین اظهارات خود اعلام کرد که پیاده سازی اینترنت پاک از ایران شروع می شود اما موفقیت آن در گرو این است که دیگران هم به این طرح بپیوندند تا این ایده بتواند یک جریان کامل منطقه ای و بین المللی را شکل دهد. براین اساس برای اجرای اینترنت پاک مجامع بین المللی را با خود همراه می کنیم. با تشکیل شورایعالی فضای مجازی براساس حکم رهبری و ورود این شورا به عرصه سیاستگذاری فضای مجازی کشور اجرای طرح های ملی که پیش از این از سوی مسئولان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به عنوان متولی این بخش اعلام شده بود ابعاد جدیدی به خود گرفته است.

 
آقاجان سلام‌خیلی‌کوچکیم اما...+عکس
ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی

آقاجان سلام‌خیلی‌کوچکیم اما...+عکس

 

 

حاشیه دیدار رهبر انقلاب با جمعی از نخبگان و برگزیدگان اقشار مختلف استان خراسان شمالی


 
قائم مقام بنیاد فرهنگی مهدی موعود خبر داد
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی
سردار لکزایی از فرماندهان عرصه مهدویت به
 
 
یاران شهیدش پیوست

خبرگزاری فارس: سردار حبیب‌الله‌ لکزایی مدیر بنیاد مهدی موعود(عج) استان سیستان و بلوچستان و یکی از فرماندهان مهدوی کشور، به یاران شهیدش پیوست.

خبرگزاری فارس: سردار لکزایی از فرماندهان عرصه مهدویت به یاران شهیدش پیوست

حجت‌الاسلام محمد صابر جعفری، قائم مقام بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) کشور در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه فارس ضمن اعلام این خبر ابراز داشت: سردار لکزایی جانشین فرمانده سپاه سلمان سیستان و بلوچستان از فرماندهان فعال عرصه مهدویت بود که بیش از 120 هزار کتاب «امام مهدی(عج) در احادیث اهل‌سنت» را در استان سیستان و بلوچستان پخش کرد که میان اهل سنت با استقبال بی‌نظیری روبرو شد.

وی با اشاره به اینکه یکی از فرزندان سردار توسط گروهک ریگی به شهادت رسیده بود، افزود: سردار لکزایی بارها مورد تهدید وهابیت قرار گرفته بود، ایشان که جانباز 70 درصد بودند، در اثر مجروحیت ناشی از جنگ در یکی از بیمارستان‌های تهران دارفانی را وداع گفت.

قائم مقام بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) در پایان شهادت سردار لکزایی را به خانواده و همرزمان این شهید والامقام و جامعه مهدویت کشور تسلیت گفت.


 
قائم مقام بنیاد فرهنگی مهدی موعود خبر داد
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی
سردار لکزایی از فرماندهان عرصه مهدویت به
 
 
یاران شهیدش پیوست

خبرگزاری فارس: سردار حبیب‌الله‌ لکزایی مدیر بنیاد مهدی موعود(عج) استان سیستان و بلوچستان و یکی از فرماندهان مهدوی کشور، به یاران شهیدش پیوست.

خبرگزاری فارس: سردار لکزایی از فرماندهان عرصه مهدویت به یاران شهیدش پیوست

حجت‌الاسلام محمد صابر جعفری، قائم مقام بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) کشور در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه فارس ضمن اعلام این خبر ابراز داشت: سردار لکزایی جانشین فرمانده سپاه سلمان سیستان و بلوچستان از فرماندهان فعال عرصه مهدویت بود که بیش از 120 هزار کتاب «امام مهدی(عج) در احادیث اهل‌سنت» را در استان سیستان و بلوچستان پخش کرد که میان اهل سنت با استقبال بی‌نظیری روبرو شد.

وی با اشاره به اینکه یکی از فرزندان سردار توسط گروهک ریگی به شهادت رسیده بود، افزود: سردار لکزایی بارها مورد تهدید وهابیت قرار گرفته بود، ایشان که جانباز 70 درصد بودند، در اثر مجروحیت ناشی از جنگ در یکی از بیمارستان‌های تهران دارفانی را وداع گفت.

قائم مقام بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) در پایان شهادت سردار لکزایی را به خانواده و همرزمان این شهید والامقام و جامعه مهدویت کشور تسلیت گفت.


 
در پی قطع شبکه‌ها از ماهواره هات‌برد
ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی
شبکه‌های ایرانی را از ماهواره «اینتل‌ست» دریافت کنید

خبرگزاری فارس: مخاطبان شبکه‌های ایرانی در خارج از کشور می‌توانند شبکه‌های ایران را روی ماهواره «اینتل‌ست» دریافت کنند.

خبرگزاری فارس: شبکه‌های ایرانی را از ماهواره «اینتل‌ست» دریافت کنید

به گزارش خبرگزاری فارس، در پی توقف ارسال برنامه‌های صدا و سیما از ماهواره هاتبرد، ماهواره اینتل‌ست 20 به عنوان جایگزین معرفی شد.

بنا بر این گزارش، خلاف ادعاهای غرب در خصوص وجود جریان اطلاعات آزاد در کشورهای غربی، پخش شبکه‌های برون مرزی جمهوری اسلامی ایران از ماهواره هاتبرد متوقف شده است.

بنا بر این گزارش، در پی اقدام شرکت یوتل ست در خصوص تحت فشار قرار دادن شرکت سرویس دهنده پخش ماهواره‌ای از روز دوشنبه 15 اکتبر 2012 (24 مهر) فرکانس ماهواره 12437 قطع شده و سرویس مذکور به شبکه‌های این پکیج ماهواره‌ای از جمله جام جم 1و 2 ارائه نمی‌شود.

در این رابطه روابط عمومی شبکه جام جم اعلام کرد:

بینندگان محترم و معزز شبکه جهانی جام جم می‌توانند برنامه‌های این شبکه را از طریق ماهواره اینتل‌ست 20 دریافت کنند. موقعیت مداری، فرکانس و سایر مشخصات به شرح زیر ارائه شده است:

نام ماهواره : اینتل‌ست 20

موقعیت مداری: 68.5 درجه شرقی (‌شصت وهشت و نیم‌)

فرکانس: 11090 مگاهرتز

نرخ سمبل: 25.600 بیست و پنج و ششصد مگا سمبل بر ثانیه

نرخ تصحیح خطا: 2.3قطبیت: عمودی

SateliteName IS-20

ORBITAL LOCATION : 68.5

FREQUENCY : 11090

SYMBOL RATE: 25.6 MS/S

FEC: 2.3

Polarity: Vertical

شبکه های تلویزیونی موجود:

1- جام جم 1

2- جام جم 2

3- سحر 1

4- سحر 2

5- الکوثر

6- خبر

7- قرآن

Television channels:

1- IRIB 1

2- IRIB 2

3- SAHAR 1

4- SAHAR 2

5- ALKAWTHAR

6- IRINN

7- IRIB QURAN


 
زاکانی در گفت‌و‌گو با فارس:
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی
ورود اصولگرایان تحول‌خواه به انتخابات با گفتمان
 
 
پیشرفت اسلامی

خبرگزاری فارس: دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی با بیان اینکه همانگونه که در گذشته نیز بر آن تأکید نمودیم ورود زودهنگام به عرصه انتخابات را به صلاح کشور نمی دانیم، گفت: اصولگرایان تحولخواه با گفتمان پیشرفت اسلامی در انتخابات یازدهم شرکت می‌کنند.

خبرگزاری فارس: ورود اصولگرایان تحول‌خواه به انتخابات با گفتمان پیشرفت اسلامی

علیرضا زاکانی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس با بیان سه ویژگی نامزد مورد حمایت جریان تحولخواه برای انتخابات ریاست جمهوری گفت: گفتمان شفاف و مبانی نظری مشخص، برنامه مناسب بر مبنای مبانی نظری اسلام ناب بر اساس اقتضائات و نیازهای روز و آینده کشور و نیز توجه به عناصر انسانی و کادر مورد نیاز برای اجرای برنامه‌ها و بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های مناسب خدمتگذاری، از شرایط لازم کاندیدای ما خواهد بود.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا شما به نامزد خاصی رسیده‌اید یا نه گفت: اساسا ورود به رقابت زودرس انتخاباتی و انتخاب سریع نامزد نهایی را نادرست و سبب درونی کردن اختلافات و ایجاد تشتت در مجموعه اصولگرایان می‌دانیم. لذا توجه ما معطوف به مقدمات ورود صحیح به عرصه انتخابات و بهره‌گیری از فرصت انتخابات برای تحول در جامعه می‌باشد و بر همین اساس آغاز این تحول را مبتنی بر مبانی نظری درست و برگرفته از اسلام ناب قرار دادیم.

دبیرکل جمعیت رهپویان با اشاره به گفتمان این جریان به تلاش های انجام شده در این زمینه اشاره کرد و افزود: از مدتها قبل دفاتر جمعیت در قم و تهران تلاش جدی برای تدوین مبانی نظری گفتمان پیشرفت اسلامی  را آغاز نمودند که ماحصل این تلاش کسب منطومه مشخصی است که مبتنی بر آن گفتمان پیشرفت اسلامی شکل خواهد گرفت.

 

زاکانی با بیان این که مبانی نظری  گفتمان پیشرفت اسلامی برگرفته از مبانی ناب اسلام است که با نگاه اجتهادی امام و رهبری تبیین شده است افزود:‌معتقدیم مشکل جدی کشور در برنامه‌ریزی،‌ نداشتن مبانی اسلامی و استفاده کورکورانه از مبانی و مدل توسعه غربی است لذا تلاش شد تا نظریه اسلامی پیشرفت را که حاصل تحقیق و مطالعه چندین ساله اساتید حوزه و دانشگاه و بر اساس نگاه اجتهادی امام و رهبری و نیز منظومه فکری بزرگانی همچون علامه طباطبایی، شهید مطهری، شهید صدر و بزرگان حوزه و دانشگاه است تدوین کرده تا بتوانیم این خلأ بزرگ در برنامه ریزی‌های کلان کشور را برطرف نماییم.

زاکانی به تلاش‌های صورت گرفته در تبیین این گفتمان به جامعه اشاره کرد و افزود: از ماه ها قبل سلسله جلساتی با حضور عناصر فعال و صاحبنظر این عرصه برگزار شد و مجموعه‌های مطالعاتی نیز جهت دریافت فهم درستی از این گفتمان با رجوع به تلاش‌های محققان عزیز در این حوزه تشکیل گردید و امروز نیز تلاشی مضاعف برای تدقیق و ایجاد زمینه بسط اجتماعی آن را شروع نمودیم و در آینده نیز انشاءالله به صورت گسترده‌تری به تبییین این گفتمان خواهیم پرداخت.

دبیرکل جمعیت رهپویان در پایان خاطرنشان کرد: معتقدیم که راه سعادت توجه به ضرورت تحول در جامعه از مسیر تحقق این گفتمان و استخراج برنامه های مدون و مشخص برای رسیدن به اهداف و آرمان‌های انقلاب است. لذا دقت در تنظیم مبانی شفاف را یک اصل می‌دانیم و تلاشمان معطوف به این است که با برنامه‌های مشخص و ملموس مسیر رسیدن به این گفتمان را طراحی کنیم و از همین رو نامزد نهایی ما نیز با مؤلفه‌ها و مشخصه‌های گفتمان پیشرفت اسلامی معلوم خواهد گردید.


 
ابتکار عمل در برابر توطئه رسانه‌ای
ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی

فرکانس شبکه العالم تغییر کرد

خبرگزاری فارس: شبکه جهانی العالم بلافاصله پس از توطئه غربی‌ها مبنی بر حذف شبکه‌های ایرانی از ماهواره هات‌برد، فرکانس خود را تغییر داد و مخاطبان این شبکه می‌توانند با فرکانس جدید برنامه‌های شبکه را ببینند.

خبرگزاری فارس: ابتکار عمل در برابر توطئه رسانه‌ای/ فرکانس شبکه العالم تغییر کرد

«علیرضا غلامی» مدیر روابط عمومی و امور بین‌الملل شبکه العالم در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس درباره قطع شبکه‌های ایران از روی ماهواره هاتبرد گفت: قطع پخش شبکه‌ها به ویژه شبکه العالم از ماهواره هاتبرد در ادامه سیاست‌های سانسور خبری و مقابله با شبکه‌هایی که واقعیت‌های و حقایق منطقه و جهان را پوشش می‌دهند، صورت گرفته است.

وی ادامه داد: این اقدام تحت فشارهای سیاسی و تبلیغاتی مخالفان آزادی بیان صورت گرفته است. روابط عمومی شبکه العالم پیش از این نیز در خبرهایی درباره تحرکاتی مبنی بر قطع پخش این شبکه از ماهواره‌هایی نظیر نایل ست، عرب ست و بدر 5 هشدار داده بود.

غلامی تصریح کرد: شبکه خبری العالم جزء شبکه‌های ماهواره‌ای حامی خط مقاومت به شمار می‌رود. این شبکه‌ها در دوران حمله صهیونیستی به لبنان، غزه و انقلاب‌های عربی با پوشش گسترده، این رویدادها را لحظه به لحظه به سمع و نظر مخاطبان خود با حضور در قلب حوادث رساندند و موجب بیداری ملت‌های منطقه به ویژه کشورهای عربی شده بودند.

وی افزود: اهمیت این تاثیرگذاری از آنجایی ناشی می‌شود که کشورهای منطقه به ویژه قطر، ترکیه و عربستان سعودی علیه کشور سوریه برای شکستن خط مقاومت به کمک شورشیان مسلح شتافتند. در حالی که هم‌زمان با به راه انداختن جنگ روانی مبنی بر سقوط 70 درصدی کشور سوریه خبرنگاران شبکه العالم با حضور در منطقه فرافکنی و دروغ‌های آن‌ها را همراه با تصاویر مستند پخش کرد.

مدیر روابط عمومی شبکه العالم توضیح داد: این فعالیت مستمر العالم به نوع خود موجب ربوده شدن خبرنگار العالم به نام صطوف در حمس و مجروح شدن مدیر شبکه العالم دو بار به فاصله 10 روز بیانگر افشای حقایق و به چالش کشیدن تعارض‌ها و تناقض‌های سیاست‌های اطلاع‌رسانی در منطقه بود. به همین دلیل ماهواره هات برد هم‌زمان با دور جدید تحریم‌ها فعالیت شبکه العالم را حذف کرد.

وی عنوان داشت: این تحریم‌ها بر کار ما تاثیرگذار نخواهد بود و شبکه العالم با فرکانس‌های جدید آسیا ست 3s-105,5e و بر روی فرکانس 12376 و همچنین روی ماهواره هات‌برد فرکانس 11566 مجدد قابل دریافت است. این موارد اقدامات اولیه شبکه العالم برای قطع نشدن پوشش اطلاع‌رسانی است.


 
مشوقهای جدید اقتصادی برای افزایش زادوولد از سکه تا مسکن
ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: شورای عالی انقلاب فرهنگی در مصوبه‌ای راهبردی مشوقهای جدیدی برای افزایش نرخ باروری، زاد ولد و بهداشت خانواده تصویب کرد که شامل مشوقهای جدید اقتصادی از جمله هدیه سکه و وامهای بلند مدت مسکن است.

خبرگزاری فارس: مشوقهای جدید اقتصادی برای افزایش زادوولد از سکه تا مسکن

به گزارش خبرگزای فارس، این مصوبه که در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده است برای اجرا به مجلس شورای اسلامی، نهاد ریاست جمهوری ـ مرکز مدیریت حوزه علمیه، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزارت آموزش و پرورش ـ وزارت راه و شهرسازی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، وزارت کشور، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان تبلیغات اسلامی، معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهوری و معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهوری ابلاغ شده است.

این مصوبه در چارچوب تصویب نقشه مهندسی فرهنگی و براساس تحلیل وضعیت فرهنگی کشور، موضوع تحولات جمعیتی کشور بررسی و راهبرد کلان، راهبردها و اقدامات ملی مرتبط با آن، به شرح مواد ذیل است:

ماده1ـ راهبرد کلان

جلوگیری از کاهش نرخ باروری کل و ارتقای آن متناسب با آموزه‌های اسلامی، اقتضائات راهبردی کشور، مطالعات جمعیت‌شناختی، آمایش و پایش مستمر جمعیتی

ماده2ـ راهبردهای ملی

1ـ فرهنگ‌سازی برای دستیابی به جمعیت مطلوب و اصلاح بینش و نگرش مسئولان و مردم نسبت به پیامدهای منفی کاهش باروری به ویژه زیرحد جانشینی؛

2ـ تدوین سیاست‌ها، برنامه‌ها و قوانین و مقررات حمایتی و تشویقی برای دست‌یابی به نرخ باروری مناسب، جمعیت مطلوب و لغو سیاست‌ها، برنامه‌ها و قوانین و مقررات مشوق کاهش باروری؛

3ـ تدوین الگوی سبک زندگی و ترویج آن به ویژه فعالیت‌های اجتماعی، آموزشی و اشتغال زنان متناسب با معیارهای اسلامی و هماهنگ با مصالح خانواده به منظور ایفای هر چه کامل‌تر نقش مادری و همسری؛

4ـ ایجاد و استقرار نظام مدیریت فرابخشی و جامع جمعیت کشور؛

5 ـ آمایش مستمر جمعیتی کشور و تدوین سیاست‌های مهاجرتی به منظور جهت‌دهی به جابجایی‌های جمعیتی در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی؛

6 ـ اهتمام به ارتقاء کیفی جمعیت کشور از طریق متناسب ساختن نرخ باروری خانواده‌ها با شرایط و اقتضائات سلامت، معیشت و فرهنگ آنها.

ماده3ـ اقدامات ملی متناسب با هر یک از راهبردهای ملی موضوع ماده (2) به شرح ذیل است:

1ـ تهیه طرح جامع تولید و اجرای انواع برنامه‌های آموزشی، پژوهشی، اطلاع‌رسانی، نمایشی، تبلیغی و غیره در رسانه‌های جمعی به ویژه صدا و سیما و شبکه‌های استانی آن با هدف گفتمان‌سازی و ترویج فواید فرزندآوری و تبیین آثار منفی کاهش نرخ باروری با رعایت شرایط و مقتضیات راهبردی. (1و 6)

2ـ تبیین نظریه جمعیتی اسلام و ترویج آن توسط روحانیت برای اصلاح نگرش مسئولان و مردم نسبت به فواید باروری و افزایش نرخ آن. (1، 3و 6)

3ـ تدوین و اجرای برنامه‌های ترویجی، آموزشی، پژوهشی و خدمات پزشکی توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در جهت اصلاح نگرش عمومی. (1و2)

4ـ برنامه‌ریزی و فرهنگ‌سازی در تسهیل ازدواج، کاهش سن ازدواج و استحکام خانواده. (1، 2و 3)

5ـ حمایت از گسترش شبکه‌های اجتماعی و سازمان‌های مردم نهاد حامی کاهش سن ازدواج جوانان و استحکام خانواده. (1و2)

6 ـ آمایش و برنامه‌ریزی استانی و منطقه‌ای جمعیت با در نظر گرفتن مقتضیات اساسی و راهبردی مربوط. (1و5)

7ـ اصلاح نگرش‌ها و برنامه‌های درسی در سطوح آموزش و پرورش و آموزش عالی نسبت به جمعیت مطلوب و فرزندآوری و استفاده از ظرفیت‌های آنها در این زمینه. (1، 3و 6)

8 ـ بازنگری سیاست‌ها، برنامه‌های توسعه و قوانین و مقررات کشور با تأکید بر اصلاح قوانین و مقررات تنظیم خانواده. (2)

9 ـ تدوین و تصویب برنامه‌های هوشمند برای ارتقاء باروری. (2و 6)

10ـ تدوین و اجرای الگوها و برنامه‌های حضور اجتماعی مطلوب و تنوع‌بخشی به مشاغل زنان متناسب با مسئولیت‌های خانوادگی (همسری و مادری). (3)

11ـ ایجاد بانکهای اطلاعاتی جامع جمعیتی ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی و رصد مستمر تحولات جمعیتی در جهت اهداف و سیاست‌های جمعیتی کشور. (4)

12ـ سیاستگذاری توزیع و بازتوزیع جمعیت و اعمال آن در طرح‌ها و برنامه‌های توسعه ملی و منطقه‌ای. (4و 5)

13ـ بازنگری و وضع قوانین و مقررات حمایتی و تشویقی فرزندآوری به صورت پلکانی با رعایت سه معیار سن ازدواج، فاصله موالید و تعداد فرزندان از طریق پیش‌بینی الزاماتی همچون: (2، 3و 6)

13ـ1ـ پوشش بیمه اجباری درمان رایگان مادر و کودک از ابتدای بارداری تا پایان دو سالگی کودک برای کسانی که فاقد پوشش بیمه درمانی است.

13ـ2ـ اختصاص سبد تغذیه رایگان ماهانه به صورت بن کالا شامل؛ پروتئین، لبنیات، برنج و حبوبات به میزان یک تا دو میلیون ریال به مادران باردار و دارای فرزند زیر 2 سال حداقل برای 3 دهک درآمدی پایین و نیازمندان براساس ارزش ریالی سال 1390 به عنوان سال پایه.

تبصره ـ اقلام سبد تغذیه رایگان توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تعیین می‌شود.

13ـ3ـ اختصاص بسته بهداشتی ـ درمانی رایگان شامل؛ مکمل‌های غذایی، دارو، آزمایش‌های دوره‌ای و موردی و معاینه‌های ماهیانه به مادران باردار و دارای فرزند زیر 2 سال برای حداقل 3 دهک درآمدی پایین و نیازمندان.

تبصره ـ اقلام بسته بهداشتی درمانی رایگان توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تعیین می‌شود.

13ـ4ـ پوشش کامل بیمه‌ای برای درمان ناباروری‌های اولیه و ثانویه.

13ـ 5 ـ افزایش مدت مرخصی استعلاجی زایمان به 9 ماه و مرخصی بدون حقوق به 21 ماه و جمعاً به مدت 30 ماه به ازای هر فرزند و در مجموع 10 سال به صورت شناور با حفظ شغل برای همه شاغلان بخش دولتی و غیردولتی.

تبصره ـ مرخصی استعلاجی و بدون حقوق قابل بازخرید نمی‌باشد و حداکثر تا 6 سالگی کودک قابل استفاده است.

13ـ6 ـ اختصاص مرخصی استحقاقی 2 هفته‌ای تولد فرزند به پدر.

تبصره ـ این مرخصی قابل بازخرید نیست.

13ـ7ـ اجرای کامل طرح آتیه فرزندان با مبنا قرارگرفتن ارزش ریالی سال 1389 به عنوان سال پایه.

13ـ 8 ـ پرداخت هدیه تولد فرزند به مادر به صورت سکه بهار آزادی به صورت ذیل است:

برای فرزند اول والدین زیر 25 سال نیم سکه، برای فرزند دوم یک سکه، فرزند سوم یک و نیم سکه، برای فرزند دوم والدین 25 تا 29 سال نیم سکه، فرزند سوم یک سکه و فرزند چهارم یک و نیم سکه، برای فرزند سوم والدین 30 تا 39 سال نیم سکه، فرزند چهام یک سکه؛

13ـ 9ـ افزایش سنوات تحصیلی دانشجویان مادر به ازای هر فرزند تا 4 نیم‌سال و کاهش سقف واحدهای درسی در هر نیم‌سال تا سقف 8 واحد.

13ـ10ـ متناسب‌سازی نظام آموزشی کشور با ملاحظات جنسیتی و سیاست‌های جمعیتی در ساختار، محتوا و طول مدت تحصیل.

13ـ11ـ مراکز آموزش عالی موظفند در توزیع و تخصیص وام دانشجویی، وام ودیعه مسکن و همچنین تخصیص خوابگاه‌های دانشجویی، دانشجویان متأهل دارای فرزند را در اولویت قرار دهند.

13ـ12ـ دانشجویان مادر دارای فرزند زیر 3 سال می‌توانند تا 50 درصد واحدهای درسی نظری دوره تحصیلی خود را به صورت نیمه حضوری یا مجازی بگذرانند.

تبصره ـ دستورالعمل اجرایی مربوط توسط وزارتین علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تهیه و ابلاغ خواهد شد.

13ـ13ـ فراهم آوردن امکان حضور منعطف و کاهش ساعات کار موظف، ایجاد امتیازات خاص و تسهیلات لازم در طرح دورکاری و نیمه حضوری و سایر شیوه‌های مناسب اشتغال برای زنان باردار و مادران دارای فرزند زیر 5 سال.

13ـ14ـ حق عائله‌مندی در کلیه قوانین‌و مقررات استخدامی به دو برابر افزایش می‌یابد.

13ـ 15ـ پرداخت پاداش اولاد به صورت ماهانه و به صورت پلکانی در کلیه قوانین و مقررات استخدامی کشور

13ـ 16ـ اعطای مشوق‌های مالیاتی به خانواده متناسب با تغییرات در بُعد خانوار از طریق تغییر در واحد مالیاتی از فرد به خانواده.

13ـ17ـ حمایت از طراحی، ساخت و واگذاری مسکن‌های چند نسلی به خانواده‌های گسترده.

13ـ 18ـ احتساب خانه‌داری به عنوان شغل و کمک به بیمه بازنشستگی زنان متأهل خانه‌دار با پرداخت بخشی از حق بیمه توسط دولت متناسب با درآمد خانواده.

13ـ 19ـ مادران شاغل دارای 3 فرزند و بیشتر می‌توانند با داشتن هر میزان سابقه کار، علاوه بر میزان سنوات خود به ازای هر فرزند با یک سال افزایش سنوات بازنشسته شوند.

13ـ20ـ مادران شاغل می‌توانند با هر میزان سابقه کار با همان میزان سنوات بازنشسته شوند.

13ـ21ـ پرداخت وام قرض‌الحسنه «فرزند» به مبلغ یکصد میلیون ریال به خانواده‌ها برای فرزندان سوم تا پنجم با بازپرداخت 10 ساله و بدون الزام به سپرده‌گذاری توسط بانک‌های عامل بر مبنای نرخ پایه سال 1391.

تبصره ـ این تسهیلات به خانواده‌هایی که سن مادر حداکثر 39 سال باشد، اختصاص می‌یابد.

1ـ22ـ کاهش مدت خدمت سربازی متناسب با سن ازدواج و تعداد فرزندان و افزایش حقوق و تسهیلات آنها با رعایت ضوابط و مقررات مورد عمل ستاد کل نیروهای مسلح.

14ـ ارتقاء آمادگی‌های جسمی و روحی جوانان برای تربیت نسل و بارداری از طریق: (2)

14ـ1ـ درج عناوین و سرفصل‌های مربوط به آماده‌سازی دختران و پسران از نظر سلامت جسمی و روحی و روانی برای عهده‌داری مسئولیت اداره خانواده و پرورش فرزندان در متون آموزشی مقاطع مختلف تحصیلی توسط وزارت آموزش و پرورش.

14ـ2ـ افزایش اعتبارات، امکانات، ساعات درسی و فعالیت‌های ورزشی دختران و پسران در مدارس و دانشگاه‌ها.

14ـ3ـ ایجاد رشته‌های تحصیلی متناسب با جایگاه و نقش خانواده و زن براساس فرهنگ اسلامی، همچون مدیریت خانه و خانواده در مقاطع مختلف توسط وزارتین آموزش و پرورش و علوم، تحقیقات و فناوری.

14ـ4ـ اجرای مستمر طرح غربالگری سلامت دختران و پسران در مدارس و دانشگاه‌ها.

15ـ ترویج زایمان طبیعی و بدون درد و مقابله هدفمند با سزارین‌های غیرضروری و سودجویانه.

16ـ خانواده‌های دارای 4 فرزند و بیشتر براساس نتایج آمایش جمعیتی و در دهک‌های پایین درآمدی جامعه می‌توانند حسب مورد از یکی از دو امتیاز زیر بهره‌مند شوند:

16ـ1ـ دریافت وام خرید مسکن به میزان دو برابر سقف وام‌های اعطایی بانک مسکن، با باز پرداخت 30 ساله و حداقل سود بانکی بخش مسکن.

16ـ2ـ دریافت یک قطعه زمین مسکونی به مساحت 200ـ 150 مترمربع در شهرستان محل سکونت به شرط ساخت و حداقل 15 سال سکونت در آن به استثناء کلان شهرهای کشور.

ماده3ـ به منظور راهبری، برنامه‌ریزی و نظارت و ارزیابی کلان جمعیتی، نهاد تخصصی مدیریت جامع جمعیت کشور ظرف مدت سه ماه توسط دولت تشکیل و با همکاری دستگاه‌های ذی‌ربط، نسبت به تهیه برنامه عمل با تقسیم کار ملی و دستورالعمل‌های لازم اقدام و گزارش عملکرد را هر شش ماه به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه می‌نماید.

ماده4ـ در صورت لزوم، قوانین و مقررات متناظر با هر یک از اقدامات ملی، حسب مورد از سوی مجلس شورای اسلامی و هیأت وزیران به تصویب می‌رسد.

ماده5 ـ این مصوبه در 5 ماده و 6 تبصره در جلسات 709، 710، 711 و 712 مورخ 22/1/1391، 5/2/1391، 19/2/1391 و 2/3/1391 شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید


 
رهبر انقلاب در دیدار مسئولان اداری خراسان شمالی:
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥ : توسط : حسینی
غرب کوچک‌تر از آن است که ملت
 
 
ایران را به زانو درآورد

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب فرمودند: غربی‌ها تسلیم شدن ملت ایران را دنبال می‌کنند اما کوچک تر از این حرفها هستند که ملت ایران را به زانو در آورند.

خبرگزاری فارس: غرب کوچک‌تر از آن است که ملت ایران را به زانو درآورد
گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری، رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز(سه شنبه) در دیدار "برگزیدگان قشرها و صنوف مختلف"، و مسئولان اداری استان خراسان شمالی، خدمت بی منت به آحاد مردم را نعمتی الهی برای مسئولان کشور خواندند و با اشاره به خدعه تبلیغاتی ـ سیاسی رسانه های غربی درباره علت فشارها بر ایران تأکید کردند: بر خلاف دروغهای مکرر غربی ها، ما میز مذاکره درباره مسائل گوناگون از جمله هسته ای را ترک نکرده بودیم که به آن بازگردیم، آنها در واقع تسلیم شدن ملت ایران را دنبال می کنند اما، کوچکتر از این حرفها هستند.

حضرت آیت الله خامنه ای، خدمتگزاری به مردم را، افتخاری حقیقی دانستند و افزودند: بزرگان اهل معرفت، ضمن تأکید فراوان به ذکر و عبادات و توکل، گاه خدمت به مردم را به عبادات دیگر ترجیح می دادند.

ایشان همه خدمتگزاران به مردم را اعم از مسئولان و مدیران کشور و کسانی که در شکلهای غیر رسمی به اقتصاد و فرهنگ و دین مردم خدمت میکنند، به شکر این لطف الهی توصیه کردند و افزودند: در خدمتگزاری، به همه مردم نگاه یکسان داشته باشید و تفاوتی میان هیچکس قائل نشوید.

رهبر انقلاب همت بلند و مضاعف در خدمتگزاری را موجب برکات بیشتر برشمردند و افزودند: همت مضاعف نیازمند کار مضاعف است ضمن اینکه کار مضاعف در پرکاری خلاصه نمی شود بلکه به معنای "کار کیفی، دقیق، برنامه ریزی شده، کارشناسی شده، مستمر، پیگیر و همراه با مشورت" است.

حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به نیاز جدی کشور به کار و تلاش خاطر نشان کردند: دشمن هرگاه، ضعفی را در کشور احساس کند روحیه می گیرد و آماده هجوم و فشار می شود و هر وقت کار و حرکت موثر و بزرگی را ببیند با ناامیدی درصدد تحت شعاع قرار دادن آن بر می­آید بنابراین، همه بویژه مدیران و مسئولان کشور با کار و تلاش بی وقفه، روحیه امید و نشاط را در جامعه تقویت کنند.

ایشان در همین زمینه بار دیگر این واقعیت را خاطر نشان کردند که: هر حرکتی که نشان دهنده یأس و خستگی و اختلاف باشد بدون تردید به ضرر "مصالح کشور و پیشرفت و عزت ملی" است.

رهبر انقلاب، رشد و پیشرفت دهها برابری ایران در سی و سه سال اخیر را که به رغم همه فشارها، تهدیدها و توطئه های دشمنان صورت گرفته نشان دهنده وجود یک نیروی "درونی، سازنده و حقیقی در کشور" دانستند و افزودند: این واقعیت مشهود و انکار ناپذیر، نشان می دهد که ما در مقابله با دشمنان، دستمان پر است و می توانیم بر آنها غلبه کنیم.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به پیشرفت خوب در ادبیات مقابله با زورگویان جهانی افزودند: یکی از عرصه های پیکار با دشمنان، عرصه حرف زدن های بین المللی است که مسئولان ما امروز در پشت میز مذاکرات گوناگون و تریبون ها، حرف های پخته، جامع، جالب و درست میزنند.

ایشان با یادآوری تسلط صهیونیستها بر اغلب رسانه های غربی و اروپایی افزودند: این رسانه ها بگونه ای خبر سازی، جهت سازی و تلقین می کنند که حتی سیاستمداران غربی نیز تحت تأثیر القائات آنها قرار می گیرند که این نکته مهمی است.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تبلیغات رایج در رسانه های غربی ـ صهیونیستی افزودند: آنها در یک خدعه و تقلب تبلیغاتی، مدام می گویند علت فشارها به ایران وادار کردن جمهوری اسلامی به بازگشت به پای میز مذاکره است اما ما میز مذاکره درباره مسائل گوناگون از جمله هسته ای را چه زمانی ترک کرده بودیم که حالا برگردیم؟

ایشان افزودند: هدف واقعی کسانی که این فرمول تبلیغات سیاسی را دنبال می کنند، تسلیم شدن ملت ایران در پای میز مذاکرات است و ما به آنها می گوییم: شما کوچکتر از آن هستید که ملت مبارز، بصیر و آگاه ایران را در مقابل خواسته های خود به زانو در آورید.

رهبر انقلاب افزودند: مقامات اروپایی همچنان در فضای قرن نوزدهم و دوران زورگویی های استعماری بسر می برند اما بدانند که تسلیم نشدن ملت و مسئولان ایران در مقابل زورگویی ها، همچنان آنان را با مشکلات فراوان مواجه خواهد کرد.

رهبر انقلاب استحکام درونی را موجب قوت و استحکام ظاهری خواندند و افزودند: به علت همین استحکام، امروز سخن نوی جمهوری اسلامی، از جمله مردم سالاری و مقابله با زورگویی، بر حرکت ملتها تأثیرگذار شده و همین مسئله مستکبران را دستپاچه کرده است که این روند به فضل الهی ادامه خواهد داشت.

ایشان همچنین در بخش دیگری از سخنانشان، مسئولان استان خراسان شمالی را به برنامه ریزی و تلاش مستمر برای ارتقای وضع عمومی استان فراخواندند و افزودند: ظرفیت های خوب انسانی، طبیعی و اقلیمی خراسان شمالی، نشان می دهد این منطقه در صورت "برنامه ریزی، همت و کار بی وقفه مسئولان و همراهی مردم"، میتواند جزو ده استان برتر کشور قرار گیرد و زندگی شایسته ای را برای مردم با ایمان و صادق خراسان شمالی رقم بزند.

رهبر انقلاب، پیگیری مسئولان، تعیین مقطع زمانی مشخص برای تحقق برنامه ها و اولویت بندی را از ضروریات پیشرفت خراسان شمالی برشمردند و افزودند: با توجه به زمینه های مساعد موجود، کشاورزی مهم ترین اولویت این استان است.

حضرت آیت الله خامنه ای یکپارچه سازی زمین های کشاورزی را گامی موثر در پیشرفت استان خواندند و افزودند: "صنعتی و مدرن شدن" کشاورزی و باغداری، ایجاد صنایع تبدیلی و ساختار سازی برای توزیع و بازرگانی، شتاب توسعه استان را مضاعف خواهد کرد.

توجه به صنعت، برنامه ریزی برای استفاده از ظرفیت فراوان گردشگری استان بهره مندی از مزیت قرار گرفتن استان در مسیر میلیون ها زائر حرم امام هشتم علیه السلام، و تمرکز بر مسائل تحقیقاتی و پژوهشی از دیگر نکاتی بود که رهبر انقلاب برای پیشرفت و توسعه خراسان شمالی و حل مشکلات این منطقه به مسئولان توصیه کردند.

در ابتدای این دیدار آقایان:

دکتر عاشوری ـ رئیس دانشگاه فردوسی مشهد و استاد نمونه کشوری

محمود اسدی ـ رئیس شورای اصناف بجنورد

گَلدی آخوند کمالی ـ از بزرگان و متنفذین اهل سنت استان خراسان شمالی

دکتر جعفری ـ آزاده و نماینده مجلس شورای اسلامی

دکتر حجت الله ربانی نسب ـ رئیس مرکز تحقیقات کشاورزی استان خراسان شمالی و پژوهشگر برتر

و احمدی بیغش ـ استاندار خراسان شمالی

بر این محورها و نکات تأکید کردند:

آمادگی همه جانبه مردم استان برای حضور در عرصه های پیشرفت اقتصادی ـ اجتماعی ـ فرهنگی و سیاسی

انتقاد از تغییرات سریع مدیریتی در سطح استان

تخصیص بودجه های تصویب شده برای اشتغال و سرمایه گذاری برای حل مشکل بیکاری

همراهی بازاریان، پیشه وران و اصناف با مردم در قبال بدخواهی های دشمنان

تقویت زنجیره های تأمین و توزیع کالا، ترویج مصرف محصولات ایرانی و ضرورت توجه شهرداریها به گسترش فضاهای تجاری استان

حضور مشتاقانه اهل سنت در مراسم استقبال و دیگر دیدارهای رهبر انقلاب در سفر به استان

تأکید بر برادری و اتحاد شیعه و سنی و مقابله با هرگونه اختلاف افکنی مذهبی و قومی

توسعه متوازن و زیرساختی استان

سرمایه گذاری ویژه در بخش کشاورزی بعنوان یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی

توجه به مزیت های کشاورزی استان

تدوین سند راهبردی توسعه استان

پیگیری پروژه های مهر ماندگار، مسکن مهر و مصوبات سفرهای استانی دولت

و تکمیل راهها و محورهای مواصلاتی و پروژه های آب رسانی، گاز رسانی و انتقال برق


 
جزئیات جدیدترین پهپاد پدافندی کشور
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) با تشریح جزئیات جدیدترین پهپاد پدافندی کشور گفت: این پهپاد با قابیلت پرواز برد بلند می‌تواند برای بمباران اهداف نیز بکار گرفته شود.

امیر فرزاد اسماعیلی فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) در گفتگو با فارس،‌ با اشاره به توانمندی‌های روزافزون صنعت دفاعی در طراحی و ساخت پهپاد (پرنده‌های هدایت‌پذیر از دور) از بکارگیری جدیدترین پهپاد پدافندی کشور با نام «حازم» در ماموریت‌های متناسب پدافند هوایی خبر داد.
 
فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) ادامه داد: پهپاد «حازم» در 3 مدل برد کوتاه، متوسط و بلند به صورت یک لایه پنهانی برای قرارگاه پدافند هوایی توسط مجموعه قرب قرارگاه و متخصصین پدافند هوایی، طراحی شد.
 
وی تاکید کرد: از این پهپاد هم در بحث هدف، هم شناسایی و اگر نیاز باشد به عنوان محمول هوایی استفاده می‌شود.
 
اسماعیلی ادامه داد: این به معنی آن است که «حازم» هم می‌تواند به عنوان هدف برای سامانه‌های توپخانه‌ای و موشکی ما قرار بگیرد و هم می‌توانیم در ماموریت‌های شناسایی از آن بهره ببریم.
 
فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) در خصوص نحوه انجام ماموریت این پهپاد نیز اظهار داشت: معمولا ما بر روی پهپاد «حازم» موشک نصب نمی‌کنیم، اما اگر نیاز باشد محموله‌های انفجاری بر روی آن نصب خواهیم کرد.
 
به گزارش فارس، «حازم» به معنای استفاده از خواب و غفلت دشمن برای حمله به آنها است.
 
این در حالیست که امروزه پهپادهای ایرانی با آمادگی کامل در رصد مناطق مختلفی مانند حوزه خلیج فارس، تمامی تحرکات دشمن در منطقه را زیر نظر دارند.

 
جلسه چهارشنبه هیئت دولت در محضر رهبر انقلاب
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

دبیر هیئت دولت گفت:ان‌شاءالله جلسه روز چهارشنبه هیئت دولت ،در محضر مقام معظم رهبری در استان خراسان شمالی و با حضور اعضای هیئت دولت تشکیل خواهد شد.

علی صدوقی دبیر هیئت دولت در گفت‌وگو با  فارس با اشاره به سفر مقام معظم رهبری به استان خراسان شمالی گفت: انشاءالله جلسه روز چهارشنبه هیئت دولت روز 26 مهرماه در محضر مقام معظم رهبری و با حضور اعضای هیئت دولت تشکیل خواهد شد.
 
وی افزود: در این جلسه آخرین مصوبات مرتبط با پیشرفت استان مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
 
دبیر هیئت دولت تصریح کرد: سرپرستی هیئت دولت را در این سفر محمد رضا رحیمی معاون اول رییس جمهور بر عهده خواهد داشت.
 
صدوقی درباره مصوبات هیئت دولت در این سفر گفت: هم اکنون بررسی مصوبات مورد نظر برای تصویب در این جلسه در حال انجام است و انشاءالله جمع بندی نهایی در این خصوص صورت خواهد گرفت.
 
وی در ادامه تصریح کرد: حضور هیئت دولت در روز پایانی سفر مقام معظم رهبری به استان یک رویه معمول است که در هر سفر برای بررسی پیشرفت استان صورت می گیرد.
 
سفر مقام معظم رهبری به استان خراسان شمالی هم اکنون در جریان است و تا روز چهارشنبه نیز ادامه خواد یافت.

 
جلسه چهارشنبه هیئت دولت در محضر رهبر انقلاب
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

دبیر هیئت دولت گفت:ان‌شاءالله جلسه روز چهارشنبه هیئت دولت ،در محضر مقام معظم رهبری در استان خراسان شمالی و با حضور اعضای هیئت دولت تشکیل خواهد شد.

علی صدوقی دبیر هیئت دولت در گفت‌وگو با  فارس با اشاره به سفر مقام معظم رهبری به استان خراسان شمالی گفت: انشاءالله جلسه روز چهارشنبه هیئت دولت روز 26 مهرماه در محضر مقام معظم رهبری و با حضور اعضای هیئت دولت تشکیل خواهد شد.
 
وی افزود: در این جلسه آخرین مصوبات مرتبط با پیشرفت استان مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
 
دبیر هیئت دولت تصریح کرد: سرپرستی هیئت دولت را در این سفر محمد رضا رحیمی معاون اول رییس جمهور بر عهده خواهد داشت.
 
صدوقی درباره مصوبات هیئت دولت در این سفر گفت: هم اکنون بررسی مصوبات مورد نظر برای تصویب در این جلسه در حال انجام است و انشاءالله جمع بندی نهایی در این خصوص صورت خواهد گرفت.
 
وی در ادامه تصریح کرد: حضور هیئت دولت در روز پایانی سفر مقام معظم رهبری به استان یک رویه معمول است که در هر سفر برای بررسی پیشرفت استان صورت می گیرد.
 
سفر مقام معظم رهبری به استان خراسان شمالی هم اکنون در جریان است و تا روز چهارشنبه نیز ادامه خواد یافت.

 
درخواست سیدحسن نصرالله برای نمایش شب آفتابی درلبنان
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

«ابو احمد قصیر» مستندساز لبنانی از استقبال سید حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان از اجرای نمایش «شب آفتابی» در این کشور خبر داد.

 به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از ستاد ارتباطات نمایش ترکیبی شب آفتابی، «ابواحمد قصیر» سازنده مستند جنگ 33 روزه با بیان اینکه در هیچ کشور مسلمانی نظیر چنین نمایشی را مشاهده نکرده است، گفت: فیلمبرداری از این اثر فاخر و نمایش آن در دیگر کشورهای اسلامی قطعاً با استقبال بی‌نظیر مردم مواجه خواهد شد.
 
وی اظهار داشت: سال گذشته یک نسخه تصویری از نمایش شب آفتابی را با خود به لبنان بردم و به رهبر مقاومت اسلامی تقدیم کردم. سیدحسن نصرالله پس از مشاهده آن، خواستار نمایش شب آفتابی در لبنان شد، اما وقوع جنگ 33 روزه، نمایش آن را به طور موقت به تأخیر انداخت.
 
قصیر با اعلام این مطلب که چنین نمایشی، درس بزرگی به همه مسلمانان جهان می‌دهد، تصریح کرد: شب آفتابی، گذری بر تاریخ دارد و تماماً جنگ خیر و شر است. این نمایش با گذر از دوره‌های تاریخی به زمان معاصر می‌رسد و به مسلمانان می‌گوید شما در این مقطع هستید و ظهور منجی(عج) نزدیک است، خود را با آن همراه سازید و از بت‌ها و کانون‌های قدرت و فساد فاصله بگیرید.
 
به گزارش فارس، «شب آفتابی» نمایش تلفیقی به کارگردانی بهزاد بهزادپور است که امسال یازدهمین سال خود را پشت سر می‌گذارد. مخاطبان در این برنامه که تا 19 آبان در بوستان ولایت برگزار می‌شود، سفری به اعماق تاریخ خواهند داشت، به گونه‌ای که با گذر از دیوار زمان و مکان، وقایع و اتفاقات و برش‌هایی از تاریخ را به شکلی زنده و واقعی در اطراف خود می‌بینند.
 
بازدید از نمایش «شب آفتابی» رایگان بوده و از طریق ثبت‌نام در پایگاه اینترنتی: http://www.shabe-aftabi.comبرای علاقه‌مندان امکان‌پذیر است.
 
همچنین علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و حضور در این برنامه می‌توانند با شماره تلفن‌های 2-55100541 تماس بگیرند.

 
درخواست سیدحسن نصرالله برای نمایش شب آفتابی درلبنان
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

«ابو احمد قصیر» مستندساز لبنانی از استقبال سید حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان از اجرای نمایش «شب آفتابی» در این کشور خبر داد.

 به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از ستاد ارتباطات نمایش ترکیبی شب آفتابی، «ابواحمد قصیر» سازنده مستند جنگ 33 روزه با بیان اینکه در هیچ کشور مسلمانی نظیر چنین نمایشی را مشاهده نکرده است، گفت: فیلمبرداری از این اثر فاخر و نمایش آن در دیگر کشورهای اسلامی قطعاً با استقبال بی‌نظیر مردم مواجه خواهد شد.
 
وی اظهار داشت: سال گذشته یک نسخه تصویری از نمایش شب آفتابی را با خود به لبنان بردم و به رهبر مقاومت اسلامی تقدیم کردم. سیدحسن نصرالله پس از مشاهده آن، خواستار نمایش شب آفتابی در لبنان شد، اما وقوع جنگ 33 روزه، نمایش آن را به طور موقت به تأخیر انداخت.
 
قصیر با اعلام این مطلب که چنین نمایشی، درس بزرگی به همه مسلمانان جهان می‌دهد، تصریح کرد: شب آفتابی، گذری بر تاریخ دارد و تماماً جنگ خیر و شر است. این نمایش با گذر از دوره‌های تاریخی به زمان معاصر می‌رسد و به مسلمانان می‌گوید شما در این مقطع هستید و ظهور منجی(عج) نزدیک است، خود را با آن همراه سازید و از بت‌ها و کانون‌های قدرت و فساد فاصله بگیرید.
 
به گزارش فارس، «شب آفتابی» نمایش تلفیقی به کارگردانی بهزاد بهزادپور است که امسال یازدهمین سال خود را پشت سر می‌گذارد. مخاطبان در این برنامه که تا 19 آبان در بوستان ولایت برگزار می‌شود، سفری به اعماق تاریخ خواهند داشت، به گونه‌ای که با گذر از دیوار زمان و مکان، وقایع و اتفاقات و برش‌هایی از تاریخ را به شکلی زنده و واقعی در اطراف خود می‌بینند.
 
بازدید از نمایش «شب آفتابی» رایگان بوده و از طریق ثبت‌نام در پایگاه اینترنتی: http://www.shabe-aftabi.comبرای علاقه‌مندان امکان‌پذیر است.
 
همچنین علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و حضور در این برنامه می‌توانند با شماره تلفن‌های 2-55100541 تماس بگیرند.

 
درخواست سیدحسن نصرالله برای نمایش شب آفتابی درلبنان
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

«ابو احمد قصیر» مستندساز لبنانی از استقبال سید حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان از اجرای نمایش «شب آفتابی» در این کشور خبر داد.

 به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از ستاد ارتباطات نمایش ترکیبی شب آفتابی، «ابواحمد قصیر» سازنده مستند جنگ 33 روزه با بیان اینکه در هیچ کشور مسلمانی نظیر چنین نمایشی را مشاهده نکرده است، گفت: فیلمبرداری از این اثر فاخر و نمایش آن در دیگر کشورهای اسلامی قطعاً با استقبال بی‌نظیر مردم مواجه خواهد شد.
 
وی اظهار داشت: سال گذشته یک نسخه تصویری از نمایش شب آفتابی را با خود به لبنان بردم و به رهبر مقاومت اسلامی تقدیم کردم. سیدحسن نصرالله پس از مشاهده آن، خواستار نمایش شب آفتابی در لبنان شد، اما وقوع جنگ 33 روزه، نمایش آن را به طور موقت به تأخیر انداخت.
 
قصیر با اعلام این مطلب که چنین نمایشی، درس بزرگی به همه مسلمانان جهان می‌دهد، تصریح کرد: شب آفتابی، گذری بر تاریخ دارد و تماماً جنگ خیر و شر است. این نمایش با گذر از دوره‌های تاریخی به زمان معاصر می‌رسد و به مسلمانان می‌گوید شما در این مقطع هستید و ظهور منجی(عج) نزدیک است، خود را با آن همراه سازید و از بت‌ها و کانون‌های قدرت و فساد فاصله بگیرید.
 
به گزارش فارس، «شب آفتابی» نمایش تلفیقی به کارگردانی بهزاد بهزادپور است که امسال یازدهمین سال خود را پشت سر می‌گذارد. مخاطبان در این برنامه که تا 19 آبان در بوستان ولایت برگزار می‌شود، سفری به اعماق تاریخ خواهند داشت، به گونه‌ای که با گذر از دیوار زمان و مکان، وقایع و اتفاقات و برش‌هایی از تاریخ را به شکلی زنده و واقعی در اطراف خود می‌بینند.
 
بازدید از نمایش «شب آفتابی» رایگان بوده و از طریق ثبت‌نام در پایگاه اینترنتی: http://www.shabe-aftabi.comبرای علاقه‌مندان امکان‌پذیر است.
 
همچنین علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و حضور در این برنامه می‌توانند با شماره تلفن‌های 2-55100541 تماس بگیرند.

 
طرح سعودی ها برای ترور بشار اسد
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

با ادامه بحران در سوریه و در ادامه تلاش های برخی کشورهای منطقه برای مداخله علیه دولت بشار اسد، یکی از روزنامه های دولتی سعودی طرح جدیدی را در این رابطه مطرح کرده است. در این طرح عجیب، از ترور بشار اسد به عنوان آخرین و تنها راه موجود برای پیروزی مخالفان یاد شده است.

به گزارش تابناک، روزنامه سعودی «الشرق الاوسط» که از دید ناظران بین المللی به عنوان سخنگوی رژیم آل سعود در نظر گرفته می شود، در مقاله ای به قلم یکی از ستون نویسان خود مدعی شده تنها راه حل برای پایان دادن به بحران سوریه، «راه حلی از درون» است که بر اساس ترور بشار اسد مبتنی باشد.
 
در این مطلب که عنوان «یک گلوله کافیست» برای آن انتخاب شده، آمده: «جنگ کلاسیک، تهاجم از بیرون، و یا جنگ داخلی، راه حل مسئله نیست... راه حل عملی، عملیاتی از درون رژیم است؛ یک راه حل خونین با یک گلوله برای پایان دادن به زندگی رئیس حکومت که همه اشکال حل و فصل منازعه را رد کرده است...».
 
این اولین بار است که یکی از ارگان های مطبوعاتی رسمی سعودی به طور مستقیم طرح ترور بشار اسد را مطرح می کنند.
 
«عمادالدین ادیب»، نویسنده این مقاله مدعی است از آنجا که اسد تصمیمی برای ترک قدرت، کناره گیری، خروج از کشور و یا پناهندگی سیاسی ندارد، و همچنین بدین جهت که وی طرح های ارائه شده برای حل و فصل بحران در سوریه را نپذیرفته، خود وی پا در مسیر این «راه حل خونین» گذاشته است.
 
وی در مطلب خود چنین استدلال می کند که نمی توان برای تغییر دولت در سوریه به اقدام نظامی ترکیه دل بست؛ زیرا آنکارا تا زمانی که از حمایت کامل آمریکا برخوردار نباشد، حمایت مالی کشورهای حاشیه خلیج فارس را نداشته باشد و مهمتر از همه، از حمایت مردمی داخلی برای ورود به جنگ برخوردار نباشد، وارد جنگ با دولت اسد نخواهد شد.
 
به این ترتیب، می توان گفت در حقیقت از دیدگاه وی، تنها راه «کم هزینه» و مثمر ثمر برای کنار زدن اسد، طراحی نقشه ای برای قتل اسد و حمایت از نیروهای مخالف داخلی برای انجام این کار است؛ به نحوی که هم هزینه انجام این کار به گردن نیروهای خارجی نیفتد و هم هدف اصلی که نبود اسد است، تأمین شود.
 
اما جالب توجه اینجاست که از متن این مقاله می توان دریافت تنها «راه حل» قابل قبول بحران سوریه از دید کشورهایی چون عربستان، کنار رفتن اسد است و جز از این طریق، کاری از پیش نخواهد رفت. بر این اساس، می توان حتی نتیجه گرفت که بحران سوریه به امری شخصی بین حکام عرب سعودی، قطری و ترک از یک سو بشار اسد از سوی دیگر تبدیل شده؛ وگرنه بدون توجه به پیامدهای متعدد داخلی و منطقه ای، طرح ترور به عنوان یک راهکار برای سوریه مطرح نمی شد.

 
طرح سعودی ها برای ترور بشار اسد
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

با ادامه بحران در سوریه و در ادامه تلاش های برخی کشورهای منطقه برای مداخله علیه دولت بشار اسد، یکی از روزنامه های دولتی سعودی طرح جدیدی را در این رابطه مطرح کرده است. در این طرح عجیب، از ترور بشار اسد به عنوان آخرین و تنها راه موجود برای پیروزی مخالفان یاد شده است.

به گزارش تابناک، روزنامه سعودی «الشرق الاوسط» که از دید ناظران بین المللی به عنوان سخنگوی رژیم آل سعود در نظر گرفته می شود، در مقاله ای به قلم یکی از ستون نویسان خود مدعی شده تنها راه حل برای پایان دادن به بحران سوریه، «راه حلی از درون» است که بر اساس ترور بشار اسد مبتنی باشد.
 
در این مطلب که عنوان «یک گلوله کافیست» برای آن انتخاب شده، آمده: «جنگ کلاسیک، تهاجم از بیرون، و یا جنگ داخلی، راه حل مسئله نیست... راه حل عملی، عملیاتی از درون رژیم است؛ یک راه حل خونین با یک گلوله برای پایان دادن به زندگی رئیس حکومت که همه اشکال حل و فصل منازعه را رد کرده است...».
 
این اولین بار است که یکی از ارگان های مطبوعاتی رسمی سعودی به طور مستقیم طرح ترور بشار اسد را مطرح می کنند.
 
«عمادالدین ادیب»، نویسنده این مقاله مدعی است از آنجا که اسد تصمیمی برای ترک قدرت، کناره گیری، خروج از کشور و یا پناهندگی سیاسی ندارد، و همچنین بدین جهت که وی طرح های ارائه شده برای حل و فصل بحران در سوریه را نپذیرفته، خود وی پا در مسیر این «راه حل خونین» گذاشته است.
 
وی در مطلب خود چنین استدلال می کند که نمی توان برای تغییر دولت در سوریه به اقدام نظامی ترکیه دل بست؛ زیرا آنکارا تا زمانی که از حمایت کامل آمریکا برخوردار نباشد، حمایت مالی کشورهای حاشیه خلیج فارس را نداشته باشد و مهمتر از همه، از حمایت مردمی داخلی برای ورود به جنگ برخوردار نباشد، وارد جنگ با دولت اسد نخواهد شد.
 
به این ترتیب، می توان گفت در حقیقت از دیدگاه وی، تنها راه «کم هزینه» و مثمر ثمر برای کنار زدن اسد، طراحی نقشه ای برای قتل اسد و حمایت از نیروهای مخالف داخلی برای انجام این کار است؛ به نحوی که هم هزینه انجام این کار به گردن نیروهای خارجی نیفتد و هم هدف اصلی که نبود اسد است، تأمین شود.
 
اما جالب توجه اینجاست که از متن این مقاله می توان دریافت تنها «راه حل» قابل قبول بحران سوریه از دید کشورهایی چون عربستان، کنار رفتن اسد است و جز از این طریق، کاری از پیش نخواهد رفت. بر این اساس، می توان حتی نتیجه گرفت که بحران سوریه به امری شخصی بین حکام عرب سعودی، قطری و ترک از یک سو بشار اسد از سوی دیگر تبدیل شده؛ وگرنه بدون توجه به پیامدهای متعدد داخلی و منطقه ای، طرح ترور به عنوان یک راهکار برای سوریه مطرح نمی شد.

 
طرح سعودی ها برای ترور بشار اسد
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

با ادامه بحران در سوریه و در ادامه تلاش های برخی کشورهای منطقه برای مداخله علیه دولت بشار اسد، یکی از روزنامه های دولتی سعودی طرح جدیدی را در این رابطه مطرح کرده است. در این طرح عجیب، از ترور بشار اسد به عنوان آخرین و تنها راه موجود برای پیروزی مخالفان یاد شده است.

به گزارش تابناک، روزنامه سعودی «الشرق الاوسط» که از دید ناظران بین المللی به عنوان سخنگوی رژیم آل سعود در نظر گرفته می شود، در مقاله ای به قلم یکی از ستون نویسان خود مدعی شده تنها راه حل برای پایان دادن به بحران سوریه، «راه حلی از درون» است که بر اساس ترور بشار اسد مبتنی باشد.
 
در این مطلب که عنوان «یک گلوله کافیست» برای آن انتخاب شده، آمده: «جنگ کلاسیک، تهاجم از بیرون، و یا جنگ داخلی، راه حل مسئله نیست... راه حل عملی، عملیاتی از درون رژیم است؛ یک راه حل خونین با یک گلوله برای پایان دادن به زندگی رئیس حکومت که همه اشکال حل و فصل منازعه را رد کرده است...».
 
این اولین بار است که یکی از ارگان های مطبوعاتی رسمی سعودی به طور مستقیم طرح ترور بشار اسد را مطرح می کنند.
 
«عمادالدین ادیب»، نویسنده این مقاله مدعی است از آنجا که اسد تصمیمی برای ترک قدرت، کناره گیری، خروج از کشور و یا پناهندگی سیاسی ندارد، و همچنین بدین جهت که وی طرح های ارائه شده برای حل و فصل بحران در سوریه را نپذیرفته، خود وی پا در مسیر این «راه حل خونین» گذاشته است.
 
وی در مطلب خود چنین استدلال می کند که نمی توان برای تغییر دولت در سوریه به اقدام نظامی ترکیه دل بست؛ زیرا آنکارا تا زمانی که از حمایت کامل آمریکا برخوردار نباشد، حمایت مالی کشورهای حاشیه خلیج فارس را نداشته باشد و مهمتر از همه، از حمایت مردمی داخلی برای ورود به جنگ برخوردار نباشد، وارد جنگ با دولت اسد نخواهد شد.
 
به این ترتیب، می توان گفت در حقیقت از دیدگاه وی، تنها راه «کم هزینه» و مثمر ثمر برای کنار زدن اسد، طراحی نقشه ای برای قتل اسد و حمایت از نیروهای مخالف داخلی برای انجام این کار است؛ به نحوی که هم هزینه انجام این کار به گردن نیروهای خارجی نیفتد و هم هدف اصلی که نبود اسد است، تأمین شود.
 
اما جالب توجه اینجاست که از متن این مقاله می توان دریافت تنها «راه حل» قابل قبول بحران سوریه از دید کشورهایی چون عربستان، کنار رفتن اسد است و جز از این طریق، کاری از پیش نخواهد رفت. بر این اساس، می توان حتی نتیجه گرفت که بحران سوریه به امری شخصی بین حکام عرب سعودی، قطری و ترک از یک سو بشار اسد از سوی دیگر تبدیل شده؛ وگرنه بدون توجه به پیامدهای متعدد داخلی و منطقه ای، طرح ترور به عنوان یک راهکار برای سوریه مطرح نمی شد.

 
طرح سعودی ها برای ترور بشار اسد
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

با ادامه بحران در سوریه و در ادامه تلاش های برخی کشورهای منطقه برای مداخله علیه دولت بشار اسد، یکی از روزنامه های دولتی سعودی طرح جدیدی را در این رابطه مطرح کرده است. در این طرح عجیب، از ترور بشار اسد به عنوان آخرین و تنها راه موجود برای پیروزی مخالفان یاد شده است.

به گزارش تابناک، روزنامه سعودی «الشرق الاوسط» که از دید ناظران بین المللی به عنوان سخنگوی رژیم آل سعود در نظر گرفته می شود، در مقاله ای به قلم یکی از ستون نویسان خود مدعی شده تنها راه حل برای پایان دادن به بحران سوریه، «راه حلی از درون» است که بر اساس ترور بشار اسد مبتنی باشد.
 
در این مطلب که عنوان «یک گلوله کافیست» برای آن انتخاب شده، آمده: «جنگ کلاسیک، تهاجم از بیرون، و یا جنگ داخلی، راه حل مسئله نیست... راه حل عملی، عملیاتی از درون رژیم است؛ یک راه حل خونین با یک گلوله برای پایان دادن به زندگی رئیس حکومت که همه اشکال حل و فصل منازعه را رد کرده است...».
 
این اولین بار است که یکی از ارگان های مطبوعاتی رسمی سعودی به طور مستقیم طرح ترور بشار اسد را مطرح می کنند.
 
«عمادالدین ادیب»، نویسنده این مقاله مدعی است از آنجا که اسد تصمیمی برای ترک قدرت، کناره گیری، خروج از کشور و یا پناهندگی سیاسی ندارد، و همچنین بدین جهت که وی طرح های ارائه شده برای حل و فصل بحران در سوریه را نپذیرفته، خود وی پا در مسیر این «راه حل خونین» گذاشته است.
 
وی در مطلب خود چنین استدلال می کند که نمی توان برای تغییر دولت در سوریه به اقدام نظامی ترکیه دل بست؛ زیرا آنکارا تا زمانی که از حمایت کامل آمریکا برخوردار نباشد، حمایت مالی کشورهای حاشیه خلیج فارس را نداشته باشد و مهمتر از همه، از حمایت مردمی داخلی برای ورود به جنگ برخوردار نباشد، وارد جنگ با دولت اسد نخواهد شد.
 
به این ترتیب، می توان گفت در حقیقت از دیدگاه وی، تنها راه «کم هزینه» و مثمر ثمر برای کنار زدن اسد، طراحی نقشه ای برای قتل اسد و حمایت از نیروهای مخالف داخلی برای انجام این کار است؛ به نحوی که هم هزینه انجام این کار به گردن نیروهای خارجی نیفتد و هم هدف اصلی که نبود اسد است، تأمین شود.
 
اما جالب توجه اینجاست که از متن این مقاله می توان دریافت تنها «راه حل» قابل قبول بحران سوریه از دید کشورهایی چون عربستان، کنار رفتن اسد است و جز از این طریق، کاری از پیش نخواهد رفت. بر این اساس، می توان حتی نتیجه گرفت که بحران سوریه به امری شخصی بین حکام عرب سعودی، قطری و ترک از یک سو بشار اسد از سوی دیگر تبدیل شده؛ وگرنه بدون توجه به پیامدهای متعدد داخلی و منطقه ای، طرح ترور به عنوان یک راهکار برای سوریه مطرح نمی شد.

 
طرح سعودی ها برای ترور بشار اسد
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

با ادامه بحران در سوریه و در ادامه تلاش های برخی کشورهای منطقه برای مداخله علیه دولت بشار اسد، یکی از روزنامه های دولتی سعودی طرح جدیدی را در این رابطه مطرح کرده است. در این طرح عجیب، از ترور بشار اسد به عنوان آخرین و تنها راه موجود برای پیروزی مخالفان یاد شده است.

به گزارش تابناک، روزنامه سعودی «الشرق الاوسط» که از دید ناظران بین المللی به عنوان سخنگوی رژیم آل سعود در نظر گرفته می شود، در مقاله ای به قلم یکی از ستون نویسان خود مدعی شده تنها راه حل برای پایان دادن به بحران سوریه، «راه حلی از درون» است که بر اساس ترور بشار اسد مبتنی باشد.
 
در این مطلب که عنوان «یک گلوله کافیست» برای آن انتخاب شده، آمده: «جنگ کلاسیک، تهاجم از بیرون، و یا جنگ داخلی، راه حل مسئله نیست... راه حل عملی، عملیاتی از درون رژیم است؛ یک راه حل خونین با یک گلوله برای پایان دادن به زندگی رئیس حکومت که همه اشکال حل و فصل منازعه را رد کرده است...».
 
این اولین بار است که یکی از ارگان های مطبوعاتی رسمی سعودی به طور مستقیم طرح ترور بشار اسد را مطرح می کنند.
 
«عمادالدین ادیب»، نویسنده این مقاله مدعی است از آنجا که اسد تصمیمی برای ترک قدرت، کناره گیری، خروج از کشور و یا پناهندگی سیاسی ندارد، و همچنین بدین جهت که وی طرح های ارائه شده برای حل و فصل بحران در سوریه را نپذیرفته، خود وی پا در مسیر این «راه حل خونین» گذاشته است.
 
وی در مطلب خود چنین استدلال می کند که نمی توان برای تغییر دولت در سوریه به اقدام نظامی ترکیه دل بست؛ زیرا آنکارا تا زمانی که از حمایت کامل آمریکا برخوردار نباشد، حمایت مالی کشورهای حاشیه خلیج فارس را نداشته باشد و مهمتر از همه، از حمایت مردمی داخلی برای ورود به جنگ برخوردار نباشد، وارد جنگ با دولت اسد نخواهد شد.
 
به این ترتیب، می توان گفت در حقیقت از دیدگاه وی، تنها راه «کم هزینه» و مثمر ثمر برای کنار زدن اسد، طراحی نقشه ای برای قتل اسد و حمایت از نیروهای مخالف داخلی برای انجام این کار است؛ به نحوی که هم هزینه انجام این کار به گردن نیروهای خارجی نیفتد و هم هدف اصلی که نبود اسد است، تأمین شود.
 
اما جالب توجه اینجاست که از متن این مقاله می توان دریافت تنها «راه حل» قابل قبول بحران سوریه از دید کشورهایی چون عربستان، کنار رفتن اسد است و جز از این طریق، کاری از پیش نخواهد رفت. بر این اساس، می توان حتی نتیجه گرفت که بحران سوریه به امری شخصی بین حکام عرب سعودی، قطری و ترک از یک سو بشار اسد از سوی دیگر تبدیل شده؛ وگرنه بدون توجه به پیامدهای متعدد داخلی و منطقه ای، طرح ترور به عنوان یک راهکار برای سوریه مطرح نمی شد.

 
عکس/ همسر و دختر "محمد مرسی"
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

عکس/ همسر و دختر "محمد مرسی"


 
تصاویر جالب اعتراضات پولی در عربستان سعودی
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

در جدید ترین شیوه ابتکاری که توسط انقلابیون و مردم معترض سعودی اتخاذ شده، نوشتن برخی شعارها و عبارت های اعتراض آمیز بر روی پول است.

به گزارش شیعه آنلاین، روز به روز که بر دامنه اعتراضات مردمی در عربستان سعودی افزوده می شود، شیوه های جدیدی از اعتراض نیز توسط انقلابیون در دستور کار قرار می گیرد از با استفاده از آن بتوانند صدای اعتراض خود را به مقامات دولتی رژیم آل سعود و نیز دیگر جهانیان برسانند.
 
در جدید ترین شیوه ابتکاری که توسط انقلابیون و مردم معترض سعودی اتخاذ شده، نوشتن برخی شعارها و عبارت های اعتراض آمیز بر روی پول است. آنان پس از نوشتن شعارها و عبارت های اعتراضی، آن را در سایت های اجتماعی در فضای مجازی منتشر می کنند.
 
تصاویر نمونه ای از این اقدام به شرح ذیل است:
 

انقلاب سعودی در راه است


ملت خواهان ساقط شدن رژیم هستند


ما خواستار آزادی زندانیان هستیم


انقلاب سعودی

 
4 زن با فضیلت در قرآن را بشناسید
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

قرآن داستان‌ها را که نقل می‌کند ملاک ارزش را در شئون گوناگون آن مشخص می‌نماید، نوع مسایل ارزشی را هم در ضمن داستان‌هایی نقل می‌کند که نقش اول آن را زن به عهده دارد، هم در ضمن داستانی‌هایی که نقش اول آن با مرد است.قرٱن کریم هرجا خطری احساس کند بیش از پیش بر آن تکیه می‌کند؛ مثلاً هنگام ظهور قرآن که مساله توحید در انزوا بود و شرک رواج داشت، برای تثبیت توحید و سرکوب شرک آیات قرآنی نازل شد. همچنین در ایام نزول قرآن، حرمت زن نیز محفوظ نبود؛ از این رو خیلی بر مساله حرمت زن تاکید نموده و در تمام شئون برای او سهمی قائل شده و به یگانگی با مرد در مقام انسانیت تصریح نموده است.

قرآن کریم هنگام تبیین و تذکر فضایل اخلاقی و یا نکوهش و تحذیر از رذایل اخلاقی، هم از مردان ستوده و با فضیلت یاد می‌کند هم از زنان نمونه و اسوه نام می‌برد.
 
انسان وارسته می‌تواند الگوی دیگر انسان‌ها قرار گیرد. مرد یا زن وارسته، الگوی مردم است نه الگوی مردان یا زنان. قرآن کریم 4 زن نمونه را (دو نمونه خوب و دو نمونه بد) ذکر می‌کند. زن بد یا خوب، نمونه زنان نیست بلکه زن نمونه است و میان این دو فرق است. مرد نیز خوب یا بد، نمونه مردان نیست بلکه مرد نمونه است. در قرآن کریم مرد یا زن خوب، نمونه انسان‌های خوب است و مرد یا زن بد، نمونه انسان‌های بد است. پس از این مقدمه نمونه‌هایی از زنان با فضیلت را که قرآن کریم به مقام آنان تصریح کرده است یاد می‌کنیم.

1- ساره و گفت و شنود با فرشتگان
 
همسر ابراهیم خلیل‌ علیه السلام یکی از بانوان نمونه‌‌ای است که با فرشته‌ها سخن گفته و بشارت ملائکه دریافت کرده است؛ ذات اقدس الهی در زمان فرتوتی خلیل الله به او بشارت فرزندی آگاه و حلیم داد و این بشارت الهی به همان صورت به همسر او نیز اعلام گردید.ملائکه به حضرت ابراهیم(ع) گفتند "فبشرنا بغلام حلیم" (سوره صافات، آیه 101) و ابراهیم سلام‌الله فرمود: "آیا به من نوید می‌دهید، در حالی که مرا پیری رسیده است؟!
 
این سخن حضرت از روی "استبعاد" نبود بلکه "استعجاب" بود. در استعجاب، انسان به لحاظ شگفت انگیز بودن واقعه با تعجب بر آن می‌نگرد. در اینجا ابراهیم خلیل(ع) فرمود: به دوران فرتوتی پای نهاده‌ام و پیری به سراغ من آ‌مده است؛ پس چه بشارتی به من می‌دهید فرشته‌ها گفتند: یعنی تبشیر ما با حق همراه است و گزاف نیست؛ پس ناامید مباش‌!
 
آنگاه ابراهیم خلیل(ع) فرمود: یعنی نه تنها ناامید نیستم بنابراین نه تنها پیامبر(ص) بلکه هیچ مومن و مهتدی ناامید نمی‌شود. ناامیدی یعنی نعوذبالله گمان ناتوان بودن خدا- معاذالله- از حل مشکل.
 
در قرآن کریم معادل همین برخورد را با همسر آن‌ حضرت نیز مطرح شده؛ یعنی هنگامی که فرشته‌ها با خلیل حق سخن می‌گفتند، همسر او نیز حضور داشت و ایستاده بود و ضحکی داشت- ضحک در تفاسیر دو معنا شده است: سرور و خوشحالی یا عادت ماهانه زنان- پس مژده دادیم او را به اسحاق و از پس اسحاق یعقوب را؛ یعنی افزون بر فرزند (اسحاق) بشارت نوع (یعقوب) را هم به او دادند.
 
گفتگوی همسر خلیل الرحمان با فرشتگان چنین است: یعنی آیا من مادر می‌شوم در حالی که فرتوت و سالمندم و همسر نیز پیرمردی فرتوت و کهنسال است؟!
 
فرشتگان به او گفتند: آیا از رحمت خدا و امر خدا تعجب می‌کنی؟ در حالی که رحمت خدا و برکات وی بر شما خاندان نبوت فراوان بوده است و شما از این برکات عینی بی‌شمار دیده‌اید؟!
 
2- مادر و خواهر حضرت موسی(ع)
 
در بخش قوه دافع و نیروی غضب و مبارزه ضد ستم، مردان بسیاری شهرت یافته‌اند اما در مبارزه با ستم فرعونی حضور زنان شگفت‌آور است. قرآن ‌کریم از سه زن نام می‌برد که حضرت موسی(ع) را از کشته شدن حفظ و او را تربیت کردند. پرورش موسی کلیم به عهده مادر موسی، خواهر موسی و زن فرعون بوده است. این سه زن با وضع سیاسی آن روز مبارزه کردند و برای حفظ حضرت موسی جان خود را به خطر انداختند.
 
وقتی مادر موسی(ع) فرزند خود را به دستور الهی به دریا انداخت به خواهر موسی گفت: این جعبه را تعقیب کن؛ همسر فرعون نیز به او گفت نکشید او را شاید سودی با ما رساند یا او را به فرزندی بگیریم؛ بنابراین هر سه زن یاد شد زمینه رشد و تربیت موسی(ع) را فراهم کردند تا بساط فرعون برچیده شود. در زمین که هر زن شیرده را تعقیب می‌کردند تا بدانند نوزاد او پسر بوده است یا دختر- افزون بر این که مادر شدن مادر موسی(ع) نیز مخفیانه بوده و به هر روی فرعونیان از نوزاد و جنسیت آن می پرسیدند چون آنان همواره در تعقیب بودند تا هر نوزادی پسری را از بین ببرند؛ پس نه دستور پیگیری سبد از سوی مادر موسی(ع) امری عادی بود و نه پیشنهاد شجاعانه خواهر او بی‌خطر. پیشنهاد زن فرعون هم پیشنهاد مهمی نبود؛ چون او با خون‌آشام ترین مردم عصر به سر می‌برد و پیشنهاد شهامت و شجاعت او را جلوه گیر می‌سازد.
 
3- زن فرعون
 
ذات اقدس الهی که برای مردم مومن نمونه و الگو معرفی کند، از این زن شجاع نام می‌برد؛ قرآن همسر فرعون را نمونه زنان خوب معرفی نکرده است بلکه او را از زن خوب نمونه جامعه اسلامی دانست است که جامعه برین باید از این زن نمونه الگو گیرد؛ نه خصوص زنان.
 
آسیه همسر فرعون در کنار مردی زندگی می کردند که نه تنها ادعای ربوبیت داشت، مدعی توحیدی ربوبی هم بودند بلکه می‌گفت: من تنها خدا هستم. در چنین خانه‌ای بانویی زندگی کرد که نمونه مردم متدین شد. قرآن مهمترین فضائل این بانو را در بعد دعای او می‌داند که در این دعا شش نکته مهم هست. او در نیایش خود به ذات اقدس الهی عرض می‌کند؛ کنار خدا خانه‌ای را در بهشت می‌طلبد؛ خلاف برخی که فقط بهشت را در دعاهایشان از خداوند می‌طلبند. این بانو می‌گوید اول خدا، بعد بهشت و بهشتی که (عندالله) است با جنت تفاوت فراوان دارد. در نیایش شش‌گانه یا دعای شش بعدی زن فرعون، دو خواسته مربوط به تولی است؛ یکی لقاءالله و دیگری بهشت. این بانو عرض می‌کند" مرا از فرعون و از کار او که شرک است رهایی بخش! نه تنها از ستم او نجات بده بلکه مرا از ستمکاری هم نجات بده تا زیر بار شرک فرعون نروم و خود نیز داعیه ربوبیت در سر نپرورانم.
 
بنابراین بانویی که به این اندازه عالمی می‌فهمد و درخواسته‌هایش تبری و تولی دارد مسایل اجتماعی و فردی را از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کند زن نمونه است؛ نه نمونه زنان و به تعبیر قرآن کریم نمونه مردم خوب است.
 
4. مقام ویژه مریم علیه السلام
 
حضرت مریم(ع) یکی از دو زن نمونه است که خداوند پس از نمونه دانستن همسر فرعون؛ او را الگوی انسان‌های مومن می‌شناساند. چون مقام مریم بالاتر از مقام زن فرعون بود، او نمونه صیانت، عفت و دریافت روح غیبی بود. همچنین بر پایه آیات قرآن، فرشتگان با مریم سخن می‌گفتند و سخنان او را می‌شنیدند و نیز مردم آنها را می‌دید و آنها هم در سرای مریم قرار می‌گرفتند. فرشتگان فراوانی به این بانو خبر دادند که صفوة الله، مطهره و الگوی‌ زنان عالم هستی و دایماً به یاد حق باش و سجود و رکوع را فراموش مکن و اهل رکوع باش؛ چنانکه بشارت حضرت مسیح را به او می‌دادند؛ اینها نمونه‌هایی از حضور فرشتگان در محضر مریم و گفتگوی با اوست.

 
منافقین فعالیت خود در سوریه را اعلام کردند
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

سخنگوی منافقین در اسلو طی بیانیه‌ای از فعالیت این گروهک تروریستی در کشور سوریه خبر داد.

 به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از «موسسه راهبردی دیده‌بان»، پس از خروج نام گروهک منافقین از فهرست سازمان‌های تروریستی، سخنگوی این گروهک طی بیانیه‌ای اعلام کرد که اعضای منافقین به گروه‌های تروریستی فعال در سوریه کمک خواهند کرد.
 
سخنگوی این گروهک تروریستی طی بیانیه‌ای که در سایت‌ها و رسانه‌های وابسته به منافقین درج شد، ضمن حمایت از ارتش آزاد سوریه، از حمایت صریح و جدی از اقدامات تروریستی در سوریه خبر داد.
 
منافقین دلایل خود مبنی‌ بر حضور در تحرکات مسلحانه سوریه را حمایت جمهوری اسلامی از دولت سوریه عنوان کردند.
 
سخنگوی این گروهک تروریستی همچنین به صراحت اعلام کرد که اولویت آنها حضور عملیاتی و پر تعداد در کشور سوریه خواهد بود و آمادگی دارند که همه نفرات خود را به این کشور اعزام کنند.
 
منافقین پیش از این نیز در رسانه‌های وابسته به خود از اقدامات تروریستی در سوریه حمایت کرده بودند، اما این اولین باری است که این گروهک به طور رسمی از حضور در سوریه سخن می‌گوید.

 
پیامک‌های حزب‌الله لبنان به ساکنان سرزمین‌اشغالی
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

یاران حزب الله لبنان با ارسال پیامکی به زبان‌های عربی و عبری به ساکنان رژیم صهیونیستی، پیروزی حزب‌الله در ارسال پهپاد به داخل سرزمین های اشغالی را یادآور شدند.

به گزارش خبرگزاری دانشجو، خبرهایی مبنی بر دست به دست‌شدن پیامک انصارحزب الله در بین مردم لبنان و ساکنین سرزمین‌های اشغالی به گوش رسیده است.
 
 
 براساس این گزارش پس از ورود پهپاد متعلق به حزب الله لبنان که بنا بر سخنان سید حسن نصرالله ساخت جمهوری اسلامی ایران است این بار راهبرد جدید جبهه مقاومت و حزب الله لبنان  در ایجاد عملیات روانی علیه دشمن صهیونیستی آغاز شده است.
 
راهبرد جدید حزب الله لبنان علیه رژیم صهیونیستی نه تنها با به پرواز در آمدن سه ساعته پهپاد در سرزمین های اشغالی و عکسبرداری از مراکز حساس این رژیم شکل جدیدی به خود گرفت بلکه امروز این روند در خانه های ساکنین سرزمین های اشغالی هم دیده می شود و یاران حزب الله پیامک هایی را برای ساکنان سرزمین های اشغالی ارسال می کنند که متن آن به عربی و زبان عبری است.
 
در این پیامک آمده: « به خطوط هوایی حزب الله که به سمت قدس می رود خوش آمدید». این متن در واقع به ورود سیستم های پیشرفته پهپاد به عمق خاک اسرائیل اشاره دارد و آسمان رژیم صهیونیستی را به خطوط هوایی در اختیار حزب الله تشبیه کرده است.

 
ارتش آزاد نصرالله را تهدید به ترور کرد
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

گروه مسلح به اصطلاح موسوم به ارتش آزاد سوریه پا را از مرزها فراتر گذاشته و دبیرکل حزب الله را به ترور تهدید کرد.

 بی بی سی عربی نوشت: سخنگوی فرماندهی مشترک ارتش آزاد سوریه مدعی شد این گروه سید حسن نصرالله را ترور و به پایگاه های حزب الله در لبنان حمله خواهد کرد.
 
این تهدید نشان از هراس این گروه از محور مقاومت است.

 
مصادیق محتوای مجرمانه هم سایت زد
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

با افتتاح یک پایگاه اینترنتی، امکان ارتباط مستقیم با «کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه» فراهم شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجو، سایت «کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه» به مجموعه سایت‌های فعال در فضای مجازی پیوست.
 
در این سایت که به نظر می‌رسد با هدف ارتباط هر چه موثرتر با کاربران ایرانی اینترنت و فعالان فضای مجازی تاسیس شده است، قسمت‌هایی تحت عنوان: «درخواست فیلتر»، «درخوایت رفع فیلتر»، «درخواست معرفی در پیوندها»، «پرسش‌های متداول» و «پیشنهادات و انتقادات» درنظر گرفته شده است.
 
گفتنی است سایت مذکور در حالی با آدرس (Internet.ir) به جمع پایگاه‌های اینترنتی پیوسته است که بعد از ماجرای فیلترینگ سرویس جی‌میل، بعضی از رسانه‌های خبری داخلی و خارجی، فضاسازی هدفمندی را در حاشیه فعالیت «کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه» انجام داده‌اند.

 
تشییع 37 شهید گمنام در سراسر کشور
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

آئین تشییع پیکر ۳۷ شهید گمنام، ۲۵ مهر در سراسر کشور برگزار می شود.

به گزارش شبکه خبر، هم‌ زمان با تشییع پیکرهای پاک ۳۵ شهید دوران دفاع مقدس، سه‌ شنبه، ۲۵ مهر در مناطق مختلف کشور، دانشگاه شهید چمران اهواز نیز میزبان دو شهید گمنام ۱۹ و ۲۳ ساله می شود.

 
تشییع 37 شهید گمنام در سراسر کشور
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

آئین تشییع پیکر ۳۷ شهید گمنام، ۲۵ مهر در سراسر کشور برگزار می شود.

به گزارش شبکه خبر، هم‌ زمان با تشییع پیکرهای پاک ۳۵ شهید دوران دفاع مقدس، سه‌ شنبه، ۲۵ مهر در مناطق مختلف کشور، دانشگاه شهید چمران اهواز نیز میزبان دو شهید گمنام ۱۹ و ۲۳ ساله می شود.

 
دستور امنیتی رئیس گارد سلطنتی عربستان
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

نسیم آنلاین نوشت: شبکه ‘العالم’ به نقل از منابع آگاه در عربستان سعودی خبر داد: ‘متعب بن عبدالله’، رئیس گارد سلطنتی این کشور به دلیل گسترش اعتراضات مردمی در بسیاری از مناطق عربستان، دستور تشکیل لشکر ۴۰ هزار نفری برای تامین امنیت و سرکوب مخالفان را صادر کرده است.


 
مهدی هاشمی در تماس با پدر: در سلول ۳.۵ در ۳.۵ هستم
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: فرزند آیت‌الله هاشمی رفسنجانی تاکنون سه بار از بازداشتگاه با پدرش تماس تلفنی داشته و وضعیت خود در اوین را تشریح کرده است.

خبرگزاری فارس: مهدی هاشمی در تماس با پدر: در سلول ۳.۵ در ۳.۵ هستم

سیدمحمود علیزاده طباطبایی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس درباره آخرین وضعیت مهدی هاشمی اظهار داشت: مهدی همچنان در انفرادی به سر می‌برد و ممنوع‌الملاقات است.

وی افزود: مهدی تاکنون سه بار از بازداشتگاه با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی تماس داشته و وضعیت خود را در زندان در حدی که مجاز بوده، گزارش داده و تقاضا کرده است برای وی کتاب ببریم.

علیزاده طباطبایی ادامه داد: مهدی هاشمی در سلول  3.5 متر در 3.5  متر در اوین نگه‌داری می‌شود و اتاق او سرویس بهداشتی و یک دست رختخواب ساده دارد و از نوع برخورد دو بازجویش هم ابراز رضایت کرده است.

 

«مهدی به مزاح به پدرش گفت که من در انگلیس هم در انفرادی بودم و اینجا هم در انفرادی و تنها هستم اما تفاوت این است که آنجا مجبور بودم خودم غذا درست کنم ولی اینجا به من غذا می‌دهند.»

وکیل مهدی هاشمی گفت که آخرین تماس موکلش با هاشمی رفسنجانی مربوط به اواخر هفته گذشته است که گفته بود هنوز کتاب‌های تاریخی که برای وی فرستاده‌ایم، به دستش نرسیده است.

علیزاده طباطبایی در پایان تصریح کرد: تحقیقات از مهدی هنوز تمام نشده اما با توجه به اینکه معمولا مدت بازداشت موقت یک‌ماهه است، احتمال می‌دهیم تحقیقات از وی به زودی تمام شود.

وی در عین حال گفت که چنانچه بازداشت موقت وی بیش از یک ماه طول کشیده و تمدید شود، رسماً به این موضوع اعتراض خواهد کرد.


 
در دیدار پرشور هزاران نفر از دانشجویان‌،‌ دانش‌آموزان و جوانان خراسان شمالی
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی
رهبر معظم انقلاب: تمدن نوین اسلامی در سایه خردورزی و
اخلاق اسلامی شکل می‌گیرد

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: اسلام «خردورزی، اخلاق و حقوق» را مایه‌های اصلی فرهنگ صحیح می‌داند و ما نیز باید بطور جدی به این مقولات بپردازیم؛ وگرنه پیشرفت اسلامی و تمدن نوین اسلامی شکل نخواهد گرفت.

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب: تمدن نوین اسلامی در سایه خردورزی و اخلاق اسلامی شکل می‌گیرد
گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی صبح امروز(یکشنبه) در جمع پرشور هزاران نفر از دانشجویان، دانش‌آموزان و دیگر جوانان خراسان شمالی، «سبک زندگی» را بخش اساسی و حقیقی پیشرفت و تمدن سازی نوین اسلامی خواندند و با دعوت از نخبگان و صاحبان فکر و اندیشه برای «پرداختن به این مفهوم مهم، آسیب شناسی وضع موجود سبک زندگی در ایران و چاره جویی در این زمینه» تأکید کردند: پیشرفت در علم و صنعت و اقتصاد و سیاست که بُعد ابزاری تمدن اسلامی را شکل می دهد وسیله ای است برای دستیابی به سبک و فرهنگ صحیح زندگی و رسیدن به آرامش، امنیت، تعالی و پیشرفت حقیقی.

ایشان، مفهوم پیشرفت را تداعی کننده حرکت، راه و صیرورت دانستند و افزودند: در هر برداشتی (چه مادی و چه معنوی) از مفهوم توقف ناپذیر پیشرفت، سبک زندگی، رفتار اجتماعی و شیوه زیستن اهمیت فراوانی دارد.

رهبر انقلاب برای تبیین بیشتر اهمیت سبک زندگی به تشریح جایگاه آن در تمدن نوین اسلامی پرداختند و افزودند: اگر پیشرفت همه جانبه را به معنای تمدن سازی نوین اسلامی بگیریم این تمدن دارای دو بخش ابزاری - و «حقیقی و اساسی» خواهد بود که سبک زندگی بخش حقیقی آن را تشکیل می دهد.

حضرت آیت الله خامنه ای، تحقق هر دو بخش تمدن نوین اسلامی را ضروری خواندند و افزودند: بخش ابزاری، یا سخت افزاری این تمدن، موضوعاتی است که در فضای امروز، به عنوان نمودهای پیشرفت مطرح می شود از قبیل علم، اختراع، اقتصاد، سیاست، اعتبار بین المللی و نظائر آن.

ایشان، خاطرنشان کردند: در این زمینه البته پیشرفتهای خوبی داشته ایم اما باید توجه کرد که این پیشرفتها، وسایل و ابزاری است برای دستیابی به بخش حقیقی و نرم افزاری تمدن اسلامی یعنی سبک و شیوه زندگی.

رهبر انقلاب اسلامی، در تشریح مفهوم سبک و فرهنگ زندگی، به مسائلی نظیر خانواده، ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، تفریحات، کسب و کار و رفتارهای فردی و اجتماعی در محیطهای مختلف، اشاره کردند و افزودند: در واقع سبک زندگی به همه مسائلی بر می گردد که متن زندگی انسان را شکل می دهند.

حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به توجه عمیق اسلام به مفهوم سبک و فرهنگ زندگی افزودند: در معارف اسلامی، اصطلاح عقل معاش در مفهوم جامع خود، مترادف مفهوم سبک و فرهنگ زندگی است و در قرآن کریم نیز آیات فراوانی در این زمینه وجود دارد.

ایشان با تأکید بر اینکه بدون پیشرفت در بخش حقیقی تمدن سازی نوین اسلامی یعنی «سبک و فرهنگ زندگی»، اهداف این تمدن بزرگ محقق نخواهد شد افزودند: متأسفانه ما در این بخش، پیشرفت چشمگیری نداشته و مثل بخش اول یعنی علم و صنعت و نظائر آن پیشرفت نکرده ایم.

رهبر انقلاب اسلامی، آسیب شناسی و علت یابی در زمینه عدم پیشرفت لازم در بخش سبک و فرهنگ زندگی را ضروری خواندند و با دعوت از اندیشمندان حوزه و دانشگاه، نخبگان سیاسی و فکری، دستگاههای مرتبط با فرهنگ و تعلیم و نیز جوانان خاطرنشان کردند: در این زمینه باید همه به خود نهیب بزنیم و ضمن تلاش جدی برای آسیب شناسی، به چاره جویی و جستجوی راههای علاج بپردازیم.

ایشان ابراز اطمینان کردند: اگر گفتمانی در زمینه آسیب شناسی و چاره جویی مشکلات موجود در سبک و فرهنگ زندگی بوجود آید، با توجه به نشاط و استعداد جوانان، حتماً درخشندگی ملت ایران در این زمینه نیز، چشم جهانیان را متوجه خود خواهد کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای، با توجه به نو بودن بحث "سبک زندگی" در ادبیات و فضای گفتمانی کشور، سخنان خود را با نوعی آسیب شناسی عینی ادامه دادند و به طرح سؤالات متعدد پرداختند.

چرا فرهنگ کار جمعی در ایران ضعیف است؟ چرا در روابط اجتماعی، حقوق متقابل رعایت نمی شود؟ چرا در برخی مناطق، طلاق زیاد شده است؟ چرا در فرهنگ رانندگی انضباط لازم رعایت نمی شود؟ الزامات آپارتمان نشینی چیست آیا رعایت می شود؟ الگوی تفریح سالم کدام است؟ آیا در معاشرتهای روزانه، همیشه به هم راست می گوییم؟ دروغ چقدر در جامعه رواج دارد؟ علت برخی پرخاش گریها و نابردباریها در روابط اجتماعی چیست؟ طراحی لباسها و معماری شهرها چقدر منطقی و عقلانی است؟ آیا حقوق افراد در رسانه ها و در اینترنت رعایت می شود؟ علت بروز بیماری خطرناک قانون گریزی در برخی افراد و بعضی بخشها چیست؟ چقدر وجدان کاری و انضباط اجتماعی داریم؟ توجه به کیفیت در تولیدات داخلی چقدر است؟ چرا برخی حرفها و ایده های خوب در حد حرف و رؤیا باقی می ماند؟ ساعات کار مفید در دستگاهها چرا  کم است؟ چه کنیم ریشه ربا قطع شود؟ آیا حقوق متقابل زن و شوهر و فرزندان در خانواده ها بطور کامل رعایت می شود؟ چرا مصرف گرایی، برای برخی افتخار شده است؟ و چه کنیم تا زن هم کرامت و عزت خانوادگیش حفظ شود و هم بتواند وظایف اجتماعی خود را انجام دهد؟

رهبر انقلاب اسلامی پس از طرح فهرست وار این سؤالات افزودند: دهها سؤال و مسئله اساسی دیگر نیز وجود دارد که همه آنها با سبک و فرهنگ زندگی مرتبطند و به علت اهمیت این مسائل در زندگی انسان است که قضاوت در مورد یک تمدن با توجه به پیشرفت آن در بخش سبک و فرهنگ زندگی صورت می پذیرد.

حضرت آیت الله خامنه ای، پس از تبیین اهمیت عینی «سبک و فرهنگ زندگی»، به مبانی کارگشای این مبحث از منظر اسلام پرداختند و تأکید کردند: اسلام، «خردورزی، اخلاق و حقوق» را مایه های اصلی فرهنگ صحیح می داند و ما نیز باید بطور جدی به این مقولات بپردازیم وگرنه پیشرفت اسلامی و تمدن نوین اسلامی شکل نخواهد گرفت.

ایشان در ترسیم چگونگی شکل گیری سبک و شیوه زندگی افزودند: فرهنگ زندگی، متأثر از تفسیر ما از زندگی است و هر هدفی را برای زندگی تعیین کنیم، سبک خاصی را به همراه می آورد.

ایشان، تحقق هدف اصلی تعیین شده در هر «مکتب و نظریه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی» را نیازمند اعتقاد و ایمان به آن هدف دانستند و افزودند: بدون اعتقاد جدی و تلاش هیچ هدفی محقق نمی شود.

رهبر انقلاب در همین زمینه به مغالطه ای اشاره کردند که برخی فیلسوف نماهای غربی و مقلدان داخلی آنها مطرح می کنند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: این افراد می گویند جامعه را با ایدئولوژی و مکتب نمی شود اداره کرد اما تمام تجربیات تمدن ساز، نشان می دهد که مکتب، هدایت کننده و اداره کننده حرکات عظیم اجتماعی است و بدون داشتن مکتب و ایدئولوژی، و بدون «ایمان و تلاش و پرداخت هزینه های لازم»، هیچ تمدنی امکان تحقق نمی یابد.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: البته برخی کشورها، مقلد تمدن غربند. این ها ممکن است به پیشرفتهای صوری نیز برسند اما زیانهای بی انتهای ذلت تقلید، آنها را دچار آسیبهای جدی می کند و ریشه آنها را از بین می برد بنابراین اگر طوفانی بپا شود توانایی استقامت ندارند.

رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: برخلاف این کشورهای مقلد، ملتهایی که در مقابل تمدن غرب، مکتب توحید را انتخاب می کنند هم به پیشرفت حقیقی و همه جانبه دست می یابند و هم تمدنی عمیق و ریشه دار می سازند که فکر و فرهنگ آنها را در جهان گسترش می دهد.

حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد از کسانی که در محیطهای شبه روشنفکری، ملت ایران را از شعارهای مکتبی می ترسانند، افزودند: آنها می خواهند ترس و واهمه خود را به مردم منتقل کنند به همین علت مدام می گویند شعارهای مکتبی، دردسر و تحریم و تهدید می آورد.

ایشان افزودند: اگر خوشبینانه به این گفته ها نگاه کنیم باید بگوییم این افراد از تاریخ بی خبرند.

رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: در بحث سبک و فرهنگ زندگی، اسلام عزیز همه نیازهای انسان را برآورده می سازد و دانشوران حوزه و دانشگاه باید علاوه بر تلاش در فقه و حقوق، در بحث اخلاق اسلامی و عقل و سلوک عملی اسلام نیز کارهای متراکم و با کیفیت انجام دهند تا نتایج این تلاشها مبنای برنامه ریزی و تعالیم نسلها قرار گیرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بحث مهم امروز را با تأکید بر یک نکته اساسی دیگر ادامه دادند: پرهیز کامل از تقلید از سبک و سلوک زندگی در تمدن غربی.

ایشان خاطرنشان کردند: ما البته بنای بر غرب ستیزی نداریم اما براساس بررسی و تحقیق تأکید می کنیم که تقلید از غرب، هیچ ملتی را به جایی نمی رساند.

حضرت آیت الله خامنه ای، با استناد به تجربیات مکرر چند قرن اخیر خاطرنشان کردند:  فرهنگ غرب، اصولاً فرهنگی مهاجم است و به هر دلیلی در هر کشوری رواج یابد بتدریج فرهنگ و هویت آن ملت را نابود می کند.

ایشان، با اشاره به عادی شدن گناه بزرگ هم جنس بازی در غرب، فروپاشی خانواده ها و بحرانها و مشکلات عمیق دیگر در کشورهای غربی و کشورهای مقلد فرهنگ غرب افزودند: پوسته فرهنگ غربی پیشرفت ظاهری است اما، باطن آن «سبک زندگیِ مادیِ شهوت آلودِ گناه آفرین هویت زدایِ ضد معنویت» است.

ایشان، با اشاره به تقلید از فرهنگ غربی در برخی مظاهر زندگی در کشور افزودند: باید با فرهنگ سازی لازم، یک حرکت تدریجی در زمینه اصلاح این مسئله ایجاد شود.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود، سوء استفاده گسترده غرب از ابزار هنر بویژه هنرهای نمایشی و سینما را مورد اشاره قرار دادند و افزودند: سیاستمداران  غربی با استفاده از این روش، بدنبال سلیقه سازی و ترویج سبک زندگی غربی در جوامع دیگر هستند.

رهبر انقلاب به استناد تحقیقات به عمل آمده افزودند: آنها در پروژه هایی تعریف شده، و با استفاده از جامعه شناسان، روانشناسان و مورخان، نقاط ضعف ملتها بویژه ملتهای اسلامی را بررسی می کنند و با شناخت راههای تسلط بر آنها، ساخت فیلمهای خاصی را به فیلم سازان سفارش می دهند که در این زمینه همه مسئولان و مردم باید از فرهنگ اصیل خود و کشور، مراقبت کنند.

رهبر انقلاب با اشاره به نکته ای دیگر، پرهیز همزمان از «سطحی گرایی و تحجر» و نیز سکولاریزم را ضروری دانستند و افزودند: برخی حرفها و تبلیغات ظاهر دینی دارد اما در باطنش جدایی دین از زندگی را دنبال می کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان در جمع پرشور جوانان خراسان شمالی تأکید کردند: انقلاب اسلامی دارای توانایی، ظرفیت و انرژی متراکمی است که می تواند همه موانع را از سر راه بردارد و تمدن «ممتاز، متعالی، برجسته و باشکوه» اسلامی را در مقابل چشم همه جهانیان برپا سازد.

در ابتدای این دیدار خانم ها و آقایان:

-  سید مصطفی نجفیان – مقام اول المپیاد ریاضی و مقام دوم المپیاد ادبی استان خراسان شمالی

-  محبوبه رضائیان – دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی بجنورد و دانشجوی نمونه

-  مهدی قناد شیروان – دارنده مدال طلای مسابقات بین المللی اختراعات

-  کتایون یزدانی – عضو تشکیلات فرزانگان و نخبه قرآنی و مقام سوم استانی جشنواره خوارزمی

-  میلاد حسین پور – دانشجوی رشته عمران و مسئول بسیج دانشگاه بجنورد

در سخنانی در زمینه ی مسائل دانشگاهی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به محورهای زیر اشاره کردند:

-  برنامه ریزی های مؤثر برای تعالی روحی- معنوی دانش آموزان و دانشجویان

-  افزایش آمادگی دانش آموزان برای مقابله با جنگ نرم از طریق حضور در خط مقدم جهاد علمی، بصیرت افزایی و فعالیت مؤثر در عرصه فضای سایبری

-  ضرورت تشکیل پژوهشکده های فعال تولید و پرورش فکر

-  لزوم افزایش انتقاد پذیری مسئولین و تعامل مستقیم آنان با دانشجویان

-  پیشنهاد تشکیل شهر قرآن

-  ایجاد شبکه نخبه یابی و نخبه پروری در آموزش و پرورش

-  تألیف کتاب های پژوهش محور و آشتی دادن صنعت و آموزش

-  تقویت احساس مسئولیت در دانش آموزان از همان دوره ابتدایی با مسئولیت سپاری در قالب تشکل های دانش آموزی

-  تقویت اردوهای جهادی و پیگیری ویژه طرح هجرت روحانیون در استان خراسان شمالی

-  بومی گزینی مدیریت کلان در استان خراسان شمالی

-  توجه جدی مسئولین به مشکلات و دغدغه های مردم بجای ضعف نظارت، فرافکنی و اختلاف انتخاباتی

-  ارائه الگوی جامع برای احیای تمدن اسلامی در فضای فراهم آمده در اثر بیداری اسلامی

-  ایجاد تشکلهای متنوع در مدارس با توجه به نیازهای متنوع دانش آموزی


 
کارشناس و شهروندان سوری در گفت‌وگو با فارس:
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی
تحرکات ترکیه برای دخالت‌نظامی در سوریه
نقض معاهدات بین‌المللی است

خبرگزاری فارس: شهروندان و کارشناس سیاسی سوریه اقدام آنکارا در فرود اضطراری هواپیمای سوری را نقض معاهدات بین‌المللی دانستند و گفتند ترکیه به هر بهانه‌ای متوسل می‌شود تا زمینه دخالت نظامی در سوریه را فراهم کند.

خبرگزاری فارس: تحرکات ترکیه برای دخالت‌نظامی در سوریه نقض معاهدات بین‌المللی است

به گزارش فارس از دمشق، هفته گذشته دولت ترکیه یک فروند هواپیمای مسافربری سوری را مجبور به به فرود در فرودگاه آنکارا کرد و این اقدام خود را مشکوک بودن این هواپیما به حمل سلاح و محموله نظامی بیان کرد که از مسکو عازم دمشق بود.

در پی این اقدام، «محمود سعید»، وزیر حمل و نقل سوریه این رفتار ترکیه را راهزنی بیان و تاکید کرد که واداشتن هواپیمای سوری توسط جنگنده‌های ترکیه به فرود اجباری در فرودگاه آنکارا تجسم عینی راهزنی هوایی است و این اقدام نقض تمام معاهدات پروازهای مدنی به شمار می‌رود.

در این راستا خبرنگار فارس در دمشق با «حسام شعیب»، پژوهشگر امور سیاسی به گفت‌وگو نشست.

شعیب در این باره گفت: اقدام ترکیه در واداشتن هواپیمای سوری به فرود آمدن در فرودگاه آنکارا اقدامی تحریک‌آمیز از سوی ترکیه علیه دولت سوریه به شمار می‌آید و دارای ابعاد سیاسی و اجتماعی است، چون در این هواپیما افراد غیرنظامی حضور داشتند که نماینده جامعه سوریه به شمار می‌آیند و روزی به ترکیه به عنوان کشوری دوست و برادر نگاه می‌کردند.

وی ادامه داد: ترکیه پس از اقدامات اخیرش که در دست داشتن آن در حمایت از تروریست‌های مسلح و تروریسم و سوء استفاده از مرزهای ترکیه برای ایجاد تنش بین دو کشور و بهانه قرار دادن آن برای دست زدن به حمله نظامی و هموار کردن دخالت نظامی کشورهای غربی در سوریه؛ هم اکنون تلاش دارد با این اقدام مردم و دولت سوریه را تحریک کند، اقدامی که بیانگر سیاست وحشیانه آن است.

این پژوهشگر امور سیاسی سوری گفت: موضع سوریه کاملا روشن و شفاف و معروف است که موضعی حکیمانه و مدبرانه است و با افقی باز به امور نگاه می‌کند و جوانب تمام امور را در نظر می‌گیرد، به همین دلیل دمشق براساس قوانین بین المللی و موسسات و دستگاه‌های بین المللی پیگیر این امر خواهد شد، چون توافقنامه‌هایی بین موسسات و نهادهای بین المللی پرواز وجود دارد و آنچه ترکیه انجام داده نقض آشکار معاهدات بین المللی مربوط به پرواز است و باید در برابر این اقدام پاسخگو باشد.

شعیب درباره ادعاهای ترکیه مبنی براینکه در این هواپیما محموله‌های نظامی وجود داشته است، گفت: اگر دستاویز ترکیه برای واداشتن هواپیمای سوری به فرود آمدن در فرودگاه آنکارا احتمال وجود محموله‌های نظامی بوده است، باید گفت که این هواپیما از فرودگاه مسکو به هوا برخاسته و این بدین معناست که روسیه اقدام به این کار کرده است، در حالی‌که همه می‌دانند، روسیه اگر بخواهد به سوریه سلاح بفرستد از کشوری بیم و هراس ندارد و این اقدام را آشکارا انجام می‌داد، علاوه براینکه برای ارسال سلاح به سوریه اطمینان داشته باشید، راه‌های بهتر دیگری وجود دارد.

شعیب افزود: ترکیه می‌خواست با نظامی کردن امور از آنها برای هموار کردن زمینه دخالت نظامی ناتو و آمریکا در سوریه به بهانه دست داشتن روسیه در بحران سوریه استفاده کند، همانگونه که پیشتر ایران را متهم به دست داشتن در بحران سوریه کرده بودند و آن را بخشی از بحران این کشور بیان می‌کردند و امروز برای همه آشکار شده است که ایران نیز همچون روسیه بخشی از حل بحران است.

همچنین خبرنگار فارس در دمشق با شماری از شهروندان سوری در این ارتباط به گفت‌وگو نشست.

 

هم اکنون برای همه روشن و آشکار شده که ترکیه، کشوری وابسته به آمریکاست

یک شهروند سوری در این‌باره گفت: ما این اقدام دولت اردوغان را محکوم و تاکید می‌کنیم که هم اکنون برای همه روشن و آشکار شده که ترکیه، کشوری وابسته به آمریکاست، ما با این اقدام ترکیه مقابله به مثل نمی‌کنیم، چون مردم ترکیه دوست و برادر ما هستند و سوریه کشور دوم آنهاست، اما دولت اردوغان را به خاطر این اقدامش علیه مردم سوریه و حمایت آن از تروریسم و ارسال سلاح و تجهیزات نظامی به افراد مسلح به سوریه مورد محاکمه و بازخواست قرار خواهد گرفت و ما اطمینان داریم، ایران در کنار مردم سوریه برای پاسخ دادن به هرگونه تجاوز که مردم و کشور سوریه را هدف قرار دهد، ایستاده است.

 

اقدام ترکیه برخلاف تمام قوانین بین المللی پرواز هواپیماهای مدنی و غیرنظامی است

همچنین یک شهروند دیگر سوری نیز گفت: ما این اقدام دولت ترکیه را محکوم می‌کنیم، چون این اقدام برخلاف تمام قوانین بین المللی پرواز هواپیماهای مدنی و غیرنظامی است. هواپیمای سوری یک هواپیمای مسافربری بود که شهروندان سوری و روسی را به دمشق منتقل می‌کرد و ادعای ترکیه درباره وجود محموله نظامی در این هواپیما دروغ محض است. ما می‌دانیم آنها به این طریق می‌خواهند در امور داخلی سوریه دخالت کنند.

 

هدف ترکیه از این اقدام انتقال مشکلات داخلی آن به سوریه است

از سوی دیگر یک شهروند دیگر سوری نیز تاکید کرد که هدف ترکیه از این اقدام انتقال مشکلات داخلی این کشور به سوریه است و این نقشه‌ای آشکار و عیان برای سوریه است و در این میان اگر سوریه به این اقدام ترکیه پاسخ نگفته به خاطر روابط دوستانه و برادرانه‌ای است که بین دو ملت ترکیه و سوریه به چشم می‌خورد و این روابط بی‌تردید از روابط سیاسی بسیار مهمتر است، این درحالی است که همه از وابستگی دولت ترکیه به غرب آگاهند و می‌دانند، این کشور به مجری سیاست‌ها و طرح‌های غرب در منطقه تبدیل شده است و ادعای آن درباره وجود محموله نظامی در یک هواپیمای مسافربری ادعایی واهی و پوچ است، چون یک هواپیمای مسافربری کوچک چگونه می‌تواند محموله‌های نظامی بزرگ را حمل کرده و جابه جا کند.


 
زاکانی رئیس کمیته احزاب مجلس شد
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: کمیته احزاب کمیسیون شوراها به ریاست زاکانی تشکیل شد.

خبرگزاری فارس: زاکانی رئیس کمیته احزاب مجلس شد

امیر خجسته نماینده مردم همدان و رئیس کمیسیون شوراهای مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، با اشاره به جلسه عصر امروز (یک‌شنبه) کمیسیون گفت: در این جلسه مباحث مربوط به قانون احزاب مورد بررسی قرار گرفت؛ در این جلسه که با حضور نمایندگانی از حوزه علمیه، وزارت اطلاعات و کشور برگزار شد، کمیته‌ای تحت عنوان کمیته احزاب در کمیسیون شوراها تشکیل شد.

وی با بیان اینکه ریاست کمیته احزاب کمیسیون شوراها به عهده زاکانی است، افزود: کمیته احزاب ماموریت دارد طرح قانون احزاب را به طور کامل مطالعه و در جلسات آتی کمیسیون مطرح کند.

خجسته گفت که کمیسیون شوراهای مجلس در جلسات آتی خود بررسی طرح قانون احزاب را در اولویت قرار خواهد داد.


 
پرس تی وی گزارش داد
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی
مخالفت ۴ عضو اتحادیه اروپا با وضع تحریم‌های جدید علیه ایران

خبرگزاری فارس: در حالی که اتحادیه اروپا قرار است فردا تحریم های جدیدی علیه ایران وضع کند گزارش ها از مخالفت شدید سوئد، یونان، مالت و قبرس با این تحریم ها حکایت دارد.

خبرگزاری فارس: مخالفت ۴ عضو اتحادیه اروپا با وضع تحریم‌های جدید علیه ایران

به گزارش گروه اقتصاد بین‌الملل فارس به نقل از پرس‌تی‌وی، در آستانه تصویب تحریم‌های جدید اتحادیه اروپا علیه ایران، دولت سوئد با هدف حفظ منافع خود در تلاش است تا مانع اعمال تحریم‌های بیشتر علیه این کشور شود.

بر اساس این گزارش، یک مقام وزارت خارجه رژیم صهیونیستی گفت: قرارداد ارتباطاتی میان شرکت ارتباطات اریکسون سوئد و تهران دلیل اصلی مخالفت سوئد با تحریم‌های بیشتر علیه ایران است. گفته می‌شود، این قرارداد در صورت تحریم‌های بیشتر دچار مشکل می‌شود.

وی افزود: می‌دانیم سوئد از این بیم دارد که اگر این قرارداد میان اریکسون و ایران لغو شود، این امر می‌تواند برای دیگر قراردادهای این شرکت مشکل ایجاد کند.

به گفته این مقام رژیم صهیونیستی، سوئد از این بیم دارد که دیگر کشورها مانند چین از لغو این قرارداد خبردار شوند.

وزرای خارجه اتحادیه اروپا روز دوشنبه در لوکزامبورگ به منظور تصویب رسمی دور جدید تحریم‌ها علیه ایران با وجود هشدار سازمان ملل علیه عواقب تحریم‌های کنونی بر زندگی مردم عادی گرد هم جمع خواهند شد.

باوجود فشار بر دولت سوئد برای کوتاه آمدن از مخالفت خود با تحریم‌های جدید علیه ایران، مقامات سوئد تاکید کردند: این تحریم‌ها تنها به مردم ایران صدمه می‌زند.

به همراه سوئد، یونان، قبرس و مالت نیز مخالفت خود با تحریم‌های بیشتر علیه ایران را اعلام کرده‌اند. این امر در حالی رخ داده است که برای هر تصمیم اتحادیه اروپا تمام 27 کشور اتحادیه باید موافق باشند و مخالفت این 4 کشور، فهرست تحریم‌های جدید را کم اثر خواهد کرد.

به گفته دیپلمات‌های اتحادیه اروپا، تحریم‌های جدید، بانکداری، صنعت و کشتی‌رانی تهران را هدف قرار خواهند داد؛ همچنین این اتحادیه اعضای خود را از فروش فلزات و سرب، یکی از مواد لازم برای تولید فولاد، دانش ساخت کشتی، و خدمات پرچم‌گذاری و رده بندی نفتکش‌های ایرانی منع خواهد کرد. بر اساس این حرکت، اتحادیه اروپا دارایی‌های 34 شرکت ایرانی را مسدود خواهد کرد.

این حرکت اتحادیه اروپا با بی اعتنایی به سخنان اخیر رئیس سازمان ملل انجام شده است. بان کی مون در 2 اکتبر هشدار داد: تحریم‌های غرب علیه ایران بیشتر زندگی مردم عادی ایران را هدف گرفته است.


 
پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی درگذشت آیت‌الله انواری
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب اسلامی با صدور پیامی درگذشت عالم مجاهد مرحوم آیت الله شیخ محیی الدین انواری را تسلیت گفتند.

خبرگزاری فارس: پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی درگذشت آیت‌الله انواری

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، متن پیام به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

درگذشت عالم مجاهد مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ محیی الدین انواری رحمت الله علیه را به بازماندگان محترم و همه‌ی ارادتمندان به ایشان تسلیت عرض می‌کنم.

این عالم بزرگوار در شمار نقش آفرینان روحانیت مبارز در دوران طاغوت بوده و سال‌های دراز، رنج زندان‌های آن رژیم ستمگر را تحمل کرده بودند و در دوران جمهوری اسلامی همواره منشأ خدمات در بخش‌های گوناگون بودند. روحیه‌ی خیرخواه و خدوم و سرشار از صفا و نجابت، شخصیتی محبوب از این روحانی بزرگوار ساخته بود. رحمة الله علیه. از خداوند متعال مزید رحمت و مغفرتش را بر ایشان مسئلت می‌نمایم.


 
پیشنهاد غیررسمی و مکتوب ایران برای حل بحران سوریه
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: وزیر خارجه کشورمان از پیشنهاد غیررسمی و مکتوب جمهوری اسلامی برای حل بحران سوریه خبر داد و گفت: نسخه‌ای از این پیشنهاد را به دولت سوریه،مصر، عربستان،ترکیه و همچنین اخضر ابراهیمی ارائه کردیم.

خبرگزاری فارس: پیشنهاد غیررسمی و مکتوب ایران برای حل بحران سوریه

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس، علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه کشورمان امشب پس از دیدار و گفت‌وگو با اخضر ابراهیمی نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل در امور سوریه به تشریح توافقات حاصله با ابراهیمی پرداخت و گفت: به طور تفصیل درباره سوریه تبادل رای و رایزنی کردیم.

وی افزود: در نیویورک و در طی نشست وزرای خارجه گروه تماس قول دادم که افکار و نظارت کشورم را در مورد سوریه به طور مکتوب تهیه کرده و به مصر، عربستان، ترکیه و اخضر ابراهیمی تقدیم کنم که این کار صورت گرفت.

صالحی در توضیح بیشتر خاطر نشان کرد: پیشنهادی به طور غیررسمی و مکتوب ارائه و نظرات خود را به طور تفصیل بیان و نسخه ای نیز به دولت سوریه ارائه کردیم.

رئیس دستگاه دیپلماسی ابراز امیدواری کرد که اخضر ابراهیمی با تجاربی که در کارنامه اش در حل بحران های بین المللی دارد بتواند با همیاری و همکاری کشورهای منطقه و سایر کشورهای موثر برون رفتی مسالمت آمیز را برای سوریه بیابد تا بحران سوریه به طور مسالمت آمیز توسط خود سوری‌ها حل و فصل شود.

صالحی همچنین بر توقف خشونت و کشتار در سوریه تاکید کرد.

مشروح این اظهارات متعاقبا ارسال می‌شود.


 
با اشاره به پیشنهاد مکتوب ایران درباره سوریه
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی
«ابراهیمی»: دیدگاه‌های تهران قادر به حل مشکل سوریه است

خبرگزاری فارس: نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور سوریه از پیشنهاد غیررسمی مکتوب جمهوری اسلامی برای حل بحران سوریه قدردانی کرد و گفت: دیدگاههای بسیار خوبی در این پیشنهاد مطرح شده که می‌تواند مسئله سوریه را حل کند.

خبرگزاری فارس: «ابراهیمی»: دیدگاه‌های تهران قادر به حل مشکل سوریه است
گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس، اخضر ابراهیمی نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور سوریه امشب (یکشنبه) پس از دیدار و گفت‌وگو با علی‌اکبر صالحی وزیر خارجه کشورمان در نشست خبری به تشریح گفت‌وگوها و توافقات حاصله با وزیر خارجه ایران پرداخت.

وی در ابتدا از حسن میزبانی جمهوری اسلامی ایران قدردانی کرد و بحران سوریه را بحرانی رو به رشد خواند، افزود: سازمان ملل و اتحادیه عرب که من نماینده آنها هستم حساسیت موضوع را درک می‌کنند و بر حل سریع وضعیت فعلی سوریه تأکید دارند.

نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور سوریه به تأکیدات دبیرکل سازمان ملل بر توقف خشونت در سوریه اشاره کرد و افزود: دبیرکل سازمان ملل خواستار توقف ارسال سلاح به کلیه گروه‌ها در سوریه است و از کلیه‌ کشورهایی که رابطه خوبی با دولت سوریه دارند می‌خواهد که از روابط خوب خود استفاده کرده و مانع از خون‌ریزی و کشتار در سوریه شده و راه‌های مسالمت‌آمیز را بررسی کنند.

ابراهیمی با بیان اینکه مشکلات سوریه می‌تواند از طریق مسالمت‌آمیز حل و فصل شود، خاطرنشان کرد: سازمان ملل و اتحادیه عرب آماده هرگونه کمک برای حل این مشکل است.

وی ابراز امیدواری کرد که تماس‌ها به منظور حل بحران سوریه با کشورهای منطقه و کشورهای تأثیرگذار و تأثیرپذیر ادامه یابد و افزود: امیدواریم مسئله سوریه به صورت درست حل و فصل شود.

نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور سوریه همچنین از پیشنهاد غیر رسمی و مکتوب ایران درباره حل بحران سوریه قدردانی کرد و دیدگاه‌های ایران در این زمینه را خوب برشمرد و افزود: این دیدگاه‌ها قادر است که مسئله سوریه را حل و فصل کند.

ابراهیمی گفت: امیدواریم با کشورهای دیگر که توجه زیادی به وضعیت سوریه دارند و همین‌طور جمهوری اسلامی ایران، تمام ایده‌ها را جمع کنیم و به طرحی برای پایان دادن به کابوس ملت سوریه و در راستای منافع این ملت دست یابیم.

وی در پایان عنوان کرد: ما هیچ دیدگاه و منافعی را به جز منافع ملت سوریه در نظر نداریم.

اخضر ابراهیمی که امشب وارد تهران شد با علی‌اکبر صالحی دیدار کرد و قرار است با محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور و سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی دیدار و در خصوص موضوع سوریه گفت‌وگو کند.


 
مستند ما آنجا بودی
ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

مستند ما آنجا بودی

مستند - ما آنجا بودیم - حادثه ی 11 سپتامبر/ ما در کلیسای سنت پل نیویورک فعالیت می کردیم که 50 فوت از ساختمان شماره ی 7 مجموعه ی مرکز تجارت جهانی فاصله داشت ساعت 8:45 دقیقه روز 11 سپتامبر همه ی ما در..

بخش اول

دانلود

بخش دوم

دانلود

بخش سوم

دانلود

بخش چهارم

دانلود

بخش پنجم

دانلود


 
استقبال سید حسن نصرالله از اجرای نمایش «شب آفتابی» در لبنان
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: «ابو احمد قصیر» مستندساز لبنانی از استقبال سید حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان از اجرای نمایش «شب آفتابی» در این کشور خبر داد.

خبرگزاری فارس: استقبال سید حسن نصرالله از اجرای نمایش «شب آفتابی» در لبنان

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از ستاد ارتباطات نمایش ترکیبی شب آفتابی، «ابواحمد قصیر» سازنده مستند جنگ 33 روزه با بیان اینکه در هیچ کشور مسلمانی نظیر چنین نمایشی را مشاهده نکرده است، گفت: فیلمبرداری از این اثر فاخر و نمایش آن در دیگر کشورهای اسلامی قطعاً با استقبال بی‌نظیر مردم مواجه خواهد شد.

وی اظهار داشت: سال گذشته یک نسخه تصویری از نمایش شب آفتابی را با خود به لبنان بردم و به رهبر مقاومت اسلامی تقدیم کردم. سیدحسن نصرالله پس از مشاهده آن، خواستار نمایش شب آفتابی در لبنان شد، اما وقوع جنگ 33 روزه، نمایش آن را به طور موقت به تأخیر انداخت.

قصیر با اعلام این مطلب که چنین نمایشی، درس بزرگی به همه مسلمانان جهان می‌دهد، تصریح کرد: شب آفتابی، گذری بر تاریخ دارد و تماماً جنگ خیر و شر است. این نمایش با گذر از دوره‌های تاریخی به زمان معاصر می‌رسد و به مسلمانان می‌گوید شما در این مقطع هستید و ظهور منجی(عج) نزدیک است، خود را با آن همراه سازید و از بت‌ها و کانون‌های قدرت و فساد فاصله بگیرید.

به گزارش فارس، «شب آفتابی» نمایش تلفیقی به کارگردانی بهزاد بهزادپور است که امسال یازدهمین سال خود را پشت سر می‌گذارد. مخاطبان در این برنامه که تا 19 آبان در بوستان ولایت برگزار می‌شود، سفری به اعماق تاریخ خواهند داشت، به گونه‌ای که با گذر از دیوار زمان و مکان، وقایع و اتفاقات و برش‌هایی از تاریخ را به شکلی زنده و واقعی در اطراف خود می‌بینند.

بازدید از نمایش «شب آفتابی» رایگان بوده و از طریق ثبت‌نام در پایگاه اینترنتی: http://www.shabe-aftabi.comبرای علاقه‌مندان امکان‌پذیر است.

همچنین علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و حضور در این برنامه می‌توانند با شماره تلفن‌های 2-55100541 تماس بگیرند.