نقد کارشناسی مصاحبه اخیر آیت الله هاشمی - بخش دوم
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی
تایید میکونوس، تایید محکومیت خود آقای هاشمی است!

خبرگزاری فارس: مسئله دادگاه نمایشی میکونوس یکی دیگر از مواردی است که در آنچه از مصاحبه منتشر شده (با آقای هاشمی)، اگر چه مختصر مورد اشاره قرار گرفته اما جهت‌گیری مصاحبه و جملات مصاحبه شونده، طوری کنار هم چیده شده که گویی در این ماجرا مقصر ایران بوده است

خبرگزاری فارس: تایید میکونوس، تایید محکومیت خود آقای هاشمی است!

اشاره:

بدنبال انتشار گفتگوی آیت الله هاشمی رفسنجانی با مسئولان فصلنامه مطالعات بین المللی، دکتر بیژن پیروز از اساتید رشته روابط بین الملل طی یادداشتی به نقد کارشناسی محتوای این مصاحبه پرداخت که بخش نخست یادداشت در 19 فروردین ماه در خبرگزاری فارس منتشر شد. آنچه در پی می آید بخش دوم و پایانی یادداشت دکتر پیروز است.

نگاهی به زندگی حیدر علی‌اف نشان می‌دهد که او از سال 1941 رئیس کمیساریای خلق در امور داخلی (که بعدها به ک ‌گ ‌ب تبدیل شد) در جمهوری شوروی خود مختار نخجوان، در 1954 معاون اداره‌ای در ک ‌گ ‌ب جمهوری آذربایجان بود که حتی امروز هم از عملیات‌های آن فقط با اسامی رمزی مثل "دوئل"، "چشم خاکستری"، "نچرالیست" یاد می‌شود، در 1964 جانشین ک‌گ‌ب جمهوری آذربایجان شد و از 21 ژوئن1967 تا 14 جولای 1969 هم رئیس ک‌گ‌ب جمهوری آذربایجان بود. علی‌اف همانطور که اشاره شد در جولای سال 1969 دبیر اول کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان شد و تا دسامبر 1982 که برای عضویت در دفتر سیاسی  کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی  به مسکو رفت عملاً فرمانروای آذربایجان بود. وی پس از انتقال به دفتر سیاسی کمیته مرکزی هم تا 1987 که توسط گورباچف به اتهام فساد مجبور به استعفا شد، معاون وزارت کشور اتحاد جماهیر شوروی بود.        

اختلافات ارضی و مرزی و حتی جنگ بر سر نواحی مختلف در مناطق مرزی میان آذربایجان و ارمنستان از جمله نخجوان و  ناگورنو- قرباغ دست کم از 1918 وجود داشته و همانطور که حیدر علی‌اف در 5 می سال 1994 و کمتر از یک سال بعد از عهده‌ دار شدن سمت ریاست جمهوری آذربایجان با پذیرش پروتکل بیشکک نشان داد این اختلافات موضوعی نبود که یک کهنه سیاستمدار حزب کمونیست اتحاد شوروی اساساً اعتقادی به حل و فصل آن داشته باشد، به ویژه آنکه سخن گفتن از ضرورت بازپس‌گیری اراضی از دست رفته آذربایجان (و نه حقیقتاً باز پس‌گرفتن این سرزمین‌ها) از 1988 یعنی پیش از فروپاشی اتحاد شوروی به یکی از ابزار‌های اثبات میهن‌پرستی در آذربایجان بذل گردیده بود.

جمهوری اسلامی ایران پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در جمهوری تازه استقلال یافته آذربایجان، به ابتکار مصاحبه شونده(آقای هاشمی رفسنجانی رئس جمهور وقت ایران)  و در حقیقت با میانجیگری و نیز امضای شخص ایشان موفق به متقاعد نمودن یعقوب محمداف رئیس دولت موقت آذربایجان و لوون ترپطروسیان رئیس جمهور وقت ارمنستان به امضای توافق‌نامه آتش بس  7 می 1992 در تهران (موسوم به بیانیه مشترک سران در تهران) شد اما جالب این که مدت زمان تعهد به مفاد این بیانیه از سوی آذربایجان و ارمنستان کمتر از یک روز بود یعنی تحولات منطقه قفقاز تعمداً به سمتی هدایت شد که در 8 می 1992، درگیری‌ها میان آذربایجان و ارمنستان مجدداً شدت گرفت و حاصل دور جدید درگیری‌ها اشغال نواحی جدید  از جمله شهر «شوشا» توسط ارمنستان یعنی نتیجه‌ای بود که سیاستمداران جمهوری آذربایجان در رقابت‌های سیاسی خود به آن محتاج بودند و همانطور که رویدادهای متعاقب هم نشان داد این آبروریزی نخستین مرحله از مجموعه اقداماتی بود که برای مبارزه با نفوذ جمهوری اسلامی ایران در قفقاز طراحی شده بود.

همانطور که می‌دانیم جمهوری آذربایجان در حقیقت بخشی جدا شده از سرزمین ایران در دوران قاجار بوده و در حال حاضر نیز شمار ایرانیان آذری‌ از سه برابر کل آذری‌های ساکن در تمام سایر کشورهای سراسر جهان بیشتر است با این وجود سیاست سرکوب هویت ایرانی ساکنین آذربایجان جدا شده از ایران که در دوران استیلای کمونیست‌ها از آن به "روسی‌‌سازی فرهنگی" تعبیر می‌شد، با به قدرت رسیدن کهنه کمونیست‌های اینک مدعی  دموکراسی به سمت " سکولاریسم ترکیه‌ای" تغییر جهت یافت.

هر چند ابوالفضل ایلچی‌بی تنها رئیس جمهور پیش از علی‌اف‌های پدر و پسر که فقط از 16 ژوئن 1992 تا 1 سپتامبر 1993 رئیس جمهور آذربایجان ماند هم به شدت به ترکیه گرایش داشت اما طی مدتی کوتاهی پس از رسیدن حیدر علی‌اف به ریاست جمهوری آذربایجان بود که علاقه به ایران و فرهنگ ایرانی در جمهوری آذربایجان به یک جرم قابل تعقیب توسط سرویس‌های امنیتی تبدیل گردیده و «ارتباط با ایران» یکی از اتهامات همیشگی علیه تمام مخالفان سیاسی علی‌اف پدر و نیز علی‌اف‌پسر شد.

امید بستن به ایده ایجاد موازنه در برابر مسکو به کمک غرب حتی پیش از رسیدن به سمت ریاست جمهوری در آذربایجان هم در عملکرد آقای علی‌اف کاملاً قابل مشاهده می‌باشد گو این که حیدر علی‌اف حتی از 1991 تا 1993 یعنی وقتی که رئیس جمهور منطقه خودمختار نخجوان  بود نیز الفبای جمهوری نخجوان را با الگو برداری از مدل ترکیه به الفبای لاتین تغییر داد، در 29 اکتبر سال 1991 اولین پل میان نخجوان و ترکیه را  بر روی ارس افتتاح کرد، از 22 تا 25 مارس 1992 ضمن سفر به ترکیه با سلیمان دمیرل پروتکل همکاری‌های فنی و اقتصادی مشترک و توافقنامه اعزام سالانه 100 دانشجو از نخجوان به ترکیه را امضا کرد و سه ماه بعد از این که در 28  می سال 1992 دومین پل میان نخجوان و ترکیه (پل امید) هم افتتاح شد برای نخستین بار به ایران سفر کرد.

در حوزه انرژی هم علی‌اف در 20 سپتامبر سال 1994 یعنی کمتر از یک سال بعد از رسیدن به ریاست جمهوری، قراردادی که توسط دولت آذربایجان «قرارداد قرن» تبلیغ شد را جهت اکتشاف و استخراج نفت در دریای خزر  با 12 شرکت از هفت کشور امریکا، انگلستان، نروژ، ژاپن،  روسیه، ترکیه و عربستان سعودی امضا کرد و پس از آن هم شمار شرکت‌های نفتی در دریای خزر را بدون اعتنا به واقعیت وجود حوزه‌های مشترک با ایران به 41 شرکت از 19 کشور رساند.

طرح علی‌اف برای انتقال روزانه یک میلیون بشکه نفت استخراج شده از حوزه دریای خزر به بازارهای جهانی هم تاسیس خط لوله 1768 کیلومتری  باکو- تفلیس- جیحان بود که موافقتنامه اولیه برای احداث آن 9 مارس 1993 در آنکارا امضا شد و طرح نهایی در اکتبر 1998 به امضای حیدر علی‌اف ، ادوارد شواردنادزه رئیس جمهور وقت گرجستان و  سلیمان دمیرل رئیس جمهور وقت ترکیه رسید. قرار داد ساخت این خط لوله 1 آگوست سال 2002 در لندن امضا شد و عملیات احداث آن که از 18 سپتامبر سال 2002 آغاز شده بود دو سال بعد از مرگ حیدر علی‌اف و موروثی شدن حکومت در خاندان او  در 25 می سال 2005 پایان یافت. البته نفت پمپ شده به این خط لوله که از  10 می سال 2005 آغاز شده بود در 28 می سال 2006 به ترمینال حیدر علی‌اف واقع بندر جیحان ترکیه رسید.

بله ، آقای حیدر علی‌اف احتمالاً به مصاحبه شونده ( آقای هاشمی رفسنجانی) گفته است که « هفده شهر ما متعلق به شماست و باید اینها را حفظ کنید و ما با شما هستیم » اما اگر دقت کنیم که تنها 25 درصد از مالکیت خط لول باکو- تفلیس- جیحان که برای احداث آن سه میلیارد و 900 میلیون دلار هزینه شده به شرکت نفت آذربایجان تعلق داشته و سهم دولت آذربایجان در مالکیت این خط لوله حتی از سهم شرکت بریتیش پترولیوم انگلستان هم پنج درصد کمتر است ؛ به سادگی متوجه خواهیم شد که ویی در عمل با چه کسانی صمیمی‌تر بوده و برای استفاده نکردن از مسیر ایران در فروش نفت - آن هم نفت استخراج شده از حوضچه‌های  به لحاظ زمین شناسی، اغلب مشترک دریای خزر- تا چه اندازه با ایران هراسی یا حتی ایران ستیزی عمل نموده است.

با توجه به چنین عملکردی هم در اکتشاف، هم تولید و هم انتقال نفت دریای خزر شاید تعجبی هم نداشت که در دوران حکومت علی‌اف دوم وقتی  شرکت ملی نفت ایران برای انجام عملیات اکتشاف در دریای خزر، کشتی «پژواک» تنها شناور لرزه نگاری سه بعدی موجود در ناوگان دریایی خود را از خلیج فارس به دریای خزر منتقل کرد، شرکت بیمه بیمه‌گر این کشتی تا سال‌ها نسبت به  پذیرش این توضیح که کشتی یاد شده به طور کاملاً اتفاقی پس از ورود به دریای خزر و قبل از رسیدن به آبهای ایران وقتی برای پاره‌ای تعمیرات در 14 فوریه سال 2006 در بندر باکو توقف نمود، دچار آتش سوزی کلی گردیده و با خسارت بیش از 70 درصد برای همیشه از سرویس خارج شد، کمی مشکوک باشد!

از بحث نسبت دادن همکاری صمیمانه با دیکتاتورهای به قدرت رسیده در جمهوری‌های استقلال یافته پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شورویی که بگذریم در سایر بخش‌های مصاحبه هم تلاش مصاحبه‌گر (که با توجه به شیوه هدایت گفتگو و نیز شیوه انتشار متن در حقیقت باید او را مصاحبه‌ساز قلمداد نمود)، متوجه وادار نمودن مصاحبه شونده(آقای هاشمی رفسنجانی) به پذیرش ‌اتهاماتی است که در روابط بین‌الملل حتی اگر سرویس‌هاِی امنیتی برون مرزی کشوری واقعا" آنها را انجام داده و همه نوع سند و مدرک هم علیه آنها وجود داشته باشد، موضع رسمی و همیشگی دولتمردان و سیاستمداران هرگز چیزی جز انکار هر گونه ارتباط نیست.

همانطور که می‌دانیم در نوامبر سال 2006 وقتی الکساندر والترویچ  لیتویننکو  در انگلستان با ماده ناشناخته‌ای مسموم شد و پس از چند هفته از دنیا رفت،؛ هم خود وی و نزدیکانش ، رئیس جمهور وقت روسیه را مسئول این مسمومیت معرفی کردند و هم دولت انگلستان عامل مسمومیت او را پلوتونیم 210 یعنی ماده‌ای که فقط تعداد انگشت شماری از دولت‌های جهان به آن دسترسی دارند معرفی نمود. پس از طرح این ادعا‌ها دولت انگلستان از روسیه خواست تا به منظور اثبات مبرا بودن از مسئولیت قتل لیتویننکو، نسبت به استرداد دو مظنون شناسایی شده توسط سرویس‌های امنیتی انگلیس که پیش از مسموم شدن لیتویننکو  طی سفری به انگلستان با او ملاقات کرده بودند اقدام نماید.

واضح است که با وجود فیلم، عکس، ادعا، ردیابی رادیواکتیو و همه نوع سند و مدرک، هم اتهامات طرح شده و هم درخواست استرداد دولت انگلستان توسط دولت روسیه رد شد و تمام سر و صداهایی رسانه‌ای و دیپلماتیک هم راهی به دهی نبرد ، چرا که "همه" – البته به غیر از مصاحبه کنندگان با جناب آقای هاشمی!- می‌دانند که تعقیب تبهکاران و مجرمین تا مخفی‌گاه‌هایشان در ورای مرز‌های ملی اصلی‌ترین و نیز شاید شرافتمندانه‌ترین دلیل برای تاسیس «سرویس‌های امنیتی برون مرزی» در همه کشورهای جهان بوده و نگاهی به عملکرد سرویس‌های امنیتی در کشورهای مختلف به سادگی اثبات  کننده این واقعیت می‌باشد.

هر چند دستگاه‌های تبلیغاتی نظام سلطه در نمایش عملکرد سرویس‌های امنیتی «خودی» نزد افکار عمومی، رفتار مامورین این سرویس‌ها را به صورت آمیزه‌ای از ماجرا‌جویی‌های رمانتیک و هیجانات ورزشی نمایش می‌دهند اما آنچه از عملکرد واقعی مامورین سرویس‌های غربی توسط تحلیل‌گران، تاریخ نویسان و خاطره نویسان ضبط شده نه فقط هیچ شباهتی به رفتار قهرمانان فیلمهای جاسوسی نداشته بلکه  اغلب به رفتار باند‌های ارتکاب جرایم سازمان‌یافته شبیه‌تر است. گو این که گروگان‌گیری و آدم کشی و شکنجه به سبک مافیا از جمله رفتار‌هایی عادی سرویس های اطلاعاتی غربی بوده و این سرویس‌ها از امریکای جنوبی تا افریقا و از افریقا تا افغانستان ، ایجاد کننده و پشتیبان اصلی بسیاری از مخوف‌ترین تشکل‌های تروریستی بوده‌اند. واضح است که با چنین عملکرد گسترده‌ای، دستگیر شدن مامورین مخفی این سرویس‌ها و نیاز به مورد حمایت قرار گرفتن از سوی مقامات کشور متبوع هم از جمله احتمالاتی است که همیشه وجود داشته و خواهد داشت.

به عنوان یک نمونه جالب در 1985 وقتی دولت فرانسه سرگرم آزمایش کلاهک‌های هسته‌ای جدید برای موشک‌هایی بالستیک ام‌4 (قابل پرتاب از زیر آب توسط زیردریایی) بود و انفجارهای هسته‌ای مربوط به تست این کلاهک‌ها را در مجمع‌ الجزایری واقع در جنوب شرقی اقیانوس آرام  انجام می‌داد و اعضای گروهی موسوم به  صلح سبز با انجام چنین آزمایشاتیی به دلایل زیست محیطی مخالف بودند ؛ دولت  فرانسه استفاده از روش‌های مختلف بمب گذاری و قتل را به منظور توقف اعتراضات این گروه ، در دستور کار سرویس‌هایی امنیتی فرانسه  قرار داد.

دی‌جی‌اس‌‌ایی  نام یکی از سرویس‌های امنیت خارجی فرانسوی بود که 6 مامور آن  در 10 جولای سال 1985 کشتی رینبو واریر  متعلق به گروه صلح سبز  را در بندر اوکلند زلاندنو - یکشوری که از سال 1835 متحد تاریخی فرانسه بوده است- با انفجار دو بمب قدرتمند غرق نمود و در این بمب‌گذاری  فرناندو پرییرا  عکاس پرتغالی این گروه را کشتند تا به اعضای گروه صلح سبز که قصد داشتند با استفاده از این کشتی اعتراضاتی را علیه آزمایشات هسته‌ای فرانسه در جزایر واقع در جنوب شرقی اقیانوس آرام سازماندهی نمایند هشدار‌های مورد نظر دولتمردان فرانسوی را رسانده باشند. از آنجایی که اتفاقاً در زمان این بمب‌گذاری دولت حاکم بر زلاندنو چنان با بسط و توسعه سلاح‌های هسته‌ای مخالف بود که علاوه بر شناور‌های  حامل کلاهک‌های هسته‌ای حتی به کشتی‌های دارای موتور‌های پیشران هسته‌ای هم اجازه پهلوگرفتن در بنادر زلاندنو داده نمی‌شد پلیس این کشور با انجام جستجوهای گسترده ، دو تن از ماموران فرانسوی که با گذرنامه سوئیسی وارد زلاندنو شده بودند را شناسایی و  دستگیر نمود. هر چند این ماموران پس از دستگیر شدن به حبس‌های طولانی در زلاندنو محکوم شدند اما دولت فرانسه برای بازگرداندن آنها به فرانسه علاوه بر رایزنی‌های گسترده دیپلماتیک ، زلاندنو را تهدید به ممنوع کردن تجارت این کشور با اتحادیه اروپا نمود و در مجموع بر اثر این اقدامات دیپلماتیک و غیر دیپلماتیک طی کمتر از دو سال ماموران دستگیر شده فرانسوی با وجود اعتراف به جرم ، به کشور خود برگشتند.

واقعیت این است که ما در یک دنیای منصفانه زندگی نمی‌کنیم. در دنیای ما، وقتی یک شهروند جمهوری اسلامی در یک کشور اروپایی با اتهامات به کلی غیر قابل اثبات دستگیر و به بهانه اقدامات تروریستی در یک دادگاه کاملاً سیاسی به حبس ابد محکوم شده و به همین بهانه برای مقامات ارشد کشور از جمله شخص مصاحبه شونده (آقای هاشمی رفسنجانی) نیز احکام قضایی صادر می‌شود، توانایی تحلیل کسی که در زمان وقوع این رویداد‌ها عهده‌دار سمت سفارت ایران در این کشور اروپایی بوده (سیدحسین موسویان) در این حد است که در صفحه 208 از کتاب «چالش‌های روابط ایران و غرب: بررسی روابط ایران و آلمان از وحدت دو آلمان تا بحران میکونوس» نوشته است:

«...معلوم شد که سرویس اطلاعاتی بریتانیا برای مدت بیست سال کاظم دارابی را تحت نظر داشته و مکالمات او را گوش می‌کرده است.»

جالب این که اگر در جستجوی سند این ادعای جالب به رفرنس شماره 196 در صفحه 332 مراجعه کنیم بدون هر گونه توضیحی «معلوم کننده» ، الوطن – العربیه و تاریخ «معلوم شدن» 10 ژوئن 1994 معرفی شده است! این که تحلیلگری بتواند یا نتواند ادعاهای ضد ایرانی طرح شده توسط رسانه‌هایی مثل الوطن یا العربیه را به عنوان سند در تحلیل‌های خود بپذیرد به نبوغ حضرتشان بستگی دارد اما «کاظم دارابی کازرونی» محکوم شده در دادگاه سیاسی میکونوس ، طبق مستندات مندرج در حکم صادر شده متولد سال 1964 بوده، نخستین بار در سال 1981 وارد آلمان شده و اتهامی که به او وارد شده هم در 17 سپتامبر 1992 یعنی وقتی که وی حدود 28 سال بیشتر نداشته اتفاق افتاده است و برای پذیرش داستان شنود 20 ساله‌ای که تحلیل‌گر ارجمند با استناد به الوطن و العربیه، روش اثبات جرم ارزیابی تلقی نموده، باید تصور کنیم که سرویس امنیتی انگلستان 20 سال قبل از سال 1992 و 5 سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی یعنی از سال 1972 یک دانش آموز 8 ساله احتمالاً شاغل به تحصیل در کلاس دوم ابتدایی را به اتهام همکاری با نهاد‌های امنیتی جمهوری اسلامی ایران زیر نظر داشته و تلفن‌هایش را شنود می‌کرده است! بگذریم از این که نه یک مامور اطلاعاتی که هر فرد علاقمند به فیلم‌های پلیسی هم مسلماً می‌داند که در این نوع رویدادها همیشه یک نفر در حال شنود همه تلفن‌هاست.

این که سفیر سابق ایران ترجیح می‌دهد چه اطلاعاتی را از کدام منابع  باور کند به خودش مربوط است اما در خصوص انتشار این مجموعه واقعاً بی‌نظیر از تجزیه و تحلیل‌های جالب ، سه نکته قابل تامل وجود داشت، نخست این که این کتاب توسط یکی از عالیرتبه‌ترین نهاد‌های سیاسی جمهوری اسلامی منتشر شده، دوم این که در زمان انتشار این کتاب ، ایرانی دستگیر شده به اتهام ترور هنوز در آلمان زندانی بوده و وظیفه استاندارد جمهوری اسلامی ، تلاش برای اثبات بی‌گناهی او و نه برعکس بوده و سوم این که دلیلی وجود نداشت نویسنده با سو استفاده از حسن ظن ریاست محترم نهاد منتشر کننده - که اتفاقاً خود به دلیل عهده دار بودن سمت ریاست جمهوری یکی از قربانیان دادگاه سیاسی میکونوس می‌باشد - ایشان را در آذر ماه سال 1384 متقاعد به تایید مندرجات کتاب، آن هم تایید با این جملات نمایند که:

«... تحلیل چالش‌های مهم روابط ایران با اروپا و غرب در زمینه حقوق بشر، تروریسم، تسلیحات کشتار جمعی، پروسه صلح خاورمیانه و امنیت منطقه از یک سو و تاثیر بازیگران خارجی: ایالات متحده، آلمان، انگلیس و اسراییل در روابط ایران و آلمان بعد از اتحاد دو آلمان تا بحران میکونوس و همچنین نقش این کشورها در ایجاد بحران میکونوس از جمله نکات این تحقیق است که نویسنده با استفاده از حقایق و اسناد معتبر تاریخی و نیز خاطرات ماموریت خود به رشته تحریر در آورده است...»

همانطور که می‌دانیم کاظم دارابی پس از گذراندن 15 سال از عمر خود در زندان‌های آلمان بالاخره در پاییز سال 1386 و در پی رایزنی‌هایی گسترده مقامات ایرانی با طرف‌های آلمانی آزاد شد و پس از آزادی هم در حالی که در ایران بوده و دیگر دلیلی برای انکار نداشت و حتی صرف سکوت می‌توانست وی را به قهرمانی نزد افکار عمومی آن هم در کشوری که به طور متوسط تقریباً هر سال یک انتخابات در آن برگزار می‌شود بدل نماید مجدداً تاکید کرد که:«...من در هیچ تشکیلاتی حضور نداشتم و فقط عضو اتحادیه دانشجویان مسلمان در اروپا بودم... هیچ کدام از سمت‌هایی که در حکم دادستانی و دادگاه من آمده صحت ندارد... من در این جا به خدا قسم می خورم که جزو هیچ تشکیلاتی نبودم.»

متاسفانه مسئله دادگاه نمایشی میکونوس یکی دیگر از مواردی است که در آنچه از مصاحبه منتشر شده (با آقای هاشمی رفسنجانی)، اگر چه بسیار مختصر مورد اشاره قرار گرفته اما جهت‌گیری مصاحبه و جملات مصاحبه شونده عمداً توسط مصاحبه ساز، طوری کنار هم چیده شده که گویی در این ماجرا به هر حال مقصر جمهوری اسلامی ایران بوده است:

«ایشان در مورد اروپا و مسئله میکونوس که مراکز متعدد تصمیم گیری کشور باعث شدند که دولت سازندگی علیرغم تلاش هایی که کرد، نتواند در سال های آخرش روابط مثبتی با اروپا داشته باشد ، گفت: "آنها می‌فهمیدند که اینها خواست و استراتژی دولت نیست. فرض کنید تروری در کشوری انجام می‌شد، بزرگش نمی کردند. ولی افراطی‌هایی بودند که هنوز هم هستند و همیشه بوده‌اند. میکونوسی که شما میگویید هم از همین نوع است. جریاناتی اینگونه همیشه بوده‌اند.... بله فکر میکنم هنوز هم آدمهای خودسر هستند. ولی سیاست کشور اینگونه نیست.»

اگر «استفاده سیستماتیک از خشونت برای ایجاد جو عمومی ترس و وحشت در میان مردم به منظور نیل به اهداف سیاسی خاص» را به عنوان تعریف پذیرفته شده تروریسم در علوم سیاسی مد نظر داشته باشیم در یک دنیای مبتنی بر انصاف، در حقیقت باید رفتار سرویس‌های امنیتی غربی ‌مثل بمب‌گذاری در کشتی صلح سبز توسط دی‌جی‌اس‌‌ایی فرانسه را «اقدامات تروریستی» به معنی حقیقی و علمی کلمه ارزیابی نموده، تعقیب رهبران یک گروه مسلح مورد حمایت دولت‌های خارجی در خارج از مرز‌های ملی را - حتی به فرض اگر حقیقتاً چنین تعقیبی به وقوع پیوسته باشد- بی هیچ تردیدی شکلی از اشکال دفاع مشروع قلمداد نمود، مضافاً این که هر چند شاید اصولاً استفاده از اسلحه کار درستی نباشد، اما در دنیایی که هواپیما‌های بدون سرنشین به هر هدفی که بخواهند و در هر کشوری که بتوانند به بهانه مبارزه با تروریسم موشک شلیک کرده، اساتید و دانشجویان به بهانه ممانعت از تولید سلاح مقابل چشم فرزندانشان به شهادت رسیده خاک کشور‌ها به بهانه تعقیب مجرمین اشغال می‌شود، تشخیص این که چه کسانی در کدام کشورها "افراطی‌" نامیده شوند حقیقتاً دشوار است، اما همانطور که پیشتر گفته شد، واقعیت این است که ما در یک دنیای منصفانه زندگی نمی‌کنیم


 
میزگردی با سه برگزیده جشنواره عمار درباره شهید آوینی؛
ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی

اگر مرتضی آوینی بود، چه می‌کرد؟

در دو سه سال گذشته و بعد از جریان فتنه، گروهی از فیلم‌سازان -چه مستند، چه فیلم کوتاه- جوان انقلابی و ولایی پا در عرصه‌ی فرهنگی و هنری ایران گذاشتند که هرچند «سید مرتضی آوینی» را از نزدیک درک نکرده بودند و خاطرات مشترکی با آن شهید بزرگوار نداشتند، ولی تربیت‌شده‌ی همان مکتب بودند و خوش‌بختانه مانند نسل قبل از خود تنها درگیر ذکر خاطره و برگزاری یادبود و نوستالژی‌بازی در سالگرد «سید شهیدان اهل قلم» نشدند و با تمام وجود سعی کردند با همه‌ی مشکلاتی که مدیران به ظاهر انقلابی جلوی پایشان می‌گذارند، باری از روی دوش انقلاب بردارند و ادامه دهنده‌ی راهی باشند که «سیدمرتضی آوینی» 19 سال قبل آغازش کرده بود.

سالگرد شهید آوینی بهانه خوبی بود تا با داود مرادیان، محمدحسین خوش‌بیان و محمدصادق باطنی، سه نماینده از گروه کثیر نسل جدید فیلم‌سازان جوان انقلابی -که هرسه هم از برگزیده‌گان جشنواره فیلم عمار هستند- درباره آن شهید بزرگوار، چگونگی ورودشان به این عرصه، مشکلات جلوی راه‌شان، مدیران فرهنگی نظام و خیلی از مسائل دیگر صحبت کنیم. بخش اجمالی این میزگرد در ادامه آمده است و مشروح آن نیز از دو پیوند زیر قابل دسترسی است:

بخش اول: الان سیدمرتضی دارد در آدم‌های متعدد زنده می‌شود/ آوینی متحولم کرد

بخش دوم: برکات فتنه برای زنده شدن آوینی/ انقلاب اسلامی از کدام سوراخ گزیده می‌شود؟

مرادیان: آوینی چشم دیگری غیر از روشنفکری به انسان می‌دهد. اگر در سینمای روشنفکری کار کرده باشی، اگر دنیای نیهیلیستی را قشنگ تجربه کرده باشی، صادق هدایت را خوب خوانده باشی و با فضای روشنفکری جلو رفته باشی و سینما را آن‌طوری یاد گرفته باشی، آوینی برایت معنا پیدا می‌کند. آوینی در میّت آوینی معنا پیدا نمی‌کند. آوینی برای ما یک قصه علی‌الدوام بود. ما یاد گرفتیم که این‌جوری هم می‌شود به جهان نگاه کرد.

بعد از مواجهه با آوینی از زمین تا آسمان فضا عوض می‌شود. نگاهت از یک نگاه نیهیلیستی تبدیل به یک نگاه امیدوارانه می‌شود. آوینی اشراقی به دنیا نگاه می‌کرد. وقتی می‌خواهی سینمای اشراقی را ببینی، وقتی می‌خواهی به این فکر کنی که خیلی جاها این من نیستم که دکمه دوربین را Switch می‌کنم، یک چیزی قرار است در مقابل من شکل بگیرد و من فقط دارم می‌روم که آن را ضبط کنم. اینها اتفاقات درونی هستند که بین تو و خدایت اتفاق می‌افتند و واقعاً در قاب تصویرت شکل می‌گیرند. این نگاه که خدا توفیق داد و بعد من این کار را کردم، نگاهی است که مرتضی آوینی در سینمای ایران گذاشت. منی وجود ندارد. 73 برنامه می‌سازد شاهکار، پای یکی از آنها اسم خودش نیست. من مرتضی آوینی را این‌جوری شناختم.

با انقلاب اسلامی در ایران، انقلاب هنری اتفاق نیفتاد

باطنی: وقتی انقلاب شد، اسمش انقلاب بود، یعنی دگرگونی. جمهوری اسلامی یک مفهوم جدید بود که داشت در دنیا قد علم می‌کرد و از جا بلند شده و جلوی همه گنده‌های دنیا ایستاده و گفته بود من هم هستم. تغییرات در عرصه‌های سیاسی، نظامی، علمی و... شروع شدند، اما از همان اول یک عرصه در این میان مهجور ماند. با انقلاب اسلامی در ایران، انقلاب هنری اتفاق نیفتاد. انقلاب اسلامی که اتفاق افتاد، انقلاب علمی اتفاق افتاد، حتی انقلاب فرهنگی هم تا حدودی اتفاق افتاد، اما انقلاب هنری اتفاق نیفتاد. عرصه هنر بسته شد و مثل یک انبار پر از گنج، توسط جمهوری اسلامی ایران در گوشه‌ای رها شد. یک عده‌ای هم آمدند و دیدند که انباری پر از گنج‌های پر بها در گوشه‌ای افتاده است که قبل از انقلاب دست ما بود. کسی هم اصلاً توجهی به این انبار ندارد و لذا رفتند و آن انبار را گرفتند و مسیری که در ابتدای راه انقلاب اسلامی در هنر اتفاق افتاد، همان مسیری بود که قبل از انقلاب اتفاق افتاده بود، گیریم که با یک فاصله. این گذشت و آمد تا رسید به دهه 70. البته دهه 60 را هم می‌شود تا حدودی منظور کرد، اما دهه برجسته‌ شدن این آدم، دهه 70 است. تا رسیدیم به دهه 70 و در این سینمایی که برخلاف باقی فرزندان انقلاب همچنان عقب‌مانده باقی مانده بود، فریادی در تاریکی سینمای ایران بلند شد که فریاد شهید مرتضی آوینی بود و این فریاد به‌قدری رسا و بلند بود که هم در زمان خودش ـ‌البته کمترـ و هم در زمان بعد از خودش ـ‌بیشترـ اثر کرد و شنیده شد. مرتضی آوینی شاید خودش به‌تنهایی تولیدات فراوان و عجیب و غریبی نداشت، ولی جریانی را درست کرد که همین‌طور دارد و اگر ما دور این میز نشسته‌ایم، شاید یکی از دلایلش لرزیدن بال‌های پروانه‌ای بود که آن موقع شهید مرتضی آوینی به پرواز درآورد.

مدیران فرهنگی ما اعتقادشان این بود که انقلاب اسلامی نیاز به قیّم دارد

مرادیان: آوینی، برعکس مدیران فرهنگی ایران از اول تا الان، خصوصاً صدا و سیما، معتقد نبود که انقلاب اسلامی نیاز به قیّم دارد، بلکه معتقد بود که انقلاب اسلامی حادثه‌ای است که ما معلول آن هستیم، نه عامل آن. انقلاب باید در این برهه اتفاق می‌افتاد. ظرف خودش را پیدا کرد و متجلی شد. ما صاحب انقلاب نیستیم. اصل انقلاب اسلامی را فهمید. سازمانی‌ها و مدیران فرهنگی ما اعتقادشان این بود که انقلاب اسلامی نیاز به قیّم دارد، به خاطر همین شروع کردند به سانسور انقلاب اسلامی. سانسور تاریخ انقلاب اسلامی به طرز فجیعی در این سه دهه بعد از انقلاب اتفاق افتاد. نتیجه‌اش شد فتنه 88. نسل سوم با یک انقلاب پاستوریزه روبرو شد. درحالی که مرتضی آوینی این را می‌دید. انقلاب قیّم نمی‌خواهد. ما مظروف آن هستیم و در ما تجلی پیدا می‌کند و اتفاقاتی می‌افتد. اگر دنبال مرتضای مرده می‌گردیم، به نظرم قدیمی‌ها خیلی بهتر می‌توانند صحبت کنند. مرتضای زنده، بحث خطرناکی است.

اگر مرتضی آوینی بود، چه می‌کرد؟

مرادیان: کسی که یک مقدار مرتضی آوینی را خوب بشناسد انگار که روی مبل اول فیلم Matrix نشسته، مرتضی دو تا قرص گرفته جلوی او، می‌گوید آبی را بخوری برمی‌گردی به دنیایت، قرمز را بخوری بعد از این رنج می‌کشی.

مرادیان: خیال نکنید آقایان در سینمای دفاع مقدس عددی بودند. یکی از چیزهایی که در آوینیِ زنده مهم است، همین قضیه سینمای دفاع مقدس است. ابراهیم حاتمی‌کیا کی بود؟ یک جوان ریشویی که اورکت سبز می‌پوشید و باید در حوزه هنری پوتین ماچ می‌کرد تا بگذارند فیلمش را بسازد. کمال تبریزی کی بود که فیلم عبور را کار کرد؟ شورجه کی بود؟ شورجه یک فیلمساز متوسط ضعیف بود، هنوز هم متوسط هست و خواهد بود، چون قدش همین اندازه است. مرتضی آوینی آمد و پشت اینها ایستاد. حاتمی‌کیا را برد جلو، نامه به او نوشت، از شورجه دفاع کرد.

سیره مرتضی الان یعنی همین، یعنی این‌که روی جلد مجله پنجره، عکس سلیم غفوری بخورد. واقعاً برایم جای تعجب دارد. اگر مرتضی آوینی بود، چه می‌کرد؟ موضوع اصلی حرف من این است، نه این‌که مرتضی که بود و چه کرد. اگر الان بود همان کارها را می‌کرد. کارهایی که آن موقع کرد این بود که راجع به هیچکاک صحبت کرد، یعنی بروید و فنّ سینما را در سینمای داستانی بیاموزید و بعد آمد و پشت جوان‌هایی که در مقابل جریان روشنفکری ایستاده بودند، ایستاد و سینه سپر کرد و گفت تحت حمایت ما بروید جلو. اگر مرتضی بود الان روی جلد سوره و راه و پنجره عکس سلیم غفوری و عکس سهیل کریمی بود، ولی نیست. اینجاست که می‌گویم مرتضایی که می‌گویند مرتضای مرده است.

از دوره مشروطه هنر را تبدیل به یک چیز لوکس و ویترینی کردند

خوش‌بیان: ما در هنر چالش‌های اساسی داریم. نگاهی که فقه به هنر دارد هنوز هم یکی از چالش‌هاست، یعنی هنوز هم درباره مسائل اساسی ما در هنر در حوزه بحث نمی‌شود. هنوز هم که هنوز است قشر حزب‌اللهی کم فیلم می‌بینند، گالری نمی‌روند، نقاشی و عکس را تخصصی نگاه نمی‌کنند. متأسفانه از دوره مشروطه که خیانتی به نام منورالفکری در ایران باب شد، هنر را از این سرزمین جدا و تبدیل به یک چیز لوکس کردند، یعنی هنرمندِ در دسترسی مثل آقای غفوری و آقای کریمی را برداشتند و او را تبدیل به هنرمندی کردند که باید در اتاق بسته یا گالری بنشیند و هنر تولید کند! هنر را تبدیل به یک چیز لوکس و ویترینی کردند.

آوینی تعریف هنر را عوض کرد

باطنی: آوینی جزو اولین افرادی بود که این قرص اشتباهی را که به ما داده شده بود که هنر برای هنر است و لاغیر، هنر سوسول‌بازی است، هنر یک کار لوکس است که اصلاً ربطی به شما حزب‌اللهی‌ها و انقلاب ندارد و هنر اصلاً با اسلام قابل جمع شدن نیست را عوض کرد و گفت: «هنر وسیله‌ای است برای انتقال پیام‌های در گلو مانده انقلاب اسلامی». آوینی تعریف را عوض کرد. مهم‌ترین برکت آوینی این بود که تعریف هنر برای هنر را کرد «هنر برای انتقال رسالت‌ها و پیام‌های انقلاب اسلامی». حالا هنری که بسته‌بندی لوکس برای توهمات روشنفکری چهار تا آدم دور از جامعه و جامعه‌گریز بود، تبدیل شده بود به ابزاری برای جهانی کردن شهادت یک بچه بسیجی.

آوینی اگر در سال 57 نیروها و آدم‌هایش را داشت، انقلاب خیلی سریع‌تر صادر می‌شد

باطنی: می‌‌خواستم به همین برسم. انقلاب اسلامی گلوی پرطاقت و بزرگی دارد و حرف‌ها را خیلی خوب در خودش تحمل می‌کند. 32 سال فاصله بین انقلاب اسلامی ایران و انقلاب اسلامی تونس ـ‌اسلامی را از روی قصد استفاده می‌کنم‌ـ خیلی فاصله طولانی‌ای است. این فاصله اگر 32 روز هم بود شاید زیاد بود. باید فاصله این دو انقلاب به ساعت می‌کشید، ولی چه چیزی مانع شد؟ اول جهت‌دهی و کتمان و سانسور این انقلاب از طریق رسانه‌های غربی، و دوم نبود یک رسانه داخلی، نبود هنر انقلاب اسلامی.

آوینی اگر در سال 57 نیروها و آدم‌هایش را می‌داشت، مطمئناً این انقلاب خیلی سریع‌تر صادر می‌شد. همین سلیم غفوری و سهیل کریمی و امثال اینها اگر آن روز کنار آوینی بودند و در کنار آوینی یک روایت فتح بزرگ وجود داشت، تونسی‌ها و مصری‌ها و خیلی کشورهای دیگر به فکر می‌افتادند که امام‌خمینی‌ای وجود دارد که حرف جدیدی دارد می‌زند، شاید بتوانیم راهی غیر از امثال بن‌علی و مبارک و... پیدا کنیم.

مرادیان: مرتضی یک خصلتی داشت که دیگران نداشتند. من این انتقاد را به شخص آقای شورجه دارم. ایشان چند وقت پیش مصاحبه کرد و گفت: «جای خالی مرتضی در عرصه فرهنگ احساس می‌شود». سئوال من این است که تا شما هستید چرا باید احساس شود؟ چند تا بچه مسلمان را وارد سینما کردید؟ اگر مرتضی آوینی بود جلوی ساخته شدن 33 روز توسط یک کارگردان حزب‌اللهی 50 ساله را می‌گرفت، چون باید یک 25 ساله می‌رفت و این فیلم را می‌ساخت. باید آن‌قدر نیرو تربیت کرده باشید که صحنه پر باشد. نیرو تربیت نکردند. احساس کردند خودشان برای انقلاب کافی هستند.

در عرصه فرهنگ مدیر نداریم

مرادیان: نگاه تربیتی مرتضی به نظرم الان در نشریه «راه» وجود دارد، توی مدیران ما نیست و ما باید با این دید مدیر داشته باشیم. ما در صداوسیما واقعاً مدیر نداریم، در عرصه فرهنگ مدیر نداریم، آدم‌های عقب‌افتاده‌ای هستند که با ذهنیت امنیتی بر عرصه فرهنگ نشسته‌اند و دست و پای تو را بسته‌اند، کار نمی‌توانی بسازی. اینهایی را که داری می‌بینی، کار پارتیزانی است.

روح انقلابی با نظام اداری موجود نمی‌سازد

خوش‌بیان: یکی از انتقادهایی که می‌شود کرد این است که اصلاً نظام اداری ما قابلیت تولید مدیر و هنرمند انقلابی را ندارد. خیلی کم پیش می‌آید چنین فردی پیدا شود. باید یک نفر خارج از این سیستم کار کند تا مثلا بیاید «مشتی اسماعیل» را بسازد. روح انقلابی با نظام اداری موجود نمی‌سازد.

تب فتنه هم نهایتاً یکی دو سال دیگر می‌خوابد و دو باره دعواها داخلی خواهد شد. یعنی اگر روی فلسفه و فقه هنر اسلامی به شکل جدی کار نشود، دقیقاً همان مشکلاتی را که اول انقلاب داشتیم که عده‌ای جذب سینمای انقلاب شدند و نتیجه‌اش این شد، چهار پنج سال دیگر دو باره خواهیم داشت، چون این نظام مدیریتی با تعویض یک مدیر درست نمی‌شود. این نظام مدیریتی مشکل دارد. این نظام نمی‌تواند چریکی و انقلابی عمل کند، اصلاً نمی‌کِشد. یک انقلابی که خواب ندارد و می‌خواهد برای انقلاب تولید کند، سیستم از او جا می‌ماند. سیستم به حدی فرسوده است که وقتی فرد می‌خواهد بدود، یا باید از سیستم بزند جلو و یا باید برگردد عقب و در همان سیستم عمل کند.

این صداوسیما به‌دنبال "تا ثریا"ست

مرادیان: بنده از یکی از شبکه‌های صداوسیما تعلیق شدم. پشت میز نشسته بودیم و داشتم راجع به مبحث ولایت‌فقیه یک مستند می‌ساختم. سنگینی قصه را ببینید! تلفن زنگ زد. حالا کسی که آن طرف خط است اصلاً خودش قائل به این قصه‌ها نیست. گفت شما به علت این‌که تصویر آقا را به خودش cut زدی و dissolve نکردی، تعلیقی. بعد هم که تعلیق لغو شد، من خودم نرفتم توی آن شبکه کار کنم. یعنی چه؟ یعنی اینکه حرف آقا اصلا مهم نیست. در جریان فتنه و در آن فضا، من یک طرف می‌نشستم، بقیه یک طرف. فحش شنیدیم، بد و بیراه شنیدیم، از آدم‌هایی که پدران‌شان توی نظام بودند، ولی این‌که شما عکس آقا را به عکس آقا cut زدی، سبب تعلیق شما می‌شود! و یک مرتبه همه ولایتمدار می‌شوند. صداوسیما یک جریان این شکلی است. شما در این صداوسیما نمی‌توانی به آن معنا کار کنی. می‌توانی چریکی فیلم بسازی و بدهی توی سازمان، ولی اول و آخرش این صداوسیما به‌دنبال "تا ثریا"ست. این صداوسیما دنبال حرف انقلابی نیست، چون عواملش به آن معنا انقلابی نیستند. قصه این است.

باطنی: بعد از فتنه در این مملکت یک اتفاق مهم افتاد، اینکه بچه حزب‌اللهی‌ها یاد گرفتند چه جوری حرف بزنند. چه جوری حرف خوب‌مان را خوب هم بزنیم. این اتفاق مهم افتاد. بعد گشتند گشتند و دیدند در خاطرات کودکی‌شان جز آوینی کس دیگری نیست که برای حرف خوب را خوب زدن، راه باز کرده باشد.

الان جریان روشنفکری مورچه است

مرادیان: دوره‌ای که آوینی روشنفکری را زد، روشنفکری غولی بود که باید زده می‌شد. الان جریان روشنفکری مورچه است. شما سالی 20 تا قلاده‌های طلا تولید کن، اصلاً آن جریان وجود ندارد. یک بار یک خانم روشنفکری می‌گفت: «من یک بار یک مطلب می‌نویسم، یک بار اسمم می‌آید، شما در مطلبی که می‌نویسید ده بار اسم مرا می‌آورید». یکی از اشتباهاتی که داریم می‌کنیم این است که فکر کردیم فقط باید بزنیم. رها کنید این کارها را. ایجابی کار کنید.

پول می‌دهند که ناصر تقوایی راجع به جنگ فیلم بسازد بعد متوجه می‌شوند دارد به انقلاب اسلامی فحش می‌دهد

مرادیان: تا کی قرار است این تکرار مکررات بشود؟ من می‌روم پیش یک آقای مدیر و می‌گویم به عنوان کسی که می‌خواهد فیلم اولش را کار کند، دغدغه‌ام فلان موضوع، یعنی دستاورد تاریخی سپاه است. برمی‌گردد و می‌گوید: «هان؟» می‌گویم: «تو که نمی‌فهمی سپاه در این قضیه چه کرده، وای به حال بقیه». خیلی جالب است. می‌روند پول می‌دهند که ناصر تقوایی راجع به جنگ فیلم بسازد. بعد تقوایی می‌آید فیلم را عوض می‌کند، حاجی میری راش‌ها را که سر تدوین می‌بیند، متوجه می‌شود دارد به انقلاب اسلامی فحش می‌دهد، جلوی کار را می‌گیرد.

خوش‌بیان: در باره مخاطب سینما، شهید آوینی به نکته خیلی قشنگی اشاره کرده‌اند و آن این‌که ما باید حرف خودمان را بزنیم. متأسفانه از آسیب‌شناسی‌ای که من از بچه حزب‌اللهی‌هایی کرده‌ام که کار می‌سازند، این است که می‌خواهند آن قشری را که سبز است، انقلابی کنند! این یکی از خطرناک‌ترین چیزهایی است که دارم می‌بینم. آقا! تو به سبزها چه کار داری؟

حرف‌های ناگفته انقلاب

خوش‌بیان: مشکل دیگر حرف‌های ناگفته انقلاب اسلامی‌ست. مثال بارزش مستند بسیار ضعیف و سخیفی مثل «ظهور نزدیک است». یک بلبشویی است که از هیچ جای آن نمی‌شود دفاع کرد، ولی می‌بینی توی کوره‌دهات‌های ایران هم آن را دیده‌اند. چرا؟ چون دغدغه شیعیان است. دغدغه مردم ایران است و تا به حال در مورد آن بحث نشده. از این سوژه‌ها الی ماشاءالله وجود دارد که درباره هیچ‌ کدام‌شان بحث نشده.

هیچ‌کدام از جشنواره‌ها ارزش جشنواره عمار را ندارد

مرادیان: فضای جشنواره‌ای برای ما نیست و ما اصلاً قرار نیست با جشنواره‌ها صحبت کنیم، اما خیلی از ماها داریم از این فضا استفاده می‌کنیم که خودمان را به مدیران نشان بدهیم. من دارم می‌گویم آقای مدیری که نشستی توی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، ببین من از آن غربی جایزه گرفتم و فرش قرمز را انداخت. بابا! بگذار کارمان را بکنیم. ولی آخرش هیچ‌کدام ارزش جشنواره عمار را ندارد. من سرخ شدم تا ببینم اسمم توی جشنواره عمار اعلام می‌شود یا نمی‌شود. برای دو تا نیم سکه بود؟ یک چیز دیگری است. به نظرم جشنواره‌های غربی به ما کمک می‌کنند که بتوانیم اینجا حرف‌مان را بزنیم.


 
2400 اسیر فلسطینی دراعتصاب غذا
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی

معاون قائم مقام وزارت امور اسرا و آزادگان دولت فلسطین در غزه گفت: همزمان با "روز اسیر فلسطین" بیش از 2 هزار و 400 اسیر در اعتراض به شرایط سخت، شکنجه و بدرفتاری در زندان های رژیم صهیونیستی دست به اعتصاب غذا زده اند.

به گزارش رجانیوز، بهاء المدهون چهارشنبه در مصاحبه با شبکه خبری العالم، همه فلسطینی ها را به حمایت از اعتصاب غذای اسرای فلسطینی محبوس در زندان های رژیم صهیونیستی فراخواند و افزود: اسیران فلسطینی به اعتصاب غذا تا دستیابی به پیروزی در برابر رژیم صهیونیستی ادامه خواهند داد.
 
المدهون اظهار داشت: اسرای فلسطینی در بیشتر زندان های رژیم صهیونیستی اعتصاب غذا کرده اند و با وضعیت دشواری مواجه هستند.
 
وی خاطرنشان کرد: روز گذشته (سه شنبه 29 فروردین ، 17 آوریل) به مناسبت روز اسیر فلسطینی راهپیمائی همه گروه های فلسطینی در حمایت از اسیران برگزار شد. راهپیمائی که ده ها هزار نفر یکصدا فریاد "ای اسیر جانم فدایت " را سر دادند.
 
معاون قائم مقام وزارت امور اسرا و آزادگان دولت فلسطین در غزه افزود: راهپیمائی گروه های فلسطینی حاوی این پیام برای اسرا بود که ما هرگز شما را تنها نخواهیم گذاشت و تا آزادی از بند رژیم صهیونیستی از شما حمایت خواهیم کرد.
 
المدهون گفت: این راهپیمائی همچنین حاوی پیامی برای رژیم صهیونیستی بود که ملت فلسطین اسرای خود را فراموش نخواهد کرد و به جهان و سازمان های بین المللی نیز این پیام را رساند که باید سکوت تنفرانگیز خود را بشکنند زیرا سکوت در قبال جرایم وجنایات رژیم صهیونیستی همدستی با این رژیم محسوب می شود.
    
وی همبستگی گسترده مردم باریکه غزه و کرانه باختری رود اردن با اسرا را ستود و افزود: وزارت امور اسرا و آزادگان با آغاز اعتصاب غذای اسرا با همه گروه های فلسطینی برای تدوین برنامه ای واحد با هدف اعلام حمایت از اسرا هماهنگی به عمل آورده است.
 
المدهون گفت: ما از برادران خود در کرانه باختری رود اردن که رو در روی رژیم صهیونیستی ایستاده اند ، می خواهیم به مبارزات خود ادامه دهند و بیش از پیش از اسرا حمایت کنند زیرا حمایت های شما این رژیم را برای آزادی اسرا زیرفشار خواهد گذاشت.
 
وی اظهار داشت: اسرای فلسطینی قبلا نیز اعتصاب غذا کرده بودند و تجارب زیادی در این زمینه دارند و هم اکنون مصمم به ادامه اعتصاب غذا هستند به طوری که یا به مطالبات خود دست یابند و یا در این راه شهید شوند.
 
المدهون افزود: اسرا عزم خود را برای اعتصاب غذا جزم کرده اند و هرگز از تصمیم خود منصرف نخواهند شد و چند روز پیش نیز در اعلامیه ای اعلام کردند که به اعتصاب غذای خود تا تغییر اوضاع زندان ها ادامه خواهند داد.

 
تصویری ناب از لحظه‌ وصال یک مادر شهید به فرزندش
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی

گاهی اوقات تنها یک فریم عکس هزاران برگ توضیح میخواهد که از توان ما خارج است. به خصوص لحظه ای که یک مادر پاره های استخوان فرزندش را بعد از سال ها در آغوش می‌گیرد.

به گزارش فارس، بارها و بارها از مقام مادر گفتیم و نوشتیم. از صبوری و مهربانی‌اش، از نجابت دستان آسمانی‌اش، اما نگفتیم آن‌که عزیز کرده‌ی سال‌های جوانی‌اش را به مسلخ عشق می‌فرستد در دلش چه غوغایی است. مگر می‌شود جوان رعنا قامتت را، پاره‌ی جگرت را به میان آتش بفرستی، بی‌خیال روزگار را سپری کنی.

حاجیه خانم سیده هنده حسینی مادر شهیدان محمد و جابر آقاجانی خاطرات آن روزهایش را برایمان به تصویر می‌کشد. 

محمد طاقت دیدن دستان تاول زده‌ام را نداشت. خیلی کوچک بود. یک‌بار گفت: «مادر ما حاضریم گرسنه بمانیم ولی شما کارگری نکنید. جابر مسئول پایگاه بسیج محل بود. و محمد قاری قرآن و چه صوت زیبایی داشت. هنوز هم قرآن محمد را روی طاقچه‌ی خانه می‌گذارم تا هروقت دلم برای دیدنش تنگ می‌شود به یاد او چند آیه بخوانم.

از کدام‌یک از پاره‌های جگرم بگویم. از جابر بگویم که یک‌بار کت و شلوار زیبایی پوشید و گفت: «مادر الآن داماد شدم». انگار دنیا را به من داده بودند. شوخی او را جدی گرفتم و صحبت ازدواج را پیش کشیدم، اما او دلش جای دیگری بود. خندید و گفت: «مادر :همسر من تفنگ است».

 

لحظه وصال یک مادر شهید به فرزندش/ اطلاعاتی از نام این مادر شهید در اختیار نداریم

 

و حالا همیشه حسرت می‌خورم چرا او را در لباس دامادی ندیدم. جوان بود و شوق زندگی داشت. هردو از کنارم پر کشیدند آرام. خودم خواسته بودم. خودم آن‌ها را به قربانگاه فرستادم. تا اسماعیلی شوند برای حسین زمان. حتی یادم هست وقتی جابر به مرخصی آمد. گفتم: «چرا آمدی مگر نرفته بودی که شهید شوی؟» آن روز همه به من با تعجب نگاه کردند.

جابر گفت: «انشاالله شهید می‌شوم مادر» شاید غریب باشد که خودت فرزندت را به پیشواز مرگ بدرقه کنی. اما با صلابت بدرقه کردم. جابر به قولش عمل کرد و در عملیات کربلای 5 آسمانی شد.

اما خبر شهادت محمد پاهایم را ناتوان ساخت. در بازار فروش ماست و سبزی بودم که گفتند محمد شهید شد. همان‌جا بی‌هوش بر زمین افتادم. محمد به مولایش اباالفضل العباس (ع) اقتدا کرد. درکردستان با دست‌های شکسته و چشمان از حدقه بیرون آمده به استقبال مرگ سرخ شتافت.

حاجیه خانم هنوز هم یک آسمان صبر در سینه دارد و یک کهکشان امید در نگاهش موج می‌زند.


 
میرحسین موسوی در ویلای شمال + عکس
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی

جام: سایت "بالاترین" (Balatrin) دوشنبه 28فروردین(April.16) نوشت: «چرا طرفداران موسوی از انتشار عکس وی در ویلای شمال پرهیز می کنند؟»

 
 
بر پایه این گزارش، یکی از کاربران بالاترین در پست خود نوشت: «چندی است عکسی از میرحسین موسوی منتشر شده است که وی را در جایی که گفته می شود ویلایی در شمال کشور است نشان می دهد. گفته می شود وی درجریان دیدار نوروزی با فرزندانش به روستایی در شمال کشور رفته است. این اصلا چیز بدی نیست ولی نکته عجیب این است که طرفداران آقای موسوی اصرار دارند که وی همچنان درحبس خانگی بوده است و حتی لینک هایی که تحت این عنوان به بالاترین فرستاده شده اند، تحت عنوان "خبر غیرواقعی" [!] حذف گردیده اند. به راستی چرا طرفداران موسوی از انتشار عکس وی در ویلای شمال هراس دارند؟ آیا فکر می کنند اگر موسوی به شمال کشور رفته، مرتکب گناهی شده است یا خدای ناکرده تقدسش مخدوش گشته است؟»
 
به نظر می رسد کار سانسورچی های فتنه به حذف تصاویر سران جریان سبز رسیده است.

 
هشدار هریتیج درباره وقوع انقلاب در عربستان
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی

موسسه آمریکایی "هریتیج" در گزارشی پرسش هایی در مورد امکان وقوع انقلاب در عربستان و متوقف شدن تولید نفت در این کشور بزرگ صادر کننده نفت مطرح کرد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران ، این موسسه در این گزارش تلاش کرده است برای بعد از توقف تولید نفت از سوی عربستان برنامه ریزی کند و به دولت آمریکا پیشنهاداتی دهد که اقدامات فوق العاده ای در صورت وقوع این حادثه اتخاذ کند.
 
موسسه هریتیج همچنین ادعا کرد که در صورت وقوع انقلاب در عربستان، ایران و روسیه از بحران پیش آمده سوء استفاده می کند و نفوذ آمریکا به ویژه در خاورمیانه به شدت کاهش می یابد.
 
در گزارش هشت صفحه ای این موسسه آمریکایی آمده است سناریوی وقوع انقلاب در عربستان از بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران که قیمت نفت را به شدت بالا می برد هم خطرناک تر است.
 
 این موسسه اعلام کرد در سال های 2006، 2008 و 2010 در مورد وضعیت نفت در صورت حمله نظامی به ایران تحقیقاتی انجام داده است و اکنون به این موضوع پرداخته است که ممکن است با طولانی شدن انقلاب در عربستان تولید نفت حداقل به مدت یک سال متوقف می شود و به میزانی کمتر از هشت میلیون بشکه در روز می رسد.
 
تولید نفت عربستان هم اکنون بین 9.5 تا 10 میلیون بشکه در روز است.
 
محققان این موسسه آمریکایی به دولت امریکا پیشنهاد داده اند با هماهنگی با کشورهای دیگر اقدامات اضطراری اتخاذ کند و از شرکت های تولید انرژی امریکای شمالی استفاده کند.
 
این محققان از آمریکا خواستند در نظر داشته باشد که در صورت وقوع انقلاب در عربستان ممکن است این کشور و کشورهای دیگر جنوب خلیج فارس از آن بخواهند نیروهای نظامی خود را در این کشورها مستقر کند.
 
بر اساس این گزارش، در صورت وقوع انقلاب در عربستان، نظام جدیدی که روی کار می آید نفت را به جای فروش به آمریکا و اروپا به چین می فروشد همچنن میزان تولید نفت در نظام جدید به 4 میلیون بشکه در روز می رسد که میزانی است که ایران بعد از سقوط شاه به آن رسید.
 
این گزارش می افزاید: انقلاب در عربستان تبعات اقتصادی بسیاری برای آمریکا خواهد داشت. قیمت سوخت به بیش از 6 و نیم دلار برای هر گالن و قیمت نفت از 100 تا 220 دلار برای هر بشکه می رسد.
 
این موسسه همچنین به دولت آمریکا هشدار داد با توجه به احتمال وقوع انقلاب در عربستان از همین الان به فکر دخالت نظامی در آن، حمایت از معترضین، تلاش برای باز گذاشتن تنگه هرمز، جلوگیری از نفوذ ایران در عربستان و همچنین جلوگیری از شکل گیری حکومت اسلامی تندرو باشد.

 
آیا می‌توانید به تأسیسات اتمی بدون زیر پا گذاشتن قوانین‌جنگی حمله کنید؟
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی
مقاله جنجالی استاد ایرانی درباره حمله به
 
تأسیسات هسته‌ای ایران
 

مجله‌ سیاست خارجی (فارین پالیسی) آمریکا مقاله‌ جدیدی منتشر کرده است که در آن بر اساس نظریات دکتر رضا نصری - کار‌شناس ایرانی موسسه عالی مطالعات بین‌المللی و توسعه - حمله به تاسیسات هسته‌ای را مغایر قوانین جنگ خوانده است. بر همین اساس آمران و عاملان چنین حمله‌ای که جنایت جنگی محسوب می‌شود، قابل پیگرد کیفری در دادگاه بین‌المللی هستند.

به گزارش رجانیوز، این مقاله در محافل حقوقی و رسانه‌ای انگلیسی جنجال زیادی به پا کرده است. چرا که تاکنون مسئله حمله به تاسیسات اتمی ایران تنها از منظر قوانین منشور سازمان ملل مورد بررسی و نقد قرار گرفته بود. این اولین بار است که این موضوع از زاویه قوانین جنگ و قوانین کیفری بین‌المللی نقد به چالش کشیده شده است که این امر به گفته دیوید بوسکو (نویسنده فارین پالیسی) دردسر فراوانی برای وکلای رژیم صهیونیستی خواهد بود.

در ادامه می‌توانید ترجمه کامل مقاله حقوقی دکتر نصری را که در سایت «دیپلماسی ایرانی» منتشر شده، بخوانید:

 «بروس اکرمن استاد حقوق قانونی دانشگاه ییل آمریکا در نظریه‌ای قانونی و حقوقی که در روزنامه لس آنجلس تایمز منتشر شده، نشان می‌دهد که حمله پیش‌دستانه نظامی آمریکا به ایران و تاسسیسات هسته‌ای این کشور علاوه بر نقض منشور سازمان ملل متحد، نقض کلی حقوق بین‌المللی هم هست. او در این مقاله استدلال می‌کند که طرفین درگیر در یک جنگ باید طبق قوانین بین‌المللی بررسی شوند که در این مساله، نقض قانون اساسی ایالات متحده آمریکا هم به آن اضافه خواهد شد.

در واقع پروفسور آکرمن از دو چارچوب حقوقی به این مساله می‌پردازد: یکی از منظر وجوب قانونی حیطه فعالیت که جزوی از قوانین بین‌المللی است و اجازه تهاجم غیرقانونی به کشور دیگری را نمی‌دهد. از طرفی، در منظر دوم از دیدگاه قوانین داخلی هر کشور که محدودیت ویژه‌ای را در استفاده نهادهای دولتی از حمله نظامی قرار داده و تعیین کرده است.

با این حال، هنگامی که مساله‌ای مثل حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران پیش می‌آید، چالش‌های قانونی را نباید به همین چند مورد پایان یافته و محدود دانست. از آنجا که اسرائیل و متحدان غربی آن از قبل می‌دانند به چه هدفی می‌خواهند جنگ را شروع کنند، اینجا قانون سومی پیش می‌آید که آن را قانون Bello می‌نامند. این قانون به منزله تعیین یک هدف مشروع در صورت آغاز یک جنگ قانونی است.

Bello  اصطلاحا «قانون در داخل جنگ» است که آن را نیز به طور معمول به عنوان قوانین بین‌المللی بشردوستانه می‌شناسند و معرفی می‌کنند. بدیهی است اصلی‌ترین معاهده حقوقی که بر این اساس تنظیم شده، کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو و دو پروتکل اضافی است که نقض آنان به طور بالقوه به منزله جنایت جنگی است و کشورهای مختلف جهان از جمله آمریکا و اسرائیل خود را ملزم به رعایت آن می‌دانند؛ رویکردی که تبدیل به یک عرف دیپلماتیک بین‌المللی شده است.

بر همین اساس و بر طبق این قوانین، پروفسور آکرمن چنین استدلال کرده است:

۱- تحت قوانین بین‌المللی بشردوستانه، تاسیسات هسته‌ای ایران به عنوان اشیاء مدنی در نظر گرفته شده و حمله و اقدام تلافی‌جویانه محسوب می‌شود. صراحت ماده ۵۲ از پروتکل الحاقی کنوانسیون‌های ژنو در این زمینه نیازی به توضیح ندارد. البته برخی تفسیر می‌کنند که برای حفاظت از اشیاء مدنی می‌توان از آنان در یک عملیات نظامی استفاده کرد اما واقعیت این است که عملیات شناسایی در زمینه تاسیسات هسته‌ای ایران بدون درگیری مسلحانه که به آن‌ها آسیبی نرسد، غیرممکن است. در بهترین حالت ممکن، می‌توان گفت که ادعا شده تاسیسات هسته‌ای ایران ممکن است به طور بالقوه در اختیار جاه‌طلبی‌های ایران باشد اما کنوانسیون ژنو این اجازه را به ما نمی‌دهد که بر اساس یک"فرض"، یک شی مدنی را نابود کنیم.

۲- علاوه بر این، حتی با این فرض که ایران به دنبال گسترش فعالیت‌های هسته‌ای خود به سمت نظامی برای حمله به اسرائیل است، باید ذکر شود که خطر تبدیل شدن تاسیسات نظامی اسرائیل به یک جنگ هسته‌ای بسیار بیشتر از خطر تبدیل اشیاء مدنی ایران به تسلیحات نظامی است.

 بر اساس قانون بین‌المللی حقوق کنوانسیون ژنو، اشیاء مدنی نه تنها نباید مورد هدف قرار بگیرند، بلکه حتی گروهی نیز باید در دوران جنگ به‌طور ویژه به حفاظت از آنان بپردازند. این مساله به طور صریح در ماده ۵۶ آمده است: «آثار و تاسیسات خطرآفرین مانند سد‌ها، نیروگاه‌ها و پالایشگاه‌ها به هیچ عنوان نباید مورد هدف حمله نظامی قرار بگیرند؛ چرا که موجب آزاد شدن نیروهای خطرناک و در نتیجه زیان شدید به مردم عادی و غیرنظامی خواهد شد.»

این یعنی تحت قوانین جنگ، هزینه‌های انسانی حمله به تاسیسات هسته‌ای بسیار بالا و خطرناک است و به هیچ عنوان نباید هدف حمله نظامی قرار بگیرند.

۳-  از آن‌جایی که تاسیسات هسته‌ای ایران در اعماق زمین ساخته شده، با سلاح‌های متعارف نمی‌توان آن را نابود کرد و برای این مساله نیاز به استفاده از سلاح‌های سخت هست که نافذ در پناهگاه‌های هسته‌ای باشند. پرتوهای ناشی از استفاده از چنین سلاح‌هایی، اثرات فاجعه‌بار انسانی و زیست محیطی بر روی تمام منطقه دارد که نقض جدی کنوانسیون ژنو است.

با توجه به ماده ۵۱ این قانون، جمعیت غیرنظامی ساکن در منطقه باید به‌طور کامل در برابر خطرات ناشی از عملیات نظامی محافظت شوند. از این رو حمله بی‌رویه به تاسیسات هسته‌ای به صراحت ممنوع است. همچنین بر طبق بند۳ مقاله ۳۵ این قانون، نهادهای حقوقی جهان استفاده از سلاح‌ها و حملاتی را که موجب خسارت گسترده، دراز مدت و شدید طبیعی به منطقه و محیط زیست شوند، ممنوع کرده است.»


 
جزئیات حیرت انگیز از مین‌ها و جنگنده‌های ایران در تنگه هرمز
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی

دی ماه سال گذشته بود که به‌دنبال اوج گرفتن تهدیدها علیه کشورمان، برخی از مقام‌های نظامی و دولتی ارشد کشورمان تأکید کردند که در صورت هرگونه تعرض، تنگه هرمز نیز روی امنیت و ثبات را به خود نخواهد دید.

به گزارش رجانیوز، اگرچه در آن زمان مقام‌ها و رسانه‌های امریکایی به‌نحوی عنوان کردند که این مواضع صرفاً ادعا است اما گزارش منتشر شده در روزنامه وال استریت ژورنال نشان می‌دهد که نیروی دریایی امریکا از مدت‌ها پیش از توان‌مندی‌های ایران در جنگ چریکی در خلیج فارس و تنگه هرمز با خبر بوده و درصدد تهیه تجهیزات لازم برای مقابله با این توان‌مندی‌هاست.

این روزنامه می‌نویسد: «به عقیده افسران دریایی امریکا، ایران با مین‌گذاری در تنگه هرمز یا هجوم به کشتی‌های دریای امریکا توسط قایق‌های کوچک، دست به تلافی زده و یک جنگ چریکی دریایی به راه خواهد انداخت. ثابت شده که چنین تهدیدات موسوم به جنگ نامتقارن، همانند بمب‌های کنار جاده‌ای در افغانستان و عراق،‌ خطرناک و غیرقابل پیش‌بینی است.

ایران پیش‌تر تهدید کرده بود در تلافی تحریم‌های شدید بین‌الملل، اقدام به بستن تنگه هرمز خواهد کرد. اکنون کارشناسان نظامی برآورد کرده‌اند که ایران حدود پنج هزار مین دریایی برای خود اندوخته، از تجهیزات ابتدایی که در تماس‌ها و ارتباطات منفجر می‌شود گرفته تا مین‌های مدرنی که در کف دریا کار گذاشته شده و می‌تواند برنامه آکوستیک گونه‌های ویژه کشتی‌ها را شناسایی کرده و درست زیر مهم‌ترین اهداف منفجر شود.

اسکات تروور کارشناس جنگ‌های مینی اظهار داشت: یافتن و پاک‌سازی مین‌های ایران برای ارتش یک موش و گربه بازی است. به گفته وی،‌ جنگ مین بسیار خطرناک و دشوار است.

ارتش امریکا این اخبار را در اختیار دارد، در آوریل 1988، ناو محافظ یواس اس ساموئل رابرتز، با مین ایران برخورد کرد که تقریباً آن کشتی را غرق کرد. امریکا هم با حمله به دو سکوی بارگیری نفتی ایران و غرق کردن چندین کشتی ایران، دست به تلافی زد. از تهدیدهای اخیر می‌توان به اژدرهای پیشرفته‌ای اشاره کرد که ایران از روسیه خواستار شده است. طراحان نظامی از بابت اژدرهایی که از زیردریایی‌های سه کیلویی ساخت روسیه و ایران پرتاب می‌شوند، نگران هستند، برای نمونه چهار زیردریایی کوچک yono-class کره‌شمالی، این نوع کشتی در سال 2010 یک کشتی جنگی کره‌جنوبی را غرق کرده و موجب کشته شدن 46 ملوان شد.

زیردریایی‌های کوچک ایرانی نمی‌توانند در بردهای دور قرار گرفته یا مدت طولانی زیر آب باشند. اما در رویارویی احتمالی در تنگه هرمز می‌توانند به راحتی برای حملات مستقر شوند. ایران همچنین از صدها قایق تندروی کوچکی برخوردار است که قادر به حمل همه چیز از مسلسل‌ها گرفته تا موشک‌های بزرگ ضدکشتی هستند. در اوایل سال 2008، گروهی از قایق‌های گشت‌زنی ایرانیان به نزدیکی یک گروه محافظ کشتی‌های جنگی امریکایی هدایت شدند با وجودی که هیچ‌گونه شلیکی صورت نگرفت، اما این رفتار تحریک‌آمیز تأکیدی بر خطرات احتمالی است.

تنها کشتی‌های معمولی باعث نگرانی نیستند. بلکه ایران می‌تواند مین‌ها یا حتی موشک‌هایی را از کشتی‌های تجاری به دست گیرد. با وجود چنین تهدیدهایی، شناسایی در مسیرهای کشتیرانی پرتردد خلیج‌فارس، تقریباً غیرممکن است. آدام گریزت تصریح کرد، نیروی دریایی امریکا علاقمند به وسایل نقلیه زیرآبی جدید اتوماتیکی است که قادر به جستجوی مین‌ها و زیردریایی‌ها بوده و نیز نوعی مسلسل برای مقابله با حملات قایقی ایران نیاز دارد. اخیراً نیروی دریایی از طرح‌هایی برای دو چندان کردن ناوتیپ کشتی‌های مین روبی‌اش در خلیج‌فارس خبر داده است.

ارتش امریکا اقدامات دیگری هم انجام داده است. اوایل سال جاری، پنتاگون از طرح‌هایی برای تعمیر مجدد یک کشتی نفربر به عنوان یک سیاست اجرایی برای انواع مختلف ماموریت‌ها از مقابله با مین‌ها گرفته تا پرتاب هواپیمای کنترل از راه دور، خبر داد. این اقدامات همچنین شامل برپایی عملیات‌های کماندویی با قایق‌های کوچک گشت‌زنی به منظور ردیابی کشتی‌های ایرانیان و کشتی‌های اسکورت بود.

طراحان نظامی همچنین نگران گسترش زرادخانه موشک‌های بالستیک ایران هستند که با همکاری و دانش کره‌شمالی ساخته شده است. وزارت دفاع ارزیابی کرده که ایران دارای حدوداً 1000 موشک کوتاه و دوربردی است که بین 90 تا 120 مایل برد دارد.

همچنین موشک‌های دوربرد شهاب 3 که تا اسراییل می‌رسد نیز از بیشترین اهمیت برخوردار است. البته موشک‌های ایران فاصله چشم‌گیری تا تاسیسات ارتش امریکا در کویت، یک یگان نظامی در قطر و ناوگان پنجم امریکا در بحرین دارد.

مقامات سپاه پاسداران ایران تهدید کرده‌اند که در مقابل حمله هر کشوری به ایران دست به اقدام تلافی جویانه خواهند زد. در آن صورت درگیری با ایران می‌تواند یک آزمایش واقعی برای طرح‌های دفاع موشکی امریکا باشد. همچنین تهدید یک ترور فرضی هم وجود دارد و وزارت اطلاعات و امنیت ایران می‌تواند برای خرابکاری یا حملات تروریستی، از جاسوسان خاموش خود استفاده کند.»


 
نمودارهای دیدنی که ندیده‌اید
ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی

ابتکار جالب جوانان امریکایی برای افشای جنایات صهیونیست‌ها

ماجرای اشغال فلسطین و درگیری‌های رژیم صهیونیستی با مردم این کشور، یکی از جدی‌ترین مسائل انسانی حال حاضر جهان است که تاکنون نیز تلاش‌ها برای جلوگیری از ادامه جنایات اسرائیل علیه مردم فلسطین ناکام بوده است؛ موضوعی که در حمایت تام و تمام ایالات متحده آمریکا از این رژیم نیز ریشه دارد.

به گزارش رجانیوز، با این حال اگر آمریکایی‌ها - یعنی مردم این کشور - می‌دانستند که واقعا چه اتفاقی در حال وقع در سرزمین‌های اشغالی است، شاید به‌گونه‌ای دیگر با سران کاخ سفید برخورد می‌کردند. همین مساله موجب شده تا جمعی از جوانان آمریکایی دست به تاسیس و راه‌اندازی سایتی با نام "اگر آمریکایی‌ها می‌دانستند..." بزنند و در آن ضمن ارائه آمار دقیق از جزئیات درگیری‌ها در فلسطین، مردم این کشور را به عواقب حمایت دولت امریکا از جنایات صهیونیست‌ها در جهان آگاه کنند.

بعضی از آمارهایی که در این سایت منتشر شده، بسیار جالب و در عین حال تکان‌دهنده است که حتی برای مخاطبان ایرانی که با اوضاع فلسطین آشنایی بیشتری دارند و آگاهی بسیار بالاتری نسبت به مخاطب آمریکایی دارند، هم جدید و تازه است:

 

نمودار شماره 1 - تعداد کودکان کشته شده

نمودار شماره 2 - تعداد کشته شدگان

نمودار شماره 3 - تعداد مجروحین

 

 

نمودار شماره 4 - کمک‌های تسلیحاتی آمریکا

نمودار شماره 5 - تعداد زندانیان اسیر

نمودار شماره 6 - تخریب منازل مسکونی

 

 

نمودار شماره 7 - درصد بیکاری

نمودار شماره 8 - ساخت و ساز غیرقانونی

 


 
مبارزات انتخاباتی پته‌ها را روی آب می‌ریزد
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی

اعتراف مهم اوباما درباره گوگل و فیس‌بوک

مبازرات انتخاباتی در ایالات متحده به روزهای حساس خود رسیده و هر یک از طرفین به دنبال یافتن نکته‌ای برای افشاگری علیه رقبای خود هستند که در این میان، برخی از کاندیداها ناخواسته از برخی اقدامات پشت پرده در این کشور پرده‌برداری می‌کنند که واقعیت‌های زیادی را برای مردم جهان آشکار می‌کند.

به گزارش رجانیوز، این‌بار قرعه به نام باراک اوباما رئیس‌جمهور کاخ سفید افتاده تا در سخنرانی‌های انتخاباتی خود و برای دفاع از عملکرد دولتش در حوزه اقتصادی و تنظیم بودجه کشور، لب به سخنانی باز کند که گره‌های زیادی را باز می‌کند.

اوباما هفته گذشته در یک سخنرانی در کاخ سفید، در پاسخ به انتقادهایی که از عملکرد اقتصادی‌ دولتش توسط جمهوری‌خواهان مطرح شد، گفت: "گوگل و فیس‌بوک بدون کمک دولت هرگز نمی‌توانستند وجود خارجی داشته باشند. من بر اساس اطلاعات و آمار دقیق می‌گویم که اگر فعالیت‌های دولت من نبود، شاهد بسیاری از تحولات جهانی نبودیم. خدمات ما به گوگل و فیس‌بوک سبب شد تا بتوانیم در بسیاری از زمینه‌ها تاثیرگذاری داشته باشیم."

اما ماجرای جاسوسی برخی شبکه‌های اجتماعی برای دولت امریکا محدود به سخنان اخیر اوباما نیست. چند ماه پیش، جولین آسانژ مؤسس ویکی‌لیکس در مصاحبه با شبکه خبری راشا تودی گفت که به اعتقاد وی، فیس‌بوک عظیم‌ترین پایگاه داده است که حاوی اسامی و سوابق مردم مختلف جهان بوده و در آن کاربران به صورت داوطلبانه اطلاعات خود را ارائه می‌دهند اما غافل از اینکه این شبکه اجتماعی برای استفاده سازمان‌های جاسوسی آمریکا ایجاد شده است.

وی اضافه کرده بود: "همه باید بدانند که وقتی آن‌ها اسامی خود، آدرس، محل سکونت، شغل، و دوستان و اقوام خود را به فیس‌بوک اضافه می‌کنند، در واقع به صورت رایگان برای سازمان‌های جاسوسی آمریکا کار کرده و برای آن‌ها دست به ساخت پایگاه داده‌های حاوی اطلاعات شخصی خود می‌زنند. عقیده ندارم که این شبکه اجتماعی توسط سازمان‌های جاسوسی آمریکا اداره می‌شود، اما واضح است که این سازمان‌ها می‌توانند به آسانی بر آن‌ها تأثیرهای قانونی و فشارهای سیاسی داشته باشند و از این اطلاعات استفاده کنند."

چندی پیش هم هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در سخنرانی خود در «نیوزیم» (Newseum) یا‌‌ همان موزه خبر و روزنامه‌نگاری واشنگتن، درباره آزادی اینترنت سخن گفت و تاکید کرد که وزارت خارجه آمریکا برای آزادسازی وب‌سایت‌هایی که علیه کشورهای دشمن سلطه آمریکا، فعالیت می‌کنند، تلاش می‌کند.

او همچنین با یادآوری فعالیت‌های اینترنتی در  ایران، تاکید کرد که جنبش سبز با کمک توئیتر موثر‌تر از تحریم‌ها برای براندازی است. کلینتون سال گذشته در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی نیز با تأکید بر اینکه در آشوب‌های سال 88 ایران هر کاری از دست‌مان بر می‌آمد، برای مخالفان کردیم، به‌عنوان نمونه اظهار داشت که توئیتر در همان روزها قصد به‌روز رسانی داشت که در اثر این عملیات، 24 ساعت فعالیت‌های آن مختل می‌شد اما وزارت‌خارجه از توئیتر خواست که این عملیات را به تعویق بیاندازد.


 
آخرین اطلاعات درباره شبکه بزرگ خرابکاری وابسته به موساد
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی
وزارت اطلاعات: هدف بمب گذاری، تاسیسات حساس بود/
 
 شناسایی همسایه هماهنگ کننده ترورها

بدنبال انتشار اطلاعیه‌ای از سوی وزارت اطلاعات مبنی بر شناسایی و دستگیری یک شبکه مهم جاسوسی و خرابکاری وابسته به اسرائیل در خاک ایران، این نهاد امنیتی پس از یک هفته با انتشار دومین اطلاعیه خود جزئیات جدیدی از این گروه و نحوه فعالیت آنرا را فاش کرد.

به گزارش رجانیوز وزارت اطلاعات در این اطلاعیه با اشاره به نحوه فعالیت شبکه مذکور، اهداف این گروه را ترور یکی از متخصصان ایرانی و بمب گذاری در برخی از تاسیسات زیربنایی کشور عنوان شده است.
 
وزارت اطلاعات همچنین از شناسایی یکی از کشورهای همسایه به عنوان پشتیبان ویژه شبکه‌های خرابکاری اسرائیل در خاک ایران خبر داده است.
 
در ادامه متن کامل اطلاعیه وزارت اطلاعات پیرامون شناسایی شبکه بزرگ وابسته به موساد در خاک ایران را می‌خوانید: 
 
1-در این راستا تاکنون بیش از 15 نفر از عوامل عملیاتی و پشتیبانی اعم از دارندگان شناسنامه ایرانی و اتباع بیگانه دستگیر شده ‌اند.
 
2-تعدادی از تروریست‌ها با مشاهده اشراف اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان (عج) بر بسیاری از جزئیات سناریوی طراحی شده توسط موساد،‌لب به سخن گشوده و ضمن اعتراف صریح پیرامون ماموریت‌هایی که به عهده آنها گذاشته شده،‌ابعاد دیگری از «ماموریت شیطانی» خود را بازگو نموده‌اند.
 
3- از جمله ماموریت‌هایی که بازداشت شدگان به عهده داشته اند،‌شناسایی و ترور یکی از متخصصان کشورمان بوده است که با عنایت الهی کلیه عناصر مرتبط با این ماموریت تروریستی دستگیر شده و کلیه تجهیزات همراه آنها کشف و ضبط گردیده است. 
 
4- بمب‌گذاری در برخی تاسیسات زیربنایی کشور،‌ ماموریت دیگر تعدادی از بازداشت شدگان بوده است که ضمن شناسایی و دستگیری هسته‌های عملیاتی آنان، محموله‌های آماده انفجار که در پوشش ابزار آلات فنی و به شکل کاملا حرفه ای ساخته شده،‌کشف و ضبط گردیده و دستگاه های ذیربط نیز در جریان مقاصد شوم دشمن صهیونیستی قرار داشته‌اند.
 
5- از دیگر اطلاعات واصله،‌آگاهی یافتن از قصد دشمن برای انجام یکی از عملیاتهای تروریستی مورد نظر،‌در روز 21 بهمن ماه سال گذشته بوده است.
 
انتخاب چنین روزی که بیانگر عمق دشمنی و رذالت رژیم منفور صهیونیستی نسبت به ملت شریف ایران است،‌ در چارچوب یک پروژه عملیات روانی و به منظور تحت الشعاع قرار دادن یوم الله 22 بهمن،‌ راهپیمایی های سراسری و با شکوه ملت سرافراز ایران صورت گرفته بود.
 
6-در خلال جمع آوری‌های گسترده اطلاعاتی که منجر به شناسایی تیم های تروریستی وابسته به رژیم صهیونیستی گردید،‌اطلاعات موثقی به دست آمد که دلالت بر بهره‌برداری نامشروع و گسترده رژیم متجاوز صهیونیست از امکانات،‌تسهیلات،‌ پوشش ها و نمایندگی‌های دیپلماتیک مستقر در خاک تعدادی از کشورهای غربی پرمدعا می‌باشد.
 
مستندات رسوایی مدعیان دروغین حفظ امنیت بین الملل و حقوق بشر که در واقع  حامیان اصلی تروریزم بین الملل هستند،‌پس از رفع  محذورهای امنیتی و امنیتی افشا خواهد گردید.
 
همچنین یک پایگاه جاسوسی - عملیاتی در یک اقلیم همجوار شناسایی و مستندسازی گردیده است.
 
استقرار پرحجم سرویس موساد و بهره برداری مستقیم از آن منطقه علیه اتباع،‌ امنیت و منافع جمهوری اسلامی ایران از مجاری ذیربط پیگیری خواهد شد.
 
سربازان گمنام امام زمان (عج) ضمن تجدید عهد با آرمان‌های مقدس شهیدان انقلاب اسلامی و بویژه دانشمندان شهید عرصه علم و تکنولوژی کشورمان،‌از ملت شریف ایران مصرانه استدعا دارند در دعاهای خویش،‌فرزندان مجاهد، گمنام و خاموش خود را همواره مورد عنایت قرار دهند.

 
پیام ویدئویی برای اسما اسد
ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی
غرب برای شکستن بشار اسد دست به دامان همسر او شد

خبرگزاری فارس: همسران سفرای انگلیس و آلمان در سازمان ملل در اقدامی که نشان‌دهنده استیصال دولت‌های غربی در مقابل مقاومت مردم و دولت سوریه است، در تصاویری ویدئویی از همسر بشار اسد خواستند تا شوهر خود را متوقف کند.

خبرگزاری فارس: غرب برای شکستن بشار اسد دست به دامان همسر او شد

به گزارش فارس، همسران سفرای انگلیس و آلمان در سازمان ملل زنان خود را مامور کردند تا با ضبط تصاویری ویدئوی از خود، برای اسماء اسد پیامی تصویری ارسال کنند.

یک سال و اندی از بحران سوریه و طرح شورش مسلحانه که مورد حمایت کشورهای غربی و منطقه است می‌گذرد اما هیچ یک از اهداف غربی‌ها محقق نشده است و اکنون به نظر می‌رسد که دیپلمات‌های غربی دست به دامان زنان خود شده‌اند تا آنان به نوبه خود از همسر بشار اسد تقاضا کنند که مانع ادامه راه همسر خود شود.

خبرگزاری فرانسه اعلام کرد: شیلا لیال گرانت و هوبرتا فن فوس ویتیش در تصاویری ویدئویی از اسماء اسد درخواست کردند تا «موضعی در قبال صلح» بگیرد و در مقابل شوهر خود بشار اسد و آنچه آن را سرکوب خونین خواندند، بایستد.

برخی تحلیلگران معتقدند که این اقدامات از ناحیه دیپلمات‌های غربی از یک سو نشان‌دهنده ناتوانی آنان در شکست دادن بشار اسد و از سویی دیگر حاکی از این است که غربی‌ها پس از ناکامی در طرح‌های مختلف سیاسی، نظامی و امنیتی علیه اسد، اکنون درصددند با این اقدام افکار عمومی را در حمایت از خود و علیه دمشق بسیج کنند.

گفته می‌شود این تصاویر ویدئویی که در پایگاه اینترنتی یوتوب منتشر شده، تاکنون به بازدید بیش از 13 هزار نفر رسیده است.

این زنان غربی تلاش کردند که این اقدام خود را شخصی جلوه بدهند و برای این ادعای خود، مراک لیال گرانت همسر نماینده انگلیس در سازمان ملل گفت: این اقدام صرف نظر از سازمان ملل و دولت‌های ما با ابتکاری شخصی بخصوص از طرف من و ویتیش آغاز شد. امروز صبح این تصاویر را به طور گسترده منتشر کردیم که این حمایت زنان از همه جای دنیا را از این پیام ما نشان می‌دهد.

از تصاویری که در این قطعه ویدئویی آمده است، به نظر می‌رسد که گردانندگان این طرح قصد دارند از لحاظ روانی همسر بشار اسد و اطرافیان او را تحت تاثیر قرار بدهند چرا که تصاویر کودکانی به نمایش در آمده است که کشته شده‌اند و تصاویری از همسر بشار اسد به نمایش گذاشته می‌شود و در ادامه مطرح می‌شود که برخی زنان به زیبایی خود بها می‌دهند و برخی دیگر به ملت خود.

این در حالی است که بیش از یک ماه گذشته در گفت‌وگوی تلفنی ملکه اردن با اسماء اسد، همسر بشار اسد در پاسخ به احوال‌پرسی همسر شاه اردن اعلام کرد: حال ما خوب است. اوضاع اینجا آرام است. ما بیشتر نگران شما هستیم.

همسران دیپلمات‌های غربی در این تصاویر از همسر بشار اسد به صراحت درخواست کرده‌اند که «همسرت و هواداران او را متوقف کن. کناری بایست. کسی به چهره تو توجهی نمی‌کند. بلکه اقدامات تو برای ما مهم است«.

گردانندگان این طرح و همسران دیپلمات‌های غربی در این سخنان هیچ اشاره‌ای به گروهک‌های مسلحی که تاکنون بیش از دو هزار نیروی مسلح سوریه را به همراه صدها نفر از مردم سوریه کشته‌اند، اشاره‌ای نکردند.


 
مهمان‌پرست در واکنش به بیانیه شورای همکاری خلیج فارس
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی
تعلق جزایر سه گانه به خاک ایران امری ثابت و
 
 
غیر قابل مذاکره است

خبرگزاری فارس: سخنگوی وزارت خارجه ایران بیانیه اخیر شورای همکاری خلیج فارس را محکوم و تصریح کرد: تعلق جزایر سه گانه به خاک ایران امری ثابت، لایتغیر و غیر قابل مذاکره است.

خبرگزاری فارس: تعلق جزایر سه گانه به خاک ایران امری ثابت و غیر قابل مذاکره است

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از اداره کل اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه، رامین مهمان‌پرست سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در واکنش به بیانیه پایانی سیزدهمین اجلاس فوق العاده وزرای خارجه شورای همکاری خلیج فارس در دوحه، از تکرار ادعاهای بی اساس شورای همکاری خلیج فارس در خصوص جزایر سه گانه ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک ابراز تأسف کرد.

وی ضمن رد مفاد بیانیه اجلاس اخیر وزرای خارجه این شورا در دوحه، این امر را دخالت آشکار در امور داخلی جمهوری اسلامی ایران توصیف و آن را محکوم کرد.

مهمان‌پرست اظهار داشت: دوره اعلام مواضع غیر سازنده در بیانیه‌های شورای همکاری خلیج فارس در خصوص جزایر  سه گانه ایرانی پایان یافته است.

وی سفر ریاست جمهوری اسلامی ایران به ابوموسی را مربوط به حاکمیت سرزمینی ایران دانست و افزود: تعلق این جزایر به خاک ایران امری ثابت، لایتغیر و غیر قابل مذاکره می‌باشد.

سخنگوی وزارت امور خارجه در پایان بر سیاست اصولی دولت جمهوری اسلامی ایران مبنی بر توسعه و گسترش مناسبات و همکاری‌ها بین ایران و کشورهای همسایه در خلیج فارس بر اساس اصول حسن همجواری، احترام متقابل و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر تأکید کرد و افزود: معرفی نمایندگان دو کشور نیز در همین چارچوب و به منظور رفع سوء تفاهمات احتمالی صورت گرفته است.


 
سرلشکر صالحی در گفت‌وگو با فارس:
ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی
ناوهای آمریکایی حق توقف در مناطقی که ما
 
 
تعیین کردیم ندارند

خبرگزاری فارس: فرمانده کل ارتش در خصوص حضور ۲ ناو هواپیمابر آمریکا در آ‌بهای خلیج فارس، گفت: قبلا به آنها تذکر داد‌ه‌ایم که برخی مناطق برای ما مناطق تهدید در خلیج فارس محسوب می‌شوند که آنها هم به این اخطار توجه کردند.

خبرگزاری فارس: ناوهای آمریکایی حق توقف در مناطقی که ما تعیین کردیم ندارند

امیر سرلشکر عطاالله صالحی فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران در گفتگو با خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، در خصوص حضور 2 ناو هواپیمابر آمریکا در آبهای خلیج فارس، گفت: الان دیگر حضور این ناوها یک ژست تبلیغاتی بیش نیست و ارزش نظامی ندارد.

وی ادامه داد: در یک مقایسه می‌بینیم حضور نیروهای فرامنطقه‌ای در بعضی از کشورهای جنوبی خلیج فارس که پایگاه دارند قطعا به مراتب تجهیزات و حضورشان بیش از چیزی است که در یک ناو چند صدمتری جمع شود.

فرمانده کل ارتش تاکید کرد: البته ما هم قبلا به آنها تذکر داد‌ه‌ایم که برخی مناطق برای ما مناطق تهدید در خلیج فارس محسوب می‌شوند که آنها نباید در آنجا بایستند و آنها هم به این اخطار توجه و آن را رعایت می‌کنند، اما عبور و مرور این ناوها برای خود آنها جز یک ژست تبلیغاتی، دستاورد دیگری ندارد و برای ما هم یک هدف شیرین است.

صالحی در ادامه به ارتش‌های کشورهای منطقه و اقداماتشان اشاره و تصریح کرد: دلیل اینکه 29 فروردین روز ارتش نامگذاری شده این است که حضرت امام(ره) زمزمه‌هایی که برای انحلال ارتش بود را خنثی کردند و فرمان دادند که ارتش آمد و در خیابانها رژه رفت و این ارتش می‌تواند الگویی باشد برای ارتش‌های منطقه که اگر با ملتها و انقلاب خودشان همراهی کنند می‌توانند برای آنها یک مایه افتخار باشند.


 
سفر استانی به ابوموسی یک موضوع داخلی است
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی
هشدار مجلس ایران به مقامات امارات

خبرگزاری فارس: ۲۲۵ نفر از نمایندگان مجلس با امضای بیانیه‌ای اعلام کردند که طرح ادعاهای واهی علیه جزایر سه‌گانه ایرانی از سوی امارات هیچگاه به حقانیت تاریخی و حقوق ملی ملت ایران خدشه وارد نمی‌کند.

خبرگزاری فارس: هشدار مجلس ایران به مقامات امارات

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، 225 نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با امضای بیانیه‌ای نسبت به ادعای شورای ملی فدرال امارات متحده عربی واکنش نشان داده و اعلام کردند که سفر احمدی‌نژاد به شهرستان ابوموسی در ادامه سفر وی به سایر جزایر ایرانی خلیج فارس و یک موضوع داخلی ایران بوده است.

متن کامل این بیانیه که محمد دهقان عضو هیات رئیسه مجلس آن را قرائت کرد، به شرح ذیل است:

مجلس شورای اسلامی ایران ضمن بی اساس و مردود دانستن ادعاهای واهی مطرح شده از سوی مجلس ملی امارات متحده عربی اعلام می‌دارد سفر آقای احمدی‌نژاد به شهرستان ابوموسی در ادامه سفر ایشان به سایر جزایر ایرانی خلیج فارس، یک موضوع داخلی ایران بوده و در چارچوب سفرهای معمول استانی صورت گرفته است و همه ادعاهای مطروحه در این زمینه را مردود می‌داند.

مجلس شورای اسلامی ایران تاکید می‌کند طرح ادعاهای واهی علیه جزایر سه‌گانه ایرانی از سوی امارات هیچ‌گاه به حقانیت تاریخی و حقوق ملی ملت ایران نسبت به این جزایر به عنوان جزء لاینفک از خاک سرزمین جمهوری اسلامی ایران خدشه وارد نمی‌سازد.

ما نمایندگان مجلس تاکید می‌کنیم جمهوری اسلامی ایران با اینکه تمامیت ارضی و حاکمیت خودش بر جزایر ابوموسی،‌ تنب کوچک و تنب بزرگ اساسا غیرقابل مذاکره می‌داند ولی همچون گذشته در قالب روابط دوستانه و حسن همجواری از مذاکرات مستقیم دوجانبه با دولت امارات متحده عربی به منظور راه‌های تقویت هرچه بیشتر مناسبات بین دو کشور و رفع سوء تفاهمات احتمالی استقبال می‌کند.


 
مشکلات اقتصادی غرب و انتخابات آمریکا از دلایل نرمی و واقعگرایی غرب در مذاکرات بو
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی
پذیرش غنی سازی پس از ۱۰ سال در چارچوب NPT از سوی ۱+۵

خبرگزاری فارس: بر اساس معاهده NPT تمامی اعضا حق استفاده از فن‌آوری صلح آمیز هسته‌ای را دارند، این حق پس از ۱۰ سال از سوی گروه ۱+5 برای ایران در استانبول به رسمیت شناخته شد.

خبرگزاری فارس: پذیرش غنی سازی پس از ۱۰ سال در چارچوب NPT از سوی ۱+۵

به گزارش خبرگزاری فارس، 26 فروردین نشست ایران و 1+5، به میزبانی استانبول برگزار شد و در پایان 2 طرف، مذاکرات را مثبت ارزیابی کرده و ادامه گفت‌وگوها را به سوم خرداد در بغداد موکول کردند.

* پذیرش حق غنی سازی در چارچوب NPT از سوی 1+5 

در پایان این نشست کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا رسما اعلام کرد که ایران حق دارد تا در چارچوب معاهده "ان پی تی" فعالیت صلح آمیز هسته‌ای داشته باشد.

این موضوع به این معنا است که ایران به عنوان یکی از اعضای ان پی تی این حق را دارد که از فن آوری صلح آمیز هسته‌ای بهرمند باشد و بر این اساس اعضای هسته‌ای این معاهده نیز باید در صورت نیاز و درخواست ایران امکانات مورد نیاز را در اختیارش قرار دهند.

"در زیر مفاد 4 و 5 معاهده "ان پی تی" که بر حق اعضا برای استفاده صلح آمیز هسته‌ای تاکید دارد را می‌خوانید:

ماده 4

1/4 هیچ نکته ای در این پیمان نباید به گونه ای تفسیر شود که حق مسلم همپیمانان در انجام تحقیقات، تولید و استفاده از انرژی هسته ای برای مقاصد صلح آمیز را تحت تاثیر قرار دهد. این امر باید بدون اعمال تبعیض و در مطابقت با مواد 1 و 2 این پیمان باشد.

2/4 در تبادل تجهیزات، مواد و اطلاعات تکنولوژیکی برای مقاصد صلج آمیز، استفاده از انرژی هسته ای در حداکثر شکل، تمام همپیمانان حق مشارکت داشته و متعهد به تسهیل در انجام آن می شوند. همپیمانانی که توان چنین اقدامی را دارند همچنین باید به شکل انفرادی یا همراه با دیگر دولت ها یا سازمان های بین المللی برای توسعه بیشتر استفاده از اشکال صلح آمیز انرزی هسته ای، خصوصاً در قلمروی دولت های فاقد سلاح های هسته ای که وارد این پیمان شده اند، مشارکت ورزند. این مشارکت با عطف توجه به نیازهای مناطق در حال توسعه جهان، انجام می پذیرد.

 

ماده 5 تمام همپیمانان متعهد می شوند تمهیدات لازم را اتخاذ کنند تا در مطابقت با این پیمان، تحت نظارت مناسب بین المللی و در چارچوب روال های بین المللی مقتضی ، از دسترسی تمام دولت های فاقد تسلیحات هسته ای وارده در این پیمان به مزایای بالقوه حاصل از انجام هرگونه انفجارهای صلح آمیز هسته ای ، حصول اطمینان کنند. این امر باید بدون اعمال تبعیض انجام گیرد و هزینه مالی آن برای چنین دولت هایی، در پایین ترین حد ممکن خواهد بود و شامل هزینه تحقیقات و توسعه، نمی شود. دولت های فاقد تسلیحات هسته ای وارد در این پیمان باید بتوانند در چارچوب یک توافق یا توافقات خاص بین المللی و از مجرای یک نهاد مناسب بین المللی که دولت های فاقد تسلیحات هسته ای نمایندگان کافی در آن داشته باشند، به این مزایا دست یابند. مذاکرات در این زمینه باید پس از اجرایی شدن این پیمان، در نزدیک ترین زمان ممکن آغاز شود. دولت های فاقد تسلیحات هسته ای وارده در این پیمان که چنین تمایلی داشته باشند، همچنین می توانند از طریق توافقات دو جانبه به این مزایا دست یابند."

* پیش از نشست استانبول 1+5 اصرار بر قبول پروتکل الحاقی از سوی ایران داشت

پذیرش این امر در حالی صورت گرفت که پیش از نشست استانبول کشورهای 1+5 عنوان می‌کردند که ایران به دنبال سلاح اتمی است و فعالیت‌هایش را باید به سرعت متوقف کند و اصرار بر این داشتند که ایران باید پروتکل الحاقی را بپذیرد.

در زیر نگاهی به محتوای این پروتکل داریم:

"پروتکل الحاقی به‌ منظور تقویت کارآمدی و بهبود کارآیی نظام پادمان‌های آژانس در 15 مه 1997 به تصویب رسید. کشورهایی که دارای موافقت‌نامه پادمانی جامع با آژانس هستند، می‌توانند این پروتکل را نیز منعقد نمایند. لازم الإجراء شدن پروتکل برای کشور عضو مربوطه بسته به تصویب آن در مجالس قانون‌گذاری دارد. پیوستن به این پروتکل داوطلبانه است، اما نحوه عملکرد آژانس و کشورهای غربی و آمریکا به‌گونه‌ای بوده است که آن را اجباری نشان می‌دهد. آژانس از طریق پروتکل الحاقی دسترسی کامل‌تری به کل فعالیت‌های مرتبط به امور هسته‌ای کشورهای عضو داشته و قادر خواهد بود که از فعالیت‌های اظهار نشده نیز بازرسی نماید."

دنبال کردن موضوع هسته‌ای ایران در شورای امنیت و صدور قطعنامه‌های مختلف و در پی آن اعمال تحریم‌های گسترده علیه ایران در راستای توقف فعالیت‌های هسته‌ای در چند سال گذشته همواره تیتر یک اخبار رسانه‌های جهان بوده است و چه بسا کشورهایی که به دنبال گرفتن ماهی از این آب گل‌آلود به نفع خود بوده‌اند.

* مشکلات اقتصادی غرب و انتخابات آمریکا از دلایل نرمی و واقعگرایی غرب در مذاکرات بود

دیپلماسی به موقع و قوی ایران پیش از برگزاری نشست و اعلام آمادگی برای انجام مذاکره به کمک جایگاه ویژه ایران در حفظ ثبات و امنیت منطقه‌ای این بار طرف مقابل در مذاکرات را به نرمش واداشت تا از در تعامل وارد شود. هر چند که نباید از نظر دور داشت که مشکلات اقتصادی فراگیر در غرب به واسطه تحریم ایران از یک سو و در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و اهمیت این موضوع به عنوان یکی از برگ‌های برد "اوباما" در انتخابات آتی از دلایل این نرمی و واقعگرا شدن طرف غربی در این مذاکرات بود.

پذیرش حق ادامه فعالیت در چهارچوب NPT از سوی 1+5 در نشست استانبول از دستاوردهای مهم برای ایران بود و مثبت عنوان کردن آن از سوی 2 طرف دلیلی بر این ادعا بود که این بار برد-برد نتیجه بارز مذاکرات بوده است.

سوم خرداد نشست بغداد که تعیین کننده نهایی موضوع هسته‌ای و تعامل و تقابل بین ایران و گروه 1+5 خواهد بود، برگزار می‌شود.

از گفته‌های 2 طرف مشخص است که حداقل درباره اصول زیر به نتیجه رسیده‌اند و ادامه مذاکرات نیز بر اساس تحقق همین موارد دنبال خواهد شد.

* محور اصلی مذاکرات آتی، راهکارهای اجرای شدن پیمان منع تولید و گسترش سلاح‌های هسته‌ای موسوم به NPT در تمامی ابعادش خواهد بود.

* هرگونه تعهدی 2 طرفه خواهد بود و در هر مرحله با اجرایی شدن هر بند از توافق، طرف مقابل متعهد به اجرای بند توافق شده خواهد بود. زیرا اصولا اجرای هر مرحله منوط به اجرای کامل مرحله قبل است. با این تدبیر دیگر طرف مقابل نگران اجرایی نشدن تعهدات پیشین نخواهد بود.

* ادامه غنی سازی اورانیوم در ایران قطعی خواهد بود و گروه 1+5 این موضوع را به عنوان یک واقعیت غیر قابل انکارمی پذیرد زیرا در پیمان ان پی تی برای همه کشورهایی که زیر نظر آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، فعالیت‌های هسته‌ای صلح آمیز داشته باشند به رسمیت شناخته شده است.

* ایران نیز متقالا هر گونه اقدامی را که در چهارچوب پیمان ان پی تی و پادمان اجرایی آن برای اطمینان بخشی به آژانس لازم باشد انجام خواهد داد تا طرف مقابل هیچ گونه بهانه‌ای برای نگرانی از برنامه‌های صلح آمیز هسته‌ای ایران نداشته باشد.

 * طرف غربی گام‌های عملی بردارد و صرفا به سخن گفتن اکتفا نکند

حال در مدت باقی مانده ایران و طرف مقابل در جهت نزدیک شدن به فضای تعامل بیشتر و اعتماد سازی گام‌های خود را با احتیاط و حساب شده بر خواهند داشت، این در حالی است که طرف غربی شاخص‌های قدرت ایران را باور کرده است و در همین راستا باید گام‌های عملی بردارد و صرفا به سخن گفتن اکتفا نکند.


 
صندوق بین‌المللی پول:
ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠ : توسط : حسینی
پر کردن جای خالی نفت ایران در بازار جهانی ممکن نیست

خبرگزاری فارس: صندوق بین‌المللی پول با هشدار نسبت به تبعات تحریم نفت ایران و افزایش ۵۰ درصدی قیمت این محصول تاکید کرد تولیدکنندگان دیگر نمی توانند نفت ایران را به طور کامل جایگزین کنند.

خبرگزاری فارس: پر کردن جای خالی نفت ایران در بازار جهانی ممکن نیست

به گزارش گروه اقتصاد بین‌الملل فارس، صندوق بین‌المللی پول در بخشی از گزارش خود موسوم به «چشم انداز اقتصادی جهان» در مورد میزان تاثیر موقعیت ایران و تحریم‌ها علیه این کشور بر بازارهای جهانی و قیمت نفت نوشته است: تاثیر بالقوه یا واقعی اختلال در عرضه نفت که مرتبط با ایران به عنوان سومین صادرکننده بزرگ نفت در جهان است درصورتی که با افزایش عرضه متعادل نشود، بر قیمت نفت بسیار زیاد خواهد بود.

در صورتی که روند قطع صادرات نفت ایران به اقتصادهای سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی متوقف نشود، این امر می‌تواند سبب افزایش 20 تا 30 درصدی قیمت نفت شود. 

بر اساس این گزارش، بی‌ثباتی‌های آتی در اثر اختلال در عرضه نفت می‌تواند قیمت‌ نفت را بسیار بیشتر افزایش دهد. اما اگر تولیدکنندگان دیگر نفت تولیدات خود را افزایش دهند، ممکن است برای مدتی قیمت‌ها کاهش یابد.

بر اساس این گزارش هرچه کاهش عرضه نفت ایران بیشتر باشد، خطر انقباض بازارهای جهانی نیز بیشتر می‌شود. البته دیگر تولیدکنندگان نفت بخشی از این کاهش را جبران خواهند کرد همانطور که در مورد لیبی انجام دادند اما مطالعات نشان می‌دهد و تحلیلگران معتقدند که چنین متعادل‌سازی‌هایی به ندرت تمام کاهش‌ها را جبران می‌کند.

شوک یک عرضه منفی، قیمت واقعی نفت را به طور متوسط کمی بیش از 50 درصد در طی 2 سال نخست افزایش خواهد داد. این افزایش در قیمت‌ها رشد آشفته کنونی درآمد واقعی خانوارها را کاهش و هزینه‌های تولید را افزایش می‌دهد و این امر سبب کاهش سودآوری می‌شود. این عوامل بنیان بهبود مصرف خصوصی و رشد سرمایه گذاری اقتصادها در تمام مناطق به جز شبکه صادرکنندگان نفت را خراب می‌کند.

در سطح جهانی، بازده حدود 1.25 درصد کاهش یافته است. اگر شوک نفتی به اعتماد خدشه وارد کند یا عدم اعتماد به بازارهای مالی رخنه کند، تاثیرات کوتاه‌مدت به طرز چشم‌گیری بزرگ‌تر خواهد بود.

این گزارش می‌افزاید، نگرانی در مورد شوک ناشی از عرضه نفت که در اثر تحریم‌های ایران ممکن است رخ دهد، می‌تواند سبب افزایش قیمت نفت شود و باعث کاهش بازده در منطقه یورو و تقویت بازخورد منفی میان خانوارها و قدرت‌ها و بخش‌های بانکداری شود.

در این میان، شوک افزایش قیمت نفت می‌تواند رشد اقتصادهای نوظهور آسیایی را نیز به خطر بیندزاد و سقوط قیمت کالاهای اساسی غیرنفتی را به دنبال داشته باشد و در نتیجه به آمریکای لاتین و آفریقا نیز زیان وارد کند.

در ادامه این گزارش تاکید می‌کند، خطرهای ژئوپلتیکی عرضه نفت فراتر از کاهش تولید و صادرات نفت است؛ موقعیت ایران در تنگه هرمز که حدود 40 درصد صادرات نفت جهان از آن عبور می‌کند (25 درصد تولید جهانی) و مجاورت جغرافیایی با دیگر تولیدکنندگان اصلی نفت به این معنی است که خطری با وسعت بسیار بزرگ‌تر و حتی بی‌مانند در اختلال عرضه نفت در شرایط وقوع جنگ یا نزدیک شدن به این تنگه وجود دارد.

بر اساس آمار منتشر شده در این گزارش، تولید نفت کل کشورهای عضو اوپک در سال 2010 برابر با 35.8 میلیون بشکه در روز و در سال 2009 برابر با 34.8 میلیون بشکه بوده است.

عربستان در سال 2010 روزانه 10.7 میلیون بشکه  و در سال پیش از آن 9.8 میلیون بشکه تولید کرده است.

تقاضای چین برای طلای سیاه در سال 2009 برابر با 9.1 میلیون بشکه و در سال پس از آن برابر 9.5 میلیون بشکه بوده است.

تقاضای هند نیز در سال 2010 روزانه 3.5 میلیون بشکه و در سال 2009 روزانه 3.3 میلیون بشکه بوده است.


 
نظر ‌شورای نگهبان درباره 17 حوزه انتخابیه
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۸ : توسط : حسینی
ابطال انتخابات در رامسر و دماوند/ آرای نفر اول سمیرم و نفر دوم زابل باطل شد

خبرگزاری فارس: سخنگوی شورای نگهبان جزئیات تایید انتخابات مجلس نهم در 13 حوزه انتخابیه و ابطال و تغییر نتایج انتخابات در 4 حوزه‌ انتخابیه را اعلام کرد.

خبرگزاری فارس: ابطال انتخابات در رامسر و دماوند/ آرای نفر اول سمیرم و نفر دوم زابل باطل شد

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، شورای نگهبان نظر قطعی خود را درباره ۱۷ حوزه انتخابیه دیگر اعلام کرد.

عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در گفت‌وگو با فارس از ابطال نتیجه دور نهم انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه‌های انتخابیه "تنکابن، رامسر، عباس‌آباد" و "دماوند و فیروزکوه" خبر داد.

 

و ی گفت که بر اساس نتایج انتخابات در حوزه انتخابیه سمیرم، آرای نفر اول ابطال شد و با این حساب نفرات دوم و سوم به مرحله دوم راه یافتند.

وی ادامه داد: در حوزه انتخابیه زابل، زهک و هیرمند نیز نتیجه انتخابات درخصوص نفر دوم باطل اعلام شده و نفرات سوم و چهارم  به مرحله دوم راه یافته‌اند.

 

به گفته سخنگوی شورای نگهبان در نشست اخیر اعضای این شورا پرونده‌های حوزه‌های انتخابیه با عنایت به ماده ۷۳ قانون انتخابات مورد بررسی قرار گرفت و صحت نتایج  انتخابات در ۱۳ حوزه‌ انتخابیه به شرح ذیل اعلام شد:

 

۱- نطنز، بخش قمصر

۲- ایلام، ایوان، شیروان، چرداول، مهران، ملکشاهی

۳-کردکوی، ترکمن، بندرگز، گمیشان

۴-ساری، میاندرود 

 ۵-تویسرکان

۶- دامغان

 ۷-کهگیلویه، بهمئی، چرام

 ۸-زرند و کوهبنان

۹-ماهنشان، ایجرود، دهستان‌های بوغدا کندی و قلتوق

 ۱۰-نهاوند

 ۱۱- پاوه و جوانرود و ثلاث باباجانی

 ۱۲- اصفهان

 ۱۳- رزن از سوی شورای نگهبان تائید شده است.

 

به گزارش خبرگزاری فارس، هنوز تکلیف دو حوزه باقی‌مانده دیگر مشخص نشده است.


 
طالبی لحظه‌های فیلم را کاملا از روی صحنه‌های سال 88 می‌ساخت
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : حسینی
هنرمندان زیر پوست قلاده‌های طلا

خبرگزاری فارس: "همه ما قلاده داریم؛ بعضی‌هامان قلاده‌هایی از جنس پوست گاو بلغاری و برخی هامان قلاده‌هایی از جنس طلا".

خبرگزاری فارس: هنرمندان زیر پوست قلاده‌های طلا

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس ، فیلم را که دنبال می‌کنی، چند دقیقه ای نگذشته، این دیالوگ به خوبی به دلت می نشیند که اسم فیلم چه طور حکایت از خود فروشی آدم‌هایی دارد که در طول این سی سال گذر از انقلاب، به اسم هزار و یک جور گروهک بیگانه  از "ام آی سیکس" گرفته تا منافقین، برای این مملکت نقشه می ریخته اند؛ همان موقع یاد ساده لوحی آدم‌هایی می‌کنی که در شلوغی های آن روزها چه طور بازی خوردند.

قلاده های طلا، فیلمی است که باید دیده شود، چه برای آنهایی که در فتنه 88 از لشگر جهل خودشان را کنار کشیدند، و چه آنهایی که در امتحان آن روزها باختند ...

این بار به سراغ حمید داودآبادی، فعال فرهنگی رفتیم تا از نگاهش، نقاط مثبت فیلم را جویا شویم؛ داودآبادی تجربه بازی در فیلم قلاده های طلا را هم داشته است:

دیکتاتورهای بزرگ فرهنگی از "قلاده‌های طلا" ترسیده‌اند

جناح اصلاح طلب، با شعار "زنده باد مخالف من" روی کار آمد، درحالی که این شعاری بیش نبود و در دوره اصلاحات، کاملا خلاف این شعار عمل می شد.

جریان مقابل که ما می شناسیم، از لحاظ فرهنگی دیکتاتورهای بزرگی هستند که در نگاه کوچکشان، کسی حق ندارد برخلاف نگاه آنها کاری کند. دشمن ما ساده لوح است و در این قافله از ما عقب ماندند؛ آنها از ابزار هنر و فرهنگ نتوانستند برای هدف اشتباهشان استفاده کنند و این زرنگی بود که ابوالقاسم طالبی انجام داد.

هرجا دشمن به شما فحش داد بدانید کارتان را درست انجام دادید:

این آدم‌ها از ساخته شدن فیلم "قلاده های طلا" ترسیده اند؛ این واکنش را قبلا نسبت به فیلم اخراجی های 3 هم نشان داده بودند؛ به نظر من بهترین برخورد با این افراد، بی تفاوتی است.

به قول فرمایشات حضرت آقا: هر جا که دیدید دشمن به شما فحش می دهد، بدانید کارتان درست است. این فیلم دشمنان و جریان فتنه را لرزانده، چرا که هنرمندانه و با زبان مردم در این فیلم صحنه ها به تصویر کشیده شده.

تاثیر قلاده های طلا بعدها مشخص خواهد شد

آنها در جریان فتنه چه در bbc و چه در شبکه های دیگر، بارها از مستندهای ساخته شده خود استفاده کردند، اما فیلم سینمایی قلاده های طلا توانست یک ادبیات جدیدی را در برابر دشمنان ایجاد کند.

این فیلم، تصویر واقعی را با فن هنری قوی به تصویر کشیده؛ این فیلم قطعا فروش بالایی خواهد داشت و تاثیرش را در بین مردم بعدها خواهیم دید.

طالبی لحظه‌های فیلم را عینا از روی صحنه های سال 88 می‌ساخت:

طالبی این فیلم را فقط برای ادای دینش به انقلاب ساخته است که الحق از پس ماجرا خوب برآمده. او برای ساختن صحنه های فیلم، مستندهای سال 88 و صحنه‌های خیابانی را می‌دید و بعد لحظه‌های فیلم را عینا می‌ساخت.

پرداختن به هشت ماه دفاه مقدس در دوران فتنه از هشت سال جنگ تحمیلی واجب‌تر است:

حوادث فتنه 8 ماه دفاع مقدس بود که ما در داخل مملکت خودمان از کشور دفاع کردیم؛ در آن روزها با آدم‌هایی مبارزه کردیم که دوست دیروز و دشمن امروز شده بودند؛ ما آن روزها در برابر خوارج قیام کردیم.

ابوالقاسم طالبی اگر در ماجرای فتنه به شکل مستقیم وارد می شد، در جایگاه نظامی آدم‌ها را دستگیر می کرد، خدمتش به اندازه ساخت این فیلم تاثیر گذار نبود.

این فیلم، به دوستان ارزشی در وزارت ارشاد نشان داد که پرداختن به هشت ماه دفاع مقدس در دوران فتنه، از هشت سال جنگ تحمیلی واجب تر است.

قرار نیست ما هم در دوره اصلاحات علیه فرهنگ و سینما اعتراض کنیم، هم در دولت اصولگرا:

راجع به فیلم های گشت ارشاد و زندگی خصوصی هم سوال من این است که آقایون شمقدری و سجادپور مدعی ارزش های انقلابی اند، اگر بنا باشد ما در دوره اصلاحات علیه فرهنگ مملکت تظاهرات کنیم، در دولت  اصول گرا هم این اتفاق بیفتند، که نمی شود.

از امثال این فیلم ها، قطعا برخی افراد منفعت می برند؛ همان طور که جلوی تولید فیلم عشق های مثلثی گرفته نمی شود.

بنده خودم در کار فیلم نامه و فیلم سازی هستم، یک فیلمنامه برای این که مجوز بگیرد، باید از ده ها فیلتر فرهنگی و غیرفرهنگی عبور کند، حالا چه می شود فیلم هایی مثل گشت ارشاد مجوز می گیرد؛ مشخص نیست.

بعضی آقایان، با ارزش های اسلامی بازی می کنند.

خبرگزاری دانشجو


 
اصرار هاشمی بر ادعایش درباره نامه به امام برای مذاکره با امریکا
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : حسینی

عضو فراکسیون اقلیت با اشاره به دیدار فراکسیون متبوعش با آقای اکبر هاشمی رفسنجانی گفت:در این دیدار رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به اعضای فراکسیون اقلیت گفت که اگر بحث هایم در مورد رابطه با آمریکا در آن نامه مورد ایراد بود، حتما حضرت امام در همان زمان پاسخ من را می دادند.

این ادعا در حالی از سوی آقای هاشمی مطرح شده است که حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان امروز در یادداشتی تأکید کرد که اتفاقا منش و شأن امام راحل ابهام زدایی بود و امام قطعا به نامه هاشمی در مورد رابطه امریکا پاسخ داده است اما مشخص نیست که چرا آقای رفسنجانی به پاسخ امام اشاره‌ای نمی‌کند.

فاضل موسوی عضو فراکسیون اقلیت در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به دیدار اعضای فراکسیون اقلیت مجلس با هاشمی رفسنجانی گفت: در این جلسه مباحث مختلفی در مورد مسائل کشور مورد بررسی قرار گرفت.
 
وی افزود: در این جلسه یکی از حاضران در خصوص صحبت های اخیر هاشمی رفسنجانی در مورد رابطه با آمریکا سوال کرد که وی در پاسخ گفت که در زمان حیات حضرت امام خمینی (ره) نامه ای به ایشان نوشتم که من در 7 مورد به مهمترین مسائل و مشکلات آن زمان اشاره کردم و از امام خواستم که به این مسائل رسیدگی کنند و مشکلات حل شوند چرا که اگر در حیات شما این مسائل حل نشود، اتفاقاتی را به بار می آورد.
 
عضو فراکسیون اقلیت مجلس با بیان اینکه هاشمی در این دیدار معتقد بود، حرفهایش در مورد رابطه با آمریکا چیز جدیدی نیست و من حدود 2 ماه پیش با فصل نامه ای صحبت کردم که متأسفانه برخی در حال حاضر در مورد آن جنجال آفرینی کردند.
 
موسوی گفت: هاشمی در این دیدار تأکید داشت انتظار نداشتم واکنش ها به سخنانم در مورد رابطه با آمریکا در این حد باشد و جنجال آفرینی به بار بیاورد.
 
وی تصریح کرد: در این دیدار رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به اعضای فراکسیون اقلیت گفت که اگر بحث هایم در مورد رابطه با آمریکا در آن نامه مورد ایراد بود، حتما حضرت امام در همان زمان پاسخ من را می دادند.
 
عضو فراکسیون اقلیت با بیان اینکه در این دیدار سخنی در خصوص انتخابات مجلس نهم مطرح نشد، گفت: محوریت این دیدار در مورد نامه هاشمی به امام خمینی (ره) بود که وی 7 موضوعی که در نامه اش به امام آمده بود را در این دیدار تشریح کرد.
 
نماینده مردم خدابنده ادامه داد: هاشمی در مورد رابطه با آمریکا بحث را به صورت تشریحی باز کرد و گفت؛" ایران مرکزیت یک فکر و اندیشه را در جهان اسلام دارد و در اطراف ایران کشورهای اسلامی زیادی وجود دارد، لذا باید با کشورهای اطراف مدارا داشته باشیم و به گونه ای نشود که رابطه مان با کشورهای اطراف در حداقل باشد."
 
وی تأکید کرد: هاشمی رفسنجانی در این دیدار معتقد بود رابطه خوب با همسایگان فشارها به کشور را کمتر می کند.
 
موسوی با تأکید بر اینکه هاشمی از تحریم ها و فشارهای اخیر به کشورمان اظهار نگرانی بسیار زیادی داشت، گفت: وی معتقد بود اگر در مجموعه نظام تعامل خوبی در مورد روابط خارجی صورت گیرد می توان به آینده امیدوار بود.
 
عضو فراکسیون اقلیت مجلس موضوع تولید ملی را از دیگر مباحث مطرح شده در این جلسه عنوان کرد و افزود: هاشمی رفسنجانی اعتقاد داشت اگر در مجموعه نظام همکاری جدی صورت گیرد می توان تحقق تولید ملی و کار ایرانی را انتظار داشت و باید همه کمک کنند تا تولید ملی و اشتغال محقق شود. ایجاد اشتغال با سرمایه گذاری خارجی و ایجاد روابط مناسب با همسایگان محقق می شود.

 
پاسخ تند عباس عبدی به سبزها
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : حسینی

کیهان نوشت: عباس عبدی در پاسخ به نوشته یک عضو گروهک ملی- مذهبی که به پاریس گریخته، تاکید کرد از اول هم جزو جنبش سبز نبوده که بخواهد از آن جدا شود.

عبدی مجددا تاکید کرد نامه منتسب به ۳۹ تن از زندانیان که در آستانه انتخابات مجلس و برای تحریم آن منتشر شد، با نگاه ابزارانگارانه به زندانیان «جعل» شده است.

عضو مستعفی حزب مشارکت در پاسخ نوشته تهاجمی مرتضی کاظمیان که در جرس (ارگان حلقه لندن) انتشار یافت، درباره دفاع خود از رای دادن خاتمی و مرزگذاری با جنبش سبز می نویسد؛ واقعیت این است که طی این دو سال و نیم گذشته، جسته و گریخته به طور ضمنی و صریح، مواردی را گفته بودم. از ۲۵ بهمن سال ۸۹ به بعد تصمیم داشتم که قدری صریح تر سخن بگویم. اما از آنجا که مساله انتخابات پیش رو بود و معتقد بودم که این مقطع نقطه عطفی برای سنجش یا تغییر سیاست های موجود از خرداد ۸۸ به بعد است، لذا باز هم در مجامع علنی سکوت کردم (البته در سطح خصوصی پیگیر انتقادات بودم) تا نتیجه آن رفتار فارغ از اظهارات امثال من شکل بگیرد. حتی اگر آقای خاتمی هم رای نمی داد، این کار را انجام می دادم و چه خوب بود دوستان هم به جای چنین برخوردی؛ پاسخ یا پاسخ هایی را بنویسند که در شأن یک جمع تحلیلگر باشد نه این که در سطح نازلی بنویسند «جدایی عبدی از جنبش سبز». خودشان ما را به جنبشی که هیچگاه نه تنها جزو آن نبوده ام که منتقدش بودم وارد و از آن خارج کرده اند. این هم مثل نامه نوشتن وکالتی از سوی زندانیان است.

عبدی با اعتراض به اختناق موجود در میان محافل اپوزیسیون که هیچ انتقادی را برنمی تابند، می نویسد؛ مساله روشن است. نزدیک به ۳ سال از خرداد ۸۸ می گذرد. ۳ سال وقت کمی نیست. اما آیا تاکنون دیده اید کسانی که خود را خیرخواه این جنبش می دانند و یا در برابر آن احساس مسئولیت می کنند، کمپینی درباره نقد این ۳ سال راه بیاندازند و از همه صاحب نظران بخواهند تا یک ارزیابی کلی از این وضع داشته باشند و اگر روند خوب بود، آن را با ایمان و قدرت بیشتری ادامه دهند و اگر نه؛ آن را اصلاح کنند؟ روشن است که چنین کاری دیده نمی شود. زیرا کسانی که در غیاب رهبران، خود را متولی آن معرفی کرده اند، در سطحی از دانش سیاسی و سعه صدر و اعتماد به نفس نیستند که قادر به تحلیل و درک و هضم انتقادات و انتخاب راه های موثرتری باشند و لذا در برابر انتقاد آلرژی پیدا می کنند و سعی در ساکت کردن دیگران دارند.

وی با اشاره به جعل نامه به نام ۳۹ زندانی (با موضوع تحریم انتخابات) نوشت: اتهام انجام فعل غیردموکراتیک بلکه ضد دموکراتیک متوجه کسانی است که در بیرون زندانند و زندانیان را ابزار خود قرار داده و جنبش بیانیه نویسی راه انداخته اند... به علاوه این رفتار نهادینه می شود همچنان که در جنبش چریکی [سازمان منافقین] نیز همین طور شد و پشت درهای بسته و بدون هیچ تشریفاتی حکم به قتل دیگران دادند و عمل کردند.

عضو سابق حزب مشارکت با تاکید بر اینکه کسانی از اصلاح طلبی عبور کرده و در حال بازگشت به رفتار مجاهدین خلق در دهه ۵۰ هستند، نوشت: یکی از شواهدم برای آن که نشان دهم برخی دوستان از اصلاح طلبی عبور کرده اند و در حال بازگشت به دوران دهه ۵۰ هستند (هستند کسانی که خود را به ادبیات چریکیسم دهه ۵۰ مسلح کرده اند، اما اسلحه آنان را بر زمین گذاشته اند تا نیروهای بین المللی و ناتو این وظیفه پرزحمت را عهده دار شوند)، همین جملات شماست. فکر نکنید که هنر این است که یک مصاحبه کنم و خود را آوانگارد نشان دهم ولی پس از آن یک روزنامه را با ۵۰ نفر شاغل تعطیل کنند، احوالی هم از بیکارشدگان نپرسم و احتمالا راه خارج را نشان آنان بدهم. اگر می نویسم و می گویم، برای باز ماندن این دریچه و بودن یک کورسو در تاریکی است که افعال و رفتار برخی ها زمینه ساز بسته و تاریک شدنش گردیده و ظاهرا تا بسته نشدن همه دریچه ها و انحصاری نشدن رسانه های آن طرف آب، آرامش و قرار آنان برقرار نخواهد شد.

عبدی که دوست صمیمی برخی از عناصر بازداشتی به شمار می رود، توجیهات درباره اقدام متقلبانه جعل نامه به نام زندانیان را افزایش اشتباه به ۱۰۱اشتباه دانسته و می نویسد: انجام مصاحبه های بعدی برای توجیه این کار، فقط این ذهنیت را ایجاد می کند که نکند مسئولیت جعل آن بیانیه با کسانی است که سعی در توجیه آن دارند. شما چاره ای ندارید جز اینکه منبع خبر خود را ذکر کنید. من می دانم تعدادی از زندانیان که نامشان در امضاها آمده از انتشار چنین بیانیه ای و مفاد آن ناراحت و حتی عصبانی شده اند و جای سؤال خواهد بود که آقای کاظمیان از عصبانیت برخی دوستان ملی و مذهبی خود در زندان در این زمینه بی اطلاع باشند... اعتراض من به همین روند است. باید پرسید اهمیت این اقدام در چیست؟ جعل کننده می خواسته انتخابات را تحریم کند و به موثر بودن دلایل و منطق خود اعتماد و اطمینان نداشته، لذا فکر کرده اگر این کار را از سوی زندانیان جا بیندازد، دیگر کسی جرئت اعتراض نخواهد داشت. (اتفاقا در این شرایط درست هم فکر کرده بود) و اگر کسی خلاف آن حرف بزند، با قرار گرفتن در پشت زندانیان سیاسی او را نوازش خواهند کرد. دوم این که از نظر جعل کننده، زندانی سیاسی یک ابزار یا سرمایه است و نه بیشتر، و باید از این ابزار در جهت پیشبرد دموکراسی استفاده کرد حتی با شیوه های غیردموکراتیک.

عبدی در پایان نوشت: آقای کاظمیان عزیز! به نظرم اگر کسی از جانب بنده و شما بیانیه ای بنویسد که مضمون آن مثل ۲ به علاوه ۲ مساوی ۴ باشد، اعتبار انسانی و آزادی انسانی حکم می کند که او را به واسطه بیان حتی گزاره صحیحی از جانب ما، ولی بی اجازه ما، محکوم کنیم. بنده حتما این کار را می کنم، شما را نمی دانم. زیرا چنین کاری نفی ارزش انسان و اراده و اختیار اوست، چه رسد به این که بیانیه ای سراسر مشکل دار را به نام ما منتشر کنند. سوم این که این بیانیه علیه منافع شخصی زندانیان است. البته اگر خودشان بیانیه را داده بودند نسبت به گذشت کردن از این منافع کاملا ذیحق بودند. فرض کنیم که متن بیانیه کاملا درست باشد، ولی یک زندانی به دلایل شخصی نخواهد آن را امضا کند، به چه حقی باید هزینه ای را به او تحمیل کرد در حالی که نویسنده و یا منتشرکننده نامه، ۲۰ هزار کیلومتر آن طرف زندان اوین در حال استراحت و... است؟ کار این افراد می دانید چگونه است؟ هر روز در دفاع از زندانیان مطلب می نویسند، برای ندادن مرخصی به آنان ناله سر می دهند اما در مقابل، به جایشان نامه هم می نویسند تا مبادا مرخصی بگیرند یا زودتر آزاد شوند، چون در این صورت کسب و کار خودشان کساد خواهد شد. آیا باز هم می خواهید در مذمت این کار بنویسم یا کافی است؟

یادآور می شود عبدی اخیرا در تحلیلی اعلام کرده بود اپوزیسیون در پی وادار کردن خاتمی به انتحار و خودکشی در موضوع تحریم انتخابات بودند.


 
ارجاع طرح استیضاح وزیر کار به هیات حل اختلاف دولت و مجلس
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : حسینی

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: طراحان استیضاح وزیر کار که در مورد انتصاب آقای مرتضوی به ریاست صندوق تامین اجتماعی اعتراض داشتند خواستار ارائه این اختلاف به هیات حل اختلاف دولت و مجلس هستند.

مهر: طراح استیضاح وزیر کار از ارائه طرح استیضاح وزیر کار به هیات حل اختلاف دولت و مجلس با موافقت رئیس جمهور خبر داد.

زهره الهیان از تصمیم طراحان استیضاح وزیر کار برای ارائه طرح استیضاح به هیات حل اختلاف دولت و مجلس خبر داد.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: طراحان استیضاح وزیر کار که در مورد انتصاب آقای مرتضوی به ریاست صندوق تامین اجتماعی اعتراض داشتند خواستار ارائه این اختلاف به هیات حل اختلاف دولت و مجلس هستند.

وی گفت: محمود احمدی نژاد رئیس جمهور هم اعلام کرده که با ارائه طرح استیضاح به هیات حل اختلاف دولت و مجلس موافق است.

به گزارش خبرنگار مهر امروز طرح استیضاح وزیر کار و امور اجتماعی با ۲۰ امضا اعلام وصول شد.

استیضاح کنندگان وزیر کار به انتصاب مرتضوی به مدیر کلی صندوق تامین اجتماعی اعتراض دارند و اعتراضات خود را در ۷ بند در متن استیضاح اعلام داشته اند.


 
فرمانده کل قوا در دیدار فرماندهان نیروهای مسلح:
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : حسینی
کثرت تهدیدها نشان‌دهنده قدرت نظام اسلامی است

خبرگزاری فارس: حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به تهدیدهای دشمنان ملت ایران تاکید کردند: کثرت تهدیدها نشان‌دهنده قدرت نظام اسلامی است.

خبرگزاری فارس: کثرت تهدیدها نشان‌دهنده قدرت نظام اسلامی است
گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه‌ای، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (چهارشنبه) در دیدار جمعی از فرماندهان نیروهای مسلح و مسئولان حوزه نمایندگی ولی فقیه، همه نیروهای مسلح را به حفظ و تقویت انگیزه‌های دینی و الهی در کنار ارتقاء آمادگی‌ها توصیه و تأکید کردند: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران دارای تجربه بسیار مهم و ارزشمند 8 سال دفاع مقدس هستند که باید این تجربه گرانبها همواره مورد بازنگری و استفاده قرار گیرد.

ایشان تجربه سال‌های دفاع مقدس را در تاریخ کشور کم‌نظیر خواندند و افزودند: در این هشت سال، در واقع همه قدرت‌های دنیا اعم از شرق و غرب و کشورهای وابسته به آنها در مقابل جمهوری اسلامی ایران صف‌آرایی کرده بودند و پیشرفته‌ترین تجهیزات را در اختیار رژیم بعثی عراق قرار دادند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: کشورهای غربی مدعی حقوق بشر و دمکراسی حتی از دادن سلاح‌های شیمیایی به رژیم بعث عراق دریغ نکردند تا شاید بتوانند نظام اسلامی و مردم ایران را به زانو درآورند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: با وجود همه این تلاش‌ها و حمایت‌ها، قدرت‌ها نتوانستند جمهوری اسلامی ایران را به زانو درآورند که این فصل از تاریخ ایران، تجربه‌ای بسیار ارزشمند و بزرگ است  و در اختیار نیروهای مسلح قرار دارد.

ایشان سعادت و پیشرفت ملت‌ها را در گرو صبر و استقامت برای عبور موفقیت‌آمیز از مقاطع تاریخی دانستند و تأکید کردند: ملت ایران با داشتن تجربه‌های گرانبهایی همچون انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و همچنین موقعیت خوب امروز، قطعاً از مقطع کنونی نیز با سربلندی عبور خواهد کرد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تهدیدهای دشمنان ملت ایران خاطرنشان کردند: کثرت تهدیدها نشان‌دهنده قدرت نظام اسلامی است، زیرا اگر جمهوری اسلامی قدرت و تأثیرگذاری بالایی نداشت، بدخواهان ملت ایران اینگونه سراسیمه خود را به آب و آتش نمی‌زدند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پایان سخنان خود نقش نیروی انسانی را در نیروهای مسلح مهم ارزیابی و بر لزوم قانع نبودن به پیشرفت‌های کنونی و حفظ روحیه دفاع مقدس تأکید کردند.

در ابتدای این دیدار سردار سرلشکر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، گزارشی از آمادگی‌های دفاعی این نیروها و برنامه‌های سال جدید بیان کرد.


 
فساد در سینما در گفت‌وگوی تفصیلی فارس با پرستو صالحی
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : حسینی
کارناوال دختران و پسران زیبا در زمان ساخت فیلم/
سینما جای بیماران جنسی نیست

خبرگزاری فارس: بازیگر سینما و تلویزیون با بیان اینکه به خاطر حرف‌های امروزم خیلی‌ها با من مشکل پیدا خواهند کرد گفت: حق سینمای ما حضور یک عده افراد فرصت طلب، فاسد و مریض‌های روحی و روانی و جنسی نیست.

خبرگزاری فارس: کارناوال دختران و پسران زیبا در زمان ساخت فیلم/سینما جای بیماران جنسی نیست

به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، پس از انتشار اخباری مبنی بر گلایه پرستو صالحی از فساد موجود در سینمای ایران که از صفحه شخصی او در فیس‌بوک گرفته شده بود، این بازیگر در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس ضمن تائید محتوای مطالب نوشته شده، در گفت‌وگوی تفصیلی شرایط موجود سینمای ایران را تشریح کرد که در ادامه می‌خوانید:

*حق این سینمای پاک و دوست داشتنی حضور یک عده افراد فرصت طلب، فاسد و مریض‌های روحی و روانی و جنسی نیست

فارس:شما مطلبی را در صفحه مجازی فیس‌بوکتان گذاشته‌اید مبنی بر فساد اهالی سینما، می‌شود در این باره بیشتر توضیح بدهید؟

صالحی:چیزی که نوشته‌ام حقیقت محض است ولی شامل همه هنرمندان ما نمی‌شود. دقیقا ما درباره تعداد خاصی صحبت می‌کنیم که متاسفانه نمی‌توانیم نام آنها را ببرم. من همچنان سر حرف‌هایی که زده‌ام، هستم و اگر لازم باشد درباره آن بحث می‌کنم.حضور آدمهای فاسد در سینما متاسفانه مشکل بزرگی است. سینما فی‌النفسه فاسد نیست و باید مانع حضور افراد فاسد در سینما بشویم. برخی با مطلبی که منتشر شد گمان کردند که من همه افراد و صنوف سینمایی را مورد خطاب قرار داده‌ام در حالی که این طور نیست چون هستند افراد بسیاری که اصلا در جریان این کثافت‌کاری‌هایی که اتفاق می‌افتد، نیستند.

سینما فی‌النفسه و ذاتا پاک و نجیب است. خصوصا سینمای ایران و آدمهایی که در آن کار می کنند. حق این سینمای پاک و دوست داشتنی که خیلی‌ها برای به وجودنش زحمت کشیده‌اند، نیست که یک عده افراد فرصت طلب، فاسد و آدمهایی که به نظر من مریضی روحی و روانی و جنسی دارند، وارد این حیطه شوند.

 

*زمان پیش تولید یک کار، کارناوالی از دختران و پسران زیبا رو شروع می‌شود

جلوی ورود افراد معلوم‌الحال به این حرفه را باید گرفت. این موضوع نه به جنسیت ربط دارد و نه به هیچ صنف و قشر دیگری. چیزی که وجود دارد این است که همه همیشه فقط بازیگران را می‌بینند و آن کارناوالی که در یکسری از دفاتر سینمایی قبل از پیش تولید به راه می‌افتد را نمی‌بینند. ما راجع به کار استاد بیضایی یا استاد کیمیایی حرف نمی‌زنیم؛ راجع به افرادی سخن می‌گوییم که به اشتباه وارد این عرصه شده‌اند. آدمهایی که نه متخصص هستند و نه مشخص است که از کجا آمده‌اند. فقط زمان پیش تولید یک کار، کارناوالی از دختران و پسران زیبا رو شروع می‌شود و می‌آیند و می‌روند. یکی پول برای سرمایه‌گذاری می‌آورد، دیگری صورت زیبایی دارد و برخی هم مسائل دیگری را وارد کار می‌کنند. روابطی که هست و مسائلی که وجود دارد و البته این ماجرا زن و مرد هم ندارد.

* بخاطر این مسایل یکبار با حراست صدا و سیما صحبت کردم

 

هرزگی هم فقط هرزگی جسم نیست. خیلی‌ها روحشان را در قبال یک تصویر می‌فروشند. پا روی اعتقادات خود و خانواده‌هایشان می‌گذارند. نه فقط هنرپیشه‌ها که نگاهی هم به عوامل پشت دوربین بیاندازیم. من یک بار هم در این باره با حراست صداوسیما صحبت کردم. آنقدر زومی که روی بازیگران است، منتظریم یک عکس از آنها بیرون بیاید، یک مهمانی برود، یک جشن یا عروسی برود، عروسی‌اش در کدام تالار بوده یا در کدام بیمارستان زایمان کرده است. کمی هم به عوامل پشت دوربین نگاه کنیم. این اتفاقات در پشت دوربین هم هست. در همه اصناف وجود دارد ولی ما فقط بازیگران را می‌بینیم.

درد دلی که من نوشتم راجع به کسانی بود که معلوم نیست از کجا آمده‌اند و یک عده‌ای که اصلا شغلشان چیز دیگری بوده ولی به واسطه پول به این عرصه آمده‌اند و تهیه‌کننده شده‌اند. خود من شخصا سه تله فیلم کار کردم که متعلق به سه «بچه پولدار» بود که حتی نتوانستند کارشان را به اتمام برسانند برای اینکه فقط به واسطه پول مجوز ساخت گرفته‌اند. روی سخن من هم فقط با این طیف از افراد است وگرنه سینمای ما پاک و نجیب است و برای به دست آوردن این سینما خیلی‌ها خود را فدا کرده‌اند. این عده باعث می‌شوند که برخی دیگر از هنرمندان به خودشان اجازه بدهند که تمام بازیگران را زیر سوال ببرند. شما اگر به زندگی خصوصی هنرمندان ماندگار ما بروید، می‌بینید که هیچکدام از این افراد دچار چنین معضلات اخلاقی نبوده‌اند و نیستند. ما زنان بزرگواری در سینما داریم که قدر و منزلت این هنر را می‌دانند و با پاکدامنی در این عرصه فعالیت می‌کنند. برخی آمده‌اند تا فقط ویترین باشند و از این عرصه بهره ببرند این افراد باعث شده‌اند تا ذهن مردم نسبت به این هنر مخدوش شود و نتیجه‌اش می‌شود این که مردم ما کمتر به سینما بروند،‌کم بشنوند و به دنبال فارسی‌وان و زمزمه بروند.

 

*به خاطر حرف‌های امروزم خیلی‌ها با من مشکل پیدا خواهند کرد

فارس:با توجه به سخنان و این معضلی که زنان سینما بیشتر از آن لطمه می‌بینند؛ چرا خانم‌ها اعتراضی نمی‌کنند؟

صالحی:من اصلا اهل تکذیب نیستم و صداقت چیزی از انسان کم نمی‌کند. حتی در طرفداری از تیم فوتبال هم من تنها بازیگر زنی بودم که حدود ۱۵ سال پیش آمدم و گفتم من استقلالی هستم. آن موقع خیلی‌ها به خاطر این حرکت بر من خرده گرفتند و گفتند یکسری از طرفداران خود را از دست می‌دهی ولی اینطور نیست و مردم صداقت را دوست دارند و به دلشان می‌نشیند. ولی معمولا ما چیزی نمی‌گوییم برای اینکه چیزی از دست ندهیم. در این باره هم همینطور است، می‌ترسیم کارمان را از دست بدهیم. به خاطر حرف‌های امروز من هم مطمئن باشید که خیلی‌ها با من مشکل پیدا خواهند کرد.

فکر می‌کنم آقای بیضایی در فیلم وقتی همه خوابیم این معضل سینمای ایران را به بهترین شکل خود عنوان کرده است. در بخشی از فیلم که آقای مظفری آن را ایفا می‌کنند و خانم شقایق فراهانی که به بهترین شکل نشان دادند و ما آن را ندیدیم. در این بخش آقای مظفری خانم فراهانی را به عنوان بازیگر به دفتر تهیه‌کننده معرفی کرد ولی یک بار گفت دخترخاله‌ام است، یک بار گفت دختر دایی‌ام است و آقای بیضایی به بهترین شکل عنوان کرد که افراد بر حسب رابطه وارد این عرصه می‌شوند. آقای بیضایی در آخرین فیلم خود درد سینمای ایران را گفتند.زد و بندها را گفتند و اینکه بازیگر عوض می‌شود و تهیه‌کننده بنا به دلایل شخصی خود بازیگرها را انتخاب و یا عوض می‌کند.

حرف حق وقتی زده می‌شود از زبان هرکس بیرون می‌آید تلخ است.البته متاسفانه برخی نظیر آقای سلحشور هم به زنان سینمای ایران توهین کردند.

فارس: منظور آقای سلحشور هم مانند شما همه زنان بازیگر ایران نبوده و فقط قشر خاصی از آنها را مد نظر داشته است؟

صالحی: آقای سلحشور در ابتدا سخنان خود را درباره آنجلینا جولی آغاز می‌کنند. ما نمی‌توانیم سینمای هالیوود را با سینمای خودمان مقایسه کنیم. در سینمای هالیوود برهنگی وجود دارد ولی ما هیچ ربطی به آنها نداریم. آنها دین و عرف خود را دارند و ما هم دین و عرف خود را داریم. وی درباره هنرپیشه‌های زن ایران هم می‌گوید که آنها عکس‌های نیمه برهنه خود را در اینترنت و فیس بوک قرار می‌دهند، چه کسی این کار را کرده است؟ اصلا کدام بازیگر جرات می‌کند که این کار را بکند؟ امثال ایشان هستند که ما به این مرحله برسیم.

حریم سینما پاک و مقدس است و ورود افراد بی‌ریشه که معلوم نیست از کجا آمده‌اند، کار را به جایی رسانده که امثال آقای سلحشور همه زنان سینمای ایران را مثل هم بدانند. حتی من از مردان سینمای ایران هم گله‌مند هستم که بعد از چنین اتفاقی یک بیانیه در حمایت از زنان پاک سینمای ایران ارائه نکردند. وقتی ما سکوت می‌کنیم انگار در حال تائید یک ماجرا هستیم.

فارس:اما متاسفانه این افراد ناسالم وجود دارند.

صالحی: بله. دقیقا وجود دارد. وقتی به یک دفتر سینمایی می‌روید و دو ساعت از نقش برای تو صحبت می‌کنند و وسوسه‌ات می‌کنند که وای این نقش انگ توست، همه این حرفها زده می‌شود و بعد داستان آغاز می‌شود که حالا تلفنی صحبت کنیم و بیشتر با هم حرف بزنیم و ... البته این مربوط به همه آدمهای سینما نمی‌شود. این ماجرا درباره کسانی صدق می‌کند که به هدف دیگری به سینما آمده‌اند. مثلا هیچ وقت آقای کیومرث پوراحمد با آن پیشینه، دانش و معرفت و شخصیتی که دارد، این حریم را آلوده نمی‌کند. این فسادها متعلق به افراد نوپایی است که معلوم نیست از کجا وارد این حریم مقدس شده‌اند.

 

*عده ای با ضرب و زور پول وارد این عرصه شده اند

فارس:با توجه به این تعریف، چرا سینماگران اصیل این قشر را در خود راه می‌دهند و آنها اجازه فعالیت می‌یابند؟

صالحی: متاسفانه عده‌ای با ضرب و زور پول وارد این ماجرا می‌شوند و عده‌ای هم با رابطه به این عرصه می‌آیند. من می‌گویم کاش حراست تلویزیون یا وزارت ارشاد به جای اینکه آن قدر بازیگران را کنترل کند، ورود کسانی را که به این عرصه وارد می‌شوند هم کنترل کند. در تلویزیون فرم‌های ۱۲ صفحه‌ای بود که از دوران کودکی تا بزرگسالی پر میکنند و بعد وارد می‌شوند که اتفاقا کار بسیار درستی است. چون این آدم قرار است چهره شده و الگوی جامعه بشود و باید صلاحیتش تائید بشود که بعدا فرد مشکل دار یا سوء استفاده‌ کننده‌ای نباشد. چرا فقط این فرم ها فقط برای بازیگرهاست و برای سایر عوامل سینما نیست؟ یا اگر هم هست پس چرا اجرایی نمی‌شود؟ چرا من بازیگر نمی‌توانم جرات کنم و مثلا به عروسی دخترخاله‌ام بروم. آن هم از ترس عکس‌هایی که ممکن است در اینترنت منتشر شود. همه ما زندگی خصوصی داریم ولی این مشکلات فقط گریبان‌گیر بازیگران است و کسی با عوامل پشت دوربین کاری ندارد. این فرم باید برای همه عوامل سینما باشد.

 

فارس:البته در همه اقشار نباید فساد وجود داشته باشد...

صالحی: وقتی پشت صحنه درست باشد، جلوی دوربین هم درست می‌شود. من با افراد بزرگواری نظیر حسن هدایت، احمد امینی، رضا جودی و یا مجید اوجی بازی کرده‌ام که در سلامت کامل روحی و روانی به سر می‌برند و وقتی سر کارشان حاضر میشوی میدانی که عوامل پشت دوربینشان هم افراد سالمی انتخاب شده‌اند و فقط به هنر فکر می‌کنند. اینجا مانند هالیوود نیست که ما بازیگران برویم سناریو به دست کارگردان بدهیم و بگوییم این را با حضور من بساز. اینجا هنرمندان فقط انتخاب می‌شوند. وقتی راس مجموعه سلامت باشد، افراد سالم و بی‌حاشیه را هم انتخاب می‌کند. کسی که در رأس کار قرار دارد، باید ابتدا کنترل شوند که مشخص بشود افراد را چگونه و با توجه به چه سابقه هنری انتخاب می‌کنند. مثلا کار هست که ما می‌رویم و می‌بینیم که طراح صحنه پسر خاله دوست کارگردان است و یا منشی صحنه دوست دختر پسر فلانی است، همه رابطه ها همین شکلی است.

*صدتا بازیگر حرف‌های مرا تایید می کنند ولی کسی جرات حرف زدن ندارد

 

آدم حرفه‌ای اصلا دوست و فامیل خود را در کار جمع نمی‌کند. نهایتا هم اگر این اتفاق بیافتد، آنها هم افراد حرفه‌ای هستند. مانند خانواده داوودنژاد که خانوادگی افراد حرفه‌ای هستند و ایشان اعتقاد دارند که من باید افراد را بشناسم که از آنها بازی بگیرم.

فقط زوم می‌کنیم آقای گلزار کجا رفت؟‌مهمانی‌اش چه شد و با موبایل تعقیبش کنیم. اما این طرف دوربین هیچ کس به هیچ کس نیست. تو را دعوت می‌کنند و وقتی از سایر بازیگران می‌پرسی می‌گویند فلانی و فلانی هم هستند. خوشحال می‌شوی که خوب است این افراد هم حضور دارند اما وقتی سر پروژه می‌روی، میبینی که هیچ خبری نیست و این افراد حضور ندارند. حق اعتراض هم ندارم. همه جوره دست آدم بسته است. مطلب من را صد بازیگر دیگر در همان فیس بوک تائید کرده‌اند و حرف من را قبول دارند اما هیچکدام جرات تکرار ندارند، برای اینکه عده‌ای جنبه شنیدن حقیقت را ندارند و آن عده دقیقا افرادی هستند که به این معضلات اخلاقی دچار هستند و بهشان برمی‌خورد.

همه در حال دیدن هستند و سکوت می‌کنند و نتیجه‌اش می‌شود این. ما باید سر چشمه را درست کنیم. در یک کار تهیه‌کننده، دیگری کارگردان، دیگری برنامه‌ریز، دیگری بازیگر مشکل دارد. ولی این همه نیست.

 

* می توانم بگویم حدود 40 درصد از افراد سینمایی غیر بازیگر گرفتار فساد هستند

فارس:فکر می‌کنید چند درصد از افراد پشت دوربین را افراد فاسدی تشکیل می‌دهند؟

صالحی:فکر می‌کنم ۴۰ درصد را گرفته‌اند.

فارس:تاثیری که این افراد بر جریان سینمای ایران می‌گذارند، چیست؟

صالحی:تاثیرش این است که آثار غیر حرفه‌ای ساخته می‌شوند. وقتی همه عوامل غیرحرفه‌ای هستند، آن وقت زمان کار انگار تازه کلاس آموزش است. ما باید سر کار انرژی مضاعفی بگذاریم و علاوه بر بازی حواسمان به جای دیگر هم باشد. باید هم دستیار برنامه‌ریزباشی و هم حواست به شماره سکانس و لباس و ... باشی و تمام وظایف سایر عوامل را انجام بدهی. وقتی هم کار پخش می‌شود، کار قابل قبول نیست. در این مقطع هم دوباره تمام ضعف‌ها به گردن بازیگران می‌افتد که خوب بازی نکرده‌اند. نگاه نمی‌کنند به تیتراژ که چه کسانی در این اثر وجود داشته‌اند. یعنی فقط بازیگر در ضعف اثر دخیل بوده است؟ شما سریال‌های تلویزیونی را ببینید، چرا سریال‌های ما علی‌رغم حضور این همه بازیگر خوب بیننده ندارد و مردم ما سریال‌های درجه سه آمریکای جنوبی را نگاه می‌کنند که حتی خودشان هم قبول ندارند؟ این ماجرا که دیگر ضعف بازیگر نیست. باز هم می‌گویم و می دانم که همه این حرف‌ها به ضررم تمام می‌شود، ولی آدم گاهی به سیم آخر می‌زند و این حرف‌ها هم سیم آخر من است.

فارس:با توجه به چنین فضایی شما چطور به کار و فعالیتتان ادامه می‌دهید؟

صالحی:به امید کارکردن با آدم‌های خوب. یکی از افتخارات من کار کردن با افراد خوب است. ما افراد شریف و پاک در این عرصه کم نداریم، ولی مگر آنها در طول سال چند کار می‌سازند؟ مگر تهیه‌کنندگان و کارگردانان خوب ما که کار می‌کنند، مگر چند کار می‌سازند؟ همه ما به امید حضور در آثار این افراد فعالیتمان را ادامه می‌دهیم. ما در کار افراد خوب دیده می‌شویم نه کار افرادی که سطح کارشان پایین است.

 

*حاضرم در کارهای ضعیف‌تر ولی سالم حضور پیدا کنیم

 

فارس:آن وقت مجبور هستید که خیلی کم و گزیده کار کنید.

صالحی: بعضی وقتها هم مجبور می‌شویم در کارهای ضعیف حاضر بشویم که اصلا دوستشان نداریم فقط به صرف اینکه محو و تمام نشویم. مردم انگار انتظار دارند بازیگر را مدام و در سریال‌ها ببینند. همه ما منتظریم که یا کار خوب پیش بیاید و یا حتی در کارهای ضعیف‌تر ولی سالم حضور پیدا کنیم. ولی آن قدر ضعیف است که خود بازیگر حالش بد می‌شود. ما الان اگر دقت کنیم، افسردگی در میان بازیگران ایران می‌بینیم. افسردگی عجیبی بر فضای سینمای ایران حاکم است.

 

* دستیار کارگردانان زیادی را دیده‌ام که از نابازیگران برای نقش اول پول گرفته‌اند

 

آدم‌ها منتظر یک اتفاق نو و جرقه هستند که یک فیلمنامه خوب به دستشان برسد و یا حضور در کار فرد شاخصی به آنها پیشنهاد شود. من فکر می‌کنم که این انتظار خیلی ما را هم عصبی کرده و هم افسرده. این فضای افسرده برای این است که انتظار در حال طولانی شدن است و متاسفانه آدم‌های خوب چون به کارشان خیلی اهمیت می‌دهند کمتر کار می‌کنند. بهبود این ماجرا نیز باید از طرف مدیران و مسئولان صورت بگیرد که بیشتر نظارت کنند. من آن قدر دستیار کارگردان دیده‌ام که از نابازیگران پول گرفته‌اند و نه تنها طرف را نقش اول نکرده‌اند، بلکه نقش هشتم شده و سر کار دعوا و کتک‌کاری شده است. این موارد باید جلویش گرفته شود و ربطی به ماهیت سینما ندارد.


 
قاضی سراج در گفت‌وگو با فارس خبر داد
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : حسینی
فساد فی‌الارض اتهام تنها متهم پنجمین جلسه دادگاه فساد مالی

خبرگزاری فارس: قاضی سراج گفت: متهمی که روز ۲۰ فروردین محاکمه خواهد شد اتهامش فساد فی‌الارض است.

خبرگزاری فارس: فساد فی‌الارض اتهام تنها متهم پنجمین جلسه دادگاه فساد مالی

قاضی ناصر سراج در گفت‌وگو با خبرنگار قضایی فارس در پاسخ به این سوال که آیا روز ۲۰ فروردین پنجمین جلسه رسیدگی به فساد مالی ۳ هزار میلیاردی همچون جلسه چهارم با یک متهم برگزار خواهد شد، گفت: قرار است به اتهام تنها یک نفر رسیدگی شود.

وی افزود: البته متهمانی که احساس شود وجود آنها در جلسه رسیدگی به این پرونده در دادگاه ضروری است به دادگاه آورده خواهند شد.

قاضی ویژه رسیدگی به پرونده فساد ۳ هزار میلیاردی درباره اتهام فردی که قرار است در روز ۲۰ فروردین محاکمه شود، گفت: اتهام این متهم نیز فساد فی‌الارض است.


 
نظر قطعی شورای نگهبان درباره ۱۹ حوزه بلاتکلیف فردا اعلام می‌شود
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: سخنگوی شورای نگهبان گفت که نظر شورای نگهبان درباره ۱۹ حوزه بلاتکلیف فردا قطعی می‌شود.

خبرگزاری فارس: نظر قطعی شورای نگهبان درباره ۱۹ حوزه بلاتکلیف فردا اعلام می‌شود

عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس اظهار داشت: شورای نگهبان نتیجه نهایی ۱۹ حوزه انتخابیه باقیمانده را فردا قطعی می‌کند.

برخی ‌سایت‌ها ‌از ابطال حوزه‌های انتخابیه، ساری، تنکابن و رامسر خبر داده بودند که کدخدایی درباره این موضوع به خبرنگار فارس گفت: مسئولیت این خبر بر عهده خود این سایت‌هاست.


 
برشی از کتاب نورالدین پسر ایران
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : حسینی
تلخ‌ترین دروغی که نورالدین در جنگ گفت

خبرگزاری فارس: به زخمی‌ها نگاه می‌کردم؛ «خدایا از بین این بچه‌ها کی رو با خودمون ببریم؟ صمد قنبری، علی بهلولی، قاسم هریسی یا...» از کنار هر مجروحی که می‌گذاشتم دلم می خواست او را با خودم ببرم.

خبرگزاری فارس: تلخ‌ترین دروغی که نورالدین در جنگ گفت

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، کتاب «نورالدین پسر ایران» خاطرات نورالدین عافی از هشتادماه حضور در جبهه است که توسط انتشارات سوره مهر منتشر و روانه بازار کتاب شد.

 

در آخرین روزهای بهمن سال 1390 نیز دست‌نوشته رهبر انقلاب روی این کتاب منتشر شد که باعث نایابی اثر هم شد.

 

خبرگزاری فارس، به منظور آشنایی بیشتر مخاطبان با این اثر بخش‌هایی از کتاب را منتشر می‌کند.

 

واقعا دو دل ماندن در آن شرایط سخت‌تر از همه چیز بود. باید تصمیم می‌گرفتیم و انتخاب می‌کردیم؛ بمانیم شاید نیروی کمکی از راه برسد و بتوانیم منطقه را نگه داریم... اما با این اوضاع که حتی پلی که چند روز پیش بچه‌ها روی دجله زده بودند ـ و شب قبل ما از آن گذشته بودیم ـ در آتش بی‌شمار دشمن از بین رفته بود. در مقابل، پل‌هایی که دیشب با آن مخاطره و جانفشانی درصدد منفجر کردن آنها بودیم، معبری شده بود تا تانک‌های عراقی از سمت روستا حرکت کرده، از پل‌ها وارد اتوبان شوند و به سمت ما بیایند. در آن دقایق صبح هر وقت اتوبان را نگاه می‌کردم نگاهم روی دو نفر زخمی که روی اتوبان افتاده بودند، قفل می‌شد. نمی‌دانستم از بچه‌های تخریبند یا نه؟ مطمئن بودم نیروی خودی‌اند و می‌دیدم هنوز زنده‌اند اما قادر به حرکت نبودند. هیچ امکانی برای نزدیک شدن به آنها در آن شرایط نبود.

امیر سراغم آمده بود: «آقا سید! تو چی می‌گی؟ چی کار کنیم!»

ـ نمی‌دونم! حالا دیگه ما بی‌صاحاب موندیم این جا! به ما گفتن کمی بمونیم و بعد برگردیم عقب!

* مجروحینی که زیر شنی تانک له شدند

 

داشتم حرف علی تجلایی را یادآوری می‌کردم که برای کمک به آقا مهدی و بچه‌هایی که در محاصره افتاده بودند، رفته بود. در همین حین به وضوح دیدم سه تانک دشمن مانور می‌دهند تا از اتوبان رد شوند. اگر موفق به عبور از اتوبان می‌شدند کار ما تمام بود و به راحتی می‌آمدند روی ما. یکی از تانک‌ها روی اتوبان رسیده و با سرعت حرکت می‌کرد. نتوانستیم بزنیم‌شان. چشم‌هایم روی همان دو برادر مجروحی که روی اتوبان بودند، می‌لرزید. دلم داشت از جا کنده می‌شد. دود و گرد و خاکی که از شنی تانک بلند می‌شد، صدای یکریز کالیبر تانک و حرکت سریعش روی اتوبان پی در پی مقابل چشمانم اتفاق می‌افتاد. آمد... آمد.. و از روی بچه‌های زخمی ما رد شد! آه از عمق جان ما برخاست.

*من بودم و تانک لعنتی

 

احساس می‌کردم تنها منم و همان تانک لعنتی که هر جانداری را می‌دید می‌زد. به سمت سنگر دویدم. تانک مرا دیده بود و کالیبرش بی‌وقفه به سمت من تیراندازی می‌کرد. از خشم و اضطراب می‌لرزیدم و قسم می‌خوردم آن تانک را بزنم. موشک روی آر. پی. جی را محکم کردم و داخل سنگر آماده و منتظر نشستم. تانک مسیرش را از روی اتوبان به کنار منحرف کرده بود تا به خیال خودش من و سنگرم را هم له کند. صدای غرش تانک یک طرف و داد و فریاد امیر و همرزمان دیگرم یک طرف، آنها دورتر بودند و نظاره‌گر جدال من و تانک. امیر داشت خودش را می‌کشت، فریاد می‌زد: «سید‌!... گلیر.... مواظب اول... گلدی...»

نفس نفس می‌زدم و آر.پی.جی را توی سینه‌ام می‌فشردم. تانک نتوانست از کناره اتوبان پیشروی کند، نزدیک بود چپه شود. دوباره برگشت روی جاده اما هنوز هم با کالیبر مرا می‌زد. آنجا مزه سه لایه بودن سنگر را می‌چشیدم. اگر سنگر معمولی و یک لایه بود با اولین رگبار به هم می‌ریخت اما من هنوز منتظر بودم و ذهنم را متمرکز می‌کردم. می‌دانستم باید در ثانیه مناسب از سنگر بالا بیایم و بزنم و گرنه محال بود از آتش کالیبرش زنده بمانم. تانک داشت روی اتوبان می‌غرید و به سوی من پیش می‌آمد. آمد و دیدم که از کنار سنگر می‌گذرد. در یک لحظه، تیرانداز کالیبر خواست لوله سلاحش را به سوی من برگرداند، بلند شدم و آر.پی.جی را به طرفش شلیک کردم اما از بخت بد موشک آر.پی.جی از کنار تانک رد شد. آه کشیدم؛ موشک آر.پی.جی که از تانک گذشته بود به سنگری آن سوی جاده خورد و در ثانیه‌ای انفجار مهیبی همه را تکان داد.

*تیرم به خطا رفت ولی زاغه مهمات را منفجر کرد

 

این انفجار خدمه تانک را هم گیج کرده بود. تا آن لحظه از وجود زاغه مهمات آن سوی اتوبان بی‌خبر بودیم اما به خواست خدا آر.پی.جی به آن زاغه خورد. در عرض چند ثانیه، مهمات با سروصدای وحشتناکی منفجر شدند. در آن لحظات بحرانی این اتفاق به ما جانی دوباره داد.

دوباره برای شکار تانک بلند شدم. عجله داشتم و نمی‌توانستم درست نشانه‌گیری کنم. شلیک کردم و این بار آر.پی.جی درست به اگزوز تانک خورد و منفجر شد. تانک از غرش ایستاد و سرنشینانش از برجک بالا آمدند تا فرار کنند. نمی‌خواستم آنهایی که بدن مجروح بچه‌های ما را له کرده بودند از تانک‌شان خارج شوند. با رگبار کلاش همه را زدم و دوباره در سنگر پناه گرفتم. صدای امیر آرام گرفته بود. موشک دیگری روی آر.پی. جی گذاشتم و فکر کردم حالا کجا را بزنم؟! دور و بر را می‌کاویدم. ناگهان چشمم روی منبع آبی که در فاصله بلندی از زمین روی پایه‌هایی نصب شده بود، ثابت ماند. منبع آب در نزدیکی روستای حریبه بود و پایین آن تانک‌ها و نفرات عراقی در حال جابه‌جایی بودند.

*با تنها چشم سالمم منبع آب عراق را زدم

 

هلی‌کوپترهای دشمن هم به شدت کار می‌کردند و از زمین و آسمان گلوله و موشک می‌بارید. به طرف روستا بلند شدم، آر.پی.جی را روی دوشم جابه‌جا کردم و با تنها چشم سالمم نشانه رفتم و شلیک کردم. آر.‌پی‌.‌جی مستقیم رفت و قشنگ خورد به منبع! منبع آب از هم درید و ما از دور، ریختن حجم زیادی از آب را به پایین دیدیم. با این اتفاق رویحه ما مخصوصا زخمی‌هایی که کنارمان بودند، بهتر شد. سنگرم را ترک کردم و پیش بچه‌ها رفتم. هلی‌کوپترهای عراقی کلافه‌مان کرده بودند و با موشک و تیربار و هر چه که داشتند آتش می‌ریختند. در آن وضع آنجا ماندن خودکشی بود.

*تلخ‌ترین دروغی که در جنگ گفتم

 

بالاخره تصمیم برگشتن قطعی شد. هر کس که سرپا بود در بازگشت باید یک زخمی را هم با خودش عقب می‌برد. این را جنگ به ما یاد داده بود و چه لحظه تلخی بود آن لحظات. به زخمی‌ها نگاه می‌کردم؛ «خدایا از بین این بچه‌ها کی رو با خودمون ببریم؟ صمد قنبری، علی بهلولی، قاسم هریسی یا...» از کنار هر مجروحی که می‌گذاشتم دلم می خواست او را با خودم ببرم. لحظه‌های سنگینی بود. جمعا پنج، شش نفر مانده بودیم که به هر طرف آتش می‌گشودیم و برای رفتن جمع و جور می‌شدیم. در آن منطقه آخرین کسانی بودیم که هنوز عقب‌نشینی نکرده بودند. فکر کردم صمد قنبری را ببرم. به طرف او رفتم. گویا منظورم را فهمید. تبسمی در در صورت دردمندش دوید اما کنار او قاسم هریسی افتاده بود و جایی که قاسم بود نمی‌توانستم دلم را راضی به بردن کس دیگری کنم. قاسم را کول کردم و به صمد گفتم: «می‌یام تو رو هم می‌برم!» تلخ‌ترین دروغی بود که می‌شد در جنگ گفت! در آن گیرودار فقط یک نفر را می‌توانستم عقب ببرم و او قاسم هریسی بود!


 
هجوم کلاه سبزها به مدار 7 درجه
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : حسینی
جزئیات اسارت دزدان دریایی توسط نیروی دریایی ارتش

خبرگزاری فارس: نزدیکی ظهر با انجام تاکتیک های مختلف، هفت نفر از کلاه سبزهای نداجا می توانند خود را به داخل کشتی برسانند تا ادامه درگیری با دزدان دریایی بر روی عرشه کشتی انجام شود.

خبرگزاری فارس: جزئیات اسارت دزدان دریایی توسط نیروی دریایی ارتش

به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، امیر دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران روز گذشته در اولین نشست خبری خود در سال جدید، از اسارت 12 نفر از دزدان دریایی توسط کماندوهای دریایی ارتش در خارج از محدوده ماموریتی نداجا در آبهای آزاد خبر داد.

یک فروند کشتی فله‌بر برزیلی با نام "اگلانتاین" با ظرفیت حمل 63 هزار تن بار، 9 روز قبل در حین انتقال محموله شکر به جمهوری اسلامی ایران، در نزدیکی های جزیره مالدیو (محدوده مدار 7 درجه شمالی) توسط دزدان دریایی ربوده شد.

کشتی ربوده شده توسط دزدان دریایی در مدار 7 درجه شمالی

 پدیده تروریسم دریایی از سال 87 بود که با آغاز فصل جدیدی از دزدی های دریایی وارد فاز جدید شد تا سازمان کشتی‌رانی بین المللی از تمامی کشورهایی که توانمندی دارند، بخواهد تا برای برقراری امنیت در منطقه مهم شمال اقیانوس هند و خلیج عدن وارد صحنه شوند.

بنا بر اهمیت این موضوع و نیز تدبیر فرمانده معظم کل قوا مبنی بر حضور نیروی دریایی راهبردی ارتش در آبهای آزاد و بین المللی، این نیرو از سه سال گذشته ماموریت یافت تا امنیت کشتی های تجاری ایران را در محدوده وسیعی تا مدار 10 درجه شمالی، شمال اقیانوس هند و خلیج عدن تامین کند.

این نیرو با اعزام 19 ناوگروه در طول این سه سال، حضوری مستمر در آبهای آزاد داشته و از این حضور به بعد هیچ کشتی ایرانی توسط دزدان دریایی ربوده نشد.

اهمیت این منطقه از آنجاست که حجم زیادی از تجارت جهانی برای داد و ستد کالاهای مهم بین المللی مجبور به عبور از این منطقه است و از طرف دیگر به دلیل بی‌ثباتی در کشورهایی نظیر سومالی، دزدان دریایی می توانستند به راحتی با حمله به کشتی‌های تجاری و نفتکش، آنها را ربوده و به سومالی منتقل کنند تا از این طریق مبالغ هنگفتی از کشورهای صاحب کالا دریافت شود.

هفتم فروردین ماه سال جاری بود که به نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران اعلام شد یک فروند کشتی تجاری در نزدیکی مالدیو (در مدار 00 07 شمالی و 6945 شرقی) در فاصله 1460 مایلی (2680 کیلومتری) بندرعباس و نیز فاصله 180 مایلی (335 کیلومتری) پایین تر از مدار 10 درجه (مرز ماموریتی نداجا در جنوب)، توسط دزدان دریایی ربوده و در حال انتقال به سواحل کشور سومالی است.

موقعیت جغرافیایی ربایش و آزادسازی کشتی ربوده شده

 بنا بر آنچه اعلام شد، فاصله محل ربایش این کشتی تا سریلانکا هزار کیلومتر، تا سواحل هندوستان ۸۰۰ کیلومتر وتا سومالی ۲۱۰۰ کیلومتربوده است.

با وصول این خبر و در اولین ساعات روز هشتم فرودین ماه، تیم های عملیات ویژه نیروی دریایی از بندر چابهار به سمت محل مورد نظر اعزام می شوند که در کمترین زمان ممکن یعنی، اولین ساعات روز یازدهم فروردین ماه در نقطه  29 07 شمالی و 6125 شرقی در فاصله 1120 مایلی (2075 کیلومتری) بندر چابهار، خود را به کشتی ربوده شده می رسانند.

عملیات ورود تکاوران دریایی ارتش به کشتی ربوده شده

این درحالیست که دزدان دریایی توانسته بودند، فاصله 452 مایل (838 کیلومتر) را به سمت سواحل سومالی طی کنند.

در این مدت، دزدان دریایی، خدمه کشتی را که از ملیت های مختلف از جمله ملیت ایرانی بودند، مجبور به حرکت به سمت سواحل سومالی کردند که در پی مقاومت خدمه، دو نفر از آنها (با ملیت های غیر ایرانی) کشته و چند نفر دیگر از جمله کاپیتان کشتی و یک نفر تبعه ایرانی بر اثر اصابت گلوله مجروح می شوند.

کماندوهای ارتش در ابتدا قصد انجام عملیات غافلگیرانه علیه دزدان دریایی را داشتند اما به دلیل تسلط آنها بر کشتی ربوده شده، این امکان مقدور نمی شود.

دزدان دریایی با استقرار بر محل های بالادستی کشتی، اولین درگیری را با کماندوهای ایرانی آغاز می کنند.

نزدیکی ظهر با انجام تاکتیک های مختلف، هفت نفر از کلاه سبزهای نداجا می توانند خود را به داخل کشتی برسانند تا ادامه درگیری با دزدان دریایی بر روی عرشه کشتی انجام شود.

نبرد تکاوران دریایی ارتش با دزدان دریایی بر روی عرشه کشتی

36 ساعت از 48 ساعت درگیری تکاوران با دزدان دریایی، بر روی عرشه کشتی صورت می گیرد تا نهایتا، دریادلان ارتش در حالی که بدون پناهگاه با دزدان دریایی مسلح می جنگیدند، می توانند تمامی 12 نفر آنها را به اسارت درآورده و کشتی را با کمترین خسارت از دست آنها آزاد کنند.

 

به اسارت درآوردن دزدان دریایی توسط تکاوران نداجا

همینک، کشتی فله‌بر آزاد شده با حضور تکاوران دریایی ارتش در آبهای دریای عمان در حال عزیمت به بندرعباس است تا دزدان دریایی پس از انتقال به خاک جمهوری اسلامی ایران، برای محاکمه به دستگاه قضایی سپرده شوند.


 
پاسخ شریعتمداری به ادعای هاشمی رفسنجانی
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : حسینی
پاسخ حضرت امام را چرا سانسور کرده‌اید؟

خبرگزاری فارس: مدیر مسئول روزنامه کیهان در پاسخ به ادعای اخیر هاشمی رفسنجانی نوشت: باید پرسید که جناب رفسنجانی از آشکار شدن کدام واقعیت نگران بوده اند که پاسخ حضرت امام(ره) را سانسور کرده اند؟!

خبرگزاری فارس: پاسخ حضرت امام را چرا سانسور کرده‌اید؟

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس حسین شریعتمداری در پاسخ به اظهارات اخیر هاشمی رفسنجانی در سر مقاله امروز کیهان نوشت: اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی که در روزهای پایانی سال 1390 و در دیدار مسئولان فصلنامه مطالعات بین المللی با ایشان مطرح شده و دیروز خبر آن منتشر شده بود، بازتاب گسترده ای در رسانه های داخلی و بسیاری از رسانه های خارجی داشت. درباره اظهارات اخیر رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام اگرچه گفتنی های فراوانی هست ولی در این مختصر به واکاوی یکی از اصلی ترین آنها که وارونه نمایی آشکار است و عجیب تر نیز به نظر می رسد بسنده می کنیم و باقی به بعد می گذاریم.

آقای هاشمی رفسنجانی می گوید «من در سال های آخر حیات امام(ره) نامه ای را خدمتشان نوشتم، تایپ هم نکردم برای این که نمی خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح کردم و نوشتم شما بهتر است در زمان حیاتتان اینها را حل کنید. در غیر این صورت، ممکن است اینها به صورت معضلی، سد راه آینده کشور شود. گردنه هایی است که اگر شما ما را عبور ندهید، بعد از شما عبور کردن مشکل خواهد بود. یکی از این مسایل، رابطه با آمریکا بود. نوشتم بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم قابل دوام نیست. آمریکا قدرت برتر دنیاست. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است»! درباره این بخش از اظهارات ایشان باید گفت؛

1- انصاف آن بود که آقای رفسنجانی در نقل ماجرای نامه خویش به پاسخ امام راحل (ره) نیز اشاره می کرد. چرا که اولاً؛ مذاکره و رابطه با آمریکا یکی از خطوط قرمز حضرت امام(ره) بود که بارها بر آن تأکید ورزیده و علت اجتناب از مذاکره و رابطه با آمریکا را نیز به وضوح بیان کرده بودند و ثانیاً؛ حضرت امام(ره) به گواهی بینش و منش و آنچه از مواضع و بیانات ایشان در دسترس همگان است، هیچ ابهامی را بی پاسخ نمی گذاشتند مخصوصاً آن که این ابهام درباره یکی از اصلی ترین خطوط قرمز تأکید شده از جانب حضرت ایشان بوده و از سوی کسی مطرح شده باشد که مسئولیت مهم و حساسی- رئیس مجلس، قائم مقام فرماندهی کل قوا و...- در نظام داشته است. بنابراین کمترین تردیدی نیست که امام راحل ما(ره) ابهام مطرح شده از جانب آقای هاشمی رفسنجانی را بی پاسخ نگذاشته اند و سؤال این است که چرا آقای رفسنجانی از پاسخ آن بزرگوار که به یقین و مانند همیشه، مستدل و منطقی بوده است طفره رفته و به آن اشاره ای نکرده است؟! آقای رفسنجانی با خاطره نویسی و تاریخ نگاری ناآشنا نیستند و سابقه شناخته شده ای در هر دو عرصه یاد شده دارند و تعجب آور است که هنوز نمی دانند «نیمه نویسی» بی اعتبارترین نوع تاریخ نگاری و خاطره نویسی است و نشانه نگرانی نویسنده و مؤلف از بیان برخی واقعیت هاست! حالا باید پرسید که جناب رفسنجانی از آشکار شدن کدام واقعیت نگران بوده اند که پاسخ حضرت امام(ره) را سانسور کرده اند؟!

2- آقای هاشمی رفسنجانی به این بخش از تاریخ آن روزها نیز اشاره نکرده اند که در اوایل سال 1369 در حالی که هنوز یکسال از رحلت حضرت امام(ره) نگذشته بود، آقای «جیمز بیکر» وزیر خارجه وقت آمریکا طی سخنانی - 30 فروردین/19 آوریل 1990- اعلام کرد که آمریکا آماده مذاکره مستقیم با ایران است و 7 روز بعد - 6 اردیبهشت ماه/25 آوریل - آقای عطاءالله مهاجرانی معاون پارلمانی آقای رفسنجانی- رئیس جمهور وقت- در مقاله ای با عنوان «مذاکره مستقیم» که در صفحه 2 روزنامه اطلاعات همان روز به چاپ رسید، ایستادگی در برابر کاخ سفید را «شعارگونه» نامیده و دقیقاً با همان استدلالی که جناب هاشمی در اظهارات اخیر خود مطرح کرده است خواستار مذاکره و رابطه با آمریکا می شود و نکته در خور توجه آن که در مقاله خود به گونه ای غیرمنتظره- شاید برای رد گم کردن- به اظهارات چند روز قبل «جیمز بیکر» اشاره کرده و اصرار می ورزد که مبادا کسانی پیشنهاد ایشان را با پیشنهاد وزیر خارجه آمریکا مرتبط دانسته و آن را «یک توطئه و یا فتنه» تلقی کنند. مقاله مهاجرانی با توجه به مغایرت آن با دیدگاه بارها اعلام شده حضرت امام(ره) انتقادهای فراوانی را در پی داشت. اما، آقای مهاجرانی که امروزه پرده ها را کنار زده و آشکارا به انگلیس پناهنده شده و با آیپک (لابی صهیونیست ها) و MI6 (بخش اطلاعات خارجی اینتلجنت سرویس انگلیس) همکاری نزدیک دارد، برنظر خود اصرار می ورزد و نهایتاً؛ رهبر معظم انقلاب در یکی از سلسله بیانات خویش به این ماجرا پایان می دهند که شرح آن خواهد آمد.

اکنون این پرسش مطرح است که چرا جناب رفسنجانی به این رخداد مهم و معروف تاریخی کمترین اشاره ای نکرده اند؟! شاید- فقط شاید- به این علت که اگر به رخداد یاد شده اشاره می کردند چاره ای جز آن نداشتند که نظرات مستدل مطرح شده از سوی رهبر معظم انقلاب را نیز مانند پاسخ حضرت امام(ره) نادیده بگیرند! که در این حالت، دو پرده پوشی پی درپی سؤال برانگیز بود! و اما پاسخ حضرت آقا به اندازه ای روشن و مستدل بود که اگر به آن اشاره می کردند در هیچ یک از اذهان واقع نگر و مردم دوست، جایی برای پیشنهاد مذاکره و رابطه با آمریکا باقی نمی ماند. نظر آن روز آقا که نظر امروز ایشان و همان نظر دیروز حضرت امام(ره) است و از بلندای دلسوزی حکیمانه برای مردم و صیانت از اسلام و منافع ملی مطرح شده است را در بند بعدی بخوانید و خود درباره آن قضاوت کنید.

3- حضرت آقا در سخنان آن روز خود فرمودند؛

«و اما مسئله ای که این روزها در سطح جمعی از اهل فکر و اهل نظر در جریان است، مذاکره کردن و مذاکره نکردن است... من معتقدم، آن کسانی که فکر می کنند ما باید با رأس استکبار- یعنی آمریکا- مذاکره کنیم، یا دچار ساده لوحی هستند، یا مرعوبند. من بارها این نکته را عرض کرده ام که استکبار، بیش از این که نان قدرت و توانایی خودش را بخورد، نان هیبت و تشر خودش را می خورد. اصلاً استکبار، با تشر و ابهت و شکلک درآوردن و ترساندن این و آن، زنده است. مذاکره، یعنی چه؟ صرف این که شما بروید با آمریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل می شود؟ این طوری که نیست. مذاکره در عرف سیاسی، یعنی معامله، مذاکره با آمریکا، یعنی معامله با آمریکا. معامله، یعنی داد و ستد؛ یعنی چیزی بگیر، چیزی بده تو از انقلاب اسلامی، به آمریکا چه می خواهی بدهی، تا چیزی از او بگیری؟ آن چیزی که شما می خواهید به آمریکا بدهید، تا در مقابل از او چیزی بگیرید، چیست؟ ما چه می توانیم به آمریکا بدهیم؟ او از ما چه می خواهد؟ آیا می دانید که او چه می خواهد؟ «و ما نقموا منهم الا ان یومنوا بالله العزیز الحمید». والله که آمریکا از هیچ چیز ملت ایران، به قدر مسلمان بودن و پایبند بودن به اسلام ناب محمدی(ص) ناراحت نیست. او می خواهد شما از این پایبندیتان دست بردارید. او می خواهد شما این گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشید؛ حاضرید؟»

اکنون باید از آقای هاشمی رفسنجانی پرسید در پروژه پیشنهادی مذاکره و رابطه با آمریکا- و به قول حضرت آقا معامله با آمریکا!- چه «بهایی» را برای پرداخت در نظر گرفته اید و در مقابل آن چه متاعی را از آمریکا انتظار دارید؟! آیا جز این است که آمریکا به اعتراف بارها اعلام کرده خود، بیشترین ضربه را از اسلام ناب محمدی(ص) که ظلم ستیز و استقلال طلب است دریافت کرده است؟! و به هیچ چیز غیر از بازگشت به دوران غارتگری گذشته در ایران نمی اندیشد؟! و در مقابل به شما همان را خواهد داد که به شاه و حسنی مبارک و بن علی و علی عبدالله صالح داد!

4- آقای هاشمی می گوید «معنای مذاکره با آمریکا این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند، یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است»!

ظاهراً جناب رفسنجانی فراموش کرده اند که آمریکا، مذاکره را فقط برای مذاکره می خواهد و نه حل و فصل مسائل طرفین. چرا که درگیری ما با آمریکا از ماهیت دو طرف ریشه می گیرد و مادام که ما در حاکمیت بر اسلام ناب و ظلم ستیز تکیه داریم و آمریکا بر خوی استکباری خود تأکید می ورزد این درگیری ادامه خواهد داشت و تنها در دو حالت خاتمه می یابد. یا ما- نستجیربالله- از اسلام در حاکمیت دست بکشیم - یعنی همان که آقا اشاره فرمودند- و یا آمریکا خوی استکباری خود را رها کرده و به قول حضرت امام(ره) «از خر شیطان پایین بیاید». بنابراین، وقتی مسئله فیمابین با مذاکره قابل حل نیست باید دید آمریکا مذاکره را برای چه می خواهد و چرا اینهمه برآن اصرار می ورزد؟! پاسخ بسیار روشن و خالی از ابهام است، آمریکا مذاکره را برای ارائه به نهضت های اسلامی و مخصوصاً این روزها برای ارائه به انقلاب های اسلامی منطقه می خواهد و به محض آن که با آمریکا پای میز مذاکره بنشینیم، این نشست را فاکتور کرده و به همه ملت های مسلمان و انقلابی می فروشد که «اگر الگوی نهضت و حرکت ضد استکباری و ضد استبدادی شما انقلاب اسلامی ایران است، ایران نیز در نهایت چاره ای جز کنار آمدن با آمریکا نداشته است»! و به قول قیصر «همه راهها به رم ختم می شود». جناب هاشمی! این نکته بدیهی تر از آن است که از نگاه حضرتعالی پنهان مانده باشد. شما که اهل مطالعه و رصد اخبار هستید به یقین گزارش های منتشر شده از سوی مراکز استراتژیست آمریکا طی چند سال اخیر را ملاحظه کرده اید و مثلاً از گزارش اخیر «مرکز تحقیقات کنگره آمریکا» باخبرید که تأکید می کند «حضور ایران در پای میز مذاکره بی آن که چیزی رد و بدل شده و امتیازی داده یا گرفته شود می تواند تحولات اسلامی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را، تحت تأثیر قرار داده و نهایتاً متوقف کند».

5- آقای هاشمی از آمریکا با عنوان «قدرت برتر دنیا»! یاد می کند که مخصوصاً با توجه به رخدادهای چند سال اخیر، چه در برخورد آمریکا با ایران و چه در برخورد با انقلاب های اسلامی منطقه، شکست در عراق و افغانستان و دهها نمونه دیگر از این دست، تعجب آور است و فقط به عنوان یادآوری باید گفت، همین چند ماه قبل - 13 دسامبر 2011/ آذرماه 90- نشست شورای راهبردی آتلانتیک در واشنگتن با صراحت اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران، آمریکا را از بلندای اقتدار 2001 به دره ضعف 2011 کشانده است و اینکه؛ تاریخ به نفع ایران در حال پیچیدن است و...

گفتنی است مقایسه آمریکا با چین و روسیه و انگلیس هم قیاس مع الفارق است زیرا درگیری اصلی ایران اسلامی با آمریکا بوده و هست و دیگر کشورهای مورد اشاره در اظهارات آقای رفسنجانی نه سابقه ای قابل قیاس با آمریکا در برخورد با ایران داشته و دارند و نه از رابطه و مذاکره در پی رسیدن به اهدافی هستند که آمریکا دنبال می کند بنابراین رابطه و مذاکره با آنها می تواند در چارچوب عزت و حکمت و مصلحت صورت پذیرد و چنانچه وارد فازی نظیر آمریکا شوند- که نمی توانند- به یقین با برخورد مشابهی از سوی ایران اسلامی روبرو خواهند شد.

6- و بالاخره، اگرچه در این باره گفتنی های فراوان دیگری نیز هست ولی وجیزه پیش روی را با اشاره به بخشی از اظهارات رابرت گیتس -وزیر دفاع پیشین آمریکا- در کنگره خاتمه می دهیم. گیتس در پاسخ به علت ناتوانی دولت بوش در مقابله با ایران اسلامی می گوید «مشکل بزرگ ما با ایران آن است که به ما احتیاجی ندارد تا امتیازی از ما بخواهد و کسی که امتیازی از شما نخواهد، امتیازی هم به شما نخواهد داد.»


 
پاسخ شریعتمداری به ادعای هاشمی رفسنجانی
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : حسینی
پاسخ حضرت امام را چرا سانسور کرده‌اید؟

خبرگزاری فارس: مدیر مسئول روزنامه کیهان در پاسخ به ادعای اخیر هاشمی رفسنجانی نوشت: باید پرسید که جناب رفسنجانی از آشکار شدن کدام واقعیت نگران بوده اند که پاسخ حضرت امام(ره) را سانسور کرده اند؟!

خبرگزاری فارس: پاسخ حضرت امام را چرا سانسور کرده‌اید؟

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس حسین شریعتمداری در پاسخ به اظهارات اخیر هاشمی رفسنجانی در سر مقاله امروز کیهان نوشت: اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی که در روزهای پایانی سال 1390 و در دیدار مسئولان فصلنامه مطالعات بین المللی با ایشان مطرح شده و دیروز خبر آن منتشر شده بود، بازتاب گسترده ای در رسانه های داخلی و بسیاری از رسانه های خارجی داشت. درباره اظهارات اخیر رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام اگرچه گفتنی های فراوانی هست ولی در این مختصر به واکاوی یکی از اصلی ترین آنها که وارونه نمایی آشکار است و عجیب تر نیز به نظر می رسد بسنده می کنیم و باقی به بعد می گذاریم.

آقای هاشمی رفسنجانی می گوید «من در سال های آخر حیات امام(ره) نامه ای را خدمتشان نوشتم، تایپ هم نکردم برای این که نمی خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح کردم و نوشتم شما بهتر است در زمان حیاتتان اینها را حل کنید. در غیر این صورت، ممکن است اینها به صورت معضلی، سد راه آینده کشور شود. گردنه هایی است که اگر شما ما را عبور ندهید، بعد از شما عبور کردن مشکل خواهد بود. یکی از این مسایل، رابطه با آمریکا بود. نوشتم بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم قابل دوام نیست. آمریکا قدرت برتر دنیاست. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است»! درباره این بخش از اظهارات ایشان باید گفت؛

1- انصاف آن بود که آقای رفسنجانی در نقل ماجرای نامه خویش به پاسخ امام راحل (ره) نیز اشاره می کرد. چرا که اولاً؛ مذاکره و رابطه با آمریکا یکی از خطوط قرمز حضرت امام(ره) بود که بارها بر آن تأکید ورزیده و علت اجتناب از مذاکره و رابطه با آمریکا را نیز به وضوح بیان کرده بودند و ثانیاً؛ حضرت امام(ره) به گواهی بینش و منش و آنچه از مواضع و بیانات ایشان در دسترس همگان است، هیچ ابهامی را بی پاسخ نمی گذاشتند مخصوصاً آن که این ابهام درباره یکی از اصلی ترین خطوط قرمز تأکید شده از جانب حضرت ایشان بوده و از سوی کسی مطرح شده باشد که مسئولیت مهم و حساسی- رئیس مجلس، قائم مقام فرماندهی کل قوا و...- در نظام داشته است. بنابراین کمترین تردیدی نیست که امام راحل ما(ره) ابهام مطرح شده از جانب آقای هاشمی رفسنجانی را بی پاسخ نگذاشته اند و سؤال این است که چرا آقای رفسنجانی از پاسخ آن بزرگوار که به یقین و مانند همیشه، مستدل و منطقی بوده است طفره رفته و به آن اشاره ای نکرده است؟! آقای رفسنجانی با خاطره نویسی و تاریخ نگاری ناآشنا نیستند و سابقه شناخته شده ای در هر دو عرصه یاد شده دارند و تعجب آور است که هنوز نمی دانند «نیمه نویسی» بی اعتبارترین نوع تاریخ نگاری و خاطره نویسی است و نشانه نگرانی نویسنده و مؤلف از بیان برخی واقعیت هاست! حالا باید پرسید که جناب رفسنجانی از آشکار شدن کدام واقعیت نگران بوده اند که پاسخ حضرت امام(ره) را سانسور کرده اند؟!

2- آقای هاشمی رفسنجانی به این بخش از تاریخ آن روزها نیز اشاره نکرده اند که در اوایل سال 1369 در حالی که هنوز یکسال از رحلت حضرت امام(ره) نگذشته بود، آقای «جیمز بیکر» وزیر خارجه وقت آمریکا طی سخنانی - 30 فروردین/19 آوریل 1990- اعلام کرد که آمریکا آماده مذاکره مستقیم با ایران است و 7 روز بعد - 6 اردیبهشت ماه/25 آوریل - آقای عطاءالله مهاجرانی معاون پارلمانی آقای رفسنجانی- رئیس جمهور وقت- در مقاله ای با عنوان «مذاکره مستقیم» که در صفحه 2 روزنامه اطلاعات همان روز به چاپ رسید، ایستادگی در برابر کاخ سفید را «شعارگونه» نامیده و دقیقاً با همان استدلالی که جناب هاشمی در اظهارات اخیر خود مطرح کرده است خواستار مذاکره و رابطه با آمریکا می شود و نکته در خور توجه آن که در مقاله خود به گونه ای غیرمنتظره- شاید برای رد گم کردن- به اظهارات چند روز قبل «جیمز بیکر» اشاره کرده و اصرار می ورزد که مبادا کسانی پیشنهاد ایشان را با پیشنهاد وزیر خارجه آمریکا مرتبط دانسته و آن را «یک توطئه و یا فتنه» تلقی کنند. مقاله مهاجرانی با توجه به مغایرت آن با دیدگاه بارها اعلام شده حضرت امام(ره) انتقادهای فراوانی را در پی داشت. اما، آقای مهاجرانی که امروزه پرده ها را کنار زده و آشکارا به انگلیس پناهنده شده و با آیپک (لابی صهیونیست ها) و MI6 (بخش اطلاعات خارجی اینتلجنت سرویس انگلیس) همکاری نزدیک دارد، برنظر خود اصرار می ورزد و نهایتاً؛ رهبر معظم انقلاب در یکی از سلسله بیانات خویش به این ماجرا پایان می دهند که شرح آن خواهد آمد.

اکنون این پرسش مطرح است که چرا جناب رفسنجانی به این رخداد مهم و معروف تاریخی کمترین اشاره ای نکرده اند؟! شاید- فقط شاید- به این علت که اگر به رخداد یاد شده اشاره می کردند چاره ای جز آن نداشتند که نظرات مستدل مطرح شده از سوی رهبر معظم انقلاب را نیز مانند پاسخ حضرت امام(ره) نادیده بگیرند! که در این حالت، دو پرده پوشی پی درپی سؤال برانگیز بود! و اما پاسخ حضرت آقا به اندازه ای روشن و مستدل بود که اگر به آن اشاره می کردند در هیچ یک از اذهان واقع نگر و مردم دوست، جایی برای پیشنهاد مذاکره و رابطه با آمریکا باقی نمی ماند. نظر آن روز آقا که نظر امروز ایشان و همان نظر دیروز حضرت امام(ره) است و از بلندای دلسوزی حکیمانه برای مردم و صیانت از اسلام و منافع ملی مطرح شده است را در بند بعدی بخوانید و خود درباره آن قضاوت کنید.

3- حضرت آقا در سخنان آن روز خود فرمودند؛

«و اما مسئله ای که این روزها در سطح جمعی از اهل فکر و اهل نظر در جریان است، مذاکره کردن و مذاکره نکردن است... من معتقدم، آن کسانی که فکر می کنند ما باید با رأس استکبار- یعنی آمریکا- مذاکره کنیم، یا دچار ساده لوحی هستند، یا مرعوبند. من بارها این نکته را عرض کرده ام که استکبار، بیش از این که نان قدرت و توانایی خودش را بخورد، نان هیبت و تشر خودش را می خورد. اصلاً استکبار، با تشر و ابهت و شکلک درآوردن و ترساندن این و آن، زنده است. مذاکره، یعنی چه؟ صرف این که شما بروید با آمریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل می شود؟ این طوری که نیست. مذاکره در عرف سیاسی، یعنی معامله، مذاکره با آمریکا، یعنی معامله با آمریکا. معامله، یعنی داد و ستد؛ یعنی چیزی بگیر، چیزی بده تو از انقلاب اسلامی، به آمریکا چه می خواهی بدهی، تا چیزی از او بگیری؟ آن چیزی که شما می خواهید به آمریکا بدهید، تا در مقابل از او چیزی بگیرید، چیست؟ ما چه می توانیم به آمریکا بدهیم؟ او از ما چه می خواهد؟ آیا می دانید که او چه می خواهد؟ «و ما نقموا منهم الا ان یومنوا بالله العزیز الحمید». والله که آمریکا از هیچ چیز ملت ایران، به قدر مسلمان بودن و پایبند بودن به اسلام ناب محمدی(ص) ناراحت نیست. او می خواهد شما از این پایبندیتان دست بردارید. او می خواهد شما این گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشید؛ حاضرید؟»

اکنون باید از آقای هاشمی رفسنجانی پرسید در پروژه پیشنهادی مذاکره و رابطه با آمریکا- و به قول حضرت آقا معامله با آمریکا!- چه «بهایی» را برای پرداخت در نظر گرفته اید و در مقابل آن چه متاعی را از آمریکا انتظار دارید؟! آیا جز این است که آمریکا به اعتراف بارها اعلام کرده خود، بیشترین ضربه را از اسلام ناب محمدی(ص) که ظلم ستیز و استقلال طلب است دریافت کرده است؟! و به هیچ چیز غیر از بازگشت به دوران غارتگری گذشته در ایران نمی اندیشد؟! و در مقابل به شما همان را خواهد داد که به شاه و حسنی مبارک و بن علی و علی عبدالله صالح داد!

4- آقای هاشمی می گوید «معنای مذاکره با آمریکا این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند، یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است»!

ظاهراً جناب رفسنجانی فراموش کرده اند که آمریکا، مذاکره را فقط برای مذاکره می خواهد و نه حل و فصل مسائل طرفین. چرا که درگیری ما با آمریکا از ماهیت دو طرف ریشه می گیرد و مادام که ما در حاکمیت بر اسلام ناب و ظلم ستیز تکیه داریم و آمریکا بر خوی استکباری خود تأکید می ورزد این درگیری ادامه خواهد داشت و تنها در دو حالت خاتمه می یابد. یا ما- نستجیربالله- از اسلام در حاکمیت دست بکشیم - یعنی همان که آقا اشاره فرمودند- و یا آمریکا خوی استکباری خود را رها کرده و به قول حضرت امام(ره) «از خر شیطان پایین بیاید». بنابراین، وقتی مسئله فیمابین با مذاکره قابل حل نیست باید دید آمریکا مذاکره را برای چه می خواهد و چرا اینهمه برآن اصرار می ورزد؟! پاسخ بسیار روشن و خالی از ابهام است، آمریکا مذاکره را برای ارائه به نهضت های اسلامی و مخصوصاً این روزها برای ارائه به انقلاب های اسلامی منطقه می خواهد و به محض آن که با آمریکا پای میز مذاکره بنشینیم، این نشست را فاکتور کرده و به همه ملت های مسلمان و انقلابی می فروشد که «اگر الگوی نهضت و حرکت ضد استکباری و ضد استبدادی شما انقلاب اسلامی ایران است، ایران نیز در نهایت چاره ای جز کنار آمدن با آمریکا نداشته است»! و به قول قیصر «همه راهها به رم ختم می شود». جناب هاشمی! این نکته بدیهی تر از آن است که از نگاه حضرتعالی پنهان مانده باشد. شما که اهل مطالعه و رصد اخبار هستید به یقین گزارش های منتشر شده از سوی مراکز استراتژیست آمریکا طی چند سال اخیر را ملاحظه کرده اید و مثلاً از گزارش اخیر «مرکز تحقیقات کنگره آمریکا» باخبرید که تأکید می کند «حضور ایران در پای میز مذاکره بی آن که چیزی رد و بدل شده و امتیازی داده یا گرفته شود می تواند تحولات اسلامی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را، تحت تأثیر قرار داده و نهایتاً متوقف کند».

5- آقای هاشمی از آمریکا با عنوان «قدرت برتر دنیا»! یاد می کند که مخصوصاً با توجه به رخدادهای چند سال اخیر، چه در برخورد آمریکا با ایران و چه در برخورد با انقلاب های اسلامی منطقه، شکست در عراق و افغانستان و دهها نمونه دیگر از این دست، تعجب آور است و فقط به عنوان یادآوری باید گفت، همین چند ماه قبل - 13 دسامبر 2011/ آذرماه 90- نشست شورای راهبردی آتلانتیک در واشنگتن با صراحت اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران، آمریکا را از بلندای اقتدار 2001 به دره ضعف 2011 کشانده است و اینکه؛ تاریخ به نفع ایران در حال پیچیدن است و...

گفتنی است مقایسه آمریکا با چین و روسیه و انگلیس هم قیاس مع الفارق است زیرا درگیری اصلی ایران اسلامی با آمریکا بوده و هست و دیگر کشورهای مورد اشاره در اظهارات آقای رفسنجانی نه سابقه ای قابل قیاس با آمریکا در برخورد با ایران داشته و دارند و نه از رابطه و مذاکره در پی رسیدن به اهدافی هستند که آمریکا دنبال می کند بنابراین رابطه و مذاکره با آنها می تواند در چارچوب عزت و حکمت و مصلحت صورت پذیرد و چنانچه وارد فازی نظیر آمریکا شوند- که نمی توانند- به یقین با برخورد مشابهی از سوی ایران اسلامی روبرو خواهند شد.

6- و بالاخره، اگرچه در این باره گفتنی های فراوان دیگری نیز هست ولی وجیزه پیش روی را با اشاره به بخشی از اظهارات رابرت گیتس -وزیر دفاع پیشین آمریکا- در کنگره خاتمه می دهیم. گیتس در پاسخ به علت ناتوانی دولت بوش در مقابله با ایران اسلامی می گوید «مشکل بزرگ ما با ایران آن است که به ما احتیاجی ندارد تا امتیازی از ما بخواهد و کسی که امتیازی از شما نخواهد، امتیازی هم به شما نخواهد داد.»


 
پاسخ شریعتمداری به ادعای هاشمی رفسنجانی
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : حسینی
پاسخ حضرت امام را چرا سانسور کرده‌اید؟

خبرگزاری فارس: مدیر مسئول روزنامه کیهان در پاسخ به ادعای اخیر هاشمی رفسنجانی نوشت: باید پرسید که جناب رفسنجانی از آشکار شدن کدام واقعیت نگران بوده اند که پاسخ حضرت امام(ره) را سانسور کرده اند؟!

خبرگزاری فارس: پاسخ حضرت امام را چرا سانسور کرده‌اید؟

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس حسین شریعتمداری در پاسخ به اظهارات اخیر هاشمی رفسنجانی در سر مقاله امروز کیهان نوشت: اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی که در روزهای پایانی سال 1390 و در دیدار مسئولان فصلنامه مطالعات بین المللی با ایشان مطرح شده و دیروز خبر آن منتشر شده بود، بازتاب گسترده ای در رسانه های داخلی و بسیاری از رسانه های خارجی داشت. درباره اظهارات اخیر رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام اگرچه گفتنی های فراوانی هست ولی در این مختصر به واکاوی یکی از اصلی ترین آنها که وارونه نمایی آشکار است و عجیب تر نیز به نظر می رسد بسنده می کنیم و باقی به بعد می گذاریم.

آقای هاشمی رفسنجانی می گوید «من در سال های آخر حیات امام(ره) نامه ای را خدمتشان نوشتم، تایپ هم نکردم برای این که نمی خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح کردم و نوشتم شما بهتر است در زمان حیاتتان اینها را حل کنید. در غیر این صورت، ممکن است اینها به صورت معضلی، سد راه آینده کشور شود. گردنه هایی است که اگر شما ما را عبور ندهید، بعد از شما عبور کردن مشکل خواهد بود. یکی از این مسایل، رابطه با آمریکا بود. نوشتم بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم قابل دوام نیست. آمریکا قدرت برتر دنیاست. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است»! درباره این بخش از اظهارات ایشان باید گفت؛

1- انصاف آن بود که آقای رفسنجانی در نقل ماجرای نامه خویش به پاسخ امام راحل (ره) نیز اشاره می کرد. چرا که اولاً؛ مذاکره و رابطه با آمریکا یکی از خطوط قرمز حضرت امام(ره) بود که بارها بر آن تأکید ورزیده و علت اجتناب از مذاکره و رابطه با آمریکا را نیز به وضوح بیان کرده بودند و ثانیاً؛ حضرت امام(ره) به گواهی بینش و منش و آنچه از مواضع و بیانات ایشان در دسترس همگان است، هیچ ابهامی را بی پاسخ نمی گذاشتند مخصوصاً آن که این ابهام درباره یکی از اصلی ترین خطوط قرمز تأکید شده از جانب حضرت ایشان بوده و از سوی کسی مطرح شده باشد که مسئولیت مهم و حساسی- رئیس مجلس، قائم مقام فرماندهی کل قوا و...- در نظام داشته است. بنابراین کمترین تردیدی نیست که امام راحل ما(ره) ابهام مطرح شده از جانب آقای هاشمی رفسنجانی را بی پاسخ نگذاشته اند و سؤال این است که چرا آقای رفسنجانی از پاسخ آن بزرگوار که به یقین و مانند همیشه، مستدل و منطقی بوده است طفره رفته و به آن اشاره ای نکرده است؟! آقای رفسنجانی با خاطره نویسی و تاریخ نگاری ناآشنا نیستند و سابقه شناخته شده ای در هر دو عرصه یاد شده دارند و تعجب آور است که هنوز نمی دانند «نیمه نویسی» بی اعتبارترین نوع تاریخ نگاری و خاطره نویسی است و نشانه نگرانی نویسنده و مؤلف از بیان برخی واقعیت هاست! حالا باید پرسید که جناب رفسنجانی از آشکار شدن کدام واقعیت نگران بوده اند که پاسخ حضرت امام(ره) را سانسور کرده اند؟!

2- آقای هاشمی رفسنجانی به این بخش از تاریخ آن روزها نیز اشاره نکرده اند که در اوایل سال 1369 در حالی که هنوز یکسال از رحلت حضرت امام(ره) نگذشته بود، آقای «جیمز بیکر» وزیر خارجه وقت آمریکا طی سخنانی - 30 فروردین/19 آوریل 1990- اعلام کرد که آمریکا آماده مذاکره مستقیم با ایران است و 7 روز بعد - 6 اردیبهشت ماه/25 آوریل - آقای عطاءالله مهاجرانی معاون پارلمانی آقای رفسنجانی- رئیس جمهور وقت- در مقاله ای با عنوان «مذاکره مستقیم» که در صفحه 2 روزنامه اطلاعات همان روز به چاپ رسید، ایستادگی در برابر کاخ سفید را «شعارگونه» نامیده و دقیقاً با همان استدلالی که جناب هاشمی در اظهارات اخیر خود مطرح کرده است خواستار مذاکره و رابطه با آمریکا می شود و نکته در خور توجه آن که در مقاله خود به گونه ای غیرمنتظره- شاید برای رد گم کردن- به اظهارات چند روز قبل «جیمز بیکر» اشاره کرده و اصرار می ورزد که مبادا کسانی پیشنهاد ایشان را با پیشنهاد وزیر خارجه آمریکا مرتبط دانسته و آن را «یک توطئه و یا فتنه» تلقی کنند. مقاله مهاجرانی با توجه به مغایرت آن با دیدگاه بارها اعلام شده حضرت امام(ره) انتقادهای فراوانی را در پی داشت. اما، آقای مهاجرانی که امروزه پرده ها را کنار زده و آشکارا به انگلیس پناهنده شده و با آیپک (لابی صهیونیست ها) و MI6 (بخش اطلاعات خارجی اینتلجنت سرویس انگلیس) همکاری نزدیک دارد، برنظر خود اصرار می ورزد و نهایتاً؛ رهبر معظم انقلاب در یکی از سلسله بیانات خویش به این ماجرا پایان می دهند که شرح آن خواهد آمد.

اکنون این پرسش مطرح است که چرا جناب رفسنجانی به این رخداد مهم و معروف تاریخی کمترین اشاره ای نکرده اند؟! شاید- فقط شاید- به این علت که اگر به رخداد یاد شده اشاره می کردند چاره ای جز آن نداشتند که نظرات مستدل مطرح شده از سوی رهبر معظم انقلاب را نیز مانند پاسخ حضرت امام(ره) نادیده بگیرند! که در این حالت، دو پرده پوشی پی درپی سؤال برانگیز بود! و اما پاسخ حضرت آقا به اندازه ای روشن و مستدل بود که اگر به آن اشاره می کردند در هیچ یک از اذهان واقع نگر و مردم دوست، جایی برای پیشنهاد مذاکره و رابطه با آمریکا باقی نمی ماند. نظر آن روز آقا که نظر امروز ایشان و همان نظر دیروز حضرت امام(ره) است و از بلندای دلسوزی حکیمانه برای مردم و صیانت از اسلام و منافع ملی مطرح شده است را در بند بعدی بخوانید و خود درباره آن قضاوت کنید.

3- حضرت آقا در سخنان آن روز خود فرمودند؛

«و اما مسئله ای که این روزها در سطح جمعی از اهل فکر و اهل نظر در جریان است، مذاکره کردن و مذاکره نکردن است... من معتقدم، آن کسانی که فکر می کنند ما باید با رأس استکبار- یعنی آمریکا- مذاکره کنیم، یا دچار ساده لوحی هستند، یا مرعوبند. من بارها این نکته را عرض کرده ام که استکبار، بیش از این که نان قدرت و توانایی خودش را بخورد، نان هیبت و تشر خودش را می خورد. اصلاً استکبار، با تشر و ابهت و شکلک درآوردن و ترساندن این و آن، زنده است. مذاکره، یعنی چه؟ صرف این که شما بروید با آمریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل می شود؟ این طوری که نیست. مذاکره در عرف سیاسی، یعنی معامله، مذاکره با آمریکا، یعنی معامله با آمریکا. معامله، یعنی داد و ستد؛ یعنی چیزی بگیر، چیزی بده تو از انقلاب اسلامی، به آمریکا چه می خواهی بدهی، تا چیزی از او بگیری؟ آن چیزی که شما می خواهید به آمریکا بدهید، تا در مقابل از او چیزی بگیرید، چیست؟ ما چه می توانیم به آمریکا بدهیم؟ او از ما چه می خواهد؟ آیا می دانید که او چه می خواهد؟ «و ما نقموا منهم الا ان یومنوا بالله العزیز الحمید». والله که آمریکا از هیچ چیز ملت ایران، به قدر مسلمان بودن و پایبند بودن به اسلام ناب محمدی(ص) ناراحت نیست. او می خواهد شما از این پایبندیتان دست بردارید. او می خواهد شما این گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشید؛ حاضرید؟»

اکنون باید از آقای هاشمی رفسنجانی پرسید در پروژه پیشنهادی مذاکره و رابطه با آمریکا- و به قول حضرت آقا معامله با آمریکا!- چه «بهایی» را برای پرداخت در نظر گرفته اید و در مقابل آن چه متاعی را از آمریکا انتظار دارید؟! آیا جز این است که آمریکا به اعتراف بارها اعلام کرده خود، بیشترین ضربه را از اسلام ناب محمدی(ص) که ظلم ستیز و استقلال طلب است دریافت کرده است؟! و به هیچ چیز غیر از بازگشت به دوران غارتگری گذشته در ایران نمی اندیشد؟! و در مقابل به شما همان را خواهد داد که به شاه و حسنی مبارک و بن علی و علی عبدالله صالح داد!

4- آقای هاشمی می گوید «معنای مذاکره با آمریکا این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند، یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است»!

ظاهراً جناب رفسنجانی فراموش کرده اند که آمریکا، مذاکره را فقط برای مذاکره می خواهد و نه حل و فصل مسائل طرفین. چرا که درگیری ما با آمریکا از ماهیت دو طرف ریشه می گیرد و مادام که ما در حاکمیت بر اسلام ناب و ظلم ستیز تکیه داریم و آمریکا بر خوی استکباری خود تأکید می ورزد این درگیری ادامه خواهد داشت و تنها در دو حالت خاتمه می یابد. یا ما- نستجیربالله- از اسلام در حاکمیت دست بکشیم - یعنی همان که آقا اشاره فرمودند- و یا آمریکا خوی استکباری خود را رها کرده و به قول حضرت امام(ره) «از خر شیطان پایین بیاید». بنابراین، وقتی مسئله فیمابین با مذاکره قابل حل نیست باید دید آمریکا مذاکره را برای چه می خواهد و چرا اینهمه برآن اصرار می ورزد؟! پاسخ بسیار روشن و خالی از ابهام است، آمریکا مذاکره را برای ارائه به نهضت های اسلامی و مخصوصاً این روزها برای ارائه به انقلاب های اسلامی منطقه می خواهد و به محض آن که با آمریکا پای میز مذاکره بنشینیم، این نشست را فاکتور کرده و به همه ملت های مسلمان و انقلابی می فروشد که «اگر الگوی نهضت و حرکت ضد استکباری و ضد استبدادی شما انقلاب اسلامی ایران است، ایران نیز در نهایت چاره ای جز کنار آمدن با آمریکا نداشته است»! و به قول قیصر «همه راهها به رم ختم می شود». جناب هاشمی! این نکته بدیهی تر از آن است که از نگاه حضرتعالی پنهان مانده باشد. شما که اهل مطالعه و رصد اخبار هستید به یقین گزارش های منتشر شده از سوی مراکز استراتژیست آمریکا طی چند سال اخیر را ملاحظه کرده اید و مثلاً از گزارش اخیر «مرکز تحقیقات کنگره آمریکا» باخبرید که تأکید می کند «حضور ایران در پای میز مذاکره بی آن که چیزی رد و بدل شده و امتیازی داده یا گرفته شود می تواند تحولات اسلامی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را، تحت تأثیر قرار داده و نهایتاً متوقف کند».

5- آقای هاشمی از آمریکا با عنوان «قدرت برتر دنیا»! یاد می کند که مخصوصاً با توجه به رخدادهای چند سال اخیر، چه در برخورد آمریکا با ایران و چه در برخورد با انقلاب های اسلامی منطقه، شکست در عراق و افغانستان و دهها نمونه دیگر از این دست، تعجب آور است و فقط به عنوان یادآوری باید گفت، همین چند ماه قبل - 13 دسامبر 2011/ آذرماه 90- نشست شورای راهبردی آتلانتیک در واشنگتن با صراحت اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران، آمریکا را از بلندای اقتدار 2001 به دره ضعف 2011 کشانده است و اینکه؛ تاریخ به نفع ایران در حال پیچیدن است و...

گفتنی است مقایسه آمریکا با چین و روسیه و انگلیس هم قیاس مع الفارق است زیرا درگیری اصلی ایران اسلامی با آمریکا بوده و هست و دیگر کشورهای مورد اشاره در اظهارات آقای رفسنجانی نه سابقه ای قابل قیاس با آمریکا در برخورد با ایران داشته و دارند و نه از رابطه و مذاکره در پی رسیدن به اهدافی هستند که آمریکا دنبال می کند بنابراین رابطه و مذاکره با آنها می تواند در چارچوب عزت و حکمت و مصلحت صورت پذیرد و چنانچه وارد فازی نظیر آمریکا شوند- که نمی توانند- به یقین با برخورد مشابهی از سوی ایران اسلامی روبرو خواهند شد.

6- و بالاخره، اگرچه در این باره گفتنی های فراوان دیگری نیز هست ولی وجیزه پیش روی را با اشاره به بخشی از اظهارات رابرت گیتس -وزیر دفاع پیشین آمریکا- در کنگره خاتمه می دهیم. گیتس در پاسخ به علت ناتوانی دولت بوش در مقابله با ایران اسلامی می گوید «مشکل بزرگ ما با ایران آن است که به ما احتیاجی ندارد تا امتیازی از ما بخواهد و کسی که امتیازی از شما نخواهد، امتیازی هم به شما نخواهد داد.»


 
اعلام وصول استیضاح وزیر کار در صحن ‌علنی مجلس
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: استیضاح وزیر کار به خاطر استیضاح سعید مرتضوی دقایقی قبل در صحن علنی مجلس اعلام وصول شد.

خبرگزاری فارس: اعلام وصول استیضاح وزیر کار در صحن ‌علنی مجلس

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، امیدوار رضایی عضو هیئت‌رئیسه مجلس شورای اسلامی دقایقی پیش متن استیضاح وزیر کار را در صحن علنی مجلس قرائت کرد و گفت که این استیضاح با امضای 21 نماینده روز گذشته تقدیم مجلس شد که امروز آقای جعفرزاده امضای خود را پس گرفتند که در واقع این استیضاح با 20امضاء تقدیم مجلس شده است.

متن طرح استیضاح عبدالرضا شیخ‌الاسلامی وزیر تعاون‌، کار و رفاه اجتماعی که با ۲۰ امضا به هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی ارائه شده، به شرح ذیل است:

بسمه تعالی

برادر ارجمند جناب آقای دکتر علی لاریجانی

رئیس محترم مجلس شورای اسلامی      

با سلام و احترام؛

به استناد مواد 219 و 220 قانون آئین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی تقاضای استیضاح آقای دکتر شیخ الاسلامی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی را تقدیم می‌کنیم.

علت استیضاح، نصب آقای سعید مرتضوی به عنوان مدیرعامل صندوق تامین اجتماعی است که به دلائل زیر بر خلاف مصالح کشور و معارض قانون و آسیب زننده به منافع 33 میلیون کارگر زحمت‌کش و خانواده‌های آنان است:

1. وی در سمت قبلی خویش یعنی دادستان تهران متهم است و از حالت قضایی معلق شده و پرونده‌اش هنوز مفتوح است.

2. در گزارش تحقیق و تفحص مجلس از فاجعه کهریزک، مقصر شناخته شده است.

3. در پرونده دانشگاه آزاد اسناد زیادی علیه اقدامات غیرقانونی و سوء‌استفاده‌های وی موجود است.

4. در تحقیق و تفحص از قوه قضاییه به دلیل تخلفاتش مقصر شناخته شده و پس از قرائت گزارش ذیربط در مجلس، واکنش غیرقانونی و خلاف شئون شغلی در رسانه‌ها نشان داده است.

5. اسناد مطمئنی در سوء‌استفاده از موقعیت شغلی علیه وی موجود است.

6. در تصدی صندوق تامین اجتماعی و مادر شرکت عظیم وابسته، یعنی شستا تخصص و تجربه مناسب را ندارد و به همین دلیل بر خلاف قانون مدیریت خدمات کشوری عمل شده است‌.

7. تذکرات برخی نمایندگان مجلس و گروه‌های اجتماعی- سیاسی در این باره نادیده گرفته شده است.

8. گفته شده که آقای وزیر تصمیم را به جناب آقای رئیس جمهور نسبت داده است. وزیری که بر خلاف مصالح مردم و کشور قدرت مقاومت در برابر فشار ناحق را ندارد، نمی‌تواند مورد اعتماد و اتکا مجلس باشد.

 

به گزارش فارس اسامی برخی امضاکنندگان این طرح به شرح زیر است:

1. علی زاکانی   تهران                   

2.  احمد توکلی   تهران

3. حسین نجابت   تهران

4. الیاس نادران   تهران

5. پرویز سروری   تهران

6. غلامرضا مصباحی مقدم  تهران

7. زهره االهیان   تهران

8. علی مطهری   تهران

9. سید رضا اکرمی  تهران

10. حسینعلی شهریاری  زاهدان

11. محمد امین رحیمی  ملایر

12.  محمد دهقان    طرقبه و چناران

13.  سلیمان جعفرزاده  ماکو

14.  مسعود پزشکیان  تبریز

15.  شکور اکبرنژاد  تبریز

16.  مسعودی ریحان  هریس و اهر

17. حسن نوروزی   رباط کریم

18.  موسی الرضا ثروتی  بجنورد

19.  سیدحسین دهدشتی  آبادان


 
مداحی سلحشور در مورد شهداء و رهبری
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

مداحی سلحشور در مورد شهداء و رهبری

مداحی زیبای حاج مهدی سلحشور در در شب چهارم محرم سال 90 در مورد شهداء و رهبری.

 

اطلاعات فایل دریافتی :

حجم : 3،89 مگابایت | فرمت mp3

زمان : 05:40

دانلود - Direct Download Link


 
اتحادیه انجمن‌های مستقل دانشجویان در نامه‌ای عنوان کرد
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی
اعتراض به اظهارات هاشمی درباره رابطه با
امریکا، مصر، میکونوس و...

اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل در نامه‌ای خطاب به آقای اکبر هاشمی رفسنجانی از اظهارات او در مورد دفاع مقدس، رابطه با امریکا و مصر، روابط ایران با عربستان، حادثه رستوران میکونوس انتقاد کرد.

به گزارش رجانیوز، این نامه در حالی خطاب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر شده است که روز گذشته مصاحبه‌ای از آقای هاشمی بر روی خروجی رسانه‌ها قرار گرفت که وی در این مصاحبه اظهارات بعضاً بی‌سابقه‌ای در مورد رابطه با امریکا و مصر و حادثه میکونوس عنوان کرده بود.

هاشمی در این مصاحبه از ضرورت رابطه با امریکا سخن گفته بود و اینکه باید در دوره امام تکلیف رابطه با امریکا و مصر مشخص می‌شود و وی نیز این مسئله را در یک نامه دست‌نویس در اواخر حیات مبارک امام به ایشان عنوان کرده است.

هاشمی همچنین به‌عنوان اولین بار در سطح یک مقام ارشد کشورمان، به‌نحوی ادعای غربی‌ها مبنی بر دست داشتن عواملی از ایران در ماجرای رستوران میکونوس را که منجر به فضاسازی‌های گسترده رسانه‌ای و سیاسی علیه ایران شد، تأیید کرده که این بخش از اظهارات او با استقبال گسترده رسانه‌های بیگانه مواجه شده است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که روابط خوبی با خاندان ملک عبدالله و سران سعودی از گذشته دارد، در بخش دیگری از اظهاراتش در مورد رابطه ایران و عربستان نیز بدون اینکه اشاره‌ای به آلت دست بودن عربستان برای امریکا داشته باشد، فاصله گرفتن رژیم سعودی از جمهوری اسلامی را ناشی از سیاست‌های نادرست خارجی کشور عنوان کرده است.

در نامه اتحادیه انجمن‌های مستقل دانشجویان سراسر کشور خطاب به هاشمی تصریح شده است:

«به نظر می رسد این روزها که برخی ها اصرار دارند افرادی را منتسب به "نخست وزیر امام"، "رئیس مجلس دوران امام" و... کنند بیش از پیش این فراز از وصیت نامه سیاسی الهی امام روح اللَّه الموسوی الخمینى باید مورد تاکید قرار بگیرد که فرمودند: "من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسى و اسلام‏نمایى بعضى افراد ذکرى از آنان کرده و تمجیدى نموده‏ام، که بعد فهمیدم از دغل‌بازى آنان اغفال شده‏ام. آن تمجیدها در حالى بود که خود را به جمهورى اسلامى متعهد و وفادار مى ‏نمایاندند، و نباید از آن مسائل سوء استفاده شود. و میزان در هر کس حال فعلى او است."

قصد مطول کردن این وجیزه نیست اما آقای هاشمی مصاحبه شما با یکی از نشریات ما را بر آن داشت تا برخی نکات یادآوری شود.

متاسفانه شما همواره شکست های‌تان را با مباحث مملکتی خلط می کنید و چه توصیفی مناسب تر از این که تنها به دنبال رضایت خود هستید. شکست در انتخابات 84 عاملی بود تا شما پس از آن با فشارها و سخنان‌تان درصدد برخورد قهری و چرکین با رأی مردم برآیید.

از خطبه های نماز جمعه که نباید به تریبون شخصی استفاده شود در راه درد و دل های خود برآمدید و با سخنان ناپخته خود چون "هوشیاری عمومی در قبال انحرافات احتمالی در انتخابات و این که بعضی‌ها درصدد مخدوش کردن اراده مردم هستند و ارایه آمار غلط و فریب افکار عمومی که اطلاع‌رسانی نیست" و سخنان‌تان در همین انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی مبنی بر اینکه "ان‌شاء الله نتیجه انتخابات همانی که مردم می‌خواهند و رأیی که مردم به صندوق می اندازند، باشد" نشان دادید حاضر هستید آبروی هزاران هزار ناظر مردمی انتخابات را زیر سئوال ببرید.»

در این نامه با یادآوری این بخش از اظهارات هاشمی که "وقایع دفاع مقدس ثابت کرد که نمی‌توان صرفاً با شعار، کار کرد. بلکه باید همراه عمل‌گرایی وارد سیاست شد"، خاطرنشان شده است: «جنگ هشت ساله ملت ایران با هیچ منطق سیاسی تحلیل نمی شود، جز اینکه آرمان گرایی یاران واقعی امام جنگ را پیش برده است. بد نیست به‌یاد آوریم این جمله از امام خمینی که فرمود: ما تابع امر خداییم، به همین دلیل طالب شهادتیم و تنها به همین دلیل است که زیر بار ذلت و بندگی غیر خدا نمی رویم... ما اگر کشته هم بشویم در راه حق کشته شدیم و پیروزی است و اگر بکشیم هم در راه حق است و پیروزی است."

آقای هاشمی آیا این جمله را هم شعار زدگی می دانید که امام فرمود: «ما انقلاب‌مان را به تمام جهان صادر می کنیم. چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ «لااله الا الله و محمد رسول الله» بر تمام جهان طنین نیفکند، مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبرین هست، ما هستیم.»

در بخش دیگری از این بیانیه در مورد اظهارات هاشمی رفسنجانی پیرامون رابطه با امریکا یادآوری شده است:

«اینکه شما گفته‌اید در رابطه با آمریکا باید "مشترکات را بگیریم" درست تر آن بود که در استناد به آیات قرآن کل آیه 64 سوره آل عمران را بیان می کردید که "إِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ" (اگر آنها سر تابند و روى‏گردان شوند بگویید گواه باشید که ما مسلمانیم و تسلیم حق هستیم و شما نیستید)

بنابراین همان‌طوری که در تفسیر این آیه آمده است: دورى از حق در روح ما کمترین اثرى نمى‏گذارد و ما همچون به راه خود یعنى راه اسلام ادامه خواهیم داد تنها خدا را مى‏پرستیم و تنها قوانین او را به رسمیت مى‏شناسیم و بشرپرستى به هر شکل و صورت در میان ما نخواهد بود.

آقای هاشمی شما که "مشترکات" را علت کافی برای رابطه ایران و آمریکا می دانید، لطفا چند موردی از مشترکات نظام جمهوری اسلامی ایران با نظام استکباری آمریکا چند موردی را نام ببرید که کدام وجه از این دو نظام با هم مشترک است؟!

شما گفته اید که "اسلامی را که به آن معتقدم اسلام دگم نیست" که اگر این طور است بر چه اساسی برای انجام فریضه حج مجلس را تعطیل کردید چه اینکه نظر صریح امام چیز دیگری بود؟!

شما گفته اید که "در سال‌های آخر حیات امام(ره)" معتقد بوده اید که عدم رابطه با آمریکا "قابل تداوم نیست"(!) این غرق در توهم قدرت‌مندی آمریکا اگر نباشد (که هست) رویکرد منفعلانه جنابعالی در مواجه با نظام های استکباری را روشن می سازد با این حال بد نیست این روزها به وضعیت اسفناک آمریکا قدری بنگرید که چگونه صدای اضمحلالش گوش فلک را کر کرده است.

آقای هاشمی برای ما جای سوال است که چرا جناب‌تان اصرار دارد که بر "نامه های تایپ نشده به امام" یا پیش از این "خواب دیدن امام" تاکید کند؟! به نظر این گونه تعابیر جفا در حق امام بزرگوارمان نیست؟!»

این نامه همچنین در مورد بخش دیگری از اظهارات هاشمی درباره روابط ایران و عربستان خاطرنشان کرده است:

«آقای هاشمی شما گفته اید که "اگر عربستان با ما روابط خوبی داشت، مگر غربی‌ها می‌توانستند ما را تحریم کنند؟ فقط عربستان می‌تواند جای ایران پر کند." بد نیست بدانید این ادعای شما همان ادعایی است که روزهای تحریم نفتی ایران سایت های ضد انقلاب بر آن تاکید می کردند و کار به جایی رسید که حتی آمریکا نیز تحریم نفتی 11 کشور را لغو کرد.»

اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل در مورد بخش دیگری از مصاحبه هاشمی که تأیید دست داشتن عواملی از ایران در حادثه میکونوس بود، افزوده است:

«شما گفته اید که ماجرای میکونوس توسط "آدم‌های خودسر و افراطی" بوده است اما به نظرتان بازگشت حقیرانه سفرای خارجی خود دلیلی بر اثبات مظلومیت جمهوری اسلامی ایران نیست که شما بار دیگر نظام را متوجه آن اتهام ساخته اید؟!»

این بیانیه در مورد اظهارات هاشمی پیرامون رابطه با مصر نیز تأکید می‌کند:

«آقای هاشمی شما گفته اید که "می‌خواستم با مصر رابطه برقرار کنیم که نتوانستیم. می‌خواستم با آمریکا با شروطی که گذاشته بودم، مذاکره را شروع کنم که نتوانستم" اما نگفته اید که مذاکره با مصر نامبارک و آمریکایی که شما آرزویش را داشته اید، چه توجیهی داشته است؟!

آقای هاشمی شما گفته اید "آمریکا قدرت برتر دنیا است؛ روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟" پس "اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟" اما بد نیست که به فرموده امام بدانید که "ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا هستیم. هر یک از این ها را شناسایی کنید و به دادگاه معرفی کنید. ننشینید تا باز جایی را آتش بزنند. خط این بود که اصلاً آمریکا منسی (فراموش) شود.یک دسته «مرگ بر شوروی» را مطرح کردند تا آمریکا منسی شود."

آیا شما مطلع هستید که ما پنجاه سال در تحت سلطه انگلیس و امریکا تمام هستى‏مان به باد رفت؟ شما توجه دارید به اینکه کشور ما در تحت سلطه‏اى که توسط رضا خان، انگلیس‌ها به ما تحمیل کردند، و توسط محمد رضا که انگلیس‌ها و امریکایى‏ها و شوروى‏ها به ما تحمیل کردند، اینها چه کردند با مملکت ما، با کشور ما؟ شما آیا داد مظلوم‌ها را هیچ وقت بنای‌تان هست که گوش کنید؟ یا همان فریاد ظالم‌ها را به آن ترتیب اثر مى‏دهید؟ [صحیفه امام ج‏13 214 پیام به مسلمین جهان و حجاج ]

به فرموده امام عزیز "این جماعت را ابتدا باید نصیحت و بیدار کرد. به آنها گفت مگر خطر را نمى‏بینید؟ مگر نمى‏بینید که اسرائیلی‌ها دارند مى‏زنند و مى‏کشند و از بین مى‏برند و انگلیس و امریکا هم به آنها کمک مى‏کنند، و شما نشسته‏اید تماشا مى‏کنید. آخر شما باید بیدار شوید؛ به فکر علاج بدبختی‌هاى مردم باشید. مباحثه به تنهایى فایده ندارد؛ مسأله گفتن به تنهایى دردها را دوا نمى‏کند. در شرایطى که دارند اسلام را از بین مى‏برند، بساط اسلام را به هم مى‏زنند، خاموش ننشینید"»


 
آخرین وضعیت بازداشت استاد دانشگاه شریف
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

استاد بازداشت شده دانشگاه صنعتی شریف که از اواخر سال گذشته توسط پلیس آمریکا متهم به شمار می‌آید، وکیل خود را تغییر داد همچنین زمان برگزاری دادگاه وی به تأخیر افتاد.

محمد شریف خانی - مدیر کل روابط عمومی دانشگاه صنعتی شریف با اعلام این خبر به  مهر، اضافه کرد: برگزاری دومین دادگاه دکتر مجتبی عطاردی به تاخیر افتاد و این دادگاه اواخر فروردین یا اوایل اردیبهشت‌ماه سال جاری برگزار خواهد شد که البته تاریخ تشکیل دادگاه تاکنون قطعی نشده است.
 
وی همچنین تاکید کرد: دکتر عطاردی با تغییر وکیل خود، درخواست کرد برگزاری دومین دادگاهش کمی با تاخیر برگزار شود.
 
به گفته این مقام مسئول در دانشگاه صنعتی شریف، دکتر عطاردی یک وکیل ایرانی و یک وکیل خارجی که باید با قوانین آمریکا آشنا باشد، دارد که وی به تازگی وکیل خود را در آمریکا تغییر داد.
 
شریف خانی درباره علت تغییر وکیل دکتر عطاردی به مهر گفت: به نظر دکتر عطاردی اینطور رسید که وکیلی بهتر از نخستین وکیلی که داشت نیز وجود دارد. پس از دستگیری، دکتر عطاردی با عجله وکیلی برای خود انتخاب کرد، حال با تاخیر در برگزاری دومین دادگاه، فرصت انتخاب وکیل مناسب‌تری نیز برای این استاد دانشگاه صنعتی شریف وجود داشت از این رو وکیل خود را عوض کرد.
 
مدیر کل روابط عمومی دانشگاه صنعتی شریف خاطر نشان کرد: دو کشیش آمریکایی که واسطه آزادی سه کوهنورد آمریکایی در ایران بودند، نیز نتوانستند به عنوان واسطه برای آزادی دکتر عطاردی کاری انجام دهند، زیرا مطابق با قوانین آمریکا دادگاه وی باید برگزار و حکمش اعلام شود.
 
شریف خانی وضعیت جسمانی و روحی دکتر عطاردی را که هم اکنون در شهر لس آنجلس و در منزل برادرش به سر می‌برد، مناسب توصیف کرد.
 
به گزارش مهر، اتهامات دکتر مجتبی عطاردی پنجشنبه 4 اسفندماه سال گذشته در دادگاه شهر سانفرانسیسکو به وی تفهیم شد و در دادگاه دوم قرار بود حکم نهایی وی اعلام شود که زمان تشکیل این دادگاه به تاخیر افتاد.

 
درز خطرناک اطلاعات شخصی در عکس‌های توئیتر
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

نگهبان: تلفن های هوشمند روز به روز جای شان را بیشتر در میان ما باز می کنند و کاربران بیشتری به جمع استفاده کنندگان آنها می پیوندند. یکی از قابلیت های خوب این تلفن های هوشمند را، می توان قدرت جئوتگینگ عکسها برشمرد. قابلیتی که مکان ثبت عکس را به صورت داده در خود عکس ذخیره می سازد و شما پس از آن می توانید توسط نرم افزارهای خاص، ببینید که عکس را کجا گرفته اید.

این داده ها که شامل اطلاعات دیگری همچون نوع دوربین، سرعت شاتر و ... هستند و در خود عکس درج میگردند را EXIF می نامند.

آیفون و گوشی های اندرویدی هم بر روی عکس هایی که می گیرید اطلاعات محل عکس را قرار می دهند. البته شما می توانید آنها را به گونه ای تنظیم کنید که دیگر اطلاعات جئوتگ بر روی عکس ها ذخیره نگردند.

اما تا زمانی که عکس ها را نزد خود دارید، شاید خطری شما را تهدید نکند. زمانی موضوع خطرناک می شود که عکس شما در اینترنت بدون پاک کردن اطلاعات EXIF قرار بگیرد. مثلا شما عکسی از گلدان محل کارتان که توسط تلفن هوشمندتان گرفته اید را در اینترنت قرار می دهید و افراد با باز کردن EXIF، می توانند موقیت جغرافیایی محل کار شما را به راحتی پیدا کنند و همین موضوع ممکن است حریم شخصی شما را به خطر بیاندازد.

برخی از سایتها و سرویس ها همانند فیسبوک، به منظور حفظ حریم شخصی شما، این اطلاعات را پاک می کنند. اما به تازگی یکی از کاربران توییتر به این موضوع پی برده که عکس پروفایل های توییتر، حاوی اطلاعات EXIF هستند و این موضوع ممکن است برای برخی از کاربران دردسر ساز باشد.

همچنین این موضوع در برخی از عکس های موجود در سرویس twitpic نیز مشاهده شده است.
ما به شما پیشنهاد می کنیم که تا قبل از آپلود عکس های تان در اینترنت، اطلاعات EXIF آنها را پاک کنید تا حریم خصوصی تان محفوظ بماند.


 
عکس: نظامی امریکایی عامل جنایت در افغاستان و صحنه دلخراش از جنایت
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

خانم انار گل، در کنار بدن نیمه سوخته نوه اش، که گفته می شود توسط یکی از سربازان آمریکایی( رابرت بیلز ) در پنجوای، استان قندهار در جنوب کابل، در تاریخ 11 مارس 2012 به همراه 15 نفر از اهالی این روستا کشته شده است.

منبع: آسوشیتدپرس


 
اظهارات عجیب هاشمی رفسنجانی در باره مذاکره و رابطه با امریکا
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

اظهارات اخیر هاشمی رفسنجانی در حالی است که بیداری اسلامی به اوج خود رسیده و خصومت آمریکا و متحدانش در سالهای اخیر نسبت به ۳۳ سال اخیر رو به فزونی نهاده و مسئولین عالی رتبه کشور همصدا با ملت غیور ایران همواره تاکید داشته‌اند که مذاکره و رابطه با آمریکا هیچ نفعی برای ایران ندارد.

به گزارش فارس، هاشمی رفسنجانی در آخرین گفتگوی خود با فصلنامه مطالعات بین المللی گفته است: آمریکا قدرت برتر دنیا است. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟
 
این در حالی است که خصومت آمریکا و متحدانش در سالهای اخیر رو به فزونی نهاده و مسئولین عالی رتبه کشور همصدا با ملت غیور ایران همواره تاکید داشته اند که رابطه با آمریکا هیچ نفعی برای ایران ندارد و آمریکا با این رابطه به دشمنی هایش عمق می‌بخشد. تاسف از این اظهارات مرعوبانه در حالی است که بیداری اسلامی و احساسات ضد آمریکایی در منطقه به اوج خود رسیده است.با این حال گفتن این نظرات از سوی هاشمی رفسنجانی در فضای کنونی که تحریم های آمریکا رنگ و بویی جدید و خصمانه تر به خود گرفته، عجیب به نظر می رسد و همچنان فاصله هاشمی را با مردم و انقلابیون ایران و جهان تشدید می کند. این اظهارات نشان می دهد، هاشمی از تحلیل مسائل داخلی و تحولات بین المللی عاجز شده است.متن این گفت‌وگو چنین است:
 
در پایان سال 1390 و با نگاهی به یک دهه آینده، مسئولان فصلنامه مطالعات بین المللی  ملاقاتی با آیت الله هاشمی رفسنجانی داشتند تا عملکرد دولت سازندگی در حوزه سیاست خارجی و نیز نوع نگاه بهینه نظام به جامعه بین المللی را مورد نقد و ارزیابی و بحث و گفت و گو قرار دهند.این متن گزیده ای کوتاه از این گفت و گو است، که متن کامل آن در شماره بهار 1391 فصلنامه به چاپ رسیده است.
 
* آیت الله هاشمی رفسنجانی در باره عملگرا بودن و یا توسعه‌گرا بودن دولت سازندگی اظهار داشت: "...شیوه موردپسند اسلام اینست که انسان با عمل و کار، دین را معرفی کند. یعنی به هر فکری که تعلق دارد، باید آن را در میدان عمل نشان دهد. گفتار، یک بخشی از کار است. جمله اعجازآمیزی از ائمه ما منقول است که کونوا دعاتَ النّاس بِِغیر اَلسِنَتِکُم. دعوت با زبان عیبی ندارد، ولی باید با عمل باشد. شاید مضمون این ضرب‌المثل در ادبیات فارسی، عربی و شاید در همه زبان‌ها زیاد دیده می‌شود. دو صد کرده چون نیم کردار نیست، واقعاً حرف درستی است. یعنی آنچه که پایدار و تأثیرگذار می‌ماند عمل است. حال، اسمش را عملگرایی و یا هر خصلت دیگری بخواهید بگذارید..."
 
آیت الله هاشمی افزود: "در دوران دفاع مقدس، برای من یک تجربه مهمی پیش آمد. در اواخر جنگ، شرایطی که با دنیا، همسایه ها، مسلمان‌ها و دولت‌های غربی و شرقی درست شده بود، با ما سازگاری نداشتند و ما هم با آنها سازگاری نداشتیم. متأسفانه از شعار نه شرقی، نه غربی برخی تفسیرهای عوامانه‌ شده بود که با همه باید همکاری نداشته باشیم. اما هدف این نبود، بلکه در مورد وابستگی بود که ما باید بدون وابستگی و با استقلال کامل سیاست خودمان را داشته باشیم. اما همکاری متقابل و محترمانه با شرق و غرب را هم باید می‌داشتیم." وی در ادامه به تجربه جنگ و دفاع مقدس اشاره نمود:"بالاخره وقایع دفاع مقدس برای کسانی که تفکری در میدان جنگ داشتند، ثابت کرد که نمی‌توان صرفاً با شعار، کار کرد. بلکه باید همراه عملگرایی وارد سیاست شد."
 
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره عملگرایی و تجربه قطعنامه افزود:" تجربه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در پایان جنگ بود. وقتی این مسئله مطرح شد، در آن موقع هم فرمانده جنگ بودم و مسئولیت من از همه روشن‌تر بود و هم قائم مقام فرمانده کل قوا بودم و اختیاراتم بالا بود. با تفکر وارد شدم و این مسئله را عملیاتی کردم. از وزارت خارجه خواستم که قطعنامه را نه رد و نه قبول کنند و بگذارند مذاکره کنیم. قطعنامه را قابل قبول کنیم و بعد تصمیم بگیریم."
 
وی در کنار عملگرایی به ضرورت موضوع اعتدال و رابطه آن با عقیده پرداخت:"ضمناً آنچه که به من در این مسائل کمک می‌کند، مسئله اعتدال است. تقریباً همیشه از نوجوانی و جوانی در روستا و در قم، در بحث‌ها و سخنرانی هایم معتدل حرکت می‌کردم. در مبارزه هم این‌گونه بودم. آن قدر معتدل بودم که اواخر مبارزه، منافقین و کسانی که می‌خواستند خیلی تند باشند، با من درگیر شده بودند. مبارزه مسلحانه را نفی نمی‌کردم. ولی در کنارش موارد زیادی را شرط می‌کردم.
 
روحیه اعتدال، به من کمک می‌کرد که مسئولیت اجرایی کشور را که به عهده گرفتم به این شکل زمینه عملگرایی برایم خیلی آسان شود. یعنی طبیعت اصلی من عملگرایی بود. ضمن اینکه به خاطر عقاید و تحصیلاتی که دارم، عقایدم را همیشه اصل قرار می‌دهم. عقایدم هیچ وقت مرا تشویق به افراط‌گری نمی‌کند. هر دو جناح سیاسی موسوم به راست یا چپ آن موقع با تعبیراتی که بود، با کارهای افراطی آنها ناسازگار بودم. نیروهای معتدل و عملگرا می‌توانستند همکار من باشند."
 
آیت الله هاشمی قائم مقام امام(ره) در فرماندهی کل قوا در باره تعامل و تزاحم ایدئولوژی و منافع ملی گفت:"کاری به این ندارم که ایدئولوژی‌های مختلف چگونه هستند و ممکن است تحجّر و دگماتیسم در بعضی ایدئولوژی‌ها باشد. ولی اسلامی را که من می‌شناسم و به آن معتقدم و بسیاری هم مثل من فکر می‌کنند، اسلام دگم نیست." ایشان افزود:" اسلام دستور نداده است که با کسانی که مخالف عقیده ما هستند، قطع رابطه شود یا صحبت نکنیم. مگر پیامبر(ص) مأمور نشد که به همه اهل کتابی که اطرافش بودند، دستور دهد تعالوا الی کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنَا و بَیْنَکُم (آیه 64 آل‌عمران)، یعنی مشترکات را بگیریم، بقیه اختلافات سر جای خودش باشد. بحث سر این نیست که نمی‌شود دیگران را تحمل کرد. آن آیه معروف قرآن کذالک جعلناکم اُمَهً وسطاً لتکونوا شهدا علی الناس. ما، شما را امت وسط قرار دادیم. تفسیرهای مختلفی درباره واژه وسط است. چون خودم اهل تفسیرم، به نظرم بهترین تفسیر همین است که شما معتدل هستید و در وسط ایستاده‌اید." وی به جمله معروف حضرت علی(ع)اشاره نمود که می‌فرمایند: "الیمین و الیسار مَضلّه. یعنی چپ‌روی و راست‌روی افراطی، از جاده حقیقت، به دو طرف منحرف شدن است." رییس مجمع تشخیص مصلحت در باره کسانی که بر طبل جنگ می نوازند اظهار داشت:"البته زمانی است که دیگران می‌خواهند با ما بجنگند، ما را از بین ببرند که این مورد، فضای دیگری است و در همین مورد هم اسلام حکم دارد و بحث دیگری است. ولی وقتی می‌شود با آنها بمانیم و با عمل، عقایدمان را به دنیا معرفی کنیم، راهی که اسلام خواسته است، چرا نکنیم؟"
 
رییس مجلس دوران امام در پاسخ به اینکه یک اصلی در سیاست خارجی هست که می‌گوید در سیاست خارجی دوست دائمی و دشمن دائمی وجود ندارد و آنچه که دائمی است منافع ملی است. اگر این را بخواهیم به طور مثال در زمینه رابطه با آمریکا پیاده کنیم، مخصوصاً در دوره حضرت‌عالی، چگونه می‌توان تفسیرش کرد اظهار داشت:" من در سالهای آخر حیات امام(ره) نامه‌ای را خدمتشان نوشتم، تایپ هم نکردم. برای اینکه نمی‌خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح کردم و نوشتم که شما بهتر است در زمان حیاتتان، اینها را حل کنید، در غیر این صورت ممکن است اینها به صورت معضلی سدّ راه آینده کشور شود. گردنه‌هایی است که اگر شما ما را عبور ندهید، بعد از شما عبور کردن مشکل خواهد بود... یکی از این مسایل رابطه با آمریکا بود. نوشتم بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم، قابل تداوم نیست. آمریکا قدرت برتر دنیا است. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می‌کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند و یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است.
 
آیت الله هاشمی در پاسخ به این پرسش که آیا تلاش‌هایتان مبنی بر نزدیکی ایران و عربستان و بالطبع کشورهای عربی را به بن بست رسیده می‌دانید و فکر می‌کنید راهکار برون رفت از این مسائل چیست؟ اظهار داشت.
 
"بن‌بست نمی‌بینم. البته آنها دوست دارند که راهشان به ایران باز شد. آنها می‌دانند که ایران قدرت بزرگی در منطقه است. فکر می‌کنم آنها می‌توانند و مایل هستند، اگر روابط سنجیده‌ای باشد با ایران همکاری و رابطه داشته باشند... من آن موقع، دنبال احیای میراث فرهنگی شیعه در عربستان بودم. ائمه ما همه در آنجا حضور داشته‌اند و آثار ارزشمندی از آنها در آنجا باقی مانده است. می‌خواستم آنها احیا شود. در عربستان که بودم آیت‌الله صافی نامه‌ای به من نوشتند و گفتند که شما روی این مسئله کار کنید. ...خیلی از مسائل را در گفتگوها حل کردیم، ولی وقتی به ایران برگشتم، چون فکر می‌کردند این توافقات می‌خواهد به نام من تمام شود، از کل آن صرف‌نظر کردند. وزیر خارجه عربستان برای پیگیری توافقات به ایران آمد، پیگیری که نکردند حتی برعکس عمل شد. روزی از رادیو شنیدم که آقای متکی در جدّه در مصاحبه‌ای اعلام کرده که به آقای ری‌شهری، در عربستان اهانت کرده‌اند. من تعجب کردم و بعداً از آقای ری‌شهری سؤال کردم که آیا چنین چیزی اتفاق افتاده؟ گفتند که نه، اصلاً چنین مسائلی نبوده. گفتم که تکذیب کن. تکذیب هم کرد. ولی رادیو کار خودش را می‌کند و به تکذیب ایشان اعتنایی نکردند.
 
روابط با عربستان، مسئله کوچکی برای منطقه نیست. اولاً کشور ثروتمندی است و اکثر علمای بلاد اسلامی به نوعی با عربستان به خاطر حج و زیارت ارتباط و ثانیاً منافع دارند. مساجدشان را تعمیر می‌کند. امکانات می‌دهد، قرآن چاپ می‌کند. امکانات زیادی را آنها برای ترویج امور دینی آنها درست کرده‌اند. کاری را که دانشگاه الازهر در مصر می‌کرد، الان حجم زیادی از کارها و حتی کارهای آکادمیک به دست عربستان افتاده است. از همه اینها مهمتر، مسئله نفت است. اگر عربستان با ما روابط خوبی داشت، مگر غربی‌ها می‌توانستند ما را تحریم کنند؟ فقط عربستان می‌تواند جای ایران پر کند. عربستان لازم نیست هیچ کاری انجام بدهد، اگر نفت را به اندازه سهمیه اپک تولید کند، هیچ کس نمی‌تواند به ما تعرض کند. چون اقتصاد دنیا نمی‌تواند خالی از نفت ما باشد، فکر می‌کنم هنوز ایجاد روابط خوب مقدور است. ولی انسان‌هایی اینجا هستند که می‌بینید نمی خواهند. شما که در روابط بین‌الملل و سیاست خارجی متخصص هستید، می‌دانید. یک کلمه نسنجیده بگویند، خیلی زود بازتاب دارد، برخی اظهارات تند از دو طرف قابل تحمل نیست و باید اصلاح شود..."
 
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره مصر، و روابط با آسیای مرکزی و قفقاز به ویژه ترکمنستان و آذربایجان خاطر نشان کرد:"در مصر هم همین‌گونه است. بعد از رحلت امام(ره)، در شورای عالی امنیت ملی، تصویب کردیم که روابطمان را با مصر برقرار کنیم. بعضی‌ها خدمت رهبری رفتند و گفتند که چون این رابطه را امام بعد از کمپ دیوید دستور دادند که قطع کنیم، مخالفت با امام می‌شود. آن زمان امام به شورای انقلاب دستور دادند و ما هم رابطه با مصر را قطع کردیم. از این مسئله هفت، هشت سال گذشته بود که ما تصویب کردیم. لذا نشد. در یک سفری که به ترکیه داشتم، نخست وزیر مصر که روی کشتی مهمان رئیس جمهور ترکیه بودیم کنار من بود. ایشان به من گفت که چرا با مصر رابطه برقرار نمی‌کنید؟ گفتم به خاطر صلح کمپ دیوید. گفت «کمپ دیوید دیگر مرده است و چیزی از آن وجود ندارد.» ما می‌توانیم هم با کشورهای عربی به خصوص با همسایه‌های جنوبی و هم با کشورهای آسیای میانه و کشورهای جدا شده از شوروی سابق ارتباطات مفید برقرار کنیم. سران برخی کشورهای مشترک‌المنافع بهترین دوستان من بودند و حامی آنها پس از استقلال، جمهوری اسلامی ایران بود که در زمان دولت من بود." "آقای نیازوف که کشورش مرکز مهم گاز منطقه است به من می‌گفت که شما بیایید گاز ترکمنستان را معامله کنید و در اختیار شما باشد تا این بحث‌ها پیش نیاید. در حال مذاکره بودیم که عمر دولت من تمام شد و دیگران دنبال نکردند." "در تاجیکستان، در قزاقستان، با این عظمت، اسرارشان را به ما می‌گفتند. چون آنها مرکز مهم فضایی شوروی سابق بودند. به علاوه مراکز مهم موشک‌های ده کلاهکی که به سمت دنیا نشانه گرفته بودند در آنجا بود و همه اینها را می‌گفتند که چه کار می‌کنند و با ما مشورت می‌کردند. واقعاً در شمال ایران در قفقاز، گرجستان و آذربایجان، صمیمی‌ترین دوست ما بودند." "در آذربایجان در یک جلسه رسمی که خبرنگاران هم حضور داشته، آقای حیدر علی‌اف به من گفت که هفده شهر ما متعلق به شماست و باید اینها را حفظ کنید. ما با شما هستیم. چون با ارمنستان در حال جنگ بودند. تا این حد با ایران صمیمی بودند و کار می‌کردیم. در جنوب به صورت دیگری بود و بعد از جنگ کم‌کم یخ‌های روابط آب و روابط گرم شده بود. ما اگر فقط با کشورهای منطقه خودمان روابط را گرم کنیم، قدرت واقعی ایران در منطقه حفظ می‌شود. یعنی مرکز اقتدار ایران در منطقه است. اما حیف...."
 
آیت الله هاشمی در باره نوع نگاه وی چه در زمان ریاست جمهوری و چه در حال حاضر، به دنیا به عنوان یک سیستم به هم پیوسته و اینکه آیا ایران می‌خواهد با این سیستم بین‌الملل سازگاری ایجاد و زندگی بکند؟ یا اساس آن را ظالمانه می‌داند و می‌خواهد برافکند؟ اظهار داشت:
 
"اینکه همه را از لحاظ عقیدتی قبول داشته باشیم، نه. ظلم‌هایی که کشورهای استعماری به کشورهای جهان سوم و عقب نگه داشته شده، کرده و می‌کنند که در سابق هم بیشتر بود. هم دوران استعمار رسمی و هم دوران استعمار نو. خیلی ظلم کرده‌اند و واقعاً مردم را استعمار می‌کنند. ما با این موارد مخالف هستیم. اما معنای آن، این نیست که با اینها کار نمی‌کنیم و یا مذاکره نمی کنیم. می‌توان کار کرد. نظرات را هم گفت. ما می‌توانیم بدون دردسر به کشورهایی که مظلوم هستند، کمک کنیم. طبیعتاً از لحاظ عقیدتی اگر بنا بود عمل کنیم، با کشورهای الحادی که اصلاً خدا و معنویات را قبول ندارند، طبعاً باید با آنها همکاری نمی‌کردیم. اما الان به آنها نزدیک‌تر هستیم. نمی‌گویم که با آنها نمی‌توانیم کار کنیم. با آنها هم می‌توانیم کار کنیم. اما در مورد بحث قبلی، فکر می‌کنم هر کشوری در دنیا، عقاید خودش را دارد و عقاید ما هم پابرجاست. آنجایی که در عمل تضاد پیدا می‌کنیم، بحث دیگری است. با تعامل می‌شود. بسیاری از مشکلات را حل کرد. در مصوبات مجمع تشخیص مصلحت هم داریم که باید با دنیا تعامل داشته باشیم و رهبری هم اینها را ابلاغ کرده‌اند و کاملاً عملی است."
 
ایشان در مورد اروپا و مسئله میکونوس که مراکز متعدد تصمیم‌گیری کشور باعث شدند که دولت سازندگی علی‌رغم تلاش‌هایی که کرد، نتواند در سال های آخرش روابط مثبتی با اروپا داشته باشد گفت:
 
"آنها می‌فهمیدند که اینها خواست و استراتژی دولت نیست. فرض کنید تروری در کشوری انجام می‌شد، بزرگش نمی‌کردند. ولی افراطی‌هایی بودند که هنوز هم هستند و همیشه بوده‌اند. میکونوسی که شما می‌گویید هم از همین نوع است. جریاناتی این‌گونه همیشه بوده‌اند. در زمان امام(ره) هم این‌گونه افراد بودند. با اینکه امام هم با این‌گونه کارها موافق نبودند. یک بار در یکی از کشورهای همجوار، محموله مواد منفجره‌ای کشف کرده بودند و این هم تأثیر منفی روی ما داشت. بله فکر می‌کنم هنوز هم آدم‌های خودسر هستند. ولی سیاست کشور این‌گونه نیست."
 
وی در باره اینکه آیا دولت سازندگی تلاشی داشت که به موضوع حقوق بشر توجه بکند، اظهار داشت:
 
"فکر می‌کنم هر جا احساس می‌کردیم که حقوق بشر مراعات نمی‌شود جلویش می‌ایستادیم... مثلاً یک بخش، بخش زن‌ها بود. من از همان اول که آمدم دفتر امور زنان را تأسیس کردم. راه خانم‌ها را به دانشگاه باز کردیم که بعداً تشویق هم کردیم. مسئله ورزش زنان را که به طور کلی فراموش شده بود، این کار را درست کردیم. سعی می‌کردیم کمترین تعداد زندانی را داشته باشیم. البته یک مواردی هم پیش آمد که از اختیار ما خارج بود و افرادی خاص این کار را می‌کردند. اصلاً هیچ موردی تا به حال مخصوصاً آن دوره‌ای که رئیس جمهور بودم، موافق با زندانی سیاسی کردن هیچ کس نبودم. ما زندان را می‌شناختیم که چیست. بستن روزنامه برای من اصلاً یک تابو بود. مگر اینکه از دست من خارج بود. در زمان آقای خاتمی تعدادی روزنامه‌ها بسته شدند. با اینکه رئیس جمهور نمی‌خواست بسته شود. ولی عوامل دیگری بودند. اقلیت‌های دینی یا قومی را سعی می‌کردیم که راضی باشند. همه تلاش می‌کردیم. البته اینها یک مقدار طول می‌کشید. در یک جامعه‌ افرادی هم هستند که به گونه‌ای دیگر رفتار می‌کنند."
 
وی درباره پذیرش گزارشگرهای حقوق بشر سازمان ملل اظهار داشت:"یک بار آقای گالین دوپل را فرستادند. این مقدار مشکل اصلاً نداشتیم و به تدریج در حال حل شدن بود. مسئله هسته‌ای که مربوط به حقوق بشر نبود. ما مسئله هسته‌ای را خوب پیش می‌بردیم. به خاطر فضای خوبی که درست کرده بودیم، دیگر از ما نمی‌ترسیدند، تأسیسات و امکاناتی که الان داریم، تقریباً همه از آن زمان شروع شد و خیلی هم پیشرفت کرد. در حالی که از صفر شروع کرده بودیم. البته از زمان قبل از رحلت امام(ره) شروع شده بود و در زمان من تقویت شد... مسائل حقوق بشر هم به تدریج در حال حل شدن بود...
 
بعضی اشکالات قبلاً بود و هنوز هم هست. ولی در مجموع با موضوع حقوق بشر مشکلی نداشتیم. البته در بسیاری از موارد ما باید مدعی نقض حقوق بشر توسط کشورهای غربی به ویژه آمریکایی ها باشیم. ایران خود بزرگترین قربانی نقض حقوق بشر توسط تروریست‌های مورد حمایت غرب از جمله منافقین است و ما در زمینه حقوق بشر از آنها طلبکاریم."
 
‌آقای هاشمی در پاسخ به این پرسش که آیا در دوره هشت ساله ریاست جمهوری در عرصه سیاست خارجی اشتباه استراتژیکی انجام دادید که اگر برگردید به گذشته آن را تکرار نکنید یا به شکل دیگری رفتار می‌کردید؟ پاسخ داد:
 
"می‌خواستم با مصر رابطه برقرار کنیم که نتوانستیم. می‌خواستم با آمریکا با شروطی که گذاشته بودم، مذاکره را شروع کنم که نتوانستم. نتوانستم غیر از این است که نخواستم." "مثلاً کاری که می‌خواستیم با ترکمنستان انجام بدهیم که نگذاشتند و خیلی حیف شد. بنا بود گاز ترکمنستان از طریق ایران به دنیا صادر شود. آقای نیازوف اصرار داشت و به اینجا آمد و اصرار کرد ساخت خط لوله را افتتاح کنیم و حتی در جوش دادن لوله‌ها هم شخصاً شرکت کرد و آن زمان تصاویرش هم پخش شد.... مواردی از این قبیل داریم که نشد. ولی می‌خواستیم که بشود."
 
ایشان درباره اینکه اگر بین حمایت از سازمان‌هایی مثل حماس و یا حزب الله لبنان با بعضی از منافع ملی ایران تعارض ایجاد شود، چه کار باید کرد؟ اظهار داشت:
 
"اگر سیاست درستی در دنیا داشته باشیم، تعارضی ایجاد نمی‌شود. برای اینکه فلسطینی‌ها حق دارند برای ملت، وطن و حق خودشان مبارزه کنند. نباید اسم آنها را تروریسم بگذاریم. آنها را با مقاومت باید تعریف کرد. از حق خودشان دفاع می‌کنند و دفاع از حق را همه دنیا به رسمیت می‌شناسند. در سازمان ملل و همه مراکز بین‌المللی هم شأن دارند. اخیراً هم موارد زیادی را برایشان تصویب کردند. کمک ما هم به آنها اشکالی نداشته و ندارد. اگر فضای روابطمان را با دنیا درست کنیم، باید این مسئله را از هم جدا کنیم. یا در مورد حزب الله که شیعه و بخش عمده ملت لبنان است و در تاریخ همیشه مظلوم بوده هم برای فلسطین و هم برای لبنان. اینها قابل دفاع بوده هست. به شرط اینکه ما از اینها برای مزاحمت دیگران استفاده نکنیم و اینها هم کار خودشان را بکنند. وقتی که نظام نخواهد در دنیا ماجراجویی بکند، این‌گونه مسائل قابل تحمل است." ایشان با اشاره به حمایت آمریکا از طالبان و القائده در یک مقطع زمانی خاص افزود: "ببینید، آمریکایی‌ها در افغانستان، طالبان و القائده را ایجاد کردند. آن زمان برای آنها توجیه داشت. چون می‌خواستند شوروی را از خاک افغانستان بیرون کنند. در اینجا هیچ کس اعتراضی نداشت. دنیا هم اعتراضی نکرد و ما هم آن موقع اعتراض نکردیم. یا در هر منطقه دیگر، از این نمونه‌ها خیلی می‌توانید پیدا کنید. اگر یک نظام خودش نخواهد ماجراجویی بکند و در جاهایی هم بخواهد از مظلوم دفاع کند در دنیا پذیرفته شده است. این دخالت هم نیست."
 
هاشمی درباره عبور از بن‌بست هسته‌ای اظهار داشت:"ما واقعاً قصد ساخت تسلیحات هسته‌ای و سیستم نظامی هسته‌ای نداریم. حتی خودم یک بار در نماز جمعه به رژیم اشغالگر اسرائیل توصیه کردم که بمب اتم به نفع اسرائیل هم نیست. بالاخره اگر یک روزی درگیری اتمی پیش بیاید، اسرائیل یک کشور کوچک، ظرفیت تحمل بمب اتم را ندارد. کشور کوچکی است و خیلی آسان همه امکاناتش از بین می‌رود. گرچه آنها این نصیحت را تفسیر به تهدید کردند. عمیقاً معتقدیم که در منطقه نباید سلاح هسته‌ای باشد و این جزو اصول سیاست‌های ما بوده و هست." رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو مجلس خبرگان رهبری یادآور شد: "البته در سالهای اخیر در تصمیماتی که گرفته می‌شود و مذاکراتی که هست، نیستم، به نظرم در این راه بن‌بست نیست."
 
هاشمی در پاسخ به پرسش یکی از اساتید ایرانی مقیم آمریکای فصلنامه مبنی بر اینکه تحولات اقتصادی دو ماه اخیر در جمهوری اسلامی، بازتاب بین‌المللی داشته، اعم از بحث افزایش قیمت دلار که تبعات خاصی دارد و مسائل داخلی از قبیل بیکاری و مشکلات جوانان و اینکه واقعاً در آینده در رابطه با ایران و خانواده‌های ایرانی با این روندی که در حوزه اقتصادی پیش گرفته شده، چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد؟ اظهار داشت:
 
"باید راه‌حل این‌گونه موارد را در مدیریت کشور دنبال کنیم. اگر قوه مجریه ما الان صلاحیت‌های علمی، فنی و فکری کاملی داشت و مدیریت مؤثری را به کار می‌گرفت، روابط اجتماعی ما کامل، با مردم خوب بودیم و با دنیا هم مسئله درست نمی‌کردیم، این اتفاقات نمی‌افتاد" ایشان افزود: "با این حجم زیاد درآمد نفتی که الان داریم و به علاوه این ظرفیت صادراتی که الان برای ما به خصوص در زمینه تولیدات پتروشیمی و خدمات و سایر موارد پیدا شده، نباید مشکل می‌داشتیم. فکر می‌کنم بیکاری‌ها و این مشکلات خیلی غیرعادی است." "....فکر می‌کنم با این درآمد عظیم و ظرفیت کاری که در کشور هست، الان بیکاری خیلی غیرمعمول است. فقط مسئله مدیریت است. اگر مدیریت نیرومندی در کشور کارها را به عهده بگیرد، همین حالا می‌تواند خیلی زود با یک حرکت‌های جهشی این مسائل را حل کند."
 
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در باره اینکه آیا برای خروج از این وضعیت امیدوار باشیم؟ اظهار داشت:
 
"ببینید ما سرمایه امید را داریم. مهم این است که چگونه از این سرمایه استفاده کنیم. اولاً مردم ما مردم عالم، تحصیلکرده و در حال تحصیل هستند که بخش عظیمی از نیروهای ما این‌گونه‌اند. حتی بچه‌های دبستانی و دبیرستانی الان آگاه هستند و ارتباطات روز دنیا، اینها را خیلی وارد مسائل می‌کند. یعنی یک جامعه هوشیار، بیدار و آگاه داریم. ولی در عین حال مردم ما مسلمان و خیلی نجیب هستند. دلشان می‌خواهد که مسائل به صورت درست حل شود. دوم اینکه منابع کشور ما هم خیلی غنی و بسیار بالاتر از حد فعلی است. قشر زنان در کشور بسیار فعال و باسواد شده‌اند. البته نباید بی‌مورد محدودشان کنیم. در زمان امام و در آن موقعی که این کارها خیلی آسان بود، یک بار آمدند در کلاس‌های دانشگاه بین آنها نئوپان گذاشتند. امام وقتی که خبردار شدند، فوری دستور دادند که متوقف شود. راه آموزش و تربیت و اقناع مؤثرتر است."
 
ایشان افزود: "...باید روی مردم حساب کرد. اگر بخواهیم بدون مردم کار کنیم، همه چیز در بن‌بست قرار می‌گیرد و اگر با مردم کار کنیم، همه چیز باز می‌شود و می‌تواند جلو برود." وی درباره اینکه ترکیه مدل یک کشور اسلامی دموکراتیک می شود، ولی ایران با این سابقه و با این سرمایه و با این نیروی انسانی در چنین وضعیتی باشد اظهار داشت:
 
"بالاخره باید امید داشته باشیم که ایران را با این امکانات خوب خدا داده و مردم بسیار شریف و نجیبی که دارد و با احکام متعالی و مترقی اسلام بیشتر و بهتر بسازیم و مشکلات را حل کنیم."

 
ناگفته‌های همسر شهید علیمحمدی از تهدیدهای منافقین
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

با خانه ما تماس گرفتند و گفتند کار واجبی با همسرم دارند و هر چقدر تلفن دانشکده را می‌گیرند جواب نمی‌دهد؛ عصر آن روز همسرم گفت منافقین بودند که تماس گرفتند.

منصوره کرمی، همسر شهید علیمحمدی در آستانه روز فناوری هسته‌ای در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجو، با اشاره به اینکه پس از شهادت شهید علی‌محمدی چندین بار خواب او را دیدم که هر بار دیدن او در خواب به من آرامش می‌داد، گفت: همسرم از نظر روحی آمادگی کامل برای شهادت داشت و از حدود یک تا دو ماه قبل از شهادتش منتظر شهادت بود. 
 
وی در این گفت و گوی صمیمی با تایید اینکه همسرم بارها قبل از شهادت به شکل های مختلف تهدید شده بود، گفت: شهریور سال 88 بود که یک نفر با منزل ما تماس گرفت و خیلی گرم و صمیمی با من احوال پرسی کرد به طوری که من احساس کردم یکی از دوستان صمیمی همسرم است.
 
کرمی عنوان کرد: من هر روز از مسعود سوال می‌کردم که امروز کجا می‌روی اما آن روز متاسفانه از او سوال نکردم چون کلاس‌های درسی او هنوز شروع نشده بود و او در جاهای زیادی مثل هیئت ممیزی و سزامی مشغول بود.
 
همسر شهید علی‌محمدی ادامه داد: وقتی جواب تلفن را دادم مردی از پشت تلفن گفت که از دفتر دکتر رهبر تماس می‌گیرم و گفت که دکتر رهبر یک کار فوری با آقای علی‌محمدی دارد ولی هر چه قدر تلفن دفتر او را می‌گیریم در داخل دانشکده نیست و جواب نمی‌دهد شما شماره موبایل آقای علی‌محمدی را بدهید ما کار فوری با او داریم.
 
وی افزود: گفتم خود آقای دکتر رهبر شماره همسرم را دارد ولی عنوان کرد که شماره قبلی را داریم و هر چه می‌گیریم جواب نمی‌دهد؛ من هم به او گفتم که شماره عوض شده و متاسفانه اشتباه کردم شماره جدید همسرم را دادم.
 
کرمی گفت: عصر همان روز وقتی همسرم به خانه برگشت از او پرسیدم که از دفتر دکتر رهبر با تو تماس گرفتند؟ پاسخ داد من از صبح تاکنون پیش دکتر رهبر بودم وقتی گفتم پس چرا زنگ زدند و شماره شما را گرفتند، گفت که پس کار تو بود؛ منافقین بودند از سوالاتی که شروع به پرسیدن کردند فهمیدم سوالات مشکوک است، تلفن را قطع کردم و همان لحظه خبر دادم.
 
همسر شهید علی‌محمدی افزود: همان سال ماه رمضان تلویزیون یک سریالی پخش می‌کرد که در آن فردی هر روز در حالی از خواب بیدار می‌شد که یک نفر اسلحه به سمت او گرفته و تیراندازی می‌کرد.
 
وی ادامه داد: یک روز در حالی که افطار کرده بودیم و منتظر شروع این سریال بودیم، دخترم گفت که خیلی وحشتناک است که همیشه آدم با چنین اضطرابی بخوابد و یا هر روز چنین خوابی ببیند، اما در همان لحظه پدرش برای اولین بار از دهانش پرید و گفت که باور می‌کنید که من چندین بار به این شکل خواب دیده‌ام که یک نفر بالای سرم تیراندازی می‌کند و قصد دارد مرا بکشد.

 
عکس: عملیات اسارت دزدان دریایی توسط ناوگروه نیروی دریایی ارتش
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی
عکس: عملیات اسارت دزدان دریایی توسط ناوگروه نیروی دریایی ارتش

کد خبر:121233 -


 
ملیت فرد کتک‌خورده را حدس بزنید + عکس
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

 به گزارش سایت اوباما، پایگاه خبری گلوب اند میل در گزارشی از رفتار وحشیانه پلیس با یکی از معترضین در زمان دستگیری وی خبر داد.

این معترض 36 ساله زمانی که پلیس قصد داشت تا کمپ کوچک معترضین که در خارج از محوطه دادگاه برپا شده بود را به بیرون منتقل کند، دستگیر شد.


براساس فیلم‌های گرفته شده از این حادثه، پلیس پس از انداختن او بر روی زمین در حالی که گردن او زخم شده بود و نمی‌توانست دستان خود را به پشت سرش ببرد، تلاش می‌کرد تا از پشت به دستان او دستبند آهنی بزند.

این معترض یک روز بعد توانست با قرار کفالت در حالی که صورتش به شدت ورم کرده و دور چشمانش نیز به شدت کبود شده بود، از بند پلیس آزاد شود.

وی در رابطه با برخورد پلیس با او در زمان بازداشتش گفت: بلایی که در زمان دستگیری بر سر من آمده کاملاً مشهود است و نیازی به بازگویی نیست اما در پی این اتفاق، درد شدیدی در صورت خود احساس می‌کنم، پای چپم مقداری بی حس شده و دست راستم کاملاً کرخت شده است. 


گزارش‌ها حاکی است که سه نفر دیگر نیز دچار حادثه‌ای شبیه به این معترض شدیداً مصدوم که تروی نام دارد، شده اند اما با این وجود، یک سخنگوی پلیس روز یکشنبه از این موضوع اظهار بی‌اطلاعی کرد.


کانادا کشوری است که همواره موضوعات حقوق بشری را به کشورهای دیگر گوشزد می‌کند و کشورهای زیادی تاکنون از سوی این کشور مدعی حقوق بشر مورد فشارهای سیاسی قرار گرفته‌اند. اما این کشور در حالی از این سطح از برخورد با معترضین استفاده کرده که اعتراضات جنبش "آکیوپای تورنتو" تاکنون در فضایی کاملاً آرام و به دور از تنش صورت گرفته است.

مشاهده فیلم


 
پنجمین جلسه دادگاه فساد مالی ۲۰ فروردین
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

پنجمین جلسه رسیدگی به پرونده فساد مالی ۳ هزار میلیارد تومانی روز ۲۰ فروردین برگزار خواهد شد.

یک منبع آگاه در گفت‌وگو با فارس گفت: قرار است پنجمین جلسه رسیدگی به پرونده فساد مالی ۳ هزار میلیارد تومانی در روز ۲۰ فروردین برگزار شود.
 
این جسه دومین جلسه رسیدگی به این پرونده در سال ۹۰ خواهد بود که جلسه اول در تاریخ ۸ فروردین ماه و با حضور تنها یک متهم برگزار شد.
 
براساس شنیده‌ها جلسه پنجم رسیدگی به پرونده فساد مالی اخیر نیز تنها با یک متهم برگزار خواهد شد.

 
مین گذاری پادگان اشرف توسط منافقین
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

برخی رسانه های عراق از مین گذاری اردوگاه اشرف توسط منافقین در آستانه خروج انها از این مکان خبر داده اند.

 
به گزارش خبرگزاری دانشجو، به نقل از پایگاه خبری العراقیه، برخی رسانه های عراقی گزارش هایی در چند روز گذشته منتشر کرده اند مبنی بر دستور مریم رجوی به اعضای سازمان منافقین جهت مین گذاری پادگان اشرف پیش از خروج انها از این اردوگاه نظامی.
 
به نوشته ی این رسانه مریم رجوی به عوامل مجاهدین خلق فرمان داده است دست به اقدامات انتقام جویانه بزنند.
 
این در حالی است که نوری مالکی خواستار خروج هرچه زودتر اعضای منافقین از عراق شده است.
 
تا کنون برخی اعضای این سازمان تروریستی در دو گروه از این پادگان خارج شده اند. 
 
اعضای این سازمان نقش بسزایی در کشتار مردم کشورمان و معارضین عراقی طی دهه های گذشته داشته اند.

 
گزارش معنادار و سفارشی تایم درباره ترور دانشمندان هسته‌ای ایران
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی
پشت پرده ادعای کاهش عملیات خراب‌کارانه
موساد در ایران چیست؟

نشریه امریکایی «تایم» در شماره اخیر خود، دست به انتشار مقاله‌ای درباره اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی در ایران با عنوان «کاهش چشم‌گیر فعالیت اطلاعاتی موساد در ایران» زده و ضمن تایید ترور شهدای هسته‌ای ایران توسط سازمان اطلاعاتی اسرائیل، به نقل از یک مقام اطلاعاتی اسرائیل، از تغییر رویکرد مقامات رژیم صهیونیستی در این زمینه خبر داده است.

به گزارش رجانیوز، در بخشی از این مقاله تحلیلی، با اشاره به دستگیری عامل ترور شهید مسعود علی‌محمدی و همچنین ردپای موساد در ترور اخیر شهید مصطفی احمدی روشن، این مساله را برای رژیم صهیونیستی و منافع صهیونیست‌ها خطرناک توصیف کرده و از ترس بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل از ادامه پیدا کردن این اقدامات تروریستی خبر داده است.

متن کامل این مقاله مجله تایم به شرح زیر است:

یک مقام ارشد امنیتی و اطلاعاتی در اسرائیل گفته است که در ماه‌های اخیر، میزان فعالیت‌های مخفیانه و جاسوسی این رژیم در خاک ایران به منظور کاهش سرعت پیشرفت برنامه‌ هسته‌ای ایران به‌طور محسوس و چندین درصد کاهش یافته است. به گفته این مقام، کاهش جدی و قابل لمس فعالیت‌های جاسوسی در ایران یک طیف وسیع را شامل می‌شود؛ از ماموریت‌های سطح بالا و ویژه مانند ترورهای مستقیم و انفجارها در مناطق مختلف و حساس این کشور تا تلاش برای جمع‌آوری اطلاعات و استخدام جاسوس ایرانی در این کشور.

اما تردید در اجرای این برنامه‌ها به چه دلیل بوده است؟ این مقام اطلاعاتی اسرائیلی، «افزایش نارضایتی در داخل موساد» و «نگرانی بنیامین نتانیاهو از واکنش تهران» را از جمله علت‌های اصلی این مساله عنوان کرده است. خاطره تلخ نتانیاهو در سال ۱۹۹۷ و تلاش ناکام موساد برای ترور خالد مشعل مقام ارشد حماس در اردن زمینه‌ساز این نگرانی است. در آن عملیات، دو افسر موساد پس از استفاده از تهیه سم پوستی برای مشعل، دستگیر شدند و پس از در اختیار گذاشتن پادزهر توسط اسرائیل به مقامات اردنی، آزاد شدند. همچنین نتانیاهو مجبور شد تا دستور آزادی شیخ احمد یاسین رهبر معنوی حماس را از زندان‌ها اسرائیل بدهد. در همین زمینه این مقام معتقد است که نتانیاهو از یک شکست دیگر از این جنس که همچون یک گلوله آتشین در صورت، سبب نابودی کامل او شود، هراس و نگرانی وحشتناکی دارد.

سازمان اطلاعاتی ایران یک‌بار تجربه شکست دادن تئوری‌های موساد را در کارنامه خود دارد. سال گذشته تلویزیون ایران فردی را به نام «مجید جمالی فش» نشان داد که به همکاری با موساد برای ترور مسعود علی‌محمدی دانشمند هسته‌ای و استاد دانشگاه اعتراف کرد. جمالی فش با استفاده از یک بمب جاسازی شده در یک موتورسیکلت، دکتر علی‌محمدی را ترور کرد.

این نگرانی در جامعه جهانی و حتی خود اسرائیل وجود دارد که این مساله و ادامه پیدا کردن ترور‌ها، نه تنها موجب کند یا متوقف شدن برنامه هسته‌ای ایران نمی‌شود بلکه ایران می‌تواند با استناد به این اقدامات تروریستی، اسرائیل و کشورهای غربی مخالف با توسعه تاسیسات هسته‌ای خود را در مجامع جهانی و بین‌المللی محکوم کند. برخی از کار‌شناسان هشدار می‌دهند که «ترور»، اکنون خطرناک‌ترین گزینه موجود برای غرب است. پس از ترور اخیر مصطفی احمدی روشن یک دانشمند هسته‌ای ایرانی دیگر که در ماه ژانویه صورت گرفت، امریکا قاطعانه دخالت در این عملیات تروریستی را رد کرد و مقامات اطلاعاتی غربی صراحتا گفتند که این حداقل سومین دانشمند ایرانی کشته شده توسط عوامل موساد بوده است و مقامات اسرائیلی در حال اجرای اهداف جدیدی هستند.

مارک فیتز پاتریک مشاور امور خارجه سابق گروه متخصص گسترش سلاح‌های هسته‌ای که مخالف ترور است، در این زمینه می‌گوید که اقدامات خودسرانه اسرائیل موجب برهم خوردن اجماع جهانی در زمینه اعمال تحریم علیه ایران شده است.

از سوی دیگر، اسرائیل ایران را به اقدامات تخریبی علیه منافع این کشور در تایلند، آذربایجان، سنگاپور، هند و گرجستان متهم کرده است. چندی پیش هم در دهلی‌نو، همسر یک دیپلمات اسرائیلی با یک بمب مغناطیسی که توسط یک موتورسوار در حال عبور به ماشین وی متصل شده بود، مجروح شد؛ روشی که اسرائیل و موساد بار‌ها در خیابان‌های تهران از آن برای ترور استفاده کرده‌ بودند.

اما گسترش عملیات‌های مخفی علیه ایران توسط اسرائیل به ترور محدود نیست. اقدام برای از کار انداختن تاسیسات هسته‌ای ایران با استفاده از ویروس‌های رایانه‌ای یکی از اقدامات جدی و موثر اسرائیل است. استاکس نت که تلاش مشترک سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل و کشورهای اروپایی بود، بهترین مجموعه برای ایجاد اختلال در برنامه هسته‌ای ایران عنوان شد که البته ایران توانست آن را کنترل کند. علاوه بر این، اسرائیل تلاش می‌کند تا برخی تجهیزات را پس از دستکاری فیزیکی و محتوایی، به داخل ایران و تاسیسات هسته‌ای وارد کند تا از این طریق بتواند جلوی پیشرفت فنی ایران را بگیرد؛ مساله‌ای که البته با تردید کار‌شناسان روبرو شده است.

فیتز پاتریک که در حال حاضر در موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک لندن فعالیت می‌کند، در این زمینه هم می‌گوید: «این اقدام به سادگی و مضحک بودن یک بادکنک است! چرا که ایران در این زمینه خودکفا شده است. به عنوان مثال، رئیس جمهور ایران محمود احمدی‌نژاد، در ماه فوریه اعلام کرد که ایران دستگاه‌های گریز از مرکز بسیار کارآمد‌تر و کامل‌تری را که شامل ماشین نسل چهارم سانترفیوژ می‌‍‌شوند، ساخته و به کار گرفته و جایگزین تجهیزات وارداتی کرده است.»

با این حال، به نظر می‌رسد که اسرائیل بین ترور و عملیات خراب‌کارانه مردد مانده است و به همین دلیل فعلا مقامات این رژیم ترجیح می‌دهند از دامنه فعالیت‌های جاسوسی خود در ایران بکاهند.

آیا موساد سفارش این مقاله را داده است؟

اما پس از انتشار این مطلب، یک کار‌شناس عالی‌رتبه اطلاعاتی در تهران با بیان اینکه گزارش اخیر هفته‌نامه «تایم» مبنی بر «کاهش چشمگیر فعالیت اطلاعاتی موساد در ایران» عمدا از سوی رژ‍یم صهیونیستی درز داده شده است، به تشریح دلایل این اقدام پرداخت. این کار‌شناس عالی رتبه اطلاعاتی در تهران درباره این گزارش به سایت ایران هسته‌ای گفت: با توجه به محتوای گزارش، نویسنده آن و منبع انتشار آن (تایم) روشن است که این گزارش عمدا از سوی موساد و دولت اسراییل درز داده شده است.

وی در ادامه علت‌های این امر را چنین برشمرد:

۱-  در وهله اول روشن است که موساد متوجه شده هزینه عملیات در ایران بسیار بیشتر از فواید آن است. موساد نتوانسته حتی اندکی در سرعت رشد برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران اخلال کند ولی در عوض خود را در معرض انتقام گیری سخت گیرانه ایران قرار داده است که از توجیه اخلاقی، حقوقی و بین المللی کافی هم برخوردار است.

۲-  دلیل دوم این است که احتمالا اسراییل از جانب امریکا برای کاهش خطر مواجهه با ایران تحت فشار است چرا که امریکایی‌ها بر مبنای اطلاعات اخیرا منتشر شده عقیده دارند تشدید تنش با ایران احتمال موفقیت مذاکرات آتی را به شدت کاهش می‌دهد.

۳-  سومین دلیل مربوط به کاهش توان عملیاتی موساد به دلیل اقدامات موفق ایران در مهار فعالیت‌های آن در ترکیه، کردستان عراق و آذربایجان است.


 
"اگر تصویر هوایی آن روز را ندارید، من آن را به شما می‌دهم!
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

مریلا زارعی گفت من انگیزه‌ی شما را ندارم!"

گروه فرهنگی- مهدی آذرپندار: هم صحبت شدن با ابوالقاسم طالبی، آن هم درست در اوج دوران فیلم‌سازی‌اش و مقارن با اکران بهترین فیلم او -«قلاده‌های طلا»- چیزی نیست که بشود از آن صرف‌نظر کرد. پس دست به کار می‌شویم و پیش از آغاز سال نو، در حالی که مطابق معمول مشغله‌ی فراوانی دارد، به سراغش می‌رویم. لطف ویژه‌ی طالبی هم مثل همیشه شامل حال رجانیوز می‌شود و این گفت‌وگو در یک دفتر به شدت قدیمی و به عبارت بهتر «کلنگی» در خیابان رودکی به سرانجام می‌رسد.

بدین ترتیب، پس از طی مراحل پیچیده‌ی پارک خودرو در یک کوچه‌ی قدیمی، گفت‌وگوی صریح و رودرروی ما آغاز می‌شود. بی‌آنکه بابت کیفیت این گفت‌وگو دغدغه‌ای داشته باشیم. حتی اگر طالبی کل شب را مشغول تحقیقات برای کار جدیدش بیدار مانده باشد و همان ابتدا بابت خستگی احتمالی عذرخواهی کند؛ چرا که مطمئنیم او آن‌قدر حرف برای گفتن دارد و از طرفی آن قدر باصفا و خوش صحبت هست ‌که این گفت‌وگو خواندنی از کار دربیاید.

آنچه در ادامه می‌خوانید، خلاصه‌ای از گفت‌وگوی تفصیلی رجانیوز با ابوالقاسم طالبی است که در آن بسیاری از ناگفته‌های او پیرامون کارنامه‌ی کاری‌اش، «قلاده‌های طلا» و البته کار جدیدش، برای اولین بار مطرح می‌شود.

مشروح بخش دوم این گفت‌وگو نیز در ادامه است:

دیالوگی که از زبان فرمانده‌ی پایگاه بسیج در مورد تظاهرات 25 خرداد می‌شنویم، موضع شما نسبت به این اتفاقات است؟

آنجا که می‌گویم چرا این آدم‌ها بیرون آمده‌اند، موضع من نسبت به آن آدم‌هاست. من دارم راه‌پیمایی بیست و پنجم را از قول فرمانده‌ی بسیج، این جوری برای مردم می‌گویم. این همان حرفی است که حضرت آقا می‌زنند.

سکانسی که حذفش کردم!

در تصاویر مستندی که در اینترنت از این واقعه موجود است، یک پرچم سبز یا زهرا سلام الله علیها در پایگاه بسیج دیده می‌شود  و در نقطه‌ی مقابل سبزها هم پرچم یازهرا سلام الله علیها داشتند. خیلی برایم جالب بود که شما هر دوی این ها را آورده بودید.

تمام تلاشم دقت در ریزه‌کاری‌ها بود. حتی رنگ پرایدی که آنجاست، باید دقیق می‌بود. بعداً یک نفر دور و بر را نگاه می‌کند و می‌بیند شلوغ است و تصمیم می‌گیرد پراید را بدزدد و می‌گوید توی این شلوغی‌ها بالاخره یک چیزی هم گیر ما بیاید. یکی هم زوم کرده روی این آدم و فیلمش را گرفته است! می‌خواهم بگویم از این صحنه‌ها هم داشتیم. مثلاً یک صحنه داریم که اینها با کلاش به طرف بسیج رگبار می‌بندند و ناگهان احساس می‌کنند که نزدیک به 200 نفر از اینها جدا ‌شدند و فرار ‌کردند، چون متوجه شدند که جنگ دارد مسلحانه می‌شود. طرف می‌گوید اسلحه را بده برود، وگرنه خودمان تنها می‌مانیم و اسلحه را در پرایدی که کوکتل‌ها را می‌آورد، می‌اندازند که او می‌برد، ولی یک رگبار هم می‌بندند. آن صحنه را هم گرفتم و الان دارم، ولی آن طور که باید در نیامد و خوب معلوم نشد که طرف، چرا اسلحه را پس داد؟ شلوغ بود و صدا به صدا نمی‌رسید. من هم می‌خواستم پلان‌هایم را این جوری نگیرم که یک نفر بیاید آن وسط و بگوید زود برو، مردم پراکنده می‌‌شوند. باید پراکندگی را نشان می‌دادم و نشد، نتوانستم درش بیاورم.

چرا دوربین‌تان را به آدم‌ها نزدیک نکردید که مستند بشود؟

نزدیک شده، منتهی نمی‌خواستم یک آدم، فیلم را تعریف کند. فیلم باید فیلم باشد، یعنی باید وقتی او رگبار را می‌بندد، 200 نفر فرار کنند. حالا فرض کنید یک نفر می‌آمد و می‌گفت زود اسلحه را ببر، همه مردم دارند فرار می‌کنند. من دوست نداشتم این طور بشود. نباید توضیح داد، چون می‌شود گزارش صداوسیما.

اگر شما تصویر هوایی آن روز را ندارید، من آن را هم به شما می‌دهم!

یکی دیگر از بخش‌های درخشان فیلم، راه‌پیمایی 25 خرداد بود و تأکید چندباره بر اینکه اینها هم مردم بودند. یعنی خیلی خوب مردم را از ضدانقلاب جدا کرده‌اید. جالب آنکه برای اولین بار تصویر هلیکوپتری این راه‌پیمایی در فیلم شما دیده شد. چرا این سکانس را گذاشتید؟

این اتفاق افتاده بود. قرار است که من همه چیز را بگویم. قرار نیست یک چیز را بگویم و یک چیز را نگویم. من همه اتفاقات را با تاریخ و ساعت می‌گویم، حتی می‌گویم چه ساعتی سنگ زدند، چه ساعتی راه‌پیمایی شروع شد، چه ساعتی راه‌پیمایی تمام شد. می‌توانستم یک راه‌پیمایی بگذارم با 200 نفر و سکوت، ولی باید می‌گفتم که چنین راه‌پیمایی در تهران راه افتاد. عده‌ای گفتند 200 هزار نفر، یک عده گفتند600 هزار نفر و حتی یک میلیون و امثال آن هم شنیده شد. خب من باید می‌گفتم که چنین چیزی بوده و اتفاق افتاده. آن تصویر هوایی از تظاهرات 25 خرداد را هم کار کردم تا بگویم اگر شما تصویر هوایی آن را ندارید، من آن را هم به شما می‌دهم که نخواهید بروید 22 بهمن را بردارید و پرچمش را سبز کنید و قلابی کار کنید! این تصویر واقعی‌اش. ولی باید بفهمیم اینها چه کسانی بودند. ضد انقلاب که سکوت نمی‌کند. او آن قدر کینه دارد که چنین موقعیتی را از دست نمی‌دهد و حمله می‌کند، پس معلوم است که اینها ضد انقلاب نیستند. به اینها گفته‌اند تقلب شده، باور کرده و آمده‌اند از جمهوریت‌شان دفاع کنند تمام! این را باید بگوییم و تازه باید بگوییم که غیرت دارند، چون کسانی که برای دفاع از جمهوریت خودشان به خیابان می‌آیند و حاضرند صدمه ببینند، آدم‌های غیوری هستند و خیلی بهتر از آدم‌هایی هستند که توی خانه می‌نشینند و هر اتفاقی که افتاد، برای‌شان فرقی نمی‌کند.

آدم‌های غیوری که به مرور هم تعدادشان کم شد.

بله! بیست و پنجم که اتفاق افتاد، در بیست  ششم و بیست و هفتم و بیست و هشتم هنوز یک مقدار درگیری بود. بیست و نهم «مقام معظم رهبری» خطبه خواندند و دیگر اینها از حالت صد هزارتایی و دویست هزارتایی افتادند و شدند جمع‌های پنج، شش هزار نفری و در پنج نقطه‌ی تهران تجمع کردند. حداکثر دیگر می‌شدند 10 هزار نفر. هر چه هم که قضایا جلوتر رفت، یعنی بعد از قتل «ندا آقاسلطان» و اتفاقاتی که افتاد و قصه‌ی «سعیده پورآقایی» و «عاطفه امام» و بعد هم «ترانه موسوی» و کهریزک و ... معترضین به ‌تدریج کم‌تر شدند.

و رسیدند به 13 آبان و...

نماز آقای هاشمی، 13 آبان، 16 آذر، روز قدس. در آن روز من خودم شاهد بودم که کل جمعیت کسانی که شعارهای هنجارشکنانه و براندازانه می‌دادند، به جرئت می‌توانم بگویم هفت، هشت هزار نفر بود که به آقای هاشمی فحش هم می‌دادند و می‌گفتند هاشمی سکوت کنی خائنی! بعد اتفاقات دیگری رخ داد تا ‌رسید به قصه‌ی پاره کردن عکس «حضرت امام (ره)» و تاسوعا و عاشورا و 9 دی و 22 بهمن که اینها را باید یک نفر پیدا شود و هی فیلم بسازد. برای هر قصه‌ای یک فیلم. مثلاً قصه‌ی «سعیده پورآقائی» واقعاً یک فیلم سینمایی است. «عاطفه امام» همین طور، آن پسری که13 سال داشت و مال ساوه بود. اینها خودش همه یک فیلم است.

کار از دست عامل داخلی در رفت!

برگردیم به فیلم. چرا بعد از مشخص شدن هویت فرد نفوذی در انتهای فیلم، اصلاً به اینکه به چه علت و چطور او جاسوس شده و انگیزه‌اش چه بوده، نپرداخته‌اید؟ فکر نمی‌کنید که شخصیت پردازی او ناقص است؟

ببینید فیلم من درباره‌ی فتنه است و نه درباره‌ی این فرد جاسوس. یک موقع است که ما درباره‌ی چگونگی جاسوس شدن یک فرد صحبت می‌کنیم. خب در این صورت باید بیاییم و قضیه را کاملاً واکاوی کنیم. اما اینجا که این طور نیست. البته یک اشاره‌هایی هم در فیلم به سفرهای خارجی او وجود دارد که تمام کشورهای خارجی را برای بچه‌دار شدن رفته‌اند و قاعدتاً همان‌جا جذب شده است. اما به هر حال محوریت فیلم من یک شخص نیست؛ بلکه وقایع سال 88 است. شخصیت پردازی ما در این حد است که خانواده‌ی این فرد را نشان می‌دهیم و اینکه او به زودی صاحب بچه خواهد شد؛ اما خداوند این بچه را از او می‌گیرد.

یکی دیگر از انتقاداتی که به فیلم می‌شود این است که چرا نقش عامل داخلی (سران فتنه) را در این فیلم کم‌رنگ نشان داده‌اید و محوریت کار با دشمن خارجی است؟

حضرت آقا یک بار فرمودند که ساده نباشید. قصه این طور نیست که دو نفر از داخل بر علیه نظام اقدام کنند و باقی ماجرا. ببینید این سران فتنه فکر می‌کردند که کار کاملاً در کنترل خودشان است؛ اما کار از دست اینها در رفت. من بعید می‌دانم که مثلاً این‌ عوامل داخلی می‌خواستند به بسیج با نقشه‌ی قبلی حمله کنند وآن را خلع سلاح کنند.

این عده که این انتقاد را می‌کنند، خیلی به عامل داخلی محوریت می‌دهند. ببینید شروع ممکن است دست کسی باشد و جرقه‌ی اول را او بزند، اما احتمال دارد که در ادامه کار از دستش در برود. خب ما می‌دیدیم که اینها قبل از این وقایع هم کار خودشان را می‌کردند. به طور کلی به نظر من این یک مجموعه بوده و اینها هم جزیی از آن. اینکه آقایان موسوی و کروبی و رضایی و احمدی‌نژاد چقدر مقصر بوده‌اند، هر کدام خودش یک فیلم است. متأسفانه برخی فکر می‌کنند که در این فیلم همه‌ی حقایق سال 88 باید گفته می‌شده. خب هشت ماه این مملکت وضعیت عادی نداشته و بزرگترین واقعه‌ی بعد از جنگ اتفاق افتاده که نزدیک بوده اصل نظام را به خطر بیندازد، همه‌ی این وقایع را که نمی‌شود در یک فیلم خلاصه کرد.

مریلا زارعی گفت من انگیزه‌ی شما را ندارم!

این که در مصاحبه‌ها زیاد می‌گویید که فلان ماجرا خودش یک فیلم است، به معنای این نیست که این فیلم‌ها را خودتان می‌خواهید بسازید؟

نه! این وقایع سال 88 مثل یک جریان است که باید مدام در مورد آن فیلم ساخته شود. درست مثل جنگ. شما که نمی‌توانید در یک فیلم دفاع مقدس، به تمام عملیات، پیروزی‌ها و شکست‌ها و وقایع دیگر بپردازید.

درباره‌ی پروسه‌ی انتخاب بازیگر «قلاده های طلا» حرف و حدیث زیاد بود. مثلاً اینکه خانم «مریلا زارعی» قرارداد بست و بعد قراردادش را کنسل کرد و رفت...

خانم زارعی بعد از خواندن سناریو، با ما قرارداد بست و چند ماهی هم سر قراردادش بود و حتی بخشی از مبلغ قرارداد را هم گرفت. در این میان سفر انگلیس رفت و ... خب نتوانست فشار فاشیست‌ها را تحمل کند و آمد و گفت که من انگیزه‌ی شما را ندارم و نمی‌توانم که در مقابل این فشارها مقاومت کنم.

کاری نداشته باشید تا بفهمند که هیچی نیستند!

بقیه‌ی بازیگرها چطور؟ در مورد آنها هم اعمال فشار از طریق این به قول شما فاشیست‌ها مطرح بود؟

ببینید به همه فشار آوردند. چون فاشیست‌ها فکر می‌کنند که هر کاری که دل‌خواه آنان است، دیگران هم باید انجام دهند و هر فیلمی که آنها می‌خواهند باید ساخته‌شود و برعکس. البته خیلی از آدم‌های معروف‌شان هم جلو نمی‌آمد و مثلاً یکی از کسانی که ما را اذیت می‌کرد یک دائم الخمر بود که انتظار داشت ما با او برخورد بکنیم. من هم به دستیارانم گفتم که به او کاری نداشته باشید تا اینها متوجه شوند که هیچی نیستند.

داوودآبادی را به این دلیل انتخاب کردم

انتخاب آقای «حمید داوود آبادی» و یا «عباس شوقی» برای بازی در نقش‌های فرعی فیلم، به خاطر کمبود بازیگر بود یا اینکه علت دیگری داشت؟

آقای شوقی که سابقه‌ی بازیگری دارد و قبلاً در «اشک سرما» و ده‌ها فیلم دیگر هم بازی کرده بود. این نقش را هم خودش انتخاب کرد و من هم دیدم که خوب است و اتفاقاً خوب هم بازی کرد. اما چون تخصص اصلی او در جلوه‌های ویژه است، خیلی به بازیگری اهمیت نمی‌دهد.

آقای داوودآبادی را هم خودم انتخاب کردم. چون می‌خواستم که یکی از بچه‌های دفاع مقدس که در آن زمان در جنگ بوده و شناسه‌ی دفاع مقدسی دارد، در این پایگاه بسیج حضور داشته باشد تا پیوند بین این بسیج  و بسیج دوران دفاع مقدس را نشان دهم. آقای داوودآبادی یک بسیجی شناخته شده‌ی اهل قلم، یک جانباز و ایثارگر و فرد بسیار شاخص و قابل احترامی است. من از ایشان خواهش کردم که در این قضیه به ما کمک کند و ایشان هم قبول کردند تا ما بر خلاف بسیاری از فیلم‌ها که می‌خواهند نشان دهند، بسیجی خوب، بسیجی شهید شده است، ثابت کنیم که این طور نیست.

هنوز هم در برخی شهرها کپی نداریم!

آقای طالبی! حدود دو هفته از اکران «قلاده‌های طلا» می‌گذرد. جدا از استقبال مردمی، واکنش جامعه‌ی سینمایی به فیلم چطور بوده است؟

من از بچه‌های شورای اکران انتظارات بیشتری داشتم؛ ولی خب آنها هم برای خود محدودیت‌هایی دارند. ما در اکران خیلی اذیت شدیم. ما هر روز برای اکران یک مسئله‌ای داشتیم و مدام ما را به این و آن ارجاع می‌دادند. مثلاً به ما می‌گفتند شما به این دلیل فقط می‌توانید با فلانی کار کنید و قرارداد ببندید. ما هم گفتیم ما با ایشان نمی‌توانیم کار کنیم.

منظورتان دفتر پخش فیلم است؟

بله! ما قبول نکردیم و گفتند خب پس اگر می توانید خودتان یک دفتر پخش بزنید. آقای خزائی هم قبول کرد. مجدداً گفتند نمی‌شود. بالاخره ما رفتیم حوزه‌ی هنری و اینها قبول کردند و الان هم دارند زحمت می‌کشند. آقای سرتیپی هم لطف کردند و اطلاعاتی را که داشتند، در اختیار مسئولین پخش حوزه قرار دادند و این دوستان را کمک کردند. البته به دلیل همین ماجراها، کار کپی‌ها دیر شروع شد و چون لابراتور‌ها در آستانه‌ی تعطیلی بودند، ما هنوز هم در برخی شهرها مثل کرمان کپی نداریم و از این بابت ضربه خوردیم.

دشمن را زیاد نباید تحویل گرفت

واکنش رسانه‌های سینمایی و فرهنگی چطور؟

من تا پایان اکران فیلم‌هایم هیچ نقدی را نمی‌خوانم. چون اگر کسی بخواهد مرا راهنمایی کند، راهنمایی او برای فیلم‌های بعدی من کارگشاست. اگر هم کسی بخواهد عصبانیم کند، ترجیح می‌دهم بعد از پایان اکران این اتفاق بیفتد.

شبکه‌های فارسی زبان خارجی چطور؟ چون در این چند روزه کلی میزگرد و ویژه برنامه درباره‌ی «قلاده‌های طلا» گذاشته‌اند...

نظر این گروه اصلاً برای من اهمیتی ندارد. ماهواره هم ندارم که برنامه‌ی این‌ها را ببینم. اصلاً این شبکه‌ها برای من وجود ندارند. البته یک سری از اینها ایرانی‌هایی هستند که به خارج از کشور رفته‌اند و باید گزارش کار بدهند و کاسبی کنند و زندگی خود را بچرخانند. از این جهت خوشحالم که می‌توانند به وسیله‌ی فیلم من و فحش دادن به آن زندگی‌‌شان را اداره کنند. خلاصه اینکه نباید دشمن را زیاد تحویل گرفت.

ماجراهای پیرامون «گشت ارشاد» به ضرر فیلمم بود

پیش‌بینی استقبال به این خوبی و گستردگی را از فیلم‌تان داشتید؟

به هر حال اگر زحمت بکشید، زحمت شما بدون اجر باقی نمی‌ماند. اجر آن را هم در درجه‌ی اول خدا باید بدهد؛ که اگر اخلاص باشد، می‌دهد. بعد هم مردم باید فیلم را ببینند. حالا که فعلاً مردم استقبال خوبی کرده‌اند. من هیچ فیلمی را نداشتم که اکران بشود و از ان استقبال خوبی نشود. دوتا فیلمم که اصلا اکران نشد. «آقای رئیس جمهور» هم که هفت روز اکران شد. اما «ویرانگر» و «دست‌های خالی» که اکران شدند، فروش مناسبی داشتند. سریال «به کجا چنین شتابان»  هم که رکورد مخاطب در شبکه‌‌ی پنج را هنوز هم دارد؛ در بین سریال‌های خانوادگی شبکه‌های دیگر هم تقریباً جز رکوردداران است؛ مگر اینکه پای عشق‌های مثلثی و مسائل مد روز در میان باشد. سعی کردم در فیلم‌هایم مسائلی مثل عشق‌های مثلثی و امثال اینها نباشد و مخاطبم را بیشتر به فکر و اندیشه وادارم تا اینکه فقط او را سرگرم کرده باشم. البته تفریح و سرگرمی هم در سینما مهم است؛ اما همه چیز نیست.

مسائلی که برای دو فیلم «خصوصی» و «گشت ارشاد» پیش آمد و اینکه گفته می‌شود که این دو فیلم از اکران نوروزی حذف شده‌اند، به نفع «قلاده‌های طلا» تمام شد یا به ضرر فیلم؟

واقعاً به ضرر فیلم تمام شد و روی فروش فیلم ما تأثیر گذاشته است و در تهران فروش فیلم پایین آمده است. چرا که فیلم ما با فیلم آقای سهیلی سرریز داشت و اگر کسی می‌آمد برای دیدن «قلاده‌های طلا» و بلیط گیرش نمی‌آمد، به دیدن فیلم «گشت ارشاد» می‌رفت و برعکس.

اگر شرایط جسمانی‌ام اجازه بدهد...

سوال آخر. از کار بعدی‌تان بگویید. ظاهراً کارهای مقدماتی ساخت یک سریال« الف ویژه» را برای صداو سیما شروع کرده‌اید.

یک سریالی به من پیشنهاد شده است که نوزده سال پیش طرحش را نوشتم به نام «آخرین شاه، آخرین دربار». یک سال بعد از چاپ کتاب «ظهور و سقوط پهلوی» آقای فردوست، من این کتاب را به همراه نوزده کتاب دیگر خواندم و طرحی بر اساس آن‌ها نوشتم که حالا مورد اقبال قرار گرفته است. فعلاً که آقای «عنقا» مشغول نگارش است و من هم دارم تحقیقات می‌کنم. باید ببینم کار چقدر مرا جذب می‌کند. هنوز که سخت به دلم نچسبیده است.

یعنی هنوز قطعی نیست؟

برای تلویزیون کار قطعی است؛ اما من هنوز به خواست خودم یک ریال پول نگرفته‌ام و قرارداد هم نبسته‌ام تا تحقیقاتم را بکنم و ببینم چطور می‌شود. البته نویسنده قرارداد بسته و مشغول نگارش کار است. اما از آنجا که کار، به شدت کار عظیمی است و حال جسمانی من مثل بیست سال پیش نیست و دیگر شاید جازه ندهد، هنوز جواب نداده‌ام.

در این کار باید تهران قدیم را بازسازی کنند و شهرک سینمایی «مرحوم حاتمی» هم اصلاً به درد کار ما نمی‌خورد. چون این شهرکی که آقای «حاتمی» ساخته، فقط بخش اشرافی شهر تهران است که ایشان با نگاه نوستالوژیک خود آن را بازسازی کرده‌اند. و اگرنه گراند هتل و گراند سینما به قدری گران بوده‌اند که فقط یک قشر خاصی می‌توانسته‌اند به آنجا بروند و این طور نبوده که هر روز مردم بروند آنجا و قهوه بخورند! این شهرک حاصل نگاه آقای «حاتمی» است و رنگ و لعاب آن محصول ذوق ایشان است و غلط است که همه‌ی کارهای تاریخی را در این شهرک بسازند. در واقع اگر می‌خواهید چهره‌ی واقعی ایران قدیم را ببینید، بهترین نمونه‌، سریال «روزگار قریب» آقای «عیاری» است. اینکه در شهرک سینمایی می‌بینیم، فقط یک خیابان از شهر تهران است: خیابان لاله‌زار. خود آقای «حاتمی» هم بارها گفته‌اند که این روایت من از شهر تهران است و شاید در بسیاری جاها با تاریخ مطابقت نداشته باشد.  به همین خاطر ما باید تهران قدیم را بازسازی کنیم.


 
"وقتی سکانس‌های بسیج را گرفتم، خیالم راحت شد"
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

گروه فرهنگی- مهدی آذرپندار: هم صحبت شدن با ابوالقاسم طالبی، آن هم درست در اوج دوران فیلم‌سازی‌اش و مقارن با اکران بهترین فیلم او -«قلاده‌های طلا»- چیزی نیست که بشود از آن صرف‌نظر کرد. پس دست به کار می‌شویم و پیش از آغاز سال نو، در حالی که مطابق معمول مشغله‌ی فراوانی دارد، به سراغش می‌رویم. لطف ویژه‌ی طالبی هم مثل همیشه شامل حال رجانیوز می‌شود و این گفت‌وگو در یک دفتر به شدت قدیمی و به عبارت بهتر «کلنگی» در خیابان رودکی به سرانجام می‌رسد.

بدین ترتیب، پس از طی مراحل پیچیده‌ی پارک خودرو در یک کوچه‌ی قدیمی، گفت‌وگوی صریح و رودرروی ما آغاز می‌شود. بی‌آنکه بابت کیفیت این گفت‌وگو دغدغه‌ای داشته باشیم. حتی اگر طالبی کل شب را مشغول تحقیقات برای کار جدیدش بیدار مانده باشد و همان ابتدا بابت خستگی احتمالی عذرخواهی کند؛ چرا که مطمئنیم او آن‌قدر حرف برای گفتن دارد و از طرفی آن قدر باصفا و خوش صحبت هست ‌که این گفت‌وگو خواندنی از کار دربیاید.

آنچه در ادامه می‌خوانید، خلاصه‌ای از گفت‌وگوی تفصیلی رجانیوز با ابوالقاسم طالبی است که در آن بسیاری از ناگفته‌های او پیرامون کارنامه‌ی کاری‌اش، «قلاده‌های طلا» و البته کار جدیدش، برای اولین بار مطرح می‌شود.

متن بخش اول این گفت‌وگو در ادامه است:

آقای طالبی! از نظر عده‌ای اتهام شما این است که فیلم حکومتی ساخته‌اید و با حمایت کامل حکومت، روایت نظام از وقایع سال 88 را پوشش داده‌اید. از یک طرف برخی نهادهای دولتی خواستار توقیف فیلم شما شده بودند و فشارها تا جایی ادامه پیدا کرد که در ایام جشنواره در برج میلاد، نمایش «قلاده‌های طلا» ابتدا لغو و سپس با چند روز تأخیر و در ساعت یک و نیم بامداد روی پرده رفت، کمی بعد هم که اکران فیلم و مراسم تقدیر از شما در گردهمایی معاونت فرهنگی دانشگاه‌ها هم لغو شد و خلاصه دو سه بار از این برنامه‌ها پیش آمد. مگر شما در این فیلم چه کار کرده‌اید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. الهی به امید تو. واقعیت این است که بعضی‌ها با فیلم دچار سوء تفاهم هستند. بالاخره وقتی شما چنین فیلمی می‌سازی، طرفت یک سری ارگان‌ها و نهادهای صاحب قدرتند و باید توجیه بشوند و توجیه کردن‌شان هم زمان می‌برد. یک وقت هم هست که یکی دو تا کارشناس در یک نهاد حاضر به توجیه شدن نیستند و کاری هم نمی‌شود کرد. معاونان فرهنگی سراسر کشور و انجمن‌های مستقل خیلی زنگ زدند که بیا می‌خواهیم از تو تقدیر کنیم. هر چه گفتیم آقا! تقدیر نمی‌خواهیم، گفتند نه، باید بیایی. قبول کردیم. ساعت 12 شب زنگ زدند و گفتند قرار است از شما تقدیر نکنیم! کسی که می‌تواند زنگ بزند و این را بگوید، برایش سوء تفاهم پیش آمده و زمان باید بگذرد.

اما این که فیلم حکومتی است یا نه، ما هیچ وقت پز اپوزیسیون نداده‌ و نگفته‌ایم که داریم برای «بی‌بی‌سی» فیلم می‌سازیم و یا فارغ از مسائل کشور هستیم. ما بسیجی هستیم و به بسیجی بودن هم افتخار می‌کنیم و هیچ چیز برای‌مان در این دنیا لذت‌بخش‌تر از این نیست که روح شهدا، امام از ما راضی باشد. بقیه دنیا کشکِ کشکِ کشکِ کشک است. بگذار هر کس، هر چه می‌خواهد بگوید.

ضمناً من اساساً متوجه معنی فیلم حکومتی و غیرحکومتی نمی‌شوم. در سینمای ایران اصولاً  کسی از جیب خودش فیلم نمی‌سازد. حتی شخصی‌ترین آدم‌ها هم که فیلم می‌سازند، نگاتیو و پوزیتیو و... را از دولت می‌گیرند. فیلم به لابراتوار هم که می‌رود، خود آن لابراتوارها هم کلی سوبسید می‌گیرند. به سینما هم فیلم را بدهی، همه‌ی سینماها سوبسید می‌گیرند و آب و برق‌شان مثل مساجد حساب می‌شود، یعنی همگی از سوبسید دولتی استفاده می‌کنند. اینها یک سری پز است که خریدار هم پیدا کرده و بعضی‌ها هم این پز را می‌دهند. بنده نه نیازش را دارم و نه خریدار این پزها هستم. من در راستای رفع سوء تفاهماتی که بین مردم کشورم ایجاد شده، یک فیلم برای کشورم ساختم و امیدوارم که اولاً خداوند و روح امام و شهدا از من راضی باشند و بعد هم مردم خوش‌شان بیاید. این امید من است. بقیه برایم خیلی اهمیت ندارد.

روشن‌فکرنمایان مستقلی که خانه‌هایشان هم دولتی است!

حکومتی بودن تقریباً یک موتیف ثابت بین منتقدان است. هر کسی برای اسلام و دین و انقلاب فیلم بسازد، این جزو انگ‌های ثابت جریان روشنفکری است.

مُهر این که من حکومتی هستم یا نیستم، بیشتر یک پز است. حکومتی‌ترین آدم‌ها که البته حکومتی هم نیستند و دولتی هستند، پزشان این است که من حکومتی نیستم! حتی کسانی که زیرمجموعه‌ی یکی از بخش‌های دولت هستند -که ای کاش یک خرده حجم‌شان بزرگ بود- مثلاٌ یکی زیر نظر معاونت شهرداری است و برای او کار می‌کند، یکی برای سازمان بهزیستی کار می‌کند، در حد روابط عمومی نهادها دارند عمل می‌کنند، منتهی این پزشان است. آدمیزاد با یک چیزهایی زنده‌ است. بعضی‌ها هم با این پزها زنده‌اند که بگویند ما این جوری نیستیم، اما خودشان که می‌دانند، زن و بچه و خانواده و رفقای‌شان هم می‌دانند و از همه مهم‌تر خدا می‌داند که اساساً همه‌شان دارند برای ارگان‌ها کار می‌کنند، اما یک چیز را راست می‌گویند که ما برای اهداف فرهنگی نظام و حکومت خیلی مایه نمی‌گذاریم و بیشتر برای مقابله با نظام و برای آدم‌هایی که آن طرف هستند، مایه می‌گذاریم و فیلم ما را یک ضد انقلاب و کسی که دشمن ایران و انقلاب است، بیشتر دوست دارد. این هم که دم از مردم می‌زنند، مگر حتی یک فیلم پرفروش را چند نفر می‌بینند و آنها چند درصد مردم هستند؟ ما 75 میلیون جمعیت داریم. یک فیلم موفق را مگر چند درصد از مردم می‌بینند؟

اصلاً طبق آمارها هر ایرانی شش سال یک بار به سینما می‌رود.

بله! روشن‌فکر ما گرفتاری دارد. اینها که روشن‌فکر هم نیستند، بلکه ادای روشن‌فکری را در می‌آورند. روشن‌فکر بالاخره چند تا زبان خارجی می‌داند، قلم دارد، بیان دارد، صاحب اثر است، حافظ را می‌شناسد، ویل دورانت خوانده، دکارت را می‌شناسد، کانت را می‌شناسد، هابز را می‌شناسد، در حالی که بعضی از اینها واقعاً بی‌سوادند. تنها چیزی که از روشنفکری بلدند، مخالف‌خوانی است. شما اگر بخواهید همین را هم از این بندگان خدا بگیرید که دیگر چیزی برای‌شان نمی‌ماند و نابودند.

به نکته‌ی خوبی اشاره کردید که اینها فقط ژست مستقل بودن می‌گیرند، ولی وقتی دقت می‌کنی، می‌بینی که در جشنواره‌ی امسال یا در طول این جشنواره‌ها اکثر فیلم‌هایشان مال دولت است: یا مال فارابی است یا صدا وسیما یا مرکز گسترش سینمای تجربی. این که در بخش تهیه‌کنندگی، در مورد تجهیزات هم که اشاره کردید.

حالا من چیز دیگری را به شما عرض می‌کنم. فضای فکری اینها آغشته به این پز است. اما بعضی‌هایشان خانه‌هائی هم که در آن زندگی می‌کنند، مال دولت است.

از بین کارگردان‌ها...

بله، من نمی‌خواهم اسم بیاورم. حتی خانه‌ای هم که در آن زندگی می‌کنند، مال دولت است، اما بالاخره یک پزی دارند که اگر آن را از این آقایان بگیرید، چون سواد هم ندارند، به چهار تا مخالف‌خوانی و دو جا مسخره کردن ارزش‌هایی که برای  مردم قابل احترام هستند، دل‌شان خوش است و با این مسائل سر خودشان را گرم می‌کنند. روی این نکته تأکید می‌کنم و خیلی شفاف می‌گویم که بعضی‌ها این جوری هستند و همه سینمای ما این جور نیست. ما کارگردان شریف و متعهد خیلی داریم. کارگردانی که شاید خیلی به ظاهرش هم نیاید که آدم متعهدی است، ولی کشورش را دوست دارد و حاضر نیست که به ایران صدمه‌ای بخورد و هیچ کشور خارجی‌ای بر ما مسلط بشود، نسبت به کشور و ناموسش غیرت دارد. بعضی‌ها هم ندارند.

«مهاجرانی» و دار و دسته‌اش از فیلم خوش‌شان نیامد

جالب اینکه با وجود انگ حکومتی بودن، فیلم‌های شما همیشه با کلی مشکلات مواجه شده و دو تا از فیلم‌هایتان که اصلاً اکران نشدند.

بله! یکی جنگ کودکانه بود که اصلاً اکران نشد...

برای چه؟

به خاطر این که نیامدم جیغ و داد کنم.

مگر جیغ داد و داد لازم داشت؟!

«جنگ کودکانه» مال مؤسسه شهید آوینی بود و احساس کردند شاید خرجی که برای این فیلم می‌کنند، در اکران در نیاید. به «عروس افغان» هم کارمندی نگاه کردند، یعنی کسانی که فیلم را ساختند، در گزارش کار گفتند که ما یک فیلم سینمایی ساخته‌ایم.

«عروس افغان»  برای کجا ساخته شد؟

شبکه‌ی برون‌مرزی صداوسیما. آن فیلم هم اکران نشد.

مشکلش چه بود؟

مشکل نداشتند، منتهی هر فیلمی، صاحبی می‌خواهد که پای کار بماند و فیلم را اکران کند. جفت‌شان هم 35 میلیمتری بودند. «عروس افغان» را که اصلاً اسکوپ گرفته بودم و برای سینما مناسب بود و می‌توانست حداقل در ورامین بفروشد! یعنی اگر فیلم را بگذارید و افغانی‌های ورامین بیایند، با این که از تلویزیون هم پخش شده، همین الان 200 ،300 میلیون می‌فروشد.

و «آقای رئیس جمهور»؟

فیلم «آقای رئیس جمهور» که حتی از تلویزیون هم پخش نشد...

مشکل آن چه بود؟

«مهاجرانی» و دار و دسته‌اش از فیلم خوش‌شان نیامد و یک سال به آن پروانه‌ی نمایش ندادند. بعد هم که دادند فقط هفت روز اکران شد و تمام.

مثل این که آثار ما جزو حوادث غیرمترقبه هستند!

در واقع در فضایی که شعار آزادی بیان می‌دادند، به فیلم شما فقط هفت روز امکان اکران داده شد.

می‌خواستند بگویند که اکرانش کرده‌اند تا در واقع از شرش راحت شوند.

کف نمایش آن روزها چقدر بود؟

یادم نیست، ولی وقتی فیلم را بعد از جشنواره‌ی فجر و توی سرما و وفات «حضرت زهرا(س)» می‌گذارند، یعنی قرار است کسی فیلم را نبیند. فیلم «نغمه» من در ماه رمضان و محرم اکران شد، «دست‌های خالی» همین طور. اصلاً مثل این که آثار ما جزو حوادث غیرمترقبه هستند، ولی مهم نیست و ما هیچ وقت عصیان نکرده‌ایم. آدم باید برای یک جای دیگر کار کند. وقتی خدا بپذیرد، بعداً خودش برکت می‌دهد. برکتش هم این است که من به بچه‌ها گفته‌ام روزی که بمیرم، همین «عروس افغان» را در دانشگاه‌ها می‌آورند و راجع به آن حرف می‌زنند که من در افغانستان چه جوری کار کردم؟ چه اندیشه‌ای پشت قصه بوده؟ پلان‌ها چگونه گرفته شده؟ از نابازیگرها چگونه بازی گرفته شده و لحن بازیگران چقدر خوب درآمده است. در بین هر 50 فیلم، فقط در یک فیلم است که لحن، درست در می‌آید. بهترین کارشناسان افغانی آمدند و تصور کردند که این بازیگران ما افغانی هستند! بعداً معلوم شد که بازیگران تئاترند و چون معروف نبودند، کسی آنها را نمی‌شناخت.

همه مرا نصیحت می‌کردند که این کار را نکن!

برسیم به  «قلاده‌های طلا». در نگاه اول به نظر می‌آید که روایت وقایع فتنه‌ی 88 به صورت مستند در فاصله‌ی زمانی دو سال پس از آن کار بسیار دشوار و حتی ترسناکی است. به هر حال اکثر مردم این وقایع را کامل به یاد دارند...

احسنت! همین‌طور هم بود. اصلاً همه -همه که می‌گویم یعنی واقعاً همه- اعم از کسانی که مرا دوست داشتند و کسانی که نمی‌خواستند چنین اثری ساخته شود -مرا نصیحت می‌کردند که این کار را نکن و بگذار حداقل پنج، شش سال از ماجرا بگذرد، ولی من احساس دین می‌کردم و باید این کار را می‌کردم؛ چون در پس ذهنم این وجود داشت که اگر کار نکنم، می‌شود مثل ماجرای «18 تیر». هیچ کس هنوز ابعاد «18 تیر» را باز نکرده است. 80 درصد از کسانی که 18 تیر را ایجاد کردند، الان دارند در امریکا و انگلیس زندگی می‌کنند. چرا این دو جا؟ این چه جنبش دانشجویی‌ای بود؟ مگر می‌شود رهبران یک جنبش دانشجویی همگی سر از لندن و امریکا در بیاورند؟ اینها اگر ادعا می‌کنند که از ترس حکومت ایران فرار کرده‌اند، چرا در کشور دیگری غیر از این دو جا زندگی نمی‌کنند؟ این همه کشور در دنیا هست. حتما باید بروند انگلیس برای «بی‌بی‌سی» یا بروند امریکا برای «صدای امریکا» کار کنند؟ می‌توانستند بروند کشور دیگری درس بدهند، درس بخوانند، زندگی کنند. قضیه خیلی روشن است. معلوم است که یک چیزهائی پشت قصه است، ولی هیچ کس روی آن کار نکرد. تنها فیلمی که اشاره‌ای به موضوع داشت، فیلم «آقای رئیس جمهور» بود که آن هم نشان داده نشد.

البته تا دل‌تان بخواهد از جناح مقابل، فیلم درباره‌ی «18 تیر» داریم، «اعتراض» کیمیایی، «متولد ماه مهر» درویش، «نسل سوخته» ملاقلی‌پور...

بله، آنها نزدیک به 10 فیلم ساختند و ما یک فیلم ساختیم. آن فیلم‌ها به‌کرات نشان داده شدند و جایزه هم گرفتند، فیلم ما حتی از تلویزیون هم نشان داده نشد و حتی در این حد هم تحملش نکردند.

داشتید توضیح می‌دادید که چطور رسیدید به این که باید از فتنه‌ی 88 فیلم ساخت؟ فکر می‌کردید اگر این فیلم ساخته نشود چه اتفاقی می‌افتد؟

من فکر می‌کردم باید فضایی ایجاد کنم که آدم‌های دو طرف متوجه قصه بشوند که پشت این دعوایی که دارند می‌کنند، کیست و اگر این دعوا به پیروزی یکی‌شان منتهی شود، چه اتفاقی می‌افتد و اگر همین طور ادامه پیدا کند، چه وقایعی رخ می‌دهد. من باید این را می‌گفتم. نمی‌توانستم با همه حرف بزنم، ولی وقتی با یکی حرف می‌زدم و می‌دیدم سریع قانع می‌شود...

دقیقاً با چه کسانی و از چه جناحی صحبت می‌کردید؟

از دو طرف، هم سبزها، هم آن طرفی‌ها. وقتی صحبت می‌کردم که این زدن و درگیر شدن تو غلط است، همه‌شان قانع می‌شدند و به این ترتیب متوجه شدم که من باید در یک گستره‌ی عظیم‌تری این حرف را بزنم و این ماجرا را توضیح بدهم.

با احمدی نژاد و رضایی صحبت کردم!

وقتی می‌خواستید فیلم را بسازید، گفتید می‌خواهید با کاندیداها هم گفت‌وگو کنید. با چه کسانی دیدار داشتید؟

با آقای احمدی‌نژاد و آقای رضایی دو ساعت و نیم صحبت کردم.

با بقیه چطور؟

بگذریم! من یک سری ابهامات داشتم که چرا این اتفاقات افتاده‌ است؟ این اولین انتخاباتی نبود که برگزار می‌کردیم. قبل از آن هم حدود 30 تا انتخابات برگزار کرده بودیم. چرا در این حد گسترده چنین اتفاقی افتاد؟ و چرا دائماً دارد گسترده‌تر هم می‌شود؟ پاسخ به این سوالات برایم مهم بود. در یک طرف قضیه، آقای «علی مطهری» و امثال او هستند که می‌گویند «موسوی» همان قدر مقصر است که «احمدی‌نژاد». یک طرف ماجرا می‌گوید احمدی‌نژاد اصلاً مقصر نیست، یک طرف هم می‌گوید موسوی اصلاً مقصر نیست. من باید با اینها گفت‌وگو می‌کردم و می‌فهمیدم که بالاخره ماجرا چیست؟ برای این که متوجه این موضوع بشوم، باید تحقیق و حاصل آن را به فیلمنامه تبدیل می‌کردم و فیلم می‌ساختم.

به همین دلیل تحقیقات و پیش‌تولید خیلی طول کشید؟

بله، تحقیقات ما در یک جاهایی به سنگ می‌خورد. من تا یک مطلبی را پیدا نمی‌کردم، نمی‌توانستم جلو بروم. باید پیدا می‌کردم و لذا تقریباً هر کتابی، هر نشریه‌ای، هر ویژه‌نامه‌ای، هر مقاله‌ای  را که راجع به این قضیه چاپ شده، خوانده‌ام. تمام مطالبی را که روی سایت‌ها بوده دانلود و چندین بار مرور کرده‌ام. وقتی می‌گویم هر مطلبی را که در این زمینه توانسته‌ام پیدا کنم، مطالعه کرده‌ام، اغراق نمی‌کنم. من فقط 500 ساعت فیلم دیده‌ام، چون چیزی نبود که بتوانم از کسی بخواهم برایم توضیح بدهد و توضیح گرفتن از دیگران، بیش از مطالعه و بررسی خودم زمان می‌برد و تازه مگر چند در صد می‌توانستند عین واقعیت را برایم بگویند؟ لذا تحقیقات را خودم انجام دادم.

ماجرای فیلم بی‌بی‌سی از پایگاه بسیج!

شما در فیلم‌تان به یک جاهایی وارد شده‌اید که هر کسی بشنود، فکر می‌کند کار عاقلانه‌ای نیست، مثل پایگاه بسیج. در آن صحنه‌ها شما نشان می‌دهید که تیراندازی می‌شود و آدم هم کشته می‌شود و...

در اتفاقاتی که پیش آمد، بزرگ‌ترین ضربه‌ای که ‌خوردیم از تحریف بود. تحریف وقایع، فتنه ایجاد می‌کند، چون راست و دروغ به هم می‌آمیزد و تشخیص آنها دشوار می‌شود. بهترین کار این است که کل اتفاقی را که افتاده، صادقانه نقل کنید. نمی‌شود وقایع را با ملاحظات نقل کرد. وقتی می‌خواهی بسیج را نشان بدهی، باید بگویی که بسیج تیر زد یا نزد. من چند تا فیلم از «بی.بی.سی» دارم که انگار جبهه وشب عملیات است و بسیجی‌ها، رگبار را به روی مردم بسته و ده هزار نفر را کشته‌اند! اگر چنین رگباری بوده باشد، باید همه آن دیوارها خراب شده باشند.

یعنی روی تصاویر صدا گذاشته‌اند؟

بله، روی فیلمی که دارد از بسیج پخش می‌شود، صدا گذاشته شده است. نه این که بگوییم هیچ کس در بسیج، اسلحه نداشت و هیچ کسی هم کشته نشد و اینهایی هم که آنجا افتاده بودند، تب کردند و افتادند. اصل ماجرا این بوده که یکی داشته از آنتن بالا می‌رفته، داد هم می‌زده که نترسید، مشقی است. همه هم برایش سوت می‌زدند. فرمانده‌ی بسیج به او می‌گوید: «برو پائین، من تیر جنگی هم دارم.» دو بار سه بار به او می‌گوید، ولی او قمه پرت می‌کند و او را با تیر می‌زنند.

وقتی سکانس‌های بسیج را گرفتم، خیالم راحت شد

به نظر خیلی‌ها نقطه‌ی قوت فیلم همین سکانس‌های مربوط به «پایگاه بسیج» است که خیلی خوب درآمده. دقیقاً در این بخش از فیلم چه کار کردید؟ بسیاری وقتی این موضوع را که به وقایع این پایگاه در فیلم پرداخته شده، شنیدند بر این باور بودند که این فصل «پایگاه بسیج»  فیلم شما را نابود می‌کند.

گرفتن سکانس‌های بسیج  24، 25 روز طول کشید. خیلی فشار بر روی من بود که آیا می‌شود؟ نمی‌شود؟ همه این چیزهایی را که شما الان می‌گوئید، من ده برابرش را نگران بودم. وقتی سکانس‌های بسیج را گرفتم گفتم خیالم راحت شد. احساس می‌کردم دیگر فیلم را ساختم. آن موقع تقریباً بار از روی دوشم آمد پائین و نفس راحتی کشیدم.

این بخش را اوایل کار گرفتید؟

نه تقریباً کار رو به اواخر بود.

به کسی هم فیلم را نشان می‌دادید؟

نه، فقط خودم می‌دیدم، ولی می‌فهمیدم که در آمده یا نه، شعاری شده یا واقعی.

در برج میلاد خیلی‌ها برای دیدن فیلم شما گارد داشتند، ولی تحت تأثیر سکانس بسیج قرار گرفتند. عجیب تأثیرگذار است.

فصل خیابان مطهری هم همین طور است. چگونگی جمع شدن مردم در خیابان مطهری و اولین درگیری‌ها.

همان روز شنبه...

روز بیست و سوم... جلوی وزارت کشور را محکم گرفتند و نگذاشتند کسی تجمع کند و همه کشیدند در خیابان مطهری. هر کسی این سکانس را می‌بیند، حیرت می‌کند. خیلی‌ها می‌گفتند این فیلم را مستند گرفتی. بسیج را هم می‌گفتند این فیلم مستند است. واقعاً سجده‌ی شکر به جا می‌آورم که این طور شده.

با اعضای پایگاه بسیج صحبت کردم

در کنار فیلمبرداری و فضاسازی مناسب، دیالوگ‌های فرمانده با بسیجی‌ها هم حرفه‌ای نوشته شده  و احساس شعاری بودن به مخاطب دست نمی دهد...

برای اینکه اینها واقعیت داشته...

یعنی با خود اعضای پایگاه صحبت کردید؟

بله، البته دو سه تای‌شان از صحبت کردن با من می‌ترسیدند. بندگان خدا آن قدر عکس‌های‌شان را این طرف و آن طرف چاپ کرده بودند که...

از بین بچه‌های بسیج کسی هم در آن پایگاه شهید شد؟

نه کسی شهید نشد، ولی دو نفر جانباز شدند. یکی توی شکمش تیر خورده که تا به حال یکی دو بار عملش کرده‌ و قسمتی از روده‌هایش را برداشته‌اند، یکی هم تیر توی کتفش خورده است.


 
گفت‌وگوی اختصاصی رجانیوز با کارگردان «قلاده‌های طلا»/ اجمالی
ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی
مثل این که آثارم جزو حوادث غیرمترقبه هستند!/ سکانس‌های بسیج را که گرفتم، خیالم راحت شد

گروه فرهنگی- مهدی آذرپندار: هم صحبت شدن با ابوالقاسم طالبی، آن هم درست در اوج دوران فیلم‌سازی‌اش و مقارن با اکران بهترین فیلم او -«قلاده‌های طلا»- چیزی نیست که بشود از آن صرف‌نظر کرد. پس دست به کار می‌شویم و پیش از آغاز سال نو، در حالی که مطابق معمول مشغله‌ی فراوانی دارد، به سراغش می‌رویم. لطف ویژه‌ی طالبی هم مثل همیشه شامل حال رجانیوز می‌شود و این گفت‌وگو در یک دفتر به شدت قدیمی و به عبارت بهتر «کلنگی» در خیابان رودکی به سرانجام می‌رسد.

بدین ترتیب، پس از طی مراحل پیچیده‌ی پارک خودرو در یک کوچه‌ی قدیمی، گفت‌وگوی صریح و رودرروی ما آغاز می‌شود. بی‌آنکه بابت کیفیت این گفت‌وگو دغدغه‌ای داشته باشیم. حتی اگر طالبی کل شب را مشغول تحقیقات برای کار جدیدش بیدار مانده باشد و همان ابتدا بابت خستگی احتمالی عذرخواهی کند؛ چرا که مطمئنیم او آن‌قدر حرف برای گفتن دارد و از طرفی آن قدر باصفا و خوش صحبت هست ‌که این گفت‌وگو خواندنی از کار دربیاید.

آنچه در ادامه می‌خوانید، خلاصه‌ای از گفت‌وگوی تفصیلی رجانیوز با ابوالقاسم طالبی است که در آن بسیاری از ناگفته‌های او پیرامون کارنامه‌ی کاری‌اش، «قلاده‌های طلا» و البته کار جدیدش، برای اولین بار مطرح می‌شود.

مشروح بخش‌های اول و دوم این گفت‌وگوها از پیوندهای زیر قابل دسترسی است:

بخش اول/ وقتی سکانس‌های بسیج را گرفتم، خیالم راحت شد

بخش دوم/ اگر تصویر هوایی آن روز را ندارید، من آن را به شما می‌دهم!/ مریلا زارعی گفت من انگیزه‌ی شما را ندارم!

 

قرار است از شما تقدیر نکنیم!

بعضی‌ها با فیلم دچار سوء تفاهم هستند. بالاخره وقتی شما چنین فیلمی می‌سازی، طرفت یک سری ارگان‌ها و نهادهای صاحب قدرتند و باید توجیه بشوند و توجیه کردن‌شان هم زمان می‌برد. یک وقت هم هست که یکی دو تا کارشناس در یک نهاد حاضر به توجیه شدن نیستند و کاری هم نمی‌شود کرد. معاونان فرهنگی سراسر کشور و انجمن‌های مستقل خیلی زنگ زدند که بیا و می‌خواهیم از تو تقدیر کنیم. هر چه گفتیم آقا! تقدیر نمی‌خواهیم، گفتند نه، باید بیایی. قبول کردیم. ساعت 12 شب زنگ زدند و گفتند قرار است از شما تقدیر نکنیم! کسی که می‌تواند زنگ بزند و این را بگوید، برایش سوءتفاهم پیش آمده و زمان باید بگذرد.

اما این که فیلم حکومتی است یا نه، ما هیچ وقت پز اپوزیسیون نداده‌ و نگفته‌ایم که داریم برای «بی‌بی‌سی» فیلم می‌سازیم و یا فارغ از مسائل کشور هستیم. ما بسیجی هستیم و به بسیجی بودن هم افتخار می‌کنیم و هیچ چیز برای‌مان در این دنیا لذت‌بخش‌تر از این نیست که روح شهدا و امام از ما راضی باشد. بقیه دنیا کشکِ کشکِ کشکِ کشک است. بگذار هر کس، هر چه می‌خواهد بگوید.

ضمناً من اساساً متوجه معنی فیلم حکومتی و غیرحکومتی نمی‌شوم. در سینمای ایران اصولاً  کسی از جیب خودش فیلم نمی‌سازد. حتی شخصی‌ترین آدم‌ها هم که فیلم می‌سازند، نگاتیو و پوزیتیو و... را از دولت می‌گیرند. فیلم به لابراتوار هم که می‌رود، خود آن لابراتوارها هم کلی سوبسید می‌گیرند. به سینما هم فیلم را بدهی، همه‌ی سینماها سوبسید می‌گیرند و آب و برقشان مثل مساجد حساب می‌شود، یعنی همگی از سوبسید دولتی استفاده می‌کنند.

روشن‌فکرنمایان مستقلی که خانه‌های‌شان هم دولتی است!

هر این که من حکومتی هستم یا نیستم، بیشتر یک پز است. حکومتی‌ترین آدم‌ها که البته حکومتی هم نیستند و دولتی هستند، پزشان این است که من حکومتی نیستم! حتی کسانی که زیرمجموعه‌ی یکی از بخش‌های دولت هستند -که ای کاش یک خرده حجم‌شان بزرگ بود- مثلاٌ یکی زیر نظر معاونت شهرداری است و برای او کار می‌کند، یکی برای سازمان بهزیستی کار می‌کند، در حد روابط عمومی نهادها دارند عمل می‌کنند، منتهی این پزشان است.

اما یک چیز را راست می‌گویند که ما برای اهداف فرهنگی نظام و حکومت خیلی مایه نمی‌گذاریم و بیشتر برای مقابله با نظام و برای آدم‌هائی که آن طرف هستند، مایه می‌گذاریم و فیلم ما را یک ضد انقلاب و کسی که دشمن ایران و انقلاب است، بیشتر دوست دارد.

حالا من چیز دیگری را به شما عرض می‌کنم. فضای فکری اینها آغشته به این پز است. اما بعضی‌هایشان -من نمی‌خواهم اسم بیاورم- حتی خانه‌ای هم که در آن زندگی می‌کنند، مال دولت است، اما بالاخره یک پزی دارند که اگر آن را از این آقایان بگیرید، چون سواد هم ندارند، به چهار تا مخالف‌خوانی و دو جا مسخره کردن ارزش‌هائی که برای  مردم قابل احترام هستند، دلشان خوش است.

البته ما کارگردان شریف و متعهد خیلی داریم. کارگردانی که شاید خیلی به ظاهرش هم نیاید که آدم متعهدی است، ولی کشورش را دوست دارد و حاضر نیست که به ایران صدمه‌ای بخورد.

مثل این که آثار ما جزو حوادث غیرمترقبه هستند!

«مهاجرانی» و دار و دسته‌اش از فیلم «آقای رئیس جمهور» خوش‌شان نیامد و یک سال به آن پروانه‌ی نمایش ندادند. بعد هم که دادند فقط هفت روز اکران شد و تمام. می‌خواستند بگویند که اکرانش کرده‌اند تا در واقع از شرش راحت شوند. وقتی فیلم را بعد از جشنواره‌ی فجر و توی سرما و شهادت «حضرت زهرا(س)» می‌گذارند، یعنی قرار است کسی فیلم را نبیند. فیلم «نغمه» من در ماه رمضان و محرم اکران شد، «دست‌های خالی» همین طور. اصلاً مثل این که آثار ما جزو حوادث غیرمترقبه هستند، ولی مهم نیست و ما هیچ وقت عصیان نکرده‌ایم. آدم باید برای یک جای دیگر کار کند.

همه مرا نصیحت می‌کردند که این کار را نکن!

همه -همه که می‌گویم یعنی واقعاً همه- اعم از کسانی که مرا دوست داشتند و کسانی که نمی‌خواستند «قلاده‌های طلا» ساخته شود- مرا نصیحت می‌کردند که این کار را نکن و بگذار حداقل پنج، شش سال از ماجرای فتنه بگذرد، ولی من احساس دین می‌کردم و باید این کار را می‌کردم؛ چون در پس ذهنم این وجود داشت که اگر کار نکنم، می‌شود مثل ماجرای «18 تیر». هیچ کس هنوز ابعاد «18 تیر» را باز نکرده است. 80 درصد از کسانی که 18 تیر را ایجاد کردند، الان دارند در امریکا و انگلیس زندگی می‌کنند. چرا این دو جا؟ این چه جنبش دانشجویی‌ای بود؟ مگر می‌شود رهبران یک جنبش دانشجویی همگی سر از لندن و امریکا در بیاورند؟ اینها اگر ادعا می‌کنند که از ترس حکومت ایران فرار کرده‌اند، چرا در کشور دیگری غیر از این دو جا زندگی نمی‌کنند؟

من فکر می‌کردم باید فضایی ایجاد کنم که آدم‌های دو طرف متوجه قصه بشوند که پشت این دعوایی که دارند می‌کنند، کیست و اگر این دعوا به پیروزی یکی‌شان منتهی شود، چه اتفاقی می‌افتد و اگر همین طور ادامه پیدا کند، چه وقایعی رخ می‌دهد.

با احمدی نژاد و رضایی صحبت کردم

قبل از ساخت «قلاده‌های طلا» و در جریان تحقیقاتم، با آقای احمدی‌نژاد و آقای رضایی دو ساعت و نیم صحبت کردم.

من یک سری ابهامات داشتم که چرا این اتفاقات افتاده‌ است؟ این اولین انتخاباتی نبود که برگزار می‌کردیم. قبل از آن هم حدود 30 تا انتخابات برگزار کرده بودیم. چرا در این حد گسترده چنین اتفاقی افتاد؟ و چرا دائماً دارد گسترده‌تر هم می‌شود؟ پاسخ به این سوالات برایم مهم بود. در یک طرف قضیه، آقای «علی مطهری» و امثال او هستند که می‌گویند «موسوی» همان قدر مقصر است که «احمدی‌نژاد». یک طرف ماجرا می‌گوید احمدی‌نژاد اصلاً مقصر نیست، یک طرف هم می‌گوید موسوی اصلاً مقصر نیست. من باید با اینها گفتگو می‌کردم و می‌فهمیدم که بالاخره ماجرا چیست؟ برای این که متوجه این موضوع بشوم، می‌بایست تحقیق و حاصل آن را به فیلمنامه تبدیل می‌کردم و فیلم می‌ساختم.

وقتی می‌گویم هر مطلبی را که در این زمینه توانسته‌ام پیدا کنم، مطالعه کرده‌ام، اغراق نمی‌کنم. من فقط 500 ساعت فیلم دیده‌ام.

ماجرای فیلم بی‌بی‌سی از پایگاه بسیج!

در اتفاقاتی که پیش آمد، بزرگ‌ترین ضربه‌ای که ‌خوردیم از تحریف بود. تحریف وقایع، فتنه ایجاد می‌کند، چون راست و دروغ به هم می‌آمیزد و تشخیص آنها دشوار می‌شود. بهترین کار این است که کل اتفاقی را که افتاده، صادقانه نقل کنید. نمی‌شود وقایع را با ملاحظات نقل کرد. وقتی می‌خواهی بسیج را نشان بدهی، باید بگویی که بسیج تیر زد یا نزد. من چند تا فیلم از «بی.بی.سی» دارم که انگار جبهه وشب عملیات است و بسیجی‌ها، رگبار را به روی مردم بسته و ده هزار نفر را کشته‌اند! اگر چنین رگباری بوده باشد، باید همه آن دیوارها خراب شده باشند.

اصل ماجرا این بوده که یکی داشته از آنتن بالا می‌رفته، داد هم می‌زده که نترسید، مشقی است. همه هم برایش سوت می‌زدند. فرمانده‌ی بسیج به او می‌گوید: «برو پائین، من تیر جنگی هم دارم.» دو بار سه بار به او می‌گوید، ولی او قمه پرت می‌کند و او را با تیر می‌زنند.

وقتی سکانس‌های بسیج را گرفتم، خیالم راحت شد

وقتی سکانس‌های بسیج را گرفتم گفتم خیالم راحت شد. احساس می‌کردم دیگر فیلم را ساختم. آن موقع تقریباً بار از روی دوشم آمد پائین و نفس راحتی کشیدم.

روز بیست و سوم... جلوی وزارت کشور را محکم گرفتند و نگذاشتند کسی تجمع کند و همه کشیدند توی خیابان مطهری. هر کسی این سکانس را می‌بیند، حیرت می‌کند. خیلی‌ها می‌گفتند این فیلم را مستند گرفتی. در مورد سکانس‌های بسیج هم می‌گفتند این فیلم مستند است. واقعاً سجده‌ی شکر به جا می‌آورم که این طور شده.

تمام تلاشم دقت در ریزه‌کاری‌ها بود. حتی رنگ پرایدی که آنجا (جلوی پایگاه بسیج) است، باید دقیق می‌بود. بعداً یک نفر دور و بر را نگاه می‌کند و می‌بیند شلوغ است و تصمیم می‌گیرد پراید را بدزدد و می‌گوید توی این شلوغی‌ها بالاخره یک چیزی هم گیر ما بیاید. یکی هم زوم کرده روی این آدم و فیلمش را گرفته است! می‌خواهم بگویم از این صحنه‌ها هم داشتیم.

اگر شما تصویر هوایی آن را ندارید، من آن را هم به شما می‌دهم!

باید می‌گفتم که چنین راه‌پیمایی در تهران راه افتاد. عده‌ای گفتند 200 هزار نفر، یک عده گفتند600 هزار نفر و حتی یک میلیون و امثال آن هم شنیده شد. خب من باید می‌گفتم که چنین چیزی بوده و اتفاق افتاده. آن تصویر هوایی از تظاهرات 25 خرداد را هم کار کردم تا بگویم اگر شما تصویر هوایی آن را ندارید، من آن را هم به شما می‌دهم که نخواهید بروید 22 بهمن را بردارید و پرچمش را سبز کنید و قلابی کار کنید! این تصویر واقعی‌اش.

ضد انقلاب که سکوت نمی‌کند. او آن قدر کینه دارد که چنین موقعیتی را از دست نمی‌دهد و حمله می‌کند، پس معلوم است که اینها ضد انقلاب نیستند. به اینها گفته‌اند تقلب شده، باور کرده و آمده‌اند از جمهوریت‌شان دفاع کنند تمام! این را باید بگوییم و تازه باید بگوییم که غیرت دارند، چون کسانی که برای دفاع از جمهوریت خودشان به خیابان می‌آیند و حاضرند صدمه ببینند، آدم‌های غیوری هستند و خیلی بهتر از آدم‌هایی هستند که توی خانه می‌نشینند و هر اتفاقی که افتاد، برایشان فرقی نمی‌کند.

بیست و نهم «مقام معظم رهبری» خطبه خواندند و دیگر اینها از حالت صد هزارتایی و دویست هزارتایی افتادند و شدند جمع‌های 5، 6 هزار نفری و در 5 نقطه‌ی تهران تجمع کردند. حداکثر دیگر می‌شدند 10 هزار نفر. هر چه هم که قضایا جلوتر رفت، یعنی بعد از قتل «ندا آقاسلطان» و اتفاقاتی که افتاد و قصه‌ی «سعیده پورآقایی» و «عاطفه امام» و بعد هم «ترانه موسوی» و کهریزک و ... معترضین به ‌تدریج کم‌تر شدند.

کار از دست عامل داخلی در رفت!

حضرت آقا یک بار فرمودند که ساده نباشید. قصه این طور نیست که دو نفر از داخل بر علیه نظام اقدام کنند و باقی ماجرا. ببینید این سران فتنه فکر می‌کردند که کار کاملاً در کنترل خودشان است؛ اما کار از دست اینها در رفت. من بعید می‌دانم که مثلاً این‌ عوامل داخلی می‌خواستند به بسیج با نقشه‌ی قبلی حمله کنند وآن را خلع سلاح کنند.

برخی خیلی به عامل داخلی در وقایع سال 88 محوریت می‌دهند. ببینید شروع ممکن است دست کسی باشد و جرقه‌ی اول را او بزند، اما احتمال دارد که در ادامه کار از دستش در برود. خب ما می‌دیدیم که اینها قبل از این وقایع هم کار خودشان را می‌کردند. به طور کلی به نظر من این یک مجموعه بوده و اینها هم جزئی از آن. اینکه آقایان موسوی و کروبی و رضایی و احمدی‌نژاد چقدر مقصر بوده‌اند، هر کدام خودش یک فیلم است. متأسفانه برخی فکر می‌کنند که در این فیلم همه‌ی حقایق سال 88 باید گفته می‌شده. خب هشت ماه این مملکت وضعیت عادی نداشته و بزرگترین واقعه‌ی بعد از جنگ اتفاق افتاده که نزدیک بوده اصل نظام را به خطر بیندازد، همه‌ی این وقایع را که نمی‌شود در یک فیلم خلاصه کرد.

وقایع سال 88 مثل یک جریان است که باید مدام در مورد آن فیلم ساخته شود. درست مثل جنگ.

مریلا زارعی گفت من انگیزه‌ی شما را ندارم!

خانم زارعی بعد از خواندن سناریو، با ما قرارداد بست و چند ماهی هم سر قراردادش بود و حتی بخشی از مبلغ قرارداد را هم گرفت. در این میان سفر انگلیس رفت و ... خب نتوانست فشار فاشیست‌ها را تحمل کند و آمد و گفت که من انگیزه‌ی شما را ندارم و نمی‌توانم که در مقابل این فشارها مقاومت کنم.

کاری نداشته باشید تا بفهمند که هیچی نیستند!

ببینید به همه فشار آوردند. چون فاشیست‌ها فکر می‌کنند که هر کاری که دلخواه آنان است، دیگران هم باید انجام دهند و هر فیلمی که آنها می‌خواهند باید ساخته‌شود و بالعکس. البته خیلی از آدم‌های معروفشان هم جلو نمی‌آمد و مثلاً یکی از کسانی که ما را اذیت می‌کرد یک دائمم الخمر بود که انتظار داشت ما با او برخورد بکنیم. من هم به دستیارانم گفتم که به او کاری نداشته باشید تا اینها متوجه شوند که هیچی نیستند.

آقای داوودآبادی را هم خودم انتخاب کردم. چون می‌خواستم که یکی از بچه‌های دفاع مقدس که در آن زمان در جنگ بوده و شناسه‌ی دفاع مقدسی دارد، در این پایگاه بسیج حضور داشته باشد تا پیوند بین این بسیج  و بسیج دوران دفاع مقدس را نشان دهم.

هنوز هم در برخی شهرها کپی نداریم!

ما در اکران خیلی اذیت شدیم. ما هر روز برای اکران یک مسئله‌ای داشتیم و مدام ما را به این و آن ارجاع می‌دادند. مثلاً به ما می‌گفتند شما به این دلیل فقط می‌توانید با فلانی کار کنید و قرارداد ببندید. ما هم گفتیم ما با ایشان نمی‌توانیم کار کنیم. بله! ما قبول نکردیم و گفتند خب پس اگر می توانید خودتان یک دفتر پخش بزنید. آقای خزائی هم قبول کرد.  مجدداً گفتند نمی‌شود. بالاخره ما رفتیم حوزه‌ی هنری و اینها قبول کردند و الان هم دارند زحمت می‌کشند. البته به دلیل همین ماجراها، کار کپی‌ها دیر شروع شد و چون لابراتور‌ها در آستانه‌ی تعطیلی بودند، ما هنوز هم در برخی شهرها مثل کرمان کپی نداریم و از این بابت ضربه خوردیم.

من هیچ فیلمی را نداشتم که اکران بشود و از ان استقبال خوبی نشود. دوتا فیلمم که اصلا اکران نشد. «آقای رئیس جمهور» هم که هفت روز اکران شد. اما «ویرانگر» و «دست‌های خالی» که اکران شدند، فروش مناسبی داشتند. سریال «به کجا چنین شتابان»  هم که رکورد مخاطب در شبکه‌‌ی پنج را هنوز هم در دست دارد.

ماجراهای پیرامون «گشت ارشاد» به ضرر فیلمم بود

واقعاً این ماجراهایی که برای «گشت ارشاد» پیش آمد، به ضرر فیلم تمام شد و روی فروش فیلم ما تأثیر گذاشته است و در تهران فروش فیلم پایین آمده است. چرا که فیلم ما با فیلم آقای سهیلی سرریز داشت و اگر کسی می‌آمد برای دیدن «قلاده‌های طلا» و بلیط گیرش نمی‌آمد، به دیدن فیلم «گشت ارشاد» می‌رفت و برعکس.

اگر شرایط جسمانی‌ام اجازه بدهد...

یک سریالی به من پیشنهاد شده است که نوزده سال پیش طرحش را نوشتم به نام «آخرین شاه، آخرین دربار». باید ببینم کار چقدر مرا جذب می‌کند. هنوز که سخت به دلم نچسبیده است. از آنجا که کار، به شدت کار عظیمی است و حال جسمانی من مثل بیست سال پیش نیست و دیگر شاید جازه ندهد، هنوز جواب نداده‌ام.


 
حسین شریعتمداری: چاره کار یک «غلط کردم» است !
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: در نخستین روزهای سال 1391 علاوه بر اجبار آمریکا به معاف کردن 11 کشور آسیایی و اروپایی از تحریم ایران، رخداد دیگری نیز شکل گرفته و آن، اعتراض برخی از متحدان اروپایی آمریکا به ادامه تحریم ها بود.

خبرگزاری فارس: چاره کار یک «غلط کردم» است !

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، روزنامه کیهان روز گذشته (دوشنبه) 14/1/91 در ستون یادداشت روز خود نوشت: اول: سال گذشته- دی ماه 1390- جمعی از روزنامه نگاران و شخصیت های علمی و فرهنگی تونس به کیهان آمدند. این هیئت قبل از سفر چند روزه خود به ایران با کیهان تماس گرفته و برای یک نشست چند ساعته و گپ و گفت درباره تحولات منطقه ابراز تمایل کرده بود. در جریان این نشست صمیمی که بیش از 2 ساعت به طول انجامید، سخن به اختلاف فاز 30 ساله انقلاب های اسلامی منطقه با انقلاب اسلامی ایران کشیده شد و یکی از اعضای هیئت تونسی گفت «ما و شما دو ملت مسلمان هستیم و انتظار آن بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، با شما همسفر می شدیم ولی مشکل ما این بود که مانند شما «قطب نما» نداشتیم و هیچ عاقلی بدون قطب نما پای در سفری نمی گذارد که هزاران نشیب و فراز و پیچ و خم ناشناخته و راه های نارفته در آن است. امام خمینی(ره) قطب نمای شما بود و بعد از رحلت خود نیز شما را بی قطب نما ترک نکرد و این مسیر پرخطر و گردنه های سخت را با رهبری امام خامنه ای طی کردید.(نقل به مضمون)» ایشان با اشاره به ماهیت اسلامی انقلاب های منطقه گفت؛ «ما امروز در تونس، مصر، لیبی و بحرین با قطب نمای شما به حرکت آمده ایم و به همان راهی می رویم که شما رفته اید».

«قطب نما» سرمنزل مقصود و سمت و سوی نقطه مطلوب را نشان می دهد تا راهیان به بیراهه نروند و قافله به جای «کعبه» از «ترکستان» سر درنیاورد و در ناکجاآباد گمراهی انگشت حسرت به دندان نگزد. اگر در مسیر حرکت به مانعی رسید، پشت آن درجا نزده و پا پس نکشد، یا چنانچه به دور زدن مانع نیازی بود، نقطه مقصود را گم نکند.

امسال را حضرت آقا سال «تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی» نام نهاده و غلبه بر بسیاری از چالش ها را در گرو تحقق آن دانستند؛ «اگر ما توانستیم تولید داخلی را رونق ببخشیم، مسئله تورم حل خواهد شد. مسئله اشتغال حل خواهد شد، اقتصاد داخلی به معنای حقیقی کلمه استحکام پیدا خواهد کرد. اینجاست که دشمن با مشاهده این وضعیت مایوس و ناامید خواهد شد. وقتی دشمن مایوس شد، تلاش دشمن، توطئه دشمن، کید دشمن هم تمام خواهد شد».

تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی آدرس یکی از اهداف در عرصه جهاد اقتصادی و به قول رهبر معظم انقلاب «یک بخش مهم» از آن است. اما برای راهیابی به این نقطه مطلوب باید از عقبه هایی عبور کرد و موانعی را هموار کرده و پشت سر گذاشت و اگر چنین نبود، توصیه اکید آقا به تلاش همگان از دولت و مجلس و دستگاه قضایی و سایر مسئولان گرفته تا مردم، ضرورتی پیدا نمی کرد. برای رونق بخشیدن به تولید ملی باید از تولید کالای بنجل و غیراستاندارد جلوگیری کرد تا میل و رغبت مردم به تولیدات داخلی جذب شود نه آن که رویکرد به تولید داخلی را در مقایسه با کالای مشابه خارجی، نامعقول تلقی کنند! مراکز نظارتی نباید به تولیدکننده داخلی اجازه تولید کالای نامرغوب را بدهند و در همان حال دست واردکنندگان کالای مشابه خارجی را باز گذاشته و بازار داخلی را سخاوتمندانه! به آنان واگذار کنند. دولت و مجلس وظیفه دارند که تسهیلات لازم را برای تولیدکنندگان داخلی فراهم آورند و مقررات بعضا نسنجیده و دست و پاگیر را از پیش پای آنان بردارند. حمایت از سرمایه ایرانی به تامین امنیت سرمایه و سرمایه گذار ایرانی نیاز دارد و اولین و حیاتی ترین اقدام در این زمینه، مبارزه جدی با فساد اقتصادی است. طی چند سال گذشته مفسدان اقتصادی از یکسو و برخی از افراد کم دان و ناآگاه و یا کسانی که همان مفسدان اقتصادی سبیل های آنان را چرب کرده بودند! این ترجیع بند فریب را تکرار می کردند که «مبارزه با مفاسد اقتصادی به سرمایه گذاری داخلی و امنیت سرمایه لطمه می زند»! و حال آن که سرمایه گذار داخلی فقط هنگامی که دست مفسدان اقتصادی را بسته می بیند به سرمایه گذاری در داخل کشور امیدوار می شود و مثلا هنگامی که مشاهده می کند فلانی به بهانه سرمایه گذاری در تولید فلان کالا، چندصد میلیون دلار وام دریافت کرده و نه فقط فلان کالا را تولید نکرده، بلکه بخشی از وام دریافتی را به سرمایه گذاری در منطقه آزاد تجاری دوبی- جبل علی- اختصاص داده است، چگونه می تواند به چرخه سالم سرمایه و سرمایه گذاری داخلی اطمینان کند؟ و یا وقتی می بیند فلان شارلاتان دیگر، در زد و بند با فلان مسئول و فلان نماینده و فلان رئیس کل بانک و در پوشش تولید داخلی دست به سوءاستفاده کلان با مبلغ نجومی 3هزار میلیارد تومانی زده است، اگر آدم مومن و متعهدی باشد از سرمایه گذاری داخلی صرفنظر می کند و چنانچه بویی از ایمان و تعهد نبرده باشد، راه را برای سوءاستفاده باز می بیند و مفسد اقتصادی دیگری متولد می شود! چند سالی است که به جای تاسیس کارخانه، مراکز کشت و صنعت و کارگاه های تولیدی، هراز چندگاه شاهد تاسیس فلان بانک و بهمان موسسه اعتباری و... و... هستیم و هنوز چند صباحی از تاسیس آنها نگذشته، تق کلاهبرداری برخی از آنها در فضای اقتصادی کشور به هوا بلند می شود و متاسفانه از نظارت چندانی هم بر چرخه و گردش کار آنها خبری نیست! بدیهی است که برای تحقق خواسته رهبر معظم انقلاب که مانند همیشه، ترجمان خواسته تمامی مردم است، بایستی این آشفته بازار سرمایه به سامان آید تا «آب رفته» به جوی بازگردد و توصیه اکید حضرت آقا

- خدای نخواسته- بر زمین نماند.

حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی که رهبر معظم انقلاب با نگاه تیزبین و همیشه آینده نگر خویش بر آن تاکید ورزیده اند یک فراخوان همگانی

- بخوانید جهاد- برای مقابله جدی با موانعی است که انجام این مهم را تاکنون با تاخیر و دشواری روبرو کرده است. رسیدن به نقطه مطلوبی که آقا آدرس داده اند با نصب پلاکارد و بنر و تکرار تشریفاتی بیانات ایشان امکان پذیر نیست. باید همه دست ها از آستین های همت بیرون آورده شود. تنها در این صورت است که همه خواهند دید به قول رهبر معظم انقلاب «ما می توانیم».

دوم: رخدادهای همین چند روزه آغازین سال 1391 حکایت از آن دارد که سال جدید نیز در ادامه پیروزی های بزرگ سال 1390 شکل گرفته و شواهد موجود از تداوم آن خبر می دهد.

الف: روز سه شنبه اول فروردین ماه- 20 مارس 2012- وزارت امور خارجه آمریکا با صدور بیانیه ای که رسانه ها و محافل غربی از آن به عنوان «عقب نشینی آشکار» و «اعتراف به شکست» یاد کردند، ژاپن و 10 کشور دیگر را از اجرای تحریم های تصویب شده علیه جمهوری اسلامی ایران معاف کرد. در بیانیه وزارت خارجه آمده است که این 11 کشور به دلیل کاهش وابستگی خود به نفت ایران از ادامه تحریم ها علیه این کشور معاف شده اند! به بیان دیگر- و به قول لوموند، واقعی تر- آن که «چون 11 کشور مورد اشاره تحریم های وضع شده علیه ایران را رعایت نکرده اند، از تحریم معاف می شوند»! باز هم به قول، «یو.اس. ای تودی» این چه استدلال احمقانه ای است! و چه مفهومی غیر از این دارد که هر کشوری که تحریم ها را رعایت نکند از تحریم معاف خواهد شد!

حالا خودتان قضاوت کنید، آیا این اقدام آمریکا بعد از آن همه رجزخوانی درباره مجازات کشورهایی که تحریم ایران را نادیده بگیرند، نشانه عقب نشینی و اعتراف به شکست نیست؟! روال تعریف شده آن بود که اگر کشوری تحریم ها را نادیده گرفت و یا تحریم های وضع شده را آن گونه که در مصوبه آمده است اجرا نکرد، مورد توبیخ قرار گرفته و دستکم این که به رعایت کامل تحریم ها توصیه شود، نه آن که از اجرای تحریم ها معاف شود!

ب: در نخستین روزهای سال 1391 علاوه بر اجبار آمریکا به معاف کردن 11 کشور آسیایی و اروپایی از تحریم ایران، رخداد دیگری نیز شکل گرفته و علی رغم تلاش آمریکایی ها، از پرده بیرون افتاد و آن، اعتراض برخی از متحدان اروپایی آمریکا به ادامه تحریم ها و ارائه راه حلی بود که علاوه بر نگرانی تیم اوباما، اضطراب و دستپاچگی رقبای جمهوری خواه وی را نیز در پی داشت. این ماجرا، از فرانسه شروع شد و با حمایت برخی دیگر از کشورهای اروپایی روبرو گردید. دولت فرانسه با اشاره به بحران انرژی در اروپا که ریشه در تحریم نفتی ایران دارد به آمریکا پیشنهاد کرد برای کاستن از این بحران، بخشی از ذخایر نفتی خود را به بازار صنعتی اروپا وارد کند و یا تولید روزانه خود را افزایش دهد. این پیشنهاد که نشانه فشار شدید تحریم ها به اروپا- به جای ایران- بود با واکنش مضطربانه اوباما روبرو شد و رئیس جمهور آمریکا بی آن که به پیشنهاد یاد شده اشاره کند طی سخنانی اعلام کرد «آمریکا فقط 2 درصد از ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد و 20 درصد از ذخایر جهان را مصرف می کند» و نتیجه گرفت که «بنابراین نمی توانیم برای کنترل قیمت سوخت، تولید نفت خود را افزایش دهیم»! بعد از این پیشنهاد و رد آن از سوی آمریکا بود که وزارت خارجه این کشور 11 کشور آسیایی و اروپایی را از تحریم ایران معاف کرد! یعنی به شکست پروژه تحریم اعتراف کرد. باید توجه داشت که به گفته خانم کلینتون، قرار بود این تحریم ها برای ایران «فلج کننده» باشد و سال گذشته آقای جرج سوروس در مصاحبه با CNN گفته بود «حاضرم شرط ببندم که با اعمال این تحریم ها تا یکسال دیگر اثری از جمهوری اسلامی ایران باقی نخواهد ماند»! و دهها اظهارنظر مشابه و رجزخوانی «دون کیشوت» مآبانه دیگر از سوی مقامات آمریکایی و اروپایی درباره آثار فلج کننده تحریم ها...!

ج: جدا کردن سوریه از محور مقاومت پروژه دیگری بود که با دخالت آشکار و بی پرده آمریکا، اسرائیل، اتحادیه اروپا و متحدان دیکتاتور آنها در منطقه کلید خورده و در اواخر سال گذشته این توطئه به اوج خود رسیده بود تا آنجا که آمریکا و متحدانش بدون پرده پوشی به ارسال اسلحه برای گروه های تروریست در سوریه اعتراف می کردند و در همان حال باز هم بدون پرده پوشی، جدایی سوریه از محور مقاومت را به نفع اسرائیل و آمریکا و علیه ایران اسلامی ارزیابی می کردند و در این میان به دولت ترکیه نقش کلیدی و موثری واگذار شده بود. ایران اما، ضمن تاکید بر پاره ای اصلاحات ضروری به حمایت خود از دولت مورد قبول توده های مردم سوریه اصرار می ورزید و توطئه مشترک آمریکا و متحدانش را با بن بست روبرو کرده بود. اوایل سال جاری رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه به ایران آمد و در ملاقات با رهبر معظم انقلاب دریافت که جمهوری اسلامی ایران در حمایت از سوریه و مقابله با آمریکا و متحدان اروپایی و منطقه ای آن جدی است. وی در بازگشت از ایران طی مصاحبه ای از دیدگاه قبلا اعلام شده ترکیه عدول کرد و به جای تاکید بر ارسال اسلحه برای گروه های معارض، پیشنهاد شرکت آنان در انتخابات را پیش کشید و اسرائیل با عصبانیت اعتراض کرد که چرا بعد از سفر به ایران، مواضع خود را تغییر داده است! در همان حال دومین اجلاس دیکتاتورها در اسلامبول که دیروز با عنوان دروغین و فریبکارانه حمایت از مردم سوریه- بخوانید گروه های تروریست تحت حمایت آمریکا و اسرائیل و عربستان و ترکیه- تشکیل شده بود با شکست و ناکامی روبرو شد... و نمونه های دیگری از این دست.

سوم: شکست ها و ناکامی های یاد شده فقط در فاصله زمانی کوتاه 15 روزه اخیر اتفاق افتاده است و شواهد موجود حکایت از آن دارد که آمریکایی ها امسال هم مانند سال گذشته، شکست های فراوان دیگری را تجربه خواهند کرد. ظاهرا خیلی بیراه نگفته اند؛ سالی که نکوست- برای ما- از بهارش پیداست و برای آمریکایی ها برعکس.

اواخر اسفندماه سال 1390- اوایل مارس 2012- مک گاورن و الیزابت مور از مسئولان عالی رتبه سابق «سیا» طی مقاله مشترکی در «کانسرتیوم نیوز» با اعتراض به سیاست های اوباما علیه ایران، خطاب به وی نوشته بودند،«هر روز که می گذرد، ناکامی و شکست تازه ای را در کارنامه چالش با ایران ثبت می کنی» و باید به اظهارنظر مک گاورن و الیزابت مور اضافه کرد که تنها راه چاره پیش روی آمریکا، یک «غلط کردم» است و به هر اندازه که در اعتراف به آن فرصت سوزی کند! باید با صدای بلندتری «غلط کردم» خود را اعلام کند.


 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با جمعی از مسئولان سه قوه مطرح کردند
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی
لزوم همکاری صمیمانه مجلس و دولت برای حمایت از تولید ملی

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از مسئولان سه قوه، تأکید کردند که مجلس و دولت باید با همکاری صمیمانه برای حمایت از تولید ملی، گام‌های عملی بردارند.

خبرگزاری فارس: لزوم همکاری صمیمانه مجلس و دولت برای حمایت از تولید ملی

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (سه‌شنبه) در دیدار جمعی از مسئولان کشور در سه قوه، همه مسئولان را به همدلی، همفکری، همکاری صمیمانه و تلاش جدی برای حمایت از تولید ملی و فرهنگ سازی عمومی در جهت آن فراخواندند و تأکید کردند: عید و آغاز سال جدید، باید زمینه ساز همت، فکر، نشاط، امید و انگیزه‌ای جدید برای ادامه پرشتاب‌تر حرکت رو به جلو کشور و برداشتن یک گام جدی و بزرگ در موضوع تولید ملی و داخلی، باشد.

رهبر انقلاب اسلامی، مبارک بودن سال برای مسئولین را منوط به انجام وظیفه و حرکت در مسیر اسلام دانستند و افزودند: اگر مسئولین با کار و تلاش جدی و مخلصانه خود، زمینه‌ساز جلب رحمت و لطف الهی شوند، قطعاً سال، بر مردم هم مبارک خواهد شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین نامگذاری امسال بعنوان سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی خاطرنشان کردند: جمع‌بندی از حرکت خوب کشور به سمت اهداف والا و امکانات و شرایط موجود و همچنین تمرکز بدخواهان نظام اسلامی بر مسائل اقتصادی، نشان می‌دهد که حمایت از تولید ملی یک نیاز ضروری در شرایط کنونی است.

ایشان با اشاره به تلاش همه جانبه جبهه استکبار برای تشدید فشارهای اقتصادی بر جمهوری اسلامی ایران، افزودند: با وجود تدارک گسترده معاندان و مخالفان نظام اسلامی، مسئولان و جوانان کشور، با عزم و ایمان خود و هوشیاری و شناخت از امکانات و تلاش‌های دشمنان و همچنین سرعت عمل، همه امکانات و توانایی‌های داخل را به میدان خواهند آورد و جبهه استکبار را یکبار دیگر ناکام خواهند گذاشت.

رهبر انقلاب تأکید کردند: آشکارترین دلیل بر بی‌نتیجه بودن تلاش‌های جبهه استکبار، ناکارآمدی بیش از سی سال تحریم و فشار اقتصادی بر نظام اسلامی و پیشرفت و قدرت روزافزون ایران است.

ایشان یکی از لوازم حرکت همه جانبه در جهت حمایت از تولید ملی و مقابله با تلاش‌های جبهه استکبار را همکاری و همدلی مجلس و دولت برشمردند و به قوای مقننه و مجریه توصیه کردند: امروز کشور در عرصه‌های مختلف نیازمند تلاش، تحرک، نوآوری و ابتکار است که لازمه رسیدن به این هدف، همفکری، تدبیر و همراهی مسئولان بویژه در دولت و مجلس است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به شکل‌گیری جبهه‌ای متشکل از استکبار، ارتجاع، سرمایه‌داران بزرگ، مفسدین، روسیاهان عالَم و سست عنصرهای دنباله‌رو، در مقابل نظام اسلامی، خاطرنشان کردند: در طول بیش از سه دهه گذشته، تا بحال چندبار چنین جبهه‌ای برای به زانو درآوردن نظام اسلامی شکل گرفته است اما در هر یک از برهه‌ها، جبهه شیاطین شکست خورده و به نتیجه مورد نظر خود نرسید.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: یکی از دلایل عمده شکست جبهه مخالفان و معاندان نظام اسلامی، وحدت و همدلی درونی کشور بوده است.

ایشان با تأکید مجدد بر لزوم حمایت عملی از تولید ملی و با اشاره به نقش عمده دولت در این موضوع و همچنین نقش تسهیل‌کننده مجلس در این خصوص، افزودند: مجلس و دولت باید با همکاری صمیمانه برای حمایت از تولید ملی، گام‌های عملی بردارند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با اشاره به وجود فرهنگ ناصحیح استفاده از کالای خارجی در جامعه، نقش صدا و سیما را در فرهنگ‌سازی استفاده از تولید داخل بسیار مهم ارزیابی و تأکید کردند: فرهنگ‌سازی برای مصرف کالاهای ساخت داخل، نیازمند تفکر، مطالعه، نگاه عمیق، برنامه‌ریزی و در نظر گرفتن ابعاد روانشناختی اجتماعی این موضوع است که صدا و سیما و دیگر دستگاه‌های تبلیغاتی، باید در این خصوص اهتمام جدی داشته باشند.

ایشان در پایان بار دیگر همه مسئولان قوای سه گانه را به تواصی به حق و صبر و استقامت، تلاش و خدمت همراه با نشاط و امید، کمک و یاری به یکدیگر و استمداد از خداوند متعال سفارش کردند.


 
۳ نمونه تناقض ادعاهای امروز هاشمی با عملکرد دیروز وی
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: هاشمی رفسنجانی در سخنان اخیر خود ادعاهایی را مطرح کرده که با عملکرد گذشته وی تناقض دارد.

خبرگزاری فارس: ۳ نمونه تناقض ادعاهای امروز هاشمی با عملکرد دیروز وی

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، اخیراً سخنانی از آیت‌الله علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر شده که حاوی نکات جالبی است.

هاشمی رفسنجانی در دیداری که با مسئولان فصلنامه مطالعات بین‌المللی داشته‌، گفته که "اصلاً هیچ موردی تا به حال مخصوصاً آن دوره‌ای که رئیس جمهور بودم، موافق با زندانی سیاسی کردن هیچ کس نبودم. ما زندان را می‌شناختیم که چیست. بستن روزنامه برای من اصلاً یک تابو بود. مگر اینکه از دست من خارج بود".

این ادعاهای هاشمی‌رفسنجانی با آنچه از عملکرد ‌8 ساله ریاست جمهوری وی در دولت موسوم به سازندگی در اذهان عمومی ثبت و ضبط شده است، تناقض دارد.

در ذیل به سه نمونه از اتفاقاتی که در دولت هاشمی رفسنجانی افتاده و با این ادعاهای وی تناقض دارد، اشاره می‌شود:

برخی از عناصر گروهک موسوم به ملی مذهبی در سال 69 نامه‌ای به رئیس دولت پنجم نوشتند و به اکبر هاشمی‌رفسنجانی اعتراض کردند.

بعد از این نامه برخی از نویسندگان آن ازجمله عزت‌الله سحابی بازداشت و روانه زندان شد.

سحابی درباره علت بازداشت خود توسط هاشمی رفسنجانی می‌گوید: ‌"‌بعد از دستگیری‌ها، در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی که مرا می‌شناختند، به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا عزت‌الله سحابی را گرفتید؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود: رویش زیاد شده بود،‌می خواستیم رویش را کم کنیم."

همچنین در برخی از سایت‌های اینترنتی آمده که عباس عبدی از اعضای مرکزیت حزب منحله مشارکت در سال 1373 زمانی که سردبیر روزنامه سلام بوده، در پی انتقاد از اکبر هاشمی‌رفسنجانی ‌۱۱ ماه را در زندان سپری کرد.

هاشمی رفسنجانی این ادعاها را یکبار دیگر در سال ۸۳ در گفت‌وگو با یکی از خبرگزاری‌های کشور مطرح کرده بود.

وی در این گفت‌وگو هم گفته بود که "‌چندین مجله در زمان دولت من شکل گرفتند و این ناشی از فضای آزادی بود که دولت ایجاد کرده بود و هیچ وقت از طرف من به آنها تعرض نمی‌شد‌".

بعد از انتشار این مصاحبه و بیان این ادعاها از سوی هاشمی رفسنجانی، شورای سردبیری روزنامه «جهان اسلام» در توضیحاتی که به خبرگزاری مورد اشاره ارسال کرده بود، این ادعاهای رئیس دولت پنجم و ششم را رد کرد.

اعضای شورای سردبیری روزنامه جهان اسلام در این رنجنامه از فضای سنگینی که مسئولان دولتی(دولت موسوم به سازندگی) بر رسانه‌های منتقد حاکم کرده بودند، سخن گفتند و اعلام کردند که این روزنامه به دستور " اعضا و ریاست ‌‌دولت سازندگی" توقیف شده بود.

در رنجنامه شورای سردبیری این روزنامه آمده بود که "روزنامه جهان اسلام در حالی که در استقلال مالی کامل با تلاش مدیر مسئول محترم و سایر همکاران به لحاظ محتوا، شمارگان چاپ، توزیع، جذب آگهی و … به وضعیت مطلوبی رسیده بود، در غروب یکی از روزهای دهه فجر سال ‌73 با نامه مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد از انتشار بازماند. "

در بخش دیگری از این رنجنامه نیز تصریح شده بود: " از طریق برخی اعضای دولت اطلاع حاصل شد که موضوع عملکرد روزنامه جهان اسلام در جلسه دولت سازندگی مطرح شده و برخی وزرای غیر مرتبط درباره آن سخن گفته و ضرورت توقیف آن را در حضور رئیس دولت مورد تاکید قرار داده‌اند. هنوز نمی‌دانیم که اعضا و ریاست محترم دولت سازندگی چگونه به خود اجازه دادند در مقام مدعی‌العموم بنشینند. تاسف زمانی مضاعف می‌گردید که بسیاری از رسانه‌ها بر اثر فضای سنگینی که حاکم بود، حاضر نمی‌شدند مراتب اعتراض و انتقاد دست‌اندرکاران روزنامه جهان اسلام را حتی به شکل خبری منعکس سازند".

شورای سردبیری روزنامه جهان اسلام در این نامه خود با اشاره به شکایت این روزنامه به دستگاه قضایی یادآور شده بود که دستگاه قضایی با اعلام اینکه ‌هیات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد اساساً حق چنین کاری نداشته، حکم به رفع توقیف روزنامه جهان اسلام داد؛ حکمی که به گفته گردانندگان این روزنامه، مسئولان وقت وزارت ارشاد تا آخرین لحظه حضور خود، در مقابل صدور و اجرای آن مقاومت کردند."


 
کتاب خاطرات دانشمند شهید مجید شهریاری به چاپ سوم رسید
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: کتاب «شهید علم» شامل خاطرات زندگی دانشمند شهید دکتر مجید شهریاری است به چاپ سوم رسید.

خبرگزاری فارس: کتاب خاطرات دانشمند شهید مجید شهریاری به چاپ سوم رسید

به گزارش خبرگزاری فارس، کتاب «شهید علم» که حاوی خاطراتی از زتدگی دانشمند شهید دکتر مجید شهریاری است به چاپ سوم رسید.

این کتب به همت دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با ویراستاری مجدد در تیراژ 5 هزار نسخه چاپ شده است.

«شهید علم» برای اولین بار به مناسبت نخستین سالگرد شهادت دکتر شهریاری در محرم سال 1390 با نام «دانشمند عاشورایی» به چاپ رسیده بود.

این کتاب 120 صفحه­ای روایت 100 خاطره متفاوت از دوره­های مختلف زندگی شهید است که توسط بستگان، دوستان، همکاران و شاگردان شهید بیان شده است و در انتهای کتاب تصاویری از دکتر مجید شهریاری آورده شده است.

شهید مجید شهریاری دانشمند فرزانه و استاد فیزیک هسته­‌ای دانشگاه شهید بهشتی ایران بود که در تاریخ ۸ آذر ۱۳۸۹ توسط رژیم صهیونیستی و باهمکاری اطلاعاتی منافقین در یک عملیات تروریستی به درجه رفیع شهادت نایل شد.

در بخشی از مقدمه کتاب «شهید علم» آمده است:

«شهید شهریاری را  قبل از شهادتش عده‌ای خیلی خوب می‌شناختند. عده‌ای خوب می‌دانستند غنی‌سازی 20 درصد اورانیوم و بسیاری پیشرفت‌های علمی ایران در علوم هسته‌ای مدیون تلاش‌های اوست و اگر نباشد، از سرعت این پیشرفت‌ها کاسته خواهد شد. این دسته طیف گسترده‌ای هستند؛ از نخست‌وزیر اسراییل و روسای موساد و سیا، تا موتورسوار مزدوری که بمب را به بدنه خودروی شهید شهریاری چسباند. همان‌ها که گفتند ترور شهید شهریاری اقدامی غیرجنگی برای توقف پیشرفت ایران بوده است؛ همان‌هایی که پس از شنیدن خبر ترور شهریاری، نفس راحتی کشیدند. دسته دیگری هم بودند که وقتی خبر شهادت شهریاری را شنیدند نفس در سینه‌های‌شان حبس شد و در سینه ماند تا بغض‌شان بترکد و همراه با سیل اشک جاری شود. اینها هم شهریاری را خوب می‌شناختند. آنچه پیش‌رو دارید روایت‌های دسته دوم است برای دسته سومی که شهریاری را با شهادتش شناختند و هنوز او را با شهادتش می‌شناسند.»


 
نامه ‌لاریجانی ‌‌به رهبر معظم انقلاب درباره فاز دوم یارانه‌‌ها
ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: رئیس مجلس شورای اسلامی درباره اجرای فاز دوم قانون یارانه‌‌ها ‌به مقام معظم رهبری نامه نوشته است.

خبرگزاری فارس: نامه ‌لاریجانی ‌‌به رهبر معظم انقلاب درباره فاز دوم یارانه‌‌ها

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی درباره اجرای فاز دوم قانون هدفمند کردن یارانه‌ها به رهبر معظم انقلاب اسلامی نامه نوشته است.

بر اساس این گزارش، در حالی دولت از آغاز اجرای فاز دوم قانون هدفمند کردن یارانه‌ها سخن می‌گوید که علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی این اقدام دولت را مغایر نص صریح قانون دانسته و نسبت به تبعات اقتصادی آن به دولت هشدار داده است.


 
متن کامل طرح استیضاح وزیر ‌کار + اسامی امضاکنندگان
ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: طرح استیضاح وزیر تعاون‌، کار و رفاه اجتماعی ‌با 19 امضا به هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی ارائه شده است.

خبرگزاری فارس: متن کامل طرح استیضاح وزیر ‌کار + اسامی امضاکنندگان

به گزارش گروه مجلس خبرگزار‌ی فارس، متن طرح استیضاح عبدالرضا شیخ‌الاسلامی وزیر تعاون‌، کار و رفاه اجتماعی که با 19 امضا به هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی ارائه شده، به شرح ذیل است:

بسمه تعالی

برادر ارجمند جناب آقای دکتر علی لاریجانی

رئیس محترم مجلس شورای اسلامی       

با سلام و احترام؛

به استناد مواد 219 و 220 قانون آئین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی تقاضای استیضاح آقای دکتر شیخ الاسلامی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی را تقدیم می‌کنیم.

علت استیضاح، نصب آقای سعید مرتضوی به عنوان مدیرعامل صندوق تامین اجتماعی است که به دلائل زیر بر خلاف مصالح کشور و معارض قانون و آسیب زننده به منافع 33 میلیون کارگر زحمت‌کش و خانواده‌های آنان است:

1. وی در سمت قبلی خویش یعنی دادستان تهران متهم است و از حالت قضایی معلق شده و پرونده‌اش هنوز مفتوح است.

2. در گزارش تحقیق و تفحص مجلس از فاجعه کهریزک، مقصر شناخته شده است.

3. در پرونده دانشگاه آزاد اسناد زیادی علیه اقدامات غیرقانونی و سوء‌استفاده‌های وی موجود است.

4. در تحقیق و تفحص از قوه قضاییه به دلیل تخلفاتش مقصر شناخته شده و پس از قرائت گزارش ذیربط در مجلس، واکنش غیرقانونی و خلاف شئون شغلی در رسانه‌ها نشان داده است.

5. اسناد مطمئنی در سوء‌استفاده از موقعیت شغلی علیه وی موجود است.

6. در تصدی صندوق تامین اجتماعی و مادر شرکت عظیم وابسته، یعنی شستا تخصص و تجربه مناسب را ندارد و به همین دلیل بر خلاف قانون مدیریت خدمات کشوری عمل شده است‌.

7. تذکرات برخی نمایندگان مجلس و گروه‌های اجتماعی- سیاسی در این باره نادیده گرفته شده است.

8. گفته شده که آقای وزیر تصمیم را به جناب آقای رئیس جمهور نسبت داده است. وزیری که بر خلاف مصالح مردم و کشور قدرت مقاومت در برابر فشار ناحق را ندارد، نمی‌تواند مورد اعتماد و اتکا مجلس باشد.

1. علی زاکانی   تهران                    

2.  احمد توکلی   تهران

3. حسین نجابت   تهران

4. الیاس نادران   تهران

5. پرویز سروری   تهران

6. غلامرضا مصباحی مقدم  تهران

7. زهره االهیان   تهران

8. علی مطهری   تهران

9. سید رضا اکرمی  تهران

10. حسینعلی شهریاری  زاهدان

11. محمد امین رحیمی  ملایر

12.  محمد دهقان    طرقبه و چناران

13.  سلیمان جعفرزاده  ماکو 

14.  مسعود پزشکیان  تبریز 

15.  شکور اکبرنژاد  تبریز

16.  مسعودی ریحان  هریس و اهر

17. حسن نوروزی   رباط کریم 

18.  موسی الرضا ثروتی  بجنورد

19.  سیدحسین دهدشتی  آبادان


 
انتقام فتنه گران از «قلاده های طلا »
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس:ماجرای اقدامات مشکوک برخی رسانه های حامی فتنه که خود را تلاش دارند در جبهه اصولگرایان نشان دهند گویی پایانی ندارد.

خبرگزاری فارس: انتقام فتنه گران از «قلاده های طلا »

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از محدوده، ماجرای اقدامات مشکوک برخی رسانه های حامی فتنه که خود را تلاش دارند در جبهه اصولگرایان نشان دهند گویی پایانی ندارد.

بنا بر این گزارش، سایت «خبرآنلاین» که همراه با سایت آقازاده آشوبگر حمایت های اساسی را از فتنه گران و حامیان فتنه انجام می داد این روزها نیز از هیچ اقدامی برای تخریب تلاش های ارزشی برای افشاء چهره واقعی جریان فتنه فرو گزاری نمی کند.

در این خصوص سایت مزبور در ادامه فعالیت های خود به تخریب فیلم قلاده های طلا به شکلی عمارگونه به افشاء فتنه 88 پرداخته است،اقدام کرد.

این سایت که از فروش بالای این فیلم عصبانی به نظر می رسد مدعی شد که فیلم «قلاده‌های طلا» یک اثر «موج‌سوارانه سیاسی» است که با انواع ترفند‌های رسانه‌ای می‌خواهد فروش بالایی داشته باشد.!

سایت خبرآنلاین در ادامه توهین به مخاطبان این فیلم را در دستور کار خود قرار داد گزینه های زیر را به تمسخر مورد اشاره قرار داد:

- دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور در صف دعوت از کارگردان فیلم ماه هاست انتظار می‌کشند.

- فروش فیلم در تنها سینمای شهر (...) تا صبح ادامه داشت و صف‌های مردم جلوی سینما به صورت فشرده حاکی از علاقه شدید مردم به این فیلم گزارش شده.

- هفته نامه انگلیسی زبان (...) در تحلیلی فیلم جدید طالبی را شاهکار سینمای ایران در دهه 80 عنوان کرد.

- طلاب مدرسه‌های علمیه (...) و (...) با انتشار بیانیه‌ای از ساخت این فیلم تشکر کردند و آن را برای تماشا به همه طلبه‌ها توصیه کردند و خواستار اکران خصوصی آن در حوزوه‌های علمیه با حضور کارگردان و عوامل فیلم شدند.

- جمعی از کشاورزان روستای (...) با پای پیاده برای دیدن این فیلم به شهر (...) عزیمت کردند.


 
اسامی دانشگاه‌های متقاضی اکران "قلاده‌های طلا" + جدول تفکیکی
ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: تاکنون دانشجویان حدود ۶۰ دانشگاه در سراسر کشور خواهان اکران فیلم سینمایی قلاده‌های طلا در دانشگاه‌های خود یا سینماهای مختلف شده‌اند.

خبرگزاری فارس: اسامی دانشگاه‌های متقاضی اکران "قلاده‌های طلا" + جدول تفکیکی

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، اکران فیلم سینمایی "قلاده‌های طلا" به کارگردانی ابوالقاسم طالبی از فروردین‌ماه سال جاری در سینماهای کشور آغاز شده است.

در همین راستا، دانشجویان دانشگاه‌های کشور خواستار اکران این فیلم سینمایی در دانشگاه‌های خود هستند.

در جدول زیر نام دانشگاه‌ها متقاضی اکران "قلاده‌های طلا" می‌آید: 

ردیف نام دانشگاه تاریخ پیشنهادی سینما دانشگاه
1 دانشگاه بیرجند 24 و 25 فروردین * -
2 دانشگاه اصفهان هفته آخر فروردین - *
3 دانشگاه شهید چمران اهواز بین 26 تا 30 فروردین - *
4 دانشگاه علوم پزشکی سبزوار 21 فروردین - *
5 دانشگاه قم 28 فروردین * *
6 دانشگاه یزد 21 فروردین * -
7 دانشگاه شاهد 21 فروردین * -
8 دانشگاه بوعلی همدان هفته چهارم اردیبهشت - -
9 دانشگاه مازندران 28 فروردین * *
10 دانشگاه شیخ مفید 15 اردیبهشت - -
11 دانشگاه پردیس قم دانشگاه تهران 28 فروردین - *
12 دانشگاه آزاد ارومیه هفته آخر فروردین * *
13 دانشگاه کاشان 26 فروردین یا 3 اردیبهشت - *
14 دانشگاه صنعت آب و برق شهید عباسپور  29 فروردین - *
15 دانشگاه حکیم سبزواری 21 فروردین - *
16 دانشگاه امام صادق (ع) واحد خواهران 21 فروردین - *
17 دانشگاه دانشگاه اراک   22 و 23 فروردین - *
18 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی 27 فروردین - *
19 دانشگاه اصول دین دزفول 19 الی 23 فروردین 9 الی 14 اردیبهشت - *
20 دانشگاه علوم و فنون قرآن تهران 21 فروردین 28 فروردین - *
21 دانشگاه صنعتی کرمانشاه 21 الی 22 فروردین - *
22 دانشگاه صنعتی سیرجان 21 الی 23 فروردین - *
23 دانشگاه علوم پزشکی کرمان اول اردیبهشت - *
24 دانشگاه اشراق بجنورد هفته اول اردیبهشت - *
25 دانشگاه آزاد واحد رامسر هفته دوم اردیبهشت ماه - *
26 دانشگاه علوم پزشکی یاسوج هفته اول اردیبهشت - *
27 دانشگاه علوم پزشکی اصفهان 26 الی 31 فروردین - *
28 دانشگاه آزاد مشهد هفته آخر فروردین - *
29 دانشگاه شهید باهنر هفته آخر فروردین - *
30 دانشگاه علوم پزشکی قم 21 فروردین - *
31 دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات تهران 25 فروردین تا 5 اردیبهشت - *
32 دانشگاه شیراز 23 فروردین - *
33 دانشگاه تربیت معلم کرج 26 فروردین - *
34 دانشگاه سوره (هنر تهران) هفته اول اردیبهشت - *
35 دانشگاه کار رفسنجان 30 فروردین - *
36 حوزه بسیج دانشجویی بقیة الله مشهد هفته‌های آخر اردیبهشت - *
37  قم موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) هفته سوم اردیبهشت - *
38 دانشگاه فرودسی مشهد هفته اول اردیبهشت - *
39 دانشگاه آزاد تربت حیدریه هفته دوم اردیبهشت - *
40 دانشکده مدیریت و علوم انسانی دانشگاه آزاد واحد تهران شمال هفته اول اردیبهشت - *
41 دانشگاه سمنان 21 فروردین -

*

42 دانشگاه شهرکرد هفته دوم اردیبهشت - *
43 دانشگاه فنی انقلاب اسلامی تهران 28 فروردین - *
44 دانشگاه شاهد 27 فروردین - *
45 دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین 20 تا پایان فروردین ماه - *
46 دانشگاه دانشگاه آزاد ورامین - پیشوا هفته آخر فروردین - *
47 دانشگاه نجف آباد 23 و 24 فروردین - *
48 دانشگاه آزاد - واحد زاهد شهر  18 یا 19 اردیبهشت - *
49 دانشگاه خلیج فارس بوشهر هفته آخر فروردین - *
50 دانشگاه گیلان هفته آخر فروردین و هفته اول اردیبهشت - *
51 دانشگاه دانشگاه مالک اشتر اصفهان 10 اردیبهشت - *
52 دانشگاه پیام نور مشهد 30 فروردین - *
53 دانشگاه پیام نور شیراز هفته آخر فروردین یا هفته اول اردیبهشت - *
54 دانشگاه دانشگاه ارومیه 5 اردیبهشت - *
55 دانشگاه علامه طباطبایی اواخر فروردین - *
56 دانشگاه صنعتی شریف 20 فروردین - *
57 دانشگاه تبریز 3 یا 50 اردیبهشت - *
58 دانشگاه علوم پزشکی زاهدان 23 تا 26 فروردین -  *
59 دانشگاه سهند تبریز هفته اول اردیبهشت * -

 
جدول زمانبندی مرحله دوم انتخابات مجلس
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤ : توسط : حسینی

ستاد انتخابات کشور در ابلاغیه ای خطاب به فرمانداران مراکز حوزه های انتخابیه مرحله دوم انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، جزئیات زمانبندی این مرحله از انتخابات را ابلاغ کرد.

در ابلاغیه ستاد انتخابات کشور به فرمانداران مراکز حوزه های انتخابیه مرحله دوم انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی با استناد به ماده1 و تبصره 3 ماده 9 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی جدول زمانبندی مرحله دوم نهمین دوره مجلس شورای اسلامی ابلاغ شده است.
 
برابر این گزارش در این ابلاغیه که به امضاء نوری جانشین ستاد انتخابات کشور رسیده است ، زمان انتشار آگهی انتخابات و آگهی اسامی نامزدها، تاریخ 6/2/91 تعیین شده و برای تبلیغات انتخاباتی نامزدها مدت 7 روز از بامداد پنج شنبه 7/2/91 الی ساعت 8 صبح پنج شنبه 14/2/91 مشخص گردیده است.
 
همچنین برابر آنچه پیش از این اعلام شده و در این جدول زمانبندی تصریح شده است، اخذ رای مرحله دوم انتخابات از ساعت 8 صبح روز جمعه 15/2/91 در کلیه حوزه های مشمول مرحله دوم آغاز خواهد شد.

 
یاسر هاشمی: جایی نشنیدم که پدرم گفته باشند مهدی متهم نیست
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤ : توسط : حسینی

یاسر هاشمی کوچکترین فرزند آقای اکبر هاشمی رفسنجانی است که نسبت به دیگر فرزندان وی کمتر در عرصه سیاست ورود پیدا کرده است. برای همین گفت‌وگو را هم 8 بار به اصطلاح پیچاند تا بالاخره مصاحبه کرد تا در موضوعات گوناگونی به سوالات پاسخ دهد.

به گزارش انتخاب، گزیده ی مصاحبه ی وی با روزنامه اعتماد در پی می آید:

* انسان در سیر تکاملی خود دیدگاه های متفاوتی نسبت به خود و اطراف در مقایسه با گذشته پیدا می کند و این مساله شامل آقای هاشمی هم می شود اما معتقدم هاشمی در اصول تغییری نکرده است.

* اظهارنظرهای ما به عنوان خانواده آقای هاشمی به ایشان هم هزینه وارد می کند به همین دلیل باید در اظهارنظرهای خود بیشتر دقت کنیم.

* ما را تخریب میکنند تا هاشمی را تخریب کنند چون فرزند ایشان به خودی خود اهمیت چندانی ندارد.

* معتقدم استراتژی دولت سازندگی گرچه در کوتاه مدت باعث بروز برخی فشارها شد اما در نهایت نتایج آن ماندنی شد.

* کشور را با صدقه دادن و گدا پروری نمی توان کشور را اداره کرد.

* نخبگان نه تنها نمی توانند انتقاد کنند بلکه حق سکوت کردن هم ندارند. عده ای معتقدند کسی که با ما نیست علیه ماست. البته آقای هاشمی حرف خود را می زند و متهم به حرکت در خلاف جهت است.

* جوانگرایی در سطوح عالی مدیریت اصلا به صلاح کشور نیست و مدیریت کشور را از قوه عاقله و تجربه دور می کند.

* اگر آقای هاشمی به جای حضور در انتخابات نهم به هدایت بازی می پرداخت این برخوردها پیش نمی آمد اما ایشان بر اساس وظیفه اسلامی و انقلابی خود تشخیص داد باید وارد شود. ایشان خیلی خوب می دانست پس از انتشار نامه 18 خرداد 88 مورد تهاجم قرار خواهد گرفت اما نامه را منتشر کرد.

* در دوره اصلاحات عده ای خیلی به حاج آقا بد کردند. خیلی از افرادی که زمانی مقابل پدر بودند به سمت ایشان بازگشتند، حالا یا اشتباه خود را پذیرفتند یا نفع سیاسی داشتند.

* ما نمی توانیم سوابق آقای مهندس موسوی در دوران هشت سال نخست وزیری را پنهان و تاریخ را استتار کنیم یا گفته های هاشمی و رهبری را حذف کنیم. به هر حال وقتی امام از پله های هواپیما پایین آمدند آن افراد با ایشان بودند. ما که نمی توانیم آن روز یا افراد را حذف کنیم. به اعتقاد من باید تحمل خود را بالا ببریم.

* سر فائزه درد می‌کند برای دردسر. فعالیت سیاسی دارد و پای نظرات خود می‌ایستد و حاضر به پرداخت هزینه هم هست. تا جایی که من می‌دانم از حکم دادگاهش اصلا ناراحت نیست.

* بیش از آن که موضوع مهدی واقعی باشد سیاسی است اما جایی نشنیدم که پدرم گفته باشند مهدی متهم نیست و پاک است و همیشه گفته مهدی در وقت خود می آید و به اتهامات پاسخ می دهد.

* نیامدن مهدی به ایران یک تصمیم سیاسی برای جلوگیری از به سمت تنش رفتن کشور بود.

* آقای هاشمی قضیه فیلتر شدن سایت را در جلسات مجمع از آقای اژه ای پیگیری کردند.

* آقای هاشمی چندین بار نسبت به تغییر جاسبی تصمیم گرفتند. دقیقا زمان آخرین تصمیم را به خاطر ندارم اما می دانم چند بار این تصمیم نهایی شد. ولی فضا همیشه به سمتی می رفت که کسی جز جاسبی نمی توانست جلوی موج های مخرب علیه دانشگاه آزاد را بگیرد.

* نظر آقای هاشمی این بود که فقط دکتر جاسبی توان اداره دانشگاه آزاد در فضای ملتهب را دارد و از این مجموعه صیانت کند.

* ثبات مدیریت در دانشگاه آزاد نتیجه مطلوبی داشت که قابل چشم پوشی نیست و امیدوارم به عنوان یک مدل قابل استناد در کشور باشد.

* حالا یک بار در یک جای کشور ثباتی ایجاد شده و نتیجه آن برای همه قابل قبول و رضایت بخش است اما به آن انگ های عجیب می زنند.

* ریشه هجمه ها علیه دانشگاه آزاد یک منبع عظیم مالی- انسانی با 300 هزار میلیارد تومان است و کسی دغدغه خیرخواهانه برای آن ندارد.

* فرهاد دانشجو نه گزینه هاشمی بود نه گزینه احمدی نژاد. گزینه تعدادی از اعضای هیئت امناست.

* انتخاب فرهاد دانشجو قانونی نیست، گرچه به آن وجاهت قانونی داده اند. دلیل قانونی نبودن آن هم این است که حق رای در تعیین رئیس جدید را از جاسبی گرفتند.

* کسی که ریشه اسلامی و انقلابی دارد نمی تواند آقای هاشمی را خارج از انقلاب ببیند یا طوری عمل کند که خود را بی نیاز از مشاوره با ایشان بداند.


 
مستند " پایان مدارا "
ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳ : توسط : حسینی

مستند " پایان مدارا "

 

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

 

کبریت "اگه تقلب شد بریزن توی خیابان ها" سرمایه ای را بر آتش زد که دیگر شعله

چراغ  "انشاء‌الله نتیجه انتخابات همان رایی باشد که مردم به صندوق می‌اندازند"

روغنی برای دود کردن نیز نداشته باشد.« مستند «پایان مدارا» به بیان روایتی بدیع و با

ساخت فنی مناسب درباره فتنه ها و عبرتهای بعد از انتخابات 88 می پردازد.این مستند

تقدیم کاربران می گردد.»

دانلود از سایت انصار کلیپ


 
سندی که دروغین بودن ادعاها علیه ایران را ثابت می‌کند
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳ : توسط : حسینی
حاج احمد کاظمی 6 سال بعد از
شهادت در سوریه چه می‌کند

خبرگزاری فارس: برخی از فعالان سایبری سوری، عکسی از کارت‌های ادعایی که مخالفان مسلح در سوریه آن را مدرکی دال بر عضویت ایرانیان غیرنظامی در سپاه تلقی می‌کنند را منتشر کرده است؛ این کارت متعلق به سردار شهید ایرانی حاج احمد کاظمی است که در سال 1384 به شهادت رسید.

خبرگزاری فارس: حاج احمد کاظمی 6 سال بعد از شهادت در سوریه چه می‌کند

به گزارش فارس، موج تبلیغات غرض ورزانه علیه ایران از سوی مخالفان وابسته سوریه و تروریست های مسلح که از سوی رسانه های وابسته به محور غربی-عربی همچون الجزیره، العربیه و فرانس ۲۴ حمایت می شوند، از آغاز این اغتشاشات جزو  آیتم های خبری روزانه بوده است.

دستگیری تک تیراندازان ایرانی، حضور نیروهای ایرانی در سرکوب‌های سوریه و کمک‌های تسلیحاتی ایرانی از جمله این اتهامات بوده است.

در این میان شاید بارها ادعا شده است که گروهک های مسلح سوری موفق به کشف و دستگیری ایرانیان در آشوب شده و کارت هایی نیز از این اشخاص منتشر کرده است.

در این میان برخی از فعالان سایبری سوری، عکسی از یکی از این کارتها که ادعا می‌شود برای ایرانیان عضو سپاه است را منتشر کرده است. جالب اینجاست که این کارت متعلق به سردار شهید ایرانی حاج احمد کاظمی است که در سال ۸۴ در سانحه سقوط هواپیما به شهادت رسید. این عکس به خوبی جعلی بودن ادعای این چنینی علیه ایران را در رابطه با امور سوریه را نشان می‌دهد.

این کارت متعلق به سردار احمد کاظمی در اوایل آغاز جنگ تحمیلی و پیوستن وی به سپاه است.


 
سلطانیه: هرگز غنی‌سازی را تعلیق نمی‌کنیم
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳ : توسط : حسینی
با آژانس همکاری می‌کنیم

خبرگزاری فارس: نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی گفت که تهران با قاطعیت به برنامه هسته‌ای خود ادامه داده و هرگز غنی‌سازی اورانیوم خود را تعلیق نمی‌کند.

خبرگزاری فارس: سلطانیه: هرگز غنی‌سازی را تعلیق نمی‌کنیم/با آژانس همکاری می‌کنیم

به گزارش فارس، "علی اصغر سلطانیه" در گفت‌وگو با شبکه تلوزیونی فاکس‌نیوز گفت که جمهوری اسلامی به دنبال سلاح اتمی نیست.

وی افزود: ایران هرگز غنی سازی (اورانیوم) را تعلیق نمی‌کند.

سلطانیه تاکید کرد که تهران مایل به همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد برنامه انرژی هسته‌ای خود است اما به هیچ درخواستی مبنی بر بازدید از تاسیسات نظامی خود تن نخواهد داد.

وی گفت: ما نمی‌توانیم اجازه دهیم هر بار هر کشوری که می‌خواهد در بزند و از مکان‌های نظامی ما بازدید کند.

نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی در ادامه خاطر نشان کرد که تحریم‌های کشورهای غربی علیه ایران در روند فعالیت‌های هسته‌ای این کشور اثری نداشته است.

سلطانیه گفت: تحریم‌ها هیچ اثری نداشته ‌و ما مصمم به ادامه فعالیت‌های انرژی هسته‌ای خود هستیم.

سلطانیه همچنین تهدیدها مبنی بر حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران را کم اهمیت دانست و تاکید کرد که تهران به چنین اقدامی، "پاسخی محکم با مشتی آهنین" خواهد داد.

وی تصریح کرد: هیچ کس نباید به خود جرات حمله به ایران را بدهد.


 
علیرغم تبلیغات ضد انقلاب خارج نشین
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳ : توسط : حسینی
فروش «قلاده‌‌های طلا» از مرز 1.5 میلیارد تومان گذشت

خبرگزاری فارس: فروش فیلم سینمایی «قلاده‌های طلا» از مرز یک میلیارد و 500 میلیون تومان گذشت.

خبرگزاری فارس: فروش «قلاده‌‌های طلا» از مرز 1.5 میلیارد تومان گذشت

 به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، فروش فیلم سینمایی «قلاده‌های طلا» ساخته جنجالی ابوالقاسم طالبی از مرز یک میلیارد و 500 میلیون تومان گذشت.

این فیلم در سینماهای تهران و شهرستان‌ها با گذشت حدود 18 روز از اکران، یک میلیارد و 570 میلیون تومان فروخته است و در رتبه نخست اکران نوروزی قرار دارد.

این فیلم روز گذشته در سینماهای تهران و شهرستان‌ها 135 میلیون تومان فروخته است.

در سینماهای تهران، سینما آزادی و سینما شکوفه بیشترین فروش را داشته‌اند و در شهرستان‌ها هم به ترتیب اصفهان و مشهد بالاترین میزان فروش را از آن خود کردند.

«قلاده‌های طلا» که لقب سیاسی‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را به خود اختصاص داده، به کارگردانی ابوالقاسم طالبی و تهیه‌کنندگی محمد خزاعی ساخته شده است و در بازیگرانی چون امین حیایی، محمدرضا شریفی‌نیا، علیرام نورایی، حمیدرضا پگاه و محمود عزیزی ایفای نقش می‌کنند.


 
پاسخ‌‌ ابولقاسم‌ طالبی‌ به‌ خبرنگار ضدانقلاب
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳ : توسط : حسینی

پاسخ‌‌ ابولقاسم‌ طالبی‌ به‌ خبرنگار ضدانقلاب

 

پاسخ‌های ابولقاسم طالبی کارگردان قلاده های طلا به مسیح علی نژاد خبرنگار ضد

 

انقلاب درباره قلاده‌های طلا

 

اطلاعات فایل دریافتی :

حجم : 3،58 مگابایت | فرمت flv

زمان : 27:05

دانلود - Direct Download Link

منبع :http://ansarclip.ir


 
مستند “انتخاب گران”
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳ : توسط : حسینی

مستند “انتخاب گران”


 

 

گوشت گوساله کیلو ۱۹ هزار تومن… به نظرت مردم بازم رأی می دن؟…

یه مانتو می خری ۷۰ هزار تومن…

یه جفت کفش بچه ۳۰ هزار تومن…

شهریه مدرسه دخترم…

قسط وام دو ماهه عقب افتاده…

فکر کنم مردم دیگه ذله شدن از گرونی…

چرا مردم بازم می رن رأی می دن؟…


دانلود اثر تصویری انتخاب گران، با کیفیت flv، حجم ۲۴ مگابایت

 

دانلود اثر تصویری انتخاب گران، با کیفیت mp4، حجم ۴۴ مگابایت

 

کاری از گروه سفیر


 


 
مستند دوپینگی ها
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٢ : توسط : حسینی

مستند دوپینگی ها

ساخته  عمارها

وقتی قرار شد دو فیلم «اخراجی ها ۳» و «جدایی نادر از سیمین» به طور

همزمان در اوایل سال ۹۰ اکران شوند،

جریانی بوجود آمد برای تحریم و قاچاق یکی از این دو فیلم. اما این اولین باری

نبود که کسی این چنین مورد تحریم و تخریب

از سوی این جریان قرار می گرفت…

کیفیت بالا با حجم ۳۲۸ مگابایت

کیفیت متوسط با حجم ۱۷۲ مگابایت

کیفیت پایین با حجم ۵۱ مگابایت

برای خرید اینترنتی مستند دوپینگی ها کلیک کنید…


 
عکس: فرزند شهید شهریاری و آرمیتا رضایی‌نژاد در لباس احرام
ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٢ : توسط : حسینی

خانواده شهیدان شهریاری و رضائی نژاد از اساتید دانشگاه و شهدای هسته‌ای کشور که توفیق تشرف به مدینه منوره را داشتند شب گذشته با محرم شدن در مسجد شجره و برای به‌جا آوردن اعمال عمره مفرده عازم مکه مکرمه شدند.


 
علیرغم تهدید فیس‌بوک به اخراج کاربران ضداسرائیلی صورت گرفت
ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٢ : توسط : حسینی
پاسخ‌های جالب کاربران ایرانی فیس‌بوک به
ادعای دوستی وحشی‌ترین قوم‌ تاریخ

خبرگزاری فارس: کاربران ایرانی به ادعای دوستی مردم اسرائیل پاسخ‌های جالبی داده‌اند.

خبرگزاری فارس: پاسخ‌های جالب کاربران ایرانی فیس‌بوک به ادعای دوستی وحشی‌ترین قوم‌ تاریخ

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، همزمان با فرارسیدن ایام نوروز و آغاز سال ۱۳۹۱ هجری شمسی برخی رسانه‌های غربی فارسی‌زبان از جمله رسانه دولتی رژیم سلطنتی انگلیس(بی‌بی‌سی فارسی) به همراهی شبکه اجتماعی فیس‌بوک اقدام جدیدی را در راستای پیشبرد اهدافشان درباره مناقشه ملت ایران و رژیم غاصب صهیونیستی آغاز کرده‌اند.

این رسانه‌ها و شبکه‌‌های اجتماعی با هدف القای افتراق بین ملت و حکومت جمهوری اسلامی ایران، قصد دارند اینگونه وانمود کنند که مردم! اسرائیل با مردم ایران هیچ مشکلی ندارند و تنها مشکل آنها سیاست‌های دولتمردان جمهوری اسلامی است!

در همین راستا گروهی از صهیونیست ها با حمایت همه‌جانبه مسئولان ارشد شبکه اجتماعی فیس‌بوک و همچنین پوشش گسترده رسانه‌‌های ضدایرانی از جمله بی‌بی‌سی و بالاترین، صفحه‌ای را در فیس‌بوک تحت عنوان "ما مردم ایران را دوست داریم! ما هیچ وقت کشور شما را بمباران نخواهیم کرد!" ایجاد کرده و آن را نیز بمب عشق! مردم اسرائیل نامگذاری کرده‌اند.

اما دقایقی پس از ایجاد این صفحه توسط صهیونیست‌ها، کابران ایرانی حاضر در فیس‌بوک پاسخ‌های جالبی به آن ارائه کرده‌اند. این پاسخ‌های افشاگرانه علیه جنایات صهیونیست‌ها موجب شده است که این کاربران ایرانی طی اخطارهای متعدد از سوی مسئولان فیس‌بوک تهدید به اخراج از این شبکه به ظاهر اجتماعی آزاد شوند!

یک کاربر ایرانی با آپلود عکسی از جنایت وحشیانه صهیونیست‌ها در جنوب لبنان که در آن کودکی که بر اثر اصابت بمب جنگنده‌های اسرائیلی سر از بدنش جدا شده، نوشته است: "من این عکس رو گذاشتم تو صفحه مسخره israel loves iran. اول اصلا منکر شدن و گفتن این عکس اصلا کدوم کشوره؟!! اینا کار اسراییل نیست و... بعد که جوابشونو دادم

این دفعه پلیس فیس بوک برام اخطاریه داد که اگه به فعالیت تو این صفحه israel loves iran همینطوری ادامه بدی غیرفعالت میکنیم!

ما در ره عشق نقض پیمان نکینیم ، گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم ، دنیا اگر از یزید لبریز شود ، ما پشت به سالا شهیدان ...نکنیم.

این عکس مربوط به کمپ سازمان ملل متحد نزدیکه روستای قانا در جنوبه لبنانه که در حمله سال 1996 اسراییل بعد از اینکه خیلی از مردم غیرنظامی جنوب لبنان با خیال اینکه چون کمپ سازمان ملل از بمباران اسراییل در امانه به اونجا پناهنده شده بودن اما اسراییل طبق ذاته همیشگیش اونجا رو به شدت بمباران میکنه طوری که حتی عده ای از سربازای سازمان ملل رو هم علاوه بر غیر نظامی های لبنانی تو اونجا شهید میکنه."

 

 

 

یک کاربر دیگر ایرانی نیز با آپلود عکسی از یک جشن صهیونیست‌ها که در آن قتل‌عام 73 هزار ایرانی توسط یهودیان جشن گرفته شده، می‌نویسد: "اینها همون آدم ها (بخوانید حیوان ها) یی هستند که چند روز پیج زدن و از علاقه شدیدشون به ایرانیان لب به سخن می آوردند!!!

جشن عید پوریم به مناسبت قتل عام 73 هزار ایرانی...."

 

همچنین کاربر دیگری از ایران نیز با طراحی لوگوئی مشابه لوگوی صفحه صهیونیست‌ها در فیس بوک، اما با پیامی متفاوت که در آن تصویری از شهید داریوش رضایی‌نژاد به همراه دخترش دیده می‌شود، در متنی انگلیسی خطاب به اوباما نوشته است: "Mr. President Obama! If you have chosen for tonight’s story the life of a prince and you are missing some details then you can probably play this Iranian lullaby for "Malia" and "Sasha”, who will probably get know the least sufferings that the politicians of your country have imposed on them since the coup on 1950. Maybe in this way, by the time the night is over and the morning comes, the next generation of the Americans has a more reasonable viewpoint on Iran that only wants to be advanced and religious.

As you kiss your daughters, just remember a girl who is hasn’t kissed her father for 8 moths !because he was martyred by your friends “MOSAD terrorists” !

 

در این متن به جنایات همیشگی و وحشیانه صهیونیست‌ها اشاره و ترور شهید رضایی نژاد از دانشمندان هسته‌ای کشورمان توسط دستگاه جاسوسی رژیم صهیونیستی(موساد)به اوباما یادآوری شده است.

کاربر دیگری نیز با طراحی تصویری خطاب به ساکنان سرزمین‌های اشغالی نوشته است که: "ما ایرانیان از شما متنفریم"

 

گفتنی است، موج پاسخ‌های خلاقانه کاربران ایرانی به این اقدام صهیونیست‌ها و در قبال آن تهدید مسئولان فیس بوک به اخراج این کاربران همچنان ادامه دارد.

این اقدامات کاربران ایرانی با حمایت برخی کاربران عرب‌زبان همچنان ادامه دارد و اکثر این تصاویر و نوشته‌های ایرانیان با کامنت‌ها و نظرات موافق مردم عرب‌زبان روبرو می‌شود.

یادآور می‌شود، مردم ایران ساکنان سرزمین‌های اشغالی را مردمی غاصب و تروریست می‌دانند که سرزمین فلسطینیان را به زور اشغال کرده و روزانه چندین تن از آنان را به شهادت می ‌رسانند.

 

 

 

در ایام حمله رژیم اشغالگر قدس به جنوب لبنان تصاویری از کودکان اسرائیلی منتشر شد که بر روی بمب‌های اسرائیلی که در حال شلیک به سمت جنوب لبنان بودند، می‌نوشتند: "هدیه‌ای برای کودکان لبنانی!!!"

 


 
حرکت فیس‌بوکی جریان سبز+ کامنت‌ها
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٢ : توسط : حسینی
«قلاده‌های طلا» را تحریم کنید

خبرگزاری فارس: فیلم قلاده‌های طلا که به بررسی حوادث پس از انتخابات 88 می‌پردازد علی‌رغم استقبال در سالن سینماها مورد توهین و تحریم جریان موسوم به سبز در صفحات اجتماعی قرار گرفته و از بازیگران این فیلم با الفاظ رکیکی یاد می‌شود.

خبرگزاری فارس: «قلاده‌های طلا» را تحریم کنید

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، اکران فیلم قلاده‌های طلا که بر اساس حوادث واقعی رخ داده بعد از انتخابات ریاست جمهوری ساخته و هم‌اکنون بر پرده سینماهای تهران و شهرستان‌هاست بازتاب‌های زیادی را در داشته است که یکی از این فضاها صفحات اجتماعی چون فیس بوک است.

برخی از افراد وابسته به جنبش موهوم سبز که عموما نیز در خارج از ایران سکونت دارند با راه‌اندازی صفحات تحریم قلاده‌های طلا درصدد کاهش فروش این فیلم هستند. این حرکت همانند حرکتی است که سال گذشته در برابر اکران نوروزی اخراجی‌های3 رخ داد و نتیجه آن فروش 6میلیاردی آن فیلم بود.

نکته جالب توجه این است که اکثر اداره‌کنندگان این فیلم قلاده‌های طلا را ندیده‌اند و صرفا بر اساس فرضیاتی که می‌گویند این فیلم تحریف جنبش سبز ایران است. هر چند برخی از افراد از این فیلم در این صفحات دفاع می‌کنند اما با توهین‌های بیشمار مدعیان آزادی بیان مواجه می‌شوند.

ضمن این که برخی صفحات برای تحریم و توهین به بازیگران این فیلم نیز ایجاد شده که در آنها توهین‌های بیشرمانه‌ای به بازیگران این فیلم شده است.

این نکته نیز قابل توجه است که طی دو سال اخیر فیلم‌های زیادی با نگاهی جانبدارانه به جنبش سبز در سینمای ایران ساخته شده و که اتفاقا از کمک‌های مالی دولتی نیز بهره برده بودند اما این که چند فیلم مخالف نظرات عده معدودی فیس‌بوک نشین قرار می‌گیرد و جنبش تحریم علیه یک فیلم راه می‌افتاد از اقتضائات مدعیان آزادی بیان و دموکراسی‌خواهان است.

در ذیل برخی نظرات این صفحات در پی می‌آید که برخی از آنها به دلیل شدت توهین های غیرقابل انتشار است.

* شریفی‌نیا. تو یه موجود بی شرف و کثیفی

* سرنوشت پایان نامه منتظر قلاده های طلا هم هست

* درس عبرت میشه واسه کسایی که در آینده میخوان به هر دلیلی به خون نداها و سهراب ها توهین کنن... از حق خودمون میگذریم ، ولی از حق اونا نه

* آنها که "بخاطر یک مشت دلار" هنر خود را فروختند و قلاده ای از طلا بر گردن انداختند.

* دیدن فیلم = خیانت به تمام خون های ریخته شده !

* با شرف‌ها با حیاها این فیلم و تحریم می کنن.

* میترسم این موج منفی سبب بشه که افراد بیشتری از سر کنجکاوی برن فیلم رو ببینن که چیه که این همه سروصدا کرده، کپی خیابونی این فیلم داره توزیع میشه، این افراد می‌تونن استفاده کنن.

* قلاده گردن شماهاست که ندیده تحریم میکنید بابا 1 سکانکس به بی گناهی ندا اختصتص داره

* محسن جان خفه شو لطفن

* اینجا پیج تحریم قلاده‌های طلاست، پس اینا که میان طرفداری میکنن دلیلش چیه؟ خوب تابلوست که شما ساندیس خورای شورای نظارت بر فضای مجازی هستین، راستی ساعتی چند می‌گیرین؟

* لعنت به تمام بازیگرای ... این فیلم

* قلاده‌های طلا= تعدادی ...  مثل شریفی نیا

 

* ننگ بر وطنفروشانی که حاضرند خود را بفروشند و هنر و هنرمند را لکه‌دار کنند.

* مثه اینکه قرار نیست سلحشورها و ده‌نمکی‌ها و شریفی‌نیاها و شمقدری‌ها و حامد کلاهداری ها تمام شوند.  واقعا متأسفم واسه مملکتی که دیگه سینماش هم داره خریده میشه.  امسال هم جشنواره فجر فیلم های خوبی داشت ولی فیلمی بانام قلاده های طلا کاری ازابوالقاسم طالبی آنچنان باتبلیغات سوء دربوق شیپور مافیای سینما قرارگرفت و آنچنان برای فروش آن درتهران تبلیغ شده بود که من و برخی دوستانم دربرف وباد مشهد درصف دیدن این فیلم ایستادیم و زمانیکه به داخل سینمارفتیم بسیارخوشحال بودیم. 

 

*داشتم باخودم می‌گفتم ایکاش همون موقع که اسم شریفی‌نیا رو در شروع فیلم دیدم سالن رو ترک می‌کردم.

* چقدر تعصب چشماتونو کور کرده!!!  فیلمی رو که ندیدید باهاش مخالفت می‌کنید!!!  زنده باد این دموکراسیتون!! زنده باد "زنده باد مخالف من" گفتنتون!!

* آخه چرا الکی حرف مفت می‌زنی برادر من؟! سالنهای اکران "گشت ارشاد" از قلاده‌های طلا هم بیشتره.اصلا حالا کی گفته این دو فیلم برابر هم هستند؟!!

* امین حیایی نیز مثل محمدرضا شریفی‌نیا یک خائن به مردم است... ما از امین حیایی متنفریم.... او دستش آغشته به خون مردم است....

* ما فلانی رو تحریم می‌کنیم، آخ مامان جون،احتمالا تحریم شما مثل تحریم نفتی غربی‌هاست، به خودتون برمیگرده.

* بابا بس کنید این مرده باد زنده بادها رو ... چیکار کرده بیچاره مگه ... فراموش کردید اونم یه انسانه و در امدش از همین راهه بازیگریه .... !

* تنفر از امین حیایی خیلی‌های دیگه هم بازیگر هستند....

* بعضی‌های اسمشون حیا داره ولی بی‌حیا هستند و برخی هم در اسمشان شریف هست ولی از همه بی‌شرف‌تر هستند.

 

 

 

با توجه به حملات ضد انقلابی فوق الذکر پیش بینی می شود، فروش فیلم قلاده های طلا بیش از پیش افزایش یابد.


 
مستند جالب NSA یاآژانس امنیت ملی
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٢ : توسط : حسینی

مستند جالب NSA یاآژانس امنیت ملی

 

 


دانلود

منبع : http://ammarha.hamweblogi.com

 


 
فرازهایی از فرمایشات مقام معظم رهبری به مناسبت روز جمهورى اسلامى
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٢ : توسط : حسینی
راقى‏ترین نوع مردم‏سالارى، جمهورى اسلامى است

خبرگزاری فارس: مقام معظم رهبری فرمودند: راقى‏ترین نوع مردم‏سالارى، مردم‏سالارى‏ دینى یعنى همان جمهورى اسلامى است.

خبرگزاری فارس: راقى‏ترین نوع مردم‏سالارى، جمهورى اسلامى است

فرازهایی از فرمایشات مقام معظم رهبری به مناسبت روز جمهورى اسلامى ایران به شرح ذیل است: ‏

 

نگاهی به حکومتهای چند صد سال اخیر ایران

شما به حکومتهایى که در طول این چند صد سال در ایران بوده‏اند، از حکومت منحوس و وابسته و فاسد پهلوى تا حکومت ضعیفِ وابسته بى‏عرضه بى‏لیاقت قاجارى تا حکومتهاى قبل از قاجار که بعضى نام و نشان و عنوان فاتح هم دارند، نگاه کنید، ببینید در کدامیک از این حکومتها، آحاد ملت ایران نسبت به اولیاى حکومت، احساس علقه و رابطه مى‏کردند. خواهید دید که در هیچ‏کدام چنین وضعى وجود نداشته است. مردم جدا بودند، آن‏ها هم جدا بودند. آن‏ها سیاست خارجى را تنظیم مى‏کردند و مردم هم خبر و علاقه¬اى به آن نداشتند.

کارها برطبق مصالح مردم هم نبود، حتّى کارهایى که به وسیله حکومتها به‏عنوان خدمت در این کشور انجام مى‏شد، غالباً- مگر در موارد خیلى معدودى- به نفع و صلاح بیگانگان و یا همان اولیاى حکومت فاسد بود. همین راه‏آهن سرتاسرى که در زمان رضا خان کشیده شد، تحقیقاتِ هم بیگانگان و هم خودى‏ها نشان مى‏دهد که مسیر این راه‏آهن، صرفاً به مصلحت انگلیسى‏ها و بر ضد مصلحت ملت ایران انتخاب شد. از این قبیل کارها زیاد بود. آنچه مطرح نبود، میل و اراده و مصلحت و عواطف و علایق مردم بود. در حقیقت آنچه مطرح و ملاک بود، منفعت بیگانگان یا سردمداران فاسد قدرت‏مدار بود. لذا مردم هم نسبت به آن‏ها رابطه و محبتى نداشتند و هرکدام از این سلاطین یا سلسله‏هاى سابق که از بین رفتند، رفتن آن‏ها با خوشحالى مردم مواجه شد.(9)

 

همه پرسی بی سابقه برای انتخاب شیوه حکومت

در هیچ انقلابى در دوران انقلابها- که نیمه اول قرن بیستم، دوران انقلاب‏هاى گوناگون است؛ در شرق و غرب دنیا انقلاب‏هاى مختلفى با شکلهاى مختلف به وجود آمد- سابقه ندارد که دو ماه بعد از پیروزى انقلاب، یک رفراندوم‏ عمومى براى انتخاب شیوه حکومت و نظام حکومتى انجام بگیرد، اما به همت امام قدس سره در ایران این اتفاق افتاد.(10)

وقتى در کشورى انقلاب مى‏شد- یا انقلاب حقیقى یا کودتایى به اسم انقلاب- مدتها از دولت و تشکیلات دولتى و نظم دولتى خبرى نبود. یک گروه به نام مسوولان انقلاب، زمام کشور را در دست مى‏گرفتند و طبق میل و تشخیص خودشان– هرطور بود- عمل مى‏کردند. در انقلاب اسلامى، امام قدس سره اجازه نداد این‏طور بشود؛ حتّى از قبل از پیروزى انقلاب دولت تعیین کرد تا نظم وجود داشته باشد. بااینکه آن وقت شوراى انقلاب هم بود، اما امام قدس سرهخواست با شکل قانونى و منطقى، کشور اداره‏ شود. اصل تشخیص اینکه چه نظامى در کشور بر سر کار بیاید، این را امام قدس سرهبه عهده رفراندم و آرای عمومى گذاشت. این هم در دنیا سابقه نداشت. در هیچ انقلابى در دنیا، ما نشنیدیم و ندیدیم که انتخاب نوع نظام را- آن هم در همان اوایل انقلاب- به عهده مردم بگذارند. هنوز از پیروزى انقلاب دو ماه نگذشته بود که امام همه‏پرسى درباره نظام اسلامى را اعلان کرد که مردم به نظام جمهورى اسلامى رأى دادند. (11)

 

مردم در رفراندوم جمهوری اسلامی، می دانستند چه می خواهند

کسانى که خودشان اسلام را نه مى‏شناختند و نه تهِ دلشان چنان اسلامى را مى‏خواستند؛ حداقلش این بود که جرأت نمى‏کردند به رژیمهاى طاغوتى غربى پشت کنند یا بى‏اعتنایى کنند، امروز مى‏نشینند و این طرف آن طرف مى‏گویند که مردم در رفراندوم‏ جمهورى اسلامى نمى‏دانستند چه مى‏خواهند! چطور نمى‏دانستند چه مى‏خواهند؟! مردم اگر نمى‏دانستند، چگونه هشت سال جنگ تحمیلى را با فداکاریهاى خودشان پیش بردند؟! چیزى را که نمى‏دانند، چطور برایش فداکارى مى‏کنند؟! مردم خوب مى‏دانستند چه مى‏خواهند، امروز هم خوب مى‏دانند چه مى‏خواهند. (12)

 

پایه های جمهوری اسلامی؛ جمهور + اسلام

جمهورى اسلامى، از لحاظ معناى تحت‏اللفظى، بر دو پایه استوار است؛ یکى جمهور مردم، یعنى آحاد مردم و جمعیت کشور. این‏ها هستند که امر اداره کشور و تشکیلات دولتى و مدیریت کشور را تعیین مى‏کنند و دیگرى اسلامى، یعنى این حرکت مردم، بر پایه تفکر اسلام و شریعت اسلامى است.

این، یک امر طبیعى است. در کشورى که اکثریت قریب به تمام آن مسلمان هستند، آن هم مسلمان مؤمن و معتقد و عامل، که در طول زمان، ایمان عمیق خودشان را به اسلام ثابت کرده‏اند و نشان داده‏اند، در چنین کشورى، اگر حکومتى مردمى است، پس اسلامى هم است.

مردم اسلام را مى‏خواهند. این از روز اول گفته شد و در طول سالهاى متمادى نیز تجربه گردید. امروز هم واضحترین حقیقت در نظام ما این است که آحاد و توده مردم، از نظام حاکم بر کشور مى‏خواهند که مسلمان باشد و مسلمانى عمل کند و اسلام را در جامعه تحقق ببخشد. (13)

 

جمهوریتِ ما از اسلام گرفته شده

بنده به‏هیچ‏وجه موافق نیستم که یک عدّه بگویند اگر فلان طور نباشد، اسلام از بین خواهد رفت، یک عدّه هم بگویند اگر فلان طور نباشد، جمهوریت از بین خواهد رفت؛ نه آقا، این حرفها نیست. در این کشور و در این نظام، اسلام با جمهوریت همراه است، جمهوریتِ ما از اسلام گرفته شده و اسلامِ ما اجازه نمى‏دهد در این کشور مردم‏سالارى‏ نباشد. ما نخواستیم جمهوریت را از کسى یاد بگیریم؛ اسلام این را به ما تعلیم داد و املاء کرد. این ملت، متمسّک به اسلام و معتقد به جمهوریت است. در ذهن این ملت و در این نظام، خدا و مردم در طول هم قرار دارند و خداى متعال این توفیق را داده است که مردم این راه را طى کنند. (14)

نظریه‏ سیاسى اسلام؛ مردم‏سالارى‏ دینى

شما مى‏خواهید نظریه سیاسى اسلام و نظام جمهورى اسلامى- یعنى مردم‏سالارى‏ دینى- را به دنیا معرفى کنید. جمهورى، یعنى مردم‏سالارى‏؛ اسلامى، یعنى دینى. بعضى خیال مى‏کنند ما که عنوان مردم‏سالارى‏ دینى را مطرح کردیم، حرف تازه‏اى‏را به میدان آوردیم؛ نه. جمهورى اسلامى یعنى مردم‏سالارى دینى. حقیقت مردم‏سالارى دینى این است که یک نظام باید با هدایت الهى و اراده مردمى اداره شود و پیش برود. (15)

 

مردم‏سالارى‏ دینى یعنى همان جمهورى اسلامى

در مورد مردم، مهم‏ترین کارى که امام قدس سره کرد، این بود که مفهوم مردم‏سالارى‏ را از چیزى که طرّاحان دمکراسى غربى و عوامل آن‏ها در صحنه‏هاى عملى مى‏خواستند نشان دهند، به‏کلّى دور کرد. سعى آن‏ها این بود که این‏طور القاء کنند که مردم‏سالارى‏ با دین‏سالارى و دین‏دارى سازگار نیست. امام قدس سره این مفهوم باطل را زایل کرد و مردم‏سالارى‏ دینى یعنى همان جمهورى اسلامى را در دنیا مطرح نمود. او به زبان هم اکتفا نکرد، صرفاً استدلال فکرى هم نکرد؛ عملًا این را نشان داد. (16)

 

نظام اسلامى، یعنى همان مردم‏سالارى‏

توصیه مؤکّد من به مسئولان این است که نگذارند در سطوح مدیریّتى نظام، دشمنان با ایادى خود اختلال و اختلاف ایجاد کنند. دشمن این را مى‏خواهد و اصرار دارد که مدیران کشور را در جبهه‏هاى متفاوتى نشان دهد. آرزوى دشمن این است که قواى سه‏گانه به جان هم بیفتند؛ مجلس به جان قوّه قضائیّه، قوّه قضائیّه به جان دولت، دولت به جان قوّه قضائیه. مسئولان باید هشیار باشند و نگذارند؛ بدانند امروز کشور به چه چیزى نیاز دارد.

این کشور، کشور اسلام و مردم است. نظام اسلامى، یعنى همان مردم‏سالارى‏ دینى که بر این کشور حاکم است. هیچ احتیاجى نیست که امروز مردم کشورمان را به دنباله‏روى از نظام مردم‏سالارى‏ توصیه کنیم. ما بعد از قرنهاى متمادى که بر این کشور استبداد حاکم بود، به برکت اسلام و انقلاب اسلامى به مردم‏سالارى‏ رسیده‏ایم؛ آن هم مردم‏سالارىِ‏ با دین. (17)

دمکراسى یعنى مردم‏سالارى

امروز دشمنان در تبلیغات خود مى‏خواهند این‏طور وانمود کنند که ایران باید به سمت دمکراسى برود! انقلاب، ایران را از آزادترین نوع دمکراسى برخوردار کرد؛ امروز ایران کجا مى‏خواهد برود؟! دمکراسى یعنى مردم‏سالارى، یعنى حکمیّت و معیار بودن رأى مردم در شیوه سیاسى حکومت و اداره کشور. این کارى است که انقلاب به صورت معجزه در ایران انجام داد؛ کارى که اصلًا تصوّرش در تمام طول دوران دهها سال بعد از مشروطه تا انقلاب اسلامى وجود نداشت. البته در دوران نهضت ملى که انتخاباتِ آزاد وجود داشت، این کار عملى شد، ولى متأسفانه بر اثر اشتباهات مکرّر مسوولان وقت، این دوران بیش از حدود دو سال طول نکشید. به‏هرحال، منظور این است که غیر از آن دوران کوتاه، یک روز ملت ایران در این کشور براى انتخاب سرنوشت خود آزادى نداشت. (18)

 

راقى‏ترین نوع مردم‏سالارى؛ مردم‏سالارى دینی

در منطق اسلام، اداره امور مردم و جامعه، با هدایت انوار قرآنى و احکام الهى است. در قوانین آسمانى و الهى قرآن، براى مردم شأن و ارج معیّن شده است؛ مردم هستند که انتخاب مى‏کنند و سرنوشت اداره کشور را به دست مى‏گیرند. این مردم‏سالارى‏، راقى‏ترین نوع مردم‏سالارى‏اى است که امروز دنیا شاهد آن است، زیرا مردم‏سالارى‏ در چارچوب احکام و هدایت الهى است. انتخاب مردم است، اما انتخابى که با قوانین آسمانى و مبرّاى از هرگونه نقص و عیب، توانسته است جهت و راه صحیحى را دنبال کند.

در همه آنچه که در دنیا به نام دمکراسى و مردم‏سالارى شناخته مى‏شود، چارچوب وجود دارد. در دمکراسى‏هاى غربى، چارچوب عبارت است از منافع و خواست صاحبان ثروت و سرمایه‏دارانِ حاکم بر سرنوشت جامعه. تنها در آن چارچوب است که رأى مردم اعتبار پیدا مى‏کند و نافذ مى‏شود. اگر مردم چیزى را که برخلاف منافع سرمایه‏داران و صاحبان قدرت مالى و اقتصادى- و بر اثر آن، قدرت سیاسى– است، بخواهند، هیچ تضمینى وجود ندارد که این نظامها و رژیمهاى دمکراتیک، تسلیم خواست مردم شوند. یک چارچوب محکم و ناشکننده بر همه این خواستها و دمکراسى‏ها حاکم است. در کشورهاى سوسیالیستى سابق- که آن‏ها هم خودشان را کشورهاى دمکراتیک مى‏نامیدند- این چارچوب، حزبِ حاکم بود. در خارج از چارچوبِ تمایلات و سیاستها و انگیزه‏هاى حزبِ حاکم، رأى مردم هیچ توانایى و کاربُردى نداشت.

امتیاز نظام اسلامى در این است که این چارچوب، احکام مقدّس الهى و قوانین قرآنى و نور هدایت الهى است که بر دل و عمل و ذهن مردم پرتوافشانى و آن‏ها را هدایت مى‏کند. مسأله هدایت مردم یکى از مسائل بسیار مهمّى است که در نظامهاى سیاسى رایج دنیا به خصوص در نظامهاى غربى نادیده گرفته شده است. (19)

 

نکته اصلی در مردم‏سالارى دینی

در نظام اسلامى- یعنى مردم‏سالارى‏ دینى- مردم انتخاب مى‏کنند، تصمیم مى‏گیرند و سرنوشت اداره کشور را به وسیله منتخبان خودشان در اختیار دارند، اما این خواست و انتخاب و اراده در سایه هدایت الهى، هرگز به بیرون جاده صلاح و فلاح راه نمى‏برد و از صراط مستقیم خارج نمى‏شود. نکته اصلى در مردم‏سالارى‏ دینى این است. این هدیه انقلاب اسلامى به ملت ایران است. این تجربه جدید و جوانى است، اما تجربه قابل تأمّل و پیگیرى و قابل تقلیدى است براى همه کسانى که دلشان براى فضیلتها و جامعه پاک و پاکیزه انسانى مى‏تپد و از جرائم و رذائل اخلاقى و رواج زشتیهاى خُلقیّات بشرى رنج مى‏برند. (20)

 

مردم سالاری ما برخاسته از معنویت و دین است

ما مردم‏سالارى‏ را نه جدا و بیگانه از معنویت و دین، بلکه توانسته‏ایم کاملًا برخاسته از دین و معنویت در کشورمان مستقر کنیم. امروز کشورهایى که دولتها و بعضى از نمایندگان مجالسشان از دمکراسى و آزادى انتخابات دم مى‏زنند، دمکراسیشان بیگانه از معنویت بوده است. در نتیجه هرجا لازم شده و توانسته‏اند در همان دمکراسى‏ها تقلّب کنند، برخلاف رأى مردم تقلّب کرده‏اند. الآن رئیس‏جمهور آمریکا با کمتر از بیست و پنج درصد آرای مردم خودش، آن هم با حکم دادگاه، در آمریکا حکومت مى‏کند! دمکراسى‏اى که با معنویت همراه نباشد، همین است. بعد هم با ادّعاى دمکراسى، به دیکتاتورترین دیکتاتورهاى دنیا، دست دوستى و رفاقت و برادرخواندگى دادند!

ما تجربه نویى را آوردیم؛ ما دمکراسى را از دین گرفتیم، دمکراسى ما با معنویت و دین همراه است، لذا شد مردم‏سالارى‏ دینى، شد جمهورى اسلامى. مردم به این دستاورد مى‏بالند و از آن دفاع و به آن افتخار مى‏کنند. دشمن در تبلیغات خود مرتّب سعى مى‏کند این دستاورد را کوچک کند، به قول رایجِ بین کسبه، توى سر جنس بزند و آن را تحقیر نماید. امام صادق علیه الصّلاه و السّلام به شاگرد خود فرمود: چنانچه تو گوهر گرانبهایى در دست داشته باشى، همه دنیا اگر بگویند این سنگ است و تو بدانى که این گوهرِ گرانبها است، حرف همه دنیا را باور نمى‏کنى. اگر یک سنگ در دستت داشته باشى، همه دنیا بگویند این گوهرِ گرانبها است، بازهم به حرف آن‏ها گوش نمى‏کنى؛ مى‏بینى که سنگ است. وقتى گوهر گرانبهایى وجود دارد، اگر همه دنیا بگویند آنچه در دست دارى، بى‏ارزش است، مى‏بینى متاع باارزشى است. (21)

 

مقایسه مردم سالاری دینی و مردم سالاری غربی

در مکتب سیاسى امام قدس سره، هویت انسانى، هم ارزشمند و داراى کرامت است، هم قدرتمند و کارساز است. نتیجه ارزشمندى و کرامت داشتن این است که در اداره سرنوشت بشر و یک جامعه، آراء مردم باید نقش اساسى ایفا کند. لذا مردم‏سالارى‏ در مکتب سیاسى امام بزرگوار ما که از متن اسلام گرفته شده است، مردم‏سالارىِ‏ حقیقى است، مثل مردم‏سالارى‏ امریکایى و امثال آن، شعار و فریب واغواگرىِ ذهنهاى مردم نیست. مردم با رأى خود، با اراده خود، با خواست خود و با ایمان خود راه را انتخاب مى‏کنند، مسوولانِ خود را هم انتخاب مى‏کنند، لذا دو ماه از پیروزى انقلاب نگذشته بود که امام قدس سره اصل نظامِ برآمده از انقلاب را به رأى مردم گذاشت. شما این را مقایسه کنید با رفتارى که کودتاگران نظامى در دنیا مى‏کنند، رفتارى که حکومتهاى کمونیستى مى‏کردند و رفتارى که امروز آمریکا مى‏کند. دمکراسى حتّى در کشورهاى خودشان هم یک مردم‏سالارى حقیقى نیست؛ جلوه‏فروشى به وسیله تبلیغات رنگین و پولهاى بى‏حسابى است که در این راه خرج مى‏کنند،لذا آرای مردم گم است. در مکتب سیاسى امام قدس سره رأى مردم به معناى واقعى کلمه تأثیر مى‏گذارد و تعیین‏کننده است. این، کرامت و ارزشمندى رأى مردم است. (22)

جمهوری اسلامی و متهم شدن به ضد دمکراسی!

ایران اسلامى در حالى متهم به مخالفت با دموکراسى مى‏شود که از پنجاه روز پس از پیروزى انقلاب کبیر اسلامى تا 14 ماه پس از آن، دو همه‏پرسى‏ عمومى، که در یکى از آن‏ها مردم ایران، جمهورى اسلامى را به عنوان نظام سیاسى کشور برگزیدندو در دیگرى به قانون اساسى رأى دادند و سه انتخابات که در آن‏ها به ترتیب اعضاى مجلس خبرگان براى نوشتن قانون اساسى، رئیس‏جمهور و نمایندگان در مجلس شوراى اسلامى معین شدند، در آن برگزار شده و تا امروز همواره انتخابات آزاد، با شرکت پرشور مردم براى تعیین رئیس‏جمهور و نمایندگان مجلس، در موعد قانونى خود انجام گرفته است. (23)

فرازهایی از بیانات مقام معظم رهبری:

 

(9)12/ 07/ 1368

(10) 14/ 03/ 1389

(11) 14/ 03/ 1380

(12) 23/ 02/ 1379

(13) 10/ 01/ 1369

(14) 24/ 11/ 1382

(15) 20/ 08/ 1380

(16)14/ 03/ 1382

(17) 21/ 07/ 1382

(18)22/ 07/ 1382

(19)11/ 05/ 1380

(20)11/ 05/ 1380

(21) 24/ 11/ 1382

(22) 14/ 03/ 1383

(23)28/ 02/ 1372


 
حمله نیروهای آل خلیفه به تظاهرات‌کنندگان بحرینی
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٢ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: نیروهای آل خلیفه به شرکت کنندگان در تظاهراتی که ضد اشغالگران سعودی در نقاط مختلف این کشور برگزار شد، حمله کردند.

خبرگزاری فارس: حمله نیروهای آل خلیفه به تظاهرات‌کنندگان بحرینی

به گزارش فارس به نقل از شبکه العالم، مردم نقاط مختلف بحرین دیروز در جریان تظاهراتی تحت عنوان "جمعه مقابله با اشغالگر سعودی"، با حملات سرکوبگرانه نیروهای آل خلیفه مواجه شدند.

نیروهای آل خلیفه دیشب نیز به تظاهرات شبانه بحرینی ها در چند روستا و شهر حمله ور شده، و در مناطق مسکونی گازهای سمی شلیک کردند.

مزدوران آل خلیفه همچنین برای متفرق کردن تظاهرکنندگان به سوی آنها گلوله های پلاستیکی شلیک کردند، که در نتیجه آن چند نفر مجروح شدند.

تظاهرکنندگان بحرینی با سردادن شعارهایی، خواستار سرنگونی رژیم آل خلیفه شدند.

تجمع هزاران بحرینی مقابل دفتر سازمان ملل

همچنین هزاران بحرینی با تجمع مقابل دفتر سازمان ملل متحد در منامه، سکوت این سازمان درقبال جنایات آل خلیفه را محکوم کردند.

بحرینی ها در این تجمع اعتراض آمیز سکوت سازمان ملل در قبال قتل مردم با گازهای سمی و خفه کننده را که نیروهای رژیم آل خلیفه روزانه در مناطق مسکونی و داخل منازل شلیک می کنند، محکوم کردند.

تحصن کنندگان با حمل پوکه گلوله های گاز شلیک شده از سوی نیروهای آل خلیفه، از سازمان ملل خواستند در خصوص این جنایتهای بزرگ در بحرین موضع گیری کند.

شرکت کنندگان در این اقدام اعتراض آمیز، با تحویل نامه ای به این دفتر خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد از او خواستند از همه اختیارات حقوقی و قانونی خود برای نجات مردم بحرین استفاده کند.

شرکت کنندگان در این تجمع اعتراض آمیز همچنین در نامه ای سرگشاده به سران اتحادیه عرب، سکوت این اتحادیه در خصوص موضوع بحرین را محکوم کردند.

درخواست عفو بین الملل برای آزادی "عبدالهادی الخواجه"

سازمان عفو بین المل نیز در بیانیه ای از مسئولان بحرینی خواست هرچه سریعتر "عبدالهادی الخواجه" را بدون هیچ شرطی آزاد کنند.

عبدالهادی الخواجه فعال بحرینی بیش از 50 روز است که در اعتصاب غذا به سر می برد.

عفو بین الملل با اظهار نگرانی درباره وضعیت سلامتی الخواجه، تأکید کرد که ادامه بازداشت این فعال که فقط به دلیل بیان عقیده خود در زندان افتاده، بیانگر جدی نبودن وعده رژیم آل خلیفه برای آزادی بازداشت شدگان سیاسی است.


 
ده ها نفر دستگیر و روانه زندان های صهیونیستی شدند
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٢ : توسط : حسینی
یک کشته و 340 زخمی در راهپیمایی جهانی
الی بیت المقدس در اراضی اشغالی

خبرگزاری فارس: در راهپیمایی جهانی الی بیت المقدس در اراضی اشغالی 1948، کرانه باختری و نوار غزه یک نفر کشته و 340 نفر زخمی و ده ها نفر نیز دستگیر و روانه زندان های صهیونیستی شدند.

خبرگزاری فارس: یک کشته و 340 زخمی در راهپیمایی جهانی الی بیت المقدس در اراضی اشغالی

به گزارش خبرنگار فارس، علاوه بر لبنان در بسیاری از مناطق دنیا راهپیمایی جهانی الی بیت المقدس برگزار شد که در برخی از آنها از جمله نوار غزه منجر به شهادت و زخمی شدن افرادی شد.

بنابر این گزارش، در معبر قلندیا در قدس هشتاد نفر زخمی شدند و پنج نفر در شرق خان یونس در شهر عبسان مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

این در حالی بود که زخمی های درگیری فلسطینیان با اسرائیلی ها در قدس به پنجاه تن که تعدادی از آنها در باب عامود و ورودی های مسجد الاقصی زخمی شدند و اسرائیلی ها ده ها نفر از معترضان در قدس و مناطق دیگر را دستگیر کرده اند که از جمله آنها «حاتم عبدالقادر» مسئول پرونده قدس در حرکت فتح دستگیر شد.

همچنین در دیگر اراضی اشغالی از جمله در حرم ابراهیمی و شهر الخلیل درگیری میان معترضان و اشغالگران رخ داد و در یکی از این درگیری ها دکتر مصطفی برغوثی از رهبران فتح در اثر اصابت گلوله گاز به سرش زخمی شد.

همچنین ده ها مجروح در اثر استشمام گاز سمی به بیمارستان رام الله منتقل شدند

این در حالی بود که تعدادی از راهپیمایان در بیت لحم در کرانه باختری و در منطقه ایرز، در ابوسلیمه و در شمال نوار غزه در اثر اصابت گلوله صهیونیست‌ها زخمی شدند.

در همین حال در پایان راهپیمایی روز گذشته منابع پزشکی و هلال احمرفلسطین اعلام کردند که حداقل 340 نفر مجروح جهت مداوا به درمانگاه های این منطقه آورده شده بودند که حال شش نفر از انها وخیم گزارش شده است.

محمد عیاد مشاور رسانه ای رئیس هلال احمر فلسطین گفت: از میان انها 249 نفر که بخاطر تیراندازی یا گازهای سمی در درگیری های معبر قلندیا مجروح شده بودند مداوا شدند.

وی امار زخمی های بیت لحم را 38 نفر اعلام کرد و افزود: در این میان 9 نیروی هلال احمر نیز زخمی شدند و 3 امبولانس به دلیل حملات اشغالگران از کار افتادند!.

همچنین «محمود محمد زقوت» جوان 20 ساله فلسطینی در مواجهه با اشغالگران صهیونیست در شمال نوار غزه به شهادت رسید

خشونت صهیونیست ها در حالی در کرانه باختری رود اردن و نوار غزه و مناطق اشغالی 1948 از جمله شهر قدس رخ می داد که وزیر دولت صهیونیستی در بازدید از معبر قلندیا گفت: یک تئاتر فلسطینی در حال اجراست و ارتش بر اوضاع مسلط است.


 
شرکت سامسونگ الکترونیک کره جنوبی رسما از مردم ایران عذرخواهی کرد
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٢ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: به دنبال ساخت و پخش یک تیزر تبلیغاتی از شرکت سامسونگ که در آن چند صهیونیست در تلاش برای نابودی نیروگاه هسته ای ایران هستند، کی، تی ، بآئه رئیس شرکت سامسونگ الکترونیک (کره) از مردم ایران رسما عذرخواهی نمود.

خبرگزاری فارس: شرکت سامسونگ الکترونیک کره جنوبی رسما از مردم ایران عذرخواهی کرد

به گزارش خبرگزاری فارس، به دنبال ساخت و پخش یک تیزر تبلیغاتی از شرکت سامسونگ که در آن چند صهیونیست در تلاش برای نابودی نیروگاه هسته ای ایران هستند، کی، تی ، بآئه رئیس شرکت سامسونگ الکترونیک (کره) از مردم ایران رسما عذرخواهی نمود.

 

متن کامل نامه وی بدین شرح است:

 

شرکت سامسونگ الکترونیک بدین وسیله از اقدام شنیع یکی از شبکه های تلویزیونی کابلی اسرائیلی با نام HOT که با استفاده از یکی از محصولات این شرکت اقدام به تبلیغات برای شبکه خود نموده و سبب آزرده خاطر گشتن ملت ایران شده است، مراتب انزجار و تاسف عمیق خود را اعلام می نماید.

 

با توجه به پیشینه طولانی و ارادت عمیق شرکت سامسونگ الکترونیک نسبت به ملت شریف و صلح دوست ایران، این شرکت به مجرد حصول اطلاع توهین آمیز این تبلیغات، اکیدا خواستار توقف فوری آن شد و به علاوه بر توقف سریع فروش هرگونه از محصولات خود به این شبکه غیرحرفه ای پافشاری نمود.

 

شرکت سامسونگ الکترونیک به عنوان یکی از اعضای جامعه جهانی، احترام به همه ملل جهان را سرلوحه خود قرار داده و در همین راستا احترام زیادی برای ملت شریف ایران و فرهنگ غنی ایشان قائل است. از این رو مایل است بار دیگر از این عمل ناپسند که در آن یکی از کالاهای سامسونگ دستاویزی برای اهداف نادرست شبکه ای غیرحرفه ای قرار گرفته و سبب هتک حرمت ملت جمهوری اسلامی ایران شده است، پوزش خواسته و اطمینان دهد که در آینده با دقت کافی اجازه چنین استفاده ای را از کالاهای خود نخواهد داد.


 
خاطره حاج قاسم سلیمانی
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۱ : توسط : حسینی

خاطره حاج قاسم سلیمانی از مقام والای شهدا در جبهه های جنگ و

 

خاطره ای از شهید مهدی زندی در هجدهمین یادواره شهدای حاجی کلا1390/12/18


دانلود

منبع :   modafeclip.com


 
یقین بدانید این انقلاب شکست ناپذیر هست
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۱ : توسط : حسینی

یقین بدانید این انقلاب شکست ناپذیر هست


دانلود

منبع :   modafeclip.com


 
عقب‌نشینی صهیونیسم از عربده‌های جنگ‌طلبانه
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۱ : توسط : حسینی
هاآرتص خبر از منتفی شدن برنامه‌های موسوم به حمله
اسرائیل به ایران در سال 2012 داد

خبرگزاری فارس: روزنامه صهیونیستی هاآرتص در خبری ادعا کرد که هرچند برنامه حمله به ایران منتفی نشده اما دست‌کم در سال 2012 خبری از آن نخواهد بود.

خبرگزاری فارس: هاآرتص خبر از منتفی شدن برنامه‌های موسوم به حمله اسرائیل به ایران در سال 2012 داد

به گزارش فارس، این روزنامه صهیونیستی نوشت: جنگ به تاخیر افتاده و امسال اتفاق نخواهد افتاد. تا اطلاع ثانوی،  پرواز شماره 007 نیروی هوایی اسرائیل به تعویق افتاده است.

بنابراین گزارش، نتایج یک شبیه‌سازی نشان می‌دهد که ایرانیان با هرحمله موشکی خود می‌توانند ۲۰۰ سرباز آمریکایی را به قتل برسانند و در صورتی که اسرائیل به ایران حمله کند و ایران چنین پاسخی به ایالات متحده بدهد، خون این ۲۰۰ سرباز به گردن اسرائیل خواهد بود.

آمریکا که هشدارهای فراوانی را در خصوص حمله به ایران به اسرائیل داده است در عوض به صهیونیست‌ها قول داده است که در توسعه طرح دفاع موشکی موسوم به گنبد آهنین به آنان کمک خواهد کرد. ادعا می‌شود که گنبد آهنین توانسته است ۸۰ درصد از موشک‌های پرتاب شده از نوار غزه در ماه گذشته را ره‌گیری کند.

آمریکایی‌ها بار دیگر تاکید کرده‌اند که هیچ چیز مرتبط با امنیت اسرائیل را کوچک نخواهند انگاشت.


 
محکومیت‌فائزه قطعی‌شد
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۱ : توسط : حسینی

انتظار افکارعمومی برای‌رسیدگی به سایر اتهامات

 

دادگاه تجدید نظر تهران با تایید حکم دادگاه بدوی، فائزه هاشمی رفسنجانی را به شش ماه زندان و پنج سال محرومیت از فعالیت های سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی محکوم کرد.

به گزارش رجانیوز، این خبری بود که صبح امروز یکی از سایت‌های خبری منتشر کرد تا حدود سه ماه پس از اعلام حکم دادگاه بدوی به ریاست قاضی صلواتی در شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی، دادگاه تجدیدنظر نیز فائزه هاشمی را به جرم فعالیت تبلیغی علیه نظام، محکوم بداند و حکم دادگاه بدوی مبنی بر شش ماه حبس و پنج سال محرومیت از فعالیت های سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی را قطعی و لازم الاجرا عنوان کند.

جلسه رسیدگی به اتهامات فائزه هاشمی روز سوم دی ماه سال گذشته در شعبه 15 دادگاه انقلاب پس از آن برگزار شد که این جلسه در ابتدا قرار بود که در روز 23 مرداد سال 90 برگزار شود اما با چندین بار درخواست استمهال از سوی وکیل متهم، سرانجام حدود چهار ماه بعد برگزار شد.

با این حال، محاکمه فائزه هاشمی در این دادگاه تنها در مورد یکی از مصاحبه‌های او بود که سایت ضد انقلاب روزآنلاین در اوایل اردیبهشت ماه سال 90 از وی منتشر کرد و فائزه هاشمی د راین مصاحبه، مسئولان اجرایی کشور را عده‌ای اراذل و اوباش و لات و رجّاله خواند.

فائزه هاشمی در این مصاحبه با بیان اظهارات خارج از ادب و منطق اظهار داشت: "در زمان شاه این شعبان بی‌مخ و دار و دسته‎اش بودند که مثل همین اراذل و اوباش با رفتار وحشیانه و جمع کردن رجّاله‌ها و لات‌ها، با مخالفان خودشون برخورد می کردند. حالا هم متاسفانه همون ادبیات و همون روش با نام اسلام، انقلاب، دفاع از ارزش‌ها و این حرفها انجام می‎شه. اداره مملکت الآن با همین رجّاله‌ها و اراذل و اوباش است. آدم چی می‏تونه به این جریان بگه و چه انتظاری می‎تونه داشته باشه؟ "

با این حال، ضمن تقدیر از دستگاه قضایی به‌دلیل رسیدگی به این پرونده اتهامی خانم فائزه هاشمی، به نظر می‌رسد آن‌چنانکه افکار عمومی انتظار دارد و نمونه‌ی آن نیز بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان شش دانشگاه کشور پس از صدور حکم دادگاه بدوی وی بود، باید به سایر جرایم او در دوره فتنه نیز مانند سایر متهمان رسیدگی شود.

در ادامه به برخی از عناوین مجرمانه دیگر فائزه هاشمی  که در کیفرخواست متهمه در نظر گرفته نشده و به نظر می‌رسد باید در پرونده جداگانه‌ای به آن‌ها رسیدگی شود، با بازنشر یادداشتی که رجانیوز پیش از این در تحلیل حقوقی حکم، منتشر کرده بود، اشاره می‌شود:

• اهانت به مقدسات مذهبی و زیر سئوال بردن حجاب برتر بانوان ایرانی:

وی در چهارم اسفند ماه سال ۸۷ در مصاحبه با پایگاه اینترنتی الشروق الجزایر، خواستار اختیاری شدن حجاب در ایران شد و گفت: «به عقیده من، حجاب همچنان که در کشورهای اسلامی معمول است، باید در ایران هم اختیاری باشد نه اجباری.»

فائزه هاشمی همچنین با حضور در برنامه صبحگاهی شبکه دوم سیما به عنوان رئیس فدراسیون ورزش زنان حرف‌هایی از همین جنس زد و گفت: «متأسفانه بعد از انقلاب ما یک سری رفتارها برای خانم‌ها ارزش شد، رنگ مشکی ارزش شد، چادر مشکی، مانتو مشکی، مقنعه مشکی، روسری مشکی و رنگ‌های تیره و مرده ارزش شد. این ارزش‌ها خوب نبود.» او همچنین گفت: «متأسفانه در سال‌های اخیر سیاست‌ها به سمتی می‌رود که زنان را بیشتر خانه‌نشین کنند.»

بدیهی است عنوان مجرمانه ی نامبرده مشمول ماده 513 قانون مجازات جمهوری اسلامی خواهد شد، بنابراین، «هرکس به مقدسات اسلام... اهانت نماید... به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد.»

ضروری است که قوه قضائیه عدالت قضایی را برخورد با متهمان به جرایم مشابه در نظر گرفته و همان‌گونه که با منتشر کنندگان ویژه نامه موهن خاتون برخورد کرد، با این شخص برخورد کند.

• اقدام علیه امنیت ملی:

آنچه که اکنون بر همه واضح و مبرهن شده است، فعالیت سازماندهی شده و بلند مدت جریان فتنه در ماه های منتهی به انتخابات و به‌ویژه پس از آن، با وجود هسته‌ی فکری و مدیریتی این جریان در خارج از کشور است.

عضویت فائزه هاشمی در ستاد میرحسین موسوی در قالب سازماندهی دختران فیروزه ای پیش از انتخابات و حضور ثبت شده وی در تجمع‌های غیرقانونی این جریان در تاریخ های ۲۵، ۲۶ و ۳۰ خرداد، حضور در تجمع روز 16 آذرِ دانشجویان واحد علوم و تحقیقاتِ دانشگاه آزاد و ترغیب آنها به ادامه آن تا پایان روز و نیز هدایت این تجمع ساختارشکنانه به بیرون دانشگاه، حضور در تجمع روز ششم دی و هتک حرمت عاشورای حسینی و در نهایت حضور در تجمع معاندین نظام در روز یکم اسفند 89 در خیابان ولی‌عصر که منجر به دوبار دستگیری وی از سوی مأموران انتظامی در تجمع‌های یادشده گردید، از مصادیق بارز اقدام علیه امنیت ملی است که بنابر ماده 499 قانون مجازات اسلامی از سه ماه تا پنج سال حبس داشته و بنا بر قانون، تعدد جرم منجر به محکومیت متهمه به اشد مجازات مقرر در قانون خواهد شد.

• تبلیغ علیه نظام:

فائزه هاشمی با سخنرانی در تجمع‌ها و مصاحبه های متعدد پیش و پس از انتخابات بارها با موضع گیری برخلاف اراده ملت ایران شرایط را برای سوءاستفاده دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی ایران مهیا ساخت و امید جبهه باطل در تحقق رویای خام و پوچ‌شان را بیشتر کرد.

بدیهی است عنوان مجرمانه‌ی، وی مصداق روشن ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی است و در نتیجه: «هر کس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروه‎ها و سازمان‏های مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید، به حبس از سه ماه تا یک‎سال محکوم خواهد شد.»

گفتنی است بنا بر ماده 47 قانون مجازات اسلامی «در مورد تعدد جرم هرگاه جرایم ارتکابی... مختلف نباشد فقط یک مجازات تعیین می گردد و در این قسمت می تواند از علل مشدده کیفر باشد...» لذا با توجه به تکرار عنوان مجرمانه "تبلیغ علیه نظام" از سوی متهمه، بنابر تصریح قانون باید وی به اشد مجازات مقرر در قانون یعنی یک‎سال حبس (تنها در خصوص جرم تبلیغ علیه نظام) محکوم شود.

• اهانت به رهبر معظم انقلاب اسلامی:

اظهارت توهین آمیز فائزه هاشمی نسبت به رهبر معظم انقلاب در میان شرکت کنندگان در تجمع غیر قانونی 25 خرداد و نیز طعنه ها و کنایه های بی شرمانه‌اش به ساحت ولی معظم فقیه در مصاحبه با سایت ضد انقلابی روز آنلاین، در حالی است که بنا بر ماده‌ی ۵۱۴ قانون مجازات اسلامی: «هر کس به حضرت امام خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی رضوان الله علیه و مقام معظم رهبری به نحوی از انحا اهانت نماید، به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.»

انتظار می‌رود که قوه‎ی قضائیه در راستای گسترش عدالت محوری و نهادینه کردن قانون مداری با اجرای عدالت قضایی میان تمامی مجرمان و محکومان، نهایت تلاش خود را به کار بگیرد تا همان‌گونه که احکام متجاوزان به حقوق افراد در آن ایام تلخ را با عدالت و در عین حال سرعت و صلابت لازم صادر کرد، این‌بار نیز بدون توجه به اصل و نسب افراد و نیز نادیده انگاشتن تهدیدات مافیای قدرت و ثروت در کشور به اتهامات نامبرده به دقت رسیدگی کند


 
وزیر اطلاعات در جمع روحانیون کاروان‌ها در مدینه منوره عنوان کرد؛
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۱ : توسط : حسینی
برنامه ناکام دشمن در انتخابات مجلس برای ایجاد فتنه‌ای سنگین‌تر از 88/ تلاش موساد
برای نفوذ به حوزه‌های علمیه/ اشراف اطلاعاتی بر محرمانه‌ترین جلسات ضد انقلاب

وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران که به منظور سفر زیارتی عازم سرزمین وحی شده و در ابتدای این سفر نیز تأکید کرده بود که قصدش از انجام این سفر تنها زیارت است و هیچ دیداری با مقام‌های عربستان ندارد، در نشست روحانیون کاروان‌ها در مدینه منوره حاضر شد و به بیان مطالب مهمی در مورد آخرین برنامه‌ها و توطئه‌های دشمن علیه کشورمان و مسائل منطقه پرداخت.

به گزارش رجانیوز، حجت‌الاسلام و المسلمین حیدر مصلحی ابتدا به برگزاری آرام انتخابات مجلس به‌رغم طراحی‌های متعدد و گسترده دشمن برای ایجاد فتنه‌ای سنگین‌تر از فتنه 88 اشاره کرد و با یادآوری اشراف اطلاعاتی بر این توطئه‌ها و خنثی کردن آن‌ها، از این اشراف بر روی محرمانه‌ترین جلسات اپوزیسیون خارج از کشور خبر داد.

وی با یادآوری طراحی‌های موساد برای نفوذ در حوزه‌های علمیه و هشدار به روحانیون در زمینه افزایش دقت و مراقبت، به تحولات سوریه نیز اشاره و تأکید کرد که  مسئله اصلی ما در سوریه بشار اسد نیست، بلکه مهم‌ترین مسئله، حفظ روحیه مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی است.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حج، حجت‌الاسلام مصلحی گفت: شبکه‌های رسانه‌ای مانند بی‌بی‌سی و صدای آمریکا طراحی‌های سنگینی برای این انتخابات داشتند و شبکه‌های ارتباطی بدین منظور طراحی کرده بودند تا در شبکه های مختلف رسانه‌ای و ماهواره‌ای فتنه‌ای سنگین‌تر از فتنه 88 را ایجاد کنند.

وزیراطلاعات خاطرنشان کرد: این طرح رسانه‌های معاند با مصاحبه زنده خانم کلینتون در بی‌بی‌سی استارت خورد ولی خوشبحتانه با درایت و هوشیاری دستگاه‌های امنیتی کشور در همان آغاز امر شناسایی و مورد رصد کامل قرار گرفت.

وی خاطرنشان کرد: مقامات کشورهای آمریکا و انگلیس در جلسات خود بارها اعلام کرده بودند که کار نظام در انتخابات مجلس تمام است ولی مثل 30 سال گذشته همه نقشه‌های آنان نقش برآب شد.

وی با بیان اینکه انتخابات مجلس شورای اسلامی به سبب رقابت‌های قبیله‌ای و قومی دارای تنش‌های مختلف و حوادث تلخی در دوره‌های قبلی بود، گفت: خوشبختانه با وجود همه طراحی‌های دشمن و تبلیغات رسانه‌ای آنان، انتخابات دور نهم مجلس شورای اسلامی با مشارکت بسیار بالا از آرام‌ترین و بدون تنش‌ترین انتخابات‌های مجلس در کشورمان بود و دشمن به‌خوبی این موفقیت بزرگ امنیتی را درک کرده و پیام بزرگ آن را هم دریافت کرده است.

وی به روش‌های دشمنان برای برهم زدن امنیت کشور اشاره کرد و گفت: سرویس‌های اطلاعاتی دشمن با همکاری رسانه‌های خود حتی پشتیبانی سرویس اطلاعاتی فرانسه و انگلیس حلقه‌های مختلفی در داخل و خارج از کشور ایجاد کرده بودند که دستگاه‌های اطلاعاتی کشور پیش از انتخابات به طور کامل به این حلقه‌ها اشراف یافته و توانستند مانع اقدامات آنان شوند.

وزیراطلاعات افزود: هم‌اینک گروه های مختلف اپوزوسیون خارج از کشور به‌خاطر درز محرمانه ترین مذاکرات و تصمیمات خود به شدت به‌یکدیگر شک دارند و از همدیگر می‌پرسند مدحی نفوذ کرده به داخل ما چه کسی است که این مسئله یکی از دستاوردهای اشراف اطلاعاتی محسوب می‌شود.

وی در ادامه به سفر اخیر خود به کشور عربستان اشاره کرد و گفت: در این سفر، دیداری با ولیعهد عربستان داشتم و پیام صریح و روشن جمهوری اسلامی ایران را در خصوص تحولات منطقه‌ای به وی بیان کردم.

حجت‌الاسلام مصلحی افزود: از نکات جالب این دیدار این بود که ولیعهد عربستان صراحتا اعتراف کرد که در ایام جنگ تحمیلی به‌خاطر عربی بودن صدام حمایت‌های بسیاری از وی داشتیم که بنده نیز پاسخ صریحی به وی دادم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به روش‌های جدید جنگ نرم توسط دشمن پرداخت و گفت: یکی از این روش‌ها نفود به حوزه‌های علمیه است که برای دشمن اهمیت بسیار زیادی دارد و گاهی مشاهده شده است با ده واسطه به هدف خود رسیده‌اند.



وی گفت: توجه ویژه به موضوع شیعه‌شناسی از دیگر برنامه‌های دشمنان است و هم‌اینک موساد، موسسات مختلف تخصصی در خصوص شیعه‌شناسی ایجاد کرده است تا بتواند با شناخت دقیق از شیعه به آن ضربه بزند.

حجت‌الاسلام والمسلمین مصلحی به مراکز دینی و حوزوی کشور توصیه کرد که در ارتباط با افراد مختلف و ارائه اطلاعات به آنان نهایت دقت را داشته باشند.

وزیر اطلاعات کشورمان در ادامه به نام‌گذاری امسال از سوی رهبر معظم انقلاب اشاره کرد و گفت: دشمنان نظام تلاش زیادی دارند که از طریق تحریم‌های اقتصادی اهداف خود را پیاده کنند اما به‌خوبی می‌دانند این راه نتیجه‌ای ندارد، چراکه در دنیای امروز برای هر اقدامی راه‌های گریز زیادی هست و جمهوری اسلامی ایران نیز در سی سال گذشته تجربیات زیادی را در مسائل اقتصادی به‌دست آورده است.

وی گفت: باید تلاش کنیم با بالابردن تولید ملی و تقویت فرهنگ استفاده از تولیدات داخلی، وابستگی اقتصادی خود را به سایر کشورها به حداقل ممکن برسانیم.

وزیر اطلاعات همچنین به قدرت بالای نهادهای اطلاعاتی کشور اشاره کرد و گفت: سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران هم‌اینک قدرتمندترین سیستم موجود در منطقه است و به‌رغم توطئه‌ی بسیاری از کشورها که نمونه آن را در هشت سال جنگ تحمیلی تجربه کرده‌ایم، توانسته‌است مقتدرانه پیش برود.

وی افزود: این نکته را هم اعلام می‌کنیم که هم اینک نهادهای مختلف امنیتی کشور، بالاترین هماهنگی و همکاری را در سی سال گذشته با یکدیگر دارند که نتایج این هماهنگی را هم بارها مشاهده کرده‌ایم.

حجت‌الاسلام والمسلمین مصلحی همچنین به موضوع سوریه اشاره کرد و گفت: مسئله اصلی ما در سوریه بشار اسد نیست، بلکه مهم‌ترین مسئله، حفظ روحیه مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی است که متاسفانه بسیاری به این امر توجه ندارند.

وی به تلاش برای تغییر نام بیداری اسلامی به بهار عربی اشاره کرد و گفت: تلاش‌های زیادی صورت می‌گیرد تا این حرکت به عنوان بیداری اسلامی تعبیر نشود، اما واقعیت نشان می‌دهد که مردم منطقه به خوبی این موضوع را درک کرده‌اند و نشانه‌ی آن نیز نوع مواجهه مردم و جوانان مصری با گروه‌های فعال سیاسی این کشور است.

حجت الاسلام والمسلمین مصلحی در ابتدای این نشست با بیان اینکه چندسالی است توفیق تشرف به سرزمین وحی به عنوان روحانی کاروان را ندارد، گفت: رسالت روحانیون کاروان‌ها بسیار مهم و مقدس است و تاثیرگذاری بسیار زیادی دارد.

وی به بیان خاطراتی از تاثیرگذاری این سفر بر زائران پرداخت و تاکید کرد: باید تمام تلاش خود را برای بالابردن فیض معنوی زائران از سزرمین وحی، به‌کار گیریم.


 
اظهارات معاون نخست وزیر رژیم صهیونیستی در گفتگو با BBC
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٠ : توسط : حسینی
موشه یعلون: ترور دانشمندان هسته ای ایران کار خدا بود!

خبرگزاری فارس: معاون نخست وزیر رژیم صهیونیستی در پاسخ به سئوالی در مورد نقش اسراییل در ترور دانشمندان هسته ای ایران در این ترورها می گوید:این کار "کار خدا" بوده است و "خداوند به اسرائیل خیلی کمک می کند".

خبرگزاری فارس: موشه یعلون: ترور دانشمندان هسته ای ایران کار خدا بود!

 به گزارش فارس ، موشه یعلون معاون نخست وزیر رژیم صهیونیستی درمستندی که مازیار بهاری درباره روابط بین ایران و اسراییل ساخته است، در پاسخ به سئوالی در مورد نقش اسراییل در ترور دانشمندان هسته ای ایران با عدم تکذیب نقش دستگاه اطلاعاتی اسراییل در این ترورها می گوید:این کار "کار خدا" بوده است و "خداوند به اسرائیل خیلی کمک می کند".

در این مستند به جنبه های مختلف روابط ایران و اسراییل پس از انقلاب اسلامی ایران و به سفارش بخش فارسی شبکه بی.سی.سی تهیه شده است.

بنا بر این گزارش، تاکنون چهار تن از دانشمندان هسته ای ایران بوسیله تروریست های مسلح به قتل رسیده اند که تاکنون برخی دستگیرشدگان در این رابطه ، به نقش دستگاه جاسوسی موساد در این خصوص اذعان کرده اند.

رسانه های آمریکایی نیز به نقل از مقامات اطلاعاتی این کشور بارها به نقش موساد دراین باره و نارضایتی آمریکا از این مسئله اشاره کرده اند.


 
رهبر معظم انقلاب در دیدار نخست وزیر ترکیه:
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٠ : توسط : حسینی
ایران از سوریه دفاع خواهد کرد/
قویاً با هر طرح آمریکایی در ارتباط با سوریه مخالفیم

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب با تاکید بر اینکه ایران قویاً با هر طرحی که آمریکایی‌ها در ارتباط با مسایل سوریه مبدع آن باشند مخالف است، تاکید کردند: ایران از سوریه به دلیل حمایت از خط مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی دفاع خواهد کرد.

خبرگزاری فارس: ایران از سوریه دفاع خواهد کرد/ قویاً با هر طرح آمریکایی در ارتباط با سوریه مخالفیم
گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری،‌ حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز(پنجشنبه) در دیدار آقای رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه و هیئت همراه وی، با تاکید بر لزوم تعمیق بیش از پیش همکاری‌های دو کشور، خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران به طور جدی معتقد به گسترش همکاری ها با ترکیه است و هرگاه دو کشور در زمینه مسایل مختلف با یکدیگر همراه بودند، این همراهی به سود ایران و ترکیه و همچنین دنیای اسلام بوده است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار که در تالار آیینه حرم مطهر رضوی در مشهد مقدس برگزار شد، با اشاره به ظرفیت‌های فراوان گسترش همکاری‌ها، بخصوص در زمینه نفت و گاز افزودند: ایران از لحاظ مجموع منابع نفت و گاز در جهان، بسیار غنی است.

حضرت آیت الله خامنه‌ای همچنین با اشاره به شرایط حساس منطقه تاکید کردند: به لطف خداوند تحولات منطقه تاکنون به نفع اسلام و مسلمانان بوده است و از این پس نیز اینگونه خواهد بود.

ایشان افزودند: مهمترین مسئله در شرایط حساس منطقه این است که کشورهای مستقل، تصمیم‌های صحیحی بگیرند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به نگاه ابزاری قدرتهای مسلط دنیا بویژه آمریکا به کشورهای منطقه خاطرنشان کردند: آمریکایی‌ها هیچ ملتی را به عنوان ملت مستقل قبول ندارند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای افزودند: آمریکایی‌ها با همه کشورها اینگونه رفتار می کنند و بنابراین همواره باید در تصمیم گیری‌ها مصالح کشورهای اسلامی در نظر گرفته شود.

ایشان با اشاره به حضور سیاستمداران با گرایش‌های اسلامی در راس قدرت ترکیه تاکید کردند: چنین شرایطی در ترکیه به هیچ وجه مطلوب آمریکا و غرب نیست و همان مقدار که آنها از این شرایط ترکیه ناخرسند هستند، جمهوری اسلامی ایران از حضور برادران مسلمان در راس قدرتِ ترکیه بسیار خرسند است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص اوضاع سوریه با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی ایران قویاً با هر طرحی که آمریکایی‌ها در ارتباط با مسایل سوریه مبدع آن باشند مخالف است، خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران از سوریه به دلیل حمایت از خط مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی دفاع خواهد کرد و با هر گونه دخالت نیروهای خارجی در امور داخلی سوریه به شدت مخالف است.

ایشان تاکید کردند: ما از اصلاحات در سوریه همواره حمایت می کنیم و اصلاحاتی که در سوریه شروع  شده، باید ادامه یابد.

آقای رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه نیز در این دیدار ضمن ابراز خرسندی فراوان از فراهم شدن فرصت ملاقات با رهبر معظم انقلاب اسلامی به پیوندهای تاریخی ایران و ترکیه اشاره کرد و گفت: ما معتقدیم با توجه به این سابقه کهن، باید روابط دو کشور بویژه در بخش همکاری‌های زیرساختی تعمیق بیشتری پیدا کند.

نخست وزیر ترکیه، ترکیب هیئت همراه خود را نشانگر عزم جدی ترکیه برای گسترش روابط با ایران بخصوص در بخش انرژی دانست و با اشاره به شرایط منطقه افزود: منطقه با شرایط بسیار سختی مواجه است که امیدواریم بتوانیم این دوران را سپری کنیم.


 
رهبر معظم انقلاب در دیدار نخست وزیر ترکیه:
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٠ : توسط : حسینی
ایران از سوریه دفاع خواهد کرد/
قویاً با هر طرح آمریکایی در ارتباط با سوریه مخالفیم

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب با تاکید بر اینکه ایران قویاً با هر طرحی که آمریکایی‌ها در ارتباط با مسایل سوریه مبدع آن باشند مخالف است، تاکید کردند: ایران از سوریه به دلیل حمایت از خط مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی دفاع خواهد کرد.

خبرگزاری فارس: ایران از سوریه دفاع خواهد کرد/ قویاً با هر طرح آمریکایی در ارتباط با سوریه مخالفیم
گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری،‌ حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز(پنجشنبه) در دیدار آقای رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه و هیئت همراه وی، با تاکید بر لزوم تعمیق بیش از پیش همکاری‌های دو کشور، خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران به طور جدی معتقد به گسترش همکاری ها با ترکیه است و هرگاه دو کشور در زمینه مسایل مختلف با یکدیگر همراه بودند، این همراهی به سود ایران و ترکیه و همچنین دنیای اسلام بوده است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار که در تالار آیینه حرم مطهر رضوی در مشهد مقدس برگزار شد، با اشاره به ظرفیت‌های فراوان گسترش همکاری‌ها، بخصوص در زمینه نفت و گاز افزودند: ایران از لحاظ مجموع منابع نفت و گاز در جهان، بسیار غنی است.

حضرت آیت الله خامنه‌ای همچنین با اشاره به شرایط حساس منطقه تاکید کردند: به لطف خداوند تحولات منطقه تاکنون به نفع اسلام و مسلمانان بوده است و از این پس نیز اینگونه خواهد بود.

ایشان افزودند: مهمترین مسئله در شرایط حساس منطقه این است که کشورهای مستقل، تصمیم‌های صحیحی بگیرند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به نگاه ابزاری قدرتهای مسلط دنیا بویژه آمریکا به کشورهای منطقه خاطرنشان کردند: آمریکایی‌ها هیچ ملتی را به عنوان ملت مستقل قبول ندارند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای افزودند: آمریکایی‌ها با همه کشورها اینگونه رفتار می کنند و بنابراین همواره باید در تصمیم گیری‌ها مصالح کشورهای اسلامی در نظر گرفته شود.

ایشان با اشاره به حضور سیاستمداران با گرایش‌های اسلامی در راس قدرت ترکیه تاکید کردند: چنین شرایطی در ترکیه به هیچ وجه مطلوب آمریکا و غرب نیست و همان مقدار که آنها از این شرایط ترکیه ناخرسند هستند، جمهوری اسلامی ایران از حضور برادران مسلمان در راس قدرتِ ترکیه بسیار خرسند است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص اوضاع سوریه با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی ایران قویاً با هر طرحی که آمریکایی‌ها در ارتباط با مسایل سوریه مبدع آن باشند مخالف است، خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران از سوریه به دلیل حمایت از خط مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی دفاع خواهد کرد و با هر گونه دخالت نیروهای خارجی در امور داخلی سوریه به شدت مخالف است.

ایشان تاکید کردند: ما از اصلاحات در سوریه همواره حمایت می کنیم و اصلاحاتی که در سوریه شروع  شده، باید ادامه یابد.

آقای رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه نیز در این دیدار ضمن ابراز خرسندی فراوان از فراهم شدن فرصت ملاقات با رهبر معظم انقلاب اسلامی به پیوندهای تاریخی ایران و ترکیه اشاره کرد و گفت: ما معتقدیم با توجه به این سابقه کهن، باید روابط دو کشور بویژه در بخش همکاری‌های زیرساختی تعمیق بیشتری پیدا کند.

نخست وزیر ترکیه، ترکیب هیئت همراه خود را نشانگر عزم جدی ترکیه برای گسترش روابط با ایران بخصوص در بخش انرژی دانست و با اشاره به شرایط منطقه افزود: منطقه با شرایط بسیار سختی مواجه است که امیدواریم بتوانیم این دوران را سپری کنیم.