مستند زندگی حاج حسن تهرانی مقدم
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي:

مستند زندگی حاج حسن تهرانی مقدم

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم   


 
مستند زندگی حاج حسن تهرانی مقدم
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي: تفحص

مستند زندگی حاج حسن تهرانی مقدم

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم   


 
دیروز،امروز،فردا/گفتگوبا خانواده شهید احمدی روشن
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي: دیروز امروز فردا

دیروز،امروز،فردا/

 

گفتگوبا خانواده شهید احمدی روشن

مشاهده فیلم


 
هیئت عالیرتبه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بامداد یکشنبه وارد تهران می‌شود
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي: سیاسی

خبرگزاری فارس: هیئت عالیرتبه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به سرپرستی معاون مدیر کل، بامداد فردا (یکشنبه) وارد تهران خواهد شد.

خبرگزاری فارس: هیئت عالیرتبه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بامداد یکشنبه وارد تهران می‌شود

 

به گزارش خبرگزاری فارس، هیئت عالیرتبه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بامداد فردا وارد تهران خواهد شد.

پیش از این علی اصغر سلطانیه نماینده کشورمان در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به سفر هیئت عالی‌رتبه‌ای از آژانس به تهران گفته بود: این هیئت به سرپرستی "هرمن نارکاتس" معاون مدیر کل در امور پادمان و به مدت سه روز، برای انجام مذاکرات و گفت‌وگو پیرامون موضوعات مورد نظر آژانس به تهران سفر می‌کند.

 

وی یادآور شده بود که این سفر نشانی دیگر از شفافیت در برنامه‌ها و فعالیت‌های هسته‌ای ایران و تعامل کشورمان با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی محسوب می‌شود.


 
وقتی بابام شهید شد...
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي: تفحص

وقتی بابام شهید شد...

 
 
آنچه می‌شنوید گزارشی صوتی است از حضور سرزده رهبر انقلاب در منزل شهید داریوش رضایی‌نژاد. این برنامه صوتی با صحبت‌های «آرمیتا» درباره صحنه‌ی شهادت پدرش آغاز و با گفت‌وگوی رهبر انقلاب با خانواده‌ی شهید ادامه می‌یابد.
 



 

 

دانلود


 
مصاحبه خواندنی کیهان با خانواده شهید احمدی روشن
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي: تفحص

دانشمند شهیدی که ولایت فقیه

 

خط قرمزش بود

 

همیشه برای ما نسل سومی ها سؤال بوده که به راستی همت و باکری و باقری و خرازی و کاوه و جوانانی از این دست، در آن سن و سال چگونه به آن جایگاه رسیدند که لشگر قلوب را فرماندهی می کردند و خاکریزهای حماسه را فتح. آیا افسانه نبودند؟
و رسالت مصطفی این بود که پاسخی زنده باشد برای این سوال. جوانی که دانسته بود امروز صحنه نبرد حق و باطل کجاست و در خط مقدم این میدان بود.
آنهایی که گمان می کنند انقلاب پیر و خسته شده باید مصطفی را بشناسند. او که همنام چمران است و یادش را زنده کرد؛ مرد علم و جهاد.
و چه کوته نگر است آن دشمنی که گمان می کند با گلوله می توان این حرکت مجاهدانه را متوقف کرد. آری! مصطفی ها نمی میرند.
از همان روزهای اول حاج حسین گفته بود برویم و با خانواده شهید گفت و گو کنیم. مشتاق بودیم و عجله داشتیم اما آنها بشدت درگیر بودند و هر روز یک جایی مراسمی بود. بالاخره توفیق رفیق راه شد و دو روز بعد از تشریف فرمایی حضرت آقا به خانه مصطفی، مهمان خانه پدر این دانشمند شهید شدیم و آنچه می خوانید ماحصل گفت و گوی ما با رحیم احمدی روشن، صدیقه سالاریان و فاطمه بلوری کاشانی -پدر، مادر و همسر شهید- است. تذکر این نکته لازم است که بخش انتهایی گزارش، یعنی روایت دیدار امام خامنه ای با خانواده شهید به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ایشان است.
محمد صرفی، سرویس سیاسی

بعد از ظهر بود که رسیدم منزل پدر شهید. با آن تصویر بزرگی که از شهید روی دیوار ساختمان نصب بود، پیدا کردن خانه شان در کوچه کار دشواری نبود. خانه ساکت بود. نیم ساعتی زودتر از قرارمان رسیده بودم. قاب عکس مصطفی گوشه پذیرایی بود و لبخند می زد. تا مادر خانواده بیاید، کمی با آقا روح الله حرف زدم. دوست صمیمی شهید که هر قدر هم می خواست خودش را عادی نشان بدهد، چشمهایش داد می زد که چقدر داغدار است. داغ مصطفی...
¤
مصطفی فرزند دوم خانواده است و سه خواهر دارد. خواهر بزرگ تر کارشناسی ارشد اصلاح نباتات از دانشگاه تربیت مدرس، خواهر بعدی کارشناسی ارشد اقتصاد و آخرین خواهر هم دانشجوی کارشناسی ارشد پلیمر در دانشگاه امیر کبیر. علم و دانش در خانواده احمدی روشن اپیدمی است!
خودش هم که دانش آموخته نخبه دانشگاه شریف در رشته شیمی. دوستش می گوید مصطفی دنبال دکترا و مقاله ISI و این جور حرف ها نبود. «بعضی ها دنبال این هستند که مقالات و تحقیقاتی داشته باشند که از دانشگاه های خارج دعوتنامه بگیرند اما مصطفی نگاه می کرد ببیند نیاز واقعی کجاست، می رفت سراغ همان.»
مادر خانه دار است و می گوید: «خودم را وقف تربیت و تحصیل بچه ها کردم و خیلی چیزهای دیگر که برای بعضی ها مهم است، برای من مهم نبود.»
پدر می گوید: «با هم رفیق بودیم. مثل دو تا دوست. همیشه مترصد بود به نحوی ما را خوشحال کند.»
¤
پدر مصطفی چند سال پیش از انقلاب وارد شهربانی می شود. اما چون زیر بار حرف زور و اوامر طاغوت نمی رفته، اغلب در زندان و زیر شکنجه بوده است. اصلیت پدر همدانی است. می فرستندش یزد. خانه ای مجردی اجاره می کند. همانجاست که صدیقه خانم را که آن روزها مدرسه می رفته، می بیند.
آقا رحیم اهل مسجد محل هم هست. همان مسجدی که مادر صدیقه می رود. شنیده پدر صدیقه خانم به رحمت خدا رفته و مادرش شیرزنی است که چهار دختر را با آبرومندی بزرگ می کند. اینها را که می فهمد، مصمم تر می شود و خواستگاری می کند. مادر از اینکه یک آدم نظامی اهل مسجد و مومن است، خوشش می آید و اینطور می شود که ازدواج می کنند. شغل رحیم تعقیب و سرکوب مخالفان رژیم است اما خودش هم جزء همین مخالفان است و اطاعت نمی کند. هر روز یک دردسر و داستانی برایش درست می کنند و بیش از آنکه در محل کار باشد در زندان و بازداشت است. بعد از پیروزی انقلاب برمی گردند همدان، محله امام زاده عبدالله. اولین و آخرین پسر خانواده احمدی روشن در همین محله متولد می شود. اسمش را می گذارند مصطفی. چه کسی فکرش را می کرد این نوزاد نحیف که موقع تولد فقط دو کیلو وزن داشت، یک روز چنان خار چشم دشمنان این آب و خاک می شود که...
جنگ که شروع می شود، رحیم هم عازم جبهه می شود. آقا رحیم از حضورش در جبهه حرف چندانی نمی زند و عمداً طفره می رود. می پرسم در کدام عملیات ها بودید؟ می گوید؛ ما آن عقب ها بودیم!
¤
از روش تربیتی مصطفی که می پرسم، مادرش می گوید؛ «مصطفی در خانواده ای تقریباً مذهبی به دنیا آمد.» توضیحات بعدی معلوم می کند که تقریباً مذهبی داریم تا تقریباً مذهبی! جد پدری و مادری مصطفی، هر دو مجتهد بوده اند. از طرف پدری، جدش ملامصطفی همدانی است و از طرف مادری هم جدش می رسد به آیت الله سید مهدی مهدوی اردکانی که هم دوره و هم درس آیت الله نخودکی بوده و در حوزه علیمه نجف درس می خوانده و مزارش در یزد زیارتگاه است.
پدر از همان اول هر جا می رفت او را هم با خودش می برد؛ مسجد، تشییع شهدا. بزرگ تر که شد، خودجوش به اینطور مجالس می رفت.
همیشه خنده رو و بذله گو بود و این موضوع در تمام عکس هایش هم هویداست که لبخندی بر لب دارد.
مصطفی علاقه عجیبی به مادر و پدرش داشت و همین علاقه بین مصطفی و علیرضای چهار ساله اش هم بود.
¤
عموی مصطفی هم همان اوایل جنگ در سال 60 در کردستان مفقودالاثر شد. وقتی همرزمانش مجبور شدند ترکش کنند، مجروح اما هنوز زنده بود. پیکرش هرگز بازنگشت. اسمش ابوالمحسن بود. می گفت چشم های این بچه نشان می دهد مرد بزرگی خواهد شد. راست می گفت. مصطفی آنقدر بزرگ شد که رفت پیش عمویش.
¤
بعضی ها فکر می کنند شهدا قدیس هستند اما مصطفی زندگی را دوست داشت. شغلش را دوست داشت. همسر و بچه اش را دوست داشت. پدر و مادرش را هم دوست داشت. مسائل مادی زندگی اش را هم درست تامین می کرد. با همه اینها، صادقانه خدمت می کرد. همیشه می گفت وجدانم راحت است که در مقابل این حقوقی که می گیرم، چندین برابر کار می کنم. پست های مهمی هم به مصطفی پیشنهاد کرده بودند. از مدیرعاملی ایران خودرو تا پست های کلیدی در وزارت نفت و ...
اینها را می آمد خانه و به من می گفت؛ مامان! الان محل خدمت اینجاها نیست. محل خدمت فقط در انرژی اتمی است. چیزی که مظلوم واقع شده، این است. من نمی توانم کارم را آنجا نیمه کاره بگذرام و بروم دنبال این پست ها. بچه هایی که با خودم بردم آنجا، آن بیست - بیست و پنج نفر را که در خط رهبری هستند، نمی توانم رهایشان کنم و بروم.
¤
خط قرمز مصطفی، ولایت فقیه بود. به ندرت عصبانی می شد و آن موارد نادر هم زمانی بود که کسی می خواست از این خط قرمز عبور کند.
خیلی وقت شرکت در راهپیمایی نداشت. اما اگر یک روزی احساس می کرد که حضورش ضروری و امر رهبر است حتماً می رفت، با همسرش. علیرضا را هم می گذاشت روی دوشش و می برد. حتی اگر شبش دیر وقت از نطنز رسیده و خسته بود. مثل 9 دی.
مادر می خندید و می گفت؛ این بچه را دیگر کجا می بری؟ مصطفی جواب می داد: نه مادر! علیرضا هم باید یاد بگیرد.
¤
مصطفی شب امتحانی بود. آنقدر خوب درس را در کلاس می گرفت که نیازی نبود به او بگوییم درس بخوان. می گفت رتبه ام سه رقمی می شود و فقط هم مهندسی شیمی شریف. همین هم شد؛ 729 مهندسی شیمی شریف. چیزی هم که باعث شد بعد از دانشگاه برود در انرژی اتمی، نه درس خواندن زیاد که کارهای تحقیقاتی و عملی اش بود. مصطفی بیشتر از آنکه در کتابخانه و کلاس باشد، در آزمایشگاه بود. از این آزمایشگاه به آن آزمایشگاه.
در دانشگاه خیلی فعال بود. در کنار این فعالیت ها به مسائل سیاسی هم خیلی حساس بود. در زمینه مسائل علمی ادعایی نداشت. ادعایش در سیاست بیشتر بود! بینش و بصیرتش بالا بود. مثل 9 دی.
علاقه خاصی هم به سردار بی نشان احمد متوسلیان داشت. عضو شورای مرکزی بسیج دانشجویی بود. کتابخانه و نوارخانه راه انداخته بود. مسئول فرهنگی بسیج بود. همانجا هم با خانمش آشنا شد.
¤
خواستگاری که رفتند، نه سربازی رفته بود و نه کار داشت. خانواده دختر گفتند سربازی ات را که رفتی و کار پیدا کردی بیا حرف بزنیم. یک سال نشد که به خاطر قد و وزن معاف شد. شغل هم پیدا کرده بود. محرمانه بود و نمی توانست بگوید کار دارم. بالاخره راضی شدند.
از همسر شهید می پرسم؛ مصطفی چه داشت که برای همسری انتخابش کردید؟
- دو خصوصیت اصلی داشت. صداقت و ایمان واقعی. وقتی با هم صحبت کردیم، درسش تمام نشده بود، سربازی نرفته بود و کار هم نداشت. اما فهمیدم آدمی است که روی اهدافش پایبند است و اهل کوتاه آمدن نیست. مهربانی اش هم که جای خود داشت. طوری برخورد و رفتار می کرد که جایی برای دغدغه های مادی و اینجور نگرانی ها باقی نمی ماند.
مصطفی هیچوقت برای پول کار نمی کرد. او از اصلی ترین افرادی بود که سایت نطنز را راه اندازی کردند اما هرگز انتظار پاداش نداشت. خانواده اش هم همینطور. می گفت ما هیچ چشم داشتی نداریم. و نداشت که اگر داشت مستاجر نبود.
¤
همسر مصطفی از اول هم می دانست عاقبت این راه را. حتی خوابش را هم دیده بود؛ «هنوز عقد هم نکرده بودیم. خواب دیدم هوا بارانی است و من سر قبری نشسته ام که روی سنگش نوشته شده شهید مصطفی احمدی روشن...»
به خودش هم گفته بود اما مصطفی با شوخی و خنده ماجرا فیصله می داد و می گفت بادمجان بم آفت ندارد.
یک بار که خیلی پاپی اش می شود خود مصطفی هم می گوید؛ من در 30 سالگی شهید خواهم شد...
¤
می پرسم به این همه کار و مشغله اعتراض نمی کردید؟
همسر مصطفی می گوید؛ سخت بود اما وقتی بود چنان بود که آن نبودن ها جبران می شد. گاهی سه بار در هفته می رفت و می آمد. یک شبی که فردایش در نطنز جلسه داشت آمد. گفتم مگر شما فردا جلسه ندارید و نباید آنجا باشید؟مصطفی گفت بله. می روم. آمدم شما را ببینم. دلم برایتان تنگ شده بود.
¤
آدم توداری بود. برخی کارها و فعالیت های مصطفی بعد از شهادتش برای خانواده آشکار می شود. اسرار شغلی اش را به خوبی حفظ می کرد. آن روزی که قرار بود خبر غنی سازی اعلام و جشن هسته ای گرفته شود، مصطفی چند دقیقه قبلش تماس می گیرد و به مادرش می گوید؛ «تلویزیون را روشن کنید. تا چند دقیقه دیگر رئیس جمهور خبر مهمی می دهد.»
مادر فقط می داند که مصطفایش در سایت نطنز کار می کند. 12 روز در محل کار است و یک روز می آید خانه. همین.
¤
عاشق مادربزرگش بود. هر وقت کارشان گره می خورد، به مادرش زنگ می زد و می گفت؛ «مادر به ننه بگو برایمان نماز بخواند و دعا کند.»
مصطفی حج تمتع هم رفته بود و حاجی بود. فقط پدر بود که گاهی حاجی صدایش می کرد اما مادربزرگش همیشه می گفت؛ «حاج مصطفی».
¤
سرعت پیشرفت مصطفی آنقدر زیادی بود که گاهی به شوخی می گفتیم با اتوبوس تندرو می رود! هر چند ماه یک بار، یک پست بالاتر و مهم تر می گرفت. خواهرش شوخی می کرد و می گفت؛ اینجوری که می رود، دبیر کل سازمان ملل می شود!
خانمش گاهی به شوخی می گفت؛ اینقدر برایش دعا نکنید که بالاتر برود. یک وقت آنقدر بالا می رود که دیگر ماه ها و سال ها خانه نمی آید و نه شما می بینیدش و نه من.
¤
مصطفی هم با خیلی سرشناس ها رفت و آمد داشت و هم با قشر محروم و پایین. شاید روابطش با بالایی ها کمتر اما با پایین دستی ها بیشتر و گرمتر می شد. هر چقدر بالاتر می رفت، متواضع تر می شد.
خیلی ریزبین بود. یک روز مهمان داشتند. آمده بودند خواستگاری خواهرش. مادرش را صدا زد و آهسته گفت؛ مادر انگشترت را دربیاور.
مادر با تعجب می پرسد چرا؟! این انگشتر همیشه دست من است!
مصطفی می گوید: شاید فکر کنند این انگشتر برای فخرفروشی است و مادیات برای ما ارزش است.
¤
حریت داشت. وقتی در جلسات خیلی عصبانی می شد، بلند می شد و آستین هایش را می زد بالا و می گفت؛ به این دست ها نگاه کنید! این پوست و استخوان مال طبقه سه جامعه است. من لای پر قو بزرگ نشده ام و نمی گذارم شما اینطور و آنطور کنید.
همیشه می گفت؛ من به بابای پیر و زحمت کشم و مادری که مرا تربیت کرده، افتخار می کنم.
مثل پدرش بود. زیر بار حرف زور و ناحق نمی رفت. پدر مصطفی می گوید: دو تا از بچه های نطنز را اخراج کرده بودند، به ناحق. ایستاد و آنقدر مقاومت کرد تا آنها را برگرداند. تحمل نمی کرد در حق زیردست اجحاف شود.
¤
بیابان های نطنز در زمستان سرمای وحشتناک و در تابستان، گرمای وحشتناکی دارد. ماه رمضان که از نطنز بر می گشت، لبهایش از تشنگی خشک شده و شکمش به گرده اش چسبیده بود اما باز هم حاضر نبود روزه نگیرد. هیچوقت در زمینه مسائل معنوی ادعایی نداشت. جهادش در کار بود.
آرام و قرار نداشت. خانه هم که بود، دائم به موبایلش زنگ می زدند. بعضی وقت ها که می خوابید، یواشکی مادرش موبایلش را از کنارش برمی داشت تا مصطفی کمی بتواند استراحت کند.
¤
به بیت المال به شدت حساس بود. بعضی از پیمانکارهایی که با آنها کار می کرد، گاهی می گفتند مصطفی تو دیگر داری از رفاقت و آشنایی با ما سوءاستفاده می کنی! اینقدر که طرف بیت المال را می گیری.
مصطفی هم جواب می داد؛ عوضش من دنبال حق شما هستم. کسان دیگر شاید پیشنهادهای بالاتری بدهند اما در پول دادن اذیتتان می کنند. اما من سعی می کنم سروقت حق و حقوقتان را بدهم. من در پول دادن با شما راه می آیم و شما هم جنس خوب و ارزان تر و سروقت بدهید.
در یک معامله ای، یک سوم قیمت کالا را تخفیف گرفته بود. یکی از فروشنده ها می گوید شما فلان قدر به سازمان سود رساندی.
مصطفی می گوید: سازمان نه! بیت المال مردم. سازمان که از جیبش پول نمی دهد. این پول برای مردم است.
ماشین زیر پایش یک پژو 405 بود. با همین ماشین می رفت نطنز و می آمد. گاهی هم با ماشین پدرش می رفت. به شوخی می گفتیم؛ ببخشید! لااقل پول بنزینش را بده! می خندید و به شوخی می گفت؛ این لگن بنزین هم می خواهد؟! اصلاً بردارید و ببرید. مال خودتان!
¤
چند سالی بود که مادر دلشوره و استرس داشت. حتی قبل از اینکه ترورها شروع شود. مصطفی هم می گفت: مادر جان! من کاره ای نیستم.
یک هفته پیش از شهادتش بود که مادر و خواهر به خانه مصطفی رفته بودند. وقتی بیرون می آیند، مصطفی هم پشت سرشان بیرون می آید. مادر و خواهر بدون اینکه مصطفی متوجه شود سایه به سایه او می روند و تعقیبش می کنند تا برود مغازه و برگردد. نزدیک خانه آنها را می بیند و شروع می کند به اعتراض! مگر شما خانه و زندگی ندارید که دنبال من راه افتاده اید؟!
مصطفی اسلحه هم داشت. پدرش حمایل هم برایش خریده بود اما هیچوقت همراهش نبود. مادر معترض بود و او در جواب می گفت؛ مادر! این ماسماسک است! این را ما دستمان می گیریم که دل شما خوش باشد والا آن کسی که بخواهد مرا ترور کند فرصت استفاده به من نخواهد داد. اگر قرار باشد اجازه استفاده به من بدهد که دیگر تروریست نیست!
راست می گفت. آنهایی که مصطفی را ترور کردند، بدون شک او را خوب می شناختند. مصطفی جوان چالاکی بود. اگر اندازه بمب های ترورهای قبلی، وقت داشت حتماً نجات پیدا می کرد. اما بمب طوری بود که چهار-پنج ثانیه ای منفجر شد.
مصطفی خوب می دانست در چه راهی پا گذاشته است اما اهمیتی نمی داد.
مادر برای آنکه به همسرش دلداری بدهد می گفت؛ همان خدایی که در جبهه ها هست در شهر هم هست و تا چیزی مقدر نباشد اتفاق نخواهد افتاد.
وقتی دلشوره ها زیاد می شد، مادر با خودش می گفت اگر پسرم را از این راهی که می رود منصرف کنم، پیمان شکنی است. ما اینقدر شعار دادیم و فریا زدیم «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» ، وقتی آن سه دانشمند را ترور کردند گفتیم بچه ها کوتاه نیایید و ادامه بدهید، حالا که موقع امتحان خودمان است چطور جا بزنیم و خودمان را کنار بکشیم.
¤
آخرین باری که مصطفی رفته بود خانه پدرش، شب دوشنبه بود. دو روز پیش از اتفاق. ساعت 8 بود و هنوز نیامده بودند. مادر با اعتراض تماس می گیرد و می گوید مگر اینجا رستوران است که بیایی و شام بخوری و بروی! می خواهیم ببینیمتان. مصطفی زود خودش را می رساند.
فردایش می رود نطنز و دو روز بعد بر می گردد. صبح چهارشنبه مادر می خواهد برود مصطفی را ببیند. با آقا رحیم می روند بیرون. جایی کار دارند و از آنجا قرار است بروند پیش مصطفی.
خبر دادن دوستان هم برای خودش ماجرایی است! دو مامور رفته اند منزل مصطفی و همسرش را سوال پیچ کرده اند! دو نفر هم آمده اند جلوی منزل پدرش. گفته بودند دکتر مصطفی احمدی روشن جلوی دانشگاه علامه ترور شده و با شما چه نسبتی دارد؟!!
سراسیمه برمی گردند خانه. یکی از دخترها می گوید مادر نگران نباش. می گویند دکتر مصطفی احمدی روشن. مصطفی که دکتر نیست! مادر می گوید چقدر ساده ای دختر! مصطفای ماست.
مادر به هر کدام از دوستان زنگ می زند، کسی جوابگو نیست. فقط موفق می شود یکی را پیدا کند. می پرسد: مهندس! فقط یک کلمه بگو. مصطفای من زنده است؟ و او می گوید: ان شاالله.
پدر و مادر در آن شلوغی و ترافیک نمی فهمند چطور خودشان را می رسانند خانه مصطفی. پدرخانم مصطفی جلوی در است و می گوید نترسید چیزی نشده. مادر می گوید راستش را بگو حاجی.
بغض می ترکد... شب دل مادر آرام ندارد. نیمه شب می زند بیرون و در آن سرما در خیابان های اطراف خانه مصطفی راه می رود.
تا اینجای حرف ها، مادر مصطفی آرام است اما ...
«دلم می خواست مصطفی را در همان لباس های خونی خودش و با همان وضع ببینم...» بغض و گریه امان نمی دهد...
در معراج شهدا هم فقط یک لحظه طاقت دیدن صورت مصطفی را دارد. مصطفایی که آنقدر دلبستگی به مادر داشت که حتی زمان دانشجویی هم مثلا اگر می خواست دکتر برود با مادرش می رفت و رفقایش به او می گفتند بچه ننه!
¤
از پدر می پرسم اگر یک بار دیگر مصطفی را ببینی به او چه می گویی؟
آقا رحیم آهی از ته دل می کشد که سوز آه همچون تیری به مغزم فرو می رود و می گوید؛ «ایشان الان هم حاضر و ناظر است. این حرف من نیست، حرف خدا در قرآن است. ولا تحسبنّ الّذ ین قت لوا ف ی سب یل اللّه أمواتًا بل أحیاأ ع ند رب ّه م یرزقون.
به او می گویم مصطفی جان! خوش به حالت. خوش به سعادتت که در این چند روز بی ارزش دنیا زحمت کشیدی و خدا مزد زحمتت را با شهادت داد.
ممکن بود هزار اتفاق برایش بیفتد. خدا خیلی مصطفی را دوست داشت که در ایام اربعین آقا امام حسین(ع) به فیض شهادت رسید. شهادت در این ایام چیز دیگری است.
¤
شب جمعه، دانشگاه شریف مراسمی در چیذر و سر مزار مصطفی گرفته بود و همه خانواده اش آنجا بودند. رهبر انقلاب اول رفته اند خانه شهید رضایی نژاد و بعدش می آیند اینجا. یک تیم هم رفته چیذر و دارد توی گوش خانواده آنها می خواند که یک مسئولی در راه منزل شماست! یک چیزی در مایه های رئیس بنیاد شهید یا سرداری از سپاه. و معلوم است خانواده مقاومت می کنند که: خوب بگویید آنها هم بیایند اینجا سرمزار.
تیمی که رفته بود چیذر بالاخره موفق می شود و معلوم نیست با چه ترفندی راضی شان می کند به آمدن. بالاخره آنها آمدند و ما هم رفتیم بالا. خانه شهید یک آپارتمان حدود 80 متری و دو اتاقه بود و ساده. دو تا کامپیوتر روی میزی بزرگ در سالن خانه و دو عکس از رهبر به دیوارها و خانه پر از خانمهای چادری جوان و مسن و دو مرد میانسال -باجناق و برادرزن- و دو مرد مو سپید کرده.
¤
همه قیافه های خسته داشتند و معلوم بود خواب درست و حسابی نداشته اند در این چند روز ولی کسی شکسته نبود. گهگاهی هم لبشان به لبخند باز می شد و البته هنوز نمی دانستند چه کسی به خانه شان خواهد آمد.
مسئول همراه ما به پدر و مادر و همسر شهید آرام گفت مهمانشان کیست و خواهش کرد کمک کنند تا همه موبایل ها جمع و خاموش شود. پدر شهید بلند شد و رفت برای گرفتن وضو.
¤
مادربزرگ همه نشانه ها را جمع می کند. تنها یک عکس که روبانی مشکی گوشه آن بوده می ماند. علیرضا که عکس را دیده و کنجکاو شده، مدام می پرسد بابا کجاست؟ و مادربزرگ می گوید؛ ماموریت است. اما علیرضا دست بردار نیست و باز هم می پرسد. مادربزرگ می گوید: «خدا بابات رو فرستاده ماموریت...»
پسر می پرسد: کی برمی گرده؟
- شاید برنگرده...اگه برنگشت ما می ریم پیشش...
¤
وقتی میهمان وارد خانه شدند پدر مصطفی از جا بلند شد و جلو رفت و گفت: خوش آمدید و او را بغل کرد. وقتی آقا هم دست به گردن پدر مصطفی انداختند، من پشت سر ایشان بودم و صورت پدر مصطفی را می دیدم. انگار دو پدر فرزند از دست داده، داشتند به هم سرسلامتی می دادند. مادر شهید شیواتر سلام کرد: «سلام آقا» و بعد علیرضا را گرفت سمت رهبر و ادامه داد: خیلی وقته منتظرتونه. پدر مصطفی که از آغوش رهبر جدا شد، علیرضا دست انداخت به گردن رهبر. فکر کردم الان غریبی می کند ولی نکرد. مادر مصطفی گفت: علی! آقا را ببوس مادر!
و علیرضا رهبر را بوسید. آقا به محافظی که کنارشان بود گفتند: عصای من را بگیرید. عصا را که دادند، علیرضا را بغل کردند. علیرضا که جاخوش کرد در بغل رهبر، زن ها نتوانستند صدای گریه شان را مثل اشک ها پنهان کنند. هرچند مادر و همسر شهید هنوز مقاومت می کردند.
آقا تا برسند به صندلی شان، اسم پسر را پرسیدند و حالش را و سلامی کردند به حاضرین. وقتی نشستند روی صندلی، علیرضا هم روی پای رهبر آرام گرفت، بی کلافگی و بی غریبگی.
¤
هنوز یک دقیقه نشده بود از ورود رهبر به منزل که ایشان گفت: خوب! خدا درجات این شهید عزیز ما را متعالی کند، با شهدای صدر اسلام، با شهدای بدر و احد، با شهدای کربلا محشور کند ان شاءالله.
این خلاف رویه ایشان بود که اینقدر بی مقدمه شروع کنند در خانه شهیدی به صحبت. اول معمولاً می نشستند و می شناختند و گپ و گفت می کردند ولی اینجا نه. بعد هم برایم جالب شد که نگفتند «شهیدتان»، گفتند «شهید ما.»
¤
«دو ارزش در جوان شما به خوبی تبلور پیدا کرد که هرکدام به تنهایی مایه ی افتخار است. یکی جنبه ی علم و تحقیق و تسلط بر کار مهمی که زیر دستش بود... این یک بعدش است که مایه ی افتخار است هم برای خانواده و اطرافیان، هم برای ما.
بعد دوم اهمیتش بیشتر است که همان بعد معنوی و الهی است. بعد دوم همان چیزی است که او را آماده می کند برای شهید شدن. حالا البته شهیدشدن برای ما که اهل دنیا هستیم، برای شما که پدر و مادر و همسر هستید و محبت دارید نسبت به او، تلخ است چون در عرصه ظاهر زندگی فقدان است؛ از دست دادن است؛ این پوسته شهادت است... لکن اصل شهادت چیزی غیر از این است، برتر از این حرف هاست. اصل شهادت این است که انسان ناگهان از درجات عالیه الهی سر دربیاورد و مقامش از فرشتگان بالاتر برود. آن زندگی اصلی که همه ما بعد از چند سال بالاخره واردش می شویم خواه ناخواه، در آن زندگی ابدی جایگاهش عالی بشود، رتبه اش عالی بشود، مورد توجه باشد، فیض او در روز قیامت به دیگران برسد: یسعی نورهم بین أید یه م و ب أیمان ه م؛ در ظلمات قیامت وقتی بندگان خوب که از جمله آنها جوان شماست، حرکت میکنند آنجا را روشن می کنند. در آن روز منافقان می گویند از نورتان به ما هم بدهید و اینها جواب می دهند: ق یل ارج عوا وراءکم فالتم سوا نورًا؛ بروید پشت سرتان را نگاه کنید، زندگی دنیایی تان را نگاه کنید، اگر نوری قرار است داشته باشید از آنجا باید داشته باشید. این بعد دوم شخصیت جوان شما و همه شهداست.»
علیرضا همچنان روی پای رهبر نشسته بود و با انگشتان کوچکش بازی می کرد. همه مبهوت صحبتهای عمیق و بی مقدمه رهبر شده بودند و فقط صدای چیلیک چیلیک دوربین عکاس می آمد.
¤
«اینها در راه خدا و پیشرفت اسلام شهید شدند. مسأله اینها فقط این نیست که ما می خواهیم از دنیا عقب نباشیم به لحاظ علمی، این تنها نیست یعنی، این هست به علاوه یک چیز مهمتر و آن اینکه ما با حرکت علمی مان اسلام را سربلند می کنیم. از اول انقلاب یکی از بمباران های شدیدی که علیه ما شده این بوده که اسلام انقلابی که در یک کشوری حاکم شد و مردم متعبد شدند دیگر راه علم و تمدن بسته می شود، این جزو تهمتهایی بوده که از اول به ما می زدند. خوب اوایل کار هم که ما راهی نداشتیم برای رد این تهمت.
سالهای اول و دهه شصت، هنر جوان های ما مجاهدت بود، ایمان بود. خوب دنیا قبول کرد، گفت: بله ایمانشان خوب است، ولی پیشرفت علم و تمدن و زندگی امکان ندارد. این جوانها این ادعا را باطل کردند. چه این شهید چه سه شهید قبلی، جوانهایی که عرصه های علمی را تصرف کردند و در آنجا حرف نو به میدان آوردند و هویت پیشرونده و استعداد برتر خودشان را و قابلیت ها و استعداد های خودشان را نشان دادند، اینها آبرو درست کردند برای نظام جمهوری اسلامی. این بخش دوم فضیلت اینهاست و همین هم موجب شد خدا به اینها توفیق شهادت بدهد و درجاتشان را عالی کند.
...برای شما هم شهید از دست نرفته؛ مثل پولی که در بانک است. پول در خانه نیست ولی هست. مثل پولی که گم می شود یا دزدیده می شود نیست. شهید شما پیش شما نیست، در خانه نیست، دیگر نمیبینیدش، ولی هست و کجا به دردتان می خورد؟ روزی که انسان از همیشه فقیرتر است. خدا ان شاءالله بهتان صبر بدهد.»
¤
آقا بعد از این صحبت ها، رو به پدر شهید کردند و گفتند: چند سالش بود؟ پدر مصطفی گفت: 32 سال. پدر و رهبر هردو مکث کردند. پدر ادامه داد: خدا انشاءالله شما را برای ما نگه دارد. ایشان ارادتمند شما بودند من هم همینطور.
آقا جواب دادند: «سلامت باشید» و تازه برگشتند به روال گذشته شان با خانواده های شهدا؛ و از حاضرین در جلسه پرسیدند و نسبت هایشان با مصطفی و لابه لای حرفها هم دعا می کردند.
¤
«راه مجاهدت باز است، راه خدمت باز است. هر کسی در هر جایی می تواند خدمت کند و وقتی خدمت صادقانه شد، خدا اینجور پاداش ها را هم به بهترین ها می دهد. حالا شنیدم من بعد از شهید مصطفی، دانشجوهای شریف و جاهای دیگر نامه نوشتند و درخواست کردند تغییر رشته بدهند به این رشته. این برکت است. هم زندگی شان برکت داشت هم از دنیا رفتنشان که شهادت بود پربرکت بود.»
علیرضا سریده بود و از بغل رهبر درآمده بود و رفته بود بغل مادرش نشسته بود.
¤
آقا قرآن خواستند و مثل همیشه با طمأنینه در صفحه اولش نوشتند: تقدیم به خانواده شهید مصطفی احمدی روشن. قرآن اول را دادند به پدر مصطفی. پدر مصطفی قرآن را گرفت و گفت: ما از این اتفاق هیچ ناراحت نیستیم شما هم غم به دلتان راه ندهید آقا.
رهبر سر از روی قرآن دوم که داشت در آن برای همسر مصطفی چیزی به یادگار می نوشت، برداشت و گفت: غم داریم! این جور حوادث مثل تیر به دل انسان است. منتها غم نباید انسان را از پا بیندازد. این حوادث علاوه بر اینکه اراده انسان را تقویت و به خدا نزدیک می کند یک نتیجه دیگر هم دارد. ما قبلاً از اهمیت کار خودمان آگاه بودیم ولی آیا از اهمیت آن برای دشمن هم آگاه بودیم؟ این شهادت ها میزان اهمیت این فعالیت ها برای دشمن را هم برای ما روشن کرد. معلوم شد نتیجه کار اینها مثل پتک توی سرشان خورده که دیگر کارشان به اینجا کشیده که هزینه می کنند تا این همه جوان های ما را شهید کنند.
¤
مادر شهید گفت: آقا مصطفی از یاران خیلی خیلی صدیق شما بود. واقعا پیرو شما بود.
رهبر گفت: «بله می دانم.»
... و این موضوع را همه کسانی که او را می شناختند، فهمیده بودند؛ حتی سرویس های اطلاعاتی بیگانه.
آقا ادامه دادند: اهل معنویت و سلوک هم بود، با آقای خوشوقت هم ارتباط داشتند مثل اینکه.
علیرضا جلو رفت یک بار دیگر و بی هوا رهبر و محاسن سپیدش را بوسید.
¤
وقتی آقا داشتند قرآنی به رسم هدیه به همسر شهید می دادند، زن جوان لبش لرزید و بعد چشم هایش. شاید داشت فکر می کرد ای کاش مصطفی بود و این روز باشکوه را می دید که رهبر چانه کوچک علیرضایشان را می گیرد و می بوسد و قرآن می نویسد به یادگار و هدیه می دهدشان.
وقتی قرآن را گرفت آرام گفت: مصطفی خواب دیده بود بالای تپه ای شما به سرش دست کشیدید. رهبر پرسید: کی؟
همسر شهید جواب داد: 20 روز پیش حدوداً. و بعد یک خواهش کرد از رهبر: آقا توی نماز شب هاتون علیرضا را دعا کنید، برای صبرش!
و رهبر قول داد.
¤
مادر مصطفی هم رفت پیش رهبر و آرام گفت: آقا دعا کنید خدا به من صبر بده. من تا حالا عیان گریه نکردم.
آقا گفتند: نه؛ گریه کنید.
مادر شهید گفت: نه گریه نمی کنم نمی خوام اونها خوشحال بشن.
آقا ابرو در هم کشیدند و گفتند: غلط می کنند خوشحال بشوند. گریه برای مادر هیچ اشکالی ندارد. گریه کنید و دعا کنید هم برای اون شهید که الحمدلله درجاتش عالیست و از خدا بخواهید دعای او را شامل حال شماها و ما و همسر و فرزندش بکند.
آقا حرفش تمام شده و نشده چشم های مادر مصطفی خیس شد.
¤
رهبر انقلاب جمله معروف پایان جلساتشان با خانواده شهدا را گفتند: خوب مرخص فرمودید؟ و بلند شدند از روی صندلی. رهبر برای آنها دعا می کردند و آنها برای رهبر. این وسط چفیه را برای علیرضا خواستند و گرفتند. مادر مصطفی رهبر را دعوت کرد خانه شان و آقا گفتند: آمدن من زحمت زیاد دارد برای شما. شما تشریف بیاورید. پدر مصطفی چشمی گفت و رهبر را بدرقه کردند تا کنار در. رهبر که رفتند چهره های اهل خانه خندان بود.


 
مستندصراط /قسمت اول
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي: مستندصراط

مستندصراط /قسمت اول

 

 

دانلود


 
در حاشیه سخنان اخیر رئیس سابق خبرگان؛
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي: سیاسی
نگرانی‌های به‌حق و ملتی که آلزایمر ندارد
 
 

 

وحید جلیلی: هفته گذشته دو سخنرانی از آقای هاشمی رفسنجانی در سایت ها وخبر گزاری ها نقل شد که تا کنون مورد تکذیب قرار نگرفته و می شود اطمینان داشت که فرمایشات منقول اختصاص به اندیشه نافذ و زبان گویای خود ایشان داشته و تحریف وشایعه ای در کار نبوده است.

زبان گویای آقای هاشمی رفسنجانی زبان‎زد همگان و به اندازه شمشیر زبیر سیف الاسلام مشهور است. خطبه‌های روشن‎گرانه ایشان در نمازهای جمعه دهه 60 هنوز در بسیاری خاطره ها باقی است، تا آن حد که "سکوت" جناب ایشان نیز در حد خطابه‌های بی‌شمارشان همواره حامل پیام و سرشار از معانی بوده است.

اما از آن زبان دشمن شکن وآن سکوت سرشار فعلاً فقط شهرتش باقی مانده و خصوصاً در دو سال اخیر آقای هاشمی اگرچه همچنان نطق‌ها و نامه‌های غرا وسکوت های طولانی و معناداری داشته اما صاحبان خاطرات دلنشین دهه 60 را نه تنها به هیجان نیاورده که به لبخندهای عمیق و "یادش به‌خیر"های سوزناک وادار کرده است. و البته بعضاً خاطرات تلخ دشمنان آن دوره ایشان را مرهم گذاشته است.

شاید "نگرانی‎های به‎حقی که در جمع روحانیون و بزرگان حوزه علمیه" از همین تغییر به وجود آمده، موجب شد که ده‌ها مجتهد طراز اول کشور فارغ از تعارف او را از ریاست خبرگان برکنار کنند و در حالی که رئیس قبلی مجلس بیش از 20 سال و تا پایان عمر، اعتماد روحانیت و خبرگان حوزه را حفظ کرد، هاشمی رفسنجانی محترمانه و البته قاطعانه عزل شد شاید تا نتواند خود را نماینده مطلق نگرانی های روحانیون و بزرگان حوزه معرفی کند و هر آنچه را که می خواهد، در حمایت از عملکرد و رویکردهای اطرافیان و هواداران خود بیان کند، الزاماً به کانون معرفت شیعی منتسب سازد.

شاید این نهاد بزگ حوزوی خوش نمی داشت که خود را در کنار کسانی که در خیابان های لس آنجلس یا پیاده روهای واشنگتن برای بعضی مواضع آقای هاشمی رفسنجانی هورا می کشیدند، هوادار او ببیند و شأن و جایگاه روحانیت شیعه را بسیار فراتر از آن می دید که روزه خواران رمضان و حرمت شکنان عاشورا، علم حمایت از رئیس مجلس خبرگان بلند کنند و هم‏زمان شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه و درود بر هاشمی سر دهند.

شاید هم خبرگان ملت دریافته بودند که "مردم خواستار تحقق همه انتظارات‌شان از نظام هستند."

و شاید دقیقاً می دیدند که "به سؤالات و شبهات جدی که مطرح است، باید پاسخ های مستدل، صریح و روشن داد."

و برای مردم چه پاسخی صریح تر وروشن تر از عزل آقای هاشمی رفسنجانی از جایگاهی که حرمتش را روزه داران قدس و عزاداران عا شورا بسی بیشتر از دیگران پاس می دارند.

شاید خبرگان ملت هم می خواستند تاکید کنند: "آنچه باعث بروز مشکلات شده قانون اساسی و نظام نیست بلکه حاکم کردن سلایق فردی بر قانون و سیستم حکومتی و نیز خارج ساختن مسئولیت ها و عملکردها از حوزه نظارت های قانونی است." و اگر نظامی نتواند پرونده سنگین یک آقازاده را بعد از دو سال به دادگاه ببرد و کسانی در نظام باشند که با ویزای سفارت روباه پیر بتوانند وی را از دسترس نظارت قانونی خارج کنند و هیچ بازخوردی هم از خبرگان نظام نگیرند که...

شاید خبرگان ملت هم می خواستند تاکید کنند که "هیچ‎گاه تک صدایی و انحصارگرایی جواب‌گوی اداره کشور نبوده و نخواهد بود"

وگرنه خاطرات دوران شیرین چند صدایی! وتکثر! در دوره مشهور به سازندگی موجب نمی شد که نماد و سمبل آن دوره؛ ابتدا در دومین بار کاندیداتوری ریاست جمهوری (در سال 72) به کمترین رأی رؤسای جمهور 33 سال گذشته ایران دست یابد و سپس در اکثر انتخابات های بعدی با "نه" بزرگ اکثریت ملت مواجه شود و در انتخابات مجلسی که دوستان فعلی وی برگزار کردند، در 30 نفر اول فهرست تهران به زور و در دقیقه نود جایی پیدا کند و اعلام حمایتش از هر کاندیدایی به روگردانی اکثریت ملت از وی بیانجامد! و...

علمای ملت و بزرگان حوزه نمی توانستند بگذارند حرمت دروغ‎گویی شکسته شود و کسانی در کسوت خیرخواهی!؛ بزرگ‌ترین دروغ‎های تاریخ ایران را بگویند و با متهم کردن فقهای شورای نگهبان به خیانت، آرای 25 میلیون ایرانی را دروغ خوانده و برای خاکستر کردنش، هولوکاست مغز پسته ای راه بیاندازند.

شاید خبرگان می خواستند دوباره تاکید کنند که "هدف اساسی تأسیس حکومت اسلامی، تحقق عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سر نوشت خویش و اجرای شریعت، احکام و اخلاقیات اسلامی است."

و نمی توان از یک سو مایه امید جبهه روزه‌خواران رمضان و حرمت شکنان عاشورا بود و از دیگر سو، دم از دغدغه اجرای شریعت! زد.

از یک‌سو، با منادیان ابطال انتخابات و تضییع رأی جمهور مردم با سخن یا سکوت همراه شد و از دیگر سو، دم از آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش زد.

از یک‌سو شرم آورترین رفتارهای غیر اخلاقی را در هواداران جبهه خود به نظاره نشست و از دیگر سو، از اجرای احکام واخلاقیات اسلامی داد سخن داد.

خبرگان ملت لااقل به اندازه آقای هاشمی رفسنجانی دغدغه دارند که "اگر قبح تجسس، زورگویی، اهانت، بی بند و باری و دروغ شکسته شود، دیگر جایی برای دفاع از اسلام در میان مردم و جوانان باقی نمی ماند."

و چون این دغدغه را دارند، نمی توانند تحمل کنند زورگویی مشتی اشراف نو کیسه و بی هویت را که آمده بودند تا تمام اسلامیت و جمهوریت نظام را یک جا ببلعند و چون قدرت های استکباری از تل آویو تا لندن تا واشنگتن را پشتیبان خویش می دیدند، فکر می کردند زورشان بر این ملت بی پناه و مظلوم خواهد چربید. خبرگان می دانند که اگر چنین می شد، قبح زورگویی در جامعه دینی و نظام اسلامی آن‎چنان می شکست که دیگر "جایی برای دفاع از اسلام در میان مردم و جوانان باقی نمی ماند."

آن‌ها همچنین نمی‎توانستند تحمل کنند شکسته شدن قبح اهانت را توسط هنجارشکنان بی منطقی که حرمت هیچ کس را نگه نداشتند و پی در پی اهانت های خود را نثار میلیون‎ها ایرانی، رئیس جمهور منتخب‎شان و مرجع تقلید و رهبرشان و در نهایت امام و مولای شهیدشان کردند، چرا که به خواست و اهواء آنها گردن ننهاده بودند و کسانی از میان منافقان امت در بوق های بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان آن‏ها را خداجو و مؤمن می نامیدند! و کسانی دیگر از لزوم قانع کردن‎شان لابد با ابطال انتخابات و گردن نهادن به باج خواهی این متفرعنان خود شیفته سخن می گفتند.

بزرگ‌ترین قانون شکنی‌ها و عظیم ترین بهتان‌ها و بر هم زدن همه قواعد و معیارها را دیدند و دم بر نیاوردند و یا با سکوت و سخن خویش به حمایت‌شان برخاستند و اکنون چنان سنگ قانون‌گرایی را به سینه می‌زنند که اگر کسی سابقه درخشان! و ممتازشان در فتنه 88 را نداند، گویی با ملتزم‌ترین‌ها به قانون و نگران‌ترین‌ها از قانون‌شکنی طرف است.

و از حاکم کردن سلایق فردی بر قانون! که در فتنه 88 هیچ مصداقی نداشت! سخن می گویند انگار با ملتی بی حافظه و خبرگانی فراموش‎کار روبرویند.

شاید خبرگان هم دغدغه با آقای رفسنجانی از خود می پرسند: اگر آن‎هایی که بهتان عظیم تقلب را بر سر نیزه کردند و نشان دادند که تار و پود وجودشان از دروغ و توهم بافته شده است، این امکان را پیدا می کردند که با زور زر و حربه تزویر بر صدق و صفای ده‏ها میلیون ایرانی مظلوم فائق آیند، چه بر سر نظام اسلامی می آمد و آیا دیگر جایی برای دفاع از اسلام در میان مردم و جوانان باقی می ماند؟

آیا اگر اشرافیت متفرعن و از خود راضی و تحقیر کننده‌ی توده مردم می توانست ولی فقیه را به وتوی جمهوریت و لگدمال کردن مردم سالاری مجبورسازد؛ دیگر حنای اسلامیت نظام برای اقشار مختلف ملت به خصوص جوانان رنگی می داشت؟ آیا اگر مؤتلفان موساد و سیا می توانستند با فشار وحشیانه و بی منطق خود ولی امر مسلمین را وادار کنند که "رضاء العامه" را به "سخط خاصه" بفروشد و در برابر "کظّه ظالم" و "سغب مظلوم" مانند بسیاری مدعیان وقیح؛ سکوت خائنانه پیشه کند، ترجیح نمی‌داد که حبل حکومت را بر غاربش بیفکند و خار در چشم و استخوان در گلو خانه نشینی پیشه کند؟

اما دیگر آن دوران گذشته است. 1400 سال تاریخ؛ شیعیان را آن‌قدر آب دیده ساخته است که جنگ روانی فتنه گران هر چند هم موجه و معنون و مدعی و خوش سابقه باشند، دست آنها را از دامن مکتب اهل بیت علیهم السلام که مکتب دفاع از حقوق عامه و در هم کوبنده اشراف است، کوتاه نکند.

آقای هاشمی رفسنجانی باید بسیار خوشحال باشد که هنوز در این کشور و نظام، علما و روحانیون و بزرگانی هستند که نمی گذارند پرچم خونین تشیع با فتنه خواص فروافتد و حق این مردم مظلوم و توده پابرهنه، بازی‌چه انحصارطلبان فتنه‌گری شود که جمهوریت نظام را باور نکرده اند و آن را تا جایی به رسمیت می شناسند که در آستان کبریای آنان زانو زند و اهوا و اوهام آنان را گردن بگذارد.

* جملاتی که در این یادداشت برجسته شده است، عیناً برگرفته از سخنان آقای هاشمی در دیدار هفته‌ی گذشته با جمعی از روحانیون شهر قم است.


 
پیامک‌های 9 دی در واکنش به فضاسازی علیه جزوه "استقامت در منطقه ممنوعه"
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي: سیاسی

هفته نامه 9 دی در واکنش به جوسازی های رسانه های حامی ائتلاف با ساکتین فتنه علیه جبهه پایداری و حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان، امروز سه پیامک برای مخاطبان خود ارسال کرد.

به گزارش رجانیوز، در این پیامک‌ها آمده است:

پیامک 1: سایت های منتسب به شهردار تهران در حالی می کوشند القا کنند در جزوه دانشجویی حامیان جبهه پایداری درباره حسین شریعتمداری تعبیر تندی بکار رفته که در همان روز اول انتشار این جزوه در یک وبلاگ دانشجویی، با تذکر برخی افراد این مورد اصلاح شد.

پیامک 2: با این فضاسازی سایت های منسوب به ساکتین فتنه درباره درباره جزوه مذکور تلاش می شود تا کیهان و جبهه پایداری در تقابل با هم نشان داده شوند در حالی که جبهه پایداری شریعتمداری را از عمارها و مالک اشترهای انقلاب دانسته و می داند.

پیامک 3: سایت های منتسب به شهردار تهران که برای تخزیب جبهه پایداری این روزها خود را معتقد به شریعتمداری و مشی کیهان نشان می دهند، یادشان رفته که قالیباف در 8 آذر سال 88 و در اوج فتنه  در پاسخ به این سوال که چرا رسانه های شهرداری در فتنه شفاف سازی نمی کنند، گفت:  اینکه رسانه های زیرمجموعه من  شفاف سازی نکردند را قبول ندارم ولی اگر بخواهند مانند کیهان عمل کنند نه قبول دارم و نه اجازه می دهم/ متن مواضع قالیباف در ایام فتنه را در 9 دی این هفته بخوانید.


 
مجلس پیش‌نویس طرح قطع صادرات نفت به اتحادیه اروپا را نهایی کرد
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي: سیاسی

نمایندگان مجلس پیش‌نویس طرح قطع صادرات نفت جمهوری اسلامی ایران به اتحادیه اروپا را نهایی کردند.

 ناصر سودانی نائب رئیس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در گفت‌و‌‌گو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، از نهایی شدن طرح دو فوریتی قطع صادرات نفت به اتحادیه اروپا خبر داد و گفت:‌ این طرح در 4 ماده طراحی شده است که یکی از مواد اصلی آن اعلام می‌کند که جمهوری اسلامی ایران تا پایان دادن کشورهای اروپایی به تحریم نفتی کشورمان، هر گونه صادرات نفت به این کشورها را قطع می‌کند.
 
وی با بیان اینکه ممکن است این طرح جرح و تعدیل‌هایی هم داشته باشد، خاطرنشان کرد: البته برخی نمایندگان معتقدند که باید در این طرح اتحادیه اروپا را به مدت 5 سال تحریم نفتی کنیم.
 
نائب رئیس کمیسیون انرژی مجلس تصریح کرد: در یکی دیگر از مواد این طرح دولت ملزم شده که هر نوع واردات کالا از کشورهای تحریم کننده کشورمان را متوقف کند.  
 
سودانی اضافه کرد: البته کمیسیون‌های امنیت ملی و انرژی نیز باید نظر خود در مورد این طرح را اعلام کنند.

 
هشدار آیت الله نوری همدانی: با اقتدار تنگه هرمز را می‌بندیم
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي: سیاسی

آیت الله نوری همدانی با هشدار به غربی‌ها و اتحادیه اروپا، گفتند: ملت ایران هیچ توجه و اعتنایی به تحریم‌ها ندارد و در صورت لزوم می‌توانیم با اقتدار تنگه هرمز را ببندیم. 

به گزارش مرکزخبرحوزه، آیت الله نوری همدانی، پیش از ظهر امروز در دیدار جمعی از نیروهای زمینی و دریای سپاه پاسداران و جوانان حامی جنبش‌های اسلامی منطقه از کشورهای آسیای شرقی، اظهارداشتند: کرامت، عزت و شرافت سه رکن اساسی است که در اسلام برای ارزش گذاری انسان به کاربرده شده است .
 
وی  با اشاره به آیات قرآن کریم مبنی بر عزت و عظمت انسان، افزودند: خدای متعال انسان را موجودی ممتاز و با ارزش خلق کرده است؛ به طوری که با عنوان خلیفه در روی زمین مورد خطاب قرار داده است.
 
این مرجع تقلید با بیان اینکه حکومت‌ها باید به انسان‌ها به دیده عظمت و احترام بنگرند، تصریح کردند: حکومت‌ها باید به انسان‌ها به دیده عظمت و احترام بنگرند؛ زیرا این ارزش گذاری در روایات و آیات الهی مورد تاکید قرار گرفته است.
 
این مرجع تقلید اضافه کردند: حضرت علی (ع) در رابطه با رفتار حاکمان با مردم نامه ای را به مالک اشتر نوشتند که در این نامه نحوه مدیریت جامعه را بیان می‌فرمایند؛ که این نامه در سازمان ملل به عنوان منشور اخلاقی حاکمان نگهداری می‌شود.
 
 آیت الله نوری همدانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به خون آشام بودن برخی دولت‌های منطقه، اظهارداشتند: حکومت‌ها باید جان و مال مردم را محترم بشمارند و امنیت همه جانبه آنان را فراهم کنند و بی دلیل متعرض آنها نشوند.
 
وی  با اشاره به این که امنیت، عدالت و محبت از جمله مولفه‌هایی است که هر حکومتی برای دوام خود باید به آن پایبند باشد، تصریح کردند: در کشور‌های منطقه مردم تحت سیطره دیکتاتورهایی قرار دارند که سرسپرده و گوش به فرمان آمریکا و استکبار هستند، از این رو هیچ گونه امنیتی ندارند.
 
حضرت آیت الله نوری همدانی تاکید کردند: برپایی عدالت و احقاق حقوق مردم از وظایف حکومت‌ها و دولت‌ها است و اگر دولتی در این بخش‌ها کوتاهی کند، در پیشگاه خداوند مسئول است.
 
ایشان، حرکت در مسیر بیداری اسلامی را مسئله‌ای حیاتی ذکر کرده و گفتند: مردم قرن‌ها تحت سلطه استکبار و استبداد بودند، اما با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) بیدار شدند و علیه حکومت‌های جبار مستبد بپا خواستند.
 
این مرجع تقلید با بیان اینکه انقلاب‌های منطقه رو به پیروزی نهایی هستند، افزودند: امروز مقام معظم رهبری به عنوان پرچمدار بیداری اسلامی در منطقه محسوب می‌شوند و انقلاب اسلامی جان دوباره‌ای به انقلاب‌ها داده است.
 
 آیت الله نوری همدانی با بیان اینکه دیکتارتوهای منطقه باید از سرنوشت همنوعان خود عبرت بگیرند، یاد آور شدند: سرسپردگان آمریکا و غرب باید از فرجام دیکتاتورهایی همچون حسنی مبارک، بن علی، قذافی و صالح درس عبرت بگیرند و به خواسته ملت‌های خود جواب مثبت دهند، در غیر اینصورت عاقبت آن سقوط و نابودی است.
 
وی در پایان با اشاره به تحریم نفت ایران از سوی غربی‌ها و اتحادیه اروپا، تاکید کردند: ملت مسلمان ایران به این تحریم‌ها توجه و اعتنایی ندارد، و نظام اسلامی به پشتوانه همین ملت می‌تواند در صورت لزوم با اقتدار تنگه هرمز را ببندد.

 
انتقال زائران ربوده شده ایرانی به لبنان
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي: سیاسی

تعدادی از ایرانیان ربوده شده در سوریه به مکانی نامعلوم در شمال لبنان منتقل شده اند. 

به گزارش باشگاه خبرنگاران، شبکه پرس تی وی در گزارشی اعلام کرد؛ تعدادی از ایرانیان ربوده شده در سوریه به مکانی نامعلوم در شمال لبنان منتقل شده اند.
 
بر اساس این گزارش تعدادی از قبایل شمال لبنان خبر ورود زائران ایرانی به شمال لبنان را تایید کرده اند.
 
این آدم ربایی روز پنج شنبه (۶ بهمن، ۲۶ ژانویه) هنگامی که اتوبوس حامل زائران ایرانی مورد حمله مردان مسلح ناشناس قرار گرفت، به وقوع پیوست.
 
عوامل این حمله سپس اتوبوس را به یک مقصد نامعلوم هدایت کرده و مسافران زن را در این وسیله نقلیه رها کردند.
 
مردان مسلح در تماس با خویشاوندان یکی از افراد ربوده شده در تهران، ضمن تایید ربودن زائران ایرانی در سوریه، خواستار خون بهایی نامشخص شدند.
 
رامین مهمان‌پرست، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران فورا ربوده شدن زائران این کشور در سوریه را فورا محکوم کرد و آن را اقدامی غیرانسانی و غیرقابل توجیه خواند.
 
وی روز پنج شنبه گفت: "این‌گونه اقدامات خلاف اصول انسانی و تعهدات اخلاقی و بین‌المللی به هیچ وجه قابل توجیه نبوده و انتظار می‌رود این افراد در اسرع وقت نسبت به رهایی زوار ایرانی اقدام کنند."
 
بر پایه این گزارش، ۵ مهندس برق ایرانی نیز در ماه دسامبر در مسیر حرکت خود به سمت یک نیروگاه برق در شهر ناآرام حمص به دست مردان مسلح ناشناس ربوده شدند.
 
دو کارشناس ایرانی دیگر نیز که در تلاش بودند وضعیت مهندسان ربوده شده را روشن سازند، ربوده شده و گزارشی از محل حضور و نگهداری آن‌ها منتشر نشده است.
 
کشور سوریه از ماه مارس ۲۰۱۱ میلادی صحنه ناآرامی‌هایی بوده است.
 
دولت سوریه می‌گوید، "قانون شکنان، خرابکاران و گروه‌های تروریستی مسلح" مسئول این ناآرامی‌ها که از خارج طراحی می‌شود، هستند.

 
با حضو میهمانانی از 73 کشور جهان
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي: بیداری اسلامی
نخستین همایش بین‌المللی"جوانان و بیداری
 
 
اسلامی" فردا برگزار می‌شود

خبرگزاری فارس: نخستین همایش بین‌المللی"جوانان و بیداری اسلامی" از فردا به مدت دو روز در تهران برگزار می‌شود.

خبرگزاری فارس: نخستین همایش بین‌المللی"جوانان و بیداری اسلامی" فردا برگزار می‌شود

 

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، اجلاس دو رزوه بین‌المللی "جوانان و بیداری اسلامی" از فردا در مرکز همایش‌های بین‌المللی برج میلاد آغاز به کار می‌کند.

در این همایش بیش از هزار تن از جوانان از 73 کشور شرکت خواهند کرد و در آن به مساله بیداری اسلامی و جوانان و نقش آنان در بیداری اسلامی و آینده خواهند پرداخت.

احیاء اصول و پیاده‌سازی ارزش‌ها و اهداف اسلامی براساس شریعت اسلام و قرآن، احیاء عزت و کرامت اسلامی و ملی کشورهای اسلامی، تشکیل قدرت بین‌المللی اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی جدید بر پایه دین، عقلانیت، علم و اخلاق، ایجاد فضای تعاملی بین جریانات، شخصیت‌ها، چهره‌ها و انتقال تجارب بین جنبش‌ها، مقابله با دخالت و تأثیرگذاری جبهه کفر و استکبار در ساخت نظام سیاسی جدید، ارائه الگوی مردم‌سالاری اسلامی به جای الگوی دموکراسی غربی، مبارزه با ظلم، ستم و یک‌جانبه‌گرایی نظام سلطه، استکبار جهانی و صهیونیزم بین‌الملل و تقویت روح خودباوری و اعتماد به نفس ملی در مواجهه با هجمه‌های تبلیغاتی و روانی نظام سلطه از جمله اهداف این اجلاس جهانی عنوان شده است.


 
آزادی استاد دانشگاه شریف با پرداخت وثیقه 460 هزار دلاری از زندان لس‌آنجلس
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي: سیاسی

خبرگزاری فارس: رئیس دانشگاه صنعتی شریف گفت: سیدمجتبی عطاردی عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف که از سوی مقامات آمریکایی به اتهام خرید تجهیزات آزمایشگاهی بازداشت شده با پرداخت قرار وثیقه‌ 460 هزار دلاری از زندان لس‌آنجلس آزاد و اکنون در منزل برادرش در لس‌آنجلس تحت‌نظر است.

خبرگزاری فارس: آزادی استاد دانشگاه شریف با پرداخت وثیقه 460 هزار دلاری از زندان لس‌آنجلس

 

رضا روستا آزاد رئیس دانشگاه صنعتی شریف در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، ‌با اعلام این خبر گفت: سیدمجتبی عطاردی عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف که از سوی مقامات آمریکایی به اتهام خرید تجهیزات آزمایشگاهی بازداشت شده  با پرداخت قرار وثیقه‌ای از زندان آزاد و اکنون در منزل برادرش در لس‌آنجلس تحت‌‌نظر است.

وی افزود: این استاد دانشگاه ابتدا در زندان لس‌آنجلس به سر می‌برد اما به زندان سانفرانسیسکو انتقال پیدا کرد که دوباره به زندان لس آنجلس منتقل شد و با توجه به اینکه قرار وثیقه 460 هزار دلاری را پرداخت کرد، در حال حاضر از زندان آزاد شده و در منزل برادرش در لس آنجلس تحت‌نظر است.

روستاآزاد خاطرنشان کرد: مبلغ قرار وثیقه سید مجتبی عطاردی 460 هزار دلار بود که با کمک دوستان، همکاران دانشگاهی، فارغ التحصیلان و خانواده وی این مبلع جمع‌آوری شده و برای آزادی‌اش پرداخت شد.


 
سخنگوی شورای نگهبان در نشست خبری اعلام کرد-1
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي: اخبارانتخابات
افزایش ۱۷درصدی تأیید صلاحیت داوطلبان
 
 
انتخابات مجلس نهم نسبت به دوره گذشته

خبرگزاری فارس: سخنگوی شورای نگهبان گفت که تأیید صلاحیت داوطلبان نمایندگی مجلس نهم نسبت به انتخابات مجلس هشتم افزایش ۱۷ درصدی داشته است.

خبرگزاری فارس: افزایش ۱۷درصدی تأیید صلاحیت داوطلبان انتخابات مجلس نهم نسبت به دوره گذشته
گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان صبح امروز شنبه با حضور در یک نشست خبری به سؤالات اصحاب رسانه در موضوعات مختلف پاسخ داد.

وی در ابتدای سخنان خود با اعلام اینکه در حال حاضر شورای نگهبان در فرصت بررسی صلاحیتها قرار دارد گفت: تا یکم بهمن نوبت رسیدگی در هیئت‌های نظارت استانی بود که پیش از آن نیز بررسی صلاحیتها در هیئت‌های اجرایی انجام و نتایج به هیئت‌های استانی اعلام شد.

سخنگوی شورای نگهبان اضافه کرد: پس از طی این مرحله، طبق قانون انتخابات از دوم بهمن تا ۲۱ بهمن به مدت ۲۰روز نوبت دریافت شکایات و رسیدگی به صلاحیتها در شورای نگهبان است؛ این رسیدگی ها مربوط به کسانی خواهد بود که نسبت به رسیدگی صلاحیت خود در مراحل گذشته اعتراض دارند.

کدخدایی با تأکید بر اینکه شورای نگهبان از هفته گذشته تاکنون جلسات فوق‌العاده‌ای را برای بررسی شکایات برگزار کرده است، از اعلام نتایج نهایی بررسی‌ها در روز ۲۱ بهمن ماه جاری خبر داد.

وی خاطرنشان کرد: در مجموع بررسی صلاحیتها در مراحل قبل، کاهش زیادی در رد صلاحیتها نسبت به دوره‌های قبل داشتیم به نحوی که در این دوره نسبت به مجلس هشتم ۱۷ درصد تأیید صلاحیتها افزایش داشته و به همان نسبت نیز در عدم تأیید صلاحیتها با کاهش روبه رو بودیم.

سخنگوی شورای نگهبان گفت: در مجموع، ۵ هزار ۳۸۲ نفر ثبت نام کرده بودند که از این میزان ۳۳۳ نفر انصراف دادند که از مجموع ۴هزار و ۸۷۷ نفر ثبت نام کننده، دو هزار و ۷۰۰ نفر شکایت کردند و در مجموع نیز ۵۵درصد تأیید صلاحیت شدند؛ شورای نگهبان طبق قانون وظیفه رسیدگی به شکایات را نیز بر عهده دارد.

"در بخش عدم تأیید صلاحیتها هم هزار و ۲۰۰ نفر در هیئت‌های مرکزی رد صلاحیت شدند که این عدد در جریان بررسی شکایات در شورای نگهبان روز به روز کاهش می‌یابد؛ در بخش عدم احراز نیز تعداد داوطلبانی که عدم احراز شدند به زیر هزار نفر رسیده و ما امیدواریم که این رقم کاهش چشمگیری داشته باشد و شاید رقم مذکور به یک سوم هم کاهش یابد".

کدخدایی در ادامه گفت وگوی خود با خبرنگاران اظهار داشت: ۳۳۳ نفر از ثبت نام کنندگان در مجموع انصراف داده بودند و ۱۷۲ نفر هم نسبت به نظرات هیئت‌های اجرایی شکایت نکردند که البته ممکن است عده‌ای هم نسبت به نظرات هیئت‌های مرکزی شکایت نکنند.

وی اشاره‌ای هم به برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس خبرگان رهبری در برخی حوزه‌های انتخابیه داشت و در این زمینه گفت: در مورد مجلس خبرگان رهبری هم ما در دو استان خراسان رضوی و کردستان انتخابات میان‌دوره‌ای داریم؛ تعدادی ثبت نام کرده بودند و نیاز بود از کسانی آزمون گرفته شود که این آزمون جمعه هفته گذشته در شهر قم گرفته شد و دوشنبه نتایج اولیه را اعلام خواهیم کرد و پس از آن نیز اعتراضات نسبت به نتایج را در ۵روز بررسی می‌کنیم.

سخنگوی شورای نگهبان تصریح کرد: این شورا در مورد انتخابات وظایف قانونی و نظارتی بر عهده دارد و در حال حاضر نیز شورا در مرحله فرصت ۲۰ روزه بررسی شکایات داوطلبان نسبت به نظرات هیئت‌های اجرایی و نظارت قرار داشته و پس از آن نیز فرصت یک هفته‌ای تبلیغات انتخاباتی را خواهیم داشت و نهایتا در روز ۱۲ اسفند انتخابات برگزار می‌شود.

کدخدایی ادامه داد: در روز انتخابات نظارت جزئی تر خواهد بود و ناظران شورا پای صندوق‌های رأی حضور دارند و گزارشها و موارد را ارسال خواهند کرد و پس از این مرحله نیز شورای نگهبان صحت حوزه‌های انتخابیه را بررسی خواهد کرد.

وی همچنین درباره مراحلی از انتخابات به صورت رایانه‌ای نیز اظهار داشت: کارشناسان شورا با وزارت کشور همکاری‌های لازم را دارند و اقدامات برای برگزاری مراحلی از انتخابات به صورت رایانه‌ای انجام شده است.
 
سخنگوی شورای نگهبان در ادامه این نشست خبری تأکید کرد که برای چاپ تعرفه نیز ناظرانی دائمی که بر کیفیت و چاپ نظارت کامل دارند در چاپخانه‌ها حضور داشته و تمهیدات لازم نیز در این زمینه اندیشیده شده است.

کدخدایی خاطرنشان کرد: شورای نگهبان اطمینان می‌دهد که انتخاباتی سالم و رقابتی در ۱۲ اسفند برگزار خواهد شد.

خبرنگاری از کدخدایی در رابطه با رد صلاحیت برخی نمایندگان فعلی مجلس به استناد عدم التزام به اسلام پرسید که وی هم در پاسخ گفت: در مورد عدم احراز در قانون انتخابات شرایطی ذکر شده است؛ آیا عدم التزام اسلام به معنای مسلمان نبودن است؛ شورای نگهبان بر اساس گزارش‌های دریافتی اقدام می‌کند و مثلا اگر فردی اقدامی کرده باشد که آن اقدام گناه کبیره باشد این مسئله التزام عملی به اسلام را مخدوش می‌کند.

" ممکن است فردی بخشی از وظایف خود را انجام داده اما بخشی دیگر را انجام نداده باشد لذا در آن بخشی که به وظایف خود عمل نکرده است عدم احراز می‌شود و این عدم احراز فقط مربوط به همان بخش است".

سخنگوی شورای نگهبان در رابطه با تبلیغات زودهنگام برخی نمایندگان نیز گفت: نظارت شورای نگهبان نظارتی جامع و مؤثر است و اگر در فرصت تبلیغات یا خارج از آن اقداماتی صورت گیرد که خلاف و مؤثر در حوزه انتخابیه باشد، شورا در مورد آن اقدام خواهد کرد و پس از انتخابات در مرحله بررسی صحت اوضاع انتخابیه آن مسئله را نیز مورد بررسی قرار خواهد داد.

کدخدایی اضافه کرد: ما هیچ ادعا و تعریضی نسبت به هیچ یک از نمایندگان فعلی مجلس و ثبت نام کنندگان نداریم بلکه ناچاریم به وظایف خود عمل کنیم.
ادامه دارد...


 
خانواده سیاف‌زاده طی اطلاعیه‌ای مطرح کردند
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي: سیاسی
انتقاد از سوءاستفاده ضدانقلاب از نام مرحوم
 
 
سیاف‌زاده/احمد عاشق امام خامنه‌ای بود

خبرگزاری فارس: خانواده احمد سیاف‌زاده با صدور اطلاعیه‌ای به سوءاستفاده ضدانقلاب از نام این ایثارگر انقلاب اسلامی، اعتراض کردند.

خبرگزاری فارس: انتقاد از سوءاستفاده ضدانقلاب از نام مرحوم سیاف‌زاده/احمد عاشق امام خامنه‌ای بود

 

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، خانواده مرحوم احمد سیاف‌زاده در واکنش به برخی سوء‌استفاده‌ها از فوت این یادگار دفاع مقدس اطلاعیه‌ای صادر کردند.

در ابتدای این اطلاعیه با تشکر از حضور امت حزب‌الله و شهیدپرور در مراسم تشییع پیکر این بزرگوار تأکید شده است که خون این عزیزان چراغی دیگر در روشن‌تر شدن مسیر راه نظام در سایه ولایت است.

این اطلاعیه می‌افزاید: رسانه‌های بیگانه و معاندین داخلی و خارجی بدانند با جوّسازی‌ها نمی‌توانند خون این یادگار دفاع مقدس را در راستای اهداف شوم خود بکار گیرند.

خانواده این رزمنده ۸ سال دفاع مقدس در ادامه این اطلاعیه تصریح کرد: افتخار سیاف‌زاده و خانواده‌اش پیروی از  امام خمینی(ره)بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی و  مقام معظم رهبری حضرت  امام خامنه‌ای از ابتدای انقلاب تا به امروز بوده است.

در این اطلاعیه همچنین با تاکید بر این نکته که خون ایثارگران انقلاب اسلامی مردم را به نظام و انقلاب علاقمندتر می‌کند، تصریح شده است: خون این یادگاران انقلاب مسیر راه حق را به مردم نشان می‌دهد.

در پایان این اطلاعیه خطاب به معاندان داخلی و خارجی تاکید شده است که ضد انقلاب هیچگاه نمی‌تواند از خون یادگاران انقلاب و ۸ سال دفاع مقدس که همواره ولایی بوده و برای ولایت از جان خویش گذشتند به نفع اهداف شوم خودبهره ببرد.


 
سخنگوی شورای نگهبان در نشست خبری اعلام کرد-1
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸  کلمات کليدي:
افزایش ۱۷درصدی تأیید صلاحیت داوطلبان
انتخابات مجلس نهم نسبت به دوره گذشته

خبرگزاری فارس: سخنگوی شورای نگهبان گفت که تأیید صلاحیت داوطلبان نمایندگی مجلس نهم نسبت به انتخابات مجلس هشتم افزایش ۱۷ درصدی داشته است.

خبرگزاری فارس: افزایش ۱۷درصدی تأیید صلاحیت داوطلبان انتخابات مجلس نهم نسبت به دوره گذشته
گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان صبح امروز شنبه با حضور در یک نشست خبری به سؤالات اصحاب رسانه در موضوعات مختلف پاسخ داد.

وی در ابتدای سخنان خود با اعلام اینکه در حال حاضر شورای نگهبان در فرصت بررسی صلاحیتها قرار دارد گفت: تا یکم بهمن نوبت رسیدگی در هیئت‌های نظارت استانی بود که پیش از آن نیز بررسی صلاحیتها در هیئت‌های اجرایی انجام و نتایج به هیئت‌های استانی اعلام شد.

سخنگوی شورای نگهبان اضافه کرد: پس از طی این مرحله، طبق قانون انتخابات از دوم بهمن تا ۲۱ بهمن به مدت ۲۰روز نوبت دریافت شکایات و رسیدگی به صلاحیتها در شورای نگهبان است؛ این رسیدگی ها مربوط به کسانی خواهد بود که نسبت به رسیدگی صلاحیت خود در مراحل گذشته اعتراض دارند.

کدخدایی با تأکید بر اینکه شورای نگهبان از هفته گذشته تاکنون جلسات فوق‌العاده‌ای را برای بررسی شکایات برگزار کرده است، از اعلام نتایج نهایی بررسی‌ها در روز ۲۱ بهمن ماه جاری خبر داد.

وی خاطرنشان کرد: در مجموع بررسی صلاحیتها در مراحل قبل، کاهش زیادی در رد صلاحیتها نسبت به دوره‌های قبل داشتیم به نحوی که در این دوره نسبت به مجلس هشتم ۱۷ درصد تأیید صلاحیتها افزایش داشته و به همان نسبت نیز در عدم تأیید صلاحیتها با کاهش روبه رو بودیم.

سخنگوی شورای نگهبان گفت: در مجموع، ۵ هزار ۳۸۲ نفر ثبت نام کرده بودند که از این میزان ۳۳۳ نفر انصراف دادند که از مجموع ۴هزار و ۸۷۷ نفر ثبت نام کننده، دو هزار و ۷۰۰ نفر شکایت کردند و در مجموع نیز ۵۵درصد تأیید صلاحیت شدند؛ شورای نگهبان طبق قانون وظیفه رسیدگی به شکایات را نیز بر عهده دارد.

"در بخش عدم تأیید صلاحیتها هم هزار و ۲۰۰ نفر در هیئت‌های مرکزی رد صلاحیت شدند که این عدد در جریان بررسی شکایات در شورای نگهبان روز به روز کاهش می‌یابد؛ در بخش عدم احراز نیز تعداد داوطلبانی که عدم احراز شدند به زیر هزار نفر رسیده و ما امیدواریم که این رقم کاهش چشمگیری داشته باشد و شاید رقم مذکور به یک سوم هم کاهش یابد".

کدخدایی در ادامه گفت وگوی خود با خبرنگاران اظهار داشت: ۳۳۳ نفر از ثبت نام کنندگان در مجموع انصراف داده بودند و ۱۷۲ نفر هم نسبت به نظرات هیئت‌های اجرایی شکایت نکردند که البته ممکن است عده‌ای هم نسبت به نظرات هیئت‌های مرکزی شکایت نکنند.

وی اشاره‌ای هم به برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس خبرگان رهبری در برخی حوزه‌های انتخابیه داشت و در این زمینه گفت: در مورد مجلس خبرگان رهبری هم ما در دو استان خراسان رضوی و کردستان انتخابات میان‌دوره‌ای داریم؛ تعدادی ثبت نام کرده بودند و نیاز بود از کسانی آزمون گرفته شود که این آزمون جمعه هفته گذشته در شهر قم گرفته شد و دوشنبه نتایج اولیه را اعلام خواهیم کرد و پس از آن نیز اعتراضات نسبت به نتایج را در ۵روز بررسی می‌کنیم.

سخنگوی شورای نگهبان تصریح کرد: این شورا در مورد انتخابات وظایف قانونی و نظارتی بر عهده دارد و در حال حاضر نیز شورا در مرحله فرصت ۲۰ روزه بررسی شکایات داوطلبان نسبت به نظرات هیئت‌های اجرایی و نظارت قرار داشته و پس از آن نیز فرصت یک هفته‌ای تبلیغات انتخاباتی را خواهیم داشت و نهایتا در روز ۱۲ اسفند انتخابات برگزار می‌شود.

کدخدایی ادامه داد: در روز انتخابات نظارت جزئی تر خواهد بود و ناظران شورا پای صندوق‌های رأی حضور دارند و گزارشها و موارد را ارسال خواهند کرد و پس از این مرحله نیز شورای نگهبان صحت حوزه‌های انتخابیه را بررسی خواهد کرد.

وی همچنین درباره مراحلی از انتخابات به صورت رایانه‌ای نیز اظهار داشت: کارشناسان شورا با وزارت کشور همکاری‌های لازم را دارند و اقدامات برای برگزاری مراحلی از انتخابات به صورت رایانه‌ای انجام شده است.
 
سخنگوی شورای نگهبان در ادامه این نشست خبری تأکید کرد که برای چاپ تعرفه نیز ناظرانی دائمی که بر کیفیت و چاپ نظارت کامل دارند در چاپخانه‌ها حضور داشته و تمهیدات لازم نیز در این زمینه اندیشیده شده است.

کدخدایی خاطرنشان کرد: شورای نگهبان اطمینان می‌دهد که انتخاباتی سالم و رقابتی در ۱۲ اسفند برگزار خواهد شد.

خبرنگاری از کدخدایی در رابطه با رد صلاحیت برخی نمایندگان فعلی مجلس به استناد عدم التزام به اسلام پرسید که وی هم در پاسخ گفت: در مورد عدم احراز در قانون انتخابات شرایطی ذکر شده است؛ آیا عدم التزام اسلام به معنای مسلمان نبودن است؛ شورای نگهبان بر اساس گزارش‌های دریافتی اقدام می‌کند و مثلا اگر فردی اقدامی کرده باشد که آن اقدام گناه کبیره باشد این مسئله التزام عملی به اسلام را مخدوش می‌کند.

" ممکن است فردی بخشی از وظایف خود را انجام داده اما بخشی دیگر را انجام نداده باشد لذا در آن بخشی که به وظایف خود عمل نکرده است عدم احراز می‌شود و این عدم احراز فقط مربوط به همان بخش است".

سخنگوی شورای نگهبان در رابطه با تبلیغات زودهنگام برخی نمایندگان نیز گفت: نظارت شورای نگهبان نظارتی جامع و مؤثر است و اگر در فرصت تبلیغات یا خارج از آن اقداماتی صورت گیرد که خلاف و مؤثر در حوزه انتخابیه باشد، شورا در مورد آن اقدام خواهد کرد و پس از انتخابات در مرحله بررسی صحت اوضاع انتخابیه آن مسئله را نیز مورد بررسی قرار خواهد داد.

کدخدایی اضافه کرد: ما هیچ ادعا و تعریضی نسبت به هیچ یک از نمایندگان فعلی مجلس و ثبت نام کنندگان نداریم بلکه ناچاریم به وظایف خود عمل کنیم.
ادامه دارد...


 
خانواده شهید احمدی روشن در برنامه "دیروز، امروز، فردا"- 2
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٧  کلمات کليدي:
2 مصطفی دیگر تربیت می‌کنم که رژیم صهیونیستی را نابود کنند

خبرگزاری فارس: مادر شهید احمدی روشن گفت: من در حال حاضر 2 مصطفی دیگر دارم که یکی پسر خودش است و دیگری پسر خواهرش لذا قول می‌دهم که با کمک دخترم و همسر مصطفی 2 مصطفی دیگر را تربیت کنم که رژیم صهیونیستی را نابود کنند.

خبرگزاری فارس: 2 مصطفی دیگر تربیت می‌کنم که رژیم صهیونیستی را نابود کنند

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس، در ادامه برنامه شب گذشته "دیروز، امروزع فردا" که با حضور پدر، مادر و همسر شهید مصطفی احمدی روشن برگزار شد، ‌حسین رنجبران ‌از ‌ساخت و پخش‌ مستندی زیبا درباره شهید احمدی ‌روشن در شبکه 3 با تاکید معاون سیما خبر داد.

در ادامه پدر شهید احمدی ‌روشن در پاسخ به این سؤال که چرا دشمن به این فکر افتاده ‌که جوانان اندیشمند و متعهد کشورمان را با ترور از سر راه خود بردارد؟ گفت: نسل اول انقلاب تا حدود زیادی به تکالیف خود عمل کرده‌اند و دوران دفاع مقدس را با سربلندی گذراندند‌ لذا امروز نسل سوم انقلاب که مصطفی من نیز جز همین نسل محسوب می‌شود، وارد جنگ در جبهه جدید علیه دشمن شده است و آن عرصه جهاد در جبهه علم و فناوری است.

وی ادامه داد: دشمن می‌بیند آن کسی که در مقابل او ایستاده است، همین نسل سوم معتقد به آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی است و این نسل سوم است که به عنوان مثال در عرصه هسته‌ای قله‌ها را فتح می‌کند و باعث سربلندی انقلاب اسلامی ایران می‌شود، به همین علت فکر می‌کند که می‌تواند با ترور احمدی روشن‌ها مانع از تحقق موفقیت‌ها شود.

پدر شهید احمدی ‌روشن ادامه داد: دشمن خیال باطل دارد چراکه ‌معتقدیم با کشته شدن در راه حق جان و روح تازه‌ای به کالبد جوانان مسلمان کشورمان تزریق می‌شود و یک حرکت تازه و محکم را در کشور ایجاد می‌کند. اگر یک نفر مانند مصطفی شهید شد، دیدیم که دانشجویان چگونه خواهان ادامه راه او در رشته فیزیک هسته‌ای شدند. حرکت مومنانه و مستحکم جوانان ‌در عرصه‌های گوناگون موجب می‌شود که دشمن هر روز عقب‌تر رود.

مادر شهید احمدی روشن در پاسخ به این سؤال که به نظر شما عامل شهادت مصطفی در چه وضعیتی است، گفت: من فکر می‌کنم که او به شدت از کار خود پشیمان است زیرا ‌آنچه ‌اتفاق افتاد، کاملا عکس برنامه او بود. دشمن می‌خواست که ترس را در دل جوانان و همرزمان عرصه جهاد علمی ایجاد کند ولی موفق نشد و امروز می‌بینیم که همه ایران شور و شوق است و حتی کسانی که شک داشتند به سمت جهاد علمی بروند، امروز مصمم‌تر از گذشته تصمیم خود را قاطعانه گرفته‌اند تا راه افتخار‌آمیز جهاد علمی را طی کنند.

مجری برنامه در ادامه خطاب به مادر شهید احمدی ‌روشن گفت: شما به عنوان مادر شهید این روحیه مستحکم و این استقامت و اعتقاد راسخ را از کجا به دست آورده‌اید که توانسته‌اید این گونه با صلابت سخن بگویید که مادر شهید پاسخ داد: "من تا زنده هستم، این راه را ادامه خواهم داد". من علاوه بر مصطفی در حال حاضر 2 مصطفی دیگر دارم که یکی پسر خودش است و دیگری پسر خواهرش لذا قول می‌دهم که با کمک دخترم و همسر مصطفی 2 مصطفی دیگر را تربیت کنم که رژیم صهیونیستی را به خار و خاشاک بکشد.

همسر شهید احمدی روشن ادامه داد: مصطفی عاشقانه وظایف خود را انجام می‌داد، به حدی که من مصطفی را گاها در خانه کم می‌دیدم. وی بسیار پر تلاش بود و من کمتر موفق می‌شدم به دلیل ازدحام کاری، از حال و روز او آگاه شوم. مصطفی زمانی که اساتید دیگر عرصه جهاد علمی توسط دشمن ترور شدند، از بسیاری از مسائل آگاه بود ولی به من چیزی نمی‌گفت. بعد از شهادت آخرین شهید این عرصه روند کاری مصطفی بسیار شیب تندتری گرفت و ازدحام کاری‌اش بیشتر شد. مصطفی بسیاری از فشردگی‌های کارش را در درون دلش نگه می‌داشت و سعی می‌کرد از سختی‌ها چیزی بروز ندهد‌ لذا به دلیل آنکه نمی‌خواست ذره‌ای از سختی‌ها به خانه منتقل شود، پاسخ من را با خنده و خوشرویی می‌داد‌ تا به گونه‌ای همسر و فرزندش و خانواده احساس نگرانی نکنند و بیشتر سعی می‌کرد نقش همسری و پدری خود را در خانه ایفا کند.

پدر شهید احمدی روشن در پاسخ به این سؤال که قطعا پدری مانند شما با پسرش رفیق بوده است لذا شما چگونه با مصطفی رفاقت می‌کردید، با حالتی بغض آلود و معنوی گفت: من با مصطفی خیلی رفیق بودم. او همیشه سعی می‌کرد ‌دل من را شاد کند و من نیز با خوشرویی و خنده جواب او را می‌دادم. ما پدر و فرزند و رفیق بودیم ولی مصطفی رفیق نیمه راه بود... (گریه پدر)

همسر شهید ادامه داد: مصطفی آن زمانی که می‌خواست به سایت نطنز وارد شود، بسیار با بینش و با علاقه تمام وارد آنجا شد و برای اینکه کار دلخواه و تخصصی خود را انجام دهد، حدود یک ماه برای انجام کارهای استخدامی منتظر ماند. قطعا از نظر مصطفی راه‌اندازی سایت نطنز و به نتیجه رساندن آن یک جبهه بود. امروز دشمنان ما از دسترسی ایران به فناوری هسته‌ای به شدت هراسان هستند بنابراین هر کسی که بتواند قدمی کشورمان را در این راه به جلو ببرد، قطعا در مقابل دشمن ایستاده ‌و آن را ضعیف کرده است.

وی ادامه داد: انشالله دوستان همکاران و مصطفی نخواهند گذاشت به هیچ عنوان اقدامات مصطفی بر روی زمین بماند و سعی خواهند کرد که کارهای او هر چه زودتر به نتیجه مثبت برسد.

مادر شهید احمدی روشن در ادامه تاکید کرد: ‌حتما باید به ‌قله‌های دانش هسته‌ای برسیم. ما مثل آنها نیستیم که از این فناوری برای ساختن بمب استفاده کنیم تا مردم بیگانه کشته شوند بلکه ‌انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را برای خدمت به همه بشریت می‌خواهیم تا کشورمان در مقابل دشمنان مقتدر و مستقل باشد.

همسر شهید در ادامه گفت: خون مصطفی یک خون خاص بود و ریخته شدن خون او موجی از بیداری را در کشور و حتی در برخی کشورهای دیگر ایجاد کرده است. امروز مصطفی یک شخصیت فراملی است.

پدر شهید مصطفی احمدی روشن در پاسخ به این سؤال که پیام مصطفی به دانشجویان چه بوده است گفت: پیام مصطفی احمدی روشن امروز روشن است. او با شهادت خود این پیام را به جوانان داد که راه جهاد علمی برای اعتلای کشور و انقلاب اسلامی باید ادامه پیدا کند و خون شهدا هرگز نباید به هدر رود.

وی ادامه داد: شهادت مصطفی 3 پیام اصلی داشت که یکی ادامه حرکت در مسیر هسته‌ای، دوم انتخاباتی که به آن نزدیک هستیم و سوم حفظ نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه است. ما امروز در شرایطی قرار داریم که مسائل مهم داخلی و خارجی جریان دارد که باید با بصیرت نسبت به آن هوشیار باشیم.

مادر شهید گفت: دشمن سال‌ها است که با ناتوی فرهنگی برای به انحراف کشاندن جوانان ‌سرمایه‌‌گذاری زیادی کرده است تا آنها را از انقلاب و کشور جدا کند. مصطفی با شهادت خود بسیاری از اهداف دشمنان کشور و انقلاب را از بین برد یعنی شور و شوقی که شهادت مصطفی در میان جوانان کشورمان ایجاد کرد، خون تازه‌ای در رگ‌های انقلاب جاری کرد.

همسر شهیدنیز در خاتمه گفت: پیام شهادت مصطفی این بود که خواست بگوید اگر هر کسی و هر دانشجویی در هر جا مقام و مسئولیتی اگر درست کار و وظیفه خود را انجام دهد و خدا را در نظر داشته باشد، موفق خواهند شد.


 
خانواده شهید احمدی روشن در برنامه "دیروز، امروز، فردا"- 2
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٧  کلمات کليدي:
2 مصطفی دیگر تربیت می‌کنم که رژیم صهیونیستی را نابود کنند

خبرگزاری فارس: مادر شهید احمدی روشن گفت: من در حال حاضر 2 مصطفی دیگر دارم که یکی پسر خودش است و دیگری پسر خواهرش لذا قول می‌دهم که با کمک دخترم و همسر مصطفی 2 مصطفی دیگر را تربیت کنم که رژیم صهیونیستی را نابود کنند.

خبرگزاری فارس: 2 مصطفی دیگر تربیت می‌کنم که رژیم صهیونیستی را نابود کنند

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس، در ادامه برنامه شب گذشته "دیروز، امروزع فردا" که با حضور پدر، مادر و همسر شهید مصطفی احمدی روشن برگزار شد، ‌حسین رنجبران ‌از ‌ساخت و پخش‌ مستندی زیبا درباره شهید احمدی ‌روشن در شبکه 3 با تاکید معاون سیما خبر داد.

در ادامه پدر شهید احمدی ‌روشن در پاسخ به این سؤال که چرا دشمن به این فکر افتاده ‌که جوانان اندیشمند و متعهد کشورمان را با ترور از سر راه خود بردارد؟ گفت: نسل اول انقلاب تا حدود زیادی به تکالیف خود عمل کرده‌اند و دوران دفاع مقدس را با سربلندی گذراندند‌ لذا امروز نسل سوم انقلاب که مصطفی من نیز جز همین نسل محسوب می‌شود، وارد جنگ در جبهه جدید علیه دشمن شده است و آن عرصه جهاد در جبهه علم و فناوری است.

وی ادامه داد: دشمن می‌بیند آن کسی که در مقابل او ایستاده است، همین نسل سوم معتقد به آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی است و این نسل سوم است که به عنوان مثال در عرصه هسته‌ای قله‌ها را فتح می‌کند و باعث سربلندی انقلاب اسلامی ایران می‌شود، به همین علت فکر می‌کند که می‌تواند با ترور احمدی روشن‌ها مانع از تحقق موفقیت‌ها شود.

پدر شهید احمدی ‌روشن ادامه داد: دشمن خیال باطل دارد چراکه ‌معتقدیم با کشته شدن در راه حق جان و روح تازه‌ای به کالبد جوانان مسلمان کشورمان تزریق می‌شود و یک حرکت تازه و محکم را در کشور ایجاد می‌کند. اگر یک نفر مانند مصطفی شهید شد، دیدیم که دانشجویان چگونه خواهان ادامه راه او در رشته فیزیک هسته‌ای شدند. حرکت مومنانه و مستحکم جوانان ‌در عرصه‌های گوناگون موجب می‌شود که دشمن هر روز عقب‌تر رود.

مادر شهید احمدی روشن در پاسخ به این سؤال که به نظر شما عامل شهادت مصطفی در چه وضعیتی است، گفت: من فکر می‌کنم که او به شدت از کار خود پشیمان است زیرا ‌آنچه ‌اتفاق افتاد، کاملا عکس برنامه او بود. دشمن می‌خواست که ترس را در دل جوانان و همرزمان عرصه جهاد علمی ایجاد کند ولی موفق نشد و امروز می‌بینیم که همه ایران شور و شوق است و حتی کسانی که شک داشتند به سمت جهاد علمی بروند، امروز مصمم‌تر از گذشته تصمیم خود را قاطعانه گرفته‌اند تا راه افتخار‌آمیز جهاد علمی را طی کنند.

مجری برنامه در ادامه خطاب به مادر شهید احمدی ‌روشن گفت: شما به عنوان مادر شهید این روحیه مستحکم و این استقامت و اعتقاد راسخ را از کجا به دست آورده‌اید که توانسته‌اید این گونه با صلابت سخن بگویید که مادر شهید پاسخ داد: "من تا زنده هستم، این راه را ادامه خواهم داد". من علاوه بر مصطفی در حال حاضر 2 مصطفی دیگر دارم که یکی پسر خودش است و دیگری پسر خواهرش لذا قول می‌دهم که با کمک دخترم و همسر مصطفی 2 مصطفی دیگر را تربیت کنم که رژیم صهیونیستی را به خار و خاشاک بکشد.

همسر شهید احمدی روشن ادامه داد: مصطفی عاشقانه وظایف خود را انجام می‌داد، به حدی که من مصطفی را گاها در خانه کم می‌دیدم. وی بسیار پر تلاش بود و من کمتر موفق می‌شدم به دلیل ازدحام کاری، از حال و روز او آگاه شوم. مصطفی زمانی که اساتید دیگر عرصه جهاد علمی توسط دشمن ترور شدند، از بسیاری از مسائل آگاه بود ولی به من چیزی نمی‌گفت. بعد از شهادت آخرین شهید این عرصه روند کاری مصطفی بسیار شیب تندتری گرفت و ازدحام کاری‌اش بیشتر شد. مصطفی بسیاری از فشردگی‌های کارش را در درون دلش نگه می‌داشت و سعی می‌کرد از سختی‌ها چیزی بروز ندهد‌ لذا به دلیل آنکه نمی‌خواست ذره‌ای از سختی‌ها به خانه منتقل شود، پاسخ من را با خنده و خوشرویی می‌داد‌ تا به گونه‌ای همسر و فرزندش و خانواده احساس نگرانی نکنند و بیشتر سعی می‌کرد نقش همسری و پدری خود را در خانه ایفا کند.

پدر شهید احمدی روشن در پاسخ به این سؤال که قطعا پدری مانند شما با پسرش رفیق بوده است لذا شما چگونه با مصطفی رفاقت می‌کردید، با حالتی بغض آلود و معنوی گفت: من با مصطفی خیلی رفیق بودم. او همیشه سعی می‌کرد ‌دل من را شاد کند و من نیز با خوشرویی و خنده جواب او را می‌دادم. ما پدر و فرزند و رفیق بودیم ولی مصطفی رفیق نیمه راه بود... (گریه پدر)

همسر شهید ادامه داد: مصطفی آن زمانی که می‌خواست به سایت نطنز وارد شود، بسیار با بینش و با علاقه تمام وارد آنجا شد و برای اینکه کار دلخواه و تخصصی خود را انجام دهد، حدود یک ماه برای انجام کارهای استخدامی منتظر ماند. قطعا از نظر مصطفی راه‌اندازی سایت نطنز و به نتیجه رساندن آن یک جبهه بود. امروز دشمنان ما از دسترسی ایران به فناوری هسته‌ای به شدت هراسان هستند بنابراین هر کسی که بتواند قدمی کشورمان را در این راه به جلو ببرد، قطعا در مقابل دشمن ایستاده ‌و آن را ضعیف کرده است.

وی ادامه داد: انشالله دوستان همکاران و مصطفی نخواهند گذاشت به هیچ عنوان اقدامات مصطفی بر روی زمین بماند و سعی خواهند کرد که کارهای او هر چه زودتر به نتیجه مثبت برسد.

مادر شهید احمدی روشن در ادامه تاکید کرد: ‌حتما باید به ‌قله‌های دانش هسته‌ای برسیم. ما مثل آنها نیستیم که از این فناوری برای ساختن بمب استفاده کنیم تا مردم بیگانه کشته شوند بلکه ‌انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را برای خدمت به همه بشریت می‌خواهیم تا کشورمان در مقابل دشمنان مقتدر و مستقل باشد.

همسر شهید در ادامه گفت: خون مصطفی یک خون خاص بود و ریخته شدن خون او موجی از بیداری را در کشور و حتی در برخی کشورهای دیگر ایجاد کرده است. امروز مصطفی یک شخصیت فراملی است.

پدر شهید مصطفی احمدی روشن در پاسخ به این سؤال که پیام مصطفی به دانشجویان چه بوده است گفت: پیام مصطفی احمدی روشن امروز روشن است. او با شهادت خود این پیام را به جوانان داد که راه جهاد علمی برای اعتلای کشور و انقلاب اسلامی باید ادامه پیدا کند و خون شهدا هرگز نباید به هدر رود.

وی ادامه داد: شهادت مصطفی 3 پیام اصلی داشت که یکی ادامه حرکت در مسیر هسته‌ای، دوم انتخاباتی که به آن نزدیک هستیم و سوم حفظ نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه است. ما امروز در شرایطی قرار داریم که مسائل مهم داخلی و خارجی جریان دارد که باید با بصیرت نسبت به آن هوشیار باشیم.

مادر شهید گفت: دشمن سال‌ها است که با ناتوی فرهنگی برای به انحراف کشاندن جوانان ‌سرمایه‌‌گذاری زیادی کرده است تا آنها را از انقلاب و کشور جدا کند. مصطفی با شهادت خود بسیاری از اهداف دشمنان کشور و انقلاب را از بین برد یعنی شور و شوقی که شهادت مصطفی در میان جوانان کشورمان ایجاد کرد، خون تازه‌ای در رگ‌های انقلاب جاری کرد.

همسر شهیدنیز در خاتمه گفت: پیام شهادت مصطفی این بود که خواست بگوید اگر هر کسی و هر دانشجویی در هر جا مقام و مسئولیتی اگر درست کار و وظیفه خود را انجام دهد و خدا را در نظر داشته باشد، موفق خواهند شد.


 
خانواده شهید احمدی روشن در برنامه "دیروز، امروز، فردا"- 2
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٧  کلمات کليدي:
2 مصطفی دیگر تربیت می‌کنم که رژیم صهیونیستی را نابود کنند

خبرگزاری فارس: مادر شهید احمدی روشن گفت: من در حال حاضر 2 مصطفی دیگر دارم که یکی پسر خودش است و دیگری پسر خواهرش لذا قول می‌دهم که با کمک دخترم و همسر مصطفی 2 مصطفی دیگر را تربیت کنم که رژیم صهیونیستی را نابود کنند.

خبرگزاری فارس: 2 مصطفی دیگر تربیت می‌کنم که رژیم صهیونیستی را نابود کنند

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس، در ادامه برنامه شب گذشته "دیروز، امروزع فردا" که با حضور پدر، مادر و همسر شهید مصطفی احمدی روشن برگزار شد، ‌حسین رنجبران ‌از ‌ساخت و پخش‌ مستندی زیبا درباره شهید احمدی ‌روشن در شبکه 3 با تاکید معاون سیما خبر داد.

در ادامه پدر شهید احمدی ‌روشن در پاسخ به این سؤال که چرا دشمن به این فکر افتاده ‌که جوانان اندیشمند و متعهد کشورمان را با ترور از سر راه خود بردارد؟ گفت: نسل اول انقلاب تا حدود زیادی به تکالیف خود عمل کرده‌اند و دوران دفاع مقدس را با سربلندی گذراندند‌ لذا امروز نسل سوم انقلاب که مصطفی من نیز جز همین نسل محسوب می‌شود، وارد جنگ در جبهه جدید علیه دشمن شده است و آن عرصه جهاد در جبهه علم و فناوری است.

وی ادامه داد: دشمن می‌بیند آن کسی که در مقابل او ایستاده است، همین نسل سوم معتقد به آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی است و این نسل سوم است که به عنوان مثال در عرصه هسته‌ای قله‌ها را فتح می‌کند و باعث سربلندی انقلاب اسلامی ایران می‌شود، به همین علت فکر می‌کند که می‌تواند با ترور احمدی روشن‌ها مانع از تحقق موفقیت‌ها شود.

پدر شهید احمدی ‌روشن ادامه داد: دشمن خیال باطل دارد چراکه ‌معتقدیم با کشته شدن در راه حق جان و روح تازه‌ای به کالبد جوانان مسلمان کشورمان تزریق می‌شود و یک حرکت تازه و محکم را در کشور ایجاد می‌کند. اگر یک نفر مانند مصطفی شهید شد، دیدیم که دانشجویان چگونه خواهان ادامه راه او در رشته فیزیک هسته‌ای شدند. حرکت مومنانه و مستحکم جوانان ‌در عرصه‌های گوناگون موجب می‌شود که دشمن هر روز عقب‌تر رود.

مادر شهید احمدی روشن در پاسخ به این سؤال که به نظر شما عامل شهادت مصطفی در چه وضعیتی است، گفت: من فکر می‌کنم که او به شدت از کار خود پشیمان است زیرا ‌آنچه ‌اتفاق افتاد، کاملا عکس برنامه او بود. دشمن می‌خواست که ترس را در دل جوانان و همرزمان عرصه جهاد علمی ایجاد کند ولی موفق نشد و امروز می‌بینیم که همه ایران شور و شوق است و حتی کسانی که شک داشتند به سمت جهاد علمی بروند، امروز مصمم‌تر از گذشته تصمیم خود را قاطعانه گرفته‌اند تا راه افتخار‌آمیز جهاد علمی را طی کنند.

مجری برنامه در ادامه خطاب به مادر شهید احمدی ‌روشن گفت: شما به عنوان مادر شهید این روحیه مستحکم و این استقامت و اعتقاد راسخ را از کجا به دست آورده‌اید که توانسته‌اید این گونه با صلابت سخن بگویید که مادر شهید پاسخ داد: "من تا زنده هستم، این راه را ادامه خواهم داد". من علاوه بر مصطفی در حال حاضر 2 مصطفی دیگر دارم که یکی پسر خودش است و دیگری پسر خواهرش لذا قول می‌دهم که با کمک دخترم و همسر مصطفی 2 مصطفی دیگر را تربیت کنم که رژیم صهیونیستی را به خار و خاشاک بکشد.

همسر شهید احمدی روشن ادامه داد: مصطفی عاشقانه وظایف خود را انجام می‌داد، به حدی که من مصطفی را گاها در خانه کم می‌دیدم. وی بسیار پر تلاش بود و من کمتر موفق می‌شدم به دلیل ازدحام کاری، از حال و روز او آگاه شوم. مصطفی زمانی که اساتید دیگر عرصه جهاد علمی توسط دشمن ترور شدند، از بسیاری از مسائل آگاه بود ولی به من چیزی نمی‌گفت. بعد از شهادت آخرین شهید این عرصه روند کاری مصطفی بسیار شیب تندتری گرفت و ازدحام کاری‌اش بیشتر شد. مصطفی بسیاری از فشردگی‌های کارش را در درون دلش نگه می‌داشت و سعی می‌کرد از سختی‌ها چیزی بروز ندهد‌ لذا به دلیل آنکه نمی‌خواست ذره‌ای از سختی‌ها به خانه منتقل شود، پاسخ من را با خنده و خوشرویی می‌داد‌ تا به گونه‌ای همسر و فرزندش و خانواده احساس نگرانی نکنند و بیشتر سعی می‌کرد نقش همسری و پدری خود را در خانه ایفا کند.

پدر شهید احمدی روشن در پاسخ به این سؤال که قطعا پدری مانند شما با پسرش رفیق بوده است لذا شما چگونه با مصطفی رفاقت می‌کردید، با حالتی بغض آلود و معنوی گفت: من با مصطفی خیلی رفیق بودم. او همیشه سعی می‌کرد ‌دل من را شاد کند و من نیز با خوشرویی و خنده جواب او را می‌دادم. ما پدر و فرزند و رفیق بودیم ولی مصطفی رفیق نیمه راه بود... (گریه پدر)

همسر شهید ادامه داد: مصطفی آن زمانی که می‌خواست به سایت نطنز وارد شود، بسیار با بینش و با علاقه تمام وارد آنجا شد و برای اینکه کار دلخواه و تخصصی خود را انجام دهد، حدود یک ماه برای انجام کارهای استخدامی منتظر ماند. قطعا از نظر مصطفی راه‌اندازی سایت نطنز و به نتیجه رساندن آن یک جبهه بود. امروز دشمنان ما از دسترسی ایران به فناوری هسته‌ای به شدت هراسان هستند بنابراین هر کسی که بتواند قدمی کشورمان را در این راه به جلو ببرد، قطعا در مقابل دشمن ایستاده ‌و آن را ضعیف کرده است.

وی ادامه داد: انشالله دوستان همکاران و مصطفی نخواهند گذاشت به هیچ عنوان اقدامات مصطفی بر روی زمین بماند و سعی خواهند کرد که کارهای او هر چه زودتر به نتیجه مثبت برسد.

مادر شهید احمدی روشن در ادامه تاکید کرد: ‌حتما باید به ‌قله‌های دانش هسته‌ای برسیم. ما مثل آنها نیستیم که از این فناوری برای ساختن بمب استفاده کنیم تا مردم بیگانه کشته شوند بلکه ‌انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را برای خدمت به همه بشریت می‌خواهیم تا کشورمان در مقابل دشمنان مقتدر و مستقل باشد.

همسر شهید در ادامه گفت: خون مصطفی یک خون خاص بود و ریخته شدن خون او موجی از بیداری را در کشور و حتی در برخی کشورهای دیگر ایجاد کرده است. امروز مصطفی یک شخصیت فراملی است.

پدر شهید مصطفی احمدی روشن در پاسخ به این سؤال که پیام مصطفی به دانشجویان چه بوده است گفت: پیام مصطفی احمدی روشن امروز روشن است. او با شهادت خود این پیام را به جوانان داد که راه جهاد علمی برای اعتلای کشور و انقلاب اسلامی باید ادامه پیدا کند و خون شهدا هرگز نباید به هدر رود.

وی ادامه داد: شهادت مصطفی 3 پیام اصلی داشت که یکی ادامه حرکت در مسیر هسته‌ای، دوم انتخاباتی که به آن نزدیک هستیم و سوم حفظ نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه است. ما امروز در شرایطی قرار داریم که مسائل مهم داخلی و خارجی جریان دارد که باید با بصیرت نسبت به آن هوشیار باشیم.

مادر شهید گفت: دشمن سال‌ها است که با ناتوی فرهنگی برای به انحراف کشاندن جوانان ‌سرمایه‌‌گذاری زیادی کرده است تا آنها را از انقلاب و کشور جدا کند. مصطفی با شهادت خود بسیاری از اهداف دشمنان کشور و انقلاب را از بین برد یعنی شور و شوقی که شهادت مصطفی در میان جوانان کشورمان ایجاد کرد، خون تازه‌ای در رگ‌های انقلاب جاری کرد.

همسر شهیدنیز در خاتمه گفت: پیام شهادت مصطفی این بود که خواست بگوید اگر هر کسی و هر دانشجویی در هر جا مقام و مسئولیتی اگر درست کار و وظیفه خود را انجام دهد و خدا را در نظر داشته باشد، موفق خواهند شد.


 
? صفحه بعد